دانشمندان انگليسي كشف كرده اند كه فقدان يك ماده شيميايي به نام H.T.5 در مغز انسان موجب گرايش به خودكشي مي شود و يك ژن ميزان توليد اين ماده شيميايي را كنترل مي كند. به گفته دانشمندان انگليسي كساني كه به طور ارثي داراي اين ژن هستند بيشترين تمايل را براي خودكشي دارند.
دانشمندان انگليسي اعلام كرده اند پس از آزمايش و تجزيه خون دهها نفر كه قصد خودكشي داشتند اين ژن را كشف كرده اند. دانشمندان همچنين عواملي مانند مصرف مشروبات الكلي، مسائل رواني و ناملايمات زندگي را در اقدام به خودكشي مؤثر مي دانند. اين افراد انرژي خود را از دست رفته مي بينند و دچار بي اشتهايي و كمبود خواب مي شوند و زنان تحت فشارهاي محيطي اقدام به خودكشي مي كنند.
پزشكان معتقد هستند براي جلوگيري از افسردگي، خانواده نقش بسزايي دارد خانواده بايد براي اعضاي خود محيط سالم و عاطفي ايجاد كند و والدين بايد با فرزندان خود دوست باشند. زنان بيشتر از مردان به افسردگي مبتلا مي شوند زيرا مشكلاتي مانند بارداري، زايمان و تربيت فرزندان آنان را بيشتر در معرض فشار قرارمي دهد كه گاه موجب بروز افسردگي در آنان مي شود.
در همين راستا بنا به اهميت موضوع «خودكشي» در زندگي افراد جامعه، ميزگردي را تشكيل داديم و از متخصصان دعوت كرديم. در شماره پيشين بخش مهمي از نظرات اين كارشناسان و متخصصان را خوانديم. در اين شماره ادامه اين نظرات را مي خوانيد
* مريم ساماني
\ چرا زنان با وجود داشتن روحيه اي لطيف و صبور اقدام به خودسوزي مي كنند؟
دكتر اردبيلي ـ جرم شناس : مطالعات
انگيزه شناسي پاسخ انگيزه خودكشي است در اين خصوص بدون تكيه به تحقيق جامعي من وضعي از اوضاع و احوالي را كه در بعضي از مناطق كشور ما به دليل فرهنگ قومي عشيره اي حاكم است تصوير مي كنم كه زنان قرباني اين وضع خاص هستند. اگر وضع زن را در بعضي از طوايف كشور و خانواده در نظر بگيريد زناني كه محكوم به يك زندگي خاص هستند، محكوم به تبعيت هستند. در حقيقت قرباني يك نوع زندگي خاص هستند. كارهاي خانه را بر دوش دارند و انتظارات اجتماعي در بيرون از خانه از آنها زياد است. وظايف سنگين مادري وهمسري وخويشاوندان وضعي را در بين خانوار براي آنها به وجود مي آورد كه غيرقابل تحمل است.
با توضيحات جناب آقاي دكتر فدايي در جلسه قبل به تعبير من خودكشي رفتاري است كه تا در درون نجوشد و انگيزه نشود، مؤثر نيست. اين اجبارهاي اجتماعي است كه وقتي آشكار شد انگيزه اي براي فرار مي شود. خودكشي نوعي فرار از قبول بعضي واقعيت ها است ونوعي اعتراض است . يك پيام آن اعتراض به وضع موجود است كه زنان نمي توانند آن را تحمل كنند و براي رهايي دست به اين عمل مي زنند. اين وضعي است كه هم خانواده شهري هم خانواده روستايي مستقر در شهر برايش در برابر آداب ومناسبات اجتماعي شهري پديد آمده است.
متأسفانه در بين عشاير مناطق گوناگون كشور در غرب، جنوب غرب، خوزستان و در بعضي از طوايف شرق كشور هيچ گاه تحقيق جامعي نشده است با يك برآورد تقريبي تصور مي كنم اين تفاوت بين مذاهب هم معني دارد.
اين نتيجه تحقيقات موردي دانشجويان است مثلاً در يكي از تحقيقات روشن شد كه مثلاً در منتهي اليه استان مازندران كه اهل تسنن زندگي مي كنند خودكشي كم است يا در سيستان و بلوچستان خودكشي خيلي كم است. بايد مطالعه شود كه آنان چه عوامل بازدارنده اي دارند كه از عوامل ما قوي تر است. تحقيقي را در اين مورد دوركيم بين پروتستان و كاتوليك انجام داده است.
آنچه مسلم است عوامل پيشگيرنده و بازدارنده را
مي شود شناسايي كرد. فكر مي كنم اعتقادات مردم و پايبندي شان به آن اعتقادات متفاوت است. در جوامع سنتي مذهبي كه مذهب حاكم است و قوت دارد و قالب هاي رفتاري را مذهب تعريف مي كند، مي بينيم كه مذهب عاملي بازدارنده است و مي شود در اين مورد تحقيقات وسيع تري هم كرد. بايد به سراغ اقليت هاي ديني برويم و ببينيم اين پديده ـ خودكشي ـ چقدر در ميان آنان شايع است. من فكر مي كنم ميزان خودكشي زرتشتي ها خيلي كمتر است. طبعاً عوامل ديگري هم هست كه بايد آنها را پيدا كرد.
دكتر فرجاد ـ آسيب شناس اجتماعي : شغل نقش بازدارنده دارد. تاجر ورشكسته، بانكدار ورشكسته ، شاغل بي كار شده، همه و همه به دليل اينكه نتوانسته اند به اهداف ذهني شان برسند، تحمل خود را از دست داده و دست به خودكشي مي زنند.
\ مرگ و ميرهاي ناشي از خود سوزي چقدر است؟
دكتر فرجاد : مرگ و مير ناشي از خودسوزي بالاي ۷۵ درصد است. آنهايي كه بر اثر خودسوزي هم زنده مي مانند آرامش ندارند و مرگ ايشان بهتر است. افرادي كه خودسوزي كرده اند بعد ازنجات به علت تغييرات زياد چهره شان دچار مشكلات روحي بيشتري مي شوند.
به عنوان يك آسيب شناس اين سؤال همواره براي من مطرح بوده است كه با وجود دلسوزي مسؤولان چرا ما در مبارزه با اين پديده ضد اجتماعي موفق نمي شويم؟
فشارهاي اجتماعي غيرقابل كنترل است بنابراين بايد به فكر پيشگيري و كاهش اين فشارها بود.
جنگ و بحران هاي اقتصادي در خودكشي خيلي مؤثر است. در روسيه خودكشي بالا بود البته گاهي هم رفاه بيش از حد باعث خودكشي مي شود. در اسكانديناوي كه بهترين رفاه اجتماعي را مردم دارند نيز ما مي بينيم كه نسبت خودكشي بالا است. بنابراين به اين نتيجه مي رسيم كه رفاه زياد و فقر آدمها را از حالت تعادل رواني ـ رفتاري خارج مي كند.
دكتر سهيل معنوي ـ روانپزشك : در يك بررسي در مدت شش ماه در بيمارستان توحيد تهران از تعداد پانصد و پنجاه بيمار بستري شده، پنجاه بيمار بستري شده مربوط به خودكشي بوده است يعني يك دهم بيماران بستري شده مربوط به خودكشي ها بوده است.
\ شما در جلسه قبل اشاره كرديد كه خودسوزي جزو خودكشي طبقه بندي نمي شود ، چرا؟
دكتر معنوي : زيرا خيلي از خودسوزيها نمايش است مثلاً زني در يك دعوا كمي به لباسش شعله اي مي گيرد و بعد يكدفعه اين شعله زياد مي شود و باعث سوختگي وسيع او مي شود.
\ مهم ترين نوع خودكشي كدام است؟
دكتر معنوي : يك نوع از خودكشي كه خيلي مهم است مربوط به مسائل رواني ، بيولوژي و اجتماعي است . عده اي از بيماران مشكل رواني دارند ولي خيلي از آنان مشكلات فرهنگي واجتماعي دارند. داريم زني را كه شوهرش ديكتاتور است ، معتاد است وبه او خرجي
نمي دهد وزن از تنگنا دست به خودسوزي يا خودكشي
مي زند.
يك نوع خودكشي هم داريم كه فرد انتخاب مي كند. اين فرد خودكشي را براي رهايي از زندگي انتخاب
مي كند مثل هيتلر وديكتاتورهاي ديگر. دراينجا فرد مي داند كه راه ديگري ندارد، چه اين كار را بكند وچه اين كار را نكند، او را مي كشند. دراين مرحله فرد اعتماد به نفسش صفر مي شود وخود رابدبخت ترين ودرمانده ترين فرد روي زمين احساس مي كند.
\ در بين دانشجويان كه درميان نسل جوان هستند، خودكشي چه آماري دارد؟
دكتر فرجاد : خودكشي بطور كلي درميان نوجوانان وجوانان ايراني زياد است . در چندسال گذشته متأسفانه آمار خودكشي درميان دانشجويان درحال زيادشدن است . منحني خودكشي در تحقيقاتي كه من كردم قوس صعودي پيدا كرده است.
اساتيد دانشگاه بايد روي اين قضيه تحقيقات تيمي كنند. بايد روي علل آن كار كنند خودكشي و خودسوزي دارد متأسفانه در جامعه ما رشد مي كند. در دانشگاهها تحقيقات مستقلي نشده است . بايد به جامعه عوارض خودكشي را نشان داد. سقوط از روي پل ها وطبقات بالا بدترين نوع خودكشي است و اين روزها روند رشد بي معنايي پيدا كرده است . در كشورمان بايد مركزي براي مطالعات خودكشي بنا كنيم. زيرا اگر دانشجو را كه جامعه براي او هزينه زيادي صرف كرده است با خودكشي از دست دهيم ، آسيب جدي به جامعه وارد مي شود. آن وقت جامعه ديگر متخصص ندارد كه از تخصص او بهره مند شود. ما همين الآن در كشورمان نيروي انساني كارآمد با توجه به رشد جمعيت كم داريم بنابراين بايد به اين هشدارها توجه شود و روي اين مسأله تحقيق وكار شود.
سازمان مديريت وبرنامه ريزي اداره كل براي تحقيقات گذاشت. از دوسال پيش بهزيستي واين سازمان موظف شدند روي اين مسأله تحقيق كنند ، قرار بود از نظرات كساني كه كار كرده اند، استفاده شود من هم قرار بودكه به آنان كمك كنم واز نظرات من در اين كار استفاده شود ولي دراين دوسال يك بار هم تماس گرفته نشد واين عدم احساس مسؤوليت در تشكيلات بهزيستي وبرنامه ريزي است . در حاليكه آنان بايد به فكر استفاده از تجربيات باشند .
دكتر اردبيلي : سؤال من اين است كه آيا خودسوزي اساساً موضوعيت دارد يانه؟ آيا اصلاً اين شكل از خودكشي با شخصيت خاص نسبتي دارد يا نه؟ اگر كسي به برج ميلاد دسترسي داشت ، خودسوزي نمي كند، آيا سهولت دسترسي به ابزار، شكل خاص خودسوزي را پديد مي آورد؟
دكتر فدايي ـ روانپزشك : تعداد خودسوزي دركشور ما زياد نيست اين را در مقايسه با ساير انواع خودكشي وآمار آن مي گويم. البته ما امكان نتيجه گيري درستي نداريم چون آمار دقيق نداريم.
به نظر من اين زنان ازاين روش خشن استفاده
مي كنند چون در دسترس شان است . از صدسال تا ۵۰ سال پيش خوردن ترياك روشي براي خودكشي بود بعداز آن در مناطق كشاورزي خودكشي با سموم گياهي باب بوده است. در جوامع دامپروري خودكشي با نفت به علت در دسترس بودن انجام شده است . صدسال پيش كه نفت نبود زني دور خود هيزم نمي چيد تا خود را آتش بزند.
در تمام دنيا اين روشها به كار مي رود و در كشور ما در مورد خودسوزي بزرگنمايي شده است . يك دهم از موارد خودكشي دركشور ما گزارش نمي شود.
\ چه پيشنهادي براي جلوگيري از خودسوزي داريد؟
دكتر معنوي : خودسوزي در طبقات پايين اجتماع انجام مي شود پس عوامل فرهنگي در انجام اين روش تأثير دارد.
يادم مي آيد كه ۵سال پيش يك روز درمطب بودم دختري مراجعه كرده بود. با ديدن او احساس كردم او در شرايطي است كه مي خواهد مرا بزند. دختر به من گفت يك خواهش دارم وبعد گفت يك سرنگ خريدم كه ۱۰سانتيمتر است چقدر هوا در آن بكشم وبه خودم بزنم تا كشته شوم؟ به او گفتم من يك پزشك هستم حق ندارم كه اين روش را به كسي ياد بدهم. حالا چرامي خواهي اين كار را بكني؟ گفت : ما اتاقي دريك خانه كه در گود عربها است اجاره كرده ايم اين اتاق ۸متري است من با مادر و برادرم كه معتاد است دراين اتاق زندگي مي كنيم چندبار برادرم را براي معالجه بردم ولي فايده اي ندارد. من دريك خانه كارمي كنم و روزي دوهزارتومان مزد
مي گيرم ولي تازگي خواب ديده ام كه اگر آنجا كار كنم مي ميرم. مانده ام چه كار كنم كارم را رها كنم يا خودكشي كنم. بعدگفت: چرا مي خواهي جلوي خودكشي كردن مرا بگيري؟ اين چه زندگي اي است كه من دارم. گفتم : نگران نباش نامه مي دهم تا بيمارستان بروي. آنجا مددكار هست وحتماً تو را كمك مي كند.
اين شروع بيماري براي آن دختر بود. دراين بيمار تنها جنون مطرح نبود. مسائل اجتماعي ، فردي و… بود.
دكترايرواني : اين تعبير خواب بيمار را به نقطه آخر رسانده بود. اين بيمار افسرده بوده است.
دكترمعنوي: بله! اين خواب يك ضربه بوده است و او افسرده بوده است . خودسوزي با عوامل فرهنگي و هوش فرد تأثير دارد. خيلي ها ضريب هوش شان از صد كمتر است ودست به خودسوزي مي زنند.
در خودكشي نوع نمايشي مهمترين مسأله اين است كه نبايد آن را آسان گرفت . مريضي داشتم كه هيستريك كامل بود وعمل هم كرد. انتخاب نوع خودكشي به شخصيت فرد بستگي دارد واينكه او چقدر مي شكند. خيلي از مردان به زنان شان كه مي گويند مي خواهيم خودمان را بكشيم مي گويندخب بكش! واينجاست كه اين شخصيت نمايشي مي شكند .
\ افرادي كه يك بار دست به خودكشي زده اند چقدر احتمال دارد كه دوباره خودكشي كنند؟
دكتر معنوي : افرادي كه يك بار خودكشي جدي كرده اند ۶۰ تا ۸۰ درصد شانس خودكشي دارند اگر فرزندي به والدين اش گفت خودكشي مي كنم اين حرف را جدي بگيريد.
بطور كلي خودكشي را از دو بعد بيولوژي (بيمار رواني ، اسكيزوفرني و… ) و نوع فرهنگ واجتماعي مي شود ديد. در بعد فرهنگ خودكشي ها بيشتر مربوط به مسائل محيطي واقتصادي است . مجسم كنيد بيماري آمده بستري شده در بيمارستان وبعداز ۱۴ روز بيمارستان از او ۷صدهزارتومان مي خواهد ، چطور اين مريض كه يك بار خودش را سوزانده وبراي جراحي اين پول را از او مي خواهند عمل كند؟ چطور ازاين مريض سوخته مي خواهند پول بگيرند.
بايد در بيمارستان هاي سوانح سوختگي بخش روانپزشكي باشد. برخورد با اين بيماران خيلي مهم است بايد زندگي اقتصادي آنان بي دغدغه شود. بايد تسهيلات مالي براي آنان ايجاد شود تا بتوانند جراحي پلاستيك وترميمي خود را انجام دهند وقتي دختري زيبا دست يا پايش حتي در اثر يك حادثه سوخت او اگر نتواند زيبايي اش را بازگرداند افسرده مي شود. مريض هاي خودسوز در ۷۰درصد نمي ميرند ونجات پيدا مي كنند. اين بيماران بايد توسط مددكار، روانپزشك و روانشناس تحت بررسي قرار گيرند تا دوباره دست به خودسوزي نزنند. هرمريض رواني بايد به صورت تنها مورد بررسي قرار گيرند. حتماً بايد در مورد ارتباط با بيماري، شخصيت فرد قبل از خودكشي به همراه مسائل فرهنگي ، اجتماعي وبيولوژي اش تحت بررسي قرار گيرد.
دكتر فدايي : هيچ وقت عوامل اجتماعي ، اقتصادي بدون آسيب شناسي رواني منجر به خودكشي نمي شود. در مورد هيتلر زماني كه بررسي شد روشن شد او مبتلا به اختلال افسردگي عمده بوده ويك دوره افسردگي جديد در جواني داشته است .
خيلي از ديكتاتورها، جانيان وقاتلان در شرايطي خاص جز تسليم چاره اي ندارند.
ولي خودكشي نمي كنند چون اميد دارند.
پروفسور وينگل از سندرم پيش از خودكشي صحبت كرده است كه درمورد بيماران رواني و اختلالات شخصيتي بايد وجود داشته باشد و معطوف كردن تهاجم به فرد است هيچ فردي اقدام به خودكشي نمي كند مگر اينكه آرزوي مرگ براي كسي كرده باشد.
دكتر معنوي: گاهي احساس گناه باعث خودكشي مي شود. خشم به ديگران به درون خود فرد برمي گردد.
دكتر ايرواني: بحث خودكشي هاي جدي بيشتر در خانمها انتقام گيري است و از همسر يا اطرافيان. مباني اي كه دكتر معنوي و دكتر خدايي گفتند مباني افسردگي، كاهش اعتماد به نفس و عمق افسردگي است. خشم زياد و رفتارهاي خشمگينانه ناگهان نيز باعث خودكشي جدي مي شود.زناني كه افسردگي بعد از زايمان دارند نه تنها بچه شان را مي كشند بلكه در اوج بيماري خود را نيز خواهند كشت.
دكتر معنوي: در روانپزشكي ما به قوانيني نرسيده ايم. اصولاً روانپزشك يا بيمار به طور فردي ومجزا هستند. يكسري جوامع دستوري هستند و يكسري جوامع برابري هستند. افراد جوامع ديكتاتوري سيستم هرمي ودستوري دادند. هر كدام از افراد اين جامعه مي خواهند به رأس هرم برسند. اين خانواده ها شانس اسكيزوفرني دارند. در بسياري از خانواده ها همه چيز درست است ولي فرد افسردگي مي گيرد.
\ علت افسردگي چيست؟ اين روزها خيلي از افراد جامعه مبتلابه افسردگي هستند؟
دكتر معنوي: بايد جامعه را بررسي كرد. در جامعه ما افسردگي عامل محيطي دارد بايد بررسي كرد ميزان عوامل بيولوژي و اجتماعي در جامعه ما چقدر است.
دكتر فرجاد: به نظر من تا زماني كه در كنار روانپزشكي فايل آسيب شناسي باز نشود به مقصود نمي رسيم.
اين نظر خوبي است كه يكي از دوستان گفتند به ارقام توجه نكنيم ولي تا آمار نداشته باشيم نمي شود نمونه گيري كرد.
خودسوزي يا خودكشي كاملاً پديده اي ضداجتماعي و نسبي است و زمان و مكان و شرايط در آن مؤثر هستند. بحث خودكشي هيتلربه نظر من بحث شرايط اجتماعي بود. اما موسيليني.
دكتر فدايي: اما موسيليني خودكشي نكرد.
دكتر فرجاد: شرايط براي ما يكسان است. هركس به گونه اي با آن برخورد مي كند در شرايطي يك دانشجوي پزشكي در دانشگاهي معتبر اقدام به خودكشي مي كند ولي درشرايطي بدتر دانشجوي ديگر پزشكي خودكشي نمي كند.
ما فقر فرهنگ تحقيق داريم ما هراس اجتماعي داريم به نظر من بايد تحقيقي جامع و فراگير در سطح كشور و در مدت معين در مورد عوامل و انگيزه ها كرد. انگيزه ها خيلي اهميت دارند. چون خودكشي جنبه فردي، اجتماعي، خانوادگي و سياسي دارد. براي مثال خودكشي اعتراض آميز بوداييان سياسي بود يا اعتصاب غذا يك خودكشي سياسي است. اعتياد هم نوعي خودكشي تدريجي است.
بايد به پدرومادران هشدار داد. بايد ازفرزندان خود مراقبت كنند. زمان خودكشي بيشتر شب است. بالاترين آمار خودكشي در ماههاي تير، مرداد و شهريور است و كمترين خودكشي ها در ماههاي آبان، آذر و دي صورت گرفته است.عوامل خودكشي درجامعه ما با كشورهاي ديگر متفاوت است. جنايت و جرم در فصل گرما بيشتر است چون در اين فصل آدم بيشتر مستأصل مي شود.
\ عوامل بازدارنده خودكشي كدام هستند؟
دكتر فرجاد: بايد بتوانيم خانواده را آموزش دهيم متأسفانه ما در روابط انساني ضعف داريم. اين وظيفه مشاوران خانواده و روانپزشكان است. متأسفانه در آموزش خانواده از افراد خاصي استفاده مي شود، كمتر از يك روانپزشك استفاده شده است. بايد ارتباطات انساني با دو الگوي والدين براي فرزندان و چگونگي تقويت اين مسأله آموزش داده شود.
دكتر اردبيلي: ما دركشورمان يك نهاد مردمي يا اجتماعي از افرادي كه مسائل مشترك دارند نداريم و اين نهادها در كشور ما شكل نگرفته است ولي در كشورهاي خارجي اين مسأله را داريم. در خانواده هايي كه كسي دست به خودكشي زده و منجر به مرگ شده در خارج نهاد تشكيل داده اند و اينها درقانونگذاري ها هم توصيه هايي را دارند در كشور ما من شنيده ام خانواده هايي كه در آنان فردي اقدام به خودكشي كرده، با هم آشنايي هايي دارند. احساس مي كنم اينها به علت داشتن مسأله اي مشترك گرد هم آمده اند و از هم دلجويي مي كنند تا فقدان فردي را در خانواده شان كه سنگين است، كمتر احساس كنند. با يد اين مشاركت ها را تقويت كرد اگر اين به صورت يك نهاد مدني شود تجارب شان آموزنده است و مي تواند مرجعي براي خانواده هاي ديگر كه در اين زمينه مشكلاتي دارند بشود.
دكتر فدايي: بسياري از پديده هاي انفرادي، سبب شناسي انفرادي دارند، نمود اجتماعي دارند و تحت تأثير عوامل اجتماعي هستند. ۹۰ درصد كساني كه خودكشي مي كنند يقيناً اختلال رواني و ۵۰ درصد خودكشي ها افسردگي عمده دارند. ۱۰ درصد از اسكيزوفرني ها براثر خودكشي مي ميرند. ۱۰ درصد از اسكيزوفرني ها شخصيت ضداجتماعي و ۱۰درصد ديگر از اسكيزوفرني ها شخصيت مرزي دارند.
افرادي كه دچار اعتيادو اختلال دوقطبي هستند ساير قربانيان خودكشي هستند متأسفانه ميزان خودكشي در گروههاي جوان افزايش داشته است. در كشورهاي صنعتي در ۵ سال اخير كاهشي در روند خودكشي جوانان و نوجوانان را شاهد بوده ايم كه به علت مصرف داروهاي ضدافسردگي نوين بوده است. براي نخستين بار يك درمان روانپزشكي تأثير مثبت گذاشته است و اين جاي تعجب ندارد زيرا عوامل ژنتيك در خودكشي نقش دارد.
\ چه توصيه اي داريد؟
دكتر فدايي: ضمن اذعان به وجود مسائل اجتماعي شناخت به موقع اختلالات رواني و درماني و توصيه به كاربردن داروها موجب كاهش چشمگير روند خودكشي است.
فقط دو نمونه از طيف گسترده رفتار خودكشي كه شامل فكر خودكشي، ژست خودكشي، تهديد خودكشي، خودكشي پنهان (مثل پرتاب خودرو به دره)، خودكشي تدريجي (استفاده از الكل و سيگار)، اقدام به خودكشي و در نهايت خودكشي منجر به مرگ اجزاي مختلف طيف گسترده رفتار خودكشي هستند.
در ميان كشورهاي مختلف تفاوتها زياد است. نقش عوامل اجتماعي را نبايد ناديده گرفت افزايش خودكشي ميان زنان جوان درآسيا و جنوب شرق آسيا بالا رفته است زيرا زنان ناچار به رقابت با مردان شده ند و عوامل استرس روي آنها تأثير گذاشته است. در كشور ما به اعتقاد من ميزان خودكشي خيلي پايين است و ما بايد عواملي را كه سبب كاهش خودكشي شده بشناسيم كه مهمترين آن حمايت خانواده و روحيه مذهبي در ميان مردم است. بحث ديگر در مورد علت پايين بودن خودكشي غيراخلاقي بودن اين پديده است. افراد ضداجتماعي ميزان خودكشي و ديگر كشي شان بالا است و به محض برخورد با كوچكترين مانع اين كار را مي كنند مثل خودكشي در زندان.
در اينجا اشاره اي به ميزان بالاي خودكشي ميان سربازان آمريكايي بايد بكنم. داوطلبان خدمت در آمريكا عموماً اختلال رواني و شخصيت ضداجتماعي دارند و فجايع زيادي را نيز در جنگ ويتنام مرتكب شده اند كه هشداري به سازمان ملل در اين مورد بايد داد.
دكتر معنوي: شناخت بشر كار پيچيده اي است و ما تا با پديده اي سروكار داريم كه به بشر مربوط است بايد اين استدلال را در مورد مسائل اجتماعي و رواني پيچيده او داشته باشيم.
فكر خودكشي با خود خودكشي ارتباط دارد. روانپزشكي يك پديده است و با يك علامت نمي شود آن را تشخيص د اد. فكر خودكشي در برابر سعي در خودكشي خيلي ارزشمند نيستند ولي اگر كسي فكر خودكشي كرد و آن را به زبان آورد بايد در مورد او مطالعه كرد.
خودكشي را بايد يك بيماري تلقي كرد.
به اعتقاد من اولياي امور، وزارت بهداشت و درمان و جامعه روانپزشكي مسؤول خودكشي ها است بايد دارو درماني به جا باشد. وظيفه همه اطبا، جامعه شناسان، روانپزشكان و اولياي امور احترام به بيمار رواني است. در علم جديد ثابت شده پيشگيري مهمتر از درمان است پس بايد در اين خصوص مؤسساتي تشكيل شود تا از بيماري رواني پيشگيري شود. بايد تبعيض ها برداشته شود و مسائل اجتماعي اصلاح شود تا بيمار رواني كمتر داشته باشيم.