دوشنبه ۱ دي ۱۳۸۲ - ۲۷ شوال ۱۴۲۴
Mon, Dec 22, 2003
حوادث
شماره ۲۶۷۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
جويندگان عاطفه
درجريان تعقيب و گريز كارآگاهان اداره ويژه عمليات صورت گرفت
پس از گذشت ۲۰ ماه فاش شد
تحقيقات كارآگاهان آگاهي كرمانشاه فاش خواهد كرد
ماجراي سرقت ۳ ميليون توماني ميهمانان ناخوانده
گروه حوادث: دو مرد پس از بي هوش كردن اعضاي يك خانواده سر ميز شام، ۳ ميليون تومان پول نقد موجود در آنجا را به سرقت بردند. اين حادثه هنگامي رخ داد كه اين دو متهم به بهانه عيادت از يك بيمار به خانه او رفته و موقع خوردن شام، با ريختن داروهاي بي هوشي صاحبخانه و اعضاي خانواده اش را بي هوش كردند. به گزارش خبرنگار ما، دزدان كه متوجه شده بودند تنها دختر خانواده بي هوش نشده است، پس از بستن دست و پاي او، پولها را به سرقت برده اند.
جويندگان عاطفه
خواهرم كجايي؟
148512.jpg
مادرم «سكينه پناه بر خدا» سالها پيش با مردي به نام يعقوب ابراهيمي ازدواج كرد و دختري به نام ثريا به دنيا آورد. اين طور كه در شناسنامه مادرم ثبت شده خواهرم در ۵ مهر سال ۱۳۳۵ به دنيا آمده است. بعدها مادرم در حالي كه ثريا دو سال بيشتر نداشت از يعقوب جدا شده است و دادگاه سرپرستي ثريا را به پدرش يعقوب مي دهد و او دخترش را به پرورشگاه مي سپارد. مدتي بعد اينطور كه مادر مي گويد يعقوب فوت مي كند و از آن به بعد مادر به دنبال ثريا مي گردد.
مادرم حالا باوجود ازدواج با مردي ديگر و داشتن ۵ پسر و يك دختر درست مدتي بعد از آنكه يعقوب، ثريا را به پرورشگاه مي سپارد. جست و جويش را براي يافتن او آغاز مي كند و اين جست وجوي ۴۵ ساله هنوز كه هنوز است ادامه دارد. حالا مادرم با وجود ۷۰ سال سن چشم به در دوخته است شايد كسي از ثريا خبري براي او بياورد.
\\\
كساني كه خبري از ثريا دارند با تلفن ۸۷۶۱۶۲۱ بخش جويندگان عاطفه روزنامه ايران تماس حاصل كنند.
هلاكت دو شرور مسلح باند «شه بخش»
گروه حوادث: مأموران نيروي انتظامي باشناسايي مسير حركت كاروان قاچاق موادمخدر در استان كرمان، اشرار مسلح را به محاصره درآوردند. به گزارش مركز اطلاع رساني ناجا، مأموران قرارگاه عملياتي ابوذر با ورود اشرار مسلح باند «بهزاد شربخش» از طريق ارتفاعات به خاك ايران به رديابي اين قاچاقچيان پرداختند و با ورود كاروان به شهر گلبافت به كمين آنان نشستند.
مأموران در درگيري مسلحانه براي پاكسازي اشرار مسلح، اين باند را به محاصره درآورند كه دو تن شرور را هدف گلوله قرار دادند و با فرار ديگر اشرار موفق به كشف سلاح و مهمات شدند.
دستگيري مأمور قلابي مخابرات در تهران
گروه حوادث: يك مرد كه با مراجعه به در خانه ها خود را مأمور مخابرات معرفي و اقدام به اخاذي مي كرد توسط پليس شناسايي و دستگير شد. به گزارش مركز اطلاع رساني ناجا، ساعت ۱۷ و ۱۵ دقيقه روز ۲۶ آبان ماه سال جاري مأموران پليس پس از دريافت گزارشاتي مبني بر تردد يك مأمور شركت مخابرات در خيابان گلبرگ و اقدامات مرموز وي، اين مرد را شناسايي و دستگير كردند. در تحقيق از مأمور قلابي مخابرات مشخص شد كه اين مرد از ساكنان خانه ها ۵۰ هزار ريال براي ثبت نام فيش تلفن اخاذي مي كرد و تا كنون از ۲۰۰ خانه اخاذي كرده است.
درجريان تعقيب و گريز كارآگاهان اداره ويژه عمليات صورت گرفت
دستگيري زنداني فراري مسلح
148515.jpg
گروه حوادث: يك زنداني خطرناك كه پس از خلع سلاح مأمورمحافظش، با شليك دوگلوله او را مجروح كرده و گريخته بود، درجريان عمليات كارآگاهان اداره ويژه عمليات آگاهي تهران رديابي و بازداشت شد.
اين متهم جوان مدتي قبل پس از چندمرحله بازداشت وفرار ازدست مأموران توسط كارآگاهان پليس آگاهي بازداشت شده بود.
وي پس از بازجويي هاي قضايي در دادگاه جنايي تهران تا انجام تحقيقات تكميلي با قرار بازداشت موقت به زندان اوين انتقال داده شده بود.
حادثه فرار اين زنداني سابقه دار هنگامي رخ داد كه به دنبال مطرح شدن يك شكايت عليه او در دادگستري شهرستان دماوند قرارشد او توسط مأموران زندان اوين به اين دادگستري انتقال داده شود. اين متهم كه هيكل تنومندي دارد و داراي چهره سفيد باموهاي صاف است، قبل از آخرين فرارش، پس از ۱۶ماه فرار ازدست پليس، در غرب تهران رديابي و بازداشت شده بود.
به گزارش خبرنگار ما، اين متهم خطرناك شهريورماه سال ۸۰ دراقدامي تبهكارانه با تهديد اسلحه يك خودرو پژو را كه اعضاي يك خانواده سرنشينان آن بودند به سرقت برد. وي در جريان اين اقدام ، سرنشينان خودرو را به گروگان گرفت وپس از خارج شدن از محدوده شهري ، آنان را در بيابانهاي اطراف تهران پياده كرد و خودرو را به سرقت برده بود. براساس اطلاعات موجود در بايگاني پليس اين زنداني خطرناك در اقدامات خلافكارانه اش از مدارك شناسايي جعلي استفاده مي كرد واغلب اوقات خود رامهندس ، دكتر و … معرفي مي كرد.
فرار مسلحانه اين متهم روز ۲۶ فروردين ماه سال جاري در حالي صورت گرفته بود كه او به اتهام ۱۵ فقره سرقت خودرو، جعل ، كلاهبرداري و صدور چك هاي بلامحل تحت تعقيب قرار گرفته و بازداشت شده بود. به هنگام فرار اين مرد خطرناك دستبندوپابند داشت وسوار برپيكان به همراه محافظ زندان به طرف دادگستري دماوند درحركت بود. اين متهم جوان در بين راه پس از جلب اعتماد مأمور محافظ خود او را فريب داده وپس از مجروح كردن وي با خودروپيكان گريخته بود.
به دستور قاضي همت يار ـ رئيس شعبه ۱۱۵۸ دادگاه جنايي تهران ، عكس متهم فراري ۲۸ فروردين ماه در صفحه حوادث روزنامه ايران به چاپ رسيد و همزمان اكيپي از كارآگاهان اداره ويژه عمليات پليس آگاهي تهران تجسس هاي گسترده اي را براي رديابي اين متهم آغاز كردند.
مدتي پس از آغاز اقدامات پليس، آنان ردپاي اين متهم خطرناك مسلح را در كرج و جاده چالوس به دست آوردند ولي هربار قبل از حضور پليس او مخفيگاه خود را تغيير مي داد.
درحالي كه تعقيب وگريز سايه به سايه پليس واين متهم خطرناك ادامه داشت سرانجام كارآگاهان مخفيگاه او را در حوالي بزرگراه نواب در غرب تهران رديابي و پس از به محاصره درآوردن منطقه او را دستگير كردند. پليس در جريان بازرسي از مخفيگاه اين متهم يك قبضه اسلحه كمري را به دست آورد. از آنجايي كه احتمال داده مي شود اين زنداني خطرناك در اقدامات مسلحانه زيادي در مدت فرارش دست داشته باشد، به دستور قاضي دادگاه بازجويي هاي دقيق وپليسي از او در دستور كار مأموران قرار گرفته است.
بخاطر پسرم!
گروه حوادث: زني با وجود عشق وعلاقه فراوان به همسر دومش، در دادگاه خانواده حاضر شد و تصميم به جدايي از شوهرش گرفت. اين زن علت اين تصميم را عشق و علاقه به فرزندش اعلام كرد. اين زن ۵۰ساله به قاضي دادگاه گفت: وقتي كه ۳۰سال داشتم با شوهر اولم در انگلستان آشنا شدم در آن زمان من درس مي خواندم و او هم دانشجو بود. اين آشنايي خيلي زود منجر به پيوند ميان من و او شد، ولي من و او در زندگي دچار مشكلات زيادي مي شديم. شوهرم بر سر مسائل كوچكي بهانه جويي مي كرد و مرا آزار مي داد. با اين حال زندگي مشتركمان را ادامه داديم تا درس مان تمام شد. در همان سالها به آمريكا رفتيم و در آنجا صاحب يك پسر شديم.
اين زن اضافه كرد: شوهرم مرد خوبي بود ولي خيلي بددل بود به همين علت به من اجازه كار كردن نداد. من كه فرد موفقي بودم، بعد از دوسال تحمل شرايط سخت زندگي با او در آمريكا بالاخره از او جدا شدم. طبق قانون آنجا پسرم رامين را به من دادند و من و رامين به ايران آمديم. از سيزده سال پيش من و رامين با هم در ايران زندگي مي كنيم و علاقه زيادي هم به يكديگر داريم. وي اضافه كرد: سال گذشته بود كه به اصرار خانواده ام تصميم گرفتم چندماهي را به انگلستان بروم تا بتوانم در روحيه ام تغيير دهم. همانجا بود كه با مردي آشنا شدم. او مردي بودكه از چندسال قبل به دليل مشكلات خانوادگي از همسرش جدا شده بود و به تنهايي زندگي مي كرد. هر چه بيشتر با اين مرد آشنا شدم، بيشتر متوجه شباهت مشكلات او در زندگي خانواده اش با مشكلات خودم شدم و همين وجوه مشترك بودكه باعث شد من واو به هم علاقه مند و نزديك شويم و همانجا با هم ازدواج كنيم. وي با ناراحتي اضافه كرد: وقتي ازدواج كرديم با شوهر دومم به ايران آمديم در فرودگاه بودكه رامين بناي ناسازگاري گذاشت. هر چه تلاش كرديم كه به نوعي متقاعدش كنيم تا با اين ازدواج كنار بيايد، فايده اي نداشت.
اين زن گفت: بالاخره «رامين» چندروز پيش به من تلفن زد. از اينكه صدايش را مي شنيدم خوشحال بودم. فكر كردم تصميمش عوض شده است ولي وقتي كه به من گفت يا از شوهرت طلاق بگير و يا براي هميشه مرا فراموش كن، به فكر رفتم. من ۱۵سال را به خاطر او تحمل كرده بودم و بهترين سالهاي جواني ام را به پاي او ريخته بودم، از اين روكه مي ديدم اين ازدواج اينگونه او را آشفته كرده است ناراحت بودم وقتي همسرم به خانه آمد موضوع را با او مطرح كردم و او تمام اختيارات را به عهده من گذاشت. من هم تصميم گرفته ام تا زماني كه پسرم به حمايت و محبت من نياز دارد از خوشبختي و سعادت خودم صرفنظر كنم و با شوهرم قرار گذاشته ايم كه پس از آن مدت دوباره با هم ازدواج كنيم.
به گزارش خبرنگار ما با طلاق اين زن و مرد كه به صورت توافقي انجام شد، موافقت گرديد و مادر فداكار به خاطر روحيه پسرش و شرايط خاص سني او از خوشبختي خود صرفنظر كرد.
پس از گذشت ۲۰ ماه فاش شد
قتل در تهران، اعتراف در عراق
گروه حوادث: دستگيري يك عراقي مقيم ايران در شهر سليمانيه عراق پرده از جنايتي كه ۵ ماه پيش در تهران اتفاق افتاده بود، برداشت. تحقيقات پليسي براي كشف راز ناپديد شدن يك مرد عراقي مقيم ايران به دنبال اعلام شكايت خواهر او در كلانتري ۱۵۷ خاوران آغاز شد. اين زن جوان پس از مراجعه به پليس ادعا كرده بود برادرش «محمد جواد» از روز ۳۱ خردادماه سال ۸۱ از خانه خارج شده و ديگر بازنگشته است. با توجه به اين شكايت به دستور بازپرس دادسراي جنايي تهران، پرونده براي انجام تحقيقات تكميلي در اختيار كارآگاهان اداره يازدهم آگاهي تهران قرار گرفت. كارآگاهان در جريان بررسي هاي خود پي بردند مرد ناپديد شده از مهاجران عراقي است و در پاساژهاي حوالي ميدان بهارستان شاغل بوده است. در ادامه تحقيقات پليسي، مأموران اطلاعاتي به دست آوردند كه حكايت از آن داشت جوان ناپديد شده در زندان است، ولي پس از مراجعه پليس به زندان و بررسي در اين باره مشخص شد اين مرد هرگز به زندان انتقال داده نشده است.
درحالي كه اقدامات همه جانبه كارآگاهان پليس آگاهي براي به دست آوردن ردي از اين مرد ادامه داشت، آنان پي بردند مرد جواني كه از دوستان نزديك جوان ناپديد شده است، در شهر «كلار» از استان سليمانيه عراق به اتهام ارتكاب قتل دو تن از نزديكانش از سوي پليس اين شهر بازداشت شده است. با توجه به اين وضعيت، كارآگاهان آگاهي تهران با ارسال نمابري براي پليس سليمانيه، خواستار تحقيق از او درباره ماجراي ناپديد شدن هموطنش در تهران شدند. متهم بازداشت شده در بازجويي هاي پليس شهر «سليمانيه» عراق ضمن به گردن گرفتن قتل ناپدري و يكي از بستگانش، پرده از ماجراي قتل «محمدجواد» در داخل يك پاساژ در حوالي ميدان بهارستان برداشت. با توجه به اين اعترافات، قرار است پس ازحفاري در محل مورد نظر، تحقيقات پليسي درباره واقعيت ماجرا آغاز شود.
تحقيقات كارآگاهان آگاهي كرمانشاه فاش خواهد كرد
راز مرگ هولناك يك زن و كودك ۹ساله
جسد اين دو قرباني حادثه در حالي كه پس از قتل با ضربات كارد، جسدشان به آتش كشيده شده بود، در اتاق پذيرايي خانه شان پيدا شد.
بنا به اين گزارش؛ ظهر روز شنبه هشتم آذرماه سال جاري ساكنان محله صابوني، در خيابان احمد ولايتي شهر كرمانشاه با شنيدن فريادهاي كمك مرد جواني به خيابان دويدند.
وقتي همسايه ها در برابر خانه اين مرد جمع شدند، او ادعا كرد كه همسر و پسربچه ۹ساله اش بر اثر آتش سوزي فوت شده اند.
با توجه به اين ادعا و با تماس تلفني يكي از ساكنان محله مأموران پاسگاه۵ نيروي انتظامي كرمانشاه در جريان اين ماجرا قرار گرفته و به سرعت خود را به محل حادثه رساندند.
آنان پس از ورود به محل حادثه با پيكرهاي نيمه سوخته يك زن جوان و پسر بچه ۹ساله اش در حالي روبرو شدند كه به نظر مي رسيد بر اثر آتش سوزي جان خود را از دست داده اند.
به هم ريختگي هاي موجود در اتاق پذيرايي و وسعت محدود آتش سوزي باعث شد تا اين فرضيه پليسي نزد كارآگاهان قوت بگيرد كه ممكن است دوقرباني حادثه در جريان يك توطئه طراحي شده به قتل رسيده باشند و سپس عامل يا عاملان جنايت براي گمراه كردن پليس جسدها را به آتش كشيده باشند.
اين فرضيه در حالي قوت گرفت كه پس از انتقال جسدها به پزشكي قانوني و انجام آزمايش ها و بررسي هاي علمي و تخصصي مشخص شد قربانيان حادثه قبل از به آتش كشيده شدن با اصابت ضربات كارد به قتل رسيده اند.
با به دست آمدن اين يافته ها، مرد خانواده از آنجايي كه به عنوان نخستين شخصي كه وارد محل حادثه شده و از ماجراي مرگ همسر و فرزندش مطلع شده بود، به دستور قاضي «سيمرغي» رئيس شعبه جنايي دادگستري كرمانشاه تحت بازجويي هاي پليسي قرار گرفت. اين مرد پس از بازداشت از سوي كارآگاهان آگاهي كرمانشاه هرگونه اطلاعي از ماجراي وقوع قتل دوعضو خانواده اش را منكر شد و ادعا كرد: روز حادثه وقتي از محل كارم به خانه بازگشتم زنگ در خانه را زدم. كسي در را باز نكرد. تازه يك ماه بودكه از خانه پدري ام به اين خانه اسباب كشي كرده بوديم. نگران شدم. حس كردم بايد حادثه ناگواري رخ داده باشد، بنابراين از بالاي ديوار حياط وارد آنجا شدم، وقتي وارد خانه شدم با پيكرهاي نيم سوخته زن و بچه ام روبرو شدم.
اين متهم در ادامه بازجويي هاي پليس ادعا كرده بود، از آنجايي كه از مدتي قبل ما با هم دچار مشكل شده بوديم و من پي به يكسري كارهاي او برده بودم، شايد او به همراه پسرمان دست به خودكشي زده باشد.
كارآگاهان در ادامه تحقيقات با توجه به اظهارات اين متهم و بررسيهاي محلي متوجه ضد و نقيض گويي هايي در جريان بازجويي ها شدند. بدين ترتيب بار ديگر او را تحت بازجويي هاي دقيق و فني پليسي قرار دادند.
اين مرد وقتي با ارائه دلايل و مستندات از سوي مأموران روبرو شد، ناچار لب به اعتراف گشوده و پرده از ماجراي قتل همسر و پسرش برداشت.
وي درباره چگونگي وقوع اين جنايت گفت: وقتي دامنه اختلافات ما گسترده شد از همسرم نفرت پيدا كردم. روز حادثه وقتي به خانه بازگشتم بر سر مسائلي با هم به جر و بحث پرداختيم. درجريان همين جر و بحث ها بود كه عصباني شدم و با كاردي كه از آشپزخانه برداشته بودم به سوي او حمله كردم و چندضربه به پشت اش وارد آوردم.
وقتي همسرم روي زمين افتاد متوجه پسرم شدم، او مرتب گريه مي كرد. از طرفي مي ترسيدم ماجراي قتل مادرش را فاش كند، تصميم گرفتم او را هم از ميان بردارم، بنابراين با كارد چندضربه به شكم او زدم كه او هم روي زمين افتاد.
وقتي از مرگ هر دو اطمينان پيدا كردم، سعي كردم آثار جنايت را از بين ببرم، بنابراين نفت موجود در داخل چراغ را روي اجساد پاشيدم و سپس آنها را به آتش كشيده و خانه را ترك كردم و ساعتي بعد به خانه برگشته و همسايه ها را باخبر كردم.
اين متهم وقتي پس از اعتراف در جريان بازجويي هاي پليسي به شعبه جنايي دادگستري كرمانشاه انتقال داده شد، در كمال تعجب در بازجويي هاي قضايي منكر همه گفته هاي قبلي اش شده و در اين باره اظهار بي اطلاعي كرد. با توجه به اين وضعيت به دستور قاضي پرونده تحقيقات پليسي درباره اين پرونده ادامه دارد.

|   صفحه اول   |   سياسي   |   اخبار ايران   |   اجتماعي   |   گزارش روز   |   بين الملل   |   گفت و گو   | 
|   سلامتي   |   سرزمين مادري   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه   |   ويژه ۲   |   ويژه ۳   | 
|   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   اقتصادي   |   قيمت سكه و طلا   | 
|   حوادث   |   ورزشي   |   صفحه آخر   |   افق   |   اوقات شرعي   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |