|
مهم ترين وظيفه سازمانهاي غير دولتي در ايران
انباشت قدرت
گفت و گو با سهراب رزاقي پژوهشگر( بخش پاياني )
|
|
|
اسماعيل آزادي | يكي از رمزهاي ماندگاري سازمانهاي غيردولتي علاوه بر مسأله استقبال اجتماعي بحث منابع مالي است. اين بحث نيز وجوددارد كه آيا سازمانهاي غيردولتي بايدانتفاعي باشند يا غيرانتفاعي. دراين مورد چه نظري داريد؟ * اينكه سازمانهاي غيردولتي انتفاعي باشند يا غيرانتفاعي، كاملاً مشخص است آنچه سازمانهاي غيردولتي را از ساير بازيگران متمايز مي سازد غيرانتفاعي بودن آنان است فعاليتهايي را كه انجام مي دهند با هدف انسان دوستانه است و خير بشري را دنبال مي كند گرچه ممكن است عده اي يا كساني تحت پوشش سازمان غيردولتي كار اقتصادي يا... انجام دهند اما آنان ديگر سازمان غيردولتي نيستند يكي از ويژگيهاي مهم سازمانهاي غيردولتي غيرانتفاعي بودن آنان است. اما منابع مالي سازمانهاي غيردولتي بنا به تجربه از چهار منبع تأمين مي شود. منبع اول، آژانسها و نهادهاي بين المللي هستند كه براي پيشبرد اهداف خاص به سازمانهاي غيردولتي كمك مالي مي كنند برخي از محققين به دليل حجم زياد كمكهاي مالي آژانسها و نهادهاي بين المللي از آن به «صنعت كمك » تعبير كرده اند. منبع دوم مالي، دولتها هستند كه براي پيشبرد اهدافشان و واگذاري برخي از مسؤوليتها و وظايفشان به سازمانهاي غيردولتي كمك مي نمايند. منبع سوم، نيز بخش خصوصي است كه در برخي از جوامع بخش خصوصي بنا به مسؤوليت اجتماعي اقدام به سرمايه گذاري اجتماعي مي كند و به سازمانهاي غيردولتي كمك مالي مي نمايد. و منبع چهارم نيز خود سازمانهاي غيردولتي از طريق حق عضويت و ساير فعاليتهايي كه انجام مي دهند تأمين مالي مي شوند. من فكر نمي كنم مهم باشد كه يك سازمان از كدام منبع مالي تغذيه مي كند مهم اين است كه آنان بتوانند در اين مناسبات استقلال خود را حفظ كنند اگر سازمانهاي غيردولتي داراي استراتژي باشند مي توانند از همه منابع موجود استفاده نمايند و استقلالشان را حفظ كنند اما اگر فاقد استراتژي باشند خطري كه وجود دارد اين است كه دنباله روي استراتژيك كمك دهندگان شوند. | در تعريف نقش دولت، شما به نقش استراتژي اشاره كرديد و طبعاً اين استراتژي مي تواند خيلي مهم باشد. ببينيد! ما در شرايط دوران گذار به سر مي بريم و طبيعتاً در اين دوران گذار، هزينه هاي بسياري چه به لحاظ مالي و چه به لحاظ انرژي طلب مي كند. شما فكر مي كنيد رتق و فتق مسائل، بخصوص مسائل مالي و حمايت و دولت در اين زمينه از چه زاويه اي بايد صورت بگيرد؟ * فكر مي كنم كه دولت در عرصه جامعه سازمانهاي غيردولتي بايد چند اقدام مهم را انجام دهد: اولين اقدام، فاصله گرفتن دولت از اين سازمان ها است دولتي كه بر همه امور و شؤون زندگي اجتماعي و .... سايه افكنده است. تا در گستره و عرصه عمومي امكان مبادله اطلاعات و گفت و گوي اجتماعي بدون لكنت زبان ميسر گردد. اقدام دوم، اينكه دولت بايد نقش ناهي داشته باشد. كارها و اقدامهايي كه سازمانهاي غيردولتي نبايد انجام دهند را بطور مشخص و شفاف بيان نمايد. اقدام سومي كه دولت بايد انجام دهد اصلاح قوانين ناظر بر ثبت و فعاليت سازمانهاي غيردولتي است. متأسفانه آيين نامه اي كه اخيراً دولت در رابطه باثبت و فعاليت سازمانهاي غير دولتي به تصويب رسانده داراي رويكردي آمرانه، تمامت خواه و نگاه ابزاري به سازمانهاي غيردولتي است. اقدام ديگري كه دولت بايد انجام دهد شفاف سازي بودجه است. ساليانه دولت ميلياردها تومان به طرح هاي توانمندسازي سازمانهاي غيردولتي در حوزه هاي مختلف اختصاص مي دهد اما به دليل عدم شفافيت و عدم پاسخگويي دستگاههاي دولتي مشخص نيست كه چگونه هزينه مي شود. دستاورد و نتايج چنين هزينه هايي چيست. يكي از پيامدهاي بسيار منفي كمك هاي مالي دولت به سازمانهاي غيردولتي شكل گيري سازمانهاي غيردولتي شبه دولتي (GONGOS) است كه پيدايي چنين سازمانهايي باعث مخدوش شدن عرصه جامعه سازمانهاي غيردولتي مي گردد. من فكر مي كنم كه دولت بايد به جاي مداخله در اين عرصه ولو با نيات خير پرهيز نمايد و بگذارد كه سازمانهاي غيردولتي مسير و راه خود را برگزينند. به عبارت ديگر دولت بگذارد در اين عرصه «صدها گل بشكفد، هزاران پرنده نغمه خواني كنند». دولتمردان و دستگاههاي دولتي بايد بدانند كه شكل دهي جامعه مدني بدلي، وابسته و رشد گلخانه اي جامعه سازمانهاي غيردولتي به ضرر دولت و جامعه است. گسترش كلينتاليسم يعني حامي پروري به عبارت عاميانه نوچه پروري به بنيادهاي جامعه مدني ضربات جبران ناپذيري را وارد مي كند در حالي كه مي بايست جامعه سازمانهاي غيردولتي طلايه داران دموكراسي و دمكراتيك سازي روابط و مناسبات جامعه باشند دولتمردان ما و دستگاههاي دولتي بايد بدانند كه در جهان مدرن قدرت يك كشور نه تنها به قدرت حكومتش بلكه به حيات سازمانهاي غيردولتي جامعه مدني است بستگي دارد اين جامعه مدني است كه ثروت راخلق مي كند دانش را ارتقا مي دهد وتقريباً همه اشكال پيشرفت را تضمين مي كند. هنگامي كه دولت با مداخله در حوزه جامعه مدني بويژه سازمانهاي غيردولتي درصدد ايجاد ثبات ملي برمي آيد تنها كشور را تضعيف مي كند و برعكس وقتي كه دولت جامعه مدني را آزاد مي كند و آن اجازه رشد و گسترش و قدرتمند شدن بدهد كشور بطور كلي قدرتمندتر و با ثبات تر مي شود. از اين رو توسعه جامعه مدني و جامعه سازمانهاي غيردولتي نه تنها براي توسعه دموكراسي و دموكراتيك سازي بلكه براي ايجاد قدرت و ثروت ملي ضروري و بنيادي است. | در مورد سازمانهاي غيردولتي جوانان شما فكر مي كنيد وضعيت آنها چگونه است؟ * در سالهاي اخير تعداد زيادي از سازمانهاي غيردولتي جوانان پديد آمده اند بنا بر آمار سازمان ملي جوانان تاكنون بيش از ۱۱۰۰سازمان غيردولتي جوانان اعتبارنامه دريافت نموده اند و مشغول فعاليت هستند. اما اين تعداد نسبت به جمعيت ۲۲ميليوني جوانان جامعه ايراني بسيار اندك است اگر به طور متوسط هر سازمان غيردولتي ۲۰۰عضو داشته باشد مجموعه آنان ۲۲۰هزارنفر خواهد بود. | اين درصد كمي است كه عضو سازمانهاي غيردولتي جوانان هستند؟ * البته كه رقمي محسوب نمي شود به همين دليل با توجه به جمعيت جوان جامعه ايراني اين حوزه نگاه ويژه اي را طلب مي كند. | سؤال را از يك زاويه ديگر مطرح مي كنيم شما اشاره كرديد كه براساس شرايطي كه جامعه طلب مي كند، سازمانهاي غيردولتي تشكيل مي شوند. اگر ما بخواهيم در ايران چنين حركتي داشته باشيم اگر به مشكلات جوانان تكيه كنيم، با توجه به اينكه جوانان مشكلات متعددي در زمينه اشتغال، تحصيلات و... دارند، آيا امكانپذير است كه سازمانهاي غيردولتي در جهت رفع اين مشكلات حركت كنند؟ * ببينيد! تأسيس سازمانهاي غيردولتي يك امر تفنني و لوكس نيست بلكه در پاسخگويي به يكسري نيازها شكل مي گيرند وسازمانهاي غيردولتي واقعي نيز عمدتاً براي زدودن آلام بشري، دفاع از حقوق انسانها و... شكل گرفته اند از اين رو بايد سازمانهاي غيردولتي فرجام و غايت مشخصي داشته باشند و براي رسيدن به آن فرجام تلاش كنند حال ممكن است كه امر اشتغال باشد يا امر ديگري. | نكته اي كه در اين زمينه وجود دارد اين است كه براي ارتقاي جامعه در چنين شرايطي آيا ضرورت ارتباط هارمونيك بين سازمانهاي غيردولتي وجود دارد؟ * بله، يكي از دلايلي كه شبكه سازمانهاي غيردولتي عرصه هاي جوانان، زنان و... شكل گرفته، ايجاد همين ارتباط است. اما متأسفانه با اينكه يك دهه از عمر شبكه ها در ايران مي گذرد هنوز نتوانسته اند نقش و كاركرد مؤثري در مناسبات و روبط اجتماعي و سياسي ايفا نمايند. اين امر از يك سو ناشي از شرايط و نحوه شكل گيري شبكه ها در ايران است كه عموماً بطور عمودي و از بالا به پايين شكل گرفته اند از سوي ديگر فاقد ساختار، كاركرد و آداب كار شبكه اي هستند و فاقد شاخصهاي يك شبكه موفق و شيوه اداره مطلوب هستند. | مي خواهيد بگوييد اين حركت هارمونيك به شكل يك پتانسيل جوهري در اين NGOها وجود دارد؟ * بله. سازمانهاي غيردولتي براي اينكه بتوانند در فرآيند تصميم گيري و سياستگذاري تأثيرگذار باشند مي بايست دست به ائتلاف بزنند و به انباشت قدرت بپردازند در غير اين صورت نقش تبعي و طفيلي خواهند داشت يكي از ضعفهاي اساسي جامعه سازمانهاي غيردولتي در ايران گسسته بودن آنان است كه به صورت جزاير مستقل عمل مي كنند. | فكر مي كنيد از چه مكانيزمهايي مي توان براي هارمونيك كردن اين آهنگ استفاده كرد؟ * اولاً مشكل عمده سازمانهاي غيردولتي فقدان استراتژي است به عبارت ساده تر نداشتن تحليل از موقعيتشان است اينكه كجا ايستاده اند و به چه سمتي مي خواهند حركت كنند به همين خاطر دچار روزمرگي هستند. دوم فقر دانش تئوريك در اين حوزه است اين امر هم در سطح دانشگاههاي ما وجود دارد و هم در بين فعالان سازمانهاي غيردولتي. سوم مداخله دولت در اين عرصه است كه منجر به مخدوش شدن روابط گرديده است و... به هر حال براي هارمونيك كردن اين آهنگ بايد به نحوه پيدايي سازمانهاي غيردولتي و شبكه ها و توانمندي محيط توجه داشت. | آيا اين فرآيند نياز به يك پژوهش تطبيقي، ترجمه كتابها و... ندارند؟ * چرا، ما نيازمند پژوهش بويژه پژوهشهاي تطبيقي هستيم همچنين به ترويج ادبيات سازمانهاي غيردولتي از طريق ترجمه وتأليف هستيم. | در واقع اين فرآيند نيازمند بسترسازي است؟ * بله. در عين داشتن دانش تئوريك، ما نيازمند اجراي طرحهاي ظرفيت سازي سازمانهاي غيردولتي نيز هستيم همچنين ما نياز داريم يك محيط تواناساز را شكل دهيم. اگر محيط ضعيف باشد، حتي اگر سازمان قوي و دانش تئوريك نيز داشته باشيم، نمي توانيم در اين حوزه موفق باشيم. محيط توانمند، سازمانهاي قدرتمند و افراد داراي دانش و آگاهي مي توانند جامعه سازمانهاي غيردولتي را پويا و قدرتمند شكل دهند.
|