|
|
|
|
|
|
|
|
|
با شكايت عروس جوان فاش شد
|
|
|
|
جويندگان عاطفه
|
|
|
|
|
زورگيري از يك لحاف دوز
گروه حوادث، مشهد، خبرنگار «ايران»: دومرد و دوزن، لحاف دوزي را در مشهد به منزل خود كشيدند و ساعت و پول نقد وي را به سرقت بردند. اين حادثه در حوزه انتظامي كلانتري شهيد رجايي مشهد به وقوع پيوست. هفته گذشته لحاف دوزي با مراجعه به كلانتري شهيد رجايي مشهد مدعي شد كه دوزن و دومرد حوالي ساعت هشت شب وي را در ميدان «پنجره» ملاقات كرده و به بهانه دوختن لحاف به منزل خود بردند، اما پس از وارد شدن به منزل با تهديد چاقو اموال وي را به سرقت بردند. با تشكيل پرونده مأموران تجسس كلانتري تحقيقات خود را آغاز و دوتن از متهمان را دستگير كردند. پرونده متهمان جهت تحقيقات بيشتر و شناسايي عوامل ديگر زورگيري در اختيار مقامات قضايي قرار گرفت.
|
|
|
|
|
قاتل ۳۳پسر نوجوان در تگزاس محاكمه شد
گروه بين الملل: نخستين جلسه محاكمه مردي كه در تگزاس اقدام به قتل نوجوانان و پسران مي كرد، تشكيل شد. اين قاتل سريالي كه «ديويد ماست» نام دارد پس از آنكه بخشهايي از اجساد سه تن از مقتولان در زيرزمين خانه وي پيدا شد، دستگير و تحت بازجويي قرار گرفت. پليس آمريكا براي يافتن بقاياي اجساد قربانيان و قربانيان احتمالي از وسايل الكتريكي و سگ استفاده كرد. اين قاتل سريالي در مورد قتلهايش گفت پسران نوجوان را به بهانه بازي كامپيوتري به خانه اش مي برده و پس از بستن دست و پاي آنان، آنان را خفه كرده و سپس اجسادشان را مثله كرده و در حياط خانه اش دفن كرده است. پليس در حال انجام تحقيقات تكميلي پيرامون سه نوجوان است كه از ماه مي ناپديد شده اند. نيكلاس جيمز ـ ۱۹ساله، ميكائيل ونيز ۱۳ساله و جيمز راگاني ۱۶ساله از قربانيان اين مرد جنايتكار هستند. تحقيقات نشان مي دهد قاتل جنايتكار زماني كه در ارتش نيز خدمت مي كرده است پسري را به قتل رسانده است و مدتي را نيز در زندان به خاطر زخمي كردن يك نوجوان به سر برده است. ديويد ماست مشكوك به قتل ۳۳نوجوان از سال۱۹۷۰ به بعد است.
|
|
|
|
|
سرقت زنداني سابقه دار در زمان مرخصي
گروه حوادث، كرج ـ خبرنگار «ايران»: دزد سابقه داري كه براي چند روز از زندان به مرخصي آمده بود، با سرقت اموال منزلي به زندان بازگشت. اين دزد سابقه دار كه در سالهاي ۸۰ تا ۸۲ چهار بار به اتهام اعتياد و سرقت دستگير و روانه زندان شده بود، در آخرين بار براي چند روز به مرخصي آمد و هنگام برگشت از منزل دوستش، اموال و سوغاتيهاي صاحبخانه اي را كه تازه به زيارت خانه خدا مشرف شده بود، به سرقت برد. مأموران پس از مراجعه مالباخته به اداره آگاهي به دستور علي بصيرنيا بازپرس دادسراي كرج مكالمات تلفن همراه مسروقه را زير نظر گرفتند. در بررسي تماسهاي تلفن همراه، مأموران به مكالمه اي كه توسط شماره مزبور با باقرآباد ورامين به مدت ۱۳ ثانيه برقرار شد، مظنون شدند و مالك تلفن را به اداره آگاهي احضار كردند. وي گفت: يكي از بستگانم كه به اتهام سرقت در زندان به سر مي برد، چند روز پيش به مرخصي آمد و در آن تاريخ با منزل ما تماس گرفت. بصيرنيا بازپرس شعبه ۹ طي شرحي به زندان رجايي شهر دستور تحويل متهم را به اداره آگاهي كرج صادر كرد. اين متهم وقتي در برابر قاضي قرار گرفت، لب به اعتراف گشود و گفت: ساعت ۱۲ شب بود كه از خانه دوستم بر مي گشتم. توجه ام به خانه اي جلب شد، از ديوار خانه بالا رفتم و تا پاسي از شب منتظر ماندم. وقتي اهالي منزل به خواب رفتند، وارد خانه شدم و محتويات چند جيب شلوار، تلفن همراه، چند دسته چك و مقداري پارچه را در داخل گوني ريخته و از خانه خارج شدم. سرانجام به دستور قاضي بصيرنيا، متهم اين بار با قرار وثيقه پنجاه ميليون ريالي به اتهام سرقت و دوستش به اتهام خريد اموال مسروقه با قرار وثيقه بيست ميليون ريالي تحويل زندان رجايي شهر شدند.
|
|
|
|
|
پليس در تعقيب مديرعامل فراري شركت خانه سازي
گروه حوادث : مديرعامل يك شركت سرشناس خانه سازي كه به كلاهبرداري ميليوني پرداخته است از سوي پليس تحت تعقيب قرار گرفت. اين مرد كه فراري است با چاپ آگهي در روزنامه ها به اغفال طعمه هايش پرداخت واز ۵۰۰زن ومرد كه با پرداخت سه ميليون تومان به عضويت شركت درآمده بودند، كلاهبرداري كرد. بنابه اين گزارش ؛ با طرح شكايتي در روز ۱۲مردادماه سال جاري در شعبه سوم دادسراي ناحيه ۶ تهران با صدور دستور قضايي فعاليت شركت نصير تجارت سهند ـ گروه خانه سازان سهند ـ تحت تحقيق پليسي قرار داده شد. اكيپي از مأموران اداره ۱۴ پليس آگاهي تهران با حضور در دفتر شركت واقع در ميدان انقلاب پي بردند كه آنجا تعطيل شده است ومديرعامل شركت با ميليونها پول فراري شده است. بدين ترتيب ، تحقيقات وارد مرحله تازه اي شد وكارآگاهان پي بردند اين گروه خانه ساز از سال ۷۹ با چاپ آگهي در روزنامه ها به پيش فروش مجتمع هاي مسكوني در حال احداث در ملارد كرج دست زده اند واين درحالي بودكه هيچ خانه سازي اي صورت نگرفته بود. از سوي ديگر با فرار مديرعامل، بيش از ۱۰۰ زن ومرد كه با پرداخت ۳ميليون تومان اقدام به پيش خريد خانه در ملارد كرج كرده بودند با مراجعه به پليس اقدام به طرح شكايت مشابه كردند. بنابه گزارش خبرنگار جنايي ما ؛ به دستور بازپرس شعبه سوم دادسراي خارك ـ ناحيه ۶ ـ مديرعامل اين شركت كه تاكنون كلاهبرداري ۳۰۰ميليون توماني وي فاش شده است تحت تعقيب پليس است وكارآگاهان درحال شناسايي ۴۰۰عضو مالباخته ديگر اين شركت هستند تا بتوانند به رقم واقعي كلاهبرداري مديرعامل فراري دست يابند. پليس ودادگاه از آناني كه در دام اين شركت گرفتار شده اند خواستند با مراجعه به مراجع قضايي و پليسي اطلاعات خود را براي رديابي مديرعامل فراري در اختيار آنان قرار دهند. قابل ذكر است كه به درخواست بازپرس پرونده ، اسم اين شركت خانه سازي درج شده است.
|
|
|
|
|
با شكايت عروس جوان فاش شد
ماركوپولوي ايراني عاشق دختر اسپانيايي بود
گروه حوادث: زن جوان وقتي دريافت سفرش به دور اروپا با همسرش براي يافتن هووي او بوده است، ديگر جز مراجعه به دادگاه خانواده و درخواست طلاق توافقي كاري از دستش برنيامد. اين زن جوان كه ۲۵ سال دارد به دادگاه خانواده مراجعه كرد و به قاضي دادگاه گفت: من دانشجو بودم كه در پيست اسكي با شوهرم آشنا شدم. اين آشنايي كم كم باعث علاقه زيادي ميان من و او شد و بالاخره بعد از ماهها با وجود اختلاف طبقاتي به علت پافشاري هاي او به ازدواج با من با موافقت پدرم روبرو شد. وي اضافه كرد: من در يك خانواده مرفه بزرگ شده بودم به همين علت وقتي شوهرم از من خواست تا به آلمان برويم و در كنار مادر آلماني اش زندگي كنيم، پذيرفتم و مخالفتي نكردم و خيلي زود مقدمات سفرمان را به آلمان فراهم كرديم. نازنين ادامه داد: پدرم براي اينكه به من سخت نگذرد تمام هزينه هاي سفرمان را تأمين كرد و مقدار زيادي پول نيز در اختيار من گذاشت تا آن را براي خودم خرج كنم. با ذوق و شوق زيادي به آلمان رفتيم ولي مادرشوهرم كه زني آلماني بود از من خوشش نيامد و ازشوهرم خواست كه خانه او را خيلي زود ترك كنيم. وي گفت: از شوهرم خواستم به ايران بازگرديم ولي او به من گفت بيا به كشور ديگري برويم شايد بتوانيم در آنجا زندگي كنيم. به اين صورت بود كه من و او هر چند ماه به يك كشور مي رفتيم و در آنجا اقامت مي كرديم. پدرم كه از شرايط ما باخبر شده بود هر ماه مقدار زيادي پول به حساب من مي ريخت تا به من كه تنها دخترش بودم سخت نگذرد. نازنين گفت: درمدت سه سال به چند كشور رفتيم. تا اينكه آخرين بار به اسپانيا رفتيم. در اسپانيا يك دفعه رفتار شوهرم تغيير كرد. ديگر آن آدم سابق نبود. از اينكه رفتارش تغيير كرده تعجب كردم باورم نمي شد كه او اينگونه بتواند بعد از سه سال بامن برخورد كند. در اسپانيا تنها ۵ ماه مانديم همان موقع بود كه او از من خواست به ايران برگرديم. اين بار مخالفت كردم چون خجالت مي كشيدم بعد از چندماه بدون اينكه بتوانيم موفقيتي داشته باشيم به ايران برگرديم ولي اصرارهاي شوهرم باعث شد تا موافقت كنم. اين زن با ناراحتي گفت: سه هفته اي از آمدنمان به تهران نگذشته بود كه شوهرم به من گفت مادرش به سختي بيمار است و بايد به آلمان برود و قول داد بعد از يك هفته به ايران برگردد. يك ماه از رفتن اش گذشت و من وقتي ديدم از او هيچ خبري نيست به مادرش تلفن زدم ولي مادرش به من گفت كه آرش به آلمان نرفته است و از او هيچ خبري ندارد. اين زن گفت: خيلي ناراحت بودم نمي دانستم چه بلايي سر شوهرم آمده است تا اينكه بعد از سه ماه شوهرم به من تلفن زد. از شنيدن صدايش خوشحال شدم ولي به او اعتراض كردم وقتي او اعتراض مرا شنيد خيلي راحت به من گفت: نازنين تو وسيله اي بودي تا مرا به آنچه دوست داشتم برساني.از اين بابت از تو تشكر مي كنم ولي سعي كن بيش از اين مزاحم من نباشي. حرفهايش را نمي فهميدم. او ادامه داد: من سالها قبل از اينكه تو پا به زندگي ام بگذاري با دختري اسپانيايي آشنا شدم و به او علاقه زيادي پيدا كردم ولي يك اتفاق باعث شد تا از آن دختر دور بمانم. سالها از او بي خبر بودم ولي هميشه به او فكر مي كردم تا اينكه به ايران آمدم با ديدن تو بود كه احساس كردم مي توانم به هدفم برسم. به همين علت سفر به دور اروپا را طراحي كردم حالا هم آن دختر را دوباره پيدا كرده ام و با او ازدواج كرده ام. تو هم هر كاري كه مي خواهي بكن ولي بهترين راه اين است كه طلاق بگيري. نازنين در حالي كه گريه مي كرد گفت: من و ثروت پدرم وسيله اي بوده ايم براي اينكه شوهرم به عشق سالها قبل خود برسد. از اينكه مي بينم او تا اين اندازه نسبت به من بي توجهي كرده وبا من و احساساتم بازي كرده است، از خودم بدم مي آيد. حالا هم به دادگاه آمده ام تا تقاضاي طلاق از شوهر كلاهبردارم بكنم. قاضي دادگاه با شنيدن حرفهاي اين زن وقتي را براي رسيدگي نهايي به پرونده او تعيين كرد.
|
|
|
|
|
جويندگان عاطفه
۲۰سال پيش مادرم رفت
|
|
|
حدود ۲۰ سال پيش پدرم ناصر كه نظامي بود از مادرم جدا شد. درآن زمان يك سال و نيم بيشتر نداشتم. وقتي خودم را شناختم متوجه شدم كه عمه ام مرا بزرگ مي كند. بعدها وقتي بزرگتر شدم متوجه شدم كه در آن سالها خانه مان در جاده ساوه بوده. پدرم به من گفته است مادرم كه زني خانه دار بود، ديوانه بوده و خانه را آتش زده است و پدرم به اين علت او را طلاق داده و مرا كه تنها فرزندشان بودم از او گرفته است و از آن به بعد مادرم براي هميشه رفته است. از آن به بعد با اينكه مي دانستم پدر به من حقيقت را نمي گويد، به هر دري زدم و از هر كس سؤال كردم تا بدانم مادرم كيست موفق نشدم تنها نام مادر در شناسنامه من «سوري» نوشته شده است. مي دانم مادرم اهل بندرانزلي بوده اما هيچ وقت حتي عكسي از او را به من نشان نداده اند. دلم مي خواهد مادرم را پيدا كنم و به او بگويم تمام قصه هايي را كه از پدر، عمه و نامادري ام شنيده ام باور نكرده ام. مي دانم كه آنها به من دروغ مي گويند. مي دانم كه مادرم ديوانه نبوده است و به علت اختلاف با پدر و آزارهايي كه ديده از ديدار با تنها دخترش «ليلا» نيز صرفنظر كرده و او را تنها گذاشته است. كاش مادرم سوري پورعلي اصغري، متولد ۱۳۴۰ بندرانزلي مي دانست دخترش «ليلا» چشم انتظار اوست. \ \ \ كساني كه از مادر اين جوينده عاطفه خبري دارند با تلفن ۸۷۶۱۶۲۱ بخش جويندگان عاطفه گروه حوادث «ايران» تماس حاصل كنند.
|
|
|
|