|
|
|
|
|
جوانان و اعتياد به عادت ها
|
|
|
|
|
كريسمس مبارك
با فرا رسيدن روزهاي پاياني سال ۲۰۰۳ ميلادي، روزهاي جشن كريسمس و آغاز سال نو نزديك مي شوند و مسيحيان جهان خودشان را براي اين دو جشن بزرگ آماده مي كنند. كريسمس سالروز تولد حضرت عيسي مسيح(ع) است كه در سراسر جهان جشن گرفته مي شود. اما پيشينه اين جشن مربوط به حدود ۴۰۰۰ سال پيش است. قبل از ظهور حضرت عيسي(ع) آغاز زمستان در گوشه و كنار جهان مانند ايتاليا، فرانسه، تبت، پاكستان، اتيوپي، انگلستان و بسياري كشورهاي ديگر جشن گرفته مي شود. اما هيچ كدام از اين جشن ها جشن هاي مذهبي نبودند. در سال هاي اول آمدن مسيحيت، عيد مهم مسيحيان عيد پاك به شمار مي رفت و تولد حضرت عيسي(ع) جشن گرفته نمي شد. در قرن چهارم ميلادي ( سال ۳۳۷ پس از ميلاد مسيح) مقامات كليسا تصميم گرفتند روز تولد حضرت عيسي را نيز به عنوان يكي از اعياد مسيحيت جشن بگيرند. با توجه به روايات مختلفي كه در اين زمينه وجود داشت، پاپ ژوليوس اول، روز بيست و پنجم دسامبر ( چهارم آذر) را به اين مناسبت اعلام كرد. اگر چه اين جشن هر ساله برگزار مي شد، اما مسيحيت و به خصوص جشن تولد پيامبر مسيحيت، از سال هاي قرون وسطي تقريباً در سراسر دنيا پذيرفته شده و جشن گرفته مي شود. البته آداب و رسوم و نحوه برگزاري اين جشن در كشورهاي مختلف متفاوت است. اما درخت كاج كريسمس را همه مردم دنيا مي شناسند. پيش از اعلام كريسمس به عنوان جشن مسيحيان، استفاده از درخت كاج و البته ديگر درخت هاي هميشه سبز در جشن هايي كه پيش از آن وجود داشت سمبل جاودانگي و عاملي براي دفع ناراحتي ها و ارواح خبيث به شمار مي رفته است. اما استفاده از اين درختان در ساليان اوليه برگزاري جشن هاي كريسمس ممنوع بود و مسيحيان فقط مي توانستند با حضور در كليسا اين روز را جشن بگيرند. در اواسط قرن نوزدهم طرحي از خانواده سلطنتي انگلستان، ملكه ويكتوريا به همراه ديگر اعضاي خانواده، در يكي از روزنامه هاي لندن به چاپ رسيد كه آنها را دور يك درخت كاج نشان مي داد. بدين ترتيب قانون منع استفاده از درختان كاج لغو شد و درخت كاج دوباره جايگاه خاص خود را در اين جشن پيدا كرد. تزئينات درخت كريسمس نيز در اواخر قرن نوزدهم آغاز شد. اولين وسايل تزئيني براي درخت كريسمس در آلمان ساخته شد و از آن پس در سراسر دنيا گسترش يافت. ريسه چراغ هاي رنگي درخت كريسمس نيز توسط توماس اديسون در سال ۱۸۸۲ ساخته شد. در حال حاضر كريسمس به همراه عيد پاك بزرگترين اعياد مذهبي مسيحيان به شمار مي روند. كريسمس مبارك...! و اما وقايع خواندني ديگري كه در اين هفته اتفاق افتاده اند، از اين قرارند: * ۲۱ دسامبر :۱۸۹۸ پيرو ماري كوري راديوم را كشف كردند. * ۲۱ دسامبر :۱۹۱۳ اولين جدول كلمات متقاطع به چاپ رسيد. * ۲۱ دسامبر ۱۹۳۷ : اولين فيلم كارتوني بلند، سفيد برفي، به نمايش درآمد. * ۲۳ دسامبر :۱۸۶۷ براي اولين بار ثروت يك زن از مرز ميليون دلار گذشت! * ۲۴ دسامبر :۱۹۹۱ گورباچف از سمت رئيس جمهوري شوروي استعفا داد. * ۲۶ دسامبر :۱۹۷۸ ايندراگاندي رئيس جمهور پيشين هند از زندان آزاد شد.
|
|
|
|
|
جوانان و اعتياد به عادت ها
زمان را متوقف كن دوست عزيز
|
|
|
عليرضا سپهسالاري
نقل است كه در شهري تمام ساكنان آن مبتلا به لرزش دست بودند. اهالي آن شهر مسافري را كه از آن ديار نبود و تصادفاً راهش به آن سمت كج شده بود و مثل ساير آدم هاي عادي دستش نمي لرزيد، به عنوان يك فرد سالم قبول نمي كردند و همه به چشم يك بيمار به او نگاه مي كردند. گاهي اوقات آنقدر بعضي چيزها همه گير مي شود كه اگر كسي به آن دچار نباشد مايه تعجب است. روزمرگي هم يكي از اين دردهاست كه لااقل اگر تا امروز به آن دچار نشده اي نمي تواني باقي افراد را زير سؤال ببري. حالا تو بيشتر اسباب تعجب آنهايي هستي كه صبح تا شب چشم به صفحه مانيتور مي دوزند و در حين وب گردي ها يا چت كردن هايشان اصلاً متوجه حركت نرم و آرام اما سريع زمان نمي شوند يا آنهايي كه عادت كرده اند هر روز بعد از اتمام كار روزانه شان وقتشان را با بالا، پايين كردن خيابان ها يا ايستادن بر سر گذرها بگذرانند. عادت هايي كه برخلاف ظاهر متفاوتش از شمالي ترين تا جنوبي ترين نقطه شهر تنها يك كاركرد دارد و آن تبديل شدن به افيوني است كه نقش زمان را براي مدتي كوتاه يا بلند از زندگي حذف مي كند. همين چند وقت پيش در يكي از نشريات مصاحبه اي چاپ شده بود با پسري كه روزي ۱۳ تا ۱۴ ساعت چشم هايش را مي دوخت به صفحه كامپيوتر و جز چت كردن سراغ هيچ كار ديگري نمي رفت. يك دستگاه كامپيوتر، يك خط تلفن و شناسه هاي عبوري كه به دست آوردن آن با كمي فضولي توي دستگاه ساير كساني كه وارد اين فضا مي شوند، چندان دشوار نيست. او حتي براي صرف غذا هم زحمت بلند شدن از جلوي دستگاه را به خود نمي داد. البته اين حالت كمي اغراق شده آن چيزي است كه امروز بيشتر شاهد آن هستيم. مهرناز بعد از مدرسه اولين كاري كه مي كند، نشستن پاي كامپيوتر است و تا صداي داد و فريادهاي مادرش را نشنود حاضر نيست به هيچ قيمتي خودش را از پاي دستگاه كنار بكشد. اما براي آنهايي كه ازمحبوس شدن در كنج اتاقي خسته مي شوند راه هاي بهتري هم وجود دارد. يك شب سرد آخر پاييز با سوزي كه مي آيد كه اگر كار مهمي نداشته باشي خارج شدن از خانه اصلاً عاقلانه نيست. اما حكايت در اين مركز خريد غرب تهران چيز ديگريست. مثل اين كه اين جا كسي به گرمي و سردي هوا كاري ندارد. مركز خريد پر است از جمعيت در حال حركت. اما به نسبت شلوغي خارج از مغازه ها كمتر كسي را مشغول بررسي اجناس يا خريد مي بيني. باز هم يك نوع عادت ديگر كه وادارت مي كند چند ساعت پايان روز را اين جا بگذراني. ميلاد بچه شهرك است و سال آخر دبيرستان. دوست هايش را هر روز توي اين مركز خريد مي بيند. قرار خاصي ندارند. هركدام جدا، جدا مي آيند اين جا و هنگام چرخ زدن هايشان همديگر را پيدا مي كنند و دست بر قضا اين اتفاق هر شب مي افتد. اما هميشه اين عادت ها با چيزي كه به آن وقت گذراني صرف مي گويند مترادف نيست. خيلي وقت ها ما بي آن كه خودمان متوجه شويم چنان در كاري حل مي شويم كه ديگر بقيه امور برايمان بي اهميت مي شود. كنكور و درس خواندن براي آن در اين زمينه ديگر از آن مثال هاي دست خورده است. صبح هايي كه بدون جلب هيچگونه توجهي شب مي شوند و اخباري كه حتي در مهمترين حالتشان هيچ تغييري در شكل صورت افراد ايجاد نمي كنند. وقتي فروريختن برج هاي دوقلو يا همان حادثه معروف يازده سپتامبر هيچ واكنشي براي آنهايي كه مي خواهند در كنكور قبول شوند، ايجاد نمي كند، ديگر بايد از خير اتفاقات معمولي و پيش پا افتاده اي مثل داربي هاي بزرگ فوتبال در جهان به راحتي گذشت. اما اين تمام داستان نيست، آيا كساني كه اين مرحله را پشت سر گذاشته اند هم مي توانند بگويند يكسراز شر عادت هايشان خلاص شده اند؟ بهتر است از كمي بالاتر به اين قضيه نگاه كنيم: هركدام از ما چقدر مي تواند ادعا كند تمام آنچه كه در طول يك روز انجام مي دهد خارج از كليشه هايي است كه به او تحميل مي شود و او با ميل باطني يا به ناچار آنها را مي پذيرد. درس خواندن، كاركردن، ورزش، مطالعه و حتي تفريح هركدام از كارهايي كه مي توانند ساعت هاي ما را مال خود كنند، چقدر انتخاب آنها حالت آگاهانه دارد و چه ميزان فقط به عادت هايي برمي گردد كه ياد گرفته ايم براي گذراندن وقتمان به آنها پناه ببريم. اين مطلب كه متغيرهاي رفتاري هر شخص از شرايط پيرامونش تأثير مي پذيرد، به كنار، اما اين كه در دايره محدود اختياراتمان ما چقدر دست به انتخاب مي زنيم و كليشه هاي زندگي خودمان را زيرپا مي گذاريم حرف ديگريست. شيرين در دانشگاه تهران درس مي خواند. پنج روز در هفته كلاس دارد. جداي از درس هاي دانشگاه زبان هم مي خواند. تفريح او گردش با دوست ها و سينما رفتن است. اهل ورزش نيست و با سياست هم خيلي سازگاري ندارد. ميانه اش با هنر و موسيقي بد نيست. چند لحظه كات. تا اينجا همه چيز خيلي طبيعي است. يك انسان با مجموعه اي از خصوصيت ها. اما مشكل از جايي شروع مي شود كه تمام اين خصايل را درون دايره اي به نام«دنياي من» جمع مي كنيم و چنان با آن سرگرم و مشغول مي شويم كه فراموش مي كنيم بعد از گذشت مدتي همانطور كه اين «من» تغيير مي كند دنياي آن هم احتياج به تغيير دارد و گزينه هايي را كه روزي با شور و حرارت انتخاب كرده بوديم حالا در سايه اين فراموشي با سردي هرچه تمام تر به عنوان جزئي از زندگي فقط تحمل مي كنيم. حالا ادامه داستان. اين ويژگي ها مربوط به چند سال قبل شيرين مي شود يعني تازه زماني كه در سال اول مشغول به تحصيل بود اما حالا آن طور كه خودش تعريف مي كند باز هم به همان شكل قبلي روزهايش را سپري مي كند. دانشگاه، كلاس، سينما، موسيقي.... گزينه هاي او تنها يك تغيير داشته. شور و اشتياق انتخاب آن حالا جايش را به عاداتي داده كه براي پركردن روزش بايد تكرار شوند. بارها و بارها در سايه روزمرگي، زمان حضور ما را ناديده گرفته است. بهتر است هرازگاهي ما هم حضور زمان را ناديده بگيريم و به كليشه هايي فكر كنيم كه حالا بدون هيچگونه روحي تنها و تنها به عنوان يك عادت تكرار مي شوند.
|
|
|
|
|
|
اسم تو هر اسمي كه هست
|
|
|
|
|
فرزاد Farzad
روش هاي خاص فرزاد در برقراري ارتباط با ديگران معروف هستند. برخوردهاي سياستمدارانه فرزاد باعث مي شود هميشه در ميان جمع محبوبيت داشته باشد. با حضور او مي توانيد مطمئن باشيد حوصله هيچ كس در جمع سر نخواهد رفت. بدين ترتيب او يكي از اولين كساني است كه هميشه براي حضور در جمع و مهماني ها دعوت مي شود و به ندرت ممكن است فرزاد اين دعوت ها را رد كند. او هميشه از بودن در جمع استقبال مي كند و از آشنا شدن با افراد جديد لذت مي برد.
البته محبوبيت فرزاد دليل ديگري هم دارد. او اغلب سعي مي كند خودش را به جاي طرف مقابلش بگذارد. به همين جهت خوب مي تواند ديگران را در شرايط و موقعيت هاي مختلف درك كند و متناسب با وضعيت موجود عكس العمل نشان دهد. به علاوه فرزاد از درگير شدن در مسائلي كه به نوعي ممكن است منجر به آزردگي و جريحه دار شدن احساسات ديگران شود به شدت پرهيز مي كند. به همين دليل هم هست كه اغلب به نظر ديگران محتاط و ملاحظه كار مي آيد.
طبيعي است فردي با مجموع ويژگي هايي كه گفتيم دوستان زيادي در اطرافش داشته باشد. فرزاد به راحتي با ديگران روابط دوستانه برقرار مي كند و در همان برخورد اول آنقدر صميمي و يك رنگ ظاهر مي شود كه به راحتي غريبه ها را هم جلب مي كند. اما فرزاد به همان راحتي كه دوست پيدا مي كند درگير مسائل دوستانش نيز مي شود. براي او دوستانش يكي از مهم ترين بخش هاي زندگي اش محسوب مي شوند و حاضر است براي كمك به آنها هر كاري از دستش بر مي آيد انجام دهد. اما فرزاد بايد به يك نكته توجه كند. اهميت دادن به دوستان مي تواند در زندگي برايش دردسر درست كند. او گاهي بيش از اندازه درگير مسائل دوستانش مي شود و همچنين به راحتي ممكن است تحت تأثير افكار و نظرات دوستانش قرار بگيرد. به همين جهت بايد در انتخاب دوستانش كاملاً دقت كند. چون در غير اين صورت ممكن است مورد سوء استفاده آنها قرار بگيرد.
فرزاد به همان اندازه كه از كار كردن در شرايط دشوار و تحت فشار فيزيكي بيزار است، شغل هايي را كه متضمن فشارهاي رواني و تصميم گيري هاي آني و مهم باشند نيز دوست ندارد. براي او داشتن پست مديريت يك سازمان يا شركت به هيچ عنوان شغل لذت بخشي نيست و او خود كاملاً از اين موضوع آگاه است. به علاوه برنامه ريزي منظم و كاركردن بر اساس اصول از پيش تعيين شده نيز برايش بسيار مشكل است. مثلاً فرزاد به ندرت براي مخارجش برنامه ريزي مشخصي دارد و به همين دليل از اواسط ماه به فكر قرض كردن از دوستان و آشنايان مي افتد...
و اما نكته آخر: اگر مي بينيد فرزاد در شروع كاري تعلل مي كند و امروز را به فردا مي اندازد، بدانيد كه وقت مناسب براي تشويق هاي شما فرا رسيده است. تنها تشويق اطرافيان مي تواند به فرزاد انرژي و اعتماد به نفس لازم براي عملي كردن نظرات و ايده هايش رابدهد.
|
|
|
|
|
|