|
|
|
|
|
گفت وگو با عكاس جوان برگزيده بي ينال دبي
|
|
|
|
|
رابطه ديناميت و جوايز نوبل
زماني كه آلفرد نوبل ۶۳ ساله در دهم دسامبر ۱۸۹۶ (نوزدهم آذر ۱۲۷۵ شمسي ) درگذشت ، خانواده اش انتظار داشتند تمام ثروت ۹ ميليون دلاري اش را براي آنها باقي گذاشته باشد. اما برخلاف انتظار آنها، وقتي مهر و موم وصيتنامه را باز كردند، در كمال تعجب معلوم شد متن وصيتنامه چيزي كاملاً متفاوت است . آلفرد نوبل وصيت كرده بود تمام دارايي اش براي اعطاي جوايز سالانه به كساني كه هر سال بيشترين خدمات را نسبت به نوع بشر انجام دهند اختصاص يابد. او تصريح كرده بود كه اين جوايز بايد بدون در نظر گرفتن مليت در شش حوزه صلح ، ادبيات ، فيزيك ، شيمي ، پزشكي و اقتصاد به افراد واجد صلاحيت تعلق بگيرد. اگرچه نوبل بيشتر به عنوان مخترع ديناميت مطرح است ، شايد چنين وصيتي از جانب او كمي عجيب به نظر برسد. اما آنچه بسياري درباره او نمي دانند اين است كه نوبل در دوران زندگي اش حدود ۳۵۰ اختراع انجام داد كه ديناميت تنها يكي از آنها بود. از ديگر اختراعات او مي توان به لاستيك مصنوعي ، ابريشم مصنوعي و چرم مصنوعي اشاره كرد. درواقع همين اختراعات بودند كه نوبل را به فردي ثروتمند تبديل كردند. علاوه بر آن نوبل علاقه خاصي به ادبيات انگليسي و شعر داشت و نويسنده چند رمان و قطعه ادبي بود. نوبل در زمان مرگش كتابخانه اي داشت كه مشتمل بر ۱۵۰۰ عنوان در زمينه هاي گوناگون از رمان تا فلسفه بود. زماني كه وصيتنامه نوبل باز شد، خانواده او نيز مانند تمام خانواده هاي ثروتمند به آن اعتراض كردند. اما اعتراض آنها به نتيجه اي نرسيد واولين جايزه نوبل صلح در پنجمين سالگرد درگذشتش ، دهم دسامبر ۱۹۰۱ به طور مشترك به ژان هانري دونان وفردريك پاسي اهدا شد. درطول سالهاي بعد با اهداي ديگر جوايز نوبل ، اهميت جهاني آن بيشتر شد. به طوري كه در حال حاضر اين جوايز به عنوان معتبرترين جوايز در زمينه هاي مختلف ، بزرگترين افتخارات برندگانش محسوب مي شود. به برندگان جوايز نوبل علاوه بر جايزه نقدي ، يك مدال با تصوير آلفرد نوبل و يك لوح افتخار نيز اهدا مي شود. امسال نيز كه شيرين عبادي از كشور ما برنده جايزه صلح نوبل شد… هنوز كه يادتان نرفته؟! اما وقايع جالب ديگري نيز در هفته اي كه پيش روي داريم اتفاق افتاده اند: * هفتم دسامبر :۱۸۷۷ اديسون گرامافون را عرضه كرد. * هفتم دسامبر :۱۹۲۶ يخچال به سبك امروزي آن اختراع شد. * هشتم دسامبر :۱۹۸۷ اولين انتفاضه در فلسطين آغاز شد. * نهم دسامبر :۱۹۳۱ حكومت اسپانيا به جمهوري تبديل شد. * يازدهم دسامبر :۱۹۶۷ هواپيماي كنكورد ساخته شد. * دوازدهم دسامبر :۱۹۸۰ قانون كپي رايت براي در نظر گرفتن برنامه هاي كامپيوتري اصلاح شد.
|
|
|
|
|
گفت وگو با عكاس جوان برگزيده بي ينال دبي
يك صندلي وسط اتاق براي پرواز
|
|
|
آرش دادفر يك اتاق و يك ميز. يك طرف من و طرف ديگرش «اميرحسين بي پروا» سر كه بگرداني ، يك پنجره ديده مي شود باران هم مي بارد. حياط نيمه خيس است . ازعكس و عكاسي حرف مي زنيم . او به تازگي در بي ينال دبي برنده شده است . خيلي هم عجله دارد تا برود. كجا؟ «سر چاپ كتابم » چه كتابي؟ «همه عكسهايي را كه تا حالا گرفته ام ، توي اين كتاب جمع كرده ام ، مي خواهم با خودم ببرم دبي .» «اميرحسين » وقتي دوازده سالش بوده ، اولين بار، دوربين پدرش را برمي دارد و كليك اولين عكس را مي گيرد. حيف يادش نيست از چي يا كي عكس گرفته . اودرحال حاضر دانشجوي گرافيك است . اينكه چرا رشته عكاسي راانتخاب نكرده جالب است . «من دوست نداشتم يك عكاس صرف باشم . گرافيك ديد وسيع تري به انسانها مي دهد، يك ديد همه جانبه «عنصر اصلي » عكسهاي «اميرحسين » را انسان سوريال تشكيل مي دهد. به خاطر همين هم مي گويد مردم زياد از عكسهايم استقبال نمي كنند. پس چرا به عكاسي ادامه مي دهد؟ «ارضاي خودم ، كاملا ً يك حس شخصيه ، حتي گاهي عكسهايي مي گيرم كه مي دانم مردم نه تنها لذت نمي برند بلكه متنفر مي شوند.» او عكسهايي دارد از اجسامي كه شبيه روح هستند. اما از خواب چطور؟ «نگرفته ام ولي با تكنيكهاي عكاسي مي شود فضا را طوري طراحي كرد كه حس خواب به بيننده دست بدهد. »او براي هر عكس يك چيدمان در نظر مي گيرد، محيط را كارگرداني مي كند و بعد دكمه شاتر را فشار مي دهد. «اميرحسين » با هر بار شنيدن صداي كليك نگران مي شود. نگران عكسي كه گرفته : «نمي دانم خوب شده يانه؟ به هر حال بين ديد من تا آنچه بر روي نگاتيو در اثر مواد شيميايي ظاهر مي شود. زمين تا آسمان فرق است . عكسهاي «اميرحسين » قبل از اينكه گرفته شوند، چاپ مي شوند، البته توي ذهنش . با اين حساب او بيشتر يك عكاس هنري است تا مستند: «آره ، بيشتر به سوژه هاي هنري علاقه مندم ولي كارهاي اجتماعي هم كرده ام » سر همين كارها هم نزديك بوده دوربين و فيلمش را بگيرند. خب به هر حال فضولي توي كار مردم عاقبت خوشي ندارد: «ولي اين فضولي نيست ، چون حركات مردم توي جامعه جريان داره ، من فقط آن را ثبت مي كنم . » شكسته شدن دوربين ، پاره كردن فيلمها و عكسها و... ديگر چي؟ «بي پولي ، حمايت نشدن و... چيز كمي نيست . » «اميرحسين » هزينه برگزاري يك نمايشگاه عكس را چيزي حدود ۵۰۰ ۴۰۰ هزار تومان تخمين مي زند كه اگر هزينه اجاره گالري را به آن اضافه كنيم مي شود يك ميليون تومان . يك كم كه چه عرض كنم ، زياد است . يعني براي يك دانشجو كه هيچ سرمايه اي جز هنرش ندارد، تقريباً غيرممكن است : «تازه اين را هم اضافه كنيد، عكسها فروش نمي رود.» چرا «چون مردم ما فرهنگ خريد عكس ندارند». خب شايد گران است «البته بله ، كمتر از ۱۰۰هزار تومان نيست ، يعني هزينه چاپ عكسها و... همين قدر مي شود.» «اميرحسين » دوست دارد از كشور هند عكاسي كند: «اما حيف كه پولش را ندارم بروم هند. » مثل اينكه همه راهها به پول ختم مي شود. او از چگونگي حضور در بي ينال دبي مي گويد: «تابستان از طريق يكي از دوستان با آژانس عكس ايران آشنا شدم و از طريق همانجا هم بروشور مسابقه دبي را گرفتم و.. .» فكر مي كنيد اگر او بخواهد كودكي اش را يك عكس كند، آن چه عكسي است : «يك اتاق دربسته ، يك صندلي وسط آن كه من رويش ايستاده ام و دارم پرواز مي كنم به اتاق مامان و بابا و خواهر و برادرم و به همه جاي خانه . » و دوران جواني «هيچي يكي از اين موهاي سفيدشده را مي كنم ، مي گذارم روي ميز و بغلش مي نويسم : او فقط ۲۲سال دارد. يعني اميرحسين خسته و نااميداست . من نه ياد گرفته ام كه بجنگم اصلاً انسانها ذاتاً جنگجو هستند. به غير ازعكاسي ديگر چه؟ «نويسندگي ، شعر، كارگرداني فيلم ، بازي تياتر، مجسمه سازي و كارهاي گرافيكي . » بقيه هم دارد؟ «نه ديگه همين ».
|
|
|
|
|
|
اسم تو هر اسمي كه هست
|
|
|
|
|
مهوش Mahvash
* مهوش به معني زيبارو و شبيه ماه است . مهوش مهربان و دوست داشتني است و احساسات رقيق او مي تواند قلب سنگدل ترين افراد را هم نرم كند. در اين ميان علاوه بر احساسات او، توانايي مهوش در ابراز آنها به شكل درست و اثر گذار نيز نقش مهمي ايفا مي كند. ابراز احساسات مهوش آنقدر صميمي و ساده است كه براي هر كسي دلنشين و دوست داشتني خواهد بود. اما در اين ميان خود مهوش نيز به دليل حساسيت زياد، به راحتي تحت تأثير مسايل اطرافش قرار مي گيرد. مشكلات و درگيري هاي ديگران به راحتي ذهن او را مشغول مي كند و آرامش فكري اش را از بين مي برد. به همين دليل هم هميشه آماده است تا در مشكلات ديگران آنها را كمك كند و به ياري شان بشتابد. اما متأسفانه زماني كه نياز به كمك دارد كمتر كسي پيدا مي شود به كمك او بيايد. بدتر از همه اينكه در بعضي موارد ديگران كمك هاي مهوش را به حساب وظيفه اش مي گذارند. زماني كه چنين اتفاقي مي افتد، او كاملاً نااميد مي شود و تصميم مي گيرد ديگر اين كارها را تكرار نكند. اما دفعه بعد نيز قلب مهربان و ريوفش اجازه نمي دهد نسبت به ديگران بي تفاوت بماند. به دليل داشتن توانايي فوق العاده در ابراز احساسات دروني ، مهوش به طور ذاتي براي موفقيت در زمينه هاي هنري ، نمايشي و موسيقي استعداد دارد. او به تمام ظرايف زندگي علاقه مند است و جنبه هاي خاصي از زندگي را مد نظر دارد كه شايد براي اطرافيانش ملموس و قابل درك نباشد. براي اينكه استعدادهاي مهوش به فعليت برسند نياز به تمرين و پشتكار است . مهوش ايده ال ها و اهداف بلندي دارد كه در بسياري موارد در تصميم گيري براي اجراي آنها دچار ترديد مي شود و گاه نيز با دلسردي تمام به علايق دروني اش پشت پا مي زند. اگر مهوش بتواند اهدافش را واقعي تر كند و راه عملي شدن آنها را بيابد، احتمالاً خواهد توانست بر ترديدش در تصميم گيري غلبه كند. تنها چيزي كه مهوش نياز دارد كمي نظم و تمركز بر چيزي است كه قصد انجامش را دارد. در اين صورت خواهيد ديد كه راه پيشرفت براي مهوش كاملاً باز است و هيچ چيز نخواهد توانست سد راه او براي رسيدن به خواست هايش شود. باوجود تمام مهرباني هاي مهوش ، زماني كه عصباني شود هر اتفاقي ممكن است بيفتد! بنا بر اين به شما توصيه اكيد مي كنيم سعي نكنيد به هيچ وجه خشم او را تحريك كنيد. مگر اينكه از پيش خودتان را براي توفاني كه هر لحظه ممكن است فرا برسد آماده كرده باشيد...!
|
|
|
|
|
|