چهارشنبه ۳ دي ۱۳۸۲ - ۱ ذيقعده ۱۴۲۴
Wed, Dec 24, 2003
خوانندگان
شماره ۲۶۷۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گردشگري
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
ضميمه ۱
آرشيو
اصل مطلب
جمله معترضه
سرقت دام روستاييان
اهالي روستاهاي بخش نوبران از توابع شهرستان ساوه هستم. مدتي است با پديده نا امني و دستبردهاي مكرر به دام و محصولات كشاورزي روبرو شده ايم. بار ديگر از مسؤولان امر تقاضاي رسيدگي و تأمين امنيت داريم.
\ جمعي از روستاييان
توليد داخلي
چندي پيش از كارخانه (الف) يك يخچال فريزر خريدم، اما پس از ۲ ماه درهاي يخچال شروع به زنگ زدن كرد. چرا شما از توليدات داخلي حمايت مي كنيد؟ اگر مي خواهيد به طور عاقلانه كالاي داخلي را تبليغ كنيد، ابتدا از مصرف كنندگان نظرسنجي كنيد.
\ محمود جرجاني ـ نوشهر
قطع برق
در اين نقطه تهران (ميدان نور ـ خيابان ستاري شمالي ـ كوچه بنفشه)، شش روز از هفته حداقل ۲ ساعت برق نداريم، يعني لوازم اصلي زندگي، كامپيوتر، تحقيق و انجام امور خانه هم نداريم. براي من كه مهندس شيمي هستم و همسرم كه دانشجوي دكتراي بيوشيمي است، زندگي در اين مكان با يك ده دور افتاده چه فرقي دارد؟
\ ياشا امام جمعه زاده ـ اي ميل از تهران
ما را دريابيد
مي خواهم با رئيس سازمان بهزيستي صحبت كنم. مادرم مدت ۲ سال است كه طبق حكم دادگاه حضانت ۴ فرزند خواهرم را تقبل كرده. قرار شده بود كه هزينه نگهداري كودكان را سازمان بهزيستي بدهد. هر ۶ ماه مبلغ ناچيزي مي دهند و مي گويند بقيه را به حساب آتيه آنها واريز مي كنيم. ما نمي توانيم هزينه زندگي آنها را تأمين كنيم. چرا سازمان بهزيستي فكري اساسي نمي كند. \ نوري
مسافرت وزير
از وزير راه و ترابري تقاضا مي كنم براي يك بار هم شده، به اتفاق خانواده از جاده ساوه عبور كنند. \ اميد
سوء استفاده
در كيلومتر ۱۳ جاده مخصوص كرج مجاور شهرك شهرداري و پيكان شهر هر هفته جمعه بازاري برپا مي شود و عده اي آدم ناشناس تحت عنوان مأمور شهرداري با فروش قبوض ۱۰۰۰ و ۱۵۰۰ تومان به كساني كه بساط پهن مي كنند، به نوعي سوء استفاده مي كنند، درحالي كه قبضهاي آنان داراي هيچ آرمي يا مهري از شهرداري يا جاي ديگر نيست. لطفاً رسيدگي شود.
\ سعيدي
قطع آب
ناحيه زرگنده، محدوده خيابان شهيد عراقي به دفعات و بيش از ده ساعت در روز قطعي آب دارد. اين موضوع اهالي را به استفاده از چاههاي زيرزميني آلوده و بدون تصفيه سوق داده است.
\ تعدادي از اهالي
سگهاي ولگرد
با وجود قول مساعد شهرداري مبني بر جمع آوري سگهاي ولگرد از سطح شهرها، هنوز شاهد پرسه زدن اين سگها در خيابانها هستيم، خطر جدي بيماري و ترس از اين حيوانات، كودكان را تهديد مي كند. چرا شهرداري اقدام نمي كند.
\ م ـ ر از شاهين شهر
امكانات شهري كجاست
ساكنان محله پشت كوچه امام حسن عسگري (ع) واقع در باقرآباد، قشلاق دوم كه شامل ۱۵ خانوار است، فاقد امكانات ضروري اوليه شهري مانند آسفالت، كنتور برق، انشعاب آب شهري و گاز است. در فصل سرما هم مدتها است كه توزيع كپسول گاز و نفت سفيد انجام نشده.
\ حميدرضا حيدري
اصل مطلب
زندان
اين سرزمين عجايب
148791.jpg
اكنون چندي است كه صفحه خوانندگان روز نامه ايران ملجأ و نقطه اميدي براي محرومان، افراد دردكشيده و كساني است كه يا ستمي بر آنها رفته يا حقي از آنها ضايع شده است تا به اين وسيله حرف و شكايت خود را به گوش مردم و مسؤولان برسانند. نيز، كساني كه به دلايلي از حقوق اجتماعي خود محروم شده اند براي بيان درد دل خود اين صفحه را مي شناسند بطوري كه روزنامه تعداد زيادي نامه از سوي كساني كه در زندانها دوران حبس و مجازات را طي مي كنند به اين صفحه مي رسد و در هر كدام شرح حال يا خواسته و تقاضايي مطرح شده است. در اين هفته، خلاصه مطالب تعدادي از اين نامه ها را تقديم مي كنيم:
زين العابدين زـ ق از اندرزگاه ۳ به كلا سه پرونده /۱۱۷۰۱ج/ د كه از سوي شعبه دهم اجراي احكام دادگاه انقلاب ايرانشهر محكوم شده نوشته است: اينجانب طبق اتهام وارده مبني بر حمل مرفين به تحمل حبس ابد با ۷۴ ضربه شلاق، حمل ترياك و حشيش به تحمل ۲۵ سال حبس به صورت جدا از يكديگر محكوم شده ام و اكنون ۱۱ سال است كه در زندان تحمل كيفر مي كنم. اما نكته گفتني اينجا است كه اينجانب فقط حمل كننده اين مواد بودم و حكم صادر شده فقط با اين عنوان است. اما طرف ديگر جرم من يعني خريدار و فروشنده علي رغم اقرار صريح اينجانب در مراحل بدوي بازجويي توسط مأموران ستاد مبارزه با مواد مخدر شهرستان ايرانشهر تحت تعقيب و دستگيري قرار نگرفتند. حتي در خلال تحمل كيفر، اطلاعاتي از فعاليتهاي مجرمانه اين افراد به مسؤولان زندان و قاضي پرونده دادم كه در نهايت منجر به تعقيب و دستگيري آن افراد شد. اما آنها با وثيقه آزاد شدند. نكته ديگر اين كه در زمان محكوميت، اينجانب علي رغم اينكه در دسترس حاكم شرع بودم و در زندان ايرانشهر بازداشت بودم، براي محاكمه در جلسه دادگاه حاضر نبودم. همچنين، مدتي است كه حكم عفو و تقليل مجازات اينجانب صادر شده اما داراي تضاد هايي است كه خواهشمندم مسؤولان مربوطه رسيدگي كنند. نامه ديگر از قاسم ـ ر زنداني اندرزگاه ۷ رسيده. در اين نامه نوشته شده: اين اندرزگاه كه ويژه جرايم مالي است بالغ بر هزار و چهار صد زنداني را در خود جا داده اما ظرفيتش فقط ۳۵۰ نفر است. اميدواريم خوانندگان روزنامه شما با خواندن نامه من براي ما دعا كنند و مسؤولان محترم قوه قضاييه نيز تصميمي در جهت حل مشكلات ما بگيرند. اينجانب ۶ سال است كه بدون ملاقات در اين فراموش خانه به جرمي كه به عقيده خودم مرتكب نشدم تحمل كيفر مي كنم و اسير ماده ۶۹۶ يوم الادا هستم. من براي يكي دو سال باقيمانده عمرم چانه نمي زنم اما معتقدم بخاطر اجرا نشدن صحيح و كامل قوانين براي عده اي مثل من وضعيت دشواري پيش آمده است. چندي پيش رئيس محترم قوه قضاييه گفتند كه قصد دارند با كار چاق كنها، رشوه خواران و نفوذ واسطه ها در سيستم قضايي مبارزه كنند. يا دادسراها را دوباره احيا كنند و نيز مرخصي طويل المدت براي زندانيان را تصويب كردند اما تكليف برخي زندانيهاي قديمي كه پرونده هايشان مختومه شده و در بايگاني دادگاهها خاك مي خورد چيست؟ من چطور مي توانم اثبات كنم كه جرمي را مرتكب نشده ام و توسط همين واسطه ها و كارچاق كنها به اين مصيبت دچار شدم؟ در جايي كه براي مرخصي وثيقه سنگين و سندگران قيمت طلب مي كنند آيا به اين نكته فكر نشده كه يك زنداني يك لاقبا نمي تواند چنين وثيقه اي را تأمين كند؟ آنهايي هم كه وضع مالي خوبي دارند نيازي به اين كارها ندارند و چه تصويب شود يا نشود مرخصي خود را مي روند. تقاضا داريم به داد اين لشگر گرسنه و فقر زده كه در اين كنسرو انساني يعني زندان حبس هستند و بخاطر نا اميدي و بي پناهي ناخودآگاه به سوي بي اعتقادي و پوچي سير مي كنند، برسيد و از آسيبهاي روحي نجاتشان دهيد.
نامه ديگر از مهرداد ـ م است كه نوشته: در صفحه خوانندگان از مسؤولان محترم قوه قضاييه بخواهيد چاره اي براي آزادي زندانياني كه بيش از ۵ سال تحمل كيفري كرده اند بينديشند چون واقعاً در اين مدت اولاً خانواده زنداني متلاشي مي شود يا در آستانه آن قرار مي گيرد و ثانياً خود زنداني با توجه به آمار بالاي ايذر و هپاتيت اگر به اين دو بيماري مبتلا نشود حتماً به پوكي استخوان و بيماري اعصاب و روان گرفتار خواهند شد. چنين زندانياني با مرگ دست و پنجه نرم مي كنند و مرده اي متحرك محسوب مي شوند. از سوي ديگر جمعيت متراكم زنداني و كمبود جا باعث افزايش روحيه جرم و جنايت و خوي بي اخلاقي در ميان زندانيان مي شود و اصل اصلاح را كه از بين مي برد هيچ زمينه تشديد خلق و خوي تبهكارانه را نيز ايجاد مي كند.
نامه ديگري رسيده با امضاي «مددجويان زندان اوين» كه در آن نوشته شده: از روزنامه ايران تقاضا داريم مراتب سپاس و قدرداني ما را به رئيس قوه قضاييه بخاطر حسن انتخاب قاضي متعهد ناظر برزندان (عاليپور) كه با تلاشهاي بي وقفه در پي رفع مشكلات مدد جويان و خانواده هايشان است ابلاغ كنيد. اميدواريم همواره شاهد خدمتگزاري دلسوزاني چون ايشان باشيم. نامه ديگري از سوي رضا ـ ر از اندرزگاه ۶ زندان رجايي شهر كرج رسيده. در اين نامه نوشته شده: هدف من از نوشتن اين نامه رساندن صدايم به گوش مسؤولان است. اينجانب بخاطر يك خطاي غير عمد سبب حادثه رانندگي و مجروحيت فردي شدم كه اكنون سلامت خود را به دست آورده اما من براي پرداخت ديه در زندان به سر مي برم و زندگيم كاملاً از هم پاشيده شده. دختر ۱۱ ساله ام دچار مشكلات روحي شده، شغل خويش را از دست داده ام و همسرم نيز از من جدا شده است. فرد مذكور به هيچ عنوان رضايت نمي دهد و براي همگان نيز محرز شده من توان پرداخت ديه را ندارم. يك نفر بگويد چرا من بايد بخاطر طمع يك فرد ناشناس در زندان بمانم؟ اگر هم خطاي من موجب تصادف شد، تاكنون با تحمل فضاي زندان به اندازه كافي مجازات شده ام. كسي نمي داند يك روز در زندان ماندن چه فشار رواني دارد. چه رسد به ماهها و سالها.
نامه ديگر از سوي سيد احمد ـ ح از اندرزگاه۷ رسيده كه نوشته: اينجانب جانباز ۶۷ درصد شيميايي و نخاعي و آزاده ۴۲ ماه اسارت هستم كه به علتي روانه زندان شده ام. اما به تقاضاي من براي توضيح شرايط خاص خودم به رياست زندان توجهي نمي شود. بارها نامه هايي تا مجلس و دفتر ديگر مقامات فرستاده ام كه آن مقامات نمايندگان خود را به زندان براي رسيدگي به زندان فرستاده اند اما باز هم هر آنچه بخواهند در تحقير و خرد كردن شخصيت ما مي كنند.
زنداني بعدي، سيد علي ـ الف است كه در سال ۶۲ به اتهام سرقت مسلحانه دستگير شده و خواستار رفع مشكلاتش شده است. او كه در زندان قزل حصار واحد ۳ محبوس است نوشته در زمان محكوميت من حتي اجازه ندادند وكيل اختيار كنم و اكنون اگر هم مجرم بودم پس از ۲۱ سال حبس، به اندازه كافي تنبيه شده ام.
نامه آخر از حبيب الله ـ م است كه در زندان كرمانشاه به سر مي برد. او نوشته: بهداشت و درمان يكي از نيازهاي اساسي زندانيان گرفتار است. هر زنداني از بدو ورود به زندان بايد تحت پوشش درماني قرار گيرد و صرف نظر از اينكه جرم او عمدي يا غير عمدي است بايد تمام هزينه هاي درمان او از سوي سازمان زندانها تأمين شود تا سلامت خود را باز يابد. اما زندانيان زندان مركزي كرمانشاه كه عموماً به علت طويل شدن مدت حبس دچار بيماريهاي مختلفي شده اند پس از مراجعه به پزشك زندان براي ادامه درمان از جمله راديولوژي، سي تي اسكن و ساير موارد مجبورند مبالغ زيادي بپردازند و كساني كه از پرداخت اين مبالغ عاجزباشند، كماكان با بيماري، درد و رنج خود ادامه حيات مي دهند و ديگر زندانيان نيز با ديدن دردو رنج دائمي آنها دچار ناراحتيهاي روحي مي شوند. تقاضا داريم نسبت به رفع اين مشكل اقدام فوري صورت گيرد.
شاكي خصوصي
148728.jpg
شهردار محترم رسيدگي كند
جمعي از كاركنان شركت خدمات اداري (ش) شاغل در شهرداري تهران در نامه اي به صفحه خوانندگان نوشته اند: كاركنان شركت خدمات اداري ش، وابسته به شهرداري تهران با سوابق كاري ۱۲ـ۶سال و داشتن مدارك تحصيلي بالا، حقوق و دستمزد دارندگان مدارك تحصيلي ابتدايي و راهنمايي را دريافت مي كنيم و گروههاي شغلي ما به جاي ۱۳ـ۱۲ـ۱۱ـ۱۰ در حال حاضر ۳ـ۲ـ۱ مي باشد. در ابتداي سال ۱۳۸۲ بخشنامه اي به مناطق و ادارات شهرداري ابلاغ شد كه با در نظرگرفتن مفاد دستورالعمل اجرايي، طرح طبقه بندي مشاغل مصوبه شركت خدمات اداري ش و نامه شماره ۳۵۸۹۸ مورخ ۷۸‎/۸‎/۲۳ اداره كل نظارت برنظام هاي جبران خدمت، آيين نامه برقراري فوق العاده جذب تنظيم گرديد.
طي ۸ماهه اخير مكاتبات بسياري از كارگزيني هاي ادارات و مناطق شهرداري با اموراداري مركز انجام شده و حتي در ملاقاتهاي عمومي با شهردار محترم و معاونت محترم مالي شهرداري دستورمساعدت داده شده ولي هيچكدام از مكاتبات و ملاقاتها نتيجه مطلوب نداشته و همچنان مانند چندساله اخير از حقوق حقه خودمان محروم مانده ايم لذا از شهردار محترم و معاونت محترم مالي و مديركل محترم امور اداري ايشان جهت رسيدگي به مشكل خيل كثيري از كاركنان شهرداري خواستار رسيدگي هستيم.
حق جذب ما را بدهيد
خانمي از تهران نامه اي براي صفحه خوانندگان فرستاده و خواسته شكايتش با امضاي «يك همسر شهيد» چاپ شود. وي در نامه خود نوشته:«من همسر شهيدي هستم كه از كاركنان وزارت آموزش وپرورش بوده است. از آنجا كه طبق مصوبه هيأت محترم دولت و مجلس شوراي اسلامي، مقرر شده با شهداي كارمند دولت همانند كاركنان زنده برخورد شود، حكم استخدامي اين شهدا نيز همانند كاركنان وزارت آموزش و پرورش مشمول موارد متعددي منجمله حق جذب است.
وزارت آموزش و پرورش بدون در نظر گرفتن اين مصوبه، از سال ۷۵ حق جذب كاركنان شهيد را مطابق با روالي غير از روال كاركنان محاسبه و پرداخت كرده كه فاصله ريالي آن با حق جذب كاركنان ، بسيار زياد است. در نهايت با پيگيري ها و اعتراض هاي متعدد و مكرر خانواده هاي شهدا، وزارت آموزش و پرورش نسبت به تصحيح حق جذب هاي ياد شده اقدام و احكام اصلاحي سالهاي ۷۵ به بعد را محاسبه و صادر كرد.
براساس احكام صادره، فرزندان من بيش از ۲۰ ميليون ريال طلب دارند كه بيش از ۳ سال از زمان مقرر پرداخت آن مي گذرد و بنياد شهيد و آموزش وپرورش ضمن اينكه پرداخت آن را از گردن خود ساقط مي كنند، ما را به مراجعه به سازمان مديريت و برنامه ريزي حواله مي دهند و ادعا مي كنند كه عدم پرداخت مطالبات چندين ساله ما، ناشي از كوتاهي اين سازمان در تأمين و تخصيص بودجه مربوطه است.
با توجه به نرخ روبه رشد تورم در كشور و كاهش ارزش پول، آيا رواست كه حق و حقوق فرزندان شهدا اينگونه پايمال شود؟ بالاخره چه كسي و كدام يك از مسؤولان در كدام وزارتخانه و سازمان مسؤول پاسخگويي به سؤال ما است و آيا در نهايت قرار است اين طلب وصول شود يا خير؟»
كارت طلايي
خانم پروانه محمدي از اصفهان در نامه خود به صفحه خوانندگان نوشته: «اينجانب مالك خودرو به شماره شهرباني كارت طلايي ۲۳۶ ص ۷۱ ـ تهران ـ ۱۴ با شماره اشتراك كارت طلايي ۸۱۱۳۰۵۲۴۲ در تاريخ ۸۱‎/۱۱‎/۹ تصادف كردم. نمايندگي ايران خودرو پس از ۲۸ روز آن را تعمير كرد و تحويل من داد. يكي از مزاياي كارت طلايي آن است كه به ازاي هر روز خواب اتومبيل يا ماشين جايگزين داده مي شود يا مبلغ ۱۰هزار تومان پرداخت مي شود اما بعد از گذشت ۱۰ ماه اززمان تصادف، امداد خودرو از پرداخت پول خواب خودرو امتناع مي كند و مديرعامل امداد خودرو نيز صراحتاً مي گويد پول را از جايي بگيريد كه شكايت ما را كرده ايد. چه كسي حق قانوني من را خواهد داد؟»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |