|
|
|
|
|
|
|
|
جالب و خواندني
طلسم ضدگلوله اثر نكرد يك جادوگر آفريقايي وقتي شك و ابهام يكي از بيمارانش را در برابر طلسم ضدگلوله ديد، حاضر شد مشتري اش به او شليك كند.وقتي «اوما آكور» به سوي اين جادوگر كه «اشي ترفا» نام داشت شليك كرد، جادوگر جان سپرد.پليس «اوما آكور» را به جرم قتل دستگير كرد اما متهم به قتل در بازجويي ها گفت مقتول خود خواسته بود كه به او شليك كنم.هنوز معلوم نيست كه چه مجازاتي در انتظار اين متهم است. زندگي دختر ۲ساله در كنار جسد پدر يك دختر ۲ ساله السالوادوري كه بعد از مرگ پدرش با خوردن آب، كره و سس مايونز روزها در كنار جسد پدر خود را زنده نگه داشته بود، توسط پليس نجات داده شد. وقتي يكي از همسايگان متوجه شد آب از زير در آپارتمان خانه يكي از همسايه ها به بيرون مي ريزد، پليس را در جريان قرارداد. پليس شهر فونيكس بلافاصله در محل حاضر شد و بعد از در زدن، تنها متوجه صداي گريه دختر بچه اي شد. پليس پس از شكستن در وارد آپارتمان شد و دريافت پدر ۲۹ ساله اين دخترك بر اثر سكته درگذشته است.پليس دريافت دخترك پس از مرگ پدر با بازكردن در يخچال و خوردن كره، سس مايونز خود را نگهداشته است و وقتي شيرآب آشپزخانه را بازكرده تا آب بخورد، ديگر نتوانسته درست آن را ببندد و به اين علت وحشت كرده و به گريه افتاده است.پليس السالوادور دريافت اين دختر بچه مادري معتاد داشته كه پس از طلاق از شوهرش حق سرپرستي دختر ۲ساله از او سلب شده است. هديه مك دونالد زني كه در برابر يكي از فروشگاههاي «مك دونالد» منتظر دريافت پاكت صبحانه اش بود، دريافت پاكتي كه به او داده اند سنگين تر از صبحانه سفارشي اش است.او وقتي پاكت را بازكرد متوجه شد هزاران دلار پول در آن پاكت است.جنيس ميسنر پاكت را به مسؤولان مك دونالد بازگرداند. مقامات مك دونالد كه مقدار واقعي پول را اعلام نكرده اند، گفتند براي اينكه اين مقدار پول جلب توجه نكند آن را درون پاكت غذا گذاشته بودند و اين اشتباه به خاطر سهل انگاري يكي از كاركنان روي داده است.مقامات اين فروشگاه قصد دارند ۵۰ دلار پول به همراه نامه اي تشكرآميز براي جنيس ميسنر ارسال كنند. حمله گربه هاي گرسنه به صاحب ۸۶ساله هفت گربه گرسنه وقتي ديدند صاحب شان گوشه اي افتاده است و قادر به حركت نيست، از شدت گرسنگي به وي هجوم بردند.مي لوري زني ۸۶ ساله بود كه در آپارتمان خود واقع در لوس آنجلس به همراه هفت گربه و يك سگ كوچك زندگي مي كرد. وقتي همسايه ها متوجه شدند «مي لوري» از چند روز قبل از خانه اش خارج نشده است، پليس را خبر كردند.پليس پس از وارد شدن به آپارتمان اين زن متوجه شد وي دچار حمله قلبي شده و از چند روز قبل قادر به حركت نيست و در اين مدت هفت گربه اين زن تنها از شدت گرسنگي به او هجوم برده اند تا صاحب خود را و سگ او را بخورند. فريبكار كريسمس مردي اهل فلوريدا با ادعاي اينكه بليت مربوط به نمايشي در مورد كريسمس را مي فروشد، از صدها كودك هزاران دلار دريافت كرد و سپس با آن پولها مشغول خوشگذراني شد. به گفته پليس، اين شخص كه «ديويد لي اليسور» نام دارد، از دانش آموزان سراسر ميامي براي نمايشي بي نظير پول جمع كرده بود. هنگامي كه كودكان بليت به دست به محل نمايش رفتند، متوجه شدند كه تمامي درها بسته و خبري از اليسور نيست.وي در حال حاضر متواري شده و در صورت دستگيري به حداكثر ۵ سال زندان و ۲۵۰ هزار دلار جريمه نقدي محكوم خواهد شد. بابانوئل سارق مردي كه لباس و گريم بابانوئل را بر چهره داشت، با كيسه اي قرمزرنگ وارد بانكي در پنسيلوانيا شده و با نشان دادن اسلحه اي به صندوقدار بانك، پولها را به سرقت برد.هويت اين دزد كه تاكنون شناسايي نشده است، پس از خارج شدن از بانك به جاي استفاده سورتمه، سوار بر اتومبيل از محل سرقت متواري شد. كارت كريسمس در ۱۰ سال ۱۰ كيلومتر سفر كرده است كارت كريسمسي كه ده سال پيش از زاگرب به مقصد شهر (سسوته) در ۱۰ كيلومتري پايتخت فرستاده شده بود، بالاخره به دست دريافت كنندگانش رسد. در اين كارت نوشته شده است: «كريسمسي شاد همراه با سلامتي را براي شما در سال ۱۹۹۴ آرزو دارم و اميدوارم صلح بر اين منطقه حاكم شود.»خانواده (پروان) كه اين كارت را دريافت كرده اند، ابتدا به گمان يك شوخي آن را بي اهميت به شمار آورده اند، ولي هنگامي كه دريافتند اين كارت از جانب دوستشان (امير) كه چند سال پيش فوت كرده، براي آنان پست شده و با بررسي تاريخ روي تمبر كه مربوط به سال ۱۹۹۳ بود، دريافتند اين كارت واقعي بوده و در زمان اغتشاشات در آن منطقه ارسال شده است. اداره پست كرواسي در خصوص اين تأخير ۱۰ ساله هيچ توضيحي نداده است. آخرين حمله گاو اسپانيايي گاو ۶۰۰ كيلويي در حالي كه بر پشت كاميوني به سمت كشتارگاه حمل مي شد، از آن سقوط كرد و راه را بر اتومبيلهاي عبوري در بزرگراه مادريد مسدود كرد. اين گاو كه بر اثر شكسته شدن قفل قفس از پشت كاميون به روي اتوبان سقوط كرد، شروع به حمله به طرف كساني كرد كه سعي در گرفتن او داشتند و حتي كپسولهاي حاوي مواد خواب آور را كه پليس به سمتش شليك كرده بود، از خود جدا ساخته و باعث ايجاد ترافيكي به طول ۳ كيلومتر در بزرگراه شد. پليس ناچار شد با شليك گلوله گاو را از پاي درآورد.
|
|
|
|
|
شبح مرگ فلوريدا
|
|
|
مردي كه پس از ۱۰بار حكم مرگ او به اجرا درنيامده بود، سرانجام با نشستن روي صندلي الكتريكي اعدام شد.اين مرد جنايتكار در طول محاكمات خود زماني كه به سه بار حبس ابد محكوم شده بود به ۴۱قتل اعتراف كرده بود \ تولد شوم «جرالد استانو» در ۱۲سپتامبر ۱۹۵۱ در شنكتوي واقع در نيويورك به دنيا آمد. مادرش غير از او چهار بچه ديگر هم داشت كه سه خواهر و برادر او را به پرورشگاه سپرد و تنها دختر كوچك خود را كه داراي مشكل مغزي بود پيش خود نگه داشت. از آن به بعد «جرالد» و خواهر بيمار او تا مدتي پيش مادر ماندند ولي در مدت كوتاهي مادر تصميم گرفت كه «جرالد» را نيز به پرورشگاه بسپارد و اينگونه بود كه «جرالد» به پرورشگاه رفت. مدتي بعد از زندگي «جرالد» در پرورشگاه بودكه «دوگنه و نو رمااستانو» او را به فرزندخواندگي پذيرفتند. از همين جا بود كه «استانو» دچار مشكلات زيادي شد او تا ۱۰سالگي هنوز شب ادراري داشت و پزشكاني كه او را تحت معاينه قرار مي دادند به والدين او گفتند كه او به شدت احساس تنهايي مي كند. «جرالد» در مدرسه به سختي با كودكان و هم سن و سالان خود ارتباط برقرار مي كرد و همين باعث شده بودتا دختران همكلاسي اش جرالد را مورد تمسخر قرار دهند.اواخر دهه۱۹۶۰ بود كه آژير آتش نشاني به صدا درآمد، اين در حالي بودكه هيچ آتش سوزي در كار نبود. در آن زمان روشن شد كه «جرالد» آژير آتش نشاني را به صدا درآورده بود. او دستگير شد ولي كمي بعد به خاطر پرتاب قطعات بزرگ سنگ به سوي ماشين ها از بالاي پل او را دستگير كردند. پدر و مادر خوانده جرالد براي اينكه در روحيه او تغييراتي به وجود آورند او را در مدرسه ارتش ثبت نام كردند، اما جرالد در اين مدرسه اقدام به دزديدن پول همكلاسان خود كرد.در سال۱۹۶۷ استانو به منطقه «نوريس تاون» در پنسيلوانيا رفت. خانواده او اميدوار بودند كه اين تغيير محيطي روي او تأثير مثبتي بگذارد، اما در مدت كوتاهي وقتي او از مدرسه فرار كرد، خانواده اش پي بردند كه نه تنها چيزي عوض نشده است بلكه شرايط او وخيم تر هم شده اسست. «جرالد» در اين زمان و بعد از فرارش از مدرسه بودكه اقدام به سرقت پول از خانواده و دوستانش مي كرد. «جرالد» يكبار از كيف پدرش پول دزديد و به همكلاسي هايش داد تا در مسابقه دو از او جلو نزنند واينگونه بود كه «جرالد» در اين مسابقه اول شد.«جرالد» بعد از چندسال مردودي بالاخره در ۲۱سالگي موفق به گرفتن ديپلم شد.بعد از گرفتن ديپلم بودكه به يك متل رفت و در مدرسه كامپيوتر ثبت نام كرد. او در ميان تعجب اطرافيانش موفق شد با نمرات خوبي فارغ التحصيل شود و شغلي در بيمارستان آن منطقه پيدا كند. اما اين درخشش مدت كوتاهي دوام داشت و او به تكرار اعمال گذشته اش پرداخت. اين بار او از همكارانش دزدي مي كرد. همچنين دزديها باعث شد كه او را هر بار از محل كارش اخراج كنند و ناچار شود تا به شغلهاي گوناگوني مشغول شود. \ آشنايي شوم در اوايل دهه۱۹۷۰ بودكه جرالد به نيوجرسي رفت و در آنجا با دختري آشنا شد. مدت كوتاهي بعد بود كه پدر اين دختر «جرالد» را با اسلحه تهديد كرد تا رابطه اش را با دخترش قطع كند. «جرالد» اين پيشنهاد را پذيرفت اما از آن زمان به مشروب و موادمخدر روي آورد «جرالد» در همين سال بود كه با خانواده اش به فلوريدا رفت. او در اين زمان به مشاغل پياپي مشغول مي شد. هر يك از محيط هاي كاري او را به علت غيبت از كار يا سرقت و دزدي در محيط كار اخراج مي كردند. در سال ۱۹۷۵ بود كه جرالد تصميم گرفت زندگي اش را به روال عادي بازگرداند باچنين تصميمي بود كه الكل و مواد مخدر را كنار گذاشت و با يك آرايشگر آشنا شد. اين دختر آرايشگر ۲۲ سال داشت و در ۲۱ ژوئن ۱۹۷۵ با هم ازدواج كردند. اوايل همه چيز به خوبي مي گذشت و پدر همسرش به او كار داد او مشغول به كار شد. مدت كوتاهي بعد«جرالد» به عادت گذشته اش بازگشت، اوشروع به مصرف مواد مخدر و الكل كرد و اين تأثيرات به اندازه اي بود كه اقدام به آزار و شكنجه همسرش كرد. شش ماه بعد از اين شكنجه ها بود كه «جرالد» و همسرش از هم جدا شدند. \ كشف نخستين جسد ۱۷ فوريه ۱۹۸۰ كارآگاه «پاول كراو» به محل كشف جسدي رفت كه باشاخه هاي درختان پوشيده شده بود. كارآگاه «پاول راو» در تحقيقات خود پي برد اين زن دو هفته قبل به قتل رسيده است. بررسي هانشان مي داد كه قاتل پس از جنايت جراحاتي را به بدن مقتول وارد كرده وپس از آن مقتول را به پشت خوابانده و دو دستانش را كنارش قرار داده و سر او را به عقب برگردانده و سپس با شاخه درختان پوشانده است.مقتول «مري كارل ماهر» نام داشت و ۲۰ ساله بود. او دانشجوي كالج معلمي بوده است. \ يك شاهد در ۲۵ مارس ۱۹۸۰ زني خياباني در شكايت به پليس ديتونا مدعي شد كه مردي وي را با چاقو زخمي كرده است.اين زن به پليس گفت: آن مرد قدي متوسط داشت، كمي چاق بود و عينك زده بود، سبيل داشت و من مي توانم او را شناسايي كنم و مطمئن هستم اتومبيل او را در مقابل آپارتماني در آن منطقه ديده ام. \ جست و جوي پليس پليس به آپارتماني كه زن نشان داده بود، رفت و اتومبيلي را كه زن مي گفت با همان مشخصات ديد و شماره پلاك آن را يادداشت كرد. پس از آن به وسيله بررسي هاي كامپيوتري روشن شد اتومبيل به فردي به نام «جرالد اوگن استانو» مرد ۲۸ ساله اي كه ساكن دورموند بيچ است، تعلق دارد.پليس پس از بررسي سوابق «جرالد» متوجه شد او سابقه طولاني اعمال خلافكارانه دارد اما هرگز مجرم شناخته نشده است.«جرالد » مظنون به آزار و اذيت چند زن خياباني در آن منطقه بود.«گدبري» و « كراو» مأموران بررسي اين پرونده شدند. آنها در بررسي هايشان دريافتند قاتل «مري كاره» بايد مردي سفيد پوست باشد كه در حدود ۳۰ تا ۴۰ سال دارد. او ساكن منطقه ديتونابيچ است و با ماشين معمولي اش زنان خياباني و مسافران را سوار مي كند. اين مرد بداخلاق است و از زنها تنفر دارد و احتمال دارد او مرتكب چند قتل ديگر نيز بشود. \ احضار جرالد در اول آوريل ۱۹۸۰ «گدبري» و «كروا» جرالد را براي چند سؤال احضار كردند.آنان از او چند سؤال كردند كه جواب آنها را مي دانستند واين سؤالات فقط براي آن بود كه عكس العمل هاي وي را بفهمند و يا متوجه شوند كه او دروغ مي گويد و يا راست مي گويد. كارآگاهان پرونده متوجه شدند كه استانو وقتي حقيقت رامي گويد به طرف جلو خم مي شود و وقتي كه دروغ مي گويد به سوي عقب حركت مي كند. بعد از يك ساعت بازجويي او بالاخره اعتراف كرد كه به آن زن در خيابان با چاقو حمله و او را زخمي كرده است. بعد از اين اعتراف بود كه عكس «مري كراد » به او نشان داده شد و از او پرسيدند آيا تابه حال او را ديده اي. «جرالد» در صندلي اش به عقب رفت و گفت: او سوار ماشين من شد و من و او تنها يك دور با هم زديم و ديگر او را نديدم. پس از چند ساعت بازجويي بالاخره «جرالد» به قتل دختر جوان اعتراف كرد و با اين اعتراف بود كه به علت قتل درجه اول زنداني شد. \ كشف اجساد ديگر ۱۵فوريه ۱۹۸۰ يكي از اهالي منطقه هالي هيل كه نزديك ديتونابيچ است جمجمه انساني را در باغچه خانه اش پيداكرد. پليس بعد از اين اطلاع به جست وجو پرداخت و موفق شد بقايايي از لباس قرباني را به همراه مقداري ديگر از استخوانهاي قرباني به دست آورد. جنازه را حيوانات وحشي به اين وضعيت انداخته بودند. بررسي ها نشان داد كه «توني وان هدوكس » با ضربات چاقو به قتل رسيده است. استانو دوباره تحت بازجويي قرار گرفت. او ابتدا آن قتل را انكار كرد ولي بعد از يك ساعت شروع به اعتراف كرد. با اين اعتراف بود كه بررسي پرونده قتلهايي كه از سال۱۹۷۵ به بعد صورت گرفته بود، در دستور كار قرار گرفت.«ليندا هميلتون» دختري ۱۶ساله كه ۲۲جولاي سال۱۹۷۵ جسدش كشف شده بود، اين دختر اهل ماساچوست بود و براي تعطيلات به آن منطقه آمده بود. چند نفر او را آخرين بار در حالي كه به طرف خيابان آتلانتيك قدم مي زد، ديده بودند. در ژانويه سال۱۹۷۶ جسد نانسي هرو ۲۴ساله را نزديك جاده بولوكريك در شمال اربونديچ پيدا كردند. جسداين زن با شاخه هاي درختان استتار شده بود. چندنفر اين زن را آخرين بار كنار خيابان آتلانتيك ديده بودند.جسد رومانانيل كه ۱۸ساله و ساكن جورجيا در توموكااستيك پارك بود در مي ۱۹۷۶ پيدا شد. جسداين زن ۱۸ساله با شاخه هاي درختان پوشيده شده بود.در صد مايلي غرب ديتونا نيز جسد زن جواني پيدا شد. او رانيز آخرين بار نزديك خيابان آتلانتيك ديده بودند. صحنه اين جنايت نيز شبيه به صحنه هاي قبل بود. در شهر كوچك تيتوسويل در ۵۰مايلي جنوب برواروكانتي جسدديگري كشف شد. اين مقتول نيز آخرين بار در خيابان آتلانتيك ديده شده بود. كارآگاه «كراو» به خاطر تغيير مكانهاي پي در پي استانو حدس مي زد كه او جناياتي را در مناطق مختلف و شهرهاي مختلف مرتكب شده باشد. بنابراين با پليس فلوريدا تماس گرفت و اعلام كرد قتلهاي ديگري در دهه ۷۰ اتفاق افتاده كه هنوز قاتل آن پيدا نشده است. همچنين پليس نيوجرسي همين مسأله را عنوان كرد. \ معامله قاتل استانو كه همه درها را به روي خود بسته مي ديد تصميم گرفت با اعترافاتش در برابر پليس و دادگاه با آنان معامله كند و به اين وسيله از اعدام نجات پيدا كرده و جان خود را حفظ كند. دادرسان پرونده با وجود داشتن اعترافات وي از آنجا كه نمي خواستند دادگاه وي طولاني شود موافقت كردند كه اگر استانو به قتل مري كرول هادو، توني ون هدوكس و نانسي همرد اعتراف كند، به سه بار حبس ابد كه هر كدام ۲۵سال است محكوم خواهد شد. استانو موافقت كرد و در ۲ سپتامبر ۱۹۸۱ قاضي جيمز فاكسمن بعد از دادگاه وي را به زندان ايالتي فلوريدا منتقل كرد؛ اما از آنجايي كه اين زندان با زندان كانتي تفاوت داشت و ديگر كسي دراين زندان به داستانهاي «جرالد» در مورد جناياتي كه كرده بود، توجه نمي كرد بنابراين او با «كراد» تماس گرفت و درخواست كرد تا با او ملاقات كند. اين تقاضا از سوي او عجيب بود اما در اين ملاقات بود كه استانو به چند قتل ديگر اعتراف كرد. او گفت كه چگونه كتي لي شارن ۱۷ ساله از پورت لورنج كه باقيمانده جسدش در ۱۹ ژانويه ۱۹۷۴ پيدا شده بود، به قتل رسانده است. سوزان بيكرت ۲۴ ساله كه جنازه اش در سال ۱۹۷۵ پيدا شد، مري مولدون ۲۳ساله از اورموند بيچ فلوريدا كه در سال ۱۹۷۷ جسدش پيدا شد. همچنين جنين گيلوتينوي ۱۹ ساله، بوني هوفز ۳۴ساله، ديانا والك ۱۸ ساله، اميلي برنيچ ۲۱ ساله، كريستينا گودسون ۱۷ ساله، فوبه وينستون ۲۳ ساله، جون فوستر ۱۸ ساله و سوزان باسيل ۱۲ ساله قربانيان ديگري بودند كه جرالد به قتل آنها اعتراف كرد. درحالي كه جرالد از اتاق «كراد» خارج مي شد ناگهان دو قتل ديگر را نيز به ياد آورد. قتل سندرا اوبوز ۳۵ ساله كه جنازه اش در سال ۱۹۷۸ در جاده اي متروكه پيدا شده بود و اوردتي ويليامز ۱۷ ساله كه جنازه اش در سال ۱۹۷۹ در خيابان آتلانتيك پيدا شده بود. استانو به «كراد» اطمينان داد كه به تمام جناياتي كه مرتكب شده اعتراف كرده است. در ۸ ژوئن سال ۱۹۸۳ استانو وارد مرحله جديدي از دادگاه خود شد كه درآن به اتهام قتل سوزان بيكرست و مري مولدون توسط قاضي فاكسمن به اعدام محكوم شد.استانو در زمان قرائت حكم در دادگاه هيچ عكس العملي نشان نداد. بعد از دادگاه به زندان ايالتي فلوريدا بازگردانده شد.هيأت منصفه استانو را به قتل درجه اول متهم كرد و براي او مجازات اعدام پيشنهاد كرد. \ اعترافات جديد درطول سه سال كه «جرالد» درزندان بود، به قتل هاي ديگري اعتراف كرد. هنوز مشخص نيست او چگونه توانسته است اين همه قتل را در مدت كوتاهي انجام دهد. عده اي اعتقاد داشتند او به قتلهايي كه شايد شنيده اعتراف مي كند. با اين حال دادگاه ديگري براي او تشكيل نشد. \ امضاي حكم اعدام ۲۲ مي ۱۹۸۶ فرماندار فلوريدا حكم اعدام استانو را امضا كرد. قرار بود كه او در ۲ جولاي ۱۹۸۶ اعدام شود. دادگاه تا ساعت ۱۰ صبح دوم جولاي صبر كرد تا حق استيناف به «جرالد» داده باشد، اين حكم تا يك سال بعد متوقف شد. اما ۴ جولاي سال ۱۹۸۷ حق استيناف «استانو» رد شد و حكم اعدام او توسط فرماندار فلوريدا دوباره امضا و روز اعدام ۲۶ آگوست ۱۹۸۷ تعيين شد. در ۲۲ آگوست به خاطر تقاضاي استانو براي آوردن دلايل دفاعيه دوباره به او فرصت داده شد اما درخواست او دوباره رد شد و براي سومين بار حكم اعدام او توسط فرماندار امضا شد. اين بار روز اعدام ۲۹ آوريل ۱۹۸۷ تعيين شد. در ۱۸ مارس ۱۹۸۷ دوباره تاريخ اعدام تغيير كرد و موعد ۳۰ مي ۱۹۸۷ تعيين شد. اما به خاطر درست كار نكردن صندلي الكتريكي تاريخ اعدام بار ديگر تغيير كرد. در ۲۰ اكتبر ۱۹۸۷ دادگاه اعلام كرد: اعدام با صندلي الكتريكي بي رحمانه وغيرعادي نيست و حكم اعدام را ۲۹ مارس ۱۹۸۸تعيين كرد. \ به سوي سرنوشت وقتي جرالد به سوي صندلي الكتريكي مي رفت به محافظان خود چيزي نگفت. اما وقتي او را روي صندلي الكتريكي نشاندند. درحالي كه خانواده هاي قربانيان اين جنايتكار در محل اعدام او حاضر بودند با خوشحالي اعلام كردند امروز را بايد جشن بگيرند. استانو به قتل ۴۱ زن اعتراف كرد و سرانجام روي صندلي الكتريكي اعدام شد.
|
|
|
|
|