|
در جواب مقاله ۱۵ صفحه اي هانتينگتون
۱۵ هزار صفحه نوشته ايم
گفت وگو با دكتر محمدتقي رضويان، سخنگوي سازمان گفت وگوي تمدن ها
|
|
|
صبح يك روز پاييزي وقتي وارد ساختمان مركز گفت وگوي تمدن ها در فرمانيه تهران مي شوم، احساس مي كنم نسيم پاييز و برگريزان اين ساختمان را نيز بي نصيب نگذاشته است. اكثر اتاق ها خالي از سكنه هستند و در برخي از آنها نيز اگرچه اساتيدي حضور دارند اما مشغول به كاري به نظر نمي رسند. رئيس مركز جلسه دارد. با اصرار به اتاق او مي روم، جلسه اي در كار نيست. دكتر بروجردي چندان علاقه اي به گفت وگو ندارد و مي گويد هركسي كه بخواهد مي تواند مرا با مرور پيشينه و آثارم بشناسد. وقتي به او مي گويم كه شما رياست مركزي را بر عهده داريد كه از گفت وگو سخن مي گويد و نبايد بي اعتنا به گفت وگو باشد و چرا در مجموعه شما، همه از گفت وگو بدون اجازه رئيس هراس دارند، پاسخ مي دهد كه اينجا مثل خيلي جاهاي ديگر نيست و بدون اجازه من كسي در اين مركز گفت وگو نمي كند. درنهايت او دكتر رضويان وقورچي را به عنوان سخنگويان سازمان معرفي مي كند تا پاسخگوي سؤالات ما در مورد مركز تحت رياستش باشند. دكتر محمدتقي رضويان در سمت مشاور رئيس چنين مسؤوليتي را به خوبي عهده دار مي شود و به پاسخگويي در مورد عملكرد سازمان متبوعش مي پردازد. اگرچه به نظر نمي رسد كه برايش كار آساني باشد.
\ مركز گفت وگوي تمدن ها پس از آن شكل گرفت كه رئيس جمهور ايران طرح گفت وگوي تمدن ها را در سازمان ملل مطرح كرد و با جهانيان درميان گذاشت. ولي من مي خواهم بدانم كه هدف اوليه از شكل گيري اين مركز دقيقاً چه بوده است؟ * همانطور كه گفتيد طرح گفت وگوي تمدن ها را رئيس جمهور در سال ۷۷ در سازمان ملل مطرح كردند و پيشنهاد كردند كه سال ۲۰۰۱ سال گفت وگوي تمدن ها ناميده شود و مجمع عمومي نيز در نوامبر ۱۹۹۸ اين طرح را به تصويب رسانيد. پس از اين بود كه كشورهاي مختلف مراكز و مؤسساتي را براي پياده كردن اين ايده و پرداختن نظريه اي جديد تأسيس كردند. مركز گفت وگوي تمدن ها در ايران در دي ماه ۱۳۷۷ به دنبال همان بحث و با چنان ايده اي با اراده آقاي خاتمي و تلاش دكتر فريدزاده راه اندازي شد. \ ولي فعاليت هاي مركز در اين راستا با يك شتاب و تناسب و همچنين بدون وقفه هاي بازه اي نبوده است. * همينطور است، ولي عملكرد اين مركز را براساس اين مطلوب به چهار دوره مي توان تقسيم كرد. دوره اول دوره ساختن بود. گروهي دور هم جمع شدند و اين سازمان را زيرنظر نهاد رياست جمهوري و با اشراف آقاي رئيس جمهور راه اندازي كردند. رئيس مركز نيز به عنوان مشاور ايشان منصوب و بدين صورت ميان رئيس جمهور و مركز ارتباط وثيقي برقرار شد. تفكر اصلي تجلي و تبليغ اين نظريه در بستر اجتماع بود. براي همين هم گروه هاي مختلفي همچون جوانان، دانشجويان و دانش آموزان و بچه هاي زمين تشكيل شد و گفت وگوي تمدن ها براي هر طبقه و نسلي با همان زبان و نگاه خود آنها تبيين شد. با گذشت يك سال از آغاز دوره اول تعداد زيادي نمايشگاه، گردهمايي، جشنواره و سخنراني در موضوعات مختلف برگزار شد و اين كارنامه موفقي براي اين دوره بود. در دوره دوم تصميم گرفته شد كه تئوري گفت وگوي تمدن ها به مردم آموزش داده شود. هنوز بسياري از مردم منظور از چنين ايده و شعاري را نمي دانستند. به همين دليل مركز عزم جدي تري را براي بردن نظريه به ميان مردم از خود نشان داد و كلاس هايي آموزشي را به اين منظور برگزار كرد. لايه هاي بالايي و نخبگان موضوع گفت وگوي تمدن ها را هضم كرده بودند و حالا بايد به سراغ عوام مي رفتيم. فعاليت ها به سه منطقه جغرافيايي تقسيم شد: تهران، شهرستان ها و بين الملل و در اين سه حوزه آموزش گفت وگو آغاز شد. پس از گذشت ۱۸ ماه حدود ۲۰۰ سخنراني و ميزگرد و ۸۶ كنفرانس در شهرهاي مختلف كشور برگزار شد و البته تمام اين فعاليت ها با همكاري مراكز فرهنگي و دانشگاهي انجام مي شد. دوره سوم فعاليت مركز از اواخر سال ۷۹ آغاز شد، بدين صورت كه مركز به يك مؤسسه پژوهشي بزرگ تبديل و ساختار مركز گفت وگوي تمدن ها شكل گرفت. ۹ گروه علمي در مركز تشكيل شدند و هدف اصلي نيز دعوت از اساتيد و انديشمندان مختلف براي نشستن در گروه هايي علمي و تبيين نظريه بود. گروه هاي اديان، فلسفه، علوم اجتماعي، علوم سياسي، معماري و شهرسازي، تاريخ و تمدن، هنر، جغرافيا و ادبيات تبديل به محلي براي حضور اساتيد و انديشمندان اهل فكر در همان زمينه خاص خود شدند. نتيجه اين فعاليت ها در سال هاي ۸۰ و ۸۱ بسيار چشمگير بود. ميزگردها و سخنراني ها و كنفرانس هاي فراواني برگزار شد. طرح هاي پژوهشي در گروه هاي مختلف پيگيري شد و گروه هاي مختلف ترجمه و تأليف كتابهاي متعددي را برعهده گرفتند. مجله مركز به نام گزارش گفت وگو آغاز به كار كرد و كتاب هاي زيادي نيز با همكاري مركز توسط ناشران مختلف به چاپ رسيد. در اين دوره فعاليت هاي بين المللي مركز نيز گسترده تر و دعوت ها از اساتيد و انديشمندان خارجي براي حضور در ايران و نگاه واقع بينانه نسبت به ايران جدي تر و زيادتر شد. در اين دوره شخصيت هايي همچون پائولو كوئيليو و هابر ماس به ايران آمدند. دوره سوم دوره رياست دكتر مهاجراني بر مركز بود. اما در دوره چهارم كه از اوايل سال ۸۲ و با رفتن آقاي مهاجراني همراه بود، مركز گفت وگوي تمدن ها به سمت NGO شدن پيش رفت تا اين كه بتواند به صورت گسترده تر و با دست بازتر عمل كند. در حالت جديد مركز تبديل به يك انستيتوي تحقيقاتي، پژوهشي و آموزشي مي شود و فعاليت هايش نيز گسترده تر خواهد شد. \ اشاره كرديد كه فعاليت مركز گفت وگوي تمدن ها، معطوف به نظريه پردازي و تبيين موضوع گفت وگوي تمدن ها بوده است. ولي به نظر مي رسد كه در هر دو زمينه فوق علي رغم فعاليت هاي زياد اين مركز، شما در رسيدن به مطلوب تان ناكام بوده ايد. هانتينگتون نظريه اي تحت عنوان برخورد تمدن ها را به صورت يك مقاله مدون و مشخص ارائه كرد و امروز هركس كه بخواهد آن نظريه را نقد و بررسي كند به آن منبع مراجعه مي كند. ولي آيا اين توقع بيجا بود كه مركز گفت وگوي تمدن ها در ايراني كه رئيس جمهورش شعار گفت وگوي تمدن ها را داده است، نظريه اي مدون و مشخص درخصوص گفت وگوي تمدن ها ارائه كند؟ آيا اين انتظار از مركز گفت وگوي تمدن ها نمي رود كه نتيجه اي را در اين خصوص پس از پنج سال ارائه كند؟ از طرف ديگر درخصوص تبيين موضوع گفت وگوي تمدن ها در ميان اقشار و بدنه اجتماع هم به نظر نمي رسد كه فعاليت و موفقيت چشمگير داشته باشيد، اگرچه شما برگزاري تعداد زيادي از سخنراني و كنفرانس را دليلي بر مدعاي خود مي دانيد. * من با اين سخن شما كه تا به حال نظريه مشخصي به عنوان گفت وگوي تمدن ها ارائه نشده موافق نيستم. همچنين بايد بگويم كه ارائه يك نظريه سال هاي سال طول مي كشد تا مدون و جمع بندي و تئوريزه شود. اين فرآيند بايد طي شود و نمي توان در طي اين مسير ميان بر زد. بالاخره همين كه امروز در مسائل و درگيري هايي همچون درگيري فلسطين و اسرائيل از لزوم گفت وگو صحبت مي شود نشان از جدي شدن گفت وگوي تمدن ها دارد. از گذشته دور بشر براي دستيابي به صلح، گزينه جنگ را انتخاب مي كرده است و حال با طرح نظريه گفت وگوي تمدن ها با تأكيد بر اختلافات انسان ها از گفت وگو به عنوان يك راهبرد در حل اختلافات سخن مي رود. امروز در دنيا در بسياري از تظاهرات ضدجنگ از گفت وگو سخن مي رود. بنابراين نظريه گفت وگوي تمدن ها حتي تئوريزه هم شده و اكنون دارد عينيت پيدا مي كند. پس نمي توان گفت كه نظريه اي توليد نشده است. \ اين سخن شما خيلي غيرعلمي است. شعارهاي مختلف و سخن گفتن از گفت وگو با يك نظريه مشخص در مورد گفت وگوي تمدن ها فرق دارد. * هر نظريه و طرح فكري يك جريان مستمر و مداوم است و نمي توان آن را در يك مقاله خلاصه كرد. هنوز درباره ماركسيسم دارد مقاله و كتاب نوشته مي شود. بنابراين هر نظريه يك جريان مستمر است. \ ولي پاسخي به سؤال من نداديد. من مي خواهم بدانم كه آيا بالاخره يك منبع و مرجع مشخص به عنوان منبع موضوع گفت وگوي تمدن ها نبايد وجود داشته باشد تا همانند همان ماركسيسم هزار سال بعد هم بتوان با رجوع به آن در موردش سخن گفت؟ * اين كار اكنون انجام شده است. تعداد زيادي مقاله و پروژه هاي دانشجويي و كتاب از زواياي مختلف، گفت وگوي تمدن ها را مورد كنكاش قرار داده اند. فرهنگ يك بعد ندارد كه بتوان با يك مقاله آن را شناخت. از ديدگاه هاي مختلف به آن نگاه مي شود و نتيجه سخن مورد داوري ديگران قرار مي گيرد. شايد شما درست مي گوييد كه به صورت يك مقاله مشخص، مركز گفت وگوي تمدن ها چيزي ارائه نكرده است، ولي ما معتقديم كه چنين كاري را نمي توان كرد. \ چرا نمي توان چنين كاري را كرد؟ مگر برخورد تمدنها هم موضوعي با همين پيچيدگي هاي مورد نظر شما نيست، پس چطور توسط يك نفر در قالب يك مقاله مدون شد؟ * اگر شما يك مبناي اوليه بخواهيد، مي توانيد به سخنراني رئيس جمهوري در سازمان ملل مراجعه كنيد. \ فكر نمي كنم كه خود رئيس جمهوري هم چنين ادعايي داشته باشند. سخنان رئيس جمهوري بازگو كننده ايده اي مطلوب بود كه مي توانست تبديل به يك نظريه شود. * دانشمندان و دانشگاهيان و اساتيد مختلف با مركز گفت و گوي تمدنها همكاري دارند. در برابر مقاله ۱۵ صفحه اي هانتينگتون اينجا ۱۵ هزار صفحه مطلب نگاشته شده است و همچنان هم ادامه دارد. يك مقاله ۱۵ صفحه اي در مورد گفت و گوي تمدنها نارسا و خام خواهد بود. \ ولي به نظر مي رسد كه مركز در اين مسير بدون مشكل و موانع ساختاري و سازماني نبوده است. آيا مي توانيد اشاره اي به اين مشكلات هم داشته باشيد؟ * وقتي شما از مشكلات و موانع موجود در مركز به عنوان يك نهاد اداري سخن مي گوييد، بايد انتظار داشته باشيد كه تمام مشكلات اثرگذار در سازمانهاي اداري ايران در اين مركز هم وجود داشته باشد. ما در سازماني متفاوت از سازمانهاي اداري اين كشور مشغول به كار نيستيم و در درون همين سيستم فعاليت مي كنيم. وقتي شما مي گوييد كه در اين مركز يك گروه كمتر و يك گروه جدي تر فعاليت مي كند، اگر اين موضوع را در قالب كلي فعاليتهاي اداري در ايران تحليل كنيد، كاملاً قابل تصور خواهد بود. من در اينكه بگويم چند گروه در اين مركز غير فعال بوده اند، با شما هم نظر نيستم. تمام گروهها فعال بوده اند و عملكرد تمام گروهها در بدنه و مجموعه كلي مركز مؤثر بوده است. اگر گروهي فعاليت بيشتري از خودش نشان مي دهد، بدان بر مي گردد كه موضوع بيشتري براي فعاليت داشته است. در كارهاي علمي تنها نمي توان به بازده كار نگاه كرد، چون كار علمي كار صنعتي نيست. شما بايد كليت عملكرد مركز را بسنجيد و آنگاه با تعداد زيادي كنفرانس و سخنراني و سمينار و مقاله و پژوهش روبرو خواهيد شد، ولي به هرحال در نظر داشته باشيد كه سيستم اجتماعي ـ اقتصادي ايران بسيار متفاوت از ژاپن يا كشورهاي ديگر است. \ شما به سخنرانيها و كنفرانسها و دعوت از انديشمندان خارجي به عنوان بخشي مهم از كارنامه مركز اشاره مي كنيد، ولي من مي خواهم از دستاوردهاي اين دعوتها و سمينارها سؤال كنم. هابرماس به ايران دعوت مي شود، ولي دعوت او چه دستاوردي براي ما داشت؟ او پس از بازگشت به كشور خود در گفت و گويي مطبوعاتي گفت كه دانشجويان ايراني از او امضا مي گرفتند و پس از سخنراني اش سؤالاتي را از او مي پرسيدند كه به سخنانش مربوط نبوده است. آيا اين دستاورد مناسبي در راستاي گفت و گوي تمدنها براي كشور و ملت ما بوده است؟ * به همين دلايلي كه شما توضيح داديد، نظريه گفت و گوي تمدنها نياز جامعه ماست. طرح اين نظريه در كشوري مثل ايران با واقعياتي كه شما به گوشه اي از آن اشاره كرديد، مي تواند بسيار راهگشا باشد. در كشور ما كه جايگاه بسياري از انديشه ها خالي است، تزريق يك انديشه جديد به مانند اعمال شوك به جامعه در جهت پيشرفت فكري و عقلانيت اجتماعي خواهد بود. چندي پيش اساتيدي از تركيه به ايران آمده بودند و در نشستي با اساتيد مركز اعلام كردند كه باور نداشتيم در همسايگي ما كشوري با اين زياده خواهي و سطح عالي از تفكر اجتماعي وجود داشته باشد. مركز گفت و گوي تمدنها كمك كرده كه اساتيدي به ايران بيايند و واقعيتهاي متعالي اين كشور را از نزديك ببينند. \ البته شما در ديدار اساتيد تركيه اي از ايران به مسأله اي اشاره مي كنيد كه متفاوت از موضوع سؤال من بود، سخني كه از هابرماس نقل كردم، درست در نقطه مقابل آنچه شما بدان اشاره كرديد، قرار داشت. * آن مشكلاتي كه شما بدان اشاره كرديد، جزو فرايندهاي توسعه در ايران است و بروز آن هيچ اشكالي هم ندارد. اگر هابرماس به خاور دور هم مي رفت، شايد با چنين واقعياتي روبرو مي شد. اگر به فرض تئوري گفت و گوي تمدنها با موانعي در داخل كشور مواجه بوده، دعوت از گروه انديشمندان تركيه يا ژاپن و يا هابرماس و پائولو كوئيليو مي تواند در بسط انديشه گفت و گو به ما كمك كند، چرا كه اگر آنها تحت تأثير چنين ضرورتي قرار گرفته اند، ما هم بايد آن را بپذيريم و قبول كنيم و نتيجه اين تأثيرگذاري امروز كاملاً مشهود است. \ اشاره اي هم كرديد كه مركز به سمت NGO شدن پيش مي رود، ولي چرا و به چه دليلي و به خاطر رويارويي با چه موانعي اين تصميم گرفته شد؟ و اگر دلايلي وجود داشته كه اين تصميم گرفته شود، آيا پيش از اين قابل تحليل نبود؟ حتماً بايد چند سال مي گذشت و هزينه زيادي صرف مي شد تا چنين نتيجه اي گرفته شود؟ * همينجا بايد بگويم كه خيلي ها اين برداشت غلط را دارند كه در اين مركز هزينه ها و ريخت و پاشهاي زيادي مي شود. به نسبت فعاليتهاي علمي كه در اين مركز انجام شده و در مقايسه با ساير مراكز در كشور ما، هزينه هاي زيادي در اين مركز صرف نشده و اين تصور در ميان مردم و نخبگان اشتباه است. تقريباً تمامي اساتيدي كه به اينجا مي آيند، حضورشان افتخاري است. اينجا يك مؤسسه اقتصادي نيست. همچنين روحيه غير انتفاعي بودن از اول در اينجا جريان داشته است. شما مي پرسيد كه چرا از ابتدا اين مركز تبديل به NGO نشد و من مي گويم كه چون بايد اين ساختارسازي انجام مي گرفت و اكنون با شكل گيري اين ساختار، براي امكان توسعه در آينده، عملي شدن چنين تصميمي ضروري است. \ بحث از هزينه ها همانطور كه شما گفتيد، بايد در كنار فايده آنها تحليل شود. همانطور كه شما گفتيد، امروز اين تلقي در مورد سازمان وجود دارد كه خرجها و هزينه هاي زيادي در آن انجام مي شود، ولي مسلماً اين نگاه در نسبت سنجي با فايده ها ارائه مي شود. به عنوان مثال، مركز گفت و گوي تمدنها در انتشار كتاب كمك زيادي به ناشران مختلف مي كند. آيا خريدن به عنوان مثال ۵۰۰ نسخه از يك كتاب از يك ناشر درحالي كه وزارت ارشاد هم چنين كاري را انجام مي داده، كمك شايان ذكري به گفت و گوي تمدنها مي كند؟ آيا با اين كار سطح كتابخواني بالا مي رود يا آن كتاب از جايگاه ويژه اي برخوردار مي شود؟ حتي همان نسخه هايي از كتاب را هم كه شما از يك ناشر خريداري مي كنيد، به صورت حساب شده اي به جامعه تزريق نمي شود كه تأثيرگذار باشد. * اگر اين كمك در انتشار برخي كتب به ناشران نمي شد، آن كتابها اصلاً چاپ نمي شدند. خيلي از نويسندگان و مؤلفين و مترجمين آثاري را در زمينه گفت و گوي تمدنها داشتند كه قابل چاپ نبود و با اين كار ما اين امكان را فراهم كرديم، چرا كه مأموريت ما عينيت بخشيدن به گفت و گوي تمدنها بود. فكر و انديشه بايد تبديل به كالا و آنگاه به جامعه تزريق شود و ما در همين راستا قدم برداشته ايم. \ ولي شما توجهي نداشتيد كه اگر به فرض ۱۰۰۰ نسخه از يك كتاب را بخريد و ۵۰۰ نسخه آن را هم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي خريداري كند، تنها ۵۰۰ نسخه آن به بازار فرستاده مي شود و اگر نيمي از آن تعداد فروش برود، كتاب مورد حمايت شما تنها به دست ۲۵۰ خواننده رسيده است؟ * اين مسائل به ناشر مربوط است. ما بايد اين كار را مي كرديم. اگر ۵۰۰ يا ۷۰۰ نسخه از كتاب را ما مي خريديم و در سطح جامعه نشر مي داديم، انديشه گفت و گوي تمدنها بسط پيدا مي كرد و اين براي ما كافي بود. ما اين كتابها را به كتابخانه ها اهدا مي كرديم و البته اينكه شما بگوييد وزارت ارشاد هم همين كار را مي كند، به ما مربوط نمي شود. آنها سياستگذاري خودشان را مي كنند و ما هم سياستگذاري خودمان را. \ حالا سوال ديگري دارم. شما گفتيد كه ركود فعلي در مركز گفت و گوي تمدنها به دليل پيشروي آن به سمت NGO شدن است و شايد براي همين باشد كه اكنون اين مركز با تعديل و تقليل نيروهاي خودش همراه است. در اين مسير بسياري از فعاليتهاي مركز همچون پذيرش طرحهاي پژوهشي متوقف شده اند، ولي برخي از گروهها هم به دليل علايق شخصي و فردي اعضاي آن گروه كار خودشان را با جديت دنبال مي كنند. اين وضعيت تا چه زماني ادامه خواهد داشت و آيا زمان خاصي براي پايان كار سازمان گفت و گوي تمدنها به عنوان يك نهاد دولتي و آغاز به كار آن در قالب NGO مشخص شده است؟ * اين مسأله در حال برنامه ريزي است و برنامه ريزيهاي آن در حال انجام است. البته بايد بگويم كه فعاليتهاي مركز هيچ هنگام متوقف نشده است و بنا به دلايل خاصي كه بنابر برنامه ريزيهاي كلان در مركز بوده، تصميم گرفته شده كه پروژه هاي جديدي در مركز انجام نگيرد، ولي پروژه هاي قديمي همچنان در حال انجام شدن هستند. برخي از كاهش فعاليتها هم به دليل تابستان گذشته بوده كه در تابستان دانشگاهها تعطيل و اساتيد در مرخصي هستند. از اول مهرماه تمام گروهها به فعاليت خودشان ادامه داده اند، اما برآيند كار آنها چون در قالب گروههاي علمي مختلف و متفاوت انجام مي شود، شايد چندان مشهود نباشد. از شهريورماه گذشته تا به حال چندين گروه خارجي از مركز بازديد داشته اند و گروههاي علمي هم به جلسات خودشان ادامه داده اند، اما چون در بيرون خيلي سر و صدايي شنيده نمي شود، همگان گمان مي كنند كه فعاليتهاي مركز متوقف شده است.
|