دوشنبه ۱ دي ۱۳۸۲ - ۲۷ شوال ۱۴۲۴
Mon, Dec 22, 2003
ويژه ۶
شماره ۲۶۷۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
نگاه اجتماعي به فيلم «پسران بد۲»
درباره كارگردان و ساير عوامل ساخت فيلم
معرفي يك فيلم روز پليسي ـ جنايي
«ژان كلود ون دام» معروف از خودش و اعتياد مي گويد
۵۰سال پيش اتفاق افتاد
هيچكاك و پنجره رو به حياط
148446.jpg
* يك عكاس پاشكسته آنقدر در كارخانه هاي روبروي منزلش فضولي مي كند كه بطور تصادفي به راز يك قتل پي مي برد
حدود ۵۰سال پيش و اگر بخواهيم دقيق تر بگوييم در سال ۱۹۵۴ بود كه آلفرد هيچكاك استاد مسلم سينماي دلهره، يكي از بهترين آثار سينماي پليسي ـ جنايي ـ «تريلر» (دلهره آميز) را ساخت و نام «پنجره مشرف» و يا «پنجره رو به حياط» را برآن نهاد.
فيلم درباره يك خبرنگار و عكاس روزنامه ها (با بازي جيمز استوارت مشهور) است كه چون طي حادثه اي پايش شكسته و قادر به تردد و كار و رفتن به اداره يا خيابان ها نيست، با پايي در گچ دائماً لب پنجره اتاق نشيمن خانه اش نشسته و به خانه هاي روبرويي نگاه مي كند. طي اين نگاه او زندگي عادي و روزمره مردم را هر روزه مي بيند. از جر و بحث زنان و شوهران گرفته تا بيدارشدن شان در صبح ها و رفتن به سركار و راهي شدن بچه ها به مدارس و سپس بازگشت همه شان به خانه در عصرها و هر رويداد معمولي ديگري را طي روز.
جسد قطعه قطعه
اما در بين همين نگرش ها و وقايع عادي، روزي عكاس مورد بحث متوجه دعواي شديد يكي از همسايه هاي روبرويي با همسرش مي شود. آن مرد(با بازي ريموند بر كه بعداً نقش معروف پري ميسون و ايرون سايد را در سريال هاي تلويزيوني بازي كرد) روزي با همسرش كه بيمار و روي تخت بستري است، مشاجره شديدي مي كند و از آن پس هرچه عكاس چشم مي دوزد، ديگر اثري از همسر وي نمي يابد. تا اين كه يكي از روزها متوجه آن مي شود كه كاراكتر ريموند بر در چند نوبت با چمدانش چيزهايي را به بيرون از خانه حمل مي كند. استوارت به آرامي درمي يابد كه آن مرد پس از كشتن همسرش جسد او را چند قطعه كرده و با گذاشتن آن در چمدانش، آن را به بيرون انتقال داده است.
طي تمام اين سكانس ها نامزد جوان اين عكاس (با بازي گريس كلي)، مستخدم زني كه كارش هر روزه آمدن به خانه عكاس و تميزكردن آن است و همچنين يكي از دوستان و همكاران عكاس، هر روز به وي سرمي زنند و عكاس قضيه را با آنها درميان مي گذارد اما بجز نامزدش بقيه ماجرا را چندان جدي نمي گيرند و حتي گريس كلي نيز در ابتدا به صحت حرفهاي او شك دارد و فكر مي كند او از فرط بيكاري و دخالت كردن در زندگي ديگران، خيالاتي شده است.
چشم بيننده ها
تا اين كه كاراكتر ريموندبر كه به آرامي پي برده است عكاس خانه روبرويي وي را زيرنظر داشته است به سراغ او مي رود در حالي كه مي خواهد او را خفه كند، عكاس با كمك فلاش دوربين اش و نورانداختن هاي تند آن موفق مي شود كه قاتل را از بالا به پايين پرت كند و خودش را نجات بدهد.
«پنجره مشرف» با قراردادن كاراكتر استوارت در هيأت چشم بيننده ها، آنان را به سفري هيجان انگيز مي برد و ماجرايي ناب را خلق مي كند و يك بار ديگر هيچكاك طي آن استادي اش را دربه تصوير كشيدن مضامين جنايي و دلهره آور به اثبات رسانده است در طليعه سال ۲۰۰۴ اين فيلم با مصاديق فوق تازه تر از هر زماني و نو تر از هر فيلمي نشان مي دهد.
نگاه اجتماعي به فيلم «پسران بد۲»
«لودگي» يا «هنر»؟
اين فيلم فروش خوبي داشته و در ژانر فيلم هاي پليسي ـ كمدي از بهترين ها به حساب مي آيد. با اين حال بايد پذيرفت كه خوب و بد را باهم دارد و در بعضي قسمت هاي خود نه اميدساز بلكه منفي و فراري دهنده جوان ها است. يعني همان قشري را از خود دور مي كند كه هدف سازندگانش جلب نظر آنها بوده است.
دو كارآگاه اصلي و كاراكتر مركزي قصه با هدايت مايكل بي كارگردان فيلم با اشرار درمي افتند و در عين اينكه شوخي مي كنند و حتي بين خودشان هم اختلاف هايي وجود دارد، اما شكست نمي خورند. ايراد آنجا به وجود مي آيد كه بي و دستيارانش به صرف شوخي كردن و به قصد ايجاد جذابيت (به هر قيمتي) حتي سليقه و روح جوانتر ها را نيز در متن قصه خود ناديده مي گيرند و آنها را مي كوبند.سكانسي درفيلم هست كه نشان مي دهد «پسران بد۲» نتوانسته است به جامعه و بخصوص قشر جوان خدمتي كند. در اين سكانس، يكي از كارآگاهها (با بازي مارتين لارنس) كه با همكارش در خانه به سر مي برد، صداي زنگ «در» را مي شنود. در را باز مي كند و مي بيند همكلاسي دختر ۱۵ساله اش به آنجا آمده است تا وي را ببيند. او و ديگر كارآگاه قصه (ويل اسميت) در اين نما چنان با شلاق كلمات خود به جان پسرك مي افتند و او را به باد متلك و بد و بيراه مي گيرند كه پسرك از عمرش سير مي شود و اشك اش درمي آيد. معلوم نيست «بي» و دستيارانش به چه مي انديشيده اند و چگونه باور داشته اند كه نسل جوان و حتي تماشاگران مسن تر مي توانند اين صحنه را ببينند و افسوس نخورند. تندي كلام دو كارآگاهي كه قرار است منجي جامعه درمقابل اشرار باشندو افتادن شان به جان نوجواني كه به ميهماني آنها آمده است، اسباب تأسف است و نشان مي دهد سازندگان فيلم چنان ايجاد جذابيت و جلب نظر مردم را بر هر چيزي ارجح دانسته اند كه همه چيز يادشان رفته است و «لودگي» را با «هنر» اشتباه گرفته اند.
درباره كارگردان و ساير عوامل ساخت فيلم
قايقي كه بيهوده فرارمي كند
«پسران بد۲» براساس سناريويي از ران شلتون، جري استال، كورمك ويبرلي و ماريان ويبرلي و با كارگرداني مايكل بي ساخته شده و چون تهيه كننده فيلم جري بروك هايمر يكي از موفق ترين تهيه كنندگان سالهاي اخير سينما و يكي از پولسازترين مردان هاليوود است، همه بايد قبل از ديدن فيلم نيز بدانند و حدس بزنند كه با چه معجوني روبرو هستند و چه چيزي انتظارشان را مي كشد.در سيستم او، ايجاد هيجان چنان بر همه چيز اولويت دارد و چنان هدف اول شناخته شده كه ساير مسائل از يادها رفته و حتي كسي به دنبال منطق هم نيست.به عنوان مثال صحنه اي در فيلم هست كه تعقيب يك قايق سريع السير را توسط دو هليكوپتر نيروي پليس برروي دريا نشان مي دهد اما «بي» و سناريست هايش يادشان رفته است كه توضيح بدهند براي چه اين قايق تحت تعقيب قراردارد و اصلاً چه كساني درقايق هستند!شايد هم فرقي نمي كند زيرا در پايان سكانس مي بينيم كه پليس ها قايق را به رگبار مي بندند و طبعاً موتور ازكار مي افتد و قايق متوقف مي شود و اين را از زبان پليس هاي مستقر در داخل هليكوپترها نيزمي شنويم.اما اين كه چرا قايق را تعقيب كرده اند و قايق چه خطا و تخلفي كرده(!) اصلاً توضيح داده نمي شود. بنابراين بيننده به اين نتيجه مي رسد كه بروك هايمر مثل هميشه چنان به دنبال صحنه هاي هيجان انگيز بوده كه فقط مي خواسته اين سكانس در فيلم باشد و حالا اگر هم توضيح و دليلي در ارتباط با كليت فيلم نداشت، ايرادي ندارد!
اما در فيلمي كه به خودي خود نيز با ۱۴۶دقيقه طول مدت، طولاني تر از حدانصاف و منطق است، اين سكانس ها فقط مشكلات را اضافه مي كند.
در دنياي سينماي حادثه
نهنگ هنرپيشه هم رفت
كيكو، نهنگي كه در فيلم هاي ۳ گانه و پرفروش «فري ويلي» ديده شده بود، هفته گذشته از دنيا رفت. او كه ۱۰‎/۶ متر طول و ۶ تن وزن داشت و طي سالهاي اخير در منطقه تاكنس فيورد در نروژ زندگي مي كرد، براثر سينه «پهلو» ناگهان حالش بد شد و معالجات روي اواثر نكرد. دين ريچاردز محافظ شخصي اين نهنگ «تودل برو» (!)و ۲۷ ساله به خبرنگاران در اسلو گفت: «كيكو هيچ ميلي به غذا نشان نمي داد و بي حال شده بود. بهترين پزشكان و كارشناسان بالاي سراو بودند اما آنها هم نتوانستند او را نگه دارند». بد نيست بدانيد نهنگ ها در صورتي كه انسان ها مزاحم شان نشوند و آنها را تبديل به هنرپيشه سينما نكنند(!) و در دريا وآبهاي آزاد زندگي كنند، به طور متوسط ۳۵ ساله عمر مي كنند. كيكو با بازي در فيلم هاي «فري ويلي» (ويلي آزاد) معروف شده بود و در اين فيلم ها دوستي وي را با يك نوجوان مي بينيم. اين نوجوان به او ياد مي دهد كه با آن جثه عظيمش از روي ارتفاعات بلند بپرد و سرانجام به سوي آزادي و زندگي بي دردسر وفارغ از دست اندازي انسان ها به حركت درآيد. هرچند او هرگز از دست آدم هاي زياده خواه راحت نشد وجانش را هم زودتر از موعد روي همين قضيه گذاشت.
هنرپيشه دزد آمريكايي نمره قبولي گرفت!
وينونا رايدر هنرپيشه زن ۳۳ ساله آمريكايي كه به رغم داشتن ثروتي بيكران دو سال پيش دست به دزدي از يك مغازه در بورلي هيلز زد و پس از محاكمه مجرم شناخته شد هفته گذشته از قاضي ناظر بر كارش و مسؤولاني كه امور تأديبي وي را زير نظر دارند، نمره قبولي گرفت و موجب تحسين آنها شد!قاضي الدان فاكس كه وي را به حبس تعليقي محكوم كرده و دوره بازسازي او را زير نظر دارد، در مصاحبه اي با خبرنگاران درلس آنجلس گفت: «گزارش بسيار خوبي از خانم رايدر به دست ما رسيده و بايد بگويم او در دوره كارهاي تأديبي اش و انجام امور عام المنفعه كاملاً خوب عمل كرده است. او به واقع هر كاري كه دادگاه از وي خواسته بود، انجام داده است.» رايدر فقط زماني از تحمل حبس و رفتن به زندان رهايي يافت كه رضايت داد اضافه بر ۴۸۰ ساعت كار عام المنفعه، هر هفته به نزد پزشك روانكاو برود و با وي صحبت كند تا تنش هاي روحي اش كه باعث شد با آن همه ثروت دست به سرقت كالاهايي پيش پا افتاده به قيمت فقط ۵۵۰۰ دلار بزند، برطرف شود.
«رمبو» و يك ماجراي پليسي حقيقي
سيلوستر استالونه هنرپيشه معروف آمريكايي كه ستاره فيلم هاي اكشن وپرماجرا طي ۲۵ سال اخير بوده و سري فيلم هاي «راكي» و «رمبو» با شركت وي مشهور و پرفروش بوده است ، قصد دارد در فيلمي جديد حضور يابد كه موضوع آن درباره وجود فساد در نيروي پليس شهر لس آنجلس است.استالونه كه نوشتن سناريو و كارگرداني اين فيلم را نيز به عهده خواهد داشت ، اخيراً ۵۶ ساله شده است و با اين وجود قصد ندارد كه از كارهاي اكشن احتراز كند و هنوز هم از فيلم هاي پربرخورد ابايي ندارد. نام اوليه فيلم جديد او را كه البته ممكن است تغيير يابد، «برج جنجال» گذاشته اند ودر آن استالونه نقش پليسي را بازي مي كند به نام «راسل پول» كه به تحقيق در باره قتل دوستاره موسيقي پاپ آمريكا با نامهاي «توپاك شاكور» و «بيگ» مي پردازد و طي آن به حقايقي جالب پي مي برد و فساد برخي از پليس هاي شهر لس آنجلس براو آشكار مي گردد. بد نيست بدانيد كه اين ماجرا حقيقي است و اين خواننده ها واقعاً وجود داشته اند وطي سال ۱۹۹۶ به فاصله ۶ماه به قتل رسيدند وهميشه اين دو واقعه را به هم نسبت وارتباط داده اند و بسياري براين عقيده اند كه «بيگ» دستور قتل «شاكور» را داده و سپس به رسم مجازات توسط وابستگان او كشته شده است.«رمبو» سابق چه مي گويد؟!
هنرپيشه زن آمريكايي از يك خواننده كتك خورد
پليس آمريكا هفته گذشته بابي براون خواننده مرد سياهپوست آمريكايي را متهم به ضرب و شتم همسر هنرمندش ويتني هوستو ن(كه هنرپيشه و خواننده است) نمود و وي را تحت پيگرد قضايي قرار داد. براون با پاي خود به پاسگاه پليس رفت وخودش را تسليم كرد و پس از تشكيل پرونده ضروري و مورد نظر به قيد وثيقه آزاد شد و قرار است ۳ هفته بعد در دادگاه حضور يابد. خانه مسكوني هوستون و براون در منطقه الفاره تا در حومه شهر آتلانتا در ايالت جورجيا آمريكا قرار دارد وبه گفته مسؤولان اداره پليس، هوستون شخصاً از آنها خواسته بود به آنجا بيايند و وي را از دست براون نجات بدهند.ظاهراً براون با ضربات مشت به صورت هوستون زده است وجاهاي ضربات او آشكار بر روي گونه هوستون ديده مي شود. به رغم كشيده شدن قضيه به اين مرحله، به نوشته روزنامه هاي محلي زن وشوهر مذكور قصد دارند قضيه را در بيرون دادگاه حل كنند وآن را طولاني نكنند. براون سابقه بارها در گير شدن با مأموران قانون وزيرپا گذاشتن قواعد اجتماعي و اعتياد به مشروبات الكلي و مواد مخدر را دارد.
«مردعنكبوتي۲» هم مثل پليس عمل مي كند
از ۲۵آذرماه تكه هاي كوتاه و تبليغاتي فيلم «اسپايدرمن۲» روي برخي خطوط اينترنت به نمايش درآمده و تبليغات عظيم به سود اين فيلم شروع شده است. اين در حالي است كه زمان شروع نمايش آن از خرداد ۸۳ زودتر نخواهدبود.«اسپايدرمن يك » در ۵ روز نخست اكرانش طي بهار ،۲۰۰۲ حدود ۱۱۴ميليون دلار فروخت كه اين هنوز هم يك ركورد محسوب مي شود و تا پايان اكران جهاني اش رقم ۸۲۰ميليون را نيز رد كرد كه اين فيلم را در جمع ۸ فيلم پرفروش تمامي تاريخ جاي مي دهد و «تريلر»هاي پخش شده از قسمت دوم (كه مثل بخش اول محصول كمپاني كلمبيا است) خبر از تدارك وسيع سازندگان فيلم و آمادگي آن براي يك سود نجومي تازه مي دهد.«اسپايدرمن» كه براساس يكي از كميك استريپ هاي معروف ماردل بوكز ساخته شده، درباره مرد جواني است كه مثل يك عنكبوت از خود تار به بيرون متصاعد مي كند و سوار براين تارها از سخت ترين ارتفاعات بالا مي رود و مثل يك پليس و مأمور قانون تبهكاران را سرجايشان مي نشاند و انسان هاي مظلوم را از شر وجود مردم پليد نجات مي دهد.
معرفي يك فيلم روز پليسي ـ جنايي
جولان پليس هاي فانتزي
در ميان لشگر گنگسترها
* وصال روحاني
«پسران بد۲» كه طبعاً بر ادامه اي بر قسمت نخست آن است، فيلمي است كه ژانر پليسي ـ جنايي ـ پرماجرا و البته با تمي كميك و شايد يكي از بهترين هاي اين سبك طي سالهاي اخير باشد.
همچون قسمت اول با دو كارآگاه بخش مبارزه با موادمخدر در لس آنجلس با نامهاي مايك لاوري (با بازي ويل اسميت) و ماركوس برنت (مارتين لارنس) مواجه هستيم. آنها در تعقيب يك سري قاچاقچي موادمخدر گذارشان به شهر ميامي در ايالت فلوريداي آمريكا مي افتد و در آنجا سر از توطئه رئيس يك باند گنگستري (با بازي يوردي مولتا) درمي آورند. اين مرد و همكارانش براي به زير سلطه درآوردن تمام منطقه طرح يك كشتار سراسري را ريخته اندو لاوري و برنت چاره اي به جز مقابله با آنها ندارند.
كامل تر و بهتر
اما مايك به آرامي به «سيد» خواهر ماركوس (با بازي گابريل يونيون) علاقه مند مي شود و همين مسأله روابط آنها را براي مدتي مخدوش مي كند.
اگر آنها روابط كاري خود را از ارتباط هاي خصوصي جدا جدا و متمايز نكنند، هم خودشان به خطر خواهند افتاد و هم «سيد» دچار مشكلاتي بزرگ خواهد شد. اما اين هم مشكلي است كه اين دو آن را حل مي كنند تا بتوانند درنهايت به سراغ لشگر گنگسترهايي بروند كه گفتيم ...شايد عده اي رأي بدهند كه فيلم اول (محصول ۱۹۹۶) بهتر از فيلم دوم بوده است اما شايد قضيه برعكس باشد و دلايل و نشانه هايي هست كه گواهي مي دهد اين فيلم جديد از آنچه تحت عنوان «پسران بد يك» اكران شده بود، كامل تر و بهتر است.در عين حال نمي توان انكار كرد كه فيلم دوم بيش از حد شلوغ است و چنان شتاب داردو از آرامش ـ ولو موقتي ـ دور است كه وقتي به پايان فيلم مي رسيم، بسياري نفسي به راحتي مي كشند. با اين حال از مايكل بي كه كارگردان اين فيلم بوده و جري بروك هايمر تهيه كننده معروف و موفق فيلم انتظاري جز اين را نمي توان داشت و آنها اصولاً با چنين اهداف و بافتي قدم به صحنه مي گذارندو تخصص شان همين است.
از اولي تا دومي
آنها حتي بودجه اي بيشتر از مرتبه اول را در اختيار داشته اند و اگر در مرتبه نخست توانسته بودند، اسميت و لارنس را در ابتداي راه حضورشان در سينما با قيمت هايي كم به خدمت بگيرند، اين بار پولي كلان تر را صرف جذب كساني كرده اند كه در اين حدفاصل بدل به ستاره هايي غيرقابل انكار در سينما شده اند.تم كمدي فيلم بارها به نجات آن مي آيد و نقطه قوت آن مي شود. آنجا كه تماشاگر دروغ بودن بعضي اتفاقات را به فانتزي بودن فيلم ارتباط مي دهد. با اين حال در عصر پليس هاي بسيار جدي و بيرحم و برخوردهاي تند و خونبار بر پرده سينما «پسران بد» يك تنوع جذاب در اين روند كلي نشان مي دهد. هرچند در آخر قصه هيچكس نگران اين نيست كه اين دو پليس زبل و قدري خل و چل(!) واقعاً حريف گنگسترها مي شوند يا خير و مهم جذابيت و سروصداي آثاري از اين دست است كه بايد خوب بفروشد و آسان پسندان را لبريز از شادي كند.
«ژان كلود ون دام» معروف از خودش و اعتياد مي گويد
مي خواهم دوباره يك پليس خوب باشم
148497.jpg
اشاره : ژان كلود ون دام بلژيكي قهرمان جودوي جهان بود كه به سمت سينما كشيده شد و درسالهاي پاياني دهه ۱۹۸۰ و نيمه اول دهه
اشاره : ژان كلود ون دام بلژيكي قهرمان جودوي جهان بود كه به سمت سينما كشيده شد و درسالهاي پاياني دهه ۱۹۸۰ و نيمه اول دهه ۱۹۹۰ به يكي از موفق ترين بازيگران فيلم هاي پليسي ـ اكشن ـ حادثه اي بدل گشت و در فيلم هايي همچون «كيك باكسر»، «سربازجهاني»، «جنگنده خياباني» و «پليس زمان» درخشيد.اما بعداً مشكلات به سراغ او آمدند و او را درسالهاي آخر دهه ۱۹۹۰ و يكي دو سال اول دهه ۲۰۰۰ كمرنگ كردند. او همسر و ۳فرزندش را ترك گفت تا با زني به نام دارس لاپيه ازدواج كند اما اين دوران با بروز معضلاتي بزرگتر براي وي و اعتيادش به موادمخدر و ضرب و شتم اطرافيانش همراه شد و او دوران بدي را گذراند.اما ون دام در زمستان امسال مدعي است كه بذرهاي شيطاني را دروجود خود كشته و باقرص و دوا وجودش را ازموادمخدر پاك كرده و شرايط فيزيكي اش را بهبود بخشيده است. او به علاوه به نزد همسر و فرزندانش بازگشته و مي خواهد از اين پس سري را كه درد نمي كند، دستمال نبندد. چندي پيش فيلم جديد «ناك دان» با بازي او و راب اشتايدر در نقش هاي اصلي اكران شد و وي دو فيلم جديد ديگر را نيز آماده پخش دارد كه خودش مي گويد: فراتر از توانايي هاي فيزيكي، خصوصيات انساني او را نيز به نمايش مي گذارد و فيلم به كارهاي رزمي ختم نمي شود و اين همان چيزي است كه ون دام مي خواهد. او درمصاحبه پيش رو ابهام ها و سؤالات مرتبط با وي پاسخ مي دهد.

\ آقاي ون دام، به صحنه زندگي خانوادگي و هنر سينما بازگشته ايد. حتماً لذت مي بريد.
* بله، بازگشت با ارزش براي من بوده است. كنارخانواده ام هستم. از تمام شلوغي ها و زشتي هايي كه طي سالهاي اخير در زندگي ام وجودداشت، گذركرده ام و حالا دوباره سالم هستم و مي خواهم همان پليس و مأمور امنيت ساز برروي پرده سينما باشم.
\ شما كه با آن اندام ورزيده تان هميشه مظهر سلامت بوده ايد، چطور به كوكائين معتادشديد؟
* شايد هم آن قضيه محصول و نتيجه به هم ريختن زندگي خصوصي ام بود. روابطي كه مخدوش شده بود و ارتباط هايي كه به ناكامي كشيده شد. براثر همان مسائل تمرينات ورزشي ام را كنارگذاشتم.
واقعاً بايد عزمي قوي و همراهاني خوب داشته باشيد تا بتوانيد از اين گونه مخمصه ها نجات يابيد كه من داشتم.
\ خب، چطور دوباره سالم شديد؟
* ازنظر روحي و فكري مهياي اين قضيه شدم. اگر عزم تان عزم باشد، مي توانيد از اين كارها انجام بدهيد. اگر خودتان نخواهيد، بهترين پزشكان و قوي ترين داروها هم نمي توانند نجات تان بدهند.
\ آيا لحظه اي رسيد كه نااميد بشويد؟
* بله. حتي به نقطه اي رسيد كه دلم مي خواست بميرم. ديگر هيچ چيز باعث شوق و ذوق درمن نمي شد. درآن زمان است كه بايد تلاش كنيد و بگرديد تا دوباره احترام به خويشتن را در وجودتان بيابيد و اگر چنين كنيد، ساير چيزها نيز باز خواهند گشت. مسأله، فقط مسأله اعتياد و دارو نيست، بلكه مشكل درون خود آدم است. چيزي كه بايد خودتان حل كنيد.
\ هواداران شما چه، آنها چه مي گفتند؟!
* آنها هيچگاه مرا تنها نگذاشتند و هميشه براي حمايت از من حضور داشتند. آن قضايا تقصير ديگران نبود و هرچه بود، به خودم مربوط مي شد.
\ ميليونها كودك و نوجوان در دنيا فيلمهاي شما را مي بينند و شما را الگوي خودشان تعيين كرده اند. آيا با اين بساط ارزش اش را داريد؟
* سقوط به خودي خود بد نيست (!) و مهم اين است كه پس از هر سقوط دوباره به پا خيزيد. اگر بوكسور باشيد و يك روز شكست بخوريد، بايد به شدت تمرين كنيد تا بازگرديد و اين دفعه پيروز باشيد. طي تمام آن مدت من به هيچ كس به جز خودم لطمه نزدم و حس مي كردم كه يك شيطان درون من وجود دارد كه به حرفهايش گوش مي كردم، اما از آن مسائل عبور كردم و حالا مي خواهم دوباره همان الگويي باشم كه گفتيد.
\ مشكلات شما از كجا شروع شد؟
* از همان موقع كه به لس آنجلس رفتم و مرا به ميهماني ها و مراسم بردند و خودم را گم كردم. آنجا مكاني پليد است. بايد به نيويورك كه آرامتر است و يا اروپا بازگردم. هرچه باشد، من از اين قاره مي آيم.
\ اهداف امروز شما چيست؟
* بيش از آن كه كاري و شغلي باشد، شخصي است. دلم مي خواهد آرام و خوشبخت باشم. بسيار خوب است كه در سينما و كارهاي نمايشي موفق باشيد، اما مهمتر آن است كه وقتي شب به خانه باز مي گرديد، خانواده پاك تان منتظر شما باشند و يك زندگي خصوصي سالم را داشته باشيد. اين بزرگترين موفقيت ممكن براي يك انسان است. همين حالا فيلم «ناك دان» من بر اكران است، اما آن طور نيست كه سرنوشت من وابسته به آن باشد و زندگي بسيار وسيع تر و با ارزش تر از آن است كه فقط بر اساس يك فيلم سنجيده شود. من بايد يك زندگي خصوصي موفق داشته باشم.
\ چند فرزند داريد؟
* سه تا، با سنهاي ۱۱ ، ۷ و ۲‎/۵ سال.
\ آيا اين قضايا روي آنها اثر نگذاشته است؟
* هرچه هست، آنها وجود و قدرت طبيعي پدرشان را مي شناسند و مرا تشويق كرده اند كه بار ديگر ايفاگر نقش آدمهاي خوب و پرتوان و پليس هاي نيكوكار بر پرده سينما باشم.
\ آيا در دوران گرفتاريهايتان به نزد پزشكان روانكاو هم رفتيد؟
* بله، رفتم، اما سود زيادي براي من نداشت. شايد براي خيلي ها مؤثر بوده باشد، اما براي من خير. البته چند سال پيش با پزشكي صحبت مي كردم و او حرف خوبي زد. او گفت وجود تو مملو از نا آرامي است و بايد آن را تخليه كني.
\ از چه طريق؟
* مثلاً از طريق كاراته و ساير حركات رزمي در فيلمها كه به نوعي تخليه انرژي است.
\ اگر يك بازيگر در هاليوود موفق باشد، ديگران چشم بر اعتياد احتمالي وي خواهند بست؟
* اگر پولساز باشيد و هر بلايي سر خودتان بياوريد، كاري به كار شما نخواهند داشت و قضيه شما را يك مشكل داخلي توصيف خواهند كرد. براي استوديوهاي سينمايي فقط پول مهم است، اما خودتان چه؟ آيا نبايد احترام شخصي تان را دوباره احيا كنيد؟
\ و سرانجام بگوييد آيا پس از اين همه سال فشار آوردن به بدن تان، باز هم توان و كشش اين كارهاي رزمي را داريد؟
* بله، ولي بايد براي آن بهاي گزافي را بپردازيد. من ۴۰ سال دارم و براي حفظ اين آمادگي جسماني بايد هر روز به سالن بروم و تمرين كنم. سيلوستر استالونه هم گفته بود كه با بالا رفتن سن، اين كار هر روز سخت تر مي شود، اما من به خاطر دو سالي كه از صحنه دور بودم، الآن دوباره تشنه آن هستم و احساس تازگي مي كنم. وقت آن رسيده است كه دوباره يك پليس خوب و منجي مردم و چيزي مثل «پليس زمان» باشم. اينها همه نشان دهنده سلامتي مجدد من است.

|   صفحه اول   |   سياسي   |   اخبار ايران   |   اجتماعي   |   گزارش روز   |   بين الملل   |   گفت و گو   | 
|   سلامتي   |   سرزمين مادري   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه   |   ويژه ۲   |   ويژه ۳   | 
|   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   اقتصادي   |   قيمت سكه و طلا   | 
|   حوادث   |   ورزشي   |   صفحه آخر   |   افق   |   اوقات شرعي   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |