|
ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در چه كارند؟
|
|
|
تعدادي نامه از خوانندگان روزنامه رسيده كه در آنها شكاياتي درباره مصرف، هزينه و انشعاب آب و برق مطرح شده است. در يكي از اين نامه ها علي اسلامي نوشته: مدت زيادي است كه افرادي ناشناس با داخل كردن كابل از پشت ديوار خانه هاي مردم و اتصال به كنتور، به سرقت برق اقدام مي كنند و افرادي نيز با ايجاد انشعابهاي غير مجاز از برق مفت استفاده مي كنند. اين عده اخير كار خود را توجيه مي كنند و مي گويند قرار بوده آب و برق مجاني باشد. از وزارت نيرو و اداره برق مهرشهر و كمال شهر كرج تقاضا دارم رسيدگي كنند. نامه ديگر از عادل بيغال بازنشسته تأمين اجتماعي ساكن شهرزيبا رسيده است. او درنامه خود نوشته: «شركت توزيع برق شمال غرب تهران قصد دارد به دلايلي كه خود مي داند كنتور برق منزل اينجانب را به استاندارد تبديل كند و هزينه آن را نيز از من طلب مي كند. اينجانب اخطاريه شركت مزبور را غير قانوني مي دانم و خواستار رسيدگي از سوي مسؤولين مربوطه هستم.» در نامه ديگري كه از سوي اهالي كوي آزادگان اصفهان رسيده نوشته شده است : «در سال ۵۹ سازمان زمين شهري براساس ضوابط و آيين نامه هاي موجود آن زمان يك قطعه زمين واقع در دروازه شيراز، خيابان هزار جريب به تعدادي از خانواده هاي ايثارگران و كارمندان كم درآمد دولت واگذار كرده. پس از گذشت ۹ سال در ۲۰ شهريور ۶۸ هنگامي كه ساخت خانه ها در اين منطقه به پايان رسيده بود و مالكان خوشحال بودند پس از سالها صاحب سرپناهي شده اند مسؤولان برق منطقه اي اصفهان از خواب پريدند و با ارسال يك پيام تلويزيوني و يك اخطار چند خطي به در خانه ها هشدار دادند كه اين منازل در حريم دكلهاي برق فشار قوي است. اين در حالي است كه مردم اين كوي هزينه هاي زيادي به عنوان همياري با شهرداري متحمل شده اند تا خيابانها ومعابر و جدول بندي و فضاي سبز و ديگر امكانات رفاهي ساخته شود. البته آنها راست مي گويند و شبكه برق مذكور يكي از قويترين شبكه هاي برق فشار قوي است و تأثير بسياري در ايجاد امراض پوستي، مقطوع النسل شدن كودكان و ابتلا به امراض صعب العلاج دارد كه حتي در تحقيقات دانشگاه صنعتي اصفهان روي اهالي اين كوي به اثبات رسيده است. اما ذكر اين نكته ضروري است كه مبدأ مترو شهري، پل زير گذر و گذر، آسمان فراز و پارك تفريحي كوهستاني صفه و ... نيز در محدوده برق فشار قوي قرار دارد و ضمناً شبكه فوق با عمر ۳۵ سال مستعد هرگونه حادثه اي است. با توجه به اظهارات وزير نيرو كه گفته اند تمام تجهيزات انتقال نيرو در داخل كشور ساخته مي شود به نظر مي رسد اگر به جاي بي خانمان كردن مردم، به انتقال و جابجايي اين شبكه انديشيده شود بهتر است. اين نامه را ۴۲ نفر امضا كرده اند. نامه ديگر از عدالت نسب رسيده از گچساران. او نوشته: «سيستم صدور قبض بهاي برق ناحيه گچساران چه زماني اصلاح خواهد شد؟ از سال ۸۰ تا كنون ۳ مرتبه به اداره برق گچساران مراجعه و بدهي اداره خود را تسويه كرده ام. اما همچنان امور مشتركين اين اداره قبض تكراري صادر مي كند و اين يكي از دردسرهاي مردم است.» نامه ديگر از ب ـ ق از مازندران آمده است. او نوشته: در شهرستان ما اجراي يك طرح سه ساله ده سال به طول انجاميده است. طرح انتقال آب از گلنابدره به شهر بي پناه زير آب باپيشنهاد مردم و توصيه نمايندگان شهر تصويب و آغاز شد. پس از گذشتن از هفت خوان لوله ها و آمدن چندين پيمانكار كه هر كدام توشه اي برداشتند و رفتند و طرح مانند اكثر طرحهاي بدون نظارت اين مملكت به صورت نيمه كاره رها شد و با لاخره پس از مدتها با اما ها و اگر هاي فراوان به اتمام رسيد و كار انتقال آب هم با خون دل خوردنها انجام شد. اما نوشيدن آب مذكور داستانها دارد شنيدني. مردم شهر زير آب نبايد دائم از آب خالص گلنابدره در حالي كه داراي منابع غني آب و چشمه سارهاي فراوان است استفاده كنند. بلكه بايد از آب ادغام شده با آب خالص گنديده داخل چاه مانده يا مخلوط با اكسيدهاي پمپ و لوله هاي زنگ زده استفاده كنند. مخلوط كردن اين آبها به دليل آن است كه لوله هاي پلي اتيلن و فلكه هاي فشار شكن و اتصالات بين راهي و داخل شهر كه فقط نام خود كفايي را برخود دارد يا مي شكند يا فنرش در مي رود يا لوله مي تركد و در نهايت ابر و باد و مه و خورشيد و فلك دست به دست هم مي دهند و اين قصه را تكميل مي كنند كه آب منطقه وقت و بي وقت قطع مي شود. ديگر كار به جايي رسيده كه ما مردم درد قطع آب خود را فراموش مي كنيم و به حال كارگران زحمت كش و خسته آب و فاضلاب دل مي سوزانيم. من نمي دانم ابرو باد و مه و خورشيد و فلك در چه كارند كه ما چنين اوضاع سختي را بايد تحمل كنيم.
|