دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۲ - ۶ شوال ۱۴۲۴
Mon, Dec 1, 2003
فرهنگ و هنر
شماره ۲۶۵۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
فرهنگ و انديشه
كتاب و كتابخواني
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
درباره «بيل رابكش» و فلسفه هاي آن
سينماي رزمي
باچاشني و سترن واسپاگتي
145971.jpg
* برگرفته از:« فيلم ريويو»
| مارك كانينگ هام
مترجم: وصال روحاني
«بيل رابكش» با آن همه جذابيت و نيز «پس زننده بودن» اش راجع به همه چيز هست و در عين حال، درباره هيچ چيز هم نيست.
اين شايد شدت تقابل آرا و نظرات منتقدان و همچنين عامه مخاطبان فيلم را در باره كار تازه كوئن تين تاران تينو برساند. عده اي آن را بسيار جالب و جذاب و ديدني خوانده اند اما برخي ديگر آن را يك شلوغ كاري هجو و بي منطق ناميده اند. با اين حال نمي توان انكار كرد كه اولين ساخته بلند سينمايي تاران تينو در ۶ سال اخير، بزرگداشت چشمگير «سبك و نماد» و ارجح شمردن آن بر «سوژه و مضمون» است. قصه، «عين قصه» و يك فانتزي تمام عيار است اما راه بيان آن كه ادغامي از فيلمهاي رزمي شرق آسيا، وسترن هاي «غيروسترن»(!) و مدل اسپاگتي و آثار گنگستري پست مدرن است، فيلم را متمايز از ساير كارها مي سازد. هرچندچيزي كه اكران شده و در چند ماه اخير جزو پروفروش ترين فيلمهاي دنيا بوده است. به يك خشونت افراطي كارتون وار بدل شده و سبعيت آن بسياري را نا اميد مي كند. سرعت و خشونت صحنه ها نيز نماد يك فيلم ويديويي موسيقي را به «بيل رابكش» مي بخشد و فلسفه هاي آن را زيرسؤال مي برد.
به ياد گذشته
خود تاران تينو نيز انكار و پنهان نكرده كه اين فيلم ارج گذاري او بر ژانرها و فيلمهايي است كه نامشان در سطور فوق آمد. تاران تينو اينگونه فيلمها و از جمله آثار رزمي را در نوجواني اش با علاقه مي ديده است. شايد هم دارد بركارهاي سابق خودش ارج و احترام مي گذارد: لباسها و بهتر بگوييم يونيفورمي كه گنگسترهاي ژاپني به تن دارند، همان لباسهايي است كه كاراكترهاي معدود و بسيار تندرو «سگ هاي انباري» فيلم نخست تاران تينو (و محصول ۱۹۹۲) پوشيده اند. حتي نواي محزون گيتار در ترانه نخست «بيل رابكش» كه در سكانس آغازين فيلم، ما را به سال ۱۹۹۴ و تيتراژ «پالپ فيكشن»، كالت كلاسيك و فراموش نشدني ترين كار تاران تينو مي برد.
فرصتي دوباره براي ابراز وجود
اما «بيل رابكش» فرصتي مغتنم براي تاران تينو است تا يك بار ديگر حس و شم قوي اش را در تشريح زندگي خلافكاران بي منطق به نمايش بگذارد و ما را به دنياي آدم هايي غيرقابل پيش بيني ببرد و همچنين فرصتي دوباره است براي اوماتورمن براي ابراز وجود در سطح اول سينما. ستاره «پالپ فيكشن» ۹ سال بعد از آن فيلم در هيأت يك تروريست زن بسيار بي رحم دوباره در يك كار پرسروصداي تاران تينو ظهور كرده است. او اين بار از حمله شديد رئيس گره گنگسترها كه قصد كشتن وي را در مراسم عروسي اش دارد، پس از ۴ سال زندگي در حالت اغما جان سالم به در ببرد و بازمي گردد و به دنبال انتقام از آنها مي رود و فوج فوج آن مي كشد و خون مي ريزد و در يك سكانس ۸۸ نفر را يك جا از پا درمي آورد (!) و البته به نفر اصلي كه بيل خوانده شده است (با بازي ديويد كارادين) نمي رسد زيرا «بيل رابكش» را به دو بخش تقسيم كرده اند و بخش دوم و پاياني كه آخر قصه را نشان مي دهد، از اوايل فوريه (اسفندماه) اكران خواهدشد و تا آن زمان بيل كشته نخواهدشد!
ريتم واحد
تورمن در صحنه نبرد با ۸۸ دشمن خود و درحالي كه شمشير به دست است، يك لباس زردرنگ به تن دارد و اين شبيه به لباسي است كه بروس لي افسانه اي در فيلم «بازي مرگ» بر تن داشت و در صحنه برخورد تورمن با كاراكتر لوسي ليو در يك باغ ژاپني، به گونه اي برف مي بارد كه انگار با موسيقي يك ريتم واحد را تشكيل مي دهند، هر ايرادي بتوان بر «بيل رابكش» گذاشت، نمي توان آن را «سرگرم كننده» نخواند. اما مثل «متريكس»ها، اين سرگرمي ها و تفنن هاي جذاب به قيمت حذف منطق از ساختار و كنارگذاشتن علل علمي از بافت قصه تمام شده است. امكان ندارد صحنه شمشيرزني كاراكتر تورمن درمقابل دشمنان پرشمارش، شما را به گونه اي به ياد تقابل كاراكتر كيانوريوز با «اسميت»هاي تكثير شده در قسمت دوم «متريكس» نيندازد.
رعايت زيرساخت ها
شايد اين يك توهين به تماشاگر باشد كه «بيل رابكش» را ناگهان از وسط قطع مي كنند و بيننده ها را به آخرين ماه زمستان براي تماشاي پايان كار ارجاع مي دهند. حال آنكه كار تاز اي كوئن تين تاران تينو لااقل از نظر جذابيت به حدي مي رسيد كه براي تماشاگران ماندن در ساعاتي طولاني تر از اين نيز در سالن سينما امكانپذير و منطقي مي بود و اين فيلمساز بسيار غيرمتعارف، عوامل و زيرساخت هاي اين جذابيت را بسيار دقيق رعايت كرده است.
تورمن در فيلم او صرفاً با نام و لقب «برايد» (عروس) خوانده مي شود. او ستاره(!) گروه تروريستي بيل بوده است اما وقتي به اطلاع وي مي رساند كه مي خواهد كشت و كشتار را رها كند و به دنبال يك زندگي آرام برود و ازدواج كند، مغضوب وي واقع مي شود و ساير اعضاي گروه براي ترور او دست به كار مي شوند.
قتل تبهكاران
عروس بعد از نجات يافتن وبيدار شدن، تمرينات شديدي مي كند تا فنون رزمي را كه راهي براي انتقام گرفتن از همكاران سابقش است، بياموزد و معلم وي در اين راه يك سامورايي ژاپني است كه نقش اش را ساني شيبا، يكي از بزرگان سينماي رزمي ژاپن و يكي از محبوبان تاران تينو بازي مي كند.
به انتخاب كارگردان، عروس توالي و ترتيبي را در فهرست نامهاي اهدافش رعايت نمي كند ولي همه را بي رحمانه مي كشد. ابتدا نوبت ورينتاگرين (با بازي ويويكا.ا.فاكس) است كه در يك آشپزخانه كشته مي شود و سپس او رن ايشي (ليو) كه سركرده تبهكاران ژاپني وابسته به بيل است، از پاي درمي آيد. هنر تاران تينو بخشيدن جذابيت به هريك از اين كاراكترها است، به طوري كه حتي باديگارد كاراكتر اورن ايشي كه گوگو يوباري خوانده مي شود (با بازي چياكي كوري ياما) نيز براي تماشاگران بدل به يك كاراكتر جالب مي شود.
نمادي از قدرت زنان
به تاران تينو ايراد گرفته اند كه فيلمش با تمام اوصاف فوق فقط يك اثر خشن و بيش از حد تند است. اما او با دفاع از ايده هايش و قصه فيلم، آن را نمادي از قدرت زنان خوانده است. شايد استدلال او بر اين پايه استوار باشد كه تمام اعضاي گروه ترور و گماشته هاي بيل، زن هستند و ما دريل هانا را نيز در قسمت بسيار كوتاهي از فيلم مي بينيم كه احتمالاً نقش و سهم او مثل رل كارادين در قسمت دوم فيلم بسيار وسيع تر از اين خواهد بود.
اما «بيل رابكش» هرچه باشد، از «جكي براون» كار آرام و خفته و اوج نگرفته قبلي تاران تينو بسيار بهتر، جذاب تر و چشمگيرتر است. هرچند كه هنوز هيچكس پايان (قسمت دوم) آن را نديده است.
ويترين كتاب و نشريه
* گرداب/ عبدالملك بهاري/ داستان/ رايزني فرهنگي سفارت جمهوري اسلامي ايران در تاجيكستان/ /۲۰۰۲ چاپ اول.
گرداب در سال ۱۹۷۷ به خط سيريليك در شهر دوشنبه و در سال ۱۹۹۸ در مسكو با نام «عدالت دل» توسط انتشارات «سويتسكي پيسايل» به زبان روسي ترجمه و انتشار يافت. داستان گرداب مربوط به وقايع دهه هاي ۳۰ و ۴۰ و ايام جنگ جهاني دوم است.
اسلوب نويسنده در اين داستان عاطفي، احساسي است. او از دريچه جنگ جهاني دوم به جزييات زندگي و مراسم آيين هاي اجتماعي از قبيل عقد و عروسي و عزا و... مي پردازد.
* ساختن فيلم مستند/ باري همپ، ترجمه جمال آل احمد/ انتشارات ساقي/ چاپ اول /۱۳۸۲ ۲۹۰۰تومان
متأسفانه سينماي مستند همواره در ايران مهجور بوده و نگاه حرفه اي هيچگاه در مورد اين سينما وجود نداشته است؛ اوج دوران طلايي سينماي مستند كه به دهه ۴۰ و ۵۰ باز مي گردد اغلب ناشي از فعاليتهايي دولتي بوده و يا حاصل جوششي شخصي از سوي فيلمسازاني كه دانش آموخته غرب بوده اند. شايد يكي از تبعات اين فقر، فقدان منابع تئوريك (چه تأليف و چه ترجمه) در زمينه ساخت مستند در ايران بوده است؛ لذا وجود كتابهايي نظير «ساختن فيلمهاي مستند» شايد بتواند بخشي از اين خلأ را پركند. اين كتاب تلفيقي است از تجربيات حرفه اي وشخصي فيلمسازان معروف و نيز منبع ارزشمندي براي مستند سازان حرفه اي، مؤلف كتاب كارگردان و مدرس فيلمسازي است كه تاكنون بيش از صدو پنجاه فيلم مستند ساخته است.
* شور گل (روايت دوم)/ مجموعه شعر/ همايون صنعتي زاده/ چاپ و صحافي اميني/ چاپ اول /۱۳۸۱
اين مجموعه ده سال پس از روايت اول به چاپ رسيده است. شاعر در مقدمه كتاب توضيح مي دهدكه روايت دوم كم و بيش همان آثاري هستند كه در روايت اول ارائه شده بود. اما در اين فاصله ده ساله مضمونهاي ديگري نيز به آن اضافه شده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |