چهارشنبه ۳ دي ۱۳۸۲ - ۱ ذيقعده ۱۴۲۴
Wed, Dec 24, 2003
گفت و گو
شماره ۲۶۷۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گردشگري
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
ضميمه ۱
آرشيو
انصار حزب الله، مردم، جناحها
با ملاك هاي واقعي حزب الله خيلي فاصله داشتم
گفت و گو با مسعود ده نمكي (بخش دوم و پاياني)
148761.jpg
رضا خجسته رحيمي

مسعود ده نمكي كه به تازگي از تشكيلات انصار حزب الله كناره گرفته است، در نخستين بخش گفت وگو از چگونگي ايجاد اين تشكيلات سخن گفت.
اما وي انصار حزب الله را يك جريان مردمي معرفي كرد كه فاقد سازمان بود و صرفاً از افرادي نظير حاج بخشي به عنوان كساني ياد كرد كه در اين تشكيلات، جايگاه خاص تري داشتند. واپسين بخش گفت وگو باده نمكي به نقد برخي عملكردهاي انصار حزب الله اختصاص دارد كه در پي مي آيد.
\ نگاه كنيد، بالاخره يك جمع ثابتي وجودداشت كه از برخي سخنرانيها و مراسم ممانعت به عمل مي آورد، آن هم به وسيله خشونت و با نام حزب الله. اما فرداي آن روز اقدام خود را تكذيب مي كرد. چرا؟
* اين سخن شما اصلي ترين دليل در اثبات اين مدعاست كه جريان حزب الله فاقد تشكيلات و انسجام بوده است. برخلاف آنچه برخي مطبوعات و رسانه ها تصويرسازي مي كردند، اين جريان از يك سازمان دهي مركزي برخوردار نبود. سياسيون جامعه ما تمام گروههاي متكثر و حزب اللهي در كشور را به تعمد انصارحزب الله ناميدند تا يك دشمن فرضي مشخص بسازند. درحالي كه انصارحزب الله يك مؤسسه ثبت شده فرهنگي با هشت نفر مؤسس بود. البته آن هشت نفر فقط پيگير مسائل ثبت اين جريان بودند و نه تصميم گيرنده نهايي. نشريه يالثارات هم ارگان اين جريان بود. درحالي كه شايد واقعاً ميان انصارحزب الله مشهد و تهران و اصفهان چندان ارتباطي وجودنداشت.
\ اصلاً درهمين تهران و بدون درنظرگرفتن ديگر شهرها بالاخره ميان نيروهايي كه به صورت مداوم در اجتماعات و مراسم مختلف حضور پيدامي كردند و از برگزاري آن مراسم جلوگيري مي كردند، يك سازماندهي وجودداشت و آنها يك جمع ثابتي بودند كه حتي چهره هايشان نيز شناخته شده بود. بنابراين به نظر نمي رسد كه بتوان آنها را كاملاً بدون سازمان معرفي كرد. در شهرستانها هم حتي مثلاً در جريان برهم زدن سخنراني عبدالله نوري درمشهد كه بعدها ابراهيمي مدعي شد درآن مراسم قصد كشتن نوري را داشته اند حضور انصارحزب الله بدون سازمان به نظرنمي رسيد. حتي برخي از ناظرين از حضور نيروهاي انصارحزب الله شهرهاي ديگر درآن مراسم و آمدن همه آنها به آن شهر خبرمي دادند. اينها هيچ كدام بدون سازماندهي مركزي ممكن نيست، هست؟
* انصاف بايد داشته باشيم. درست است كه من در سال ۷۵از اين جريان فاصله گرفتم و نشريه شلمچه را منتشركردم ولي نمي توان چنين اتهاماتي را به اين جريان قبول كرد. اگر در مشهد هم چنان اتفاقي افتاده باشد و نيروها از شهرهاي ديگر آمده باشند حتماً با سازماندهي همان نيروهاي حزب اللهي مشهد انجام گرفته است. واقعيت اين است و بايد پذيرفت درخود تهران هم نمي توانيد از يك هسته اصلي و مركزي در انصارحزب الله نام ببريد. هركس باتوجه به احساس مسؤوليتش در برهه اي به ميدان آمده است.
\ بالاخره يك جرياني وجودداشت كه در هرجاحاضر مي شد خود را «انصارحزب الله» مي ناميد. چرا برخي نيروهاي اصيل آن نفوذي ها را به تعبير شما، طرد نكردند؟
* اين جريان مردمي بود و نمي شد دربين نيروها خط كشي كرد و آنها را ازهم جداكرد. بالاخره از سال ۷۵ و باتوجه به برخي اختلافات كم كم هركسي پاي پرچم خودش سينه زد و گروههاي مختلف ازهم مقداري فاصله گرفتند. من خودم به شخصه از سال ۷۵ هيچ فعاليتي تحت عنوان «انصارحزب الله» انجام ندادم. اگرچه كنارخانه هم ننشسته بودم. نشريات شلمچه، جبهه و دوكوهه را منتشركردم و استيضاح مردمي مهاجراني را هم با برخي از دوستان در بهشت زهرا برگزاركرديم ولي نه دقيقاً باعنوان «انصارحزب الله». يك جريان مي خواست نشريه درآورد، ديگري مي خواست سياسي باشد، يكي مي خواست هيأتي عمل كند و ديگري به كار سازمان يافته علاقه داشت و بنابراين فاصله هايي درميان نيروهاي درون اين جريان شكل گرفت و هركدام به سمتي رفتند.
\ چه جريانها و دسته هايي از درون اين شكاف وانشقاق بيرون آمدند، با چه رهبري و محوريتهايي؟
* چون بحث پرداختن به شخصيتها دراينجا وجوددارد من از طرح آن اكراه دارم...
\ ... يعني طرح نام افراد را دراين جريان به صلاح نمي دانيد؟ شما كه كاركرد امنيتي نبايد داشته باشيد.
* نه، البته پاسخ به سؤال شما روشن است. جرياني ماند و با عنوان انصارحزب الله فعاليت كرد و نشريه يالثارات هم به وسيله آنها منتشرمي شد. آقاي الله كرم و دوستانشان بحث هيأت رزمندگان و اتحاديه دانشجويان حزب الله را رهبري مي كردند و درآن راستا به فعاليت ادامه دادند.
حاج بخشي به عنوان يكي از نيروهاي سازمان دهي كننده حركتهاي اجتماعي تا پيش از آن، از اين به بعد كناركشيد و به صورت انفرادي در جمع هاي مختلف حضور يافت. من هم از سال ۷۵ با راه اندازي نشريات شلمچه و جبهه و دوكوهه فعاليتهايم را به صورت فرهنگي و مطبوعاتي ادامه دادم. برخي از شهرها هم رابطه تشكيلاتي شان را با انصار حزب الله تهران و يالثارات حفظ كردند و برخي شهرها هم مثلاً با آقاي الله كرم و مجموعه اي با نام «حزب الله» كار كردند.
\ اما اينهايي كه با نام انصار حزب الله به فعاليت ادامه دادند ، چه كساني بودند ؟ چه كساني در اين جريان باقي ماندند و آيا نيروهايي جديد در مركزيت اين جريان نشستند؟
* اين سؤال را بايد از خود آنها بپرسيد ولي اصلي ترين ويترين آنها نشريه يالثارات الحسين است و اعضاي شوراي مركزي اي هم دارند. به هر حال براي ادامه فعاليت مؤسسه «انصارحزب الله» اختلاف سليقه اي در هيأت مؤسس هشت نفره به وجود آمده بود. آقاي الله كرم مي خواستند كه آن مجموعه را با محوريت خودشان رهبري كنند و باقيمانده هاي ديگر هم چنين توقعي را در محوريت خودشان داشتند. كار به دادگاه كشيده و رأي به نفع همين مجموعه موجود صادر و مؤسسه انصار حزب الله و نشريه يالثارات به آنها سپرده شد. آقاي الله كرم با آنها بر سر نام حزب الله مشكل دارد ولي من عطاي اين مجموعه را به لقايش بخشيده ام و از آن خارج شده ام.
\ يعني مثلاً در برخي ناآرامي هاي فعلي جريان فعال و حاضر همان يالثاراتي هاهستند؟
* نمي توان دقيقاً مصداق يابي كرد. ولي بالاخره اكنون يكي از شفاف ترين موردهاي فعاليت حزب الله است. اگر من مي گويم نيستم، واقعاً نيستم. اگر برخي افراد برخلاف سفارش رهبري در برهه اي وارد عمل شوند، ما نبايد هويت آنها را كشف كنيم بلكه اين مسأله بر عهده سيستم امنيتي و قضايي جامعه است. كسي كه به عرصه فعاليت با نام «حزب الله» مي آيد اگر شجاعت پذيرفتن مسؤوليت كاري كه انجام داده را ندارد، بهتر است كنار بكشد. بنده نافي حضور حزب الله نيستم. اما در ناآراميهاي اخير كه رهبري با صراحت اعلام كردند كسي نبايد جلو بيايد، هركس آمده حداقل مي توانم بگويم كه از جريان ما نبوده است.
\ ولي نظرتان نسبت به چنان عملكردي چيست. عملكرد برخي نيروهاي موسوم به حزب الله در ناآراميهاي اخير؟
* نبايد اين جريان را فارغ از عوامل مؤثر بر آن تحليل كرد. اين جريانات معلول واقعيتهايي ديگرند. وقتي سياه و سفيد كردن در جامعه حاكم شود، اين اتفاق مي افتد و البته قابل دفاع نيست. ادبيات دشمني وقتي به سطح مي آيد چنين جلوه اي پيدا مي كند و به درگيري مي انجامد. بنا بر اين نه آن جوان حزب اللهي مقصر است و نه آن جوان دانشجو. در ناآراميهاي اخير البته جرياناتي كه با نام «حزب الله» واقعي شناخته مي شوند حضور نداشتند مگر در پاره اي از موارد كه آنها را با يونيفورم مشخص به كمك خواستند و از آنها استفاده شد. ولي همين جا مي خواهم در مورد واژه «لباس شخصي» كه اين روز ها خيلي استفاده مي شود هم توضيحي بدهم. لباس شخصي در مقابل لباس رسمي مفهوم مي يابد. كساني كه مي خواستند حزب الله را از معادله برخورد با اغتشاش طلبان حذف كنند، از واژه لباس شخصي استفاده كردند تا جايگاه آنها را در برابر نيروهاي پليس و رسمي تضعيف كنند. در حالي كه همين حزب الله لباس شخصي در چند سال گذشته وقتي نظام با مشكلي مواجه مي شد به كمك مي آمد مثل ناآراميهاي چند سال پيش در مشهد و يا برخورد با منافقين. هميشه هم از آنها تعريف مي شد. ولي امروز داستان عوض شده است. در حالي كه ما هم مي خواستيم زماني خود مسؤولين و نيروهاي نظامي بتوانند در برابر آشوب و فساد بايستند. اگر آنها مي توانند اغتشاش گران را خاموش كنند ما وظيفه اي برگردن خودمان نمي بينيم. اگر قوه قضاييه اي قاطع وجود داشته باشد كه امروز وجود دارد نيازي به حضور جريان حزب الله نيست. وقتي قوه قضاييه پاي مطبوعات را به دادگاه كشيد، ما هم در مقابل نشريه اي تجمع نكرديم. خوشبختانه فحش خور ما كم شده و سطح دعوا بالاتر رفته است و برخي ها فحش هايشان را به نهادهاي مسؤول در كشور مي دهند.
\يعني مي گوييد چون نهادهاي قدرت در ايران احساس مسؤوليت مي كنند، بنابراين شما فعاليت خود را كاهش داده ايد؟
* بله، من معتقدم كه بايد سنگرهاي خالي را پركرد. شايد انتشار نشريه با چنين هدفي انجام گرفته باشد.
\ ولي فساد اخلاقي از نظر شما نبايد كاهش يافته باشد، پس چرا شما مثل قديم به خيابانها نمي آييد و ايفاي نقش نمي كنيد؟ بنابراين فكر مي كنم جداشدن و انفكاك در اين جريان را به گونه اي ديگر بايد تحليل كرد.
* ايفاي نقش هم خواهيم كرد. مطمئن باشيد. ولي توجه كنيد كه جريان حزب الله تعطيل بردار نيست و شايد امروز سكوت كند و فردا به يكباره حركت آغاز كند. منتها امروز فرصت خوبي براي انصار حزب الله است تا گذشته خود را نقد كند و براي فردا آماده باشد.
\ اگر بخواهيد يك نقد اساسي بر اين جريان وارد كنيد چه خواهيد گفت؟
* در عرف سياسي خود انتقادي پسنديده نيست و از آن به عنوان بلاهت ياد مي كنند. يادم مي آيد كه زماني در نشريه مان روزي نقد حزب الله كار مي كرديم و برخي از چهره هاي اصولگرا اين كار را حماقت مي خواندند و مي گفتند با اين كارتان در سيبل قرار مي گيريد. من به جاي نقد حزب الله به نقد خودم مي پردازم. من خودم شخصاً متناسب با آن نامي كه براي فعاليت خود انتخاب كرده بودم، شخصيتم ساخته نشده بود. در شعار و افكار عمومي با عنوان و نام انصار حزب الله شناخته مي شدم. ولي با ملاكهاي واقعي حزب الله خيلي فاصله داشتم. شايد اين يك ايراد بزرگ باشد كه كسي خودش را نساخته باشد و بعد بخواهد جامعه را بسازد. اصلاح زماني كارساز مي افتد كه مصلح وجود داشته باشد و مصلح خود بايد صالح باشد.
\ بالاخره شما از جريان حزب الله فاصله گرفته ايد ولي چه برنامه اي را پيش روي خود داريد؟ آيا برنامه ريزي خاصي براي آينده سياسي تان داريد؟
* نگوييد جداشدن از حزب الله. ما تنها از يك جريان شناسنامه دار به نام انصار حزب الله به حكم قانون جدا شديم. ولي مسؤوليت اجتماعي ما از بين نرفته است. من در آينده تغيير محسوسي در استفاده ام از ابزارهاي رسانه اي خواهم داشت. مي خواهم از رسانه هاي ديداري و شنيداري به جاي رسانه هاي مكتوب استفاده كنم. اما به كار مطبوعاتي هم مي خواهم ادامه دهم اگر چه مشكلات مالي برايم وجود دارد. مثلاً الآن در هر حال ساخت مستندي درباره «فقر و فحشا» هستم. اگر بتوانم پيامم را از اين طريق منتقل كنم، برايم كافيست.
\ پس بنابراين بعد از اين شما براي پيگيري مطالبات خودتان در جايگاهي همچون نماينده مجلس يا جايگاهي مشابه آن حضور پيدا نمي كنيد؟
* حزب الله بايد نظارت اجتماعي خودش را برعملكرد مسؤولين حفظ كند و اگر خودش جزيي از قدرت شد، چنين وظيفه اي را نخواهد توانست انجام دهد. چون آنگاه خودش هم يكي از مقصرين خواهد بود. من اكنون خيلي راحت مي توانم به مسؤولين انتقاد كنم ولي در جايگاه قدرت خيلي سخت است. بنابراين مسؤوليت فعلي مان را آسان تر و سهل تر مي بينم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |