گروه سياسي ـ ايام انتخابات، در هر نظام سياسي دموكراتيك، «بهار فعاليت هاي حزبي» لقب گرفته است. گو اينكه دامنه فعاليت احزاب، لزوماً محدود و منحصر به ايام رقابت هاي انتخاباتي نمي شود اما به اقتضاي فعاليت هاي پر التهاب انتخابات، كوره كنش هاي حزبي، شعله ورتر مي شود. با اين همه اين پرسش هنوز پابرجاست كه بنيه و بضاعت احزاب براي تشويق مردم به حضور در انتخابات چقدر است. احزاب ايراني اگر چه تاكنون درعرصه بازي هاي سياسي و انتخاباتي، منشأ تحولات و تركيبات جديد بوده اند اما به اعتبار دور بودن از موازين و مؤلفه هاي حرفه اي يك حزب، چالش هاي عمده اي پيش روي خود مي بينند كه مشاركت طلبي از مردم را بعضاً با ناكامي هايي مواجه مي كند. ميزگرد انتخاباتي «ايران» با حضور جليل سازگار نژاد ( فراكسيون مشاركت)، رضا عبداللهي (عضو هيأت رئيسه فراكسيون اقليت) و محمد مير محمدي ( از نيروهاي مستقل مجلس) به موضوع ظرفيت احزاب براي سازماندهي مردم در انتخابات مي پردازد. تأمل بر تجربه مجلس ششم و كار آمدي آن و نيز اشتياقي كه عملكرد آن، در مردم براي مشاركت انتخاباتي ممكن است بيافريند، از ديگر موضوعات اين ميزگرد است.
•••
| در فضاي انتخاباتي اين دوره، احزاب و تشكل هاي سياسي، چه آرايش جديدي به خود گرفته اند؟ و اساساً رقابت سياسي امروز جامعه، چه ويژگي هايي دارد؟
ميرمحمدي: به نظر مي رسد علاوه بر آرايش سنتي و معمول احزاب و گروههاي سياسي، هر انتخابات، نوع تازه اي از صف آرايي و جبهه گيري حزبي را به ارمغان مي آورد. يك حزب، معمولاً نسبت به احزاب ديگر داراي نسبت و موقعيتي خاص است. در آستانه هر انتخابات، اين نسبتها يك بار ديگر تعريف مي شود و اشكال نويني به خود مي گيرد. اين نسبت ها و موقعيت هاي جديد نهايتاً فضاي عمومي رقابت بين احزاب را شكل مي دهد. در آستانه انتخابات مجلس هفتم هم مي توان از يك فضاي عمومي رقابت حزبي سخن گفت.
| اين فضاي عمومي، چه ويژگي ها و مؤلفه هايي دارد؟
ميرمحمدي: آنچه به چشم مي آيد اين است كه فضاي رقابت انتخاباتي ميان احزاب، اكنون چندويژگي دارد: اول اينكه گروههاي همفكر و هم افق به سوي همگرايي پيش مي روند. يكي از گروهها، گروه معتدل ها هستند كه از تفكرات افراطي كناره گرفته اند و روز به روز به هم نزديكتر مي شوند. دوم اينكه، انجمن ها و جمعيت هاي همفكر صنفي به سوي يكديگر جذب شده اند و هم در سطح ملي هم در سطح منطقه اي و استاني، به سوي نوعي همگرايي حركت مي كنند. سوم اينكه با نوعي پيدايش رسانه هاي جديد و گسترش تكنولوژي ارتباطي تازه مواجه هستيم و چهارم، ورود و معرفي چهره هاي جديد و تعديل تندروهاي جناح ها.
| وضعيت برخي گروههاي مرجع مثل دانشجويان چگونه است؟ آيا اشتياقي در بين ايشان براي حضور فعال در عرصه رقابتهاي انتخاباتي ديده مي شود؟
ميرمحمدي: برخلاف تصور برخي افراد كه فضاي حاكم بر محافل و جريانات دانشجويي و دانشگاهي را فضاي انفعال و بي رغبتي مي دانند، به نظر من اگر فضاهاي دانشجويي را طيفي گسترده ببينيم، برآيند عمومي نظر آنان تمايل به مشاركت است و اتفاقاً ذائقه مردم ما براي پذيرش منطقي نظرات اين طيف مهيا و آماده است. آنچه به عيان مي بينيم، گرايش هاي جديدي در ميان دانشگاهيان است كه شايد هنوز نام وعنوان ويژه اي براي خود نيافته باشند اما اثرگذاري آنها بسيار زياد است. درمجموع من فضاي انتخاباتي را فضاي باشكوه و پرشوري مي بينيم.
| قرائن و شواهدي هم بر اين مسأله مي توانيد اقامه كنيد؟
ميرمحمدي: حضور فعال و مؤثر دلسوزان نظام و رايزني ها و همفكريهاي گسترده اي كه اين روزها ميان گرايش هاي مختلف سياسي ديده مي شود بهترين قرينه بر اين است كه همه گروهها به شأن و اهميت انتخابات واقف شده اند و دغدغه برگزاري پرشور انتخابات و تشكيل يك مجلس كارآمد را دارند.
| شما به عنوان دبيركل حزب تمدن اسلامي يكي از ويژگي هاي فضاي انتخاباتي امروز را همگرايي گروههاي مستقل دانستيد. حاصل اين همگرايي ها و رايزني ها به نتيجه خاصي هم رسيده است؟
ميرمحمدي: اين كار هنوز در مراحل رايزني است و به يك نتيجه مشخص مثل دست يافتن به يك بيانيه واحد نرسيده است. اين رايزني ها هم در سطوح ملي در جريان است و هم در سطوح استاني. شايد نتيجه اين رايزني ها حتي به مجلس هفتم نرسد اما به هر حال رايزني ها و همفكري هايي صورت گرفته است. ممكن است به مرحله اعلام رسمي برسد و يا نرسد. شايد حتي بدون آنكه رسماً اعلام شود، به شكل عملي در قالب برخي فهرست هاي انتخاباتي گنجانده شود. هنوز نمي توان ماحصل اين رايزني ها را دقيقاً تخمين زد. قدر مسلم اينكه اين رايزني ها با جديت در حال انجام است.
| آقاي سازگارنژاد، برخي مي گويند در ساختار سياسي جمهوري اسلامي، فرآيند تحزب، جايگاه دقيق و درستي ندارد و حتي در پاره اي موارد به تعارض با ساير اركان ساختار سياسي ما مي رسد. اين ذهنيت را چقدر موجه مي دانيد؟
سازگارنژاد: قانون اساسي ما با پديده تحزب، هيچ مشكلي نداردو احزاب، جايگاه قانوني خود را دارند. احزاب، مولود نياز جامعه اند و قانون اساسي، در اصل،۲۶ اين نياز را به رسميت شناخته است. بنابراين هم قانون اساسي بر وجود احزاب تأكيد دارد و هم نياز عمومي جامعه، مستلزم وجود و حضور فعال احزاب است. آنچه باقي مي ماند اين است كه احزاب پس از حضور در صحنه با پاره هايي از حاكميت به تعارض مي رسند. در واقع تعارض را نبايد ميان احزاب و ساختار سياسي نظام دانست بلكه اين تعارض، ميان فعاليت احزاب و ديدگاههاي برخي از اجزاي حاكميت است.
| مبناي اين تعارض چيست؟ به عملكرد احزاب برمي گردد يا اين اجزا، اساساً با پديده تحزب سرناسازگاري دارند.
سازگارنژاد: يقيناً نمي توان گفت همه اجزاي حاكميت در تاريخ سياسي نظام ما، پديده تحزب را به رسميت شناخته اند. از اول انقلاب تاكنون، تعارضي درباره احزاب، در رفتار برخي حاكمان ديده شده است. از زمان حزب جمهوري اسلامي تا همين حالا كه احزاب، تكثر بيشتري پيدا كرده اند همواره يك گرايش قوي وجود داشته است كه فعاليت حزبي را نمي توانسته است تحمل كند. بر اين اساس هنوز سؤال اصلي اين است كه آيا احزاب مي توانند به شكل مؤثر ومطلوب، در فضاي سياسي ما كار كنند يا نه؟
| حالا با اين شرايط و با اين اوصاف، تصور شما اين است كه احزاب، در انتخاباتي كه پيش روي ماست در چه سطحي شركت خواهند كرد؟
سازگارنژاد: آنچه كه كاملاً مشهود است اين واقعيت است كه همه احزاب، نسبت به انتخابات آتي، رويكرد مثبت دارند. مشروط بودن اين رويكرد يا مطلق بودنش بحث ثانوي است. احزاب همه مايل به مشاركت انتخاباتي اند. اما حضور جدي و مشاركت فعال در انتخابات مستلزم دوامر است: يكي اينكه ببينيم حاكميت در رفتار خود نسبت به احزاب و فعاليت آنها تجديدنظر مي كند يا همان روال سابق ادامه پيدا خواهد كرد.
| اگر بخواهد تجديدنظر كند مثلاً چه كارهايي بايد انجام دهد؟
سازگارنژاد: ببينيد. فرضاً جبهه مشاركت به عنوان يك حزب گسترده كه اكثريت پارلمان را دارد حتي از داشتن يك رسانه و يك روزنامه محروم است. شما فكر مي كنيد يك حزبي مثل حزب مشاركت اگر بخواهد حضور فعال داشته باشد در اين وضعيت مي تواند با تمام توان و امكانات خود در بستر موجود وارد شود؟ به هر حال فعاليت حزبي مستلزم تحقق مجموعه اي از «شرايط» است. تا وقتي اين شرايط مهيا نشود، طبيعي است كه رونق رقابتهاي حزبي با مشكل مواجه مي شود.
| بحث من اين است كه جبهه مشاركت تا حالا چندبار از شرط «بهبود شرايط» صحبت كرده است. به طورمشخص اين شرايط چه چيزهايي است؟
سازگارنژاد: اولين و مهمترين شرط، التزام به قانون اساسي در مقام رفتار با قانون اساسي است، وقتي يك حزب احساس كند حقوق قانوني اش مورد بي توجهي و يا حتي انكار قرار مي گيرد چطور مي تواند فعال باشد؟ به طور كلي شروطي كه جبهه مشاركت به آنها باور دارد شروطي كه در متن قانون گنجانده شده است. اگر حزب اكثريت راحاكميت، امين مردم و نظام نداند و محرم بودن و خودماني بودن آن را محل ترديد قرار دهد معلوم است كه رغبتي به حضور نخواهد بود. به هر حال احزاب، پيش از هر چيز بايد «احساس » كنند كه مورد اعتماد هستند. فعاليت آنها قانوني است و دوست و محرم تلقي مي شوند نه نامحرم و دشمن. تا وقتي اين حس ايجاد نشود اميدبه مشاركت، با ترديد مواجه است.
عبداللهي: فضاي انتخاباتي، امروز مقارن است با تدوين و تصويب برنامه چشم انداز بيست ساله كشور. اگر بخواهيم به اين برنامه ملتزم باشيم لازم است به اصول و مؤلفه هاي اين برنامه توجه كنيم واساساً پديده انتخابات مجلس را برحسب اين اصول تحليل و ترويج كنيم. به عبارت ديگر به دليل تصويب برنامه چشم انداز بيست ساله، اهميت دقت در انتخاب نمايندگان مجلس آينده مضاعف مي شود چرا كه طبيعتاً مجلسي توان اجرايي كردن برنامه چشم انداز را دارد كه در مسير مضمون و محتواي اين برنامه فكر كند. به اين اعتبار، انتخابات آتي مجلس بسيار مهم است.
| شما بين احزاب مختلف كشور، از حيث التزام به سند چشم انداز بيست ساله، تفاوت آشكاري مي بينيد؟
عبداللهي: به نظر من ميان احزاب قانوني كشور كه در چارچوب نظام حركت مي كنند، در اكثريت غالب موارد، همفكري و همدلي وجود دارد. به عبارت ديگر احزاب كشور در ۹۵درصد ديدگاهها با يكديگر اشتراك نظر دارند و فقط در برخي سليقه ها و راهكارها اختلاف نظر وجود دارد. از طرف ديگر به دليل جوان بودن تجربه احزاب در كشور، بعضاً شاهد مناقشات تندي بين تشكلهاي حزبي هستيم. در مجموع به نظر نمي رسد كه احزاب كشور در اصل سند چشم انداز بيست ساله مشكل داشته باشند. شايدانتقادات محدودي در بين باشد اما مخالفت اصولي وجود ندارد.
| آيا احزاب ما علي رغم جواني و بي تجربگي، توان آن را دارند كه در رقابتهاي انتخاباتي، حضور مؤثر و مطلوب داشته باشند؟
عبداللهي: احزاب در كشور ما عمر اندك و جواني دارند. احزاب بعد از انقلاب را اگر مورد توجه قراردهيد همگي از عمر و سابقه كمي برخوردارند. از حزب جمهوري اسلامي كه قديمي ترين حزب بعد از انقلاب است تا احزابي مثل مشاركت كه چند سالي بيشتر از عمر آنها نمي گذرد، همگي جزو تشكلهاي جوان سياسي هستند. به دليل همين جواني، عمق و ژرفاي تئوري و استراتژي احزاب، ناچيز است. بنابراين احزاب در مقام تشكلهايي كه بايدمردم را به انتخابات دعوت كنند به دليل آنكه برنامه مدون خاصي ندارند بعضاً گرفتار وعده ها و وعيدها مي شوند. اين امر، در نهايت، ناكارآمدي مجالس را رقم زده است. به هر حال در نفس اين مسأله كه احزاب مي توانند مردم را براي حضور در انتخابات تشويق كنند و در اين تشويق، موفق هم باشند ترديدي نيست. بحث آنجاست كه اين تشويق ها برحسب برنامه هاي حزبي باشد نه شعارها و وعده هاي احزاب.
| نظر آقاي سازگارنژاداين بود كه حاكميت نسبت به فعاليت برخي احزاب، بي اعتماد و بي التفات است. شما اين مسأله را قبول داريد؟
عبداللهي: همكار من آقاي سازگارنژاد ادعا كردند حاكميت به برخي احزاب از جمله حزب مشاركت بي اعتماد است. نشانه اين بي اعتمادي راهم، توقيف روزنامه هاي ارگان مشاركت مي دانند. در حالي كه اين حرف اصلاً منصفانه نيست. همين روزنامه ياس نو اگرچه ارگان رسمي حزب مشاركت نيست اما همه حرفهاي اين حزب را با صراحت بيان مي كند. اگر اعتماد حاكميت نبود پس وجوداين روزنامه ها دليل چيست. نكته مهم ديگر اين است كه نبايد احزاب را رودرروي حاكميت قرار داد. احزاب، جزو حاكميت هستند نه مقابل آن. حزب مشاركت كه اكثريت مجلس را دارد و در دولت، حضور جدي دارد، نمي تواند صحبت از بي اعتمادي بكند. احزاب ما به جاي گلايه و اعتراض، بايد نقاط ضعف خودرا ترميم كنند. به نظر من اگر بي اعتمادي هم وجود داشته باشد بي اعتمادي حاكميت نيست بلكه بي اعتمادي مردم به برخي احزاب است كه راه حل آن هم، كار كردن براي مردم در چارچوب قانون است. قهر كردن با مردم و يا با انتخابات، مقتضاي عملكرد يك حزب نيست.
| آيا تجربه «پارلمان حزبي » در نظام ما تجربه موفقي بوده است؟ آيا به نظر شما، وقتي احزاب ما به مجلس راه پيدا مي كنند باعث كارآمدي مجلس مي شوند يا ناكارآمدي آن؟
ميرمحمدي: اگرچه قانون اساسي جمهوري اسلامي، تحزب را پذيرفته است اما نظام سياسي و ساختار سياسي ما، ساختار حزبي ندارد. در واقع، پارلمان ما هم حزبي نيست. تجربه كار فراكسيوني، تجربه اي جديد و ابتكاري است كه به معناي ساختار سياسي دو حزبي يا چندحزبي نيست. به نظر من، ناكارآمدي احزاب به دو دليل عمده است. دليل اول، دليل فرهنگي وتاريخي است و دليل دوم، عملكردها و رفتارهاست.
احزاب در جمهوري اسلامي بايد چارچوب عمل خود را قانون اساسي نظام قرار دهند و انتظار نداشته باشند مثل ساير نظامهاي حزبي با آنها رفتار شود. از سوي ديگر، عملكرد احزاب در طول تاريخ سياسي معاصر، به طور كلي عملكردمطلوبي نبوده است البته بعد از انقلاب، حزب جمهوري اسلامي توسط ياران امام (ره) براي اجراي منويات ايشان شكل گرفت و درشكل گيري نظام، تدوين قانون اساسي و تشكيل مجالس اول و دوم، تأثير فراوان داشت و ساير احزابي هم كه به تدريج در چارچوب نظام شكل گرفتند. در شكل دادن يك الگوي بديع از فعاليت سياسي ـ حزبي كامياب بودند. اما بسياري از جريانات نيز ناموفق بوده و حتي برخي افراد كه اوايل انقلاب، كار حزبي را اساساً كار غيرشرعي و غيرضروري مي دانستند امروز دم از جامعه مدني، تكثرگرايي و... مي زنند.
| بالاخره تجربه پارلمان حزبي، تجربه مطلوب و موفقي هست يا نه؟
ميرمحمدي: دو دليل مي توان اقامه كرد براي ناكارآمدي احزاب و پارلمان حزبي. اول اينكه احزاب ما به زعم مردم غيراز ايام انتخابات به مردم بي توجه و بي اعتنا هستند. به عبارت ديگر احزاب، نيازهاي فراگير مردم را پوشش نمي دهند و لذامشكلات معيشتي و حياتي مردم، در مدار توجه احزاب قرار نمي گيرد. دوم اينكه احزاب، فاقد هرگونه مانيفست، استراتژي و برنامه هستند. به همين دليل توان نقد برنامه هاي احزاب از سوي جريانهاي رقيب وجود ندارد. فقدان برنامه احزاب، نتيجه اي جز رفتار تخريبي احزاب نسبت به يكديگر ندارد. وقتي اين آفات و مشكلات در پارلمان هم حضور مي يابند ميزان تنش آفريني و تخريب گري آنها مضاعف مي شود. وجود احزاب، قطعاً مطلوب است اما درگير شدن احزاب و تشكلها و تخريب يكديگر عين خسران براي نظام و مردم است.
| آيا يك حزب اين اجازه را دارد كه به دليل فضاي نامطلوب و نامساعد سياسي، از صحنه كناره گيري كند و مثلاً در انتخابات شركت نكند؟
ميرمحمدي: به نظر من اين يك شوخي است كه يك حزب بگويد من حزب هستم اما در انتخابات شركت نمي كنم. اصلاً فرق حزب با صنف، همين است. تبلور فعاليت يك حزب، حضور در انتخابات است. يك حزب نمي تواند بگويد چون ممكن است نتيجه انتخابات به نفع من نباشد در انتخابات شركت نخواهم كرد، حزب بودن وتحريم انتخابات، با هم ناسازگار است. قهر و آشتي طبيعي است اما نبايد به جايي برسد كه انتخابات، تحريم شود. من واقعاً معتقدم اين طور نيست كه در اين نظام، به احزاب قانوني بي مهري و بي اعتنايي مي شود ايجاد پايگاه مردمي به عملكرد خود احزاب مربوط است.
|برخي از احزاب مي گويند اين بي مهري، فقط يك خيال نيست بلكه واقعيت است و اصلاً دليل اينكه دولت اصلاحات در برخي موارد نتوانسته دقيقاً مطابق با وعده هايش حركت كند همين بي مهري ها و كارشكني هاست.
ميرمحمدي: خوب، فرافكني هم عالمي دارد. ما در كشور، مگر بيش از سه قوه داريم؟ دو قوه از سه قوه در اختيار اين دوستان است. آيا مردم قبول مي كنند كه با داشتن اين امكان، يك گرايش نتواند كار كند؟ يك مبناي قدرت، منصب است و اساساً داشتن موقعيت سياسي، منشأ قدرت است. اين قدرت، اجازه بهره برداري از منابع دارد، توان نيروسازي دارد، حق تشويق و تنبيه دارد و … با اين اوصاف مگر مي شود مردم باور كنند بعضي ناكارآمدي ها، معلول اين است كه «برخي نگذاشتند كار كنيم» نبايد انتظار داشت كه وقتي يك گرايش به قدرت رسيد، جريان رقيب، كاملاً ساكت باشد و نقد نكند.
شما وضعيت شوراهاي دوره اول را ببينيد. آيا لطمه اي كه به تجربه شوراها خورد دليلي غير از عملكرد شوراي شهر بعضي شهرها از جمله تهران داشت؟ نبايد فرافكني كرد. مردم به دليل عملكرد ضعيف شوراها در چند شهر، به گرايش قبلي رأي ندادند. چرا بايد اين واقعيت ساده را طوري تحليل كنيم كه انگار مردم با رأي ندادن به برخي جريانات با نظام قهر كردند.
سازگارنژاد: در پاسخ به فرمايشات آقاي ميرمحمدي بايد يادآور شد كه ما در كشور به صورت ظاهري سه قوه رسمي داريم كه دو قوه آن در اختيار اصلاح طلبان است اما در مقام واقعيت علاوه بر اين سه قوه رسمي دو قوه قدرتمند نيز در سايه و غيرآشكار وجود دارد كه در اختيار اصلاح طلبان نيست و اين خود در نقد و ارزيابي كارآمدي اصلاح طلبان حائزكمال اهميت است.
به نظر من در مورد نقش احزاب، ما با يك وضعيت سه وجهي مواجهيم: در درجه اول، قانون اساسي تأكيد فراوان بر فعاليت حزبي دارد. در درجه دوم، مردم جامعه هم نياز به احزاب را كاملاً حس مي كنند اما در درجه سوم، حاكميت در پاره اي مواردبا فعاليت احزاب، برخورد مناسبي ندارد. همين بخش اخير است كه باعث مي شود بعضي احزاب، احساس بي اعتمادي از سوي حاكميت داشته باشند. البته در خود نهادهاي اجماعي، به نظر من فعاليت حزبي صورت مي گيرد. متأسفانه، احزاب به جاي آنكه در فضاي شفاف بيروني حضور داشته باشد و در نهادهاي انتخابي خود را نشان دهند در نهادهاي اجماعي متبلور مي شود. اين جابه جايي، اصلاً مناسب نيست. چطورمي شود كه مردم يك حزب را معتبر و محرم بدانند و به آن رأي بدهند اما حاكميت نسبت به آن بي اعتماد باشد؟ تعارض اصلي همين جاست…
| چرا تعارض؟ خوب، بعضي از احزاب در قالب پارلمان و دولت، عمل مي كنند و بعضي ديگر از احزاب در قالب ساير دستگاهها. اين تعارض است يا رقابت؟
سازگارنژاد: صورت مسأله شما اشتباه است. طبق نص قانون اساسي نهادهاي ملي و اجماعي نمي توانند فعاليت حزبي داشته باشند. مثلاً قوه قضاييه يا صداوسيما يا مجمع تشخيص و يا … طبق قانون بايد كاملاً مستقل عمل كند و از هر نوع تمايل حزبي پرهيزكند. ساير نهادهاي اجماعي هم همين طورند. حرف من اين است كه فعاليت حزبي، مقتضاي نهادهاي انتخابي است اما در نهادهاي اجماعي، هرگونه فعاليت حزبي، عين تخلف است. من نمي خواهم خداي ناكرده اين نهادها را متهم كنم. تمام سخن من اين است كه اين نهادها وفق قانون بايد عملكردي مستقل از گرايش حزبي داشته باشند. حاكميت نبايد احزاب را رقيب خود فرض كند. احزاب، مكمل و متمم حاكميت هستند و اين نكته را بايد نظام بپذيرد. از طرف ديگر حاكميت، اصلاً مجاز نيست كه براساس عملكرد احزاب، با آنها درگير شود. داوري در مورد احزاب، اولاً و اساساً برعهده مردم است كه به آنها رأي بدهند يا ندهند.
حاكميت فقط وقتي بايداز فعاليت احزاب جلوگيري كند كه تخلف آشكار قانوني كرده باشند اما درمواقعي كه فقط اختلاف سليقه وجود دارد، داور نهايي مردمند نه حاكميت؛ و حاكميت حق ندارد به دليل اينكه عملكرد يك حزب را نمي پسندد، او را از داشتن نامزدهاي مورد نظرش محروم كند.
| با اين اوصاف، شما فكر مي كنيد كه نقش اصلي در تشويق مردم به حضور درا نتخابات را احزاب دارند يا حاكميت؟
سازگارنژاد: مشاركت ملي البته هم نياز به همكاري احزاب دارد و هم به حاكميت. اما به نظر من نكته اي كه حضور مردم را مضاعف مي كند اين است كه مردم، در فرايند يك كنش فراگير سياسي مثل انتخابات، شاهد رفتاري مطمئن و قابل پيش بيني از سوي حاكميت باشند. نمي توان انتخاب كنندگان حداكثري را با انتخاب شوندگان حداقلي جمع كرد. مشاركت گسترده انتخاب كنندگان در گرو حضور پرتعداد انتخاب شوندگان است. بايد فضا را باز كرد تا همه كساني كه شرايط قانوني را دارند وارد صحنه رقابت شوند. هر قدر تعداد انتخاب شوندگان بيشتر باشد تعداد انتخاب كنندگان بيشتر مي شود. نمي شود كلام ما به مشاركت گسترده دعوت كند اما رفتار ما عملاً به كاهش مشاركت ناظر باشد.
ميرمحمدي: من همچنان تأكيد مي كنم كه يكي از عوامل مشاركت مردم و تشكلها اين است كه احزاب، برنامه هاي خود را خيلي شفاف و دقيق عرضه كنند. اين خيلي طبيعي است كه سرگرداني مردم، به خاطر اين است كه از احزاب، چيزي نمي بينند و نمي شنوند جز جنجال ها و هياهوهاي سياسي. به جاي اين جنجال ها احزاب بايد برنامه بدهند و براي مردم كار كنند و مردم هم كار احزاب را ببينند.
| آقاي ميرمحمدي، آسيب هايي كه مشاركت انتخاباتي مردم را تهديد مي كند چه چيزهايي است؟
ميرمحمدي: چند چيز، مشاركت گسترده مردم را در انتخابات تهديد مي كند. اول، ايجاد تنش هاي سياسي و جناحي در جامعه، به خصوص در ميان عناصر مؤثر قوا و نخبگان. اين امر موجب يأس و بدبيني مردم مي شود. دوم، عملكرد نامطلوب و نامناسب احزاب. ببينيد نفس حضور احزاب، مشاركت نمي آورد، عملكرد مطلوب احزاب است كه باعث پرشور شدن فضاي انتخابات مي شود. از جمله فعاليتهاي نامطلوب وعده هاي غيرقابل حصول و بالا بردن انتظارات مردم بيش از توان دولت و نظام و تخريب تلاشهاي مثبت پيشينيان است.
در انتخابات شوراها همه احزاب وجود داشتند اما مردم در برخي شهرهاي بزرگ به انتخابات اقبال لازم را نشان ندادند. دليل آن هم، همانطور كه گفتم. بي برنامه بودن احزاب بود نه غايب بودن احزاب. سوم، ارزيابي غيرواقعي عملكرد دولت و مجلس، سياه نمايي و ترديد در كارآمدي نظام.
اين ارزيابي غيرواقعي و سياه، آرام آرام مردم را نسبت به كل نظام، بدبين مي كند وانگيزه مشاركت را از ايشان مي گيرد. شعارها و برنامه هاي ساختارشكن كه مغاير ارزشها و باورهاي مردم باشد، قطعاً به كاهش مشاركت منجر مي شود. وقتي اصيل ترين وناب ترين ارزشهاي مردم را مورد تهاجم قرار داديد نبايد انتظار داشته باشيد كه بازهم براي نظام به ميدان انتخابات بيايند. چهارم، فضاسازي مسموم رسانه اي تحت تأثير رسانه هاي خصمانه بيگانگان . پنجم، تبليغات پرزرق وبرق . قطعاً اين مسأله براي مردم اين توهم را پيش مي آورد كه اين افراد، هزينه هاي شان را از كجا تأمين مي كنند، حتي ممكن است فكر كنندنامزدها، به بنگاه هاي مافيايي اقتصادي مرتبطند و از سرمايه داران كمك گرفته اند. اين تبليغات پرهزينه، از سوي ديگر فرهيختگان و شايستگان را كه نوعاً با مشكل مالي مواجهند از داوطلبي دلسرد مي كند. نكته آخر، دخالت نيروهاي جناحي در فرايند برگزاري انتخابات هم در سطح اجرا وهم در سطح نظارت است كه قطعاً سلامت انتخابات را مخدوش مي كند ومردم را به ترديد مي اندازد.
عبداللهي : من لازم مي دانم به برخي از نكاتي كه آقاي سازگارنژاد گفتند بپردازم. به نظر من حتي اگر به زعم آقاي سازگارنژاد بپذيريم نهادهايي مثل قوه قضاييه، شوراي نگهبان، صداوسيما و… آنچه مطلوب حزب اكثريت بوده را انجام نداده است وعدم تحقق شعارها را به پاي اين نهادها بگذاريم، بازهم اين سؤال پيش مي آيد كه در حوزه هايي كه اين ممانعت ها وجود نداشته چه كار توانسته ايم بكنيم. بي اعتمادي مردم، به خاطر شعارهايي كه داديم ونتوانستيم عمل كنيم نيست بلكه به خاطر كارهايي است كه مي توانستيم انجام دهيم ولي انجام نداديم. همه بايد بپذيريم درچارچوب نظم وقانون عمل كنيم. اين است كه اعتماد و اشتياق مردم را باعث مي شود…
| بحث اين است كه اين آفت، به خاطر حزبي بودن پارلمان و دولت است يا به خاطر غيرحزبي بودن آن؟
عبداللهي : اصلاً ربطي به حزب ندارد. اين جزو فرهنگ ما شده است كه از قانون ونظم فرار كنيم . تا وقتي اين فرهنگ وجود نداشته باشد هرقدر حزب هم زياد باشد وضعيت درست نمي شود. همه حرف من اين است كه تا وقتي همه ما به قانون، نظام واصول تن ندهيم، وضعيت همين طور خواهد ماند. پاي كساني مثل صداوسيما و شوراي نگهبان را به وسط كشيدن، مشكل ما را حل نمي كند. وقتي مشكل اصلي را كشف نكنيم مجبوريم به مسائلي مثل نهادهاي اجماعي يا انتصابي بپردازيم كه به نظر من هيچ مشكلي از مشكلات ما را حل نمي كنند.
| معمولاً در مقام بررسي مجلس ششم ، مي گويند اين مجلس اولاًحزبي بودوثانياً افراطي. ونتيجه مي گيرند كه به اين دو دليل ، مجلس ناكارآمد بود. نظر شما به عنوان عضو فراكسيون اقليت دراين زمينه چيست؟
عبداللهي : من نه آن دو مقدمه را قبول دارم ونه آن نتيجه را. من درچهار دوره مجلس حضور داشته ام . معدل مجلس ششم منهاي چندنطق تندوچندطرح، از هيچ كدام از مجالس قبل، پايين تر نبوده است . مجلس ششم عملكردي قابل دفاع و افتخارآميز دارد . در كارآمدي مجلس ششم هيچ ترديدي ندارم…
| وجود افراطي ها را چطور؟ تصديق مي كنيد؟
عبداللهي : ببينيد، كاركرد مجلس به دو چيز است : مصوباتي كه داشته و نظارت هايي كه اعمال كرده است . افراط را بايد دراين دو حوزه جست وجو كرد.
كدام طرح مجلس مصداق افراط است ويا كدام نظارت، افراطي بوده است ؟
| مثلاً مي گويند بعضي سؤالها يااستيضاح ها از سوي افراطي ها مطرح شده است و يا…
عبداللهي : گفتم كه كاركرد مجلس را درتصويب قانون ونظارتها بايد جست وجو كرد. دراين دوحوزه هم هيچ افراطي در مجلس ششم صورت نگرفته است . اين به معناي آن نيست كه مجلس ششم هيچ ايرادي ندارد. بحث من اين است كه هرقدر ايراد هم داشته باشد لااقل افراطي نبوده است . مجلس ششم قطعاً يكي از مجالس خوب وموفق نظام بوده است . با افراطي خواندن مجلس ششم هيچ بهره اي نصيب مردم نخواهد شد به جز دلسردي از نظام و بي رغبتي به انتخابات. مخالفان مجلس ششم ، بايد تحمل خود را افزايش دهند.
سازگارنژاد: من هم ضمن تشكر از انصاف مهندس عبداللهي ، برشجاعت وموفقيت چشمگير مجلس ششم در دو مقام تقنين ونظارت تأكيد مي كنم. اين مجلس از بهترين مجالس سالهاي پس از انقلاب است كه در همه حوزه ها پرونده اي درخشان دارد. اتهام افراط در مجلس يا افراطي ها درمجلس يك اتهام واهي و عبث است . مي خواهند با افراطي خواندن مجلس ششم، راه را بر توجيه رد صلاحيت ها بازكنند ومردم را از پاي صندوقها دور كنند. من به جرأت مي گويم اگر قرار است دنبال افراطي ها بگرديد قطعاً بيرون از مجلس بايد جست وجو كنيد.
ميرمحمدي: گرچه مجلس ششم در تصويب برخي قوانين پايه نسبتاً موفق بوده است ولي در استفاده از فرصتها و پتانسيل بالاي آن، به علت تشنجات سياسي داخلي مجلس، براي حل معضلات نظام و مشكلات دولت ومردم توفيق كمتري داشته است.
|بااين اوصاف، شما فكر مي كنيد چطور مي شود مردم را به حضور ومشاركت بيشتر دعوت كرد؟
سازگارنژاد: حاكميت بايد به گونه اي رفتار كند كه رفتارهاي آينده اش براي مردم، پيش بيني پذير باشد. كرامت نظام ما به اين است كه طوري رفتار كند تا مردم نسبت به رفتار آينده حاكميت،امنيت خاطر و اطمينان حاصل كنند. فقط نبايد به مردم گفت كه تكليف ديني شما حضور در انتخابات است . قبل ازاين مسأله بايد به آنها اطمينان داد كه رأي آنها تعيين كننده و اثربخش است. متأسفانه پايگاههاي اصلي اجتماعي مثل دانشگاهها، احزاب، اصناف، نخبگان و… در كمترين وضعيت نشاط انتخاباتي قرار دارند. حاكميت بايد به اين پايگاهها، امنيت خاطر ببخشد و زمينه را براي اثرگذاري اينها برمردم افزايش دهد. نبودن تحرك در گروههاي مرجع، بزرگترين خطر سياسي است.
| پيش بيني شما از حضور مردم چيست؟
سازگارنژاد: چون من فكر مي كنم هنوز زمينه هاي مشاركت حداكثري فراهم نشده است در شهرهاي بزرگ وسياسي ، احتمال مشاركت گسترده كم است اما در شهرهاي كوچك، مطلوب خواهد بود.
عبداللهي: تصور من اين است كه ميزان حضور مردم حدوداً ۶۰درصد خواهد بود كه ميزان قابل قبولي است . تعلق مردم ما به نظام، بازهم ايشان را پاي صندوق خواهد كشيد.
ميرمحمدي: ميانگين حضور مردم در شش انتخابات گذشته ۶۲درصد بوده كه پيش بيني اينجانب در كل كشور حداقل اين مقدار است البته در تهران و برخي شهرهاي بزرگ به فضاي حاكم در ايام انتخابات بستگي دارد.
| تركيب وبافت مجلس آينده چطور خواهد بود؟
عبداللهي : به نظر من، مردم هرقدر كه جلوتر مي روند تجربه بيشتري پيدا مي كنند و كوپن تعيين سرنوشت خود را بهتر خرج مي كنند. فكر مي كنم تركيب مجلس آينده، تركيب بهتري خواهد داشت. در شهرهاي بزرگ مردم به افراد يا ليست هايي رأي مي دهند توان عملياتي كردن شعارهاي خود را داشته باشند…
| تركيب فعلي حفظ خواهد شد يانه؟
عبداللهي : فكر نمي كنم حفظ شود.
| دگرگون مي شود يا فقط تغيير جزيي مي كند؟
عبداللهي : نوعي تعادل پيش مي آيد . چيزي بين مجلس سوم و چهارم.
سازگارنژاد: من فكر مي كنم اگر درشهرهاي بزرگ، مردم حدود ۴۰درصد شركت كنند تركيب فعلي حفظ خواهد شد.
| با همين وزن يا وزن اكثريت كمتر مي شود؟
سازگارنژاد: اگر آن ۴۰درصد بيايند وزن فعلي هم حفظ خواهد شد.
| آيا پديده نوظهوري در انتخابات، پيدا خواهد شد؟
سازگارنژاد: پديده مجلس آينده، ظهور اقليت هاي جديد است كه در ذيل دو جناح اصلي نمي گنجند.
| ماهيت اصلي آنها چيست؟
سازگار نژاد: اساساً اين اقليت هاي نوپديد، خيلي سياسي نيستند.
| به هرحال ، اين اقليت ، چه كساني اند؟ خوبند؟! بدند؟! چطوري هستند؟
سازگارنژاد: فعلاً مجهول هستند اما اگر مشاركت در شهرهاي كلان، كم باشد قطعاً ظهور جدي خواهند داشت. تمايل سياسي ايشان، ضعيف است ومحصول شرايط اجتماعي ويژه هستند كه برحسب نگاه جامعه شناختي ، عملكرد وظهور ايشان قابل پيش بيني نيست.
| از همه بزرگواران سپاسگزاريم.