دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۲ - ۲۰ شوال ۱۴۲۴
Mon, Dec 15, 2003
افق
شماره ۲۶۶۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
كتاب و كتابخواني
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
جدال بهار و پاييز درگلستان
147750.jpg
مديرمجموعه تاريخي گلستان: وقتي به سازمان ميراث فرهنگي اعلام مي كنيم كه موزه دار
كم داريم، در بعضي مواقع كارمنداني مي فرستند با مدارك غيرمربوط، مثلاً جامعه شناسي ژيا اقتصاد و ما هيچوقت نمي گوييم چرا آن چيزي كه درخواست كرديم، نداديد

«در تهران قديم ابنيه چشمگير چنداني وجودنداشت و درميان همه ساختمان هاي شهر عمارت شمس العماره زيباترين و بزرگترين ساختمان به حساب مي آمد... يكي از عمارات نسبتاً مهم داخل ارگ [قديم تهران] كه هنوز هم برجاي مانده، كاخ گلستان بود كه به علت قرارداشتن درمحوطه باغي پراز انواع درختان گل و ميوه به اين اسم شهرت يافت.
باغچه هايي كه در وسط كاخ و يا پيرامون آن وجودداشت عبارت بود از خيابان هاي دراز و مشجري كه دركنار آنها درختان چنار و سرو سربه آسمان كشيده قرارداشت.
حوض ها و حوضچه هاي كوچك و بزرگ مستطيلي و يا مربع شكل با كاشي هايي به رنگ آبي كه در كف و پاشويه آنها قرارداشت، اين كاخ را بسيارشاعرانه و خيال انگيز جلوه گر مي ساخت. (تهران قديم نوشته م.حسن بيگي، ص۷۱ و ۸۶)».
جمله هاي بالا توصيفي است از وضعيت گذشته قديمي ترين كاخ سلطنتي تهران و نماد آن يعني شمس العماره . چنانچه خواننده به ساير كتاب هاي تهران شناسي مراجعه كند، با توصيفي مشابه يا حتي جذاب تر دراين باره روبرو خواهدشد.
اما امروزه به جاي آن «عمارت زيبا و بزرگ» و «كاخ شاعرانه و خيال انگيز»، پيكري خسته و آشفته درميان ساختمان هاي سربه فلك كشيده، روزگار مي گذراند.
كاخ گلستان درحال حاضر ۱۴عمارت و تالار را شامل مي شود كه هفت تاي آنها تعطيل و بقيه قابل بازديدند.
ايوان تخت مرمر، خلوتخانه كريم خاني، نگارخانه، عكسخانه، بخشي از شمس العماره، حوضخانه و تالار الماس در زمره بخش هاي قابل بازديد جاي مي گيرند.
با اين وجود و عليرغم اهميت و تأثيري كه اين مجموعه درحوادث تاريخي پايتخت دويست ساله ايران ـ وبلكه سراسرايران ـ داشته درمجموعه پيوسته اي از مشكلات اسير و گرفتار شده و آسيبهايي بدان واردآمده كه ممكن است در بلندمدت به زوال مادي و معنوي آن منجر شود. افزون بر اين مشكلات موجود موجب شده علاقه مندان اقبال چنداني نسبت به اين مجموعه نداشته باشند و همواره از مديريت مجموعه انتقادشود.
يكي از مشكلاتي كه فوراً به چشم مي آيد، مربوط به معرفي آثار ازطريق گفتاري و نوشتاري است. اين قضيه آنقدر صورت بدي به خود گرفته كه بازديدكننده را وامي دارد به جاي گوش دادن به صحبت هاي راهنمايان و خواندن مطالب مندرج دركنار آثار اطلاعات خود را از در و ديوار يا محفوظات خود كسب كنند.
راهنماياني كه درگلستان فعاليت مي كنند شناخت چنداني از تاريخ معاصر ايران و حتي پيشينه كاخ ندارند و چنانچه فرد در اين باره سؤال كند با واژه آشناي «نمي دانم» البته اگر به مدارك تحصيلي آنها نگاه شود، جاي گله و شكايتي باقي نمي ماند. راهنماي يكي از كاخها دانشجوي كارشناسي ارشد جامعه شناسي است و به گفته خودش اندك اطلاعاتي را كه درمورد كاخ دارد از كتاب «تاريخچه ساختمان هاي ارگ سلطنتي تهران و راهنماي كاخ گلستان» نوشته يحيي ذكا گرفته و لازم هم نمي داند كه درمورد تاريخ معاصر ايران چيز بيشتري بداند.
راهنماي ديگري مدرك مرمت و طراحي پارچه دارد و زماني كه از وي سؤال مي شود چرا بخش هاي ديگر كاخ سالياني است كه تعطيل مي باشد، پاسخ مي دهد: «براي اين كه تا حالا بازش نكرده اند!»
موردديگر نيزقطعاً برايتان جالب خواهدبود. راهنماي يكي از موزه ها با حفظ سمت، مسؤوليت... كاخ را نيز برعهده دارد و به دليل فشردگي كار روابط عمومي اغلب نمي تواند برسركاراصلي خود حاضرباشد.
درنبود وي، مراقب موزه با تكيه بر اطلاعات خود توضيحاتي ارائه مي كند و اگر پرسشي تخصصي از او شود، به ناگاه دچار ايست اطلاعاتي مي گردد.
پروين ثقة الاسلامي مدير مجموعه تاريخي ـ فرهنگي گلستان در توضيح علل وضعيت موجود مي گويد: «دربعضي مواقع كمبود نيرو درحدي است كه مجبورمي شويم براي بازنگهداشتن كاخ ـ موزه ها كارمندهايمان را جابه جا كنيم و از يك همكاري كه رشته تخصصي اش موزه داري نيست خواهش كنيم بنشيند و توضيحات موزه اي بدهد. چنانكه الآن سه نفر از همكارانمان كه مشغول به كار هستند مدرك موزه داري ندارند. البته بايد اشاره كنم كه هيچ كمتر از بقيه متخصصان اين حوزه ندارند.
وي در توضيح اين كه چرا از دانش آموختگان رشته هاي غيرمرتبط در اين حوزه استفاده مي شود، اظهارمي دارد: «ماوقتي به سازمان ميراث فرهنگي اعلام مي كنيم كه موزه دار كم داريم دربعضي مواقع كارمنداني مي فرستند با مدارك غيرمربوط، مثلاً جامعه شناسي يا اقتصاد و ما هيچوقت نمي گوييم چرا آن چيزي را كه درخواست كرديم نداديد چون اينها در امتحان سازمان قبول شده اند، فوراً اين نيروها را جذب مي كنيم و آنها را از لحاظ بازدهي آماده مي كنيم.
البته اين تنها مشكل نيست و آنجا كه معرفي كاخ ـ موزه هاو آثار موجود در آنها از طريق شناسنامه صورت مي گيرد، كاستي هايي مشاهده مي شود. مروري به مطالب درج شده دركنار آثار نشانگر آن است كه پردازش چنداني روي اطلاعات انجام نگرفته و در بسياري از موارد به صورت كاملاً سطحي و خام ارائه شده است.
براي مثال در يكي از اتاق هاي كناري ايوان تخت مرمر، كنار يكي از عكس ها نوشته شده: «مراسم سلام حضور مبارك». حال حضور مبارك كدام پادشاه مدنظر است، ظاهراً بازديدكننده بايد حدس بزند. درحالي كه با توجه به تاريخ مندرج روي عكس مي توان مشخص كرد مراسم سلام كدام پادشاه قاجار بوده است.
همچنين درنگارخانه آثارزيادي از نقاشان بنام معاصر نگهداري مي شود، ولي بازديدكننده نمي تواند از شرح حال و زندگي آنها آگاهي مختصري پيداكند، در صورتي كه درج چندسطر از زندگي نقاش مشهوري چون كمال الملك كار چندان سخت و وقتگيري نيست.
ثقة الاسلامي در حالي كه تلاش دارد از توجيه اين اشكالات خودداري كند، مي گويد: «اين يك ضعف است و من زير آن كه نمي توانم بزنم ولي بايد اين را قبول كنيم كه بعضي وقت ها در موزه هاي ديگر آنقدر كار ما سنگين است كه در رسيدگي به اين امور كوچك به مشكل برمي خوريم، بويژه مرمت قسمت هاي مختلف كاخ تمام ذهن ما را به خود مشغول مي كند». نگاهي به وضعيت كنوني كاخ، توضيحات وي را تا اندازه اي موجه مي نماياند. هرچند كه در اين مورد به خصوص شواهد نشان مي دهد كه گونه اي كم كاري موجبات بروز اين وضعيت را فراهم آورده است.
دوبار در خرداد و آبان سال ۸۱ روزنامه ايران با درج گزارش هايي به وضع موجود كاخ گلستان اشاره كرد. كاستي هايي كه در بالا گفته شد، در آن گزارشها عيناً آورده شده بود، ولي اكنون باگذشت بيش از دوسال هيچكدام از آنها برطرف نشده است. مديرگلستان اينها را مي پذيرد و صادقانه مي گويد: «من قبول مي كنم كه اين يك ضعف است، ولي يك مقداري هم بچه هايي كه در موزه ها كار مي كنند بايدخودشان حركتي داشته باشند. يعني وقتي در روزنامه ايراد را مي خوانند، بايد قبل از اين كه من بگويم اصلاحات را انجام بدهند. بعضي اوقات بايد قبول كنيد كه واقعاً با اين همه كار نمي توانم به تك تك مشكلات برسم البته بايد برسم و نمي توانم توجيه بكنم. اين يك اشتباه است و شخصاً مسؤوليت آن را برعهده مي گيرم».
از ديگر مشكلات گلستان كه بخش زيادي از توان مديريت را به خود مشغول داشته، آسيب هايي است كه در سالهاي گذشته بدان وارد آمده و مديريت كنوني وارث آنهاست.
تالار آيينه حدود سه دهه بسته بود و در اين مدت دچار آسيب هاي زيادي شد. در چندسال اخير باصرف زمان و هزينه بسيار، تلاش فراواني صورت گرفت تا با انجام مرمت هاي اساسي، شرايط به گونه اي فراهم شود كه مردم بتوانند پس از ساليان دراز از آنجا بازديد كنند. زماني كه كار پايان يافت، تالاررسماً با حضور مسؤولان گشايش يافت. همگان كار را پايان يافته تلقي مي كردند، اما تازه مشكل شروع شده بود، زيرا مسؤولان كاخ بايد حداقل دو مراقب و يك راهنما براي آن تدارك مي ديدند كه اين امر خارج از توان مجموعه بود. تالار برليان نيز چنين وضعي دارد. عمارت بادگير كه مرمت آن در حال پايان است تا چندماه بعد وارد ليست انتظار كاخ موزه هايي خواهدشد كه آماده بازگشايي اند ولي مشكل اين است كه نه مراقب دارند و نه راهنما!
تالار سلام نيز بخش ديگري از دغدغه هاي مديريت گلستان را تشكيل مي دهد. اين تالار كه يكي از زيباترين قسمت هاي كاخ است، از پيروزي انقلاب تاكنون در تعطيلي به سرمي برد. اكنون گرد و غباري به قطر چندميلي متر سراسر ديوارها را پوشانده و نماي بدي بدان داده است. مديرمجموعه گلستان معتقد است كه رنگ كردن دوباره ديوارها حدود ۳۰ميليون تومان هزينه برمي دارد تا كار با كيفيت ارائه شود. وي هراس دارد از اين كه كار را شروع كند و در ميانه هاي راه، مشكلات به ظاهر تمام نشدني گلستان بويژه در زمينه تأمين بودجه ، دوباره رخ بنماياند.
به هر تقدير، اكنون تلاش هاي زيادي براي به سامان كشيدن مجموعه گلستان صورت مي گيرد. در چندسال گذشته براي مرمت بخش هاي آسيب ديده، هزينه و وقت زيادي مصروف گشته و امروز مي توان نتايج آن را مشاهده كرد. ليكن بازديدكننده معمولاً به اين موارد توجه چنداني ندارد و آنچه باب طبع وي است، بيشتر اطلاعاتي است كه از طريق معرفي آثار و ابنيه كسب مي كند. در اين بخش تلاش ها به مراتب كمتر از اقدامات انجام شده در قسمت مرمت است و تناسب زيادي ميان اين دو حوزه برقرار نيست. اگر در اين باره نيز به طور اصولي بازنگري صورت گيرد و از روش هاي جديدتري استفاده شود قطعاً از حجم انتقادات كاسته شده و خستگي ناشي از كار طاقت فرساي مرمت از تن مسؤولان گلستان به درمي آيد.
همچنين بايد تأكيد كرد كه پايان يافتن پروژه هاي مرمتي، به معناي برطرف شدن مشكلات مجموعه گلستان نيست. كاخ گلستان همواره از جانب آلودگي هوا و ترافيك خيابان هاي اطراف خصوصاً رفت و آمد ماشين هاي سنگين در ناصرخسرو مورد تهديد است. شايد روزي مديريت آن بتواند مژده دهد كاخ گلستان بطور كامل مرمت شده ولي نمي تواند تعهد كند همان بخش هاي بازسازي شده دوباره آسيب نبينند، زيرا هنوز هيچ اقدامي براي رفع مشكلات يادشده صورت نپذيرفته است. برطرف ساختن اين مشكلات نيازمند اراده اي بالاتر از سازمان ميراث فرهنگي كشور است و با مشاركت نهادهايي چون شوراي شهر، شهرداري، سازمان ترافيك و … مي توان در درازمدت به رفع مشكلات دل خوش كرد.
***
حركتي كه در چندسال گذشته در كاخ گلستان آغاز شده نويد فرارسيدن روزهاي بهاري آن را مي دهد، ولي به نظر مي رسد هنوز دست هاي پاييز برآن سايه گسترده اند.
تهيه شده در انجمن ساربان


|   شناسنامه   |   آرشيو   |