|
گفت وگو با محمد جواد مظفر ،نويسنده
تمايلات جديد درميان اصلاح طلبان
بخش دوم وپاياني/ رضا خجسته رحيمي
محمد جواد مظفر در نخستين بخش از گفت وگو ، به آسيب شناسي جنبش اصلاحات پرداخت وگفت : دوم خرداد ۷۶پاسخي به بن بست دوران سياست تقسيم كاردولت قبلي بود. مظفر درواپسين بخش گفت وگوبه نقد ائتلاف هاي جديد درميان اصلاح طلبان مي پردازد. | از لزوم شكل گيري ائتلاف هاي جديد در ميان اصلاح طلبان سخن رفت و شما گفتيد كه واقعيتها از شكل گيري اين ائتلاف جديد حكايت نمي كنند. من مي خواهم بگويم كه اكنون با توجه به امكاناتي كه جبهه مشاركت دارد از اين جريان به عنوان زمينه ساز ائتلاف جديد سخن مي رود، ولي آيا به نظر شما اين خواسته در حالي كه حذف برخي نيروهاي قديمي و ورود بسياري از نيروهاي غيرخودي را شامل مي شود، ممكن به نظر مي رسد؟ * اين تنها راهي است كه براي ادامه حيات اصلاحات وجود دارد. اگر شما بگوييد كه ممكن نيست اين راه هموار شود، من هم مي گويم كه نمي توان به ادامه اصلاحات اميدوار بود. بنابراين اين ائتلافهاي جديد به عنوان تنها راه حل ممكن بايد مدنظر باشند هرچقدر هم كه هزينه بر باشند. همچنين در خصوص شكل گيري اين ائتلاف هاي جديد شايد خيلي هم لازم نباشد كه ما به صورت جدي به دنبال عملياتي كردن آن باشيم، چون خود به خود چنين اتفاقي در حال وقوع است. اكنون در جبهه دوم خرداد و گروههاي ۱۸گانه آن اين انشقاق و شكل گيري ائتلافهاي جديد و جدا كردن حسابها به وضوح به چشم مي آيد. آنهايي كه كماكان به ماندن در قدرت مي انديشند آرام آرام سفره خود را از ديگران جدا كرده و مي كنند. | يعني در حقيقت با ورود نيروهاي جديد، رفته رفته و خود به خود نيروهاي سنتي تر و آنهايي كه تنها به حفظ قدرت مي انديشند كنار مي روند و در ادامه اين روند با تغيير كالبدي جبهه اصلاحات نيروهاي جديدتر بيشتر به آنها نزديك و نيروهاي سنتي تر نيز بيشتر از آنها دور مي شوند؟ * بله، همين طور است. خواست اصلاح طلبانه وحركت رو به جلوي جنبش اصلاح طلبي هم از بين نخواهد رفت و به حركت خود ادامه خواهد داد، اما در رويكرد وشكلي جديد. شايد جابه جايي صورت بگيرد و بخشي كاملا ً جذب قدرت حاكم شوند و به دنبال سهم گيري بروند، اما مسلما ً جاي آنها را عده اي ديگر خواهند گرفت. عده اي كه من مايلم به جاي تغيير راديكال آنها را صادق و پايبند به پروژه اصلاحات بنامم و قدرت طلبان از اين عرصه حذف خواهند شد. در طي سالهاي اخير چهره هاي جواني كه همواره در بيرون از حوزه قدرت بوده اند نيز به عرصه سياست ورزي آمده اند و آنها هستند كه مورد اقبال جدي قرار خواهند گرفت. | ولي آيا شكل گيري اين ائتلافهاي جديد منجر به پيروزي آنها در انتخابات آينده خواهد شد و به نظر شما منظور از شكل گيري اين ائتلاف نيز چنين بايد باشد؟ * نه، مسلما ً نگه داشتن فضاي سياسي و باز نگه داشتن اين عرصه در كشور مهمتر از هر چيزي است. از شكل گيري ائتلاف جديد اصلاح طلبي بايدهدفي درازمدت را دنبال كرد و نبايد تنها به انتخابات انديشيد. هدف را بايد در درازمدت تنظيم كرد اما در ميانه راه مسلماً اگر بر مبناي آن هدف و به صورت جدي حركت كرديم و مردم هم چنان حركت و جديتي را صادقانه دريافتند، مسلما ً پيروزي در انتخابات هم مقدور خواهد شد. اما نبايدتنها به پيروزي فكر كرد. اصلاح طلبان امروز بايد از خودتمايلاتي را نشان بدهند كه بسيار متفاوت ازكارهايي باشدكه تا به حال انجام داده اند. البته همان طور كه گفتم طرح اين تمايلات هم شايد بسيار هزينه بردار باشد. | ولي حالا مي خواهم يك سؤال عيني تر از شما بكنم. آيا با توجه به وضعيت فعلي حركت اصلاح طلبي و عملكرد و سخنان اصلاح طلبان در مجلس آينده ما شاهد به دست آوردن اكثريت كرسي هاي پارلمان توسط نيروهاي اصلاح طلب خواهيم بود؟ * مجلس هفتم زماني از اكثريت اصلاح طلبان پر مي شود كه مردم احساس كنند اقدامات و جهت گيريهاي اصلاح طلبان بسيار متفاوت از پيش است. اما اصلاح طلبان چنين اراده اي نداشته اندو در اين مسير گام برنداشته اند و گويا نمي توانند و نمي خواهند هم به اين سمت بروند، بنابراين به نظر نمي رسد كه اكثريت مجلس آينده از آن اصلاح طلبان باشد. مگر آنكه در ماههاي آينده شاهد حوادث غيرقابل پيش بيني باشيم. | ادامه حركت اصلاحي در چارچوب فعلي چه فرجامي خواهد داشت؟ * اصلاحات در بدنه اجتماعي و خصوصا ً در ميان نسل جوان و دانشگاهي از حركت بازنخواهد ايستاد. اصلاح طلبان فعلي اگر ناكارآمد باشند، حذف خواهند شد و جاي آنها را عده اي ديگر خواهند گرفت. ادامه حركت اصلاحات البته منوط به وضعيت ايران در صحنه سياست داخلي و خارجي هم خواهد بود و بنابراين نمي توان پيش بيني خيلي دقيقي داشت. در فضاي كنوني البته به نظر من هيچ موقعيتي هم براي اپوزيسيون خارج كشور و به لحاظ مقبوليت مردمي وجود ندارد مگر اينكه آنها با ياري قدرت و دخالت خارجي وارد عمل شوند. نيروها و اپوزيسيون خارج كشور از مقبوليت توده اي در داخل كشور برخوردار نيستند، بنابراين حتي در صورت حذف اصلاح طلبان حاكم در عرصه سياسي، جاي آنها را نيروهايي جوان و نوانديش در داخل كشور خواهندگرفت كه به نظر من چنين پتانسيلي در داخل موجود است. البته در ضعف عملكرد اصلاح طلبان حاكم اين امكان هم وجود دارد كه اپوزيسيون خارج از كشور با اتكا به دخالتها و قدرتهاي خارجي وارد معادلات داخلي شود. اين مسأله بستگي به ميزان چرخش و امتياز دادنهاي حاكميت هم دارد. حاكميت يا بايد به مردم امتياز دهد يا به قدرتهاي خارجي اگر حاكميت ما هيچ نرمش و انعطافي از خود نشان ندهد، هر اتفاقي ممكن است.
|