يكشنبه ۹ آذر ۱۳۸۲ - ۵ شوال ۱۴۲۴
Sun, Nov 30, 2003
جوان
شماره ۲۶۵۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
اينترنت
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
جوان
فرهنگ و پايداري
چشم انداز
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
يك گزارش در باره موبايل و جوانان
همه راه ها به موبايل ختم مي شود؟
145776.jpg
مسعود صدادوست
ديگر براي همه ما عادت شده كه هر روز در دست يكي از دوستانمان موبايل ببينيم، انگار موبايل تبديل شده به يكي از نمادهاي جوانان امروز به نظر مي رسد نسل ما بدون موبايل چيزي كم دارد، آنقدر كه براي خيلي ها همه راهها به موبايل ختم مي شود.
نادر سال سوم دبيرستان درس مي خواند ولي موبايل را براي خودش مايه دردسر مي داند « براي من موبايل خريده اند كه راحت تر كنترلم كنند.» براي نادر هيچ فرقي نمي كند كه چقدر براي موبايلش در قبض آبونمان هزينه ثبت شود «پولش را كه من نمي دهم، پدرم بايد بدهد.»
برخلاف نادر، مريم از اينكه پدرش قبل از اينكه وارد دانشگاه شود برايش موبايل خريده احساس خوشحالي مي كند: «همين كه به من اعتماد مي كنند، برايم خيلي ارزش دارد، ضمن اينكه به هر حال من احساس مي كنم موبايل از تلفن ثابت قابل اعتمادتر است، يعني اينكه به هيچ وجه امكان شنود وجود ندارد!»
محمد موبايل را وسيله اي مي داند كه به وسيله آن دوستانش خيلي راحت تر به او دسترسي دارند. «اگر روزي هم موبايل نداشته باشم زياد ناراحت نمي شوم، چون فقط از دست دوستان سمجم راحت شده ام.» محمد ضمن اينكه در رشته معماري دانشگاه آزاد درس مي خواند، كار هم مي كند پس:« قطعاً پولش را هم خودم مي دهم.»
رضا از دسته جوانهايي است كه موبايل را فقط به خاطر كلاسش خريده است:« به هر حال خيلي ضايع بود كه با اين همه ادعا جلوي بچه ها كم بياورم.» البته براي خريد موبايل از جيب مبارك پدرشان خرج كرده اند:« اينقدر زير گوش پدرم خواندم تا بالاخره حاضر شد برايم موبايل بخرد.» پس قبض هايش را چه كسي مي دهد «ديگه اين يكي را مجبورم خودم بدهم.»
مينا تازه ۴ ماه است كه موبايل خريده «جونم در اومد كه موبايل خريدم، بابام مي خواست برايم بخرد، اما خودم نگذاشتم » شايد مينا فكر استقلال را كرده «به هر حال اين هم بود.» اما مينا فكر مي كند مي تواند با داشتن موبايل ارتباطاطش را وسيع تر كند. هزينه موبايلش را هم خودش پرداخت مي كند.
سعيد هم پدر و مادرش به مناسبت روز تولدش برايش موبايل خريده اند، خودش هم فكر مي كند خيلي به اين موبايل نياز داشته: «باورتون نمي شه اگه يك روز موبايل نداشته باشم كارم راه نمي افتد.»
توي راهروي دانشگاه مرتب قدم مي زند، گوشي را محكم چسبانده به گوشش و با عصبانيت مشغول صحبت است، منتظر مي شود تا مكالمه اش تمام شود. حالا جلوتر مي روم، خودش را سارا معرفي مي كند، دانشجوي ترم دوم نرم افزار: «اصلاً اگر يك روز موبايل نداشته باشم، اون روز برايم روز نيست.» موبايلش را مادرش به عنوان كادوي روز تولدش خريده، هزينه قبض هايش را هم پدرش پرداخت مي كند. «به هر حال هر كدام بايد يك بخشي از هزينه را تقبل كنند.»
محبوبه دانشجوي فيزيك است، موبايلش را پدرش خريده ولي قبض موبايلش را خودش پرداخت مي كند، البته اگر پول نداشته باشد بازهم سراغ پدر مي رود. البته محبوبه از وقتي موبايلش را فروخته، در زندگي آرامش بيشتري دارد:«موبايل براي من دردسرهاي زيادي درست كرده بود . هميشه در دسترس بودم. بعضي وقت ها آدم دوست دارد پيدايش نكنند.»
عليرضا ۲۶ سال سن دارد، حدود ۶ سال است كه كار مي كند «بعد از ۲ سال كار، خودم موبايل خريدم.» پس قاعدتاً هزينه موبايلش را خودش پرداخت مي كند:«آره خب خيلي سخته، ولي بايد خودم بدهم.» براي عليرضا موبايل وسيله كار است: «چون كار خريد وفروش انجام مي دهم. خيلي برايم استفاده دارد، بعضي اوقات روز، ۴۰ هزار تومان با موبايل كاسبي مي كنم.»
نازنين با دوستش بر سر گوشي جديدي كه خريده صحبت مي كند، موبايلش را پدرش برايش خريد:« به خاطر قبولي در دانشگاه» او دانشجوي مهندسي برق دانشگاه شريف است:«پول قبض موبايلم را هم پدرم پرداخت مي كند.» البته براي نازنين زياد تفاوتي ندارد كه موبايل داشته باشد يا نه:« البته خب باعث شده تا در ارتباطاتم راحت تر باشم.»
شايد همه ما مثل نازنين، رضا، نادر يا عليرضا هستيم، هر كدام به بهانه اي موبايل مي خريم، هر موقع خواستيم آن را مي فروشيم و هر موقع خواستيم آن را مي خريم. اما يك چيز را فراموش نكنيد در كوچه پس كوچه هاي همين شهر براي خيلي ها داشتن يك جفت كفش سالم يك رؤياست ...
اسم تو هر اسمي كه هست
سيمين Simin
سيمين به معني خوب و ظريف ونيز از جنس نقره است.
اگر در زندگي سيمين يك موضوع وجودداشته باشد كه هميشه بر افكار و رفتارش سايه بيفكند، تنها ممكن است احساسات قوي او باشد. سيمين به شدت نسبت به مسائل اطرافش حساس است و واكنشهاي او نسبت به وقايع خارجي به دليل همين حساسيت معمولاً شديدتر از ديگران است. البته اين مسأله دليل ديگري هم دارد. سيمين طبيعتا ً آرمان گرا و كمال طلب است. ذهن خلاق وتصويرگر او به محض برخورد با موضوعي شروع به فعاليت مي كند تا او را در مسيري كه منتهي به يك هدف آرماني است هدايت كند. متأسفانه در بسياري از موارد به دليل توقعات بسيار بالايي كه سيمين از خود و نيز اطرافيانش دارد، علي رغم تلاشهاي فراواني كه مي كند نمي تواند به آرمانهاي ذهني اش برسد. اما جاي هيچگونه نگراني وجود ندارد. سيمين آنقدر پشتكار دارد كه تلاشهايش را همچنان ادامه دهد و نااميدنشود.
فكر مي كنيد در يك دنياي آرماني آدمها چگونه ارتباطي با يكديگر دارند؟ جوابهاي متفاوتي وجوددارد ولي نظر سيمين اين است كه آدمها بايد به يكديگر كمك كنند.طبيعي است با چنين ديدگاهي او هميشه اولين نفري است كه براي كمك به ديگران پيشقدم مي شود تا نيازهاي آنها را برطرف كند. حتي در بسياري موارد سيمين به دليل حساسيت شخصي اش، مواردي را درك مي كند كه براي ديگران ملموس نيست. از اين جهت مي توان گفت سيمين بسيار تأثيرپذير است و به همين دليل مشكلات ريز و پنهان ديگران را به راحتي كشف مي كند و البته براي رفع آنها نيز تلاش مي كند.
سيمين در عين حال كه شخصاً بسيار حساس است، اما نمي تواند اين حساسيتهايش را ابراز كند. براي او بيان احساسات دروني و عمق افكاري كه ذهنش را مشغول كرده آنچنان دشوار است كه ديگران تصور مي كنند شناخت او كار بسيار مشكلي است و اين عدم شناخت در مواردي مي تواند باعث بروز سوءتفاهم در روابط سيمين با ديگران شود. در مجموع سيمين از آن دسته افرادي است كه به ندرت توسط ديگران درك مي شود و اين يكي از گلايه هاي دائمي اوست.
و اما نكته آخر: با وجود تمام مسائلي كه ممكن است سيمين با آنها درگير باشد يك نكته هست كه شما بايد به آن توجه كنيد. بهتر است بدانيد توصيه و پند واندرزهاي شما كاملاً بي فايده خواهد بود. سيمين معمولاً آنقدر حواسش معطوف به خودش هست كه توصيه هاي ديگران را سرسري گرفته و فراموش كند. براي او تنها يك راه شناخت وجود دارد و آن هم تجربه شخصي است. دليل ديگري كه نبايد سيمين را نصيحت كنيد اين است كه احساساتش به راحتي جريحه دار شده و از دست شما خواهد رنجيد. مسلماً شما هم كه دوست نداريد چنين اتفاقي بيفتد؟ بخصوص وقتي كه هيچ نتيجه مثبت ديگري هم به دست نيايد...!
ساعت شني
انتخاب ميان شير و سوسمار
روز سوم دسامبر در تاريخ علم پزشكي يكي از روزهاي منحصر به فرد به شمار مي رود. در اين روز در سال ۱۹۶۷ در يكي از بيمارستانهاي شهر كيپ تاون پايتخت آفريقاي جنوبي، يك تيم بيست نفره پزشكي در حال تلاش بود تا جان يك تاجر ۵۴ساله آفريقايي را كه به دليل نارسايي حاد قلبي در معرض خطر مرگ قرار داشت نجات دهد. پيش از اينكه اين گروه به سرپرستي دكتر كريستين بارنارد تصميم به انجام اين عمل جراحي بگيرد، يك دختر ۲۵ساله در اثر سانحه رانندگي دچار مرگ مغزي شده بود. نهايتا ً قرار شد قلب دختر به جاي قلب اين مرد ۵۴ساله قرار بگيرد. در شب سوم دسامبر، اولين عمل جراحي پيوند قلب در تاريخ علم پزشكي آغاز شد و تا سپيده صبح به طول انجاميد؛ در اين زمان بود كه قلب دختر جوان دوباره شروع به تپيدن كرد و تيم جراحي مشعوف از موفقيتي كه به دست آورده بود اتاق عمل را ترك كرد.
اما مردي كه به مدد اين عمل جراحي زندگي دوباره يافته بود، تنها ۱۸روز ديگر توانست به اين زندگي دوباره ادامه دهد. علت مرگ او برخلاف انتظار سوءعملكرد عضو پيوندي نبود؛ بلكه پايين آوردن مقاومت بدن او براي تحمل عضو خارجي سبب شد بر اثر ابتلا به ذات الريه از پا دربيايد.
اما دومين مريضي كه توسط گروه پزشكي دكتر بارنارد تحت عمل پيوند قلب قرار گرفت دو سال به حيات خود ادامه داد. شايد تصور كنيد اعلام رضايت براي انجام اين عمل در آن زمان با سابقه اي كه وجود داشته ديوانگي محض بوده است. خود دكتر بارنارد در اين باره گفته است: «براي مريضي كه در حال مرگ است تصميم به انجام چنين عملي كار دشواري نيست. اگر زماني كه يك شير شما را دنبال مي كند به رودخانه اي برسيد كه پر از تمساح است، براي پريدن در آب حتي يك لحظه هم درنگ نخواهيد كرد. چون فكر مي كنيد ممكن است راهي براي نجات از دست آنها پيدا كنيد. مسلماً بدون وجود شير چنين ريسكي هيچ توجيه عقلي و منطقي ندارد...» از آن زمان تا به امروز تعداد زيادي عمل پيوند قلب انجام شده است كه با توجه به پيشرفتهاي علم پزشكي اغلب آنها نيز موفقيت آميز بوده اند.
نكته جالب اين است كه دكتر بارنارد زماني كه براي گذراندن تعطيلات در قبرس به سر مي برد بر اثر سكته قلبي درگذشت.
و اما وقايع خواندني ديگري كه در اين هفته اتفاق افتاده اند از اين قرار هستند:
اول دسامبر :۱۸۳۵ هانس كريستين اندرسون اولين كتاب داستاني اش را منتشر كرد.
اول دسامبر :۱۹۵۹ اولين عكس رنگي زمين از فضا گرفته شد.
دوم دسامبر :۱۹۰۱ شركت ژيلت اولين نمونه تيغهاي اصلاح يك بار مصرف را به نام خود ثبت كرد.
سوم دسامبر :۱۶۲۱ گاليله تلسكوپ را اختراع كرد.
سيزدهم آذر ۵۱۰ شمسي: حكيم عمر خيام در سن ۸۳سالگي درگذشت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |