يكشنبه ۹ آذر ۱۳۸۲ - ۵ شوال ۱۴۲۴
Sun, Nov 30, 2003
چشم انداز
شماره ۲۶۵۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
اينترنت
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
جوان
فرهنگ و پايداري
چشم انداز
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
خوشبختي را بياموزيم
چرا زماني كه زندگي بر وفق مراداست، آن را شانس محض مي پنداريم؟ آيا واقعاً چنين است؟ اكثر ما انسان ها اشيايي را كه برايمان شانس مي آورند، همراه خود داريم؛ لباسهايي را مي پوشيم كه برايمان شانس مي آورند و قبل از اتفاقات مهم وردهاي كوتاهي مي خوانيم و...
در زندگي همه ما اتفاقاتي روي مي دهد كه آنها را يك جور شانس به حساب مي آوريم. اين اتفاقات باعث مي شوند احساس خوبي داشته باشيم، اما تنها براي چندلحظه. بخت و اقبالي كه واقعاً خواهان آن هستيم، دوام بيشتري دارد: داشتن يك شغل ارضاكننده، همسري كه دوستش داريم، دوستان خيلي خوب، زندگي راحت و آرامش فكري. براي ايجاد اين خوشبختي ها به پرورش يك شخصيت خوش اقبال نياز داريد، يعني تلفيقي از روش و كنشي كه فرصت ها را به سوي خود جذب مي كند. افرادي كه خوش شانس به نظر مي رسند، جذابند، چون افرادي با نفوذ و شاد هستند. ما به طرف آنها كشيده مي شويم زيرا دركنار آنان احساس امنيت مي كنيم، براي موفق شدن به ياري آنها اميدواريم، تا شايد كمي از شانسشان به ما هم منتقل شود. به خوش شانسي فكركنيد، آنگاه خواهيدديد امكان خوش شانس بودن شما بيشترمي شود. اما اين كه چندبار هماي سعادت بالاي سر شما به حركت درمي آيد، به اين كه چقدر در پرورش شخصيت خوش اقبال موفق بوده ايد، بستگي دارد. و اكنون با هم هفت رمز از رموز خوشبختي را مرورمي كنيم:
۱) فرض كنيد بخت يارتان است: قدم اول براي يادگيري روش صحيح در پرورش يك «شخصيت خوش اقبال» اين است كه بر اين باور باشيم كه همواره پيشامدهاي خوب برايمان اتفاق مي افتد.
۲) براحساسات خود مسلط باشيد: هنگامي كه به خوشبختي فكرمي كنيد، در واقع از بروز احساساتي جلوگيري مي كنيد كه از آنها باعنوان «سارقان خوشبختي» يادمي شود. اين احساسات كه به دور خوشبختي حصارمي كشند شامل خجالت، عصبانيت و دلخوري است كه باعث دلسردشدن اطرافيان مي شوند. هرچند ديگران مايل باشند شما را ياري كنند. كنترل اين احساسات منفي به شما كمك مي كند عزت نفس و خوشبيني بيشتري داشته باشيد و با ديگران بيشتر بجوشيد.
توجه كنيد داشتن اين احساسات يك مسأله و ابراز آنها مسأله ديگري است.
اگر عواملي را كه سبب بروز اين عواطف مي شوند، شناسايي كرده و تشخيص دهيد دراين موقعيت ها بيشتر ناراحت و افسرده مي شويد، مي توانيد قبل از ايجاد اين موقعيت ها، براي دفع يا غلبه بر آنها اقدام كنيد. اگر تصميم بگيريد روند ناخوشايند زندگي خود را تغيير دهيد بايد شكست ها و ناكامي ها را در يك پاكت خيالي با برچسب «اتلاف وقت» ريخته و افراد منفي بافي را كه لحظات زندگي شما را مسموم مي كنند، دست به سر كنيد.
۳) دريچه افكار خود را به روي فرصت ها بگشاييد: درست است كه نمي توانيم آنچه را سرنوشت برايمان درچنته دارد پيش بيني كنيم. اما مي توانيم با تغييررفتار خود به نحوي كه بيشتر مورداعتماد ديگران واقع شويم و همچنين با اطمينان به اين كه در برخورد با ديگران به نتايج مثبتي دست پيداخواهيم كرد، شانس خود را افزايش دهيم. مثلاً بيشتر اوقات ازگفتن نظراتمان به همكاران درمحيط كارخودداري مي كنيم، از ترس اينكه مبادا آنان نظرات ما را بدزدند و به حق واقعي خود نرسيم. اما درحقيقت افرادي كه مرتباً نظرات خود را بيان مي كنند، براي شركت در نشست هاي نقد و بررسي يعني جايي كه فرصت ها فراهم است، دعوت مي شوند. چرا كه براي نظراتشان ارزش قايلند. به علاوه، اگر افكار خود را محبوس كنيد، ذهن شما مدفن افكارتان خواهدشد، بهتر است با مردم روراست باشيد و به هرآنچه كه آنان براي گفتن دارند، گوش بسپاريد.
۴) دنيا را از آن خود بدانيد: با نشستن درخانه شانس شما افزايش نمي يابد. شما بايد از اتفاقات غيرمنتظره اي كه برايتان پيش مي آيد، استفاده كرده و امكانات موجود را جهت بهبود اقبال خود بررسي كنيد. هميشه راه را براي انتخاب باز بگذاريد و خود را براي اشتباهات آماده كنيد. وقتي مشتاق يادگيري هستيد، به چيزهاي بيشتري مي رسيد تا وقتي كه مي خواهيد از دست همه چيز خلاص شويد.
۵) حس حسادت را كنترل كنيد: غالباً افرادي كه به طرز وسواس گونه اي زندگي خود را با زندگي ديگران مقايسه مي كنند، كارشان به جايي مي رسد كه احساس بدبختي مي كنند. هميشه به يادداشته باشيد انساني هستيد با خصوصيات متفاوت؛ پس شرايط زندگي شما نيز بناچار با ديگران متفاوت است. در زندگي واقعي، هيچ يك از پيشامدهايي را كه ماروي آوري شانس مي ناميم، خوشبختي را تضمين نمي كنند. بسياري از برندگان قرعه كشي ها به مشكلات بزرگتر برخورد مي كنند؛ مشاغل گسترده تر و پيچيده تر اغلب به سردردهاي بيشتر منجر مي شوند و همسراني كه باهم جور نيستند، كارشان به دريغ خوردن و تنش هاي عصبي ديگر مي رسد. چيزهايي كه در ظاهر ايده آل به نظرمي رسد، ممكن است در واقعيت به صلاح شما نباشند. پس حواس خود را روي آمال و اهدافتان متمركز كنيد.
۶) مانند يك «رابط» فكر كنيد: هرچه تعداد افرادي كه مي شناسيد بيشتر باشد و هرچه خوش برخوردتر باشيد، ميزان خوش شانسي شما بيشتر مي شود. اين دسته از مردم را «رابط» مي نامند. بيشتر رابط ها خوش شانس هستند، چون با گروههاي بزرگي از افراد قدرتمند ارتباط برقرار مي كنند و با آنها همكاري دارند و به نوبه خود تبادل اطلاعات كرده و افرادي را كه مي شناسند به يكديگر معرفي مي كنند. براي اكثر ما برقراري روابط خودماني با اقوام دشوار است. به جاي آن ترجيح مي دهيم اوقات فراغت خود را با دوستان صميمي بگذرانيم. اما برقراري و تقويت روابط همكاري مستلزم آن است كه توقع بيش از حد نداشته باشيم. مثلاً نوشتن يادداشتي كوتاه براي تبريك تولد يا فرستادن اي ميلي كه حاوي اطلاعات سودمند باشد، مي تواند رابطه را حفظ كند. اگر تعداد زيادي از افراد مختلف را بشناسيد، از فرصت هاي بسيار بيشتري مطلع خواهيدشد. خوش مشرب بودن، فعاليت و صداقت مولد شانس است.
۷) به هر چيز از زاويه ديگر بنگريد: براي داشتن حس خوشبختي، به ديدي مثبت از گذشته و نظري خوش بينانه از آينده نيازمنديد. افرادي كه اظهار خوش اقبالي مي كنند، غالباً خاطرات خوب خود را به ياد مي آورند و خاطرات بد را به دست فراموشي مي سپارند. اين افراد زماني كه رويداد بدي برايشان اتفاق مي افتد، اين اتفاقات را با بدترين حادثه اي كه مي توانست برايشان رخ دهد، مقايسه مي كنند و به اين نتيجه مي رسند كه موفق و خوش شانس هستند. در پايان، اين توصيه دوستانه را نيز به ياد داشته باشيد: دفتر يادداشتي را به ثبت وقايع روزانه اختصاص دهيد. در پايان هر روز، درباره پنج رويداد مثبتي كه در طول روز برايتان پيش آمده است، بنويسيد و از تمام دردها، ضعف هاي فيزيكي و تجربه هاي منفي و يا تلخ ديگر فاكتور بگيريد. اين كار به شما يادآور مي شود زماني كه تصور مي كنيد وضعيت شما مصيبت بار است، چقدر خوشبخت هستيد.
ترجمه و اقتباس: عفت جلالوندي
دانشجوي رشته مترجمي زبان انگليسي ـ دانشگاه اراك
منبع: مجله Readers Digest
ازبكستان و گامهايي تازه به سوي رشد و شكوفايي
كشور ازبكستان با بيش از ۲۵ ميليون نفر جمعيت و برخورداري از يك موقعيت استراتژيك در قلب منطقه مهم آسياي مركزي در تلاش براي دستيابي به توسعه و رشد اقتصادي و اجتماعي در سالهاي پس از فروپاشي اتحاد شوروي سابق، گامهاي اميد بخش و مؤثري برداشته است. به اعتقاد بسياري از كارشناسان سازمانهاي بين المللي مستقر در تاشكند (پايتخت ازبكستان) «اسلام كريم اف» رئيس جمهوري در روند تلاشهاي خود براي ساختن كشور براساس معيارهاي اصولي و تدوين شده به خوبي توانسته است در تبيين كوششهاي خود به موفقيتهاي روزافزوني دست يابد. فراهم كردن زمينه هاي امنيت در اين كشور كه بيش از ۱۲۵ قوم و مليت با گرايشها و سنن مختلف در آن زندگي مي كنند، نتيجه مطلوب خود را درشرايط كنوني نمايان ساخته است.
اين درحالي است كه عواقب به جاي مانده از دوران هفت دهه حاكميت كمونيسم در اين كشور باستاني، از مشكلاتي بود كه دولت ازبكستان در سالهاي اخير با اجراي برنامه هاي مدون به تدريج توانست اين كشور پرجمعيت رابه مرحله اي از يك چشم انداز روشن، ثبات و امنيت و در كنار آن رشد اقتصادي برساند.
در سالهاي اخير، دولتهاي خارجي گام هاي تازه اي براي سرمايه گذاري در زمينه تجارت و اقتصاد دركشور برداشته اند. يك ديپلمات غربي گفت: ازبكستان يك كشور باثبات براي سرمايه گذاري است، وي در عين حال به اين نكته اشاره كرد كه رهبران ازبكستان با ارائه تصويري روشن از وضعيت كنوني و آينده اين كشور به خوبي توانسته اند اعتماد كشورهاي خارجي را براي سرمايه گذاري جلب كنند.
وي اظهار داشت: كاملاً روشن است كه دولت و مردم اين كشور داراي ويژگي هاي ارزشمندي در همكاري صميمانه با شركتها و نهادهاي بين المللي هستند.
از سوي ديگر، مديران شركتهاي خارجي يكي پس از ديگري وارد شهر تاشكند مي شوند، آنها درك كرده اند كه اين كشور از مكانيسمهاي خوبي براي رشداقتصادي بهره مند است. «الكساندر بريستفا» نماينده يك شركت بزرگ توليدكننده انواع ماشين آلات كشاورزي از روسيه گفت كه اقدام اخير دولت تاشكنددر رسميت دادن تبديل «صوم» (پول ملي اين كشور)، به ارزهاي معتبر مي تواند نشانه اميدبخشي براي سرمايه گذاري در اين كشور باشد. البته كشور هم اكنون در مرحله گذر اقتصادي داراي مشكلات اقتصادي و محدوديتهايي است، اما يكسان سازي نرخ ارز كه از يك ماه قبل در كشور به اجرا درآمده و منجر به از ميان برداشتن بازار سياه ارزهاي خارجي شده است را مي توان گام مؤثري در عملي كردن اهداف اقتصادي دولت برشمرد. روند تلاشهاي دولت در بازسازي و نوسازي كشور طي ۱۲سال پس از دستيابي به استقلال در جاي جاي اين كشور كاملاً مشهود است.
ايجاد سازمانهاي اجتماعي براي مليتها و اقوام مختلف و نيز براي زنان و جوانان، از جمله تلاشهاي دولت كريم اف در چندسال گذشته بوده است.
دولت تاشكند ضمن احترام به ارزشهاي معنوي اسلام زمينه هايي را فراهم كرده است كه مسلمانان اين كشور بتوانند در فضايي مطلوب به انجام فرايض ديني خود بپردازند. «خواجه مختار عبدالجبار» امام جماعت يكي از مساجد بزرگ تاشكند گفت كه مقامهاي مذهبي دولت همواره كوشش مي كنند تا به امور عمراني مسجد كمك كنند. اين به معناي آن است كه دولت به ارزشهاي ديني ما احترام مي گذارد. حاجي «عبدالرزاق يونس» معاون اداره ديني ازبكستان نيز گفت: مسلمانان ازبكستان در ۲۰۰۰مسجد اين كشور در ماه رمضان به اقامه نماز مي پردازند. در هر حال، بايد گفت كه دورنماي روشني در عرصه هاي مختلف در اين كشور در حال شكوفايي است. مردم و دولت ازبكستان در سالهاي اخير همواره علاقه مندي خود را به بسط و توسعه روابط دوستانه با كشورهاي منطقه به ويژه ايران براساس همكاري متقابل در زمينه هاي مختلف نشان داده اند.
شهر تاشكند با سه ميليون نفر جمعيت، به اعتقاد بسياري از كارشناسان، به عنوان باثبات ترين شهر آسياي مركزي شناخته شده است و ساكنان مناطق مختلف اين كشور به خصوص تاشكند با برخورداري از روحيه اي سرشار از مهرباني و صميميت صادقانه در ساختن كشوري با ثبات كه با رشد اقتصادي توأم باشد، فعالانه كوشش مي كنند. علاقه مندي مردم ازبكستان به فرهنگ غني ايران در اين كشور به خصوص در شهر تاشكند كاملاً مشهود است. رئيس جمهوري اين كشور سال جاري ميلادي از ايران ديدن كرد تا زمينه همكاريهاي دوجانبه را وارد مرحله تازه اي كند. وي در اين سفر با رهبران عالي رتبه جمهوري اسلامي ايران از جمله حضرت آيت الله «سيدعلي خامنه اي » رهبر معظم انقلاب اسلامي و «محمد خاتمي» رئيس جمهوري اسلامي ديدار و گفت وگو كرده است. ايران و ازبكستان در بسياري از مسائل منطقه اي از جمله بحران افغانستان داراي ديدگاههاي مشتركي هستند.
«محمد فتحعلي » سفير ايران در ازبكستان در گفت وگو با ايرنا به اين نكته اشاره كرد كه ازبكستان به دليل جايگاه مهم و كليدي در آسياي مركزي براي جمهوري اسلامي ايران از اهميت ويژه اي برخوردار است.
وي گفت: سطح مناسبات دو كشور هم اكنون از چشم انداز بسيار روشن و اميدبخشي برخوردار است.
نماينده ايرنا در تاشكند
راه خوشبختي از كدام طرف؟
145809.jpg
فرزانه روستايي
هر روز به نقطه اي مبهم چشم مي دوزد، با خودش فكر مي كند : «اگر من زيباتر بودم يا درخانواده اي ثروتمند به دنيا مي آمدم، اگر فقط كمي باهوشتر بودم يا ديگران بيشتر دوستم داشتند و ... آن وقت چقدر خوشبخت مي شدم.» بعد در ته و توهاي هزار فصل خاطراتش، لحظه و روزي را جست وجو مي كند كه احساس خوشبختي واقعي كرده باشد، اما معمولاً به نتيجه نمي رسد زانوي غم به بغل مي گيرد و همچنان منتظر مي نشيند تا دستي از غيب بيرون بيايد و اين مه پر رنگ نواميدي، تنهايي و ضعف را از زندگي اش دور كند و ابرهاي سياه را به كناري بزند تا شايد او هم بتواند آسمان آبي را ببيند. اين حالت تنها اختصاص به او ندارد در ميان دوستانش كساني را مي شناسد كه فكر مي كنند زندگي به همه مشكلات و دردسرهايش نمي ارزد براي آنها خوشبختي صندوقچه گنجي است كه در اقيانوس بزرگ پنهان شده است، دست روي دست مي گذارند و آن وقت مي گويند: «هرچه پيش آيد، خوش آيد!» در اين روزگار «اما واگر»! كه عده اي سرنوشت خود و زندگيشان را در حصاري از آرزوها و رؤياهاي دست نيافتني و «اگر» هايي كه گمان مي كنند امكان تحققشان وجود ندارد، اسير و زنداني مي بينند و بدون توجه به زيباييهاي اطراف خود و تواناييهاي فردي شان، خوشبختي و سعادت را درافقي بسيار دور تصور مي كنند، گروهي هم هستند كه ايمان، دارند، خوشبختي حق همه انسانها است و دست يافتن به آن كاري سهل و ساده ، اينها مي گويند براي رسيدن به خوشبختي نياز نيست راهي دور و دراز را پيمود.
مراجعه به خويشتن خويش «نخستين گام براي خوشبختي است».
اما صرفنظر از درستي و يانادرستي عقايد اين دو گروه، رهيافت دسته دوم، تقريباً پيام اصلي و مشترك بسياري از كتابها و مقاله ها با موضوعات خويشتن شناسي، قدرت تفكر و تقويت حافظه است كه اين روزها خواننده ها و طرفداران بسياري در ميان گروه هاي مختلف مردم و بويژه جوانها يافته است. دخترها و پسرهاي زيادي از روي كنجكاوي يا اعتقاد قلبي به اين كتابها پناه مي برند از لابه لاي سطور و مطالب آنها، به دنبال كشف راز و رمز خوشبختي و سعادت واقعي اند اما مطالعه اين قبيل كتابها كه ترجمه و چابهاي مكررشان در بازار كتاب ساكت و بي ادعاي ما اگر نگوييم يك اتفاق مهم، دست كم حادثه اي است كه نمي توان از كنارش بي تفاوت گذشت تا چه حد مي تواند پاسخگوي نياز طبيعي و خواسته دروني خوانندگانش بوده و راهنماي چگونه خوشبخت شدن و شادزيستن باشد؟
داشتن نگاه مثبت به زندگي و قضاوت و برخورد بهتر در مورد مشكلات و مقابله با افسردگي، ارزيابي توانايي هاي فردي، رسيدن به موفقيت، بهبود اوضاع مالي، عاطفي و ارتباطي و ... معمولاً از سر فصلهاي اين كتابها است نويسندگان آنها معتقدند وقايع تلخ و شيرين زندگي، پيامد نحوه نگرش آدمها به زندگي است، اگر نگرشمان به زندگي را تغيير دهيم، خوشبخت تر و شادتر خواهيم بود.»
نازنين، دانش آموخته رشته نقاشي كه حالا در يك هنرستان دخترانه درس مي دهد، تعريف مي كرد در دوران تحصيل در دانشگاه، دوستي داشته كه آدم بسيار راحتي بوده، سخت نمي گرفته و با استادها و دانشجوها براحتي رابطه برقرار مي كرده و خيلي وقتها در موقع گرفتاريها، پناه و سنگ صبور دوستانش بوده است: اين راحت گرفتن كارها و البته موفق بودن اين دوست در درسها سبب شده بود ، لقب خوش شانس ترين دانشجوي دانشكده را پيدا كند.
خيلي ها اين كارداني و زيركي را به استعداد ذاتي اش نسبت مي دادند. اما خودش در صحبتها معمولاً اين خصوصيات را اكتسابي مي دانست و عقيده اش اين بود كه همه مي توانند به آنها دست پيدا كنند.اصولاً بعضي آدمها با همه چيز مخالفند فقط بلدند آيه يأس بخوانند و كاسه چه كنم، چه كنم به دست بگيرند انگار كه هيچ رسالتي جز مأيوس كردن خودشان و ديگران ندارند. تأثيرات پديده هاي نوين زندگي صنعتي بر جامعه و اعضاي آن گاه به قدري جدي و مهم است كه سبب مي شود انسان در حالتي از يأس و نوميدي نسبت به توانايي روبرو شدن با تغييرات زندگي مدرن در نوع رابطه اش با ديگران و خود دچار شكست و ترديد شود و در اين مواقع نشان دادن واكنشها و بازخوردهاي متعددي كه با توجه به نوع فرهنگ هر جامعه اي متفاوت است قابل پيش بيني است اما بدترين نوع اين واكنش زماني است كه فرد در سرنوشت خود احساس ضعف كند و به اين ترتيب زمينه اي براي بروز رفتارهاي منفي اجتماعي در او به وجود مي آيد عمده هدف كتابهايي با مضامين روانشناسي كه توسط نويسندگان غربي نوشته مي شود، به نوعي مقابله با عوارض اين بن بست هاي روحي و فشارهاي ناشي از شرايط زندگي در جامعه صنعتي است اما پيچيده شدن نسخه اي كه براي مردم جامعه ديگري نوشته شده براي مردم با فرهنگ و تاريخچه متفاوت تا چه حد مفيد است؟ كتابفروشي مي گويد: بيشتر خريداران اين نوع كتابها دخترهاي جوان و زنهايند.
يك متخصص علوم اجتماعي معتقد است: در شرايطي كه باورهاي جمعي به گونه اي است كه معمولاً نقش و سهم كمتري براي زنان در جامعه قائل است، آنها بيشتر دچار خود كم بيني و احساس حقارت مي شوند و در نتيجه براي مقابله با اين حس سعي مي كنند به شناخت واقعي و صحيح از توانايي و قدرت ذهني خود دست يابند.
«زندگي باعشق زيباست» كتابي است كه دو سال قبل آقاي محمدي آن را خوانده است. او با اين كه نام نويسنده كتاب را به ياد ندارد، اما خيلي سريع جمله اي از اين كتاب را برايمان نقل مي كند: «به ديگران، بدون توقع عشق بورز و آنها را همانگونه كه هستند دوست بدار!» به نظر مهري سالار آنچه در اين كتابها مورد تأكيد قرار مي گيرد، در تعاليم بسياري از اديان الهي و مكاتب فلسفي اشاره شده است: «مصلحان و انديشمندان اجتماعي به پيروان خودتوصيه كرده اند براي بهتر شدن هر چيزي و ايجاد هر تغييري، ابتدا بايد خودشان را تغيير دهند.»يكي از موارد حساسيت برانگيز از سوي خانم احمدي، دبير ادبيات فارسي مورد توجه قرار گرفته است: «ممكن است مطالعه برخي از اين كتابها به جوان يك شناخت كاذب و دروغين از توانايي ها و قدرت فكري و ذهني اش بدهد. در اين شرايط او گمان مي كند آنقدر قدرت دارد كه بتواند هر مانعي را بدون توجه به مسائل ديگر، از سر راه خود بردارد.»يك جامعه شناس معتقد است «گاهي براثر فشارهاي روحي و بروز مشكلات متعدد، عزت نفس و خوداتكايي افراد، ضعيف و دچار اختلال مي شود در چنين شرايطي فرد به دنبال تكيه گاهي است كه با اتكاي بر آن بر اين بحران روحي غلبه كند وقتي امكان انجام مشاوره هاي درماني و ... وجود نداشته باشد يا با مراجعه به آنها نتيجه مطلوب حاصل نشده است، قرار دادن ذهن در معرض تصورات خوشايند، جملات و راهنمايي هايي كه به تقويت روحيه، اعتماد به نفس و خودباوري فرد منجر مي شود، راهي مناسب به نظر مي رسد»
روانكاوان معتقدند اصولاً هر شيوه اي كه در افزايش خود اتكايي و تقويت اعتماد به نفس فرد مؤثر باشد پذيرفتني است. مشروط بر آن كه منجر به شناخت كاذب فرد از توانايي هاي خود و ظرفيت محيط اطرافش نشود. آنها مي گويند: بايد واقعيت ها را فراروي خودمان قرار دهيم اما نه واقعيت هايي را كه ساخته و پرداخته و حاصل پيش ذهنيتهاي خود و اطرافيانمان هستند.
«به اعتقاد شما راه خوشبختي از كدام طرف است؟»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |