دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۲ - ۶ شوال ۱۴۲۴
Mon, Dec 1, 2003
ويژه
شماره ۲۶۵۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
فرهنگ و انديشه
كتاب و كتابخواني
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
پس از ۱۰ سال و با حكم ديوانعالي كشور براي كور كردن يك اسيدپاش
متخصصان در ميزگرد گروه حوادث «ايران» بررسي كردند
• ويژه نامه حوادث
را صفحات ويژه بخوانيد.
پيشگويي يك ترور
يك ستاره شناس تايلندي به نخست وزير اين كشور هشدار داد كه به زودي تصادف كرده يا ترور مي شود.
بونلت پايرين ـ مرد ستاره شناس ـ مي گويد كه وي بين ۱۶ دسامبر تا ۱۴ ژانويه با اين خطر روبرو مي شود بنابراين او براي برطرف كردن اين خطر سه راه حل پيشنهاد كرده است.
تاكسين شيناواترا ـ نخست وزير تايلند ـ گفته است اگر اين پيشگويي درست از آب درنيايد دستور مي دهد تمام كتاب هاي پيشگويان را بسوزانند.
دستگيري دزد ۱۷۷ بسته سيگار
مردي با ۱۷۷ بسته سيگار دزدي در شلوارش در فروشگاهي دستگير شد.
وقتي پليس مردي را كه به خاطر قدم زدن در فروشگاهي دستگير كرد، باور نمي كرد وي ۱۷۷ بسته سيگار را در شلوارش پنهان كرده باشد. اين دزد ۲۰ ساله به كمك سه همدستش كه با گرفتن روزنامه جلوي وي ، او را استتار كرده بودند تا بتواند سيگارها را در شلوارش جاسازي كند، دستگير شدند.
جالب و خواندني
* درخواست طلاق يك مرد براي جدايي از شوهرش رد شد
دادگاه آلمان با تقاضاي طلاق يك مرد تايلندي از شوهر آلماني اش موافقت نكرد.
اين مرد تايلندي با تغيير چهره و لباس زنانه با يك مرد آلماني در دانمارك ازدواج كرده بود و پس از گرفتن اقامت از كشور آلمان تصميم داشت تا از شوهرش طلاق بگيرد! اولريش اسكربليز سخنگوي دادگاه گفت: ما نمي دانيم كه اين دو مرد چرا با هم ازدواج كرده اند و دليل آن برايمان مهم نيست حتي اگر اين ازدواج به خاطر گرفتن اجازه اقامت در آلمان باشد.
وي ادامه داد: طبق قوانين آلمان ازدواج دو هم جنس قانوني نيست، بنابراين عكس آن نيز غيرممكن است.
* زايمان با سرعت ۱۱۰ كيلومتر
زن فرانسوي در حالي كه شوهرش سعي داشت او را با سرعت ۱۱۰ كيلومتر در ساعت به بيمارستان برساند، زايمان كرد.
اين زن كه به همراه نوزادش در سلامت كامل به سر مي برد، به خبرنگاران گفت: در آن لحظه نه فرصتي براي عصبي شدن داشتم، نه فرصتي براي نگراني و نه مي توانستم اتومبيل را متوقف كنم. بنابراين بدون اينكه شوهرم را نگران كنم، آرام فرزندم را به دنيا آوردم.
* يك سگ همه گوسفندان را از غرق شدن نجات داد
يك سگ ۶ ساله در آمريكا بخاطر نجات يك گله گوسفند از غرق شدن در سيلاب تقدير شد. اين سگ گله را صاحبانشان براي نجات گله از طغيان رودخانه، فرستاده بودند. ليندا و برانو ينزيگ گفتند سگ شان از ساعت ۱۲‎/۳۰ عمليات نجات را شروع كرد و ساعت ۴‎/۳۰ ديگر ما نااميد شده بوديم چون ارتفاع سيل زياد بود. اما آن سگ حدود ۶۰ گوسفند را از روي سيلابي كه كسي نمي توانست از آن عبور كند رد كرد.
* دستگيري پس از عمليات نجات
يك زن پس از آن كه شبكه CNN عمليات نجات وي را از درون اتومبيل گرفتار در سيل پخش كرد به دليل رانندگي با گواهينامه باطل شده، دستگير شد.
به گفته رئيس كلانتري پونتام كانتي، آن زن در بزرگراه عمومي رانندگي نمي كرد، بلكه بيشتر شبيه رانندگي بر روي يك رودخانه عمومي بود.
كريستي واكر ۳۷ ساله كه در ژانويه دستگير و گواهينامه اش باطل شده بود وقتي كه معاون كلانتر او را در تلويزيون ديد و شناسايي كرد به جرم رانندگي با گواهينامه باطل شده دستگير شد.
واكر در دادگاه گناهكار شناخته شد. و علاوه بر جريمه پانصد دلاري به ۶ ماه حبس نيز محكوم شد.
* مرگ بعد از نصب پرچم خوشبختي
يك كارخانه دار تايلندي كه دچار مشكلات مالي شده بود به توصيه يك پيشگوي چيني براي دور كردن بدشانسي بالاي پشت بام ساختمان خود در مركز تايلند رفت اما پايش ليز خورد و در سقوط به زمين، مرد.
به گفته پليس بونچاني لوتاراگفنگ ۴۳ ساله كه كارخانه وي كه طي ۱۰ سال گذشته براي شركت نايك لباس مي دوخت از سال ۱۹۹۷ دچار بحران مالي شده بود. وي براي اينكه بخت را به خود برگرداند به سراغ يك پيشگوي چيني رفت او به بونچاي پرچمي داد تا با نصب آن بر روي پشت بام كارخانه خوشبختي را به خود بازگرداند.
* چند ميليون دلار در زباله
دونفر كه بليت شان در لاتاري ۱۰‎/۵ ميليون دلار برده بود و آن را اشتباهاً دور انداخته بودند بخاطر اعتصاب ۹ روزه كارگران جمع آوري زبانه توانستند بليت را پيدا كنند.
اين دو خواهر و برادر ۲۴ و ۲۷ ساله ساكن شيكاگو بدون توجه به شماره بليت برنده، آن را داخل زباله ها انداخته بودند كه پس از اعلام شماره برنده، مادرشان متوجه اين مسأله شد.
آنها توانستند دو بليت را داخل زباله ها كه براي خارج كردن از شهر در يك منطقه جمع آوري شده بود ولي بخاطر اعتصاب كارگران جمع آوري زباله هنوز دست نخورده بود پيدا كنند.
* مردي گربه نامزد سابقش را با چاقو گشت
مردي كه بدون اجازه وارد منزل نامزد سابقش شده بود گربه او را با چاقو كشته بود به ۹ سال حبس محكوم شد.
كريگوري كردل ۴۳ ساله ساكن آمريكا بخاطر حيوان آزاري و دو فقره سرقت مسلحانه توسط دادگاه مانمواث كانتي گناهكار شناخته شد.
وقتي صاحب گربه وارد منزلش شد متوجه حضور آن مرد گرديد و به پليس اطلاع داد. پليس آن مرد را در حاليكه يك چاقو در دستش بود در اتاق خواب پيدا كرد.
زندگي در پشت شيشه ترك خورده
... به نام خداوند عشق و زيبايي
قديم ها، من بودم و پدرم؛ پدري كه با شنيدن واژه «دزد» هميشه وحشت زده بر خود مي لرزيد... و من درست در همان زمان فكر مي كردم كه «دزدان» از جنس ديگرند و از زمين ديگرند و از زمين تا آسمان با ما و آدم هاي زمانه ما فرق دارند ...
گاهي اوقات پدرم رادر حال رازونياز با معبودش مي ديدم كه چگونه در خلوت خود، غمگين و پريشان، در غم ذهن آشفته و سفره تهي از نان همسايگان و در جست وجوي يافتن روزنه اي از نور، سر بر سجاده عشق مي گذارد و زار زار اشك مي ريزد و ...
... و اما يك سال قبل، بيكاري و گرسنگي بر احساس و اندام و ايمان تنها فرزندم غلبه كرد تا در پي يك هوس آني، به شكل پنهاني از ديوار خانه همسايه بالا برود و...
آن زمان من در خواب بودم و هيچ ندانستم كه در دل تاريكي چه كسي بود صدا زد: «دزد!...»
در گوشه اي از زندان، خوب به صورت فرزندم دقيق مي شوم تا شايد او را متفاوت از جنسي ديگر ببينم، اما او كاملاً شبيه من است و همچون پدربزرگش چهره اي مظلوم و بغض كرده دارد؛ او نيز گاهي اوقات در غم همسايگانش افسرده و غمگين است و...
... قديم ها، من بودم و پدرم؛ پدري كه ساده و مهربان و خوش زبان بود با همسايگانش؛ دل مي داد و دل مي ربود از آدم هاي خاكي و بي ادعاي سرزمين اش...
و اما يك ماه قبل، فرزند دلبندم در پي يافتن گنج بادآورده «آدم ربا» شد و كودك شيرين زبان همسايه را ربود تا تيتر اول همه روزنامه هاي سرزمينم شود ... اي واي بر من، كه هيچ ندانستم در دل تاريكي، چه كسي بود صدا زد: «ايست»!...»
قديم ها، من بودم و پدرم؛ پدري كه با شنيدن حكايت هر قتلي در گوشه اي از اين سرزمين، از فرط درد درون، دچار «ايست » قلبي مي شد و سر از بيمارستان درمي آورد ... و من هميشه در ذهن كودكانه خود، قاتلان را در هيبت هيولاهاي رعب انگيزي مي ديدم كه با دندانهاي تيز و خون آشام، جسم بي گناه مقتولان را پاره مي كنند و ...
... اكنون يك هفته است كه در پشت شيشه ترك خورده اتاق ملاقات زندان، به چهره فرزند شيرين زبان ديروزم مي نگرم، اما اثري از دندانهاي هيولايي اش نمي بينم... پس او چگونه با خنجر، شكم رفيق و رقيب و پسر همسايه را پاره كرده است... پس آن شب چه كسي بود كه در دل سياهي فرياد زد: «قاتل!»
... قديم ها، من بودم و پدرم؛ پدري با سجاده ساده سبز خدا و سفره اي سرشار از آيه و سوره خالص و بي ريا ... و امروز من مانده ام و سنگ قبر كهنه پدرم و چشمي اشكبار و چوبه داري كه در انتظار حضور تنها فرزندم لحظه شماري مي كند...
اينك، من هستم و چند ميليون فرزند همسايه، فرزندان معصومي كه با تزكيه و توكل به معبود مهربان و يكتا خالق نازنين ام، در نبرد با غول بيكاري و گرسنگي، روزانه اي به سوي نور خواهندگشود تا احساس و اندام و ايمان شان از توفان سهمگين جواني محفوظ بماند.
... كجاست مهرباني و مهرباناني كه با انديشه اي انساني و الهي، فرزندان مهربان سرزمين ام را دريابد و ...
... قديم ها، من بودم و پدرم؛ پدري كه ...
* حميدرضا نظري
پس از ۱۰ سال و با حكم ديوانعالي كشور براي كور كردن يك اسيدپاش
هيچكس حاضر به كور كردن يك مجرم نشد
145881.jpg
حكم عجيب قصاص كوري دوچشم يك مرداسيدپاش پس از گذشت ۱۰سال بخاطر عدم وجود شرايط در اجراي آن متوقف شد. اين اقدام درحالي صورت گرفت كه به اصرار قرباني توطئه اسيدپاشي دراجراي حكم، متخصصان پزشكي قانوني روش علمي كوري دوچشم مرداسيدپاش را با كاوشي تخصصي اعلام كرده بودند.
* اسيدپاشي در ۱۰سال قبل
روز يكم شهريورماه سال ۷۲ در بيابان شادآباد واقع در جنوب غرب تهران پسرجواني به نام «وحيد» بخاطر اختلاف با دوست كارگرش در بازارآهن در حالي كه ظرفي پرازاسيد دردست داشت پشت ديواري در مسير قرباني اش كمين كرد و وقتي او غافل از توطئه كينه جويانه «وحيد» در چندقدمي اش قرارگرفت بطور غافلگيرانه سدراهش شد و اسيد را به صورتش پاشيد.
با دادو فريادهاي دلخراش پسرجوان كه «غلامحسين معافي» نام دارد يكي از كارگران كه او را مي شناخت به كمك وي آمد و او را به بيمارستان رساند.
وقتي پس از اقدامات پزشكي «غلامحسين» براي دوران درمان تكميلي در بيمارستان بستري شد جوان اسيدپاش كه سعي در فرارداشت با طرح شكايتي ازسوي پدر «غلامحسين»، وي از سوي پليس بازداشت شد و تحت تحقيق قرارگرفت.
* كوري دو چشم «غلامحسين»
پزشكان وقتي به درمان «غلامحسين» پرداختند در معاينات تخصصي پي بردند كه به جز سوختگي شديد پوست صورت و تغييرشكل درچهره او، اين مرد از دو چشم كاملاً كورشده و قدرت بينايي اش را ازدست داده است.
بدين ترتيب، پرونده اتهامي جوان كينه جو در بازپرسي شعبه دوم مجتمع قضايي يافت آباد واردمرحله پيچيده اي شد و بازنداني شدن «وحيد» وي پس از گذشت چندماه با حضور قرباني اش در بازپرسي تحت تحقيق نهايي قرارگرفت و اعتراف كرد بخاطر كينه اي كه از «غلامحسين» درجريان طلب ۵۰هزارتوماني به دل گرفته بود به صورت وي اسيدپاشيده است.
بازپرس شعبه دوم مجتمع قضايي يافت آباد پس از درخواست قرباني اسيدپاشي مبني بر قصاص و كوري دوچشم اسيدپاش در كيفرخواستي خواستار صدور حكم قصاص شد و پرونده در شعبه ۱۵۰دادگاه كيفري يك ـ سابق ـ از سوي قاضي احمدنصيري تحت بررسي قرارگرفت.
قاضي شعبه ۱۵۰دادگاه كيفري نيز وقتي اصرار «غلامحسين» در قصاص و كوري دوچشم جوان اسيدپاش را ديد با درنظرگرفتن قانون مجازات اسلامي «وحيد» را در اتهام پاشيدن اسيد به صورت «غلامحسين معافي» كه موجب تغييرشكل صورت و كوري دوچشم وي شده بود مجرم شناخت و او را به قصاص هردو چشم و پرداخت يك فقره ديه كامل بخاطر ناهنجاري هاي به وجود آمده در حق وي محكوم كرد. به اين حكم ازسوي جوان اسيدپاش اعتراض شد و براي رسيدگي به ديوانعالي كشور ارجاع داده شد.
* نظريه اوليه پزشكي قانوني
وقتي قضات شعبه ۲۶ ديوانعالي كشور حكم قصاص كوري دوچشم جوان اسيدپاش را تأييدكردند، اين پرونده براي اجراي حكم و استيذان قصاص دوچشم به رئيس قوه قضاييه ارسال شد و واحد مشاورت پس از مطالعه و بررسي روز ۲۵ شهريورماه سال ۷۵ و در اجراي ماده ۲۷ آيين نامه اجرايي نحوه اجراي احكام «اعدام، رجم، سلب و قصاص عضو» مصوب ۵ارديبهشت ماه سال ۷۰ اخذ نظريه پزشكي قانوني را درخصوص نحوه اجراي اين حكم ضروري تشخيص دادند.
بدين ترتيب، متخصصان پزشكي قانوني روز ۹خردادماه سال۸۰ پس از اقدام كارشناسانه اعلام كردند باتوجه به اينكه چشم ها از اعضاي حساس بدن هستند غير از روش علمي پزشكي با درنظرگرفتن ضوابط و لوازم در قبل و هنگام عمل جراحي براي قصاص انجام شود و هيچگونه تضميني براي اينكه عوارض جانبي و منفي درحد رعايت تساوي به وجود نيايد، وجودندارد.
* دستور رئيس قوه قضاييه
روز ۸آذرماه سال۸۱ رئيس قوه قضاييه دراجراي حكم قصاص كوري دو چشم جوان اسيدپاش دستورداد سعي شود با پرداخت مبلغي ولو مازاد بر ديه مصالحه شود.
با اين دستور قضايي، سرپرست اجراي احكام مجتمع امورجنايي تهران ـ سابق ـ با احضار غلامحسين و ابلاغ نظر رئيس قوه قضاييه به وي سعي در مصالحه كرد كه ازسوي قرباني اسيدپاشي موردقبول قرارنگرفت.
بدين ترتيب، باتوجه به عدم امكان اجراي حكم توجهاً به نظريه پزشكي قانوني و عدم مصالحه و اينكه از سال ۱۳۷۳ تا آن زمان بمدت ۱۰سال امكان قصاص دوچشم ميسرنگرديد و نظر به طولاني شدن اجراي اين حكم، پزشكي قانوني مأموريت يافت تا نظر قطعي درخصوص روش اجراي حكم قصاص دوچشم را اعلام كند.
* آخرين نظريه پزشكي قانوني
با اين درخواست قضايي، پزشكي قانوني با تشكيل كميسيون تخصصي چشم پزشكي و با حضور ۵استاد و اعضاي هيأت علمي دانشگاههاي علوم پزشكي به بررسي چگونگي اجراي حكم قصاص كوري دوچشم پرداخت و در ساعت ۱۰ صبح روز ۱۲مهرماه سال ۸۲ آخرين نظريه علمي خود راصادركرد.
دراين نظريه آمده است: محكوم عليه ـ جوان اسيدپاش ـ بايستي در وضعيت خوابيده قرارگيرد، دست و پاي وي بسته شود و پس از گذاشتن «بلفارواستارت» براي بازماندن چشم ها و جلوگيري از آسيب پلك ها و ريختن تتروكائين براي جلوگيري از آسيب، اسيدي دقيقاً مشابه اسيداستفاده شده با نام و غلظتي برابر توسط وكيل قانوني مجني عليه ـ قرباني اسيدپاش ـ به وسيله قطره چكان بمدت برابر با دسترسي محكوم عليه به آب ـ حداكثر سه دقيقه ـ داخل چشم ها ريخته شود و پس از مدت مقرر چشم ها با آب شست وشو شود و بلافاصله تحت نظر چشم پزشك جهت جلوگيري از عوارض احتمالي ديگر بويژه عفونت بستري شود.
145887.jpg
* توقف اجراي حكم
محسن پورمكري سرپرست اجراي احكام دادسراي امورجنايي تهران كه در ۱۰ سال نوسان اين پرونده سعي در جلب رضايت از قرباني اسيدپاشي داشت، در آخرين مرحله از اجراي حكم قصاص كوري دو چشم با «غلامحسين» وارد مذاكره شد و درحالي كه وي با بيان مشكلات به وجود آمده و تغيير مسير زندگي اش بخاطر كورشدن دوچشمش، براجراي حكم اصراركرد. «غلامحسين» وقتي ديد كه روش عملي شدن حكم قصاص كوري دو چشم «وحيد» به مانند سال هاي گذشته به نحوي است كه امكان اجراي آن وجودندارد و هيچ راهي براي اجراي آن نيست بناچار پذيرفت به جاي كوري دو چشم جوان اسيدپاش، ديه دريافت كند.
با اين پذيرش در روز يكم آذرماه سال جاري قصاص كوري دوچشم جوان مهاجم به پرداخت ديه تبديل شد و اجراي اين حكم متوقف شد.
بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما، «غلامحسين معافي» درحالي از مجازات اصلي جوان اسيدپاش چشم پوشي كرد كه بعد از اين حادثه همسرش او را ترك كرده است و درحالي كه بي كار است در روستاي سيدآباد آبگرم زندگي مي كند.
متخصصان در ميزگرد گروه حوادث «ايران» بررسي كردند
قانون
در برابر فروشندگان مرگ
• ويژه نامه حوادث
را صفحات ويژه بخوانيد.
145875.jpg
مردجواني كه به علت عضويت در يك باند كيف قاپي از سوي پليس آگاهي تهران دستگير شده بود، اعترافات هولناكي در مورد قاچاق و توزيع قرص هاي اكستسي كرد. پليس با اعترافات اين مرد دريافت كه وي برپاكننده اكس پارتي در غرب تهران است و تاكنون دختران و پسران را با قرص هاي روانگردان آلوده كرده است. اين خبر موجي از نگراني را در بين خانواده ها به وجود آورده است و اكثراً در تماس با گروه حوادث در مورد برخورد قانون با چنين افرادي پرس وجو كرده اند و اما اين مرد جوان چگونه بازداشت شد.
|||
اكيپي از مأموران اداره آگاهي تهران به دستور قاضي غنيمي ـ رئيس شعبه ۱۱۵۸ مجتمع امورجنايي ـ توانست محل هايي كه «سيا» امكان رفت وآمد به آنجا را داشت زيرنظر بگيرد و سرانجام اين كيف قاپ حرفه اي در حوالي كلانتري ۱۱۵ تهران دستگير شد.
اين متهم ۲۸ ساله كه صاحب دو فرزند است به اداره آگاهي تهران منتقل شد. او ابتدا، هرگونه رفاقتي را در كيف قاپي منكر شد و دربازجويي ها گفت كه از مدتها قبل اقدامات تبهكارانه و كيف قاپي را كنار گذاشته است.
وقتي مأموران با اصرارهاي وي بر ادعايش مواجه شدند، وي را با همدستانش روبرو كردند. سرانجام «سيا» سكوت را شكست و اقرار كرد كه در چند كيف قاپي با دوستانش شركت داشته است. اين متهم با اينكه ردپايش در فعاليت و طراحي هاي باندي كيف قاپي ديده مي شد، طراحي و سركردگي باند را نپذيرفت و تنها به شركت در كيف قاپي ها اعتراف كرد.
* سرنخ هاي تازه
كارآگاهان در شاخه ديگري از تحقيقات خود پي بردند «سيا» برخلاف ادعايش مبني بر اينكه از مدتها قبل دست از فعاليتهاي باندي برداشته است، چندي پيش اجير شده بود تا در تايلند قمه كشي كند.
* اعترافات ديگر
كارآگاهان با اعترافات پراكنده اين كيف قاپ حرفه اي تحقيقات بيشتري را آغاز كردند و سر نخ هايي به دست آوردند كه نشان مي داد او در زمينه قاچاق وتوزيع محموله هايي از قرص هاي اكستسي بين دختران و پسران جوان فعاليت داشته است.
وقتي «سيا» در اين مورد تحت بازجويي قرار گرفت در خصوص اين اتهام سكوت كرد تا اينكه كارآگاهان مخفيگاه وي را در غرب تهران شناسايي كرده ومدارك ويژه اي به دست آوردند.
در اين خانه مداركي پيدا شد كه نشان مي داد سيا در كار قاچاق و توزيع محموله هاي قرص روانگردان است. با اين مدارك بود كه «سيا» تحت بازجويي هاي ويژه اي قرار گرفت.
«سيا» زماني كه پي برد پليس تمام مدارك را در دست دارد، لب به اعتراف گشود و چگونگي آلوده كردن جوانان را فاش كرد و گفت: از مدتي قبل با چند نفر آشنا شدم كه قرص هاي اكستسي مي فروختند. وقتي پي بردم اين كار سود خوبي دارد با وجود اينكه مي دانستم اين قرص ها خيلي ضرر دارد و هر كس مصرف كند جانش به خطر مي افتد، وارد اين كار شدم و خيلي زود توانستم بخشي از بازار تهران و اطراف تهران را در دست بگيرم.
وي ادامه داد: من و چند نفر از دوستانم محموله هاي قاچاق قرص هاي اكستسي را تحويل مي گرفتيم و چون اين محموله ها حجم زيادي نداشت و اين قرص هاي خطرناك زياد شناخته شده نبود به راحتي مي توانستيم آنها را توزيع كنيم.
سيا گفت: چون مي دانستيم مشتري اين قرص ها جوانان هستند با شركت در پارتي هاي مختلف با دختران و پسران جوان شركت كننده در اين پارتي ها طرح دوستي مي ريختيم و بعد با معرفي قرص هاي اكستسي به آنان و به عنوان اينكه اين قرص ها شادي آور و هيجان آور هستند، آنان را به مصرف قرص هاي اكستسي تشويق مي كرديم و از آنان مي خواستيم تا حداقل براي يكبار هم كه شده اين قرصها را آزمايش كنند. خيلي وقت ها دختران و پسران بعد از يكبار مصرف اين قرصها چون داراي شادي مضاعفي مي شدند، مشتري دائم ما مي شدند بدون اينكه بدانند چه كار خطرناكي مي كنند.
براي جذب مشتري بيشتر اقدام به برپايي مجالس پارتي در خانه خودم و چند خانه ديگر در شهريار مي كردم و بچه هاي پولدار بالاشهري را به اين پارتي ها دعوت مي كردم.
وي گفت: مجالسي كه در خانه من برپا مي شد مخصوص پسران و دختراني بود كه از قرص هاي اكستسي استفاده مي كردند و آنان مشتريان دائمي قرصهاي من بودند و آنان با درخواست من دوستانشان را براي مصرف اكستسي به خانه من دعوت مي كردند.
«سيا» ادامه داد: من براي فروش اكستسي اقدام به برپايي اكس پارتي در خانه ام و خانه چند تن از دوستانم در شهريار مي كردم و انگيزه اصلي من تنها جذب مشتري بيشتر بود زيرا به اين وسيله محموله هاي اكستسي من راحت تر توزيع مي شد.
|||
اين مرد در حال حاضر به اتهام كيف قاپي و فروش قرص هاي روانگردان بازداشت است اما به راستي در مورد اتهام دوم او چه حكمي قرار است صادر شود. در ميزگردي كه در صفحه ۱۴ مي خوانيد، قوانين مربوط به اين گونه جرايم را بررسي كرده ايم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |