|
|
|
نا امني، پشتوانه بازگشت طالبان
|
|
|
گزارش: حميده احمديان راد در زمان تسلط طالبان در افغانستان در يكي از دانشگاه هاي دولتي ايران درس روزنامه نگاري مي خواند. پيش از تصرف افغانستان به وسيله طالبان حبيبه به خاطر تكلم تقريباً بدون لهجه زبان فارسي، در راديوي دولتي افغانستان كار مي كرد. اما با شدت گرفتن حملات طالبان به توصيه پدرش به ايران آمد. ظرف ماههاي بعد خواهر ۱۱ ساله اش از تحصيل و مادر معلمش از تدريس محروم شدند و اين محروميت هشت سال به طول انجاميد. خانواده اش به او سفارش مي كردند كه با وجود دلتنگي به خانه بر نگردد. حالا او به افغانستان بازگشته و احتمالاً به همراه خانواده اش با هراس خبر هاي پيشروي طالبان را دنبال مي كند. در اثنايي كه طالبان احيا مي شود و قدرت مي گيرد كرزاي رئيس دولت موقت افغانستان درباره دشمن ديرينه اش مي گويد: «حساب طالبان از تروريست ها جداست. بسياري از عوامل طالبان به عنوان شهروندان افغانستاني در صورت تمايل مي توانند آزادانه در كشور شان زندگي و فعاليت كنند.» چه زمينه هايي مرد شماره يك افغانستان را به اين نتيجه رساند در حالي كه دو سال پيش پس از حمله القاعده به سازمان تجارت جهاني، طالبان به شدت از صحنه سياسي و اجتماعي افغانستان عقب رانده شد؟ به قول يك نويسنده غربي: «بمب ها به تنهايي نمي توانند دموكراسي بياورند. نه در افغانستان و نه در عراق و سوريه يا هر كشور ديگري در ليست بوش.» با وجود ورود ابر قدرت يكه تاز جهان به صحنه افغانستان فقر و نا امني جلوي تغييرات فرهنگي را در جامعه جنگ زده افغانستان گرفته است و در نتيجه برخي سنخيت هاي مذهبي با طالبان، اراده ناكافي آمريكا در ايجاد تغييرات و درگير شدن اين كشور در جبهه هاي مختلف در خاورميانه راه را براي حركت خزنده طالبان به سوي تصرف مجدد افغانستان گشوده است. ناحيه جنوب و شرق افغانستان محل سكناي اكثر جمعيت پشتون ها، جايي است كه استخوان بندي طالبان شكل پيدا كرده است. مقامات افغان از اين مناطق از بابت حملاتي كه اعتقاد دارند طالبان از عمق پاكستان انجام مي دهد، احساس تهديد مي كنند. كانزاس سيتي استار مي نويسد: «مردم محلي پاكستان با طالبان احساس نزديكي مي كنند و از وجود گروه هاي خارجي در اين كشور متنفرند. مقامات افغاني ادعا مي كنند رهبران فراري طالبان آزادانه در كويته و پيشاور در نزديكي مرز افغانستان زندگي مي كنند و دستور قتل و جنگ در افغانستان از شهرهاي پاكستان مي رسد. مقامات مي گويند جنگجويان طالبان مجدداً از مدارس مذهبي كويته پاكستان بيرون مي آيند و در كالج اسلامي شهر كنگره برگزار مي كنند. آنها براي راه اندازي حملاتشان افغانستان شرقي را به سه بخش تقسيم كرده اند و اعضاي القاعده هم به آنها ملحق مي شوند. گفته مي شود فرماندهان درجه دو و سه القاعده سلول هاي جديدي را در افغانستان بين خوست و گاردز به وجود آورده اند. افراد طالبان در گروه هاي ۲۵ تا صد نفره به نيروهاي دولت افغانستان و ائتلاف حمله مي كنند. نيروهاي حكمتيار كه متحد طالبانند نيز در جاده جلال آباد رفت و آمد مي كنند. طالبان والقاعده بين پنج تا ده هزار دلار بابت هر كشته يا اسير آمريكايي پيشنهاد مي كنند ولي حمايت محلي كمي دارند.» (۱۸ جولاي ۲۰۰۳) نيروهاي طالبان به روي سربازان آمريكايي و نيروهاي وزارت دفاع افغانستان آتش مي گشايند و آمريكايي ها هليكوپتر هايشان را در كوهها به دنبال آنها مي فرستند. تعداد زيادي از طالبان كشته مي شوند ولي تعدادشان بيشتر مي شود. سال گذشته هنگامي كه يك مدرسه دخترانه هدف راكت قرار گرفت و دستگاه هاي تلويزيوني كه در انظار بودند از بين برده شدند. بسياري به اين نتيجه رسيدند كه طالبان در صدد تجديد قوا است. در آن زمان يك رستوران دار اهل زابل افغانستان به خبرنگار آسوشيتدپرس گفته بود: «خيلي ها در اين منطقه مقاومت نخواهند كرد. بي قانوني، احساس ناديده گرفته شدن به وسيله حكومت مركزي و ترس از نيروهاي آمريكايي اين احساس را به وجود آورده. به غير از مردمي كه كار پيدا كرده اند و حكومت كابل مي تواند امنيت را در خارج از بازارها برايشان به وجود آورد كس ديگري نيست كه به جنگ باطالبان بپردازد.» در صورتي كه طالبان بازگردد مدارس دخترانه را تعطيل مي كند، تلويزيون و فيلم و موسيقي توقيف مي شود. ولي برخي عقيده دارند مردمي كه به دنبال ورود نيروهاي خارجي انتظار زندگي بهتري داشتند و حالا نه كار دارند و نه غذا، امنيت نصفه نيمه اي كه طالبان به وجود آورد را از وضع كنوني بهتر مي دانند. آسوشيتد پرس مي نويسد: «قوانين طالبان سخت بوده ولي دست كم جلوي جنگ هاي گروهي و انواع ديگر خشونت را گرفت. يك چوپان به اين خبر گزاري گفته بود: «طالبان ظالم بود ولي حداقل امنيت بود. اينجا يك روستايي را كشتند. خودرو اش را دزديدند و فرار كردند و پليس هيچ كاري نكرد. اما اگر طالبان بود آنها راتازماني كه دستگير شان كند تعقيب مي كرد.» دو سال قبل رئيس جمهوري آمريكا قول داد در افغانستان دموكراسي و امنيت و آزادي برقرار مي كند و ساختار افغانستان را تغيير مي دهد. در كنفرانس هاي مختلف صحبت از كمك هاي ميليارد دلاري به افغانستان در ميان بود. ولي طالبان همان گروهي كه القاعده متهم به انفجار سازمان تجارت جهاني دوقلوي به هم چسبيده آن بود، مجدداً شروع به نشو و نما كرد. و يك عضو لويه جرگه، آمريكا را به دو دوزه بازي متهم مي كند كه با طالبان به مذاكره پرداخته است. آمريكا همچنين دوستي نزديكي با پاكستان دارد كه متهم است به تجهيز طالبان كمك مي كند. به ويژه در مناطقي كه سنت هاي محلي با افكار و اسلام طالباني سنخيتي دارد و يا دست كم احساس آزردگي خيلي زيادي از بابت آنها به مردم دست نمي دهد، بمب هاي آمريكا جز احساس نا امني تغيير بيشتري به وجود نياورده اند. چرا كه مردم اين مناطق هم با ورود نيروهاي خارجي انتظار تحولات زيادي مثل بهبود وضع اقتصادي و امنيت را مي كشيدند ولي نتيجه اي نديدند. هم اينك ترس از بازگشت طالبان در ميان طبقات تحصيل كرده شهرهاي بزرگ مثل كابل و البته نژاد هاي غير پشتون وجود دارد. ولي به طور كلي به عقيده اعضاي سازمانهاي بين المللي و حتي مقامات افغانستاني جنگ هاي پياپي بيش از پيش بخش قابل توجهي از جامعه افغانستان را در عقب ماندگي نگه داشته و آنها را آماده پذيرش طالبان كرده است. به عنوان مثال به گفته فرستاده سازمان ملل اعمال خشونت نسبت به زنان اعم از خانگي، رفتارهاي سنتي، خشونت جنسي و داد و ستد و برده داري جنسي طبيعي است. به گزارش ايرنا به نقل از وزير امور زنان افغانستان هم اكنون خانواده هاي زيادي از تحصيل دخترانشان جلوگيري مي كنند و اگر با اين كار هايشان برخورد قانوني شود، دولت را به كفر متهم مي كنند. همچنين تعداد زوجات از مشكلات زنان جامعه افغانستان است. مسؤول يك مركز آموزش هم گفته است « مشكل بزرگ اين است كه زنان افغان از وضع موجود راضي اند و آن را ايده ال مي دانند.» ايجاد امنيت و جلوگيري از زدو خورد پيش زمينه تغيير بسياري از باورهاي غلط فرهنگي است كه آمريكا در ايجاد اين امنيت ناتوان بوده و حتي گروه هاي مسلح نزديك به دولت هم با ادعاي حفظ جان و ناموس مردم خود حاضر به تحويل سلاح هايشان به دولت نيستند. دكتر صادق زيبا كلام استاد دانشگاه مي گويد: «طالبان به تدريج تجديد سازمان مي كند و قدرت مي گيرد. در حالي كه به نظر مي رسيد كار آنها تمام شده است. بويژه ظرف يكي دو ماه اخير حملات مهمي انجام داده اند و در بخش هايي از افغانستان دست كم حضور شان پررنگ شده. ويژگي طالبان آن بود كه به رغم خشونت آميز بودن رفتارش نسبت به زنان، افكار عربي و... توانست در بخش هاي عمده اي از افغانستان امنيت و به بركت امنيت درجه اي از رونق اقتصادي و كسب و كار به وجود آورد. در حالي كه در حال حاضر فقط در كابل امنيت وجود دارد. پايتان را كه از اين شهر بيرون بگذاريد، قدرتهاي محلي ظاهراً از دولت حمايت مي كنند ولي در واقع همه كاره هستند. بخش هايي از كشور دست حكومت است و بخش هايي از كنترل خارج است. گرايش هاي اسلامي هم در اين كشور نيرومند است. سياست هاي طالبان تند بود ولي ضد اسلامي نبود و در نتيجه خيلي از مردم افغانستان به خصوص آنها كه در مناطق محروم و خارج شهرها زندگي مي كنند چندان تعارضي با اسلام طالبان پيدا نمي كنند. بنابر اين از باب مذهب و مسائل امنيتي طالباني پايگاه هايي دارد. در مورد وعده هاي آمريكا هم بايد گفت دموكراسي را نمي توان يك دفعه خلق كرد. آمريكايي ها نتوانستند امنيت هم ايجاد كنند چون براي ايجاد امنيت در اين كشور بزرگ سربازان زيادي لازم دارند. بنابراين عدم تشابهات فرهنگي، عقيدتي، اجتماعي با آمريكايي ها ممكن است باعث شود مردم مجدداً طالبان را ترجيح دهند.» آمريكا ۱۲هزار نيرو در افغانستان دارد كه غالباً در مناطق جنوب و جنوب شرقي با طالبان و القاعده مي جنگند. اين نيروها نتوانسته اند جلوي تصرف مناطق جنوبي توسط طالبان يا اعمال خودسرانه آنها را بگيرند. تجارت ترياك پشتوانه مالي طالبان است. در حالي كه ميزان توليد ترياك در اواخر دوره طالبان كاهش يافته بود، آمارهاي جديد از دفتر رياست جمهوري آمريكا حاكي از دوبرابر شدن توليد آن نسبت به سال گذشته است. در اين ميان طالبان كه زماني عمليات هايش را با كمتر از ۱۰ نفر انجام مي داد اينك نيروهايش را در هر عمليات به صدهانفر رسانده وضع به شكلي درآمده كه ايرنا به نقل از هفته نامه ارگان مجاهدان افغانستان تصريح مي كند آمريكا و پاكستان تصميم به بازگشت مجدد طالبان گرفته اند. اين يقين وجود دارد كه طالبان در نتيجه فعاليت مدرسه هاي بنيادگراي پاكستان پرورش داده مي شوند كه راديوي كابل آنهارا يك ميليون نفر تخمين مي زند. اين افراد از طريق كوهها در ميان تجار و پناهندگان و مسافران وارد افغانستان مي شوند. نيروهاي آمريكايي در كوه ها به تعقيب آنها مي پردازند ولي مبارزه با آنها مشكل است. يكي از مسؤولان دولتي افغانستان به يك خبرگزاري غربي مي گويد: «آنها در خانه هايشان در دهكده هايشان منتظر چراغ سبز هستند تا جنگ با آمريكا و حاكمان افغان را شروع كنند.» دكتر پرويز ورجاوند كارشناس امور افغانستان مي گويد: «طالبان در پايگاه هايشان در پاكستان ساخته و پرداخته مي شوند. تا زماني كه در افغانستان دولت قدرتمند ملي مستقر نشود، اين وضع تداوم خواهدداشت. چون منافع كلان پاكستان ايجاب نمي كند در افغانستان امنيت به وجود آيد. ذهنيت پاكستان اين است كه با آشفته ساختن جنوب امكان انجام انتخابات گسترده را بگيرد و يا در زمان انتخابات درگيري ها را تشديد كند و از استقرار دولت قدرتمند جلوگيري كند. منش مردم افغانستان مغاير با طالبان است. ولي به دليل نبود ساز و كار قدرتمندهركس كه پول و اسلحه دارد قدرت دارد و در هر بخشي از افغانستان سلطه يا نفوذ ايجاد مي كند، مهم نيست كه بتواندساماني به وجود آورد. بنابراين طالبان كه در شرايط كنوني از امكانات مالي و لجستيكي برخوردار است، مي تواند اين امكانات را در اختيار ديگران قرار دهد و گروههاي چريكي راه اندازي كند. اين گروه ها افراد محلي را تغذيه مي كنند و در واقع ستاد اصلي ساماندهي در پاكستان است. آمريكا هم در آن واحد در دو بخش عمده يعني عراق و افغانستان درگير شده برنامه كنوني آمريكا حضور نظامي است تا بعداً در فرصت مناسب طالبان را عقب براند. منتهي درگيري با گروههاي چريكي هم هميشه براي ارتش هاي منظم مشكل است.از طرفي آمريكا به نيروي فراواني نياز دارد تا مرز افغانستان و پاكستان را ببندند كه كار پرفشار و پرهزينه اي است و ذهنيت آمريكا اين است كه ارتش نصفه نيمه اي در مرزهاي آسيب پذير مستقر كند. به هرحال انتظار ي ايده آل است كه قدرتي كه حكومت كثيفي را برمي اندازد حكومت شسته رفته اي به وجود آورد. آمريكا براي حضور گسترده در منطقه آمده و نبايد انتظار داشت حكومتي بسيار متفاوت به وجود آورد و منافع مردم را تأمين كند. افغانستان اميدش به حضور احمدشاه مسعود بود تا از كاريزمايش بهره بگيردكه اوهم ازبين رفت.»
|
|
|
|
|
|
عبور از پل فيروزه
|
|
|
|
|
دفاع و واكنش
مسأله همسايگي براي ايران همواره يكي از مهمترين مسأله ها بوده است. آيا مي توانيم گفت كه ايران يكي از بدهمسايه ترين كشورهاي دنيا بوده است؟ براثر اين وضع خاص جغرافيايي مي بايست پيوسته يك هشداري خاص و يك سياست دفاعي قوي داشته باشد. بنابراين ايران از همان آغاز تاريخ خود يك سرزمين دفاع گر شد و همين معنا موجب گشت كه امپراتوري هخامنشي، به عنوان نخستين امپراتوري جهان پديد آيد: يا مي بايست نيرومند باشد و بايستد و يا مضمحل شود.
اولي را برگزيد. اگر ايران پيش از اسلام هزار سال ابرقدرت جهان باقي ماند، براي آن بود كه مي خواست نابود نشود. سرانجام چون پيرشده بود، مانند چناري كه از تو خالي شود، با بادي از پاي درافتاد؛ به قول بهار:
ما كهنه چناريم كه از باد نناليم
برخاك بباليم
ليكن چه كنيم؟ آتش ما در شكم ماست
از ماست كه برماست
ولي بازخاصيت ققنوس پيدا مي كند و از خاكستر خود برمي خيزد.
چه اوستا ، چه تاريخ و چه شاهنامه، همگي حكايت دارند از وضع دفاعي اي كه ايران همواره داشته است. از آنجا كه تاريخ ايران برخط دفاعي جريان داشته، تمدن ايران، بخصوص در دوران بعد از اسلام، از واكنش شكل گرفته است. بنابراين اين دو كلمه دفاع و واكنش را از ياد نبريم.
دكتر محمدعلي اسلامي ندوشن ، اديب ـ ۱۳۷۴
|
|
|
|
|
|