دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۲ - ۲۰ شوال ۱۴۲۴
Mon, Dec 15, 2003
ويژه ۶
شماره ۲۶۶۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
كتاب و كتابخواني
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
سفري پليسي به ۱۴سال پيش
نگاه اجتماعي به فيلم
درباره كارگردان و ساير عوامل ساخت «واندرلند»
معرفي يك فيلم روز پليسي ـ جنايي
مصاحبه اي با موفق ترين پليس سينمايي سالهاي اخير
۱۰ سال حبس براي فيلمساز گنگستر
هفته پيش يك فيلمساز غيرمشهور به نام داني يل پروون زانو كه پسرعموي آنتوني پروون زانو سردسته يك گروه گنگستري ومافيايي است، به دليل دست داشتن در اعمال خلاف اين گروه وانجام كارهايي همچون سرقت و جنايت وتوزيع مواد مخدر به ۱۰ سال حبس و پرداخت ۱۱۱ هزار دلار به عنوان جريمه ماليات هاي نپرداخته اش محكوم شد. دادستانان براي او كه ۳۹ سال سن دارد، حداقل ۱۵ سال حبس درخواست كرده بودند. جالب تر اين كه در برگه هاي قطور اتهامات وي ۴۱ مورد خلاف ذكر شده بود و او فقط دو مورد آن را گردن گرفت ودر كل منكر همكاري با خاندان گنگستري اش شد. پروون زانو چندي پيش يك فيلم سينمايي ساخت به نام «اين چيز متعلق به ما» و موضوع آن نيز گنگستري و درباره پسرعموي يك رئيس گنگسترها بود كه پنهاني نقشه اي مي چيند تا ميليون ها دلار را به چنگ آورد. آيا او راجع به خودش فيلم نساخته بود؟!
سارقان اينترنتي استوديوهاي سينمايي را بيچاره كرده اند
محاسبات و بررسي هاي تازه نشان مي دهد كه سيستم دان لودكردن فيلم هاي سينمايي روز روي خطوط اينترنتي توسط مصرف كنندگان عادي، از اين پس هرسال بين ۸۰۰ميليون تا ۱‎/۳ميليارددلار به استوديوهاي بزرگ و متعدد ساخت فيلم مرغوب، لطمه واردخواهدكرد.اين قضيه باعث مي شود تماشاگر عادي از رفتن به سالن سينما وپرداخت پول بليت خودداري كند و به جاي آن روي اينترنت فيلم محبوبش را به طور رايگان ببيند.همين برآوردها نشان مي دهد كه اينك هرروزه چيزي حدود ۱۴۵هزارفيلم به طور غيرقانوني و رايگان توسط استفاده كنندگان از اينترنت دان لودمي شود و يك مسأله كه باعث تشديد اين روند مي شود، تصميم استوديوهاي سينمايي به فروش كارهايشان روي خطوط اينترنت است كه اگر درست و قانوني انجام شود، يك منبع درآمد بزرگ را نصيب آنها خواهدكرد.
سفري پليسي به ۱۴سال پيش
درياي عشق يا اقيانوس قتل؟
147711.jpg
درسال ۱۹۸۹ يعني ۱۴ سال پيش فيلمي پليسي ـ جنايي ـ تريلر (دلهره آور ) اكران شد با نام «درياي عشق » كه به آرامي از بهترين كارهاي پليسي سالهاي معاصر شناخته شد.عبارت «درياي عشق» در تضاد كامل با فضاي جنايت آميز فيلم واشاره اي به اين نكته است كه فرد قاتل عاشق ترانه اي عامه پسند و معروف با همين نام بوده و پليس مسؤول پيگيري پرونده به اين نتيجه رسيده كه هرجا قتلي روي داده و به سلسله قتل هاي زنجيره اي مربوط مي شده كه به يك نفر واحد نسبت داده شده اند ، همين ترانه و آهنگ شنيده شده ويا نوار و صفحه آن در محل قتل يافت شده است .
منتها تفاوت داشتن مقتولان باهم و قرار داشتن هم مردان وهم زنان در ميان آنها و نبود خط ارتباط و سنخيت در قضيه، اين پليس را بيشتر به شك وابهام فرو مي برد ودر اقيانوسي از سؤال غرق مي كند. او (با بازي ال پاچينو) و دستيارش (با بازي جان گودمن ) پس از مدتي تحقيق و مطالعه سرانجام به يك كفش فروش زن كه كارمند مغازه اي كلاس بالا در شهر نيويورك است (با بازي الن باركين ) مشكوك مي شوند، زيرا او زندگي خصوصي توجيه نشده و به هم ريخته اي دارد وآماده خشونت نشان مي دهد ومهمتر از همه آن كه عاشق آواز درياي عشق است !
يك پليس كاملاً تنها
اما زندگي اين كارآگاه نيز به اندازه كافي به هم ريخته است واو هم مثل پليس هاي سينمايي همسري دارد كه وي را رها كرده و رفته و اثري از قوم وخويش و خواهر و برادر دور و برش ديده نمي شود و شبهايش در تنهايي مطلق وبا ديدن تلويزيون مي گذرد وحتي او هم در تنهايي اش درياي عشق را گوش مي كند!
هارولد بكر كارگردان نكته بين و ظريف پرداز دريكي از اولين ساخته هاي بلند سينمايي اش با روكردن چنين مضاميني وبا ايجاد فضايي پرتعليق تا پايان قصه، بيننده ها را به دنبال خود مي كشاند و توليد شك وترديد مي كند وطوري پيش مي رود كه تماشاگر فرض قاتل بودن هريك از افراد حاضر در قصه را مي پذيرد. «پاچينو» هنرمند نيز كه پس از ۴سال دوري از سينما اولين فيلمش را بعداز فيلمي به نام «انقلاب» (۱۹۸۵) تجربه مي كرد، به بهترين شكل نماوتصوير يك پليس آشفته وبي انگيزه و نااميد از زندگي را ارائه مي داد و پرداخت خوب ماجرا و اديت هوشمندانه آن، «درياي عشق » را تا آخرين لحظاتش صاحب جذابيت وكشش مي ساخت.
قاتل اصلي
سرانجام ودر حالي كه بركارآگاه محقق شده است كه قاتل بايد همان زن فروشنده باشد، ناگهان قاتل اصلي كه همسر سابق وي باشد، از پرده بيرون مي افتد ومشخص مي شود او كه طاقت دوستي ومراوده زنش با هيچ مرد و زني را نداشته ، هركس را كه با او رفت وآمد داشته ، از دم تيغ مي گذرانده وحتي خيال قتل مأمور پليس را نيز داشته است . «درياي عشق» در سال عرضه اش زير سايه وسيع تبليغاتي «پدرخوانده ۳» كه فقط چندماه پس از اين فيلم به نمايش درآمد، گم شد و وصف و تمجيد چنداني از آن صورت نگرفت اما با گذشت سالها، دائماً برارزشهاي آن افزوده شد، بطوري كه امروزه آن را از بهترين آثار پليسي ۱۵سال اخير سينماي دنيا مي دانند ، هرچند كه البته يك صدم ارزشهاي كلاسيك وغيركلاسيك تريلوژي «پدرخوانده» را نيز ندارد!
نگاه اجتماعي به فيلم
جنايتكاران بالقوه
«واندرلند» ، مصداق بارز ونمونه كلاسيك تقابل كارآگاه و آدم بد است. منتها با اين تفاوت كه جيمز كاكس كارگردان اين فيلم به جاي نشان دادن ماجراها از زبان و چشم كارآگاه، ما را به اردوي گنگسترها و خلافكاران مي برد و قصه از ديدگاه آنان توصيف مي شود و البته اين بدان معنا نيست كه تمام جهت گيري ها به سود آنان باشد. از چنين ديدگاهي ما متوجه مي شويم كه شخصيت اصلي (جاني هولمز) كه متهم عمده شناخته مي شود، طي سالهاي قبل از وقوع سري قتل ها، به هر كارخلافي كه بگوييد دست مي زده است وارتباط اوبا توزيع كنندگان مواد مخدر در لورل كنيون وكل ايالت فلوريدا به دور از ترديد بوده است. خط ارتباطي او با سري قتل هاي زنجيره اي در اين منطقه نيز قابل قبول و هضم نشان مي دهد و بنابراين يورش پليس به سمت او و دستيارانش نيز قابل پذيرش جلوه مي كند. آنچه نمي توان پذيرفت، كودن بودن افسران پليس و بسيار دير پي بردن آنها به اين حقيقت است كه قاتل از جاي ديگري مي آيد و هولمز هر قتلي كرده باشد (كه بسيار هم انجام داده) قتل هاي مورد بحث را مرتكب نشده است. نمي دانيم، شايد هم مقامهاي مورد بحث حق داشتند از خود دفاع كنند، زيرا گفته مي شود قتل هاي واندرلند پس از سري جنايت هاي موسوم به «تيت ـ لابيانكا» پيچيده ترين قتل هايي بوده كه در آمريكا روي داده است وپليس ها هرچه پيرامون آن بيشتر مي گشتند، كمتر دليل ونشان و برهاني براي حل ماجرا مي يافتند. «واندرلند» تمامي ابهام وسرگشتگي اي كه برجامعه جنايت زده آمريكا حاكم است، بدون واسطه و با صراحت و شفافيت به نمايش مي گذارد وماجراي فوق بهانه و وسيله اي براين روند است.
جاني هولمز (ول كيلمر) به عنوان شخصيت كليدي ماجرا، نمونه و مثالي از صدها جنايتكار بالقوه اي در آمريكاست كه احتمال دارد (يا ندارد) كه مرتكب يك يا چند قتل شده باشند اما حتي اگر نشده باشند، شرايط كلي شان براي انجام چنين كاري هرگز مورد ترديد قرار نمي گيرد.
درباره كارگردان و ساير عوامل ساخت «واندرلند»
يك ماجراي بسيار شلوغ
اگر يك ايراد بزرگ بر «واندرلند» مترتب باشيم. شلوغي بيش از حد و شتاب سرسام آور ماجراها است كه اين را بايد دستپخت كارگرداني دانست كه دائماً از اين شاخه به آن شاخه مي پرد و هنوز تكليف يك سوژه را مشخص نكرده، وارد يك بحث ديگر مي شود.ممكن است استدلال شود همين روش سبب شده ابهام تا آخر قضيه بماند و كشف قاتل اصلي در پايان قصه جذابيت و شگفتي بيشتري را در برداشته باشد اما كارگردان كه جيمز كاكسي است و فيلمنامه نويسانش كه خود او، كپتن موزنر، تاد ساموويتز و دي لوريستون اسكات هستند، از اين طريق چنان خستگي و ابهامي را بر قصه حاكم مي كنند كه وقتي بيننده ها به سكانس هاي پاياني مي رسند، حوصله شان سررفته است و احتمال دارد قيد كل قضيه را بزنند.همين شتاب و شلوغي باعث شده است كه تا قسمت هاي پاياني فيلم، بازي ها و هنرمندي بازيگران فيلم نيز به دل ننشيند و اگر اصولاً هنري هست، به چشم نيايد. تنها در اين بخش ها است كه سه بازيگر اصلي (كيلمر، كودرو و بوس ورت) و همچنين مك درموت فرصتي براي نشان دادن توان بازيگري شان مي يابند و نفسي مي كشند.اما اين را نمي توان درباره هنرپيشه هاي نقش هاي جنبي مثل اريك بوگوسيان (كه دل رئيس يك شبكه بزرگ قاچاق مواد مخدر به نام ادي نش) و يا جاش لوكاس، تيم پليك نلسون، كري فيشر، كريستينا اپل گيت و ناتاشا گرگسون واگنر گفت و آنها تا حدي قرباني شلوغي مورد بحث شده و نقش شان و تأثيرگذاري آن پرورش نيافته است.
معرفي يك فيلم روز پليسي ـ جنايي
قتل در سرزمين عجايب
| وصال روحاني
در سال۱۹۸۱ يك سري قتل در خيابان واندرلند در منطقه لورل كنيون آمريكا روي داد كه هنوز هم در سلسله پرونده هاي قضايي اين كشور به عنوان جنايات واندرلند معروف اند و فيلم سينمايي تازه اي كه به نام «واندرلند » (سرزمين عجايب) ساخته شده است، به همين سوژه مي پردازد.
چهره مركزي ماجرا و فيلم، خلافكاري است به نام جان هولمز (با بازي ول كيلمر) كه تمام ظنها به اوست و پليسها نيز او را متهم اول توصيف كرده اند. با اين حال هم مدرك مستند و مستدل براي بازداشت سريع او ندارند و هم مايل اند با آزاد گذاشتن موقتي او سر از ساير ارتباطاتش درآورند و حلقه هاي يك زنجيره فسادگسترده تر را رو كنند.
اين چنين است كه جيمز كاكس كارگردان فيلم ، ما را به دنياي زندگي خصوصي جان هولمز مي برد و اينجا است كه مي بينيم او با همسرش شارون (با بازي ليزا كودرو) متاركه كرده ولي به دليل خوش قلبي همسرش هنوز با وي مراوده دارد و حتي از او براي پناه گرفتن در برابر دخالتها و تحقيقهاي پليس، سوءاستفاده مي كند.
در آن واحد، او با زني ديگر به نام داون (كيت بوس وورت) آشنا شده است و قصد ازدواج با وي را دارد. يكي از نقاط اوج فيلم، رويارويي هولمز با كارآگاه ديويد ليند (با بازي ديلن مك درموت كه براي تشابه با پليس اصلي حقيقي ريش گذاشته است) در اداره پليس است. ليند و همكارانش با توفان كلمات و اتهامات خود به سمت ليند هجوم مي برند و هنگامه اي برپا مي شود كه هر آدم عادي در آن له مي شد اما اينجا هم هولمز تسليم نمي شود.
سند بي كفايتي پليس آمريكا
در پايان قصه قاتل حقيقي سر برمي آورد كه در سال۱۹۸۱ نيز پس از تحقيقات پليس مشخص شده بود و آن فرد كسي به جز هولمز است، اما ماجراي «واندرلند» ، شكافتن روح آدمهايي است كه بالقوه مي توانندهمان قاتل موردنظر باشند و حتي از او هم بدتر باشند. در اين فيلم ۱۴۴ دقيقه اي محصول كمپاني لايونز گيت، جمع گنگسترها و برخورد پليسها با آنها خوب شكافته شده است اما مشخص شدن اين كه قاتل اصلي كسي به جز جمع آنها و خارج از گردونه آنها است، خود سندي بر بي كفايتي پليس در آمريكا محسوب مي شود.
در دنياي سينماي حادثه
فيلمي تازه درباره آرنولد
شبكه تلويزيوني «اي اند اي» آمريكا مي خواهد فيلمي سينمايي براي تلويزيون بسازد كه نام «حضور آرنولد را در انتخابات ببين» براي آن انتخاب شده است. اين فيلم طبعاً درباره شركت آرنولد شوارتزنگر هنرپيشه معروف فيلم هاي اكشن و پرماجراي سالهاي اخير در انتخابات اخير فرمانداري ايالت كاليفرنياي آمريكا است كه با پيروزي وي پايان گرفت و او را به مقام فرماندار اين ايالت نايل ساخت.تهيه فيلم طي بهارسال آينده صورت مي پذيرد و اميد مي رود كه فيلم در اواسط تابستان آماده نمايش باشد. سران شركت مذكور قول داده اند فيلمي بسازند كه طي آن زندگي خصوصي و شغلي آرنولد به دقت به تصوير كشيده شود. آرنولد بعد از پيروزي در انتخابات مزبور، تمايلي به شركت در فيلم هاي تازه از خود بروز نداده است.
آخر و عاقبت عكاس جنجالي
به حكم دادگاهي در لس آنجلس ، يك عكاس جنجالي كه از ديوار خانه جنيفر انيستون هنرپيشه معروف هاليوود بالا رفته و از او عكس هاي غيرقانوني گرفته بود، بايد ۵۵۰ هزار دلار به وي غرامت بپردازد. دادگاه، اين را دخالت عكاس در حريم امنيت و زندگي خصوصي انيستون توصيف و ناقض نص صريح قانون دانسته است.
عكاس مورد بحث كه فرانسوا ناواره نام دارد وتخصص اش گرفتن عكس از زندگي خصوصي چهره هاي مشهور است و بر اين منوال از در و ديوارهاي زيادي بالا رفته است (!) عكس هاي مورد بحث را به چند نشريه معروف فروخته و كاسبي مفصلي كرده بود.
با اين كه ناواره رسماً از انيستون معذرت خواهي كرده بود، اما دادگاه گناه او را نابخشودني خواند.
يك فيلم بازدارنده در سنگاپور
پليس سنگاپور در راستاي مبارزه با جنايات سازماندهي شده در اين كشور از اين هفته نمايش فيلمي آموزنده و تأديبي را در اين كشور شروع كرده است با نام «بعد از مدرسه» اين فيلم در شرايطي اكران مي شود كه چندي پيش فيلم جنجالي ديگري به نام «۱۵» از سوي گروههاي مستقل در سنگاپور ساخته و پخش شد كه در آن گستردگي خلاف وجنايت و هتك حرمت از مردم در اين كشور به شكلي بي واسطه به نمايش گذاشته مي شود و خيلي ها آن را آينه صادقانه و بهتري از شرايط موجود در اين كشور دانسته اند. با اين حال سخنگوي اداره پليس سنگاپور نيز گفته است: «ما نيز در اين فيلم حرفهاي خود را به صراحت مي زنيم و فكر مي كنيم پخش اين مسائل، قيد و بند و يك وسيله بازدارنده براي كساني باشد كه به خودي خود مي توانند جنايتكاران آينده كشور باشند.»
دنيا بعد از واقعه «۱۱سپتامبر»
جشنواره معروف فيلم سان دنس كه رابرت ردفورد معروف آن را به راه انداخته و مختص سينماي مستقل و متخصصان اين سبك است، در دوره۲۰۰۴ خود كه از ۲۵دي تا ۶بهمن مثل معمول در شهر غرق در برف پارك سيتي در ايالت يوتا آمريكا برگزار مي شود، تفاوتهايي كلي با گذشته خود خواهد داشت. يكي اينكه برخلاف هميشه تعداد هنرپيشه هاي معروف حاضر در آثار فستيوال زياد است و در اين ارتباط مي توان كوين بيكن، بنجامين برت، بيلي باب تورنتون، كورتني كاكس، نائومي واتس، لارا درن و ناتالي پورتمن را مثال آورد.مسأله دوم، متمركز بودن بسياري از فيلمهاي جشنواره بر روي واقعه ۱۱سپتامبر و پي آمدهاي آن است. جفري گيلمور مدير جشنواره گفته است: «خوشبختانه اين فيلمها دنيا را پس از واقعه ۱۱سپتامبر و آنطور كه حقيقتاً هست، به نمايش مي گذارند و اطلاعات لازم را به مردم مي دهند.»
محاكمه قاتل يك هنرپيشه در ليتواني
مقامهاي قضايي ليتواني پس از حدود ۵ماه تنبلي و دست روي دست گذاشتن سرانجام برتران كانئات خواننده فرانسوي را رسماً متهم به قتل ماري ترن تي نيان هنرپيشه زن هموطنش كرده و اعلام نمودند كه وي را بزودي به همين اتهام در ويلينوس (پايتخت ليتواني) محاكمه خواهند كرد. ترن تي نيان كه دختر ۴۱ساله ژان لويي ترن تي نيان هنرپيشه سرشناس مرد فرانسوي بود، براي بارني در فيلمي جديد به ليتواني آمده و در هتلي در ويلينوس ساكن شده بود ولي در همان محل طي يك نزاع به دست كانئات بشدت ضرب و شتم و بر اثر آماس مغز كشته شده بود. در اين حدفاصل مقامهاي فرانسوي بسيار كوشيدند كانئات را مسترد ساخته و به قول خودشان در پاريس محاكمه كنند اما سران ليتواني تن به اين قضيه نداده و در تمام اين مدت وي را در زنداني در ويلينوس نگه داشته اند.اين خواننده كه سابقه دوستي با مقتول را نيز داشته، مدعي است طي مشاجره اي با ترن تي نيان، اين هنرپيشه به زمين افتاده و سرش به تيزي خورده وكشته شده و او به كلي بي گناه است!
هنرپيشه هاليوود حق سرايدار خانه اش را خورد
سرايدار سابق خانه ويل اسميت هنرپيشه معروف و سياهپوست آمريكايي، هفته گذشته رسماً بر عليه وي به دادگاه شكايت برد.در شكايت نامه وي آمده است كه اسميت و همسرش ياداپينكت كه مثل خود او هنرپيشه است، بيش از ۱۶۰۰ساعت اضافه كار وي را ناديده گرفته اند و نه تنها مبلغ آن را نپرداخته اند، بلكه پس از اعتراض او، بلافاصله اخراجش كرده اند.به ادعاي اين سرايدار زن كه ماريلو كولي نام دارد، وي ۴‎/۵سال در خانه و مزرعه بزرگ اسميت ها كار مي كرده و فقط در دوسال نخست آن اضافه كار مي گرفته است. در پايان سال دوم زن و شوهر هنرمند به وي وعده داده اند كه به جبران حذف اضافه كارش ۲۵هزار دلار پاداش سالانه به وي خواهند داد، اما هيچ گاه خبري از آن نشده است. كولي بابت ضررهايش ۲۰۰هزار دلار غرامت درخواست كرده است.
*منبع: ديلي وايه ريتي»
مصاحبه اي با موفق ترين پليس سينمايي سالهاي اخير
واشينگتن:
قتل هاي زنجيره اي را جدي بگيريد
147744.jpg
اشاره : در «خارج از زمان» فيلم جديد و پليسي كارل فرانكلين، دنزل واشينگتن سياهپوست و معروف و ۴۶ساله نقش يك رئيس پليس را در شهري كوچك در ايالت فلوريداي آمريكا بازي مي كند كه پولي را از يك شركت تضميني و اعتباري دراين شهر وام مي گيرد تا همراه با زن محبوبش (با بازي سانالاتان) از آنجا برود اما به سرعت درمي يابد كه آن زن قصدسوءاستفاده از وي را داشته است. اينجا است كه تمام اعتبار كاري او به خطر مي افتد و با اين كه فرانكلين با نشان دادن زندگي آشفته خصوصي اين پليس و پشت كردن آشكارش به همسرش به ما مي گويد كه وي نمي تواند مردي ايده آل باشد، كوششي بزرگ را براي اثبات حقانيت خود و بازيابي موقعيت قبلي اش به كارمي گيرد...
اما اين تنها تجربه پليسي واشينگتن نبوده است و او درسال ۲۰۰۱ براي بارني در نقش يك پليس بسيار بي رحم تر و خلافكارتر(!) درفيلم «روزتمرين» دومين جايزه اسكار عمرش را برده بود.
و اصولاً چهره متين و آرام و كاراكتر مثبت واشينگتن به او اجازه داده است كه بارها نمايشگر مرد قانون در فيلم هاي جنايي و پرماجرا باشد و اگر هم پليس نبوده، رل يك دادستان مجرب را بازي كرده است (نمونه: «پرونده پليكان»، كار سال ۱۹۹۳ الن جي پاكولا) مت لي ويت لاك، پليسي كه واشينگتن نقش اش را در «خارج از زمان» بازي مي كند، آدمي پيچيده است و با اين وجود وي در مصاحبه اي كه پيش رو داريد، مدعي است كه هيچ مشكلي براي بازي كردن آن نداشته است. حتي فيلم «جان كيو» درسال ۲۰۰۲ هم ثابت كرده بود كه واشينگتن با بخشيدن جذابيت شخصي اش به نقش مي تواند به خشك ترين رل ها نيز نوعي لطافت و انسانيت ببخشد.
\ آقاي واشينگتن، آيا «مت» براي شما پردردسر بود؟
* نه ، برعكس خيلي راحت سپري شد. دراين چند سال آن قدر پليس شده ام كه خوب مي دانم چه بايد بكنم و قضيه از چه قرار است.
\ يعني تحقيقي هم روي قضيه نكرديد؟
* خير. نيازي نبود. من فقط سناريو را (كه ديويد كالارد نوشته است) به دقت خواندم و قضيه به طوركامل برايم روشن شد.
خيلي احساس راحتي مي كردم. نقش برايم قابل لمس و فهم بود. شايد در سالهاي اخير روي هيچ فيلم ديگري اين قدر كم تدارك نديده بودم.
\ از نظر شما پليس چگونه آدمي بايد باشد؟
* كسي كه بتوان به وي اعتمادكرد. درست در نقطه مقابل دو پليسي كه من در «روزتمرين» و «خارج از زمان» ايفاگر نقش شان بوده ام. پليس «روزتمرين»، يك حيوان تمام عيار است كه بيننده ها را به وضوح مي ترساند و هرچند مت در «خارج از زمان» در قياس با او بسيار بي گناه نشان مي دهد اما او هم ايده آل هاي سالمي ندارد.
\ فيلم به ما مي گويد همسر مت (با بازي اوا منذر) او را ترك گفته و اگر جز اين بود، شايد وي نيز با برقراري ارتباط با كاراكتر سانالاتان مقابله به مثل نمي كرد.
* هرچه هست، او هم مستعد كج روي است و اين مهمترين مسأله است. مت فقط زماني تصميم به تعديل و تغيير كارهايش مي گيرد كه مي بيند زن موردنظرش اصلاً با او نيست و مقاصد ديگري داشته است و لابد اگر او اين كار را نمي كرد، تا آخر راه را مي رفت. فرانكلين با فيلمش به ما مي گويد كه اين پليس قابل اعتمادنيست، هرچند از پليس «روزتمرين» صددرجه انسان تر است.
\ آيا انتظار داشتيد براي «روزتمرين» اسكار بهترين بازيگر سال را بگيريد؟
* نه، همه مي گفتند و خودم نيز فكرمي كردم اسكار را به راسل كرو نيوزيلندي بدهند كه در نقش يك آدم رواني در فيلم «يك ذهن زيبا» خوب كاركرده بود. اما براي من يك افتخار بود كه درنهايت به رأي همكارانم بالاتر از همه شناخته شدم.
\ آيا موافق با فيلم هايي كه در دو دهه اخير در تشريح قتل هاي زنجيره اي باب شده، هستيد و يا آثاري كه به نوعي قاتل هاي رواني كاملاً غيرعادي و خبيث را به تصويرمي كشد؟
* چه باشم و چه نباشم، اين الآن حقيقتي است كه درجامعه ما رواج دارد و قتل هايي روي مي دهد كه در گذشته هرگز نبود و ريشه در بيماري هاي عصبي زمان دارد.
كساني كه اين قتل هاي به اصطلاح سريالي را مرتكب مي شوند، يك حقيقت اند و نمي توان انكارشان كرد وبايد ريشه يابي و اين مسائل را به كلي حل كرد.
\ پس نقش تان را در فيلم «كلكسيونر استخوان» ازهمين ديدگاه تأييدمي كنيد؟
* حتماً به ياد داريد كه من درآن فيلم روي تخت بيمارستان افتاده ام و پاهايم شكسته است و كارها به عهده يك افسر زن جوان (با بازي انجلينا جولي) افتاده است كه هرروز مي آيد و از من خط فكري مي گيرد و مي رود به دنبال قاتل رواني خبيث موردنظر. به هرحال آن هم براي خودش نقشي بود.
\ آقاي واشينگتن، بعد از اين همه خوب جا افتادن در نقش پليس ها، آيا حاضريد يك روز آدم بد قصه شويد؟
* بله، قبلاً هم چندبارشده ام. مشكلي با آن ندارم. تازه، آن پليس فاسد شهر لس آنجلس كه در «روزتمرين» مي بينيد، از هر آدم بدي بدتر است و فكر نمي كنم هرگز رل آدم منفي تري از او به من واگذارشود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |