يكشنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۲ - ۱۹ شوال ۱۴۲۴
Sun, Dec 14, 2003
اينترنت
شماره ۲۶۶۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
اينترنت
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
جوان
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
پرسش وپاسخ
مروري بر وبلاگ هاي سياستمداران انگلستان
پرسش وپاسخ
دزدي هويت در اينترنت
براي مقابله باهويت دزدي در اينترنت چه بايد كرد؟
جديدترين قرباني هويت دزدي در ايران، يكي از فعالين حقوق زنان است. ظاهراً يك خرابكار آدرسي قلابي شبيه به آدرس او در ياهو ساخته وبا آن به ديگران نامه مي داده و سؤال مي كرده. آنهاهم معصومانه به او جواب مي دادند، بدون اينكه به نوع نوشتن متفاوت وي و آدرسي كه email را از آن ميگيرند دقت كنند.
اين نوع هويت دزدي كه قصد كلاهبرداري مالي ندارد، شايد بدترين نوع هويت دزدي باشد. چرا كه سعي مي كند آبرو و اعتبار يك نفر را در بين دوستان و آشنايش كه به او اعتماد دارند از بين ببرد، نه اينكه بخواهد در افكار عمومي او را بدنام كند.
از وقتي وبلاگها در ايران رايج شده است، هويت دزدي هم بسيار راحت تر مي تواند انجام شود. به اين شكل كه هر كسي مي تواند به اسم فرد ديگري، بدون اينكه روح او هم خبر داشته باشد، وبلاگي درست كند و شبيه به او بنويسد و كم كم خودش را جاي فرد اصلي جا بزند، با خوانندگانش مبادله email كند و شبيه به آن.
چيزي ديگري كه شايع است اين است كه خرابكارها (كه واقعاً هم لازم نيست براي چنين كار ساده اي تخصص هاي خرابكارانه داشته باشند)، در جاهاي گوناگون به نام افراد ديگر، نظر مي دهند.
براي هر سه نوع اين هويت دزدي راههايي هست، ولي هيچ كدام بطور مطلق نمي توانند مشكل را حل كنند. در نتيجه مؤثرترين روش براي مقابله با آن، اين است كه كاربران عمومي اينترنت را از اين ماجرا آگاه كرد و به آنها توجه داد كه هميشه به آدرس ايميلي كه به آن جواب مي دهند، به لحن و سبك نوشتاري فرد اصلي و فرد قلابي و به نشانه هاي ديگر دقت كنند تا قرباني اين جور دزدي هاي جديد نشوند.
مثلاً اگر ايميلي از طرف يك فرد شناخته شده مي گيريد، آدرس ايميل را اول دقت كنيد. آيا چيز غيرطبيعي اي در آن نمي بينيد؟ آيا محتواي نامه و زمان و شكل فرستاده شدن آن برايتان عجيب نيست؟ اگر شك داريد، بهترين راه آن است كه به شكل ديگري يا با آدرس ديگري كه از فرد اصلي داريد با او تماس بگيريد و مطمئن شويد كه نامه از طرف اوست.
همينطور اگر وبلاگي را به فرد شناخته شده اي ديديد، كمي درباره آن پرس و جو كنيد و اگر به فرد اصلي دسترسي داريد حتماً به او اين مسأله را خبر دهيد و گرنه به مسؤولان سرويس دهنده خبر دهيد و شك تان را به آنها منتقل كنيد.
اما درباره نظرهاي پايين مطالب در وبلاگها، بهترين راه آن است كه افراد شناخته شده در هيچ جايي به اسم خودشان نظر نگذارند و اين را هم بطور مرتب اعلام كنند. وظيفه صاحبان و بلاگهايي كه نظرها را گرفته اند نيز آن است كه بعد از اطمينان از هويت دزدي، نظرهاي قلابي را پاك كنند و درباره آن براي خوانندگانشان توضيح بدهند.
متأسفانه روشهاي فني براي جلوگيري از هويت دزدي (مانند رمزگذاري، امضاي ديجيتال) به دليل پيچيده و دشوار بودنشان هنوز همه گير نشده اند. ولي در هر حال فرهنگ سازي پيش نياز هر روش پيشگيرانه اي است.
خوانندگان محترم مي توانند سؤالات خود را در زمينه هاي مختلف كامپيوتري واينترنتي به آدرس iranfriday @ iraninstitute.org ارسال كرده و جواب خود را در همين ستون، روزهاي يكشنبه و يا جمعه دنبال كنند.
مروري بر وبلاگ هاي سياستمداران انگلستان
سياست پيشگان وبلاگ نويس
يا وبلاگ نويسان سياست پيشه
147660.jpg
وبلاگ نويسي در ايران قدمتي بيش از دو سال دارد ولي اولين وبلاگي كه يك سياستمدارايراني راه اندازي كرده باشد سه ماه بيشتر عمر ندارد. محمد علي ابطحي، معاون پارلماني رئيس جمهور، با سايت www.webnevesht.com اولين سياستمداري است كه پا به اين عرصه نهاده است. وي شعار خود را در اين سايت اين قرارداده كه: «اجازه دهيد در اين سايت من، محمدعلي ابطحي باشم، بي توجه به مسؤوليت هاي رسمي و حقوقي ام.»
روزنامه گاردين در آخرين ستون معرفي سايت اخير خود ضمن معرفي اين سايت، از آن به عنوان سايت سياستمداري كه بيشتر از هر سايت سياستمدار غربي به عينيت بخشي صاحب آن مي پردازد.
اما وضعيت در ديگر كشورها به چه صورت است. روزنامه گاردين در مطلبي ديگر نگاهي دارد به وضعيت وبلاگ نويسي سياستمداران انگليسي، در حالي كه مؤسسات نظريه پرداز، روزنامه نگاران و نمايندگان مجلس در انگلستان روز به روز بيشتر به سپهر اطلاعات مي پيوندند، اين روزنامه اين سؤال را مطرح مي كند كه آيا وبلاگ هاي سياسي از اين دست مي توانند با اقبال عمومي روبرو شوند.
اين نكته كه هم جورج بوش به جمع وبلاگ نويسان پيوسته است.
(www.georgewbush.com/blog/) و هم دموكرات هايي كه قصد رقابت با وي را در انتخابات بعدي رياست جمهوري دارند از اين طريق به تعامل با رأي دهندگان مي پردازند نشان مي دهد كه وبلاگ ها به پديده اي فراگير در جامعه امروز آمريكا بدل شده است.
و اما وضعيت وبلاگ هاي سياستمداران انگليسي: فعلاً كه به نظر نمي رسد خبري از وبلاگ توني بلر باشد و به نظر مي رسد همين وضعيت در مورد ساير وزراي كابينه وي صدق داشته باشد.
صد البته نگاهي به سايت هاي بوش و رقباي وي هووارد دين
(www.blogforamerica.com) و يا وسيلي كلارك
(campaign.forclark. com) نشان مي دهد كه در واقعيت اين گونه سياستمداران حجم بسيار كمي از اطلاعات و ايده ها را مستقيماً به سايت هاي خود وارد مي كنند( اگر نگوييم كه اين مقدار هيچ است) به نظر مي رسد كه در آمريكا بحث راه انداختن وبلاگ به بخشي از استراتژي هاي تيم انتخاباتي كانديداها بدل شده است.
با اين حال كه هنوز سياستمداران انگليسي راه درازي براي رسيدن به آمريكايي ها در زمينه وبلاگ ها دارند، نشانه هاي پيشرفت در اين زمينه ديده مي شود. ظرف چند ماه گذشته مؤسسات نظريه پرداز، ستون نويسان روزنامه ها و نمايندگان مجلس از جمله سياست پيشگاني بودند كه به جرگه وبلاگ نويسان پيوسته اند و روزنامه ها هم در عين حال توجه ويژه اي به اين امكان داشته اند و امكان نظردهي Online روي سايت هاي خبري خود ايجاد كرده اند.
در حال حاضر تعداد نمايندگان مجس عوام انگلستان كه وبلاگ مي نويسند سه نماينده است: نماينده حزب كارگر، تام واتسون (www. tom - watson. co. uk) ، نماينده حزب ليبرال دموكرات، ريچارد الن (www. sheffieldhallam. org. uk~ blog) و نماينده حزب كارگر، كلايوسولي (clivesolemp. typepad. com).
به نظر مي رسد وبلاگها بهترين قالب براي مؤسسات نظريه پرداز (think tank) براي ارائه نظرات و پخته كردن آنها باشد. مؤسسه نظريه پرداز دموز از حدود يك سال پيش به ارائه نظرات خود در قالب يك وبلاگ پرداخته است.
(www. demosgreenhouse. co. uk) و نكته قابل توجه آن است كه زباني كه اين مؤسسه در سايت خود استفاده مي كند بسيار قابل فهم تر است تامطالبي كه در حالت عادي منتشر مي كند.
مؤسسه آدام اسميت (www. adamsmithblog. org) نيز از ديگر مؤسساتي است كه از اين سيستم بهره برداري مي كند. با اين حال به نظر مي رسد ايشان كمتر از ديگر مؤسسات مشابه مثل سميزديتا (www. samizdata. net/ blog) طرفدار داشته باشند.
در مورد روزنامه نگاران نيز، با توجه به آن كه در بسياري از وبلاگها، نظرات در عكس العمل به مقالات روزنامه ها نوشته مي شود و بسياري از ستون نويسان در طي كار فقط به اينترنت متصل مي شوند تانظرات خوانندگان را در اينترنت بخوانند، طبيعي بود كه بسياري از آنها به اين سمت روي بياورند. استفن پولارد (www. stephenpollard. net)ت كه در تايمز و اينديپندنت ستون ثابت دارداز جمله قديمي ترين وبلاگ نويسان مطبوعاتي انگليس است. اخيراً ملاني فيليپس (www. melaniephillips. com/ diary) از ديلي ميرور به وي پيوسته است. جالب آنكه براساس آنچه در اظهارات وي نوشته شده است بيشتر خوانندگان وبلاگ وي را آمريكاييها تشكيل مي دهند.
از ديگر نشانه هاي گسترش وبلاگ به عنوان يك وسيله ارتباطي سياسي در انگليس مي توان به حضور دانشگاهيان در اين رسانه اشاره كرد. نورمن گراس (normangeras. blogspot. com) استاد دانشكده علوم سياسي دانشگاه منچستر يكي از محبوب ترين وبلاگهاي چپ انگليس رامي نويسد.
كم يا زياد، آيا واقعاً كسي به اين يادداشتهاي online توجه مي كند و ياما فقط شاهد گسترش مشاركت شخصيتهاي سياسي در اين امر هستيم. هر وبلاگي خواننده خود را دارد. براساس آمارهايي كه از ميزان مراجعات به چند سايت اصلي سياسي انگليس به دست مي آيد، تعداد مراجعين ظرف شش ماه گذشته حداقل دو برابر شده اند و به نظر نمي رسد كه اين روند كاهش يابد.
وبلاگها هيچگاه نمي توانند به عنوان يك رسانه توده اي مطرح شوند، ولي نشانه هاي عملي وجود دارد كه براساس آن مي توان نتيجه گيري كرد كه اينگونه سايتها، خوانندگان وفاداري دارند، مخصوصاً در ميان افرادي كه به مسائل رسانه اي و سياسي علاقه مند هستند. براين اساس به نظر مي رسد كه اگر نظراتي كه در وبلاگي عرضه مي شودكمتر در رسانه هاي جمعي طرفدار داشته باشد بيشتر مورد اقبال واقع مي شود. در حالي كه وبلاگها در آستانه ورود به رسانه هاي عمومي هستند، پيشرفت آنها در صورتي خواهد بود كه خارج از آنها باشند.
احتمالاً تصادفي نيست كه راستگراهاي طرفدار طرز فكر تاچر حضور خوبي در اينترنت دارند، در حالي كه پشتيباني براي آزادي عراق ـ كه كمتر طرفداري در رسانه هاي سنتي چپ ها داشت ـ در وبلاگها اين طرز تفكر به وفور ديده مي شد.
از نظر چپها، جالب است كه دو گروه اصلي ـ بلري ها و ضدجنگها ـ تقريبا ًهيچ حضوري در دنياي وبلاگها ندارند. عدم حضور وبلاگهاي حزب كارگر تعجب برانگيز نيست، چراكه طرفدار دولت بودن معمولاً هيچ انگيزه اي براي ابراز عقيده نمي دهد. در هر حال خيلي جاي تعجب دارد كه گروهي كه برخي از بزرگترين تظاهرات انگليس را سازماندهي كرده است حضوري در مباحثات اينترنتي ندارد، مخصوصاً كه بسياري از اين مباحثات در مورد عراق بوده است.
واقعيت آن است كه آنها احتمالاً احساس نياز نمي كنند ـ هرچه باشدحركت ضدجنگ به راحتي در رسانه هاي سنتي به تيتر يك بدل مي شد و ستون نويسان نيز به قدر كافي درباره آن نوشته اند، چرا دنبال آلترناتيوهاي ديگر باشند.
بي ترديد، حجم فعاليتهاي حزب كارگران سوسياليست بيانگر آن است كه آنها آنقدر درگير سياست هستند كه فرصت نمي كنند درباره آن بنويسند. پس عكس العمل آنها به سايتي كه از يكي از اعضا كه فكرهاي سانسور و ويرايش نشده خود را در آ ن مي نويسد بايد جالب باشد. ولي نگاهي به تعداد نظرات در اين سايت نشان مي دهد كه خوب احتمالاً اين سايت همان قدر كم بازديدكننده دارد كه سايت جورج بوش. وبلاگهاي سياسي ممكن است در حال شناخته شدن توسط رسانه ها و مردم باشند، ولي بهترين آنها توسط غيرحرفه اي ها توليد مي شود ، نه توسط اعضاي حزب.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |