شنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۲ - ۱۸ شوال ۱۴۲۴
Sat, Dec 13, 2003
موسيقي
شماره ۲۶۶۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
موسيقي
بين الملل
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
ضميمه ۱
آرشيو
نگاهي به اجراي گروه روحتاف، ۱۵ و ۱۶ آذرماه، فرهنگسراي هنر
به بهانه پنجمين جشنواره موسيقي جوان ۱۱ ـ ۱۶ آذرماه
نگاهي به اجراي گروه روحتاف، ۱۵ و ۱۶ آذرماه، فرهنگسراي هنر
وه چه بي رنگ و بي نشان كه منم
اجراي موسيقي با تكيه بر سنت موسيقي مقامي و بهره گرفتن از موسيقي نواحي، ضمن آن كه دغدغه بسياري از مجريان موسيقي بوده، همواره براي مخاطبين جذاب بوده است. علاوه بر اين، موسيقي هاي با درون مايه عرفاني نيز بخش ديگري از اين نوع حضور برروي صحنه است. عرفان به شكل گسترده آن در بسياري از مناطق ايران حضور فعال دارد. موسيقي كرمانشاه و محوريت ساز تنبور، به عنوان سازي مقدس و همراه كننده كلام هاي مذهبي، بخشي از اين نوع موسيقي است. تنبور، امروزه به سازي پر طرفدار تبديل شده و عده بي شماري در شهر هاي بزرگ به نواختن آن روي آورده اند. اين مورد اگر چه جالب توجه است اما ذكر اين نكته ضروري است كه اين رويه، سنت هاي موجود در بستر موسيقي تنبور را انتقال نمي دهد. به هر روي، گروه روحتاف با تكيه بر سنت دير سال موسيقي يارسان، شكل گرفته، اما رويكرد متفاوتي در اجرا دارد.
اين گروه از عناصر زيبا و بالقوه موجود در موسيقي تنبور الهام گرفته و با تكيه بر عنصر بداهه نوازي و فضا سازي، سعي در اجراي گونه اي متفاوت از موسيقي دارد. ميزان موفقيت اين نگرش، در برخورد مخاطبين، قابل جست وجو است. چه تقريباً تمامي آنان، با شادي و آرامش سالن كنسرت را ترك كردند. تكيه گروه روحتاف بر دو عنصر موسيقي مقامي و بداهه نوازي و تركيب موسيقي مقامي تنبور و موسيقي رديف دستگاهي ستودني است. همخواني ها و فضاسازي هاي آواز نيز در اجرا جالب توجه بود، هر چند در پاره اي موارد ناهماهنگي نيز مشاهده مي شد. استفاده از سازهانگ (سازي سوئيسي) نيز پرسش هايي را به دنبال داشت. موسيقي تلفيقي و استفاده از سازهاي فرهنگ هاي گوناگون امروزه به جريان مسلط در موسيقي بدل شده است. اما پرسش اين است دليل حضور يك ساز در يك اجرا چه مي تواند باشد؟
گروه روحتاف به سرپرستي آرش شهرياري، موسيقي مناسب و درخور توجهي را براي مخاطبيني كه يك موسيقي جدي با درون مايه اي عرفاني ـ مذهبي را جست وجو مي كنند، در معرض نمايش گذاشت و در اين زمينه مي توان گفت كه موفق عمل نمود. عناصري كه گروه بر آن تكيه دارد مي تواند به تدريج و با آگاهي روبه سوي تكامل گذارد. اما پر هيز از پاره اي موارد حاشيه اي به دليل پاره اي ملاحظات دروني موجود در جامعه موسيقي شايد راه گروه را هموارتر سازد.
توان و تسلط برساز تنبور و فرمهاي آوازي آن در تلفيقي مناسب با موسيقي رديفي، موسيقي زودخانه و عنصر پرقدرت و مهمي به نام بداهه، اجراي گروه روحتاف را خاص مي نمايد.
به بهانه پنجمين جشنواره موسيقي جوان ۱۱ ـ ۱۶ آذرماه
موسيقي علمي روز!
147501.jpg
پنجمين جشنواره موسيقي جوان در حالي برگزار شد ، كه نحوه برگزاري و عناوين بخش هاي مختلف آن، نظرات و ديدگاههاي متفاوتي را به دنبال داشت.
مسؤولين، برگزاركنندگان و دبير جشنواره، بارها در مصاحبه هاي مطبوعاتي، الگوي برگزاري جشنواره امسال و روند آن را مثبت ارزيابي كردند. گروهي حتي آن را پربارترين جشنواره موسيقي جوان دانستند. در حالي كه بسياري از موسيقيدانان و نوازندگان برجسته، هرچند به صورت غيررسمي ، به نقد و ارزيابي پرداخته و ديدگاههاي متفاوتي نسبت به برگزار كنندگان داشتند.
شايد تمايل نداشتن به مصاحبه مطبوعاتي از سوي موسيقيدانان شاخص وعدم ارائه اظهارنظر رسمي آنان، به ظاهر، در نحوه برگزاري و روند جشنواره چندان مهم به نظر نرسد، اما نقد آنان، حتي در انزوا و سكوت، نوعي هشدار به جامعه موسيقي ايران محسوب مي شود. بناي جشنواره امسال بر گروه نوازي استوار شده و عناوين بخش ها نيز چنين بود: موسيقي سنتي، موسيقي جهاني، موسيقي علمي روز.
گروه نوازي:
بي ترديد، گروه نوازي، امروزه به يك فرهنگ فراگير در موسيقي تبديل شده است. در گرايش هاي موسيقي نظير موسيقي پاپ و انواع موسيقي هاي غربي، كار گروهي طبيعي و ذاتي است . اما در مورد موسيقي كلاسيك ايران به گونه ديگري است. در اين موسيقي كه به رديف دستگاهي نيز موسوم است،عناصر اصلي و ذاتي آن تكيه بر رديف موسيقي و عنصر بداهه در خلق و اجراي آن دارد. بر پايه اين الگو، نوازنده نه بخش اندك و جزيي از يك مجموعه كه خود مجموعه است. نوازنده موسيقي نه تنها در يك نظام كل شركت داشته بلكه خود راوي آن كل است ودر جاي كل مي نشيند. در گروه نوازي غربي، هر نوازنده جزيي ازاثر است و وظيفه اي خاص دارد. برآيند اين وظايف در يك كل منسجم و يك پارچه كه قطعه مورد نظر آهنگساز است معنا مي يابد.
اما حضور به عنوان كل مجموعه و اثر، به گونه اي بوده است كه از زمان درويش خان (به عنوان مبدأ گروه نوازي با رويكرد جديد) نوازنده در كل اثر حضور فعال داشته است. اين ويژگي مربوط به نظام يك پارچه موسيقي ايراني است و نه به عنوان يك عيب و ايراد كه برخي به فرهنگ گروه نوازي ايراني وارد مي كنند. البته هرگاه سخن از گروه مي شود، فرهنگ آن نيز كه مبتني بر وظايف اعضاي گروه و حضور هر كدام به عنوان يك جزء مطرح مي شود، ضمن آنكه اگر قرار باشد كل يك گروه به صورت هم صدا قطعه اي را بدون تنظيم بنوازند، چه نيازي به گروه است، يك ساز تنها هم مي تواند اين وظيفه را به شايستگي انجام دهد.اما شناخت عميق تر موسيقي ايراني، فضاي ديگري را مي گشايد. به عبارتي، سخن از تنظيم و وظيفه هر عضو يك گروه سخن صحيح و بجايي است.
اما در فرهنگ موسيقي ايران، نوازنده نمي تواند به عنوان يك جزء قرار بگيرد.
او مي خواهد در كل اثر حضور داشته باشد. به همين دليل اغلب گروه نوازي هاي اين موسيقي ، مبتني بر حضور سازها اما، اجراي هم صدا و مبتني بر سونورينه و تكنيك هاي هر ساز است.
لازم به ذكر است كه در خصوص فرهنگ گروه نوازي از زمان وزيري تا كنون تلاش هايي صورت گرفته و اشخاصي نظير حسين عليزاده در اين راه كوشش بسياري كرده اند. تجربيات و دستاوردهاي آنان راه را براي برخورد با فرهنگ گروهي ، مبتني بر موسيقي ايراني همواركرده است. اما واقعيت اين است كه شخصي نظير عليزاده، از سويي خصوصيات موسيقي ايراني را هيچ گاه، ناديده نگرفته و در پي ايجاد فضايي بر پايه موسيقي ايراني بوده است. از سوي ديگر حتي شخص خلاق و نوآوري چون او نيز دغدغه بداهه نوازي و حضور به عنوان يك كل را به همراه دارد. رويكردهاي جديد او در كارگروهي نيز بر اين اساس است.
پس از اين مقدمه، نكته مهمي كه نگارنده اين سطور به دنبال آن است، اين كه در موسيقي ايراني، نوازنده شخصي است كه ضمن تسلط بر رپرتوار موسيقي و قطعات و نغمه هاي موجود در آن، مسلط بر سازش ، بداهه نواز و آنگاه گروه نواز نيز هست. تجربه نشان داده سيستم آموزشي در سالهاي اخير جواناني را پرورش داده كه قطعه نوازند و توانايي آنها در حد نواختن قطعات از پيش ساخته ديگران است. مگر در موسيقي سي سال اخير موسيقيداناني نظير لطفي، مشكاتيان، عليزاده و...بر همه جوانب موسيقي ايران احاطه نداشتند. حال مگر چه اتفاقي افتاده است.
اينجاست كه پرسش اساسي مطرح مي شود. گردانندگان و دبير جشنواره پنجم چقدر از موسيقي ايراني آگاهي و اطلاع دارند؟
چرا آنان به جاي تأكيد و تكيه بر قدرت نوازندگي مبتني بر بداهه و ويژگي هاي فردي نوازنده به كارگروهي تعريف نشده روي آورده اند؟ تعريف نشده از آن جهت كه گروه در موسيقي ايراني هيچ سيستم وچهارچوب مشخصي ندارد اين ويژگي نيز جاي سؤال دارد كه گروه ها با تركيب هاي سازي مختلف چگونه ارزيابي مي شوند؟ آنان اين جشنواره را پربار مي دانند!
اما هستند در اين گروه ها، جواناني كه حتي قادر به كوك ساز خود نيستند اما در گروه حضور فعال دارند! گروه نوازي، بخش مهمي از فرهنگ موسيقي امروز ايران است، اما شناخت ويژگي ها و رويكردهاي آن عمق و تفحص بيشتري مي طلبد.
موسيقي جهاني:
عنوان جهاني كه در نيمه دوم قرن بيستم مطرح شده و از زمان پيدايش تئوري دهكده جهاني، اذهان را به خود مشغول داشته، موسيقي را نيز بي نصيب نگذارده است. زماني اروپايي ها، موسيقي اركستري غرب را جهاني و پيشرفته و ساير موسيقي ها را بدوي مي دانستند، اما از دوره مابعد مدرن، اين رويكردها دستخوش تغيير و تحول شده است.
امروزه فرهنگ موسيقي جهاني وجود دارد نه موسيقي جهاني.در عنوان درس دانشكده موسيقبي و طراحي اين دروس عناوين موسيقي جهان و موسيقي ايراني به چشم مي خورد. اين عنوان گذاري از عدم شناخت دو سويه موسيقي ايران و جهان نشأت مي گيرد. امروزه در جهان موسيقي فرهنگ هاي مختلف حضور داشته و فرهنگ موسيقي جهاني را شكل مي دهند. موسيقي كلاسيك غرب نيز بخشي از موسيقي جهاني است نه همه آن! اين عنوان را به كار نبريد . مگر ايران بخشي از جهان نيست! يا شايد تافته اي جدا بافته از جهان است. اين بحث نياز به تفصيل بيشتري دارد. اما به همين مقدار بسنده مي كنيم.
موسيقي علمي روز:
زماني در يكي از شماره هاي مجله نيستان مطلبي پيرامون برخي عناوين نوشته شده بود. در آن مطلب به طنز مشكل بسياري از پديده ها را عناوين آن دانسته و تغيير نام آنها را راهي براي بروز آنان قلمداد كرده بود. مثلاً عناوين سرو د به جاي موسيقي ، حركات موزون به جاي رقص و...
حال احتمالاً سياست گذاران جشنواره پنجم، عناوين پاپ ، عاميانه يا عامه پسند را ناخوشايند و خطرناك قلمداد كرده اند.
اصطلاح سازي بي معنا نيز كه امري آسان است، پس به جاي موسيقي عامه پسند مي گوييم: موسيقي علمي روز!
حتماً بعدها ، فرهنگستان ادب پارسي، عنوان مناسبي مي يابد قطعاً گردانندگان و سياست گذاران، بهتر از هر كسي مي دانند موسيقي عامه پسند، چندان علمي نيست. دبير جشنواره كه خود به اين نوع موسيقي عنايت دارد، آگاه است كه اغلب جوانان با استفاده از سينتي سايزر و كامپيوتر و نوازندگي ابتدايي با انواع گيتار و سازهاي كوبه اي به قول معروف موسيقي پاپ اجرا مي كنند. حال عنوان اهدايي، بسيار جالب است از فردا و شايد از همين حالا، آنان به ديگر موسيقيداناني كه به انواع موسيقي جدي (كلاسيك ايراني يا كلاسيك اروپايي) اهتمام دارند، فخر مي فروشند كه موسيقي ما علمي روز است و موسيقي شما غيرعلمي شب! حال آنكه موسيقي عامه پسند ايراني به صورتي كاملاً غيرعلمي و بسيار نازل و سطحي در محافل شبانه نظير رستوران ها، مهماني ها وعروسي ها اجرا مي شود. بهتر بود نام اين بخش را موسيقي غيرعلمي شب مي ناميدند. قصد نگارنده توهين نيست اما عنوان موسيقي پاپ و يا عنوان خارجي موسيقي عاميانه (عامه پسند) براي اين بخش مناسب بود.
چرا به هر پديده اي رنگ و لعاب عجيب مي زنيم!
به هر تقدير پنجمين جشنواره جوان برگزار شد. عده اي جوان آمدند و رفتند، هيچ اتفاقي هم روي نداد.

|   صفحه اول   |   سياسي   |   خوانندگان   |   اخبار ايران   |   اجتماعي   |   گزارش روز   |   موسيقي   | 
|   بين الملل   |   سرزمين مادري   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه   |   ويژه ۲   |   ويژه ۳   | 
|   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   اقتصادي   |   قيمت سكه و طلا   | 
|   حوادث   |   ورزشي   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعي   |   ضميمه ۱   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |