دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۲ - ۶ شوال ۱۴۲۴
Mon, Dec 1, 2003
ويژه ۴
شماره ۲۶۵۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
فرهنگ و انديشه
كتاب و كتابخواني
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
متخصصان در ميزگرد گروه حوادث «ايران» بررسي كردند
بوق ها توسط چه كسي به صدا درمي آيد؟
145896.jpg
بوق اتومبيل براي هشدار و اعلام خطر در مواقع ضروري است. هر استفاده ديگري از آن جنبه ناهنجار دارد. با اين همه مرتباً در شهر صداي بوق اتومبيل ها را مي شنويم كه بي مناسبت به صدا درمي آيد و گوشها را آزرده و اعصاب را متشنج مي كند. شما در پياده رو با آرامش راه مي رويد. ناگهان بوق يك كاميون را پشت سرخود مي شنويد وحشتزده به خيابان پناه مي بريد و عقب را نگاه مي كنيد و درمي يابيد اين بوق از موتورسيكلت كوچكي است كه جواني با نيشخند آن را مي راند!
نيمه شب خوابيده ايد كه با صداي بوق ممتد اتومبيل بيدار مي شويد. با نگراني به پشت پنجره مي رويد. متوجه مي شويد همسايه محترم با بوق اتومبيل به اهل خانه خبرمي دهد كه در را برروي مركوب ايشان بگشايند!
ما هم مي توانيم به روشي شبه علمي و نه چندان جدي موارد استفاده از بوق اتومبيل را در شهر تهران به صورت زيرطبقه بندي كنيم:
سلام و احوالپرسي: بسياري از رانندگان زماني كه آشنايي را در خيابان يا پياده رو مي بينند به وسيله بوق سلام مي كنند و اگر فرد مقابل هم در پشت فرمان اتومبيلي باشد با بوق جواب سلام مي دهد! تعداد و مدت بوقها بستگي به ميزان آشنايي اين دو باهم دارد.
ابراز خشم و نارضايتي: عابري جرأت كرده است از خط عابرپياده عبوركند، اتومبيلي جلوي راننده عزيز ما آهسته مي راند و مانع سرعت وي شده است، راهبندان مانع حركت شده است، چراغ قرمز طولاني تر از حد به نظر مي رسد.
دراين موقع راننده عزيز ما با دست گذاشتن برروي بوق خشم خود را نسبت به كساني كه مانع او شده اند، ابرازمي كند.
دراينجا بوق اتومبيل جاي فرياد راننده را گرفته است. البته گاهي درزمينه موسيقي بوق اتومبيل ممكن است كلمات آهنگين اما نه چندان مؤدبانه راننده موصوف را بشنويد. توصيه عملي اين است كه براي پرهيز از بدآموزي شيشه را به بالا بكشيد.
ابرازشادي: با اين كاربرد بوق همه آشنا هستيد. مي خواهيد به دنبال كار خسته كننده روز، خود را شب به خانه برسانيد تا استراحت كنيد. مي بينيد حركت اتومبيلها در بزرگراه خيلي كنداست و درعين حال بوق اتومبيلها به گوش مي رسد كه با نوايي آهنگين مترنم است.
پس از دقايق طولاني كه چندمتر يكبار به جلومي رويد كاروان اتومبيلهايي را مي بينيد كه موكب عروس و داماد را تشكيل مي دهند. اتومبيل گلكاري شده عروس را از جلو و عقب و جناحين، بستگان عروس و داماد اسكورت مي كنند و دنباله آنها را صفي طولاني از رانندگان خسته و بخت برگشته اي تشكيل مي دهد كه به اجبار دراين شادي عظيم مشاركت دارند و گاهي از سرخشم و ناچاري و سرخوردگي بوق اتومبيل خود را به اين سنفوني خياباني مي افزايند وبراي عروس و داماد عزيز كه آغاززندگي خود را با ايجاد مزاحمت براي ديگران جشن گرفته اند آرزوي شادكامي مي كنند.
خودنمايي: جوان موتورسوار را با بوق كاميوني در پياده رو كه فراموش نكرده ايد؟ علاوه بر ايشان، عزيزان ديگري هم با اتومبيلهايي كه از آنها نواي دلنشين بوق كشتي، صداي جانوران باربردار و آژير خطر پرده گوش را به ارتعاش در مي آورد، در معابر شهر به گشت و خودنمايي و دلربايي مشغولند. اين جوانان عزيز در واقع با اين بوقهاي گوشخراش به مسؤولان محترم وزارتخانه هاي فرهنگي و علمي و اقتصادي مي گويند: «به ما امكان فعاليت و خودنمايي در عرصه هاي كار و دانش و ورزش بدهيد تا ديگر نيازي به جلب توجه شهروندان با اين بوقهاي انكرالاصوات نداشته باشيم!»
بوقهاي كودكانه: خردسالان دوست دارند در پشت اتومبيل بنشينند و اگر نمي توانند آن را برانند، لا اقل يك بوق بزنند. البته اين بوقهاي كودكانه در قياس با انواع ديگري كه ذكر شد، خيلي معصومانه است. ما بزرگترها هم در برابر خيلي چيزها كه مي بينيم و مي خواهيم، ولي امكان استفاده از آنها را نداريم، گاهي به بوق زدني از آن وسيله دلخوش مي شويم. در هرحال، موضوع زدن فقط يك بوق است. كوچولوها بوق اتومبيل، بزرگترها بوقهاي ديگر!
بوق عذرخواهي: در پشت چراغ قرمز ايستاده ايد. اتومبيل جلويي شما ناگهان دنده عقب مي گيرد تا دور بزند (اين قبيل رانندگان معمولاً مقصد خاصي ندارند و به نظر مي رسد نفس رانندگي كردن برايشان مهم است، پس تعجبي ندارد كه در يك لحظه تصميم بگيرند عكس مسيري را كه مي رفته اند، در پيش بگيرند) و به علت بي توجهي با اتومبيل شما تصادف مي كند. اين راننده بزرگوار با زدن بوقي خطاب به شما به كار خود ادامه مي دهد. معني بوق ايشان اين است: «نگران نباش، من بودم! خسارت زيادي به اتومبيل شما وارد نشده است. من رفتم!» مطمئناً شما هم خوشحال از اين همه ادب راننده محترم، تا پايان روز سرحال و بانشاط خواهيد بود!
بوق «راه را باز كن، كار دارم»: معمولاً در پشت چراغ قرمزها يا راهبندانها، اين نوع بوق از طرف رانندگان موتوسيكلت به ترنم در مي آيد كه معني آن اين است: «برو جلو»، يا «برو عقب تر» تا راننده موتورسوار بتواند از ميان اتومبيلها راه خود را باز كند. گاهي بوق با جملات حاكي از تقاضا يا پرسش همراهي مي شود: «داداش! مي شه يك كم عقب بري رد شيم؟» گاهي نيز جنبه امري دارد: «حضرت آقا، يك ذره برو جلو راه موتور وازشه!»
بوق مسافريابي: شما معمولاً تاكسي به سختي پيدا مي كنيد، اما اگر دنبال تاكسي نباشيد و فقط بخواهيد از اين سو به آن سوي خيابان برويد و در انتظار رد شدن اتومبيلها براي گذر از عرض خيابان باشيد، مي بينيد كه تاكسي پشت تاكسي است كه در حين نزديك شدن به شما بوق مي زند، يعني «اگر مسافري، زودباش بپر بالا!»
بوق هشدار و اعلام خطر: گاهي ممكن است بوق اتومبيلي ديگر واقعاً به معني هشدار باشد. اما در اينجا هم هشدار عموماً مفهوم ديگري دارد. شما متوجه مي شويد اتومبيلي پشت سر شما مرتباً بوق مي زند و در عين حال اشاره مي كند بايستيد. شما هم البته نگران هستيد كه اين بوق زدنها چه معني دارد و نكند با توجه به خبرهايي كه در صفحه حوادث روزنامه ها مي خوانيد قصد راننده و سرنشينان ديگر اتومبيل كه آنان نيز با هيجان اشاره مي كنند بايستيد، آدم ربايي يا سرقت باشد! به هرحال چاره اي نمي بينيد جز اينكه اتومبيل را متوقف كنيد و سپس مي بينيد كه راننده موصوف با لحني مشفقانه به شما مي گويد: «درعقب ماشين خوب بسته نيست» يا «كمي از چادر يك سرنشين اتومبيل، از شكاف در بيرون است.» البته رفتار آن راننده وتعقيب شما به هر قيمت، مطمئناً از بيرون ماندن بخشي از چادر سرنشين خطرناكتر است، اما به هرحال ادب حكم مي كند از اين راننده دلسوز تشكر كنيد.
بوق خداحافظي: باز هم شب است و شما خوابيده ايد. ناگهان بوقهاي چند اتومبيل به صدا در مي آيد. چه خبر شده است؟ به پشت پنجره مي رويد. سپس خيالتان راحت مي شود. چيزي نيست. ميهمانان همسايه روبرويي كه به شام دعوت داشتند، يكي يكي مي روند و موقع رفتن، بوق خود را به علامت خداحافظي و تشكر به صدا در مي آورند. اكنون مي توانيد برويد، با خيال راحت بخوابيد و خواب خوش شهري بدون بوق را ببينيد.
نتيجه اخلاقي!: يك حكايت خوب، بدون نتيجه گيري ناقص است. به عنوان نتيجه، ببينيم هر يك از اين موارد بوق زدنها به چه مسائل و اختلالاتي اشاره دارد.
۱ـ بوق سلام و احوالپرسي: بي اطلاعي از قوانين زندگي اجتماعي.
۲ـ بوق خشم: اختلال شخصيت ضد اجتماعي، محركهاي محيطي پرخاشگري مانند خستگي، گرسنگي.
۳ـ بوق شادي: باقيمانده فرهنگ عشيره اي و بردن عروس با اسب و قاطر و همراه و ساز و دهل و تيراندازي.
۴ـ بوق خودنمايي: اختلال شخصيت نمايشي، عدم امكان ابراز وجود براي جوانان به روشهاي سازنده.
۵ـ بوق كودكانه: تمايل براي احساس قدرت و تسلط.
۶ـ بوق عذرخواهي: بي اطلاعي از قوانين زندگي اجتماعي.
۷ـ بوق راه باز كن: گاهي ناشي از خودمحوري است، اغلب جنبه بيمارگونه ندارد.
۸ـ بوق مسافريابي: نبودن امكانات حمل و نقل و عدم اجراي مقررات تاكسيراني.
۹ـ بوق هشدار باز بودن در: هميشه هم بد نيست. گاهي هم از نياز براي جلب محبت سرچشمه مي گيرد.
۱۰ـ بوق خداحافظي: بي اطلاعي از قوانين زندگي اجتماعي.
متخصصان در ميزگرد گروه حوادث «ايران» بررسي كردند
قانون در برابر فروشندگان مرگ
145905.jpg
قرص هاي اكستسي كه در اكس پارتي مورد استفاده قرار مي گيرد و در ميان جوانان استفاده آن رايج شده است، زنگ خطر مهمي براي خانواده ها، مسؤولان و اجتماع است. زماني كه تصميم گرفتيم به معضل قرص اكس بپردازيم از كارشناسان و متخصصاني در اين ميزگرد استفاده كرديم كه هر كدام سالها تجارب تخصصي در زمينه مواد مخدر واعتياد را به دست آورده بودند. دكتر فرجاد، دكتر فدايي، سردار محمودي، دكتر ايزدي ، خرمشاهي وكيل دادگستري وقتي دعوت روزنامه را پذيرفتند، تمام هم و غم شان ، ايده شان و عشق شان اين بود كه جوان ايراني با وجود تمام مشكلات و كمبودها بتواند درست بينديشد و درست تصميم بگيرد. در اين ميزگرد نمي خواهيم سؤال وجواب پيش روي شما بگذاريم اين است كه از مطرح كردن سؤال پرهيز مي كنيم و به اين نكته مهم اشاره مي كنيم كه نظرات مطرح شده در زير حاصل ساعت ها تحقيق و مطالعه است. اين نظريات اطلاعات با ارزشي در زمينه امور اجتماعي ، مسائل روانپزشكي ، آسيب ها، مسائل حقوقي ، جوانان و بحث هاي قانوني در بر دارد و به ريشه يابي عميق در زمينه قرص هاي اكستسي پرداخته است. كارشناسان، متخصصان و مسؤولاني كه در اين ميزگرد ما را ياري كردند، در آمارها و نظرات بي پرده شان در پي يك هدف مشترك يعني نجات جوان و داشتن جامعه اي سالم بودند.
به دليل طولاني شدن بحث هاي كارشناسان واهميت اين موضوع كه به صورت تخصصي به آن پرداخته شده است كه در بخش نخست كه در شماره گذشته به چاپ رسيد به معضلات روحي و رواني استفاده كنندگان قرص ها اشاره شد. در اين شماره ادامه ميزگرد با نگاه قانون را دنبال مي كنيد.
• مريم ساماني
•••
* سردار محمودي ـ معاونت مبارزه با مواد مخدر تهران: فرودگاه و اداره آگاهي خوب عمل كرده اند و با آگاهي و تلاش توانسته اند افرادي راكه به وارد كردن اين مواد اقدام كرده اند دستگير كنند بطوريكه ما در شش ماه اول سالجاري بيش از پنج هزار قرص اكس كشفيات داشته ايم.
\ خرمشاهي ـ وكيل دادگستري : در ارتباط با مشتقات اين قرص ها كارشناسان محترم مطالبي را بيان كردند و به عوارض منفي آنها ، هيجانات مثبت ومنفي و حالات ايجاد كننده و واكنش هاي آن اشاره شد ولي از منظر قانونگذاري من فكر مي كنم يك قرن است كه قانونگذار به عنوان نماينده افكار عمومي مردم، احساس كرده كه مواد مخدر به نوعي به شخص و جامعه زيان مي رساند و آن را جرم تلقي كرده است. ببينيد ما تعاريف مختلفي از جرم داريم. در مكاتب حقوقي، عده اي عملي را كه مخالف اخلاق باشد يا مخالف موازين انساني باشد را جرم دانسته اند وعده اي ديگر هر كاري كه به ضرر جامعه باشد جرم دانسته اند.
ماده ۲ قانون مجازات اسلامي انجام هر فعل يا ترك فعل را كه قانونگذار براي آن مجازات تعيين كرده جرم مي داند با اين حال اگر خارج از تعاريف قانوني عملي انجام شود جرم تلقي نمي شود.
حالا بايد ديد چه عواملي موجب وقوع جرم مي شود. وضع پريشان خانواده ، سوء تغذيه ، كمبود محبت ، عدم رعايت بهداشت و عدم آموزش مسائل اخلاقي ، بدي هوا، آلودگي صوتي ، ترافيك و... از عوامل وقوع جرم است.
اينكه جوان نمي تواند انرژي و هيجان خود را رها كند. امكانات تفريحي ، ورزشي و تفريح سالم ندارد، به جرم روي مي آورد. فقر و نااميدي از آينده و ركود اقتصادي در اين ميان مسأله مهمي است.
در كشور ما نزديك يك قرن است كه به تناسب پيشرفت زمان وعرضه مواد مخدر روز به روز قوانين جديد تأسيس مي شود.
به نظر من اين مسأله اهميت ندارد ومتأسفانه قوانين وضع شده نتيجه مطلوب نداشته يعني ما خلأ قانوني نداشته ايم. وضع قوانين ما به سال ۱۳۳۸ بر مي گردد قانونگذار در ماده ۵ همان سال فهرست پيش بيني كرده بود و گفته بود در هر قرص، شربت يا معجون و محلول كه يكي از مواد مخدر باشد، عرضه و استعمال آن ماده ممنوع است. از سال ۵۴ نيز ما قوانين مربوط به مواد روانگردان را داريم يك فهرست چهارصفحه اي كه در آن انواع قرص هاو... است. سال ۵۹ لايحه قانوني تشديد مجازات را داشتيم تا سال ۶۷ كه قانون مبارزه با مواد مخدر وضع شد، احساس شد با يك معضل خطرناك روبرو هستيم بنابراين اشدمجازات در نظر گرفته شده است و كسي كه ۳۰ گرم هروئين دارد محكوم به اعدام خواهد شد بنابراين ما خلأ قانوني و خلأ مجازات نداريم زيرا قانونگذار در اين مورد سخت گرفته و كوتاهي نكرده است. ضابطين و پليس هم در امر مبارزه با مواد مخدر كوتاه نيامده اند و برخورد شديد هم كرده اند.
\ دكتر فرجاد : پس به نظر شما چرا مشكل داريم ؟ چرا روند رشد داريم؟
\ خرمشاهي: اين را بايد در جاي ديگري پيگيري كرد. جوان انرژي دارد نياز به تفريح دارد نياز به سرگرمي دارد، و وقتي به اين نيازها دست نمي يابد به دنبال سرگرمي هاي ديگر و خطرناك مي رود.
\ دكتر فرجاد: فرهنگسراها بايد جوانان را براي اجراي موسيقي گروههاي مجاز دعوت كنند. در درمان برخي اختلالات رواني موسيقي درماني داريم اگر اينگونه شد ديگر بعد از فوتبال جوان ما شيشه اتوبوس رانمي شكند و تخليه رواني مي شود. بايد به بحران بلوغ توجه شود. سن ۱۳ تا ۱۷ سالگي در همه ما سن بحران بوده است.
عدم تخليه رواني نسل جوان يك مشكل است ولي آنهايي كه به «اكس» روي آورده اند در سن ۲۸ سالگي به بالا هستند و اين افراد سالهاي بحران بلوغ را گذرانده اند. حالا شما چه جوابي براي رشد داريد. مي فرماييد كه قانون مان هم كامل است.
خرمشاهي : قضيه با اشد مجازات حل نمي شود. آيا مأموران برخورد داشته اند يا نه؟ شاهد بوده ايم كه برخورد داشته اند آيا در اين صورت بايد باز هم بگوييم كه از طرف قانون و پليس مشكل داريم؟
دكتر فرجاد: براساس برآورد يك فرمول پليس كل اكتشاف اش در ترياك يك دهم آنچه بوده كه قاچاق شده است. در دنيا جرم شناسان كه پليس شان مجهز و آموزش ديده است، كشفيات را يك دهم آنچه مي دانند كه هست. بحث اين است كه ما بايد راهي پيدا كنيم، همه ما در برابر جوانان مسؤول هستيم.
خرمشاهي : بايد علل ديگر را شناخت. در جنوب خراسان وسيستان و بلوچستان فقر بيداد مي كند قبلاً در مورد مواد مخدر وضع به اين صورت نبود. قبلاً ساكنان اين منطقه از كشورهاي همجوار لباس و ليوان و... وارد مي كردند و مي فروختند ولي جلوي آنان گرفته شد يكي از سران آنها گفت ما دنبال كسب روزي هستيم به اين دليل بعد از آن سختگيري دنبال مواد مخدر رفتند. ما زمينه اشتغال و رشد اقتصادي براي مردم اين مناطق فراهم نكرده ايم.
ممكن است زمينه هاي ديگر هم باشد ولي بايد به اين توجه كرد كه اين جرم به جامعه ضرر مي رساند و هر آنچه كه قانونگذار آن را جرم دانست، مطمئناً با توجه به ضرر آن تصويب شده است.
ببينيد كاروان قاچاقيچان هر اندازه هم كه پليس ما مجهز باشد از آن مجهز تر هستند بنابراين اينجا بحث حقوقي و قانوني زياد كار ساز نيست. آيا زمينه عرضه با اين همه مباحث قانوني وحقوقي از بين مي رود؟
\ دكتر فرجاد: بايد زمينه هاي گرايش به مواد مخدر را كم كنيم. ايجاد اشتغال كنيم. از همه مهمتر روي شناخت و درمان كار كنيم . آگاهي و آشنايي فرد وخانواده نسبت به عوارض مصرف مواد مخدر مهم است. بنابراين جوان و خانواده بايد به عوارض مواد مخدر آگاه شود كسي كه پنج سال هروئين مصرف كند، بعد از پنج سال مي ميرد و مطمئناً كسي كه كوكائين و قرص هاي روانگردان مصرف مي كند، حتماً بعد از چهارسال مي ميرد.
خرمشاهي : آگاهي شرط لازم هست، ولي كافي نيست.
دكتر ايرواني : جوان ما نسبت به داروي روانگردان آگاه نيست. گرايش در جامعه به بي هدفمندي ، يا رشد شخصيت بي هدف، اختلالات شخصيت بي هدف و شخصيت هاي مرزي و ضد اجتماعي به عنوان بيماري هاي پايه دار در حال رشد است. بي هدفمندي محور شخصيت هاي ضد اجتماعي است و دين گريزي جوان و بي هدفمندي در تحصيل گريزي جوان نقش دارد وخانواده پر آسيب ، افزايش آمار طلاق و... روي مصرف اكستسي تأثير دارد. وقتي پدر ومادر نسبت به رفت وآمد جوان خود حساس نبود و او هر جا رفت، وقتي پدر همه كار كرد تا درآمد به دست آورد، از جوان غافل مي شود.
اشتغال، درآمد و... هيچوقت يك علت تنها در مورد مصرف مواد نيستند بلكه علل متعدد در مصرف مواد مخدر وجود دارد.
\ دكتر فرجاد: بيست و شش عامل براي مصرف مواد مخدر وجود دارد كه وجود چند عامل در افراد باعث گرايش به مصرف مواد مخدر مي شود.
\ دكتر ايرواني: رشد اختلالات شخصيتي مرزي و ضد اجتماعي خيلي بيداد مي كند. متأسفانه آموزش و پرورش ما قصور داشته است. زمان ما معلم الگو بود. نخست به ما درس ميهن پرستي مي دادند و مي گفتند وقتي نام ايران مي آيد بايد گونه ات سرخ شود، بعد از اين درس به ما آموزش دروس و فارسي مي دادند. معلم در آن زمان با فراغت بال به كلاس مي آمد و درس مي داد ولي الآن اينگونه نيست. در آن سالها كجا اين همه كلاس كنكور بود الآن ۹۹درصد اين كلاسهاي خصوصي نوعي شارلاتانيزم است و همين طور هم دارد رشد مي كند خب معلوم است وقتي نان ، نان شارلاتانيزم شد و حلال نبود، قرص اكستسي هم از آن درمي آيد.
\ دكتر فدايي: بحث عميق و سنگين است و مخاطب اصلي ما جوان است و من اميدوارم كه جوانان ما به اين بحث مفصل توجه كنند.
ما مسأله اعتياد را بدون توجه به ساير آسيب هاي اجتماعي نمي توانيم مطرح كنيم.اين مسأله با جرم، اختلاس، فرار از منزل، رشوه و... ارتباط دارد. افرادي كه اختلالات شخصيتي مرزي دارند، مرتكب قانون شكني مي شوند و دل بستگي به مسائل اجتماعي و قوانين زندگي اجتماعي ندارند و ما تا اين مسأله را نشناسيم نمي توانيم روي فرار، اعتياد وجرم... كار كنيم.
مسؤولان نيروي انتظامي اكنون به جنبه ارشادي توجه دارند و اين خيلي خوب است. مشكلات را بايد ريشه اي حل كرد بنابراين ما براي حل مشكلات بايد شخصيت ضداجتماعي را بشناسيم. نوع قرص و ماده مخدر زياد مهم نيست مهم اين است كه اين افراد دنبال جرم هستند. اين افراد دنبال روحيه ماجراجويي، لذت طلبي و... هستند و اگر هم دنبال مواد مخدر نروند مرتكب جرائم سخت رانندگي مي شوند.
اما نكته خوشحال كننده در اين است كه اعتياد به مواد مخدر در ايران درسالهاي اخير و چندسال اخير كمتر شده است. در زمان قاجار جهانگردان خارجي مي گفتند در ايران همه ترياك مصرف مي كنند. اگر رشد جمعيت را در نظر بگيريم درصد اعتياد به مواد بالا نرفته است.
دكتر فرجاد: نه آقاي دكتر روند رشد داشته ايم.
دكتر فدايي: زماني ۲۵درصد جمعيت ما موادمخدر مصرف مي كرد ولي الآن به صورت يك مسأله اخلاقي به آن توجه مي شود. مبارزه با موادمخدر سابقه اش به چهارصدسال پيش و زمان شاه طهماسب اول برمي گردد كه او دستور داد هر كس از درباريان كه ترياك مصرف مي كند، آن را ترك كند و هر چه ترياك در دربار بود را معدوم كرد. اين روند در طول تاريخ چهارصد ساله اخير ما طي شده است.
آيا فقط قانون مي تواند كاري كند؟ حتماً! چون ترس از مجازات از عوامل بازدارنده جرم و تكرار جرم است ولي اين كافي نيست. بنابراين وجود قانون لازم است و براي وضع قوانين به محدوديت و امكانات رفتار انساني و مسائل روانپزشكي بايد توجه كرد.
مسأله تشديد مجازات معتادان در قوانين ما بوده است. اگر براي جرم سنگين و سبك هر دو يك مجازات پيش بيني شود، طبيعي است كه قاچاقچي جرم سنگين را مرتكب مي شود حدود ۴۰سال پيش ميزان جرم قاچاق سنگين بالا رفت. زيرا براي قاچاقچي در آن شرايط ديگر صرف نمي كرد كه خلاف سبك كند اين از اشكالاتي است كه قانونگذار مرتكب شده است و اين به علت عدم توجه به مسائل روان پزشكي بوده است. سختگيري به تنهايي مي تواند بطور استثنايي جلوي قاچاق را بگيرد. در چين با همين سختگيري اعتياد را به طور كامل از ميان برداشتند. در بعضي از كشورهاي اروپاي شمالي مثل نروژ اصلاً بگير و ببند نيست ولي قاچاق هم ندارند چون همه روشهاي آنان خوب است.
قرص اكستسي مثل يك اسلحه است مثل يك كارد است هم براي جراحي و هم براي كشتن مورد استفاده قرار مي گيرد. اگر مردم را بترسانيم ديگر بيمار داروي اعصاب و روان استفاده نمي كند ما همين الآن در مورد والديني كه بچه هايشان مشكل دارند براي مصرف دارو مشكلات داريم. مردم را از قرص نترسانيم آنچه مشكل ايجاد مي كند شخصيت ضداجتماعي است. خيلي ها موادمخدر در دسترس شان است ولي استفاده نمي كنند چون لزومي نمي بينند و خيلي ها دنبال آن مي روند چون مشكل دارند. اميدواريم روي اين نكته شخصيت ضداجتماعي متمركز شوند.
دكتر فرهاد: در هيچ زمينه اي از ديدگاه آسيب شناسي وجود «تنها عامل» مؤثر نيست. در بحث شخصيت اگر برگرديم به شخصيت ضداجتماعي، به راحتي در نوجوان مي توانيم اين مشكل را بشناسيم و درمان كنيم ولي وزارت بهداشت و آموزش و پرورش مشكل دارد.
اگر نگاهي به نيازهاي اساسي انسان مثل خوراك، اميال عاطفي، پوشاك و مسكن بكنيم مي بينيم كه در قرن بيستم مهمترين نياز انسان و از همه مهمتر گذران اوقات فراغت است كه نسل جوان ما از اين يك نياز محروم است. جوان ما به موسيقي نياز دارد موسيقي داروي آرام بخشي است. جوان و نوجوان ما بايد تخليه رواني شود.
بايد به مسؤولان آموزش و پرورش آموزش بدهيم. بايد آنها را آگاه كنيم كه نوجوان و جوان ما تنها آنچه را كه در مدرسه به آنان ياد مي دهند به دردشان نمي خورد آنها نياز به نمايش، تئاتر و... دارند تا تخليه رواني شوند.
زور و پند، نصيحت فايده اي ندارد. بچه ديگر از پدر و معلم باور نمي كند ما مقام معنوي زيادي براي معلم قائل بوديم ولي الآن بچه ما اينگونه فكر نمي كند.
تحقيقات نشان مي دهد هر معتاد در طول زندگي اش ۱۰نفر را به اعتياد كشانده است. دنيا نياز پنجم انسان يعني اوقات فراغت را قبول كرده است و ما بايد راه حل اساسي را در اين مورد پيدا كنيم الآن در دنيا در رشته جامعه شناسي براي اوقات فراغت به عنوان يك رشته تخصصي كارمي شود در دوره دكتري ولي ما روي اين مسأله كاري نكرده ايم.
خرمشاهي: وضع قوانين حاد و غليظ و مجازاتهاي سنگين در از بين بردن اعتياد تأثير ندارد و من تأكيد مي كنم كه هيچ جايگاهي ندارد.
دكتر فدايي: تشديد مجازات بايد براي قاچاقچيان باشد و قوانين باجرم متناسب باشد.
خرمشاهي: ما سخت ترين مجازاتهاي قانوني را در مورد اعتياد داشته ايم ولي اعتياد بوده است.
سردار محمودي: در جوار كشور ما توليد كننده موادمخدر است. ما مرزي ۱۷۰۰كيلومتري با كشورهاي شرقي داريم. جغرافياي ما براي حمل ترانزيت بستر مناسبي است و با وجود اقدامات امنيتي در خراسان و سيستان و بلوچستان و فشارهايي كه آورده ايم بيشتر حمل موادمخدر افغانستان و پاكستان از كشورهاي آسياي ميانه انجام مي شود. قاچاقچي امروزه پيچيده عمل مي كند و ديدگاهها و رويكردها در مورد موادمخدر متفاوت است تعدادي از كشورها اعتقاد دارند معتاد مجرم است و تعدادي از كشورها معتاد را بيمار مي دانند و رويكرد ديگري است كه معتقد است معتاد بايد در جامعه رهاشود تا مردم عبرت بگيرند و رويكرد ديگري مثل كشور چين مي گويد معتاد را بايد كشت.
تمام مراكز بايد با هم هماهنگ باشند زيرا انرژي، بودجه و نيروي انساني اگر يكي نباشد، به جايي نمي رسيم بلوچ هاي ما هم طايفه با بلوچ هاي آن طرف مرز هستند و با آنان به لحاظ اقتصادي مرتبط هستند و چون فقير هستند و قاچاق موادمخدر را حلال مي دانند هر چه در اين راه كشته دهند، وي را شهيد مي دانند بنابراين ما مشكل فرهنگي با آنان داريم.
حكومت افغانستان نياز به كمك مالي دارد و كشورهاي دنيا بايد به او كمك كنند وگرنه توليداتش را بالا مي برد. قبلاً در افغانستان پنج استان موادمخدر توليد مي كرد ولي امسال در ۲۳استان موادمخدر توليد مي شود.
دنيا در تحول است و روش نويني براي مبارزه با موادمخدر انتخاب كرده است. الآن ما داريم روي تدابير و كشف كانونهاي قاچاق موادمخدر كار مي كنيم در حالي كه رسانه ها با انعكاس اخبار و مقالات اكستسي را به عنوان قرص شادي آور معرفي مي كنند و بيشتر مي شناسانند و گرايش به مصرف را بالا مي برند و در كارهاي حرفه اي خود ظرافت به خرج نمي دهند.
هنوز نمي دانيم كدام آمار اعتياد در جامعه درست است. براي قرص اكستسي بعضي رسانه ها آمار ۵۰هزار قرص رااعلام كرده اند. معلوم نيست كدام مسؤول در مورد موادمخدر آمار را درست اعلام مي كند. به جاي اينكه همه واقعيت ها را بگوييم، شروع به تكذيب هم كرده ايم و اين مردم را سردرگم كرده است. بايد يك مركز اطلاع رساني براي اعتياد درست شود. الآن ما چند صدهزار معتاد در حال مرگ تدريجي داريم. پليس براي مبارزه با موادمخدر بيشترين شهيد را داده است. هجوم مهاجرين، شهركهاي اقماري و حاشيه اي، نرخ بيكاري، مشاغل كاذب جوان را به اعتياد منحرف كرده است و متأسفانه تعارف سيگار علامت سلامتي جوان ما شده است و اين در حالي است كه درهاي جامعه به روي جوان بسته است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |