دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۲ - ۱۳ شوال ۱۴۲۴
Mon, Dec 8, 2003
فرهنگ و هنر
شماره ۲۶۶۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
ضميمه ۵
ضميمه ۶
ضميمه ۷
آرشيو
نقد فيلم «دختر ايروني» ساخته محمدحسين لطيفي
بي ادعا و صميمي باب پسند مخاطب عام
146856.jpg
تهماسب صلح جو
مشخصات فيلم:
كارگردان: محمدحسين لطيفي، نويسنده فيلمنامه: ايرج تهماسب، مدير فيلمبرداري: علي الهياري. تدوين: كاوه ايماني. صدابردار صحنه: اسحاق خانزادي
طراح چهره پردازي: مهري شيرازي
بازيگران: هديه تهراني، امين حيايي، آفرين عبيسي، جهانگير صميمي فرد، ليدا عباسي، نغمه مكري و ...
•••
«دختر ايروني» يك كمدي رمانتيك مفرح و ديدني است با داستان سرگرم كننده، روايتي ساده و سرراست، ساختاري كلاسيك و شسته رفته و پيامي اخلاقي ـ اجتماعي در باب فضيلت عشق و مهرباني و صفا ... آيا اين ويژگي ها براي اثبات ارزش يك فيلم كافي نيست؟
البته مي توان با نگاه سختگير و عيب جو و نخبه گرا، «دختر ايروني» را بازسازي الگوهاي مستعمل سينماي رؤياپرداز موسوم به فيلمفارسي دهه چهل و پنجاه قلمداد كرد و بر تاروپودش خط بطلان كشيد و از بيخ و بن مردودش دانست اما رويكرد فيلمسازان معاصر به دستمايه هاي دوران گذشته اگر با حال و هواي اين روزگار هماهنگي داشته باشد، چه جاي خرده گيري است؟ در شرايطي كه ضعف فيلمنامه و داستان پردازي يكي از عوامل بحران سينماي ايران به شمار مي رود. اگر فيلمسازان با نگرشي روزآمد و رعايت ملاحظات مرسوم، از مضامين آثار چند دهه گذشته بهره برداري كنند و رونقي به بازار كساد سينماي اين سالها بدهند آيا خبط خطايي نابخشنودني مرتكب مي شوند؟
خط و ربط داستان و مضمون و پيام ««دخترايروني»، ملودرام هاي عاشقانه عهد ماضي را به ياد مي آورد و ماجراهايش را بر شالوده رابطه عشق و ثروت پيش مي برد. موضوعي كه زماني جان مايه فيلم هاي مدل «گنج قارون» (،۱۳۴۴ سيامك ياسمي) را شكل مي داد و فضيلت عشق را در معادله فقر و ثروت مي سنجيد و براي عامه مردم پيام خوشايندي داشت؛ اينكه عشق، فقير و غني نمي شناسد و خوشبخت كسي است كه در هر مقام و منزلتي، عشق بي رنگ و ريا را به پول و ثروت ترجيح دهد و بر تبعيض ها و تمايزهاي طبقاتي پشت پا بزند.
بي ترديد «دختر ايروني» نيز با گرته برداري از چنين نگرشي مي كوشد خوشايند ذائقه مخاطب عام باشد كه هست و مي تواند تماشاگرانش را درگير ماجراهاي جورواجور كند و از آغاز تا پايان داستان، مشتري را روي صندلي سينما بنشاند و آخر كار، دلشاد و خشنود و اميدوار، سوي خانه روانه اش سازد.
عمده جذابيت فيلم بر اوج و فرود داستاني پرتنوع، لحن مطايبه آميز روايت و شخصيت پردازي و نقش آفريني بازيگران متكي است و عناصر يادشده، سهم مؤثري در برانگيختن حس همراهي تماشاگران با آنچه روي پرده سينما مي گذرد، دارند. داستان پيرامون طرز رفتار و شيوه برخورد دختر و پسري دور مي زند كه هريك به نوعي تحت تأثير شرايط روزمره و تلقينات اطرافيان، از بروز دادن تمناي عاطفي به يكديگر پرهيز مي كنند و حقيقت احساس و عاطفه خود را پشت هويتي ساختگي پنهان كرده اند اما روند ماجراها، رفته رفته، پوسته ظاهري آدم ها را مي شكافد و چهره ديگري از آنها به نمايش مي گذارد و بدين ترتيب با آشكار شدن حقيقت، اوج داستان رقم مي خورد.
نخستين نماي فيلم روي تصويري باز مي شود كه به طرز نماديني بر سرشت پنهان قهرمانان داستان پهلو مي زند. ابتدا شيئي پنهان در پس پوشش پارچه حس كنجكاوي مان را برمي انگيزد. دستي پوشش پارچه اي را برمي دارد. مجسمه فرشته اي پيش نگاهمان قرارمي گيرد و لحظه اي ما را به تماشاي نماد معصوميت و پاكي فرامي خواند اما چك و چانه زدن ها درباره قيمت مجسمه و حال و هواي كاسبكارانه زندگي روزمره، خيلي زود آن فضاي روحاني را مي شكند. حالا با آدم هايي سروكار داريم كه همه ارزشها را در ترازوي منفعت طلبي وزن مي كنند و يكي از آن آدم ها، مريم يزداني (هديه تهراني) است. او را در نگاه اول موجودي رند وزيرك و ترفندباز و سوداگر مي يابيم كه از فروش «فرشته ها» سرمايه مي اندوزد و انگار فرشتگان را فقط در قامت مجسمه هاي سنگي مي شناسد و بس... همراه اين شخصيت به قلمرو قصه قدم مي گذاريم و باديگر شخصيت ها و تيپ هاي داستان آشنا مي شويم.
نقطه مقابل شخصيت مريم، جواني ظاهراً ساده لوح و خوش باور به نام علي فرماني (امين حيايي) است كه در كارگاه مجسمه سازي، براي مريم تنديس فرشته مي سازد و گويي بي خبر از «جهان و كار جهان» سر به راه و دل به كار خود دارد و از اينكه ديگران او را علي شوقي بنامند، دل آزرده نمي شود و ... اما روند حوادث نشان مي دهد كه هيچ يك از اين دو شخصيت آنگونه نيستند كه در ظاهر مي نمايند و درواقع اصل خود را پشت نقشي ساختگي پنهان كرده اند و مي كوشند همچون بازيگري توانا روي صحنه زندگي نقش آفرين هويت ديگري باشند. چنانچه در پايان فيلم مي بينيم علي فرماني، جواني زيرك و رند و حسابگر و هوشيار است و مريم يزداني دختركي مهربان و عاشق پيشه و دل نازك!
ايرج طهماسب به عنوان نويسنده فيلمنامه «دختر ايروني» دستمايه يادشده را در چم و خم قصه اي پرتعليق و كشش خوب مي پروراند و شاخ و برگ مي دهد و بدون بزرگنمايي جلوه هاي احساساتي و تأكيدهاي مبالغه آميز ودستاويز قراردادن برخي تمهيدات جوان پسند، داستان را تا لحظه پايان سرپا نگه مي دارد و البته محمدحسين لطيفي نيز در مقام كارگردان قصه را با ضرباهنگي مناسب و دكوپاژ سنجيده و كنترل يكدستي بازيها، درست به تصوير مي كشد.
لحن كميك فيلم باتوجه به حال و هواي رمانتيك موضوع از تعادل مناسبي برخوردار است و بيشتر طنز و شوخي را در لايه هاي دروني هر صحنه مي تند و براي خنداندن تماشاگران از ادا و اصول و شكلك درآوردن بازيگران پرهيز مي كند و ...
باري، نمي خواهم «دختر ايروني» را همچون شاهكاري بي همتا و بي عيب و نقص بالا ببرم و اوج توانايي سازندگانش قلمداد كنم. معتقدم هر فيلمي را بايد در حد و اندازه و ژانر و شيوه خودش ارزيابي كرد. مشكل امروز سينماي ايران چنانچه همه دست اندركاران معترف اند، عدم توانايي در جذب مخاطب عام است و اين معضل گاهي سينماگران ما را به بيراهه مي كشاند و برخي براي بازارگرمي و رونق گيشه هر شگرد فريبنده اي را مجاز مي دانند و طبعاً حاصل كارشان نه تنها با اهداف فرهنگي و هنري سينما سازگار نيست، بلكه جريان فيلمسازي را نيز به ورطه ابتذال و ساده انديشي مي اندازد و تماشاگر را مجنون و سرخورده مي كند. آثاري از جنس «دختر ايروني» در عين بي ادعايي و صميميت، الگوي كارآمدتري براي سينماي عامه پسند ارائه مي دهند. چون بدون دستاويز قراردادن عقده هاي اجتماعي، مي توانند خوشايند ذائقه مخاطب عام باشند و صدالبته حرفي هم براي گفتن دارند. خب سرگرمي سالم يعني همين.
ويترين كتاب و نشريه
* سلام نمي كنم/ داستان/ شهين كامكار/ تيراژ: ۱۰۰۰نسخه.
شهين كامكار درمقدمه كتاب نوشته است: «درطول ساليان دراز افرادزيادي براي مشاوره به من مراجعه كرده اند و از غصه هايشان قصه گفته اند كه هريك در نوع خود حرفي براي گفتن داشته اند و سپس كتاب را خاطرات يكي از مراجعينش به نام شيرين معرفي مي كند و سپس مي نويسد: شيرين در جلسه سوم به من اجازه داد خاطراتش را بنويسم و از آنجا كه دردهاي جسم و روان، زمان و مكان نمي شناسند و مربوط به دوره خاصي نيست

* ۱۱سپتامبر، دروغ بزرگ/ تيري ميسان/ ترجمه فريدون نوبهار
مترجم درمقدمه كتاب مي نويسد: نويسنده كتاب كه فارغ التحصيل علوم سياسي و روزنامه نگاري تحقيقي است با ديدن عكسهاي اوليه و شنيدن گزارشها و بيانات رسمي مقامات ايالات متحده آمريكا باتوجه به تناقض گويي هاي موجود دچار سردرگمي شده و با تحقيقات به نتايج تازه اي رسيده است.

* طعم زندگي/ داستان/ داود بختياري/ انتشارات سوره مهر/ تيراژ ۵۵۰۰ نسخه
رمان «طعم زندگي» اثر داود بختياري دانشور توسط شركت انتشارات سوره مهر منتشرشد. داود بختياري كه دراين رمان به گونه اي متفاوت به مسائل جنگ تحميلي پرداخته است، پيش از اين نيز آثاري همچون «پاوه سرخ» ـ براساس زندگي شهيد مصطفي چمران ـ و مجموعه داستان «پرواز سفيد» ـ براساس زندگي شهيد عباس بابايي ـ (كه هردو به چاپ چهارم رسيده اند) را در ژانر ادبيات دفاع مقدس به رشته تحرير درآورده است.
بختياري درمورد رمان «طعم زندگي» گفت: «دراين كتاب تلاش كرده ام با نگاهي رئال و باز به جنگ نگاه كنم، زيرا بيشتر آثار دراين زمينه كليشه اي هستند.

* درمن خليده چل سال درمن خفته/ مجموعه داستان/ ابوالقاسم فرهنگ/ نشر دورود
اين كتاب مجموعه اي از داستان هاي بسياركوتاه است درحد دو يا سه صفحه، اما داستانهاي مفصل تري هم دراين مجموعه يافت مي شوند.

|   صفحه اول   |   سياسي   |   اخبار ايران   |   اجتماعي   |   گزارش روز   |   بين الملل   |   گفت و گو   | 
|   سلامتي   |   سرزمين مادري   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه   |   ويژه ۲   |   ويژه ۳   | 
|   ويژه ۴   |   اقتصادي   |   قيمت سكه و طلا   |   حوادث   |   ورزشي   |   صفحه آخر   |   افق   | 
|   اوقات شرعي   |   ضميمه ۱   |   ضميمه ۲   |   ضميمه ۳   |   ضميمه ۴   |   ضميمه ۵   |   ضميمه ۶   | 
|   ضميمه ۷   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |