دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۲ - ۱۳ شوال ۱۴۲۴
Mon, Dec 8, 2003
ويژه ۳
شماره ۲۶۶۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
ضميمه ۵
ضميمه ۶
ضميمه ۷
آرشيو
منشور خاتمي با دانشجويان
146799.jpg
من خود را در مقابل هر دو طيف مي دانم و وجدان بشري را باخود همراه مي بينم. بخصوص در جهان اسلام و اكثريت مسلمانان و بالاخص اهل فكر و ذكر كه هم از حكومتهاي ديكتاتوري و وابسته خسته اند و هم از شأن سياسي غرب در بيرون مرزهاي آن خون دل خورده اند و تحقير شده اند و هم به شدت نگران استيلاي اوهام افراط گرا به نام اصولگرايي اسلامي هستند.
اين اكثريت كه روز به روز نيز بر عددشان افزوده مي شود، هم اسلام را مي خواهد و هم پيشرفت را، هم حق و حرمت را و هم آزادي را و بطور طبيعي متحد و طرفدار انديشه اي است كه بيان كردم.
لازمه اين طرز تفكر عدم توسل به خشونت و تحميل، بلكه اتخاذ شيوه پيامبران است كه رسالتش دادن خودآگاهي و تقويت عزم آنان تا خود بينديشند، خود بخواهند و زير بار آنچه خلاف حق و مصلحت است، نروند.
مردمي كه بايد خود را صاحب حكومت بدانند و به هيچ سلطه و حكومتي جز حكومت برخاسته از اراده خود، چه ناشي از فزون خواهي خودكامگان باشد و چه تحميل شده از سوي نيروهاي بيگانه تن ندهند.
من اين تفكر را دارم كه در درون جوامع اسلامي دعوت كننده به جامعه مدني، مردم سالاري و حق و حرمت انسان و مهار قدرت و گردش بدون آن است و اين همه را بر پايه اسلام مي گويم و معتقدم كه اهميت انقلاب اسلامي در ايران فقط ويران كردن يك رژيم نبود ـ كه همه كودتاها هم همين كار را مي كنند ـ بلكه دعوت كننده به مردم سالاري و حق و عدالت بر پايه اسلام بود. به همين دليل انديشه خود كه از جمله در جريان انتخابات و بعد از آن بيان شد را با عمق وجدان بيدار ملت سازگار مي دانم و معتقدم آنچه مردم از انقلاب خواستند و به همت حضرت امام در قانون اساسي نيز منعكس شد همين است. و معتقدم در جهان اسلام و نيز در ميان فرهيختگان جهان اقبالي كه به اين انديشه شد كمتر از اقبال به اصل انقلاب نبود.
ناكامي نسبي اين تفكر در ميدان عمل، دليل بر عدم حقانيت آن نيست، بلكه ناشي از موانع تاريخي، رواني و سياسي و اجتماعي موجود است و اين موانع را بر خلاف طلب وجدان عامه و خواست واقعي مردم مي دانم. البته تدريج در تحول اجتماعي يك امر حتمي است و جاري شدن يك انديشه و روش و منش در عينيت زندگي زمان مي خواهد و مقبوليت آنچه در دوم خرداد مطرح شد زمينه تحقق آن را فراهم مي آورد. و ترديد ندارم كه گزينه مطلوبي كه پيش روي ملتهاي مسلمان از جمله ملت بزرگوار ايران است، جوهر و مايه اين انديشه است كه در شرايط خاص توسط من و همفكران من مطرح شد البته همين انديشه نيز نيازمند اصلاح است و در عرصه بين المللي چنين انديشه اي در صورت اصل گفت وگوي تمدن ها و فرهنگها و ائتلاف براي صلح بر پايه عدالت مطرح شد و بخصوص اصل گفت وگوي تمدنها را وجدان بشري و آيينه آن يعني ذهن و جان انديشمندان جهان پذيرا شد. هر چند كه خشونت گراياني چون القاعده و حكومتگران كاخ سفيد عملاً با ترور و جنگ و خشونت با آن روبرو شدند، ولي اقبالي كه از اين طرح شد و اجتماعي كه پديد آمد، نشان دهنده آن است كه آنچه مطرح شد نياز زمانه است. بايد بگويم حتي بروز و ظهور آن در جهان بيشتر از ايران بود. علاوه بر اجماع حاصل در سازمان ملل، چه در جهان صنعتي و غرب و چه در شرق (به معني سياسي و فلسفي و جغرافيايي آن) استقبال و از آن شگفت انگيز بود و حتي بر پايه آن جريانات فكري، اجتماعات، بنيادها و مؤسسات بوجود آمد كه نوعاً هم با ما در ارتباطند. تعداد كتابها، مقالات و پايان نامه ها يي كه در مورد گفت و گوي تمدنها نشر يافت و سمينارها و نشستهايي كه دائماً برگزار مي شود بسيار زياد است.
و الآن هم بسياري از انديشمندان جهان و سياستمداران دلسوز و شخصيتهاي برجسته اصرار فراوان دارند كه اين جريان با محوريت خود من ادامه يابد.
در صورتيكه زنده بمانم و خداوند مدد كند بعد از رياست جمهوري كه طبعاً مجال بيشتر و محدويت و ملاحظات كمتري دارم، در مسيري قرار خواهم گرفت كه هر دو وجه تفكر را به صورت يك جريان پويا در جهان اسلام و جامعه جهاني پيگيري كنم.
ايسنا: تحليل شما از رفتارها و واكنش هاي سياسي دانشجويان در چند سال اخير چيست؟ چرا ارتباط خود را با بدنه دانشجويي تقليل داده ايد؟ آيا دانشجويان با شما و شما با دانشجويان قهر كرده ايد؟ پرسش و پاسخ شما با دانشجويان مدتي است كه تعطيل شده است. چرا؟ ارزيابي شما از وضعيت كنوني جنبش دانشجويي به ويژه دفتر تحكيم وحدت چيست و آينده جنبش دانشجويي در ايران را چگونه پيش بيني مي كنيد؟
تحليل شما از چگونگي رفتار با دانشجويان و دانشگاهيان از سوي جريانات مختلف سياسي وبخشهاي مختلف نظام در چندسال گذشته چيست؟ با عنايت به جايگاه ويژه دانشگاه وحوزه در انقلاب اسلامي و توصيه اين انقلاب به حفظ حريم علم و دانش، جايگاه و منزلت كنوني دانش، دانشگاه، استاد و دانشجو را تا چه اندازه قابل قبول مي دانيد؟ چه كساني از تضعيف دانشگاه، سود مي برند؟ دليل بدبيني هاي عميق در برخي جريانات نسبت به دانشگاه چيست؟ وظيفه روحانيون آگاه و روشنفكران ديني در پاسخ مناسب به اين بدبيني ها چه مي باشد؟
تأثير افراطي گري در حوزه هاي علميه و دانشگاهها بر ارتباط منطقي و سازنده اين دو مجموعه تأثيرگذار و تعيين كننده چيست؟ وظيفه روحانيون آگاه و روشنفكران ديني در قبال افراطي گريهايي كه بعضاً در اين دومجموعه ديده مي شود، چه مي باشد؟
در چندسال گذشته، عملكرد ارگانهايي نظير نيروي انتظامي، وزارت اطلاعات و قوه قضاييه نسبت به دانشگاه چگونه بوده و چه تغيير و تحولي داشته است؟ نقش شما در تحولات مثبت چه بوده است؟ در حل موضوع آقاي هاشم آقاجري و برخي دانشگاهيان و دانشجويان زنداني چه اقدامي داشته ايد؟
با توجه به تجربه تاريخي علي رغم برخورداري از سرمايه هاي غني معنوي و مادي (تمدني ريشه دار، ديني مترقي، انقلابي پيشرفته، نسلي هوشمند و منابع زيرزميني و روزميني كم نظير) و با اعتراف به پيشرفتهاي افتخارآفرين، متأسفانه در زمينه هايي كه كم هم نيستند، عقب مانده ايم. راز اين عقب ماندگي چيست؟
كشور ما مدتهاست از ترويج ادبيات منفي نسبت به خلاقيتها، حركتهاي مثبت و پيشرفتهاي خود، رنج مي برد. به نظر شما، نقش دانشگاهيان و دانشجويان در تغيير اين ادبيات به ادبيات خودباوري، ترقي خواهي، پيشرفت و اميد به آينده چه مي تواند باشد.
تبديل ايران به قدرت اول منطقه به لحاظ علمي يكي از مهمترين اهداف سند چشم انداز توسعه كشور است. اين در حالي است كه جامعه ما هم اكنون به لحاظ علمي با مشكل عمده مهاجرت نيروهاي متخصص روبروست. دستيابي به هدف رشد پرشتاب علمي، نهضت نرم افزاري و افزايش سهم ايران در توليدات علمي جهان وتجهيز به علوم و فن آوريهاي جديد در سياستهاي كلي نظام مبتني بر چه برنامه هايي در آينده خواهد بود؟
ارتباط بين استقلال دانشگاه و توسعه علمي كشور چيست و چگونه حاصل مي شود و ارتباط بين توسعه علمي و حيات سياسي در دانشگاهها چه مي باشد؟
چندماه پس از استعفاي دكترمعين، ديدگاه شما در اين خصوص چيست؟
سرنوشت لايحه ساختار وزارت علوم به كجا انجاميد؟
رئيس جمهور: جامعه ما جامعه سياسي است. انقلاب چشم و گوش ما را باز كرده است و مردم ما هم سياسي ترين مردم دنيا هستند. طبيعي است كه اين وجه در دانشگاهها كه گل سرسبد جامعه است ظهور و بروز بيشتري داشته باشد.
دانشگاه ما از روز اول سياسي بوده، همين ۱۶آذر را درنظر بگيرد، حاصل بيداري دانشگاهي و مقاومت آن در برابر استبداد و بخصوص استعمار و وابستگي بود. مهمترين وجهه ۱۶آذر اعتراض به حضور نماينده ابرقدرتي بودكه بعد از ۲۸مرداد خود را قدرت مطلق العنان درايران مي دانست و ايران را به عنوان مركز استيلاي خود در منطقه به حساب مي آورد. دانشگاه نبض تپنده جامعه است و بيش و پيش از ديگران بايد حساس باشد و حساسيتها را منتقل كند. در جريان انقلاب، در دفاع هشت ساله و در ديگر عرصه ها شادابي حضور دانشگاه را مي نگريم.
طبيعي است كه دردورانهاي بحران نيز نمود بحران را در دانشگاهها بيشتر مي بينيم. به هر حال خطري كه يك جامعه را در دوران گذار از يك نظام بسته استبدادي و البته پر از تبعيض به يك نظام مردمي مستقل كه مي خواهد مردم سالاري را در درون و هم تعامل را با حفظ عزت و مصلحت و حكمت با جهان برقرار كند تهديد مي كند، افراطي گري و توهم گرايي است. متأسفانه همانگونه كه در سؤالهاي پيشين عرض كردم اين جامعه از افراط و تفريط گرايي بعضي نخبگان و سرايت آن در بخشهايي از جامعه رنج فراوان برده است.
دانشگاهها بهترين تعامل را با انقلاب و نيز بيشترين انعكاس را از مطالبات مردم داشته اند. با اين دانشگاه بايد رفتار مناسب خود را داشت.
دانشگاه جايگاه نقد واعتراض است ونقد و اعتراض باعث پويايي جامعه و رشدكشور و ملت است. اگر ما نتوانيم آن را تحمل كنيم پس چه چيزي را تحمل خواهيم كرد. البته در جامعه گرايشهاي مختلفي وجود دارد و طبيعي هم هست. از جمله كساني هستند كه با اصل نظام ناسازگارند. اشكالي هم ندارد و در چارچوب قانون هم معتقدم بايد حق اظهار نظر و حق حضور آنان را به رسميت شناخت، ولي به هيچ وجه نبايد خلط مبحث شود. نمي شود نام و عنوان اسلام را داشت ولي نفي اسلام را مطرح كرد. نمي شود مدافع استقلال و آزادي بود و اجازه داد كه از بيرون و كساني كه به صراحت تصميم خود را به براندازي گرفته اند از بعضي رفتارها و شعارها سوءاستفاده كنند. همانگونه كه نبايد كساني يا گروههايي به محض شنيدن سخني غير از سخن خود و نقدي و اعتراضي، بزرگترين توهين ها را به صاحبان آن نظر و نقد متوجه كنند و بدتر اينكه كل دانشگاه وجنبش دانشگاهي و دانشجويي را وابسته، بي دين و منحرف به حساب آورند. من انتظارم از دانشگاهها اين بود كه علاوه بر رواج فكر و روشن بيني، كانون تمرين دموكراسي، مدارا و رواداري باشند، در حالي كه متأسفانه پاره اي از جنگ و جدالهاي سياسي كه مربوط به گروههاي خاص سياسي است، چه آنان كه نام و عنوان تشكل را دارند و چه آنان كه با سوءاستفاده از نهادهاي فراجناحي نظام ديدگاهها و گرايشهاي خاص باندي و گروهي خود را اعمال مي كنند به درون دانشگاهها نيز كشيده شده است و اين اثرپذيري دانشگاه از بيرون است كه مطلوب نيست.
من معتقدم قبل از هر چيزي بايد حساب كل دانشگاهها را از تشكلها و گروهها جدا كرد و گروهها و تشكلها هم حق ندارند آنچه خود مي بينند و مي پسندند، چه در دفاع از انقلاب و اسلام و چه در دفاع از آزادي و مردم به حساب همه دانشگاهيان بگذارند و بخصوص بايد ترتيبي داده شود كه از عناوين مقدس اسلام يا نهادهاي حكومتي رسمي و اسلامي سوءاستفاده نشود و مرزها از هم تفكيك گردد. با اين همه هنوز هم بيشترين اميد به دانشگاهها و دانشجويان عزيز است و معتقدم رفتارهايي كه با دانشجويان و حركتهاي دانشجويي شده است در خيلي از موارد سنجيده و درست نبوده است و شايد همين امر نيز سبب بريدگي و گريز از مركز بعضي از دانشجويان شده است.
رابطه من هم با دانشگاه قطع نشده است و خدا نخواهد كه چنين شود. گرچه كوشيده ام كاري نكنم كه به بعضي از درگيريهاي جناحي و نيز رفتارهايي كه به هيچ وجه نمايانگر گرايش و جهت گيري كلي دانشگاهها نيست دامن بزنم. ولي به همه احترام مي گذارم و معتقدم كه گذشت زمان و عميق تر شدن درك دانشگاهيان عزيز منشأ اصلاح كارها خواهد شد و حكومت ما هم در اثر تجربه، رفتارهاي مناسب تري را پيش خواهد گرفت.
در موردجنبش علمي هم ترديدي نيست كه مهمترين كانون آن دانشگاهها و مراكز پژوهشي ماهستند، به لحاظ كمي و كيفي رشد در خور توجهي داشته ايم و بخصوص در همين جا بايد از تلاشهاي ارزنده برادر عزيزمان جناب آقاي دكتر معين در تحرك علمي و فني مراكز آموزش و پژوهش عالي و نيز در دفاع از حق و حرمت دانشگاهيان تشكر كنم و هيچ گاه علاقه مند نبودم كه در مدت باقيمانده مسؤوليت از همكاري اين عزيز در اين عرصه مهم محروم باشم گرچه از همكاري معنوي ايشان محروم نيستم. ولي به هر حال نبايد هيچ عاملي مانع رشد و پيشرفت علمي و دانشگاههاي ما باشد بخصوص اتصال دانشگاه به حوزه مديريت و توليد و خدمت امر مهمي است كه اين امر در اساسنامه اخير وزارت علوم بخوبي لحاظ شده است و اميدوارم هر چه زودتر با توجه به عنايت خاص مقام معظم رهبري به امر تحقيق و علم و نقش وزارت علوم، تحقيقات و فن آوري مشكل پيش آمده مرتفع شود. فكر نمي كنم مانع مهمي در اين جهت وجود داشته باشد.
ايسنا: تعريف شما از انتخابات خوب چيست و انتخابات موفق را با توجه به انتخابات مجلس هفتم، چگونه انتخاباتي مي دانيد؟
تأثير انتخابات آتي مجلس را بر سرنوشت كشور واصلاحات مدنظر خود چگونه ارزيابي مي كنيد؟
آيا از حزب، جريان و يا جناح سياسي خاصي در انتخابات آتي مجلس حمايت خواهيد كرد يا خير.
وزارت كشور اعلام كرده است كه اگر شوراي نگهبان بدون نظر مراجع چهارگانه كسي را رد صلاحيت كند به آن ترتيب اثر نخواهد داد. آيا اين موضع دولت و شخص رئيس جمهور است؟ اگر چنين است تا چه اندازه بر سر اين موضع پافشاري خواهيد كرد؟
توصيه شما به شوراي نگهبان و نمايندگان فعلي مجلس و دولت براي انتخابات آتي چيست؟
چه اقداماتي از سوي شوراي نگهبان، مجلس و دولت سبب خواهد شد كه مردم، مجلس و رأي خود را مؤثرتر ببينند؟
كدام دسته از اقدامات موجب كاهش اميد و انگيزه مردم براي مشاركت در انتخابات خواهد شد؟ سود كاهش مشاركت مردم به حساب چه جرياناتي واريز خواهد شد؟
رئيس جمهور: درباره انتخابات صحبتهاي فراواني كرده ام. انتخابات بزرگترين مظهر مردم سالاري و مهمترين بستر استيفاي حق حاكميت مردم بر سرنوشت خويش است، بخصوص در مورد مجلس كه در رأس امور است و مجلس قدرتمند است ولي قدرت در آنجا منتشر شده است و به همين دليل هم بر قدرتهاي متمركز نظارت دارد و نيز قانونگذاري آهنگ نظم جامعه را مشخص مي كند و حقيقتاً بدون مجلس آزاد، قوي، هوشمند و مردمگرا به هيچ وجه نمي توان دم از مردم سالاري زد.
تأثير انتخابات بر اصلاحات؛ كه امري است تدريجي و گام به گام، در صورتي خواهد بود كه مردم به صحنه بيايند و در واقع كساني را كه به اين راه و سياست معتقدند برگزينند. به هر حال حضورمردم بسيار حياتي است. مردم بايد بدانند كه با بي تفاوتي يا خداي ناخواسته قهر كردن مشكلي حل نمي شود، بلكه با حضور و پافشاري بر مطالبات مورد نظر امكان حل مشكلات بيشتر است و عدم حضور مردم طبعاً سبب خواهد شد مجلسي كه روي كار مي آيد نمايندگي كامل ازمردم و وجدان عمومي را نداشته باشد.
هميشه گرايشهاي خاص و باندها در غياب مردم مي توانند بر جامعه تأثيرگذار باشد در عين حالي كه همه گرايشها بايد مورد احترام باشند، ولي با حضورگسترده مردم طبعاً هر گرايشي و سياستي به اندازه وزن اجتماعي خود مي تواند مدعي باشد.
حضور مردم در اين مرحله نيز كه كشور باخطرات بزرگي روبرو است و با دشمني ها و دشمن كاميهاي فراواني مواجه است و شرق و غرب كشور در اشغال آمريكا است بسيار مهمتر ازگذشته است. حضور مردم كه نشانه دلبستگي ايشان به اصل نظام و كشور و منافع ملي است توطئه ها عليه كشور را خنثي يا كم خواهد كرد. از سوي ديگر براي حضور شاداب مردم بايد زمينه را فراهم آوريم. عوامل يأس آفرين بايد حذف شود، جنگهاي جناحي سبب شده است كه فضا سياه نشان داده شود و مردم از اين وضع دلخورند، نقدها اگرعيار درستي داشته باشد، در عين بيان مشكلات و كمبودها، منصفانه دست آوردها را نيز نشان مي دهد. يعني در عين پافشاري بر مطالبات مردم بايد به آنها گفت كه چه كارهايي نيز شده است.
ضمناً سختگيري در انتخابات با توسل به بهانه هاي مختلف براي حذف نيروها و محدود كردن انتخاب مردم نيز در دلسردي مردم مؤثر است.
آنچه مهم است اجراي درست قانون باجهت گيري به نفع آزادي انتخابات وانتخابات آزاد است. دولت موظف است از آزاديهاي قانوني مردم دفاع كند و با همه وجود ناظر و حاضر باشد كه نه در اجرا و نه در نظارت از حدود قانوني كسي تجاوز نكند. من با همه توان خواهم كوشيد تا ان شاء الله انتخابات آزاد و با نشاط و قانوني برگزار شود.
ايسنا: مشخصه هاي سياست خارجي دوران شما در قياس با دولتهاي قبلي كدام است؟ (بررسي نقاط قوت و ضعف)
رئيس جمهور: در طول ۲۵سال گذشته كشور ما از دورانها و بحرانهاي مختلفي گذر كرده است و نوعاً موفق بوده است و طبعاً به مقتضاي بحرانها و دورانها ضمن حفظ اصول اوليه حاكم بر انقلاب اسلامي، راهبردها و روشهاي متعددي داشته است. براي مثال دوران جنگ نوعي سياست و روش را مي طلبد كه با دوران سازندگي متفاوت است و دوران سازندگي نيز مقتضي سياست و روش متناسب آن بود و از همه تلاشها بايد تقدير كرد.
در تحول از اين دورانها تأكيد دولت فعلي بر افزايش و ارتقاي مشاركت جمعي و مدني استوار بوده و هست تا از اين طريق به تعريف تازه اي ازجايگاه جمهوري اسلامي نزد افكار عمومي جهان دست يابيم. اين همان جايگاهي است كه طي چندسال گذشته عايد كشورمان شده است و اين ارتقاتا حدي بوده است كه بسياري ازكشورهاي جهان درصدد بهبود روابطشان با ما برآمده اند. آيينه اين تحول در ارقام تجاري كشور و همچنين رشد سرمايه گذاري خارجي در كشور و رشد توريسم ـ جداي از بحرانهاي مقطعي چون بحران عراق و افغانستان ـ خود را نشان داده است.
بنابراين ادامه اين موفقيت در گرو توفيق همه نظام در درون، در افزايش و ارتقاي مشاركت جمعي و مدني است. هر چه در اين زمينه موفق ترباشيم سياست خارجي ما هم موفق تر است. گرچه دشمني ها هم فراوان است. اگر روندي كه از ابتداي روي كار آمدن اين دولت آغاز شد ادامه مي يافت و موانع به وجود نمي آمد حتماً از آنچه امروز هست موفق تر بوديم.
ايسنا: ميزان كارآيي تئوري گفت وگوي تمدنها و تنش زدايي در قبال تحولات بين المللي و پيشبرد تحولات سياستي خارجي ايران چه بوده است؟
رئيس جمهور: دومقوله تئوري گفت وگوي تمدنها و تنش زدايي در عين اينكه در تقابل با يكديگر نمي باشند و حتي قابليت جمع شدن را دارند، اما به يك معني و يك جنس نيستند. گفت وگوي تمدنها يك راه كلي است و ارائه دهنده يك سرمشق (پارادايم) است كه جنبه بين المللي آن بر شأن داخلي اش مي چربد، در حالي كه سياست تنش زدايي سياستي است كه مستقيماً كشورمان رامتأثر مي سازد.
گفت وگوي تمدنها در شرايطي ارائه شد كه گرايشهاي ناشي از نظريه چالش تمدنهامي رفت تا جامعه بين المللي را به حدي از مسموميت برساند كه هرگونه همكاري و معاضدت جاي خود را به يكجانبه گرايي و عداوت بدهد. اين پيام وجهه بين المللي پيدا كرد و به گوش جهانيان آشنا آمد و مورد نوعي اجماع قرار گرفت و اين انديشه و سياست در ارتقاي جايگاه كشورمان نزد جامعه جهاني اثرات مثبتي داشت. البته مخاطب اوليه گفت وگوي تمدنها اصحاب فكر و فرهنگ و آگاهي و دانش هستند، نه سياستمداران. گرچه هر چه دامنه مقبوليت آن گسترش يابد سياستها و سياستمداران را نيز تحت تأثير قرار خواهد داد. ولي هنوز اين انديشه، دشمنان بزرگي دارد كه مهمترين آن را در دوانديشه متقابل افراطي و خودپسندانه مي بينيم كه از يك طرف به گسترده ترين و ويرانگرترين شكل تروريسم مي انجامد و از سوي ديگر به جنگ و تجاوز و امنيتي كردن فضاي جهاني و سركوب.
اما سياست تنش زدايي نامي آشنا در ادبيات سياسي جهان است كه ما از آن بهره فراوان برده ايم و بايد از آن به سوي سياست همكاري بين المللي و منطقه اي گذر كنيم كه در اين زمينه هم گامهاي چندي برداشته ايم.
ايسنا: وزن واقعي جمهوري اسلامي ايران در صحنه سياسي جهان چيست؟
برخي اين وزن را فوق واقعيت و برخي دون واقعيت مي بينند. تصميمات سياسي ايران در عرصه بين المللي تاچه اندازه ناشي از وزن واقعي ماست؟
رئيس جمهور: جايگاه و وزن كشورها در سياست جهاني برخاسته از عناصر متعددي است كه مهمترين آنها وضعيت ژئوپولوتيك و ژئواكونوميك، سهم در اقتصاد جهاني، عضويت در اتحاديه هاي سياسي، اقتصادي، سطح فن آوري كشور، قدرت نظامي، ميزان سرمايه هاي انساني، توليد فكري و فرهنگي و بالاخره نوع نظام سياسي بر حسب شاخص مشاركت مدني و رشد و حضور مردم است.

•• ادامه سخنان آقاي خاتمي در صفحه ويژه۴

|   صفحه اول   |   سياسي   |   اخبار ايران   |   اجتماعي   |   گزارش روز   |   بين الملل   |   گفت و گو   | 
|   سلامتي   |   سرزمين مادري   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه   |   ويژه ۲   |   ويژه ۳   | 
|   ويژه ۴   |   اقتصادي   |   قيمت سكه و طلا   |   حوادث   |   ورزشي   |   صفحه آخر   |   افق   | 
|   اوقات شرعي   |   ضميمه ۱   |   ضميمه ۲   |   ضميمه ۳   |   ضميمه ۴   |   ضميمه ۵   |   ضميمه ۶   | 
|   ضميمه ۷   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |