وقتي اين عكس را مي گرفتم، تني چند از دستفروشان محترم نهيب زدند كه مگر تابلوي عكاسي ممنوع را نمي بيني، پس چرا عكس مي گيري؟! به هرحال بايد به قانون در هر شكلش احترام گذاشت؛ منتها در مملكت ما قانون بر دو قسم است: قانون پيدا و قانون پنهان. قانون پيدا هماني است كه به من اجازه عكس گرفتن نمي دهدو قانون پنهان هماني است كه به آنها اجازه دستفروشي مي دهد. اشكالي دارد؟!
مي گويند مسجدجاي دستفروشي نيست، برويد جاي ديگر. اصلاً ملتفت مطلب نيستند! داخل بازار بروم، كسبه اعتراض مي كنند؛ كنار خيابان بروم، سد معبر شهرداري بساطم را جمع مي كند؛ توي كوچه پس كوچه بروم، مأمور كلانتري گير مي دهد؛ كجا بهتر ازمسجد؟ صدهزار مرتبه شكر، هيچ مشكلي هم نداريم! فقط بعضي وقتها صداي بلندگوي مسجد را خيلي زياد مي كنند.
هرچه ما داد مي زنيم: «بدو بدو حراجش كردم بدو همه رقم صدتومن، بدو بابا تموم شد» كسي صدايمان را نمي شنود. شما كه خبرنگاري اينها را توي روزنامه بنويس تا به گوش مسؤولان برسد، بلكه صداي بلندگو را كم كنند، به خدا ثواب دارد!!
اينجا صحن مسجد امام تهران است. چه خاطراتي كه در دل ندارد! از جمع شدن مشروطه خواهان و گوش كردن به سخنراني سيدجمال الدين واعظ و ملك المتكلمين شهيد تا ترور رزم آرا به دست فدائيان اسلام؛ و از قيام ۱۵ خرداد ۴۲ تا متينگهاي مختلف دوره انقلاب و اين اواخر هم مراسم بزرگ دعا براي بهبود حال بنيانگذار جمهوري اسلامي و بعد برگزاري مجلس ترحيم ايشان.
اما خب با خاطره كه نمي شود زندگي كرد! زندگي خرج دارد. ما هم كه كار بدي نمي كنيم، جمع شده ايم، نان زن و بچه مان را در مي آوريم. دزدي كرده ايم؟ حيزي كرده ايم؟ از ديوار مردم بالا رفته ايم؟! آن وقت اين متولي مسجد هي مي گويد جمع كن برو! جمع كنم، تو شكم بچه هايم را سير مي كني؟ برو آقا، برو رد كارت، برو تا عصباني نشدم!!
چيه داداش! چي مي خواي؟ اهل دواجات كه نيستي، يعني به قيافه ات نمي خوره. نكنه شويي، فيلمي، چيزي مي خواي. اگه بخواي همه جور شو دارم؛ ايراني، تركي، عربي، شو،۸۲ طنين ... ما قبلاً توپخونه، پشت شهرداري كار مي كرديم. ولي خيلي گير بازاره! راه براه مأمور مياد. اينجا خيلي بهتره. چون مسجده كسي كاري به كارمون نداره! فقط خادم مسجد يه موقع گير مي ده كه اونم چيزي نيست. زورش كه به ما نمي رسه، يه چيزي مي گه مي ره پي كارش! خلاصه هر وقت چيزي خواستي بيا پيش خودم. از صبح تا ساعت ۴،۳۰ همين جا وايسادم. فقط ظهرها يه ساعت مي رم تو شبستون دراز مي كشم. خلاصه همه رقم مخلصتيم!