دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۲ - ۲۰ شوال ۱۴۲۴
Mon, Dec 15, 2003
ويژه ۳
شماره ۲۶۶۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
كتاب و كتابخواني
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
كارآگاه
صندلي خالي
ميز محاكمه
سرنوشت
دردسرهاي تلفن همراه
زني در فيليپين وقتي پيغام زن ديگر را روي تلفن همراه شوهرش ديد اورا در خواب زخمي كرد. او پس از اينكه خون زيادي از محل جراحت خارج شد همسرش را به سرعت به بيمارستان برد. اين مرد به خبرنگاران گفت: زنش را بخشيده است. اما پس از پخش اين خبر از راديو شنوندگان در تماسهاي خود با آن برنامه توصيه كردند كه آقايان بهتر است زمان خواب تلفن همراه خود را زير بالش خود بگذارند.
چرا مجرم شدم
«نامه عاشق قاتل!»
جعفر رشادتي
صحنه مرگ رقت انگيز است. نوعروس جوان براي هميشه چشمانش را بسته است. وضعيت خانه نشان مي دهد كه او زن باسليقه اي بوده اما براستي چرا مرده است .كسي به اين سؤال جواب درستي نمي دهد.
او عروس غريبي است كه چندماهي است. با شوهرش دراين خانه زندگي مي كنند همسايه ها از آنها راضي هستند كسي صداي درگيري آنها را نشنيده است. پس شوهرش كجاست؟
يك هفته بعد خانواده عروس از ماجرا باخبر مي شوند براي آنها نيز ماجرا سؤال برانگيز است. چرا دخترشان در شروع زندگي مرگ را انتخاب كرده است.
نبود شوهر او مسأله را پيچيده تر مي كند. مدتي بعد علت مرگ نوعروس مسموميت با... تعيين مي گردد. تحقيقات سلامت نوعروس قبل از مرگش را تأييدمي كند. تا اينكه نامه اي از شوهرش به نام او از آدرسي غيرواقعي به خانه مرگ مي رسد. بخشهايي از نامه را مي خوانيم.
***
همسر عزيزتر از جانم سلام.
سلام به روح بلندت، به فداكاريت، به صداقتت، به شهامتت، به...
به اينكه با همه بديهايم مرا به عنوان شريك زندگي خودت انتخاب كردي...
مرا ببخش، حتماً هم خواهي بخشيد چون مرا دوست داشتي من هم ترا دوست داشتم و الآن هم دارم اما چه كنم؟ يادت هست كه در هفته اول ازدواجمان وقتي در پارك قدم مي زديم نگاه جواني به نگاه تو خورد و هردوباهم خنديديد و وقتي از تو سؤال كردم گفتي چيزي نيست.
بعدها و بعدها از تو بارها سؤال كردم بازهم گفتي چيزي نيست اما عزيزتر از جانم چطور چيزي نيست. مگر مي شود به نگاه نامحرمي خنديد و اين خنده شيطاني در دل من براي خود لانه سياهي بازكرد و...
***
دو هفته ديگر نامه ديگري به آدرس نوعروس جوان ازطرف شوهرش مي رسد.
همسرمهربانم...
مي دانم كه غروب كرده اي و من از خدا برايت طلب آمرزش مي كنم. زندگي بدون تو برايم سخت است (ـ!ـ) اما افسوس كه در لانه سياه دلم گدازه هاي نفرت جمع شد و به ناگاه بغضم تركيد و آن شب غروب تو را انتخاب كردم چون مي خواستم تو هميشه براي من باشي حتي بعد از مردن...
كارآگاه
فرار از دست نانوا
سرهنگ فرهاد باقي زاده
ياييز سه سال پيش معاون اداره مرفوك كلانتري۱۰۹ بهار ستان بودم و سرهنگ محمد موسي رئيس كلانتري بود. براي گرفتن وضو و اقامه نماز از طبقه دوم ساختمان به طرف حياط حركت كردم. هنگام برگشت در اتاق دايره تجسس باز بود وقتي چشم استوار فقيهي مسؤول اطلاعات به من افتاد گفت؛ جناب سرهنگ مي توانيد به من كمك كنيد. دختر ۱۷ساله شهرستاني دوساعتي است به كلانتري آمده اما با هيچ كس صحبت نمي كند و حتي جواب سؤال را هم نمي دهد. چنددقيقه بعد با پوشيدن لباس رسمي وارد دايره تجسس شدم حدود نيم ساعت بدون اينكه كلامي از دختر بشنوم صحبت مي كردم. در يك لحظه شروع به گريه كرد و گفت، «از روستاي... به تهران فرار كرده ام. به خاطر اينكه پدر و مادرم مي خواستند مرا بدون علاقه به يك نانوا شوهر دهند. وقتي به ميدان آزادي رسيدم جايي را بلد نبودم. خواستم شب را در داخل پارك بگذرانم. چهارجوان به من نزديك شدند و يكي از جوانان به نام «خسرو» مرا مورد آزار و اذيت قرار داد اما قول ازدواج به من داد. امروز ساعت ۶غروب هم قرار است مرا در پاركي ببيند.»
وقتي از او آدرس پارك را پرسيدم، گفت كه نمي شناسد و تنها نشاني كه به من داد اين بودكه «پاركي است كه در نزديك آن ميدان بزرگي است كه دور آن چندسينما وجود دارد. و از ميدان تا پارك حدود ۱۰دقيقه پياده روي است.»
با بررسي نقشه تهران متوجه شدم، ميدان مورد نظر «ميدان انقلاب» است و پارك محل قرار، «پارك لاله» است.
طبق روال كلانتريها، موضوع را با رئيس كلانتري درميان گذاشتم. سرهنگ موسي گفت كه اين گونه موارد جزو شرح وظايف اداره «مبارزه با مفاسد اجتماعي» است و بايد «دختر» به اين اداره انتقال يابد. از سرهنگ موسي درخواست كردم كه تا ساعت ۷شب به من مهلت دهد، اگر متهم را پيدا كردم كه هيچ و اگر او را نيافتم، بقيه پرونده از طريق اداره مفاسد اجتماعي پيگيري شود.
* يكساعت بعد
به همراه دونفر از مأموران كلانتري به نامهاي ستوان بابايي و ستوان حسين تميزي (مأمور فعلي تجسس۱۱۳ بازار) با لباس شخصي به پارك لاله رفتيم. هنوز ساعت۶ نشده بود. به فاصله ۲۰متر و به صورت مثلثي دختر را تعقيب مي كرديم. حدود ۵۰مرتبه پارك را دور زديم اما خبري از «خسرو» نبود. در حالي كه همگي نااميد شده بوديم فكري به نظرم رسيد. مانند افراد بيكار و سرگردان روي نيمكت پارك دراز كشيدم و دونفر از مأموران در فاصله ۷۰متري مراقب اوضاع بودند.
در همين موقع دوجوان ۱۹ و ۲۴ساله كه يكي لاغر و يكي قوي هيكل بود به دختر نزديك شدند و به آرامي شروع به صحبت با دختر كردند. پس از چنددقيقه هر سه آرام آرام به طرف درب جنوبي پارك حركت كردند.
طبق آموزشهايي كه به دختر داده بودم قرار بود او با ديدن «خسرو» يكي از لنگه هاي كفش خود را درآورده و دوباره بپوشد. اما در كمال تعجب هيچ علامتي از سوي او به ما نرسيد.
ساعت از ۶غروب گذشته بود مهلت ما در حال اتمام بود، از طرفي امكان فرار هر دو جوان بيشتر مي شد به ناچار با علامت من مأموران يكي از جوانان را دستگير كردند اما جوان ديگر موفق شد از روي نرده ها پا به فرار بگذارد. اين دختر شهرستاني پس از دستگيري يكي از جوانان نه تنها خوشحال نشد بلكه از ما، دلگير شد و گفت زود اقدام كرديد. چون اين دونفر دوست خسرو هستند و مرا به طرف متهم اصلي راهنمايي مي كردند. در همين حال يكي از جوانان كه در حال فرار بود با صداي بلند گفت، طرف اصلي شما ما نيستيم. طرف اصلي در يك پيتزافروشي روبروي پارك كار مي كند و قرار است ساعت ۹شب براي ديدن دختر به پارك لاله بيايد.
* پارك ساعي
به همراه مأموران و دختر به پيتزافروشي روبروي پارك... رفتيم. روبروي پارك سه پيتزافروشي بود. با فاصله يك متر با دختر وارد پيتزافروشي شديم. به مسؤول پيشخوان گفتم؛ من دوست خسرو هستم. يك پيتزاي خوشمزه و ارزان مي خواهم. اما به من گفتند، نه خسرو را مي شناسيم و نه پيتزاي ارزان مي دهيم. وارد مغازه دوم شديم. همين جوابها را از مسؤول پيشخوان گرفتيم. اما با وارد شدن به مغازه سوم و دادن نشاني خسرو مسؤول پيشخوان گفت، با خسرو چه نسبتي داريد. خسرو در بالكن مغازه مشغول پختن پيتزا است. در همين حال خسرو از پله ها پايين آمد. وقتي چشم دختر به خسرو افتاد او را نشان داد و ما بلافاصله او را دستگير كرديم.
* دور روز بعد
پدر و مادر دختر از شهرستان به تهران رسيده بودند و پدر و مادر خسرو نيز به اتفاق پسرشان به كلانتري آمده بودند. با صحبتهايي كه با خانواده اين دوجوان كردم متوجه شدم هر دو خانواده با آبرو و محترم هستند. با توافق هر دو خانواده، قرار ازدواج اين دوجوان را گذاشتيم و چندروز بعد خطبه عقد آنان خوانده شد. هنگامي كه دختر در حال ترك كلانتري بود از من تشكر كرد . من نيز در پاسخ به او گفتم: «از دست نانوايي فرار كردي و به عقد نانوايي در تهران درآمدي. از دست سرنوشت نمي توان فرار كرد.»
* رئيس اداره مرفوك كلانتري۱۳۴ شهرك غرب
صندلي خالي
پاسخ به۱۰مشكل
147720.jpg
سؤالات حقوقي زيادي از سوي شما خوانندگان عزيز در بخش خانواده مطرح شد. از آنجايي كه پاسخگويي به تك تك افراد ميسر نبود، تصميم گرفتيم هرچند شماره، يك شماره از ويژه نامه در بخش صندلي خالي به پاسخهاي كارشناسانه سؤالات و مشكلات شما از سوي زينب رنجبر ـ معاون مجتمع قضايي خانواده ـ اختصاص دهيم. اين شماره پاسخ سؤالات كساني است كه نخستين روزها سؤالات خود را با بخش «صندلي خالي» در ميان گذاشتند. اميدواريم به ترتيب بتوانيم در اين بخش به سؤالات شما پاسخ دهيم.
بررسي مشكلات حقوقي و خانوادگي يكي از مسائل مهمي است كه اين روزها عده زيادي از هموطنان به آن مبتلا شده و يا به نوعي با آن درگير هستند. شناخت قانون و مباحث حقوقي مي تواند راهگشاي بسياري از اين معضلات خانوادگي باشد و به افراد كمك كند در سايه رسيدن به آرامش، بهداشت رواني بيشتري را در محيط خانوادگي، كاري و شخصي خود فراهم آورند. دكتر حسن حميديان ـ رئيس مجتمع قضايي خانواده تهران ـ و زينب رنجبر ـ معاون دادگاههاي خانواده ـ پاسخگوي مشكلات حقوقي شما در اين بخش هستند.
مشكلات خود را با تلفن ۸۷۶۱۶۲۱ گروه حوادث و يا به آدرس روزنامه ـ بخش حوادث با ما در ميان بگذاريد.
۲۲ سال است كه ازدواج كرده ام او به من هيچ وقت نفقه نداده است در طول سال او هيچ توجهي به من ندارد ۲۲ سال است كه مي گويد طلاقت مي دهم ولي او نه مرا طلاق مي دهد و نه در مسائل زناشويي تمكين مي كند. از نظر قانوني چه بايد بكنم؟
مهناز ـ ع
زينت رنجبر ـ معاون دادگاه خانواده:
بعد از عقد نكاح زن و شوهر قانون حقوق و تكاليفي را براي زن و مرد بر شمرده است. يكي از تكاليف مهم مرد در زندگي مشترك پرداخت نفقه به زن است و در صورتيكه مرد از انجام اين تكليف شرعي و قانوني امتناع نمايد يا حتي عاجز از پرداخت نفقه به همسر خود باشد در قانون ضمانت هاي اجرايي در نظر گرفته شده است و يكي از امتيازات نفقه زن اين است كه او مي تواند نفقه ايام گذشته را مطالبه نمايد براي مطالبه نفقه در قانون دو راه پيش بيني شده است.
يكي از طريق كيفري است عدم پرداخت نفقه توسط شوهر به زن از نظر قانون جرم محسوب مي شود و در قانون براي آن مجازات معين شده است و زن مي تواند به دادگاه مراجعه واز مرد شكايت نمايد. اين شكايت فقط براي نفقه حال است نه گذشته و براي ترك انفاق در قانون مجازات اسلامي مجازات حبس از سه ماه و يك روز تا پنج ماه مقرر شده است.
راه ديگر از طريق مدني است: طبق مواد ۱۱۱۱ و ۱۱۱۲ و ۱۱۲۹ قانون مدني، زن مي تواند براي مطالبه نفقه حال و گذشته خود به دادگاه مراجعه و دادخواست مطالبه نفقه تقديم دادگاه نمايد در اين صورت طبق ماده ۱۱۱۱ قانون مدني، دادگاه ميزان نفقه را معين و شوهر را به پرداخت آن محكوم مي نمايد و هرگاه شوهر حكم دادگاه را اجرا ننمايد و دادگاه نيز نتواند وي را مجبور به پرداخت نفقه نمايد يا فاقد اموال و دارايي باشد يا امكان دسترسي به اموال وي نباشد زن حق طلاق خواهد داشت. لازم به توضيح است زن در صورتي مستحق دريافت نفقه است كه از شوهر تمكين نمايد و در خانه شوهر زندگي كند. در صورتي كه شوهر بتواند عدم تمكين زن را در دادگاه ثابت نمايد زن مستحق نفقه نمي باشد.
۶ ماه پيش همسرم بعد از يك دعوا خانه را ترك كرد و به خانه پدرش رفت . البته اين اولين باري نبود كه خانه راترك مي كرد به علت عدم تمكين به دادگاه خانواده شكايت كردم ولي دو ماه ونيم بعد همسرم از من به علت ندادن نفقه شكايت كرد و گفته از سال ۷۹ ـ زمان عقد ـ به او نفقه نداده ام، چطور
مي توانم ثابت كنم كه به او نفقه داده ام.
عباسي از تهران
پاسخ : ترك منزل توسط زن: طبق مقررات قانون زن مكلف است در منزل شوهر زندگي كند و از شوهر تمكين نمايد و در صورتي كه شوهر بتواند ثابت نمايد زن بدون دليل منزل را ترك نموده و تمكين نمي نمايد زن مستحق نفقه نمي باشد مگر اينكه زن ثابت نمايد ترك منزل او به دليل خوف جاني، مالي يا حيثيتي بوده است .اين ترك منزل عدم تمكين محسوب نمي شود و زن مستحق نفقه مي باشد.
در صورتي كه مرد مدعي باشد كه نفقه زن را به وي پرداخته است بايد در دادگاه ثابت نمايد. اثبات اين مسأله مي تواند از راههاي مختلف باشد به عنوان مثال مداركي دال بر پرداخت نفقه به زن را به دادگاه ارائه نمايد يا شهودي را جهت شهادت به دادن نفقه وي به دادگاه معرفي نمايد و...
يك سال پيش صيغه عقد موقت خوانديم و با پسري نامزد كرديم مهريه ام دو هزار و دو سكه بود و چهار دانگ خانه. بعد از آن
رابطه مان به هم خورد و من برگ صيغه موقت را اجرا گذاشتم چون او به من خيانت كرد. در شهرستان رأي به نفع من صادر شده و اواعتراض كرده است آيا من به حقوق
قانوني ام با اين اعتراض مي رسم؟
مهستي ـ ق
مهريه در نكاح موقت : نكاح موقت با نكاح دائم تفاوتهايي دارد، در نكاح موقت زن وشوهر از يكديگر ارث نمي برند و يا زن در نكاح موقت مستحق نفقه از شوهر نمي باشد مگر اينكه در ضمن عقد شرط نمايد. در نكاح موقت ذكر مدت لازم است يعني زمان شروع و پايان نكاح موقت معين باشد. عدم ذكر مهريه در نكاح موقت موجب بطلان عقد مي شود.
منظور از نكاح منقطع كه به صيغه موقت معروف
مي باشد عقد ازدواجي است كه براي مدت معين صورت مي گيرد ورابطه زن و شوهر در نكاح موقت با انقضاي مدت، پايان مي پذيرد، بدون اينكه نيازي به مراجعه به دادگاه باشد يعني نكاح با پايان مدت، خود به خود منحل مي شود. اما جدايي زن و شوهر قبل از پايان مدت منوط به بذل مدت از ناحيه شوهر مي باشد. بدين معني كه مرد باقيمانده مدت را به زن ببخشد. بنابراين ذكر مدت يعني زمان شروع و پايان نكاح موقت بايد معين باشد. در نكاح موقت مهر يكي از اركان اصلي عقد به شمار مي رود و بايد مهر ومقدار آن در عقد تعيين گردد و در صورت عدم تعيين و ذكر مهر عقد باطل مي شود.
در صورتي كه مرد از پرداخت مهريه زن در نكاح موقت امتناع نمايد زن مي تواند با ارائه مداركي دل بر عقد موقت و ميزان مهريه به دادگاه مراجعه و مطالبه مهريه نمايد و در صورتي كه اثبات ادعاي خود در دادگاه مرد محكوم به پرداخت مهريه به وي مي شود و تجديدنظر خواهي از رأي دادگاه بدوي به اين جهت است كه يا كسي كه اعتراض دارد يا به نحوه رسيدگي دادگاه اعتراض مي نمايد و يا اينكه مداركي دال بر عدم طلب زن به دلايل به دادگاه تجديدنظر ارائه مي كند. رأي دادگاه بدوي در دادگاه تجديدنظر مورد بررسي قرار مي گيرد و در صورت اشتباه قاضي يا محق بودن مرد، رأي نقض مي شود و در صورتي كه مرد ادله كافي براي اعتراض ارائه نداده باشد و دادگاه تجديدنظر رأي دادگاه بدوي را صحيح تشخيص دهد آن رأي را ابرام وتأييد مي كند.
بعد از فوت شوهرم حضانت بچه ام به عهده من افتاد. شوهرم كارمند بود. حقوق شوهرم را پدر شوهرم كه ولي قهري است مي گيرد و به من حقوق نمي دهد. قانوناً چه مي توانم بكنم.
حسيني
پاسخ ـ حضانت و نفقه فرزند: بعد از فوت زن يا شوهر نگهداري فرزند يا فرزندان خردسال به عهده پدر يا مادري است كه در قيد حيات مي باشند و در صورتي كه مادر در قيد حيات باشد و پدر فوت نمايد حقوق ماهيانه شوهر بعد از فوت براي نگهداري و پرورش فرزند هزينه مي شود و در صورتي كه كسي مانع از اين امر شود زن مي تواند براي مطالبه نفقه فرزند خود به دادگاه مراجعه و عليه آن شخص طرح دعوي نمايد.
بعد از ۱۰سال زندگي مشترك با داشتن يك دختر ۸ساله سرانجام سه سال و نيم پيش از همسرم جدا شدم. دادگاه در آن زمان نفقه را ماهي ۴۰هزارتومان تعيين كرد. شوهرم هر ماه براي دادن اين پول خيلي اذيت مي كند مي خواهم ببينم از چه طريقي مي توانم اين پول را از حقوق او به صورت قانوني كم كنم.
نجمه ـ و
پاسخ ـ نفقه فرزند يا فرزندان قبل و بعد از طلاق با پدر مي باشد چه فرزند در نزد مادر نگهداري شود و چه در نزد پدر و در صورت محكوميت پدر به پرداخت نفقه به فرزند، دادگاه مي تواند به طرق مقتضي نحوه پرداخت نفقه را تعيين نمايد. بنابراين مادر مي تواند به دادگاه مراجعه ونحوه پرداخت نفقه به فرزند را از دادگاه درخواست نمايد.
يك سال پيش كه عقد كردم نمي دانستم شوهرم زن و بچه دارد و علت ازدواج او با شناسنامه المثني با من چيست. او بعد از عروسي مرا مجبور كرد تا با هوويم زندگي كنم . در حالي كه قرار بود او خانه مجزا بگيرد من حتي حق مسكن را خواسته ام و حق كار هم دارم. شوهرم چهارسال از من كوچكتر است همسرش با من درگير شده است. حالا حق بيرون رفتن از خانه راندارم. من زن سوم شوهرم هستم او مرا فريب داده است. مي خواهم مهريه ۵۰۰سكه اي را بگيرم ولي او را زندان نفرستم. آيا مي توانم.
مهرناز
پاسخ ـ مطالبه مهريه: زن به مجرد عقد ازدواج مالك مهريه مي شود و مي تواند مهريه خود را از شوهرش مطالبه نمايد و در صورت امتناع شوهر از پرداخت مهريه وي مي تواند از طريق دادگاه و يا اجراي ثبت مهريه خود را مطالبه نمايد.
دوماه پيش عقد كردم و هنوز عقد كرده ايم ولي زنم شكايت كرده است و درخواست نفقه كرده آيا نفقه به او در دوران عقد تعلق مي گيرد؟
يك مرد از تهران
پاسخ ـ نفقه همسر: بعد از عقد نكاح مرد مكلف به پرداخت نفقه به همسر خود مي باشد و فقط در صورت اثبات عدم تمكين و نشوز، زن مستحق دريافت نفقه نمي باشد.
اعسار را چگونه مي شود ثابت كرد.
ع . ب
پاسخ: اعسار: كسي مي تواند مدعي اعسار شود كه فاقد مال و دارايي باشد و يا امكان دسترسي به اموال خود را نداشته باشد در صورتي كه طلبكار بتواند با ارائه مداركي به دادگاه ثابت نمايد كه بدهكار داراي اموال و دارايي است و از دادگاه تقاضاي تأمين نمايد يا در اجراي احكام اموال بدهكار را معرفي نمايد دادگاه اموال و دارايي بدهكار رابه ميزان طلب طلبكار توقيف مي نمايد و اگر ثابت شود كه بدهكار معسر است دادگاه يا وي را از پرداخت بدهي تا دسترسي مجدد به اموال يا به دست آوردن اموال و دارايي معاف مي نمايد . اگر تشخيص دهد كه بدهكار به طور اقساط مي تواند طلب طلبكار را بپردازد محكوم به پرداخت بدهي به صورت اقساط مي نمايد.
سه سال پيش از شوهرم جدا شدم و طلاق غيابي ام را جديداً گرفته ام. براي خارج شدن از كشور نياز به اجازه پدر دارم ولي الآن شوهرم نيست و نمي توانم فرزندانم را به خارج از كشور بفرستم و شوهرم بايد رضايت بدهد. چگونه مي توانم با توجه به اينكه حضانت بچه ها با من است قيموميت بچه ها را بگيرم و آنها را از كشور خارج كنم.
س .ش
پاسخ:اجازه خروج از كشور فرزندان: براي خروج از كشور فرزند يا فرزندان اجازه ولي قهري الزامي است چه در حضانت مادر باشد يا نباشد اما در صورتي كه دسترسي به ولي قهري ممكن نباشد و يا خروج از كشور فرزند اضطراري باشد مادر مي تواند به دادگاه مراجعه و درخواست صدور اجازه خروج از كشور فرزندان را تقاضا نمايد.
زني ۲۷ ساله ام كه به شوهرم شك دارم. من مؤمن هستم اما او اعتقادات مذهبي ندارد و با زنان معاشرت دارد و من احساس مي كنم كه اين مسأله ۸۰ درصد صحت داد. به علت فحاشي و لاابالي گري اش خيلي با هم مشكل داريم چگونه مي توانم از راه قانوني از او جدا شوم.
زـ د
پاسخ: در قانون مدني درخصوص طلاق و جدايي بين زن و مرد تفاوتهايي وجود دارد. طلاق در قانون به خواسته و اراده مرد امكانپذير است و زن حق طلاق ندارد مگر در موارد محدود مانند مواد ۱۱۲۹ و ۱۱۳۰ قانون مدني يا در صورتي كه ضمن عقد ازدواج شرط نمايد و وكيل در طلاق شود. زن بايد دليل طلاق خود را در دادگاه اثبات نمايد يا شوهر را به طلاق و جدايي راضي كند. به عنوان مثال زن اول بايد ترك انفاق شوهر را ثابت نمايد تا بتواند از امتياز ماده ۱۱۲۹ قانون مدني استفاده نمايد و براي استفاده از ماده ۱۱۳۰ كه به عسر و حرج معروف است بايد عسر و حرج خود را در دادگاه ثابت نمايد يعني مداركي دال بر ايضا و اذيت شوهر نسبت به خود را به دادگاه ارائه نمايد و يا مدركي دال بر بيماري همسر يا ترك زندگي توسط همسر و مانند آن را ثابت نمايد كه ادامه زندگي مشترك براي وي غيرقابل تحمل مي باشد. دادگاه در صورت احراز، مرد را اجبار به طلاق همسرش مي نمايد و در صورتي كه اجبار ميسر نباشد خود رأساً به عنوان «الحاكم ولي المتنع» اقدام به طلاق زن مي نمايد كه طلاقهاي موضوع ماده ۱۱۲۹ و ۱۱۳۰ قانون مدني طلاق قضايي ناميده مي شود.
ميز محاكمه
سوگند ناتمام
147714.jpg
قاضي جمشيد زارعي
سالها قبل هنگامي كه دريكي از شهرستانهاي شمالي كشور به عنوان دادرس مشغول به كار بودم، پرونده اي مطرح شد كه در آن مرد جواني ادعا كرده بود مدتي قبل مبلغ ۶۰۰ هزارتومان به مرد همسايه اش به عنوان قرض داده ولي از آن زمان تاكنون هر بار براي گرفتن طلب خود مراجعه مي كند، مرد همسايه از پرداخت بدهي اش طفره مي رود.
به دنبال طرح اين شكايت مرد بدهكار را براي اداي توضيح به دادگاه احضار كردم اين مرد كه مسن تر از شاكي خود بود آدم با تجربه و اهل فضل و كمالاتي به نظر مي رسد از اينكه او از پرداخت بدهي اش خودداري كند متعجب شدم به همين دليل از او خواستم تا در اين باره توضيح دهد.
او در حالي كه شمرده حرف مي زد درپاسخ گفت: آقاي قاضي قبول دارم كه مبلغ مورد ادعاي اين مرد را از او گرفته ام. در آن زمان نيازي پيش آمده بود ولي پس از مرتفع شدن آن، پول را به اين مرد برگرداندم. از آنجايي كه او به هنگام دادن پول رسيدي از من نگرفته بود من هم تقاضاي رسيد در قبال تحويل پول را مناسب ندانستم. در چنين شرايطي مدعي عليه اصل ادعاي خواهان را پذيرفته لكن مدعي شده بدهي اش را پرداخت كرده است.
با توجه به نحوه اظهارات طرفين پرونده احساس كردم كه مرد همسايه (بدهكار) در گفتارش صداقت دارد، پس از انجام مذاكرات وقتي نتوانستم به نتيجه اي برسم، اثبات دعوي طرفين منوط به اداي سوگند وقسم شد. سرانجام قرار سوگند خواهان را صادر كردم. هر دو طرف را فرستادم وضو گرفتند، قبل از به جاي آوردن سوگند يك بار ديگر از آنها خواستم با هم سازش كنند ولي شاكي اسرار بر نگرفتن پول و صحت ادعاي خود داشت.
بدين ترتيب او در مقابل قرآن كريم ايستاد تا سوگند ياد كند. هنوز كلمه اي از دهان او خارج نشده بود كه متهم پرونده دست او را گرفت و از من خواهش كرد تا نگذارم او سوگند به جاي آورد. از اينكه از ظاهر اين مرد برداشت اشتباهي كرده بودم، در دل ناراحت شدم. با عصبانيت از او پرسيدم. مرد تو كه مي گفتي پول را برگردانده اي. حالا چرا اجازه نمي دهي او سوگند ياد كند.
آن مرد آرام روي صندلي روبروي من نشست و گفت: آقاي قاضي من حاضرم بدون آنكه اين مرد سوگند ياد كند به صورت اقساطي پول مورد ادعاي او را بپردازم. درحالي كه انتظار داشتم احساس رضايت شاكي پرونده را ببينم، او سرش را به زير انداخت عرق شرم بر صورتش نشست. لحظه اي در دادگاه سكوت حكمفرما شد. ناگهان شاكي پرونده به طرف متهم برگشت و درحالي كه اشك در چشمانش حلقه زده بود او را در آغوش گرفته و با صداي لرزان مدام مي گفت: مرا ببخش، مرا ببخش.
از اين پيشامد تعجب كردم. دقايقي بعد مرد شاكي با اقرار به اينكه طلب خود را گرفته است گفت: من پولم را از اين مرد به خدا گرفته ام ولي چون مي دانستم او اهل دروغ گفتن نيست و از طرفي او مدركي براثبات اين قضيه ندارد وسوسه شدم يك بار ديگر اين پول را از او طلب كنم.
متهم پرونده هم گفت: اين مرد داراي زن و فرزند است وقتي ديدم او حاضر است به خاطر ماديات دنيا قسم و سوگند دروغ ياد كند، و من مي توانم با تقبل اين هزينه او را از گناه بازدارم، با خداي خود عهد كردم توانايي اين كار را به من بدهد. بنابراين پذيرفتم كه اين مبلغ را به او بپردازم و الآن خوشحالم كه اين كار باعث بيداري همسايه ام و آلوده نشدن او به گناه شده است.
سرنوشت
خاطرات تلخ يك جوان در آستانه طلاق پايان يك عشق صادقانه
روزي كه به خواستگاري دختر مورد علاقه ام رفتم تا سر و ساماني بگيرم بسيار مسرور و خوشحال بودم .او پرستار بيمارستان بود شنيده بودم پرستاران شيفت شب دارند و كارشان بسيار زياد است اما به خاطر علاقه اي كه به همسرم داشتم همه چيز را به جان خريدم اما گويا سرنوشت و تقدير برايم زندگي را جور ديگري رقم زده بود، دخالتهاي اطرافيان بويژه مادر زنم زندگي ما را با تزلزل مواجه ساخت و در نهايت خود را در راهرو دادگاهها و پرداخت مهريه و نفقه و اجرت المثل ديدم. بعد از ۳ سال زندگي كه كاخ آرزوهايم را ويران و منهدم شده مي بينم جز خدا يار و ياور و مونسي ندارم .همسرم ۶ ماه است كه زندگي را ترك كرده و به خانه پدرش رفته است وعلي رغم اصرار اينجانب براي بازگشت به زندگي هيچگونه نرمش و انعطافي نشان نمي دهد وتكيه كلام او «طلاق» شده است. نمي دانم چه جرمي مرتكب شده ام كه بايد چنين زندگي سياهي را تجربه كنم اما آنچه از من سرزده جز صداقت و راستي نبوده است. من قرباني دخالتهاي بي جاي اطرافيان همسرم شده ام و اميدوارم همه جواناني كه در آستانه ازدواج هستند چشمانشان را باز كنند فقط تابع احساسات و عواطف نباشند با
برنامه ريزي و هدف و انگيزه قوي ازدواج كنند و ايثار وفداكاري و گذشت و تعهد و دين و ايمان را ملاك قرار دهند و به هم عشق بورزند و با مشكلات مبارزه كنند.
به زنان نيز اين توصيه را دارم كه كمي از توقعات وخواسته ها و چشم و
هم چشمي بكاهند و يك زندگي را كه با آن همه اميد و آرزو تشكيل مي شود با كوچكترين بهانه و دستاويزي از هم نپاشند، خدا را ناظر بر اعمالشان بگيرند و اگر ازدواج مي كنند براي رضاي خدا و تكميل دينشان باشد نه براي اغراض دنيوي و پول و ثروت و مهريه و خانه و ماشين و غيره .
خاطرات شما
هرانساني در طول زندگي اش با رويدادها وحوادث مختلف روبرو مي شود. اين رويارويي در ذهن و روح اوبه صورت لايه هايي از خاطرات ته نشين مي شود، بطوري كه آن فرد همواره آن رويداد را نه تنها به ياد دارد بلكه هر زمان كه مي خواهد از پيشامدي متفاوت و جالب ياد كند، آن را براي ديگران نقل مي كند.
خاطرات تلخ و شيرين اين ويژگي رادارند كه نه تنها براي شخص بازگو كننده جالب هستند بلكه براي شنونده آن نيز جذابيت خواهند داشت.
ستون «خاطرات شما» را به همين بهانه، پايه گذاري كرديم تا خاطرات شما تنها در آرشيو ذهن تان نماند و بقيه نيز بتوانند از خاطرات شيرين بهره برده و لبخندي بر لب داشته باشند و خاطرات تلخ درس عبرتي برايشان باشد.
كساني كه تمايل دارند خاطرات خود را براي ما ارسال كنند به آدرس روزنامه ايران ـ گروه حوادث مطالب خود را ارسال نمايند.
زن هندي كودك خود را قرباني كرد
زني به جرم قرباني كردن فرزند دوساله اش براي شفاي خود توسط پليس هند در دهلي نو بازداشت شد.
اين زن هندي كه دچار بيماري رواني بود با اين عقيده كه قرباني كردن فرزندش باعث شفاي وي خواهد بود اين كار را انجام داد. دوست اين زن هندي تلاش كرده بود او را از اين اقدام بازدارد ولي موفق نشده بود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |