چهارشنبه ۳ دي ۱۳۸۲ - ۱ ذيقعده ۱۴۲۴
Wed, Dec 24, 2003
ويژه ۳
شماره ۲۶۷۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گردشگري
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
ضميمه ۱
آرشيو
سرمايه گذاريهاي دوباره
148806.jpg
«آمايش سرزمين» يكي از بحث هاي مغفول مانده برنامه هاي توسعه اي كشور است. اين محور، با آنكه سه مرتبه در برنامه هاي توسعه اي ايران وارد شد، اما به دلايلي كه در گزارش و مصاحبه آمده است، از پرداختن و اجرايي كردن عناصر منتظر شده اكنون «آمايش سرزمين و توازن منطقه اي» از مهمترين بحث هاي برنامه چهارم است. در اين ارتباط با محمود كتابچي مدير كل دفتر امور «آمايش سرزمين » سازمان مديريت و برنامه ريزي
گفت وگويي كرده ايم كه مي خوانيد:

\ سازمان مديريت و برنامه ريزي در زمان رياست دكتر نجفي «آمايش سرزمين» را يكي از محورهاي مهم برنامه سوم مي دانست و در پيش نويس لايحه برنامه سوم نيز طرح «آمايش سرزمين» آمده بود، اما در قانون حذف شد، چرا؟
* ما مي خواهيم پيامدهاي توسعه بر پهنه سرزمين كنترل شده و مديريت شده باشد، يعني اينكه اول برنامه توسعه را اجرا نكنيم و بعد برويم ببينيم پيامدهاي اين برنامه توسعه روي سرزمين چيست، بلكه از قبل يك طراحي داشته باشيم بگوييم خب پيامد سرزميني توسعه اين خواهد بود. اين هم فقط به سرزمين برنمي گردد بلكه به جوامع و گروههاي مختلف جمعيتي بازمي گردد. يعني آمايش سرزمين در حقيقت تنظيم رابطه سه تا عنصر است: انسان، فضا و فعاليت. «فعاليت» مجموعه كارهاي اقتصادي است كه انسانها انجام مي دهند. «فضا» محل تلاقي اين عناصر است. يعني در حقيقت يك رابطه دوبه دو است كه ببيند چه انساني با چه فعاليتي، چه فضايي با چه فعاليتي و چه فضايي با چه محيط انساني. بحث آمايش سرزمين يك سند بلندمدت است. يعني يكي از ويژگيهاي آن، بلندمدت بودنش است. بنابراين وقتي كه آمايش سرزمين را به عنوان يك سند در نظر مي گيريم، افق زماني اش از برنامه هاي ميان مدت بيشتر است. وقتي افق زماني آن از برنامه هاي ميان مدت بيشتر باشد، در دل يك برنامه ميان مدت نمي توان طرح «آمايش سرزمين» تهيه كرد.
\ يعني در برنامه سوم اين مخالفت خودتان را ابراز كرده بوديد؟
* در آغاز برنامه سوم، همزمان با آغاز دوره رياست جمهوري آقاي خاتمي در سال،۷۶ ايشان بحث آمايش سرزمين را به عنوان يكي از محورهاي برنامه شان عنوان كردند. ما در آبان ماه سال ۷۶ در جلسه دولت حضور پيدا كرديم و گزارشي در مورد سوابق «آمايش سرزمين» ارائه داديم، ايشان از سازمان خواستند كه آمايش سرزمين را جدي بگيرند. اگر ما مي توانستيم مجموعه مطالعات «آمايش سرزمين» را قبل از آغاز برنامه سوم به اتمام رسانده و در دولت تصويب كرده و نتايجش را براي تدوين سند برنامه سوم مورد استفاده قرار مي داديم، «آمايش سرزمين» در برنامه سوم تأثيرگذار بود. اين كار تا حدودي انجام شد.
ما در ارديبهشت ماه سال۷۹ گزارش آن را به دولت داديم، در اين گزارش حدودي از تأثيرات آمايش در برنامه سوم و برخي از سياستهاي كلي و جهت گيريهاي آن ذكر شده بود كه ما در برنامه هم وارد كرديم. قسمتي از آن وظايف و تكاليف دولت بود كه بايستي انجام مي شد. يعني يكسري از مقدمات برنامه، تكاليفي بود كه دولت بايد براي توجه به آمايش مي پذيرفت كه به عنوان سياستهاي كلي ناظر بر برنامه سوم هم مطرح اماتصويب نشد.
نكته اي كه مي خواهم بگويم اين است كه در برنامه اول و دوم در كشور نگاه جدي به «آمايش سرزمين» وجود نداشت اما در برنامه سوم پذيرفتيم كه بايد اين كار را انجام دهيم.
\ آقاي كتابچي! جواب سؤالم را نگرفتم. در سند برنامه «آمايش سرزمين» به عنوان محور برنامه آمده بود . شما مي گوييد كه آمايش سرزمين در يك برنامه ميان مدت ۵ساله نمي گنجيد، يعني يكي از دلايل حذف اش درقانون برنامه همين بود ؟ اصلاً در لايحه برنامه سوم كه دولت به مجلس داده «آمايش سرزمين » بود يا نبود؟
* اين را بايد نگاه كنم و مستند پاسخ بدهم . در لايحه اي كه دولت به مجلس داد نبايد چيزي راجع به آمايش سرزمين مي بود، براي اينكه ما به موازات برنامه سوم تهيه سند آمايش سرزمين را شروع كرديم.دوتا جريان در سازمان وجود داشت، يكي جريان تهيه سند «آمايش سرزمين» ويكي جريان تهيه لايحه برنامه سوم. اين مي توانست وارد بحث برنامه سوم شود اما برخي از نتايج آن بعداز تكميل لايحه برنامه سوم نهايي شد.
\ پس چرا آن زمان دكتر نجفي به عنوان رئيس سازمان مديريت در يك مصاحبه مطبوعاتي ، يكي از محورهاي مهم برنامه سوم را «آمايش سرزمين» عنوان كردند؟
* عرض بنده هم همين است . مي گويم در برنامه سوم موضعي كه بگويد آمايش سرزمين نبايد باشد ، در سازمان وجود نداشت. در آن مقطع پذيرفته شده بود كه كشور بايستي آمايش سرزمين داشته باشد، چون اين يكي از برنامه هاي شروع رياست جمهوري آقاي خاتمي بود . سازمان اين مسؤوليت را پذيرفت و فعاليت تهيه سند آمايش سرزمين را هم شروع كرد اما اينكه چه حدي اش آماده مي شد و مي توانست در برنامه سوم گنجانده شود و چه مقدارش براي برنامه چهارم مي ماند، مشخص نبود. يعني «آمايش سرزمين» در مقطعي به يك جمع بندي هايي رسيد كه نمي توانست به عنوان قسمتي از لايحه برنامه سوم قرار بگيرد.
شروع مطالعات آمايش سرزمين سال ۷۶ و شروع برنامه توسعه ، سال ۷۹ بود، ما بايد مي توانستيم مثلاً تا پايان سال ۷۷ سند آمايش سرزمين را جمعبندي كنيم كه بتوانيم به عنوان ورودي درسال ۷۸ به برنامه ارائه بدهيم. يك كار وسيع بلندمدت نمي توانست در آن زمان كوتاه به نتيجه برسد، بخصوص اينكه در آن مقطع ما چشم انداز روشني از توسعه بلندمدت كشور هم نداشتيم.
\ اين چشم انداز الآن وجود دارد؟
* در شرايط فعلي حداقل دوتا سند داريم. يعني ديدگاه بلندمدت توسعه كشور از نگاه «آمايش سرزمين» كه همان گزارشي است كه ما درسال ۷۹ در دولت ارائه داديم. يكي هم چشم اندازي است كه قبل از شروع برنامه چهارم كشور تنظيم و روي آن وفاق حاصل شده است .خوشبختانه بين اين دوسند نه تنهاناسازگاري جدي وجود ندارد بلكه هماهنگي كلي نيز دارند. شما وقتي مي خواهيد يك سند بلندمدتي براي توسعه كشور تنظيم كنيد بايد چشم انداز روشني از بلندمدت توسعه كشور داشته باشيد. داشتن آن برمي گردد به اينكه شما بتوانيد اوضاع داخلي وانتظارات
خودتان را هماهنگ و روي آن وفاق ايجاد كنيد، برداشت روشني از اتفاقات بيروني داشته باشيد و اثرات آن روي توسعه ملي و نوع تعاملي كه بايد توسعه ملي با توسعه جهاني داشته باشد را پيش بيني كنيد. بدون اينها، سند «آمايش سرزمين» ، چشم انداز مطلوبي بدست نمي دهد.
\ يعني توسعه كشور بدون اينها نامطلوب خواهد بود؟
* ممكن است ناچار به دوباره كاري و انجام سرمايه گذاريهاي مجدد شويم.
براي مثال كشور بايد تصميم اش را بگيرد كه آيا در روابط بلندمدت توسعه اش، با دنياي بيرون برون گرايي خواهد داشت يا درون گرايي، حد برون گرايي و درون گرايي چيست؟ شما وقتي مي خواهيد براي بلندمدت توسعه سرزمين شبكه هاي زيربنايي تان را شكل بدهيد، اين شبكه آيا بايد درون گرا طراحي شوند يا ارتباطات بيروني شما را تسهيل بكنند؟ ما در آن مقطع در مورد برخي از اين بحثها به جمعبندي رسيديم و آنها را تحت عنوان اصول «آمايش سرزمين» مطرح كرديم، در اين اصول روشن شد كه به چه چيزهايي بايد به عنوان اصول و پايه در آمايش سرزمين پرداخته شود. در اين اصول گفتيم سند آمايش سرزمين بايد در راستاي امنيت كشور باشد. اين حرف درست است. همه كشورهايي كه نگاه سرزميني توسعه شان را لحاظ مي كنند، يكي از ابعادش، ابعاد امنيتي است.
به اين دليل كه اولاً مكان استقرار جمعيت و فعاليت ها امن باشد. دوم اينكه ساماندهي استقرار جمعيت و فعاليت ها در راستاي تقويت امنيت ملي باشد. حفاظت محيط زيست، كارايي اقتصادي، تعادل وتوازن منطقه اي، تسهيل روابط دروني و بيروني اقتصاد كشور، مديريت سرزمين و حفظ ميراث فرهنگي از اصولي بود كه در سياستهاي كلي برنامه سوم ، به عنوان چارچوبي براي ادامه فعاليت آمايش سرزمين، ذكر شد.
ما در ارديبهشت ماه ۷۹ تقريباً برخي از اين بحث ها را جمعبندي كرديم و يك گزارش ۵ ساعته هم در دولت ارائه داديم.
\ جناب كتانچي به هر حال برنامه اول و دوم بدون بحث آمايش سرزمين اجرا شد و حتي يك تبصره هم در مورد آن مطرح نشد.
شما خودتان گفتيد كه نبود اين طرح باعث دوباره كاريها و سرمايه گذاريهاي مجدد مي شود آيا قبول داريد كه ضعف هاي برنامه اول و دوم ناشي از عدم وجود همين طرح بود؟
* ببينيد ما به عنوان كساني كه وقت و تجربه مان را در آمايش سرزمين صرف كرديم فكر مي كنيم كه «آمايش سرزمين» بحث بسيار كليدي و پايه اي براي توسعه كشور است و هيچوقت نمي توانيم از موضع كسي كه مي گويد چندان ضرورتي ندارد، به اين موضوع بپردازيم.
كسي كه «آمايش سرزمين» را براي ادامه فعاليت اش انتخاب مي كند، يعني از نظر او موضوع مهمي است. ولي واقعيت اين است كه برنامه اول توسعه برنامه بازسازي ظرفيت هاي از دست رفته بود.
\ يعني نمي شد در همان مقطع هم آمايش را شروع كرد؟ فكر نمي كنيد بهترين مقطع زماني براي شروع اجراي اين طرح بود؟
* آمايش سرزمين را هر چقدر زودتر شروع كنيد، بهتر است.
اصطلاحاً مي گويند حكومتي كه آمايش سرزمين انجام مي دهد، سرزمين خودش را يكبار ديگر تصرف مي كند. يعني در حقيقت اجزاي اين سرزمين را تحت مديريت خودش در مي آورد و توسعه را برپهنه آن هدايت مي كند. البته گروهي هم معتقدند كه اين با آزادي اقتصادي و آزادي فعاليت انسانها مغاير است. بحث نظري در اين حوزه مفصل است كه
وارد آن نمي شوم. تلاش براي تهيه سند آمايش سرزمين قبل از انقلاب شروع شد، مشاور خارجي هم گرفتند و قرار بود برنامه ششم عمراني قبل از انقلاب هم بر مبناي آمايش سرزمين تهيه شود ولي با انقلاب اسلامي متوقف شد. ما بعد از انقلاب در سال۶۱ كه مي خواستيم وارد فعاليت برنامه ريزي بشويم، يك برنامه تدوين شده غيرمصوبي در كشور به اجرا درآمد، تهيه كنندگان اين برنامه همان موقع به اين نتيجه رسيدند كه خلأ « آمايش سرزمين» وجود دارد. در دهه۶۰ در زمان دولت آقاي مهندس موسوي، تهيه سند آمايش سرزمين در دستور كار دولت قرار گرفت. سال۶۲ تا ۶۶سازمان برنامه ، سند آمايش سرزميني را كه قبل از انقلاب تهيه شده بود، متناسب با مقتضيات انقلاب و جمهوري اسلامي اصلاح كرد و كار گسترده اي انجام شد كه خب به عنوان يك تجربه، كار ارزشمندي بود، برخي ازنتايج آن در كشور مورد استناد قرار گرفت. اين سند آمايش سرزمين به تصويب نهايي نرسيد، اما برخي از توصيه هاي راجع به مناطق آزاد و بعضي از شبكه هاي زيربنايي بعداً در كشور اجرا شد. در تهيه برنامه اول مسؤولان وقت به اين جمع بندي رسيدند كه ما به استفاده از ظرفيتهاي توسعه كشور كه تخريب شده و بايد بازسازي شود، نياز داريم و بايد حداكثر كارايي را مبنا قرار بدهيم بنابراين آمايش سرزمين كه در كنار حداكثر كارايي، نكاتي مثل توسعه و توازن و عدالت و پهناي سرزمين را هم مورد توجه قرار داده بود، در اولويت قرار نگرفت. برنامه دوم را هم ادامه همان فعاليت قرار دادند ولي در برنامه سوم كه مي خواستند بحث سرمايه گذاريهاي عمده وجديد را مطرح كنند، آمايش سرزمين مورد توجه قرار گرفت. در مجموع با نظر شما مخالف نيستم و مي گويم هر زمان كه توسعه كشور را مبتني بر يك سند بلندمدتي مثل آمايش سرزمين قرار بدهيم خيلي بهتر از اين است كه آن را نداشته باشيم، اعم از اينكه آن زمان برنامه اول و دوم باشد يا الآن كه وارد برنامه چهارم مي شويم.
\ در صورتي كه سند آمايش در هر يك از ادوار گذشته به مرحله اجرايي مي رسيد، چه تغييراتي در مشي اين برنامه ها حاصل مي شد؟
* ببينيد وقتي بحث سند آمايش سرزمين را مطرح مي كنيم، يكسري از متغيرها و مؤلفه هاي جديد را به فرآيند تصميم گيريمان اضافه مي كنيم. مثلاً در برنامه ريزي معمولاً انتظاراتمان را در افقهاي زماني مشخص و در موضوعات مشخص تعقيب مي كنيم. وقتي شما ديد آمايش سرزمين را در برنامه لحاظ مي كنيد، سؤال «در كجا» ، «چه موضوعي»، «چه انتظاراتي» و «براي چه تركيبي از جمعيت» را هم مطرح مي كنيم. اينها سؤالات جديد است كه در فرآيند توسعه مطرح مي شود. وقتي مي خواهيداينها را لحاظ كنيد، هم يكسري پيچيدگيهايي به موضوع اضافه مي شود و هم يكسري محدوديتها ممكن است در برنامه ريزي براي شما ايجاد شود. در كنار اين ممكن است فرصتهاي مناسب تري را هم ايجاد كند. يعني هم محدوديتهاي بيشتري را خواهيم داشت و هم ممكن است با فرصتهاي ناشناخته اي مواجه شويم.
وقتي به بحث آمايش سرزمين مي پردازيم، در واقع نسبت به «نتايج توسعه » بر «پهنه سرزمين» توجه مي كنيم و عواقب آن را مورد بررسي قرار مي دهيم. مثلاً فرآيند توسعه ۴۰ـ۳۰ سال اخير كشور كه توأم با برنامه ريزي هم بوده منجر به رشد سريع كلان شهرها در كشور شده است. براي چه اين اتفاق مي افتد؟ براي اينكه ما براي عرصه هاي مختلف برنامه هاي مختلف نداريم. ما سعي نكرديم كه فعاليت را به عرصه هاي مختلف سرزمين متناسب با قابليتهاي آن سوق بدهيم، بنابراين جريان سرمايه گذاري را آزاد فرض كرديم و براساس منافع كوتاه مدت يا ميان مدت سرمايه گذاريها، مكان فعاليتها انتخاب شده است كه پيامد آن، تمركز و تراكم جمعيت و فعاليت در عرصه هاي محدود است. اين مسأله هم به لحاظ زيست محيطي ، هم به لحاظ هزينه هاي مديريت كلان شهرها و هم به لحاظ مسائل اجتماعي ـ فرهنگي ناشي از جابه جايي هاي جمعيت گسترده اي كه در كشور به وجود آمده، مشكلات را ايجاد كرده است. اگر آمايش سرزمين را جزو اسنادتصميم گيريمان داشتيم، مي توانستيم فرض كنيم كه در هر كدام از عرصه هاي سرزمين چه نوع فعاليتي بايد مستقر شود، حمايتهاي لازم را بكنيم و به جاي اينكه جمعيت را بياوريم كنار فعاليت، فعاليت را ببريم كنار جمعيت كه جابه جايي جمعيت ضروري نباشد.
\ به اين اشاره كرديد كه وقتي ديد آمايش را مطرح مي كنيم سؤال «كجا» و «چه تركيبي از جمعيت» هم مطرح مي شود. در اين صورت بايد يكسري از ملاحظات را كنار بگذاريم و يكسري از تصميم گيريها را تغيير دهيم. فكر مي كنيد كشور ما آماده پذيرش اين تغييرات هست؟
* برخي اعتقاد دارند كه آمايش سرزمين خودش يك استراتژي توسعه نيست بلكه آمايش سرزمين سياستگذاري براي استراتژي توسعه مشخص است. مفهوم اش اين است كه آمايش سرزمين اينگونه نيست كه بگوييد ما نمي توانيم آن را داشته باشيم يا مملكت نمي تواند. به نظر من يك مقدار شناخت مي خواهد تا مشخص شود اين موضوع چقدر مي تواند به فرايند توسعه كمك كند. يك عزم و اراده مي خواهد و بعد يك سازماندهي در نظام مديريت توأم با آگاهي. يعني يك نوع بلوغ در مديريت و تصميم گيري ضرورت دارد. مثل كمربند ايمني ماشين است كه به حفظ سلامت سرنشين كمك مي كند. گاهي اوقات در يك جامعه اين حركت ضدارزش است يعني كسي كه كمربند ايمني مي بندد، مسخره مي شود، به نظر مي رسد آدم ترسو و محافظه كاري است كه خيلي جانش را دوست دارد ولي يك مدتي كه مي گذرد، بستن كمربند تبديل به يك فرهنگ مي شود، بعد آدم تعجب مي كند كه چرا هميشه مورد توجه نبوده و چرا تا حالا اشتباه مي كرد و كمربند نمي بسته است.
\ يعني ما خيلي اشتباه كرديم كه حالا آمايش سرزمين نداشته ايم؟
* قطعاً. به نظر من آمايش سرزمين ايمني فرآيند توسعه را براي جامعه افزايش مي دهد.
\ آيا شما ارزيابي كرده ايد كه كشور از عدم اجراي آمايش سرزمين چقدر خسارت ديده است؟
* ببينيد، اجراي آمايش سرزمين مستلزم اين است كه اول يك ديد آمايش سرزميني داشته باشيم.
\ قبلاً نداشتيم؟
* هنوز هم نمي توانيم بگوييم ديد سرزميني روشن و پذيرفته شده يكسان است. آمايش سرزمين مثل نشستن يك سفينه است. شما اگر كره زمين را از يك سفينه نگاه كنيد، آن را به شكل توپ گردي مي بينيد. هر چقدر ارتفاع اين سفينه كمتر مي شود، شما ويژگي هاي زمين را بيشتر مي بينيد، ضمن اينكه دقت آنچه كه مشاهده مي كنيد هم افزايش پيدا مي كند. پايين تر كه مي آييد حوزه ديد شما محدود مي شود ولي دقت ديد شما بيشتر مي شود. شما وقتي روي زمين هستيد، محدود مي بينيد ولي با دقت مي بينيد. آمايش سرزمين مستلزم يك حدي از ارتفاع است كه شما بتوانيد حوزه ديدتان را نسبت به كل سرزمين وسيع بكنيد. گرچه برخي از دقت ها را از دست مي دهيد اما بعداً مي توانيد بتدريج پايين بياييد و به تفصيل برسيد. ديد آمايش سرزمين يعني اينكه كسي كه مي خواهد توسعه را هدايت بكند. در «آن واحد» يك نگاه به كل اين سرزمين داشته باشد و رابطه بخشهاي مختلف را ببيند. اين ديد وقتي وارد پروسه تصميم گيري شود، نوع تصميمات بتدريج تغيير مي كند. مرحله بعد اين است كه حالا بياييم اولويت هايش را مشخص بكنيم، بگوييم هر يك از اين عرصه هاي سرزمين براي چه فعاليتهايي مناسب اند. وقتي كه ديد آمايش سرزمين به وجود مي آيد، ما سه سطح بحث مي كنيم: اول مي گوييم ما در جهان چكاره ايم، يعني وضعيت كشور ما در آمايش جهاني و منطقه اي. ما كجاي اين دنيا واقع شديم و چه روابطي بايد با پيرامون داشته باشيم؟ در مرحله دوم برمي گرديم به آمايش ملي. يعني اينكه بخشهاي مختلف اقتصادي و عرصه هاي مختلف سرزمين چه نقشهايي بايد ايفا بكنند؟ و در سطح سوم مي رويم سراغ آمايش منطقه اي كه زير سطح ملي و در سطوح پايين تر جغرافيايي است. اين انضباط برنامه ريزي، نگاه توسعه اي و همه اينها را تحت تأثير قرار مي دهد. علاوه بر اينكه بايد ديدمان را اصلاح بكنيم بايد مطالعات وسيع و شناخت دقيقي هم داشته باشيم. چيزي كه طي ۶ـ۵سال گذشته اتفاق افتاده اين است كه ما به لحاظ اسناد آمايشي، وضعيت مان خيلي بهبود پيدا كرده و ديد سرزميني مان تقويت شده است، اطلاعاتمان را تقويت كرده ايم، تكنيك ها و ابزار مناسب را در اختيار گرفته ايم. امروز در دنيا ابزار پيشرفته اي براي جمع آوري اطلاعات سرزمين وجود دارد، سيستمهاي جديد اطلاعات جغرافيايي كمك زيادي به بحث آمايش سرزمين مي كند كه در اين زمينه ما اطلاعات نسبتاً خوبي را از بخشهاي مختلف جمع آوري كرده ايم. نقشه هاي يك در بيست و پنج هزاري كه سازمان نقشه برداري دارد براي كشور تهيه مي كند، گرچه پوشش اش ملي نيست و هنوز هم كشور را پوشش نداده ولي اين نقشه ها براي بخش قابل توجهي از كشور تهيه شده است كه ما آنها را گرفته ايم، يعني شناختمان روز به روز دارد غني تر مي شود.
\ آقاي كتابچي براي اينكه آمايش سرزمين تبديل به يك سند برنامه اي بشود، مقاومتهايي وجود داشت؟
* دوتا مانع جدي وجود دارد. يكي اينكه شما بپذيريد كه داشتن آمايش يك مقداري فرايند برنامه ريزي و مديريت را تحت تأثير قرار مي دهد كه بسياري از كساني كه مدافع آمايش سرزمين هستند و اعلام هم مي كنند كه پيامدهاي آن را قبول دارند،همراهي نمي كنند، تصور مي كنند اين موضوعي مستقل از بقيه موضوعات است. خب ما بحث كشاورزي، آب، محيط زيست، آموزش عالي و آموزش و پرورش را داريم، آمايش سرزمين داريم، اينجوري كه نگاه مي كنند يك مقداري مشكل دوم، بوجود مي آيد.
مانع دوم، نگاه بخشي است. در خيلي از جاهاي دنيا مي گويند توسعه در حوزه هاي مختلفي اتفاق مي افتد به همين دليل يك تقسيم كار تخصصي در حوزه هاي مختلف مي كنند و به آن نظام بخشي مي گويند. بخش آموزش عالي، بخش آموزش و پرورش، آب، كشاورزي، صنعت و معدن. هر كسي سهم خودش را در فرآيند توسعه بدوش مي كشد و مي رود در حوزه خودش كار مي كند. وقتي اين نگاه بخشي وجود دارد، پيشبرد سندي مثل آمايش سرزمين كه نيازمند تعامل بخشهاي مختلف بر پهنه سرزمين است، با مشكل مواجه مي شود. در «آمايش سرزمين» ما مي گوييم كشاورزي، آب، صنعت و همه اينها بايد در بستري به نام «سرزمين» با هم هماهنگ شوند. ما نمي گوييم برنامه ريزي براي صنعت نداشته باشيم ولي مي گوييم استراتژي هاي اين صنعت متناسب با ويژگيهاي «سرزمين» ما ممكن است تغيير بكند كه استقرار هايش بر پهنه سرزمين هم متناسب با ويژگيهاي سرزمين تغيير مي كند. بنابر اين هماهنگي بين بخشي بخشهاي مختلف بايدروي اين بستر «سرزمين» اتفاق بيفتد. وقتي اينگونه مي شود، هر بخشي بايد خودش را با يك «هماهنگ كننده آمايشي» سازگار كند و انعطاف لازم را براي تغيير برنامه ها و استراتژي هايش داشته باشد. اين نگاه بخشي موجود كه هر بخشي مي خواهد برنامه خودش را داشته باشد و مستقل به جلو برود، يك مقداري با بحث آمايش سرزمين مغايرت دارد.
148809.jpg
\ مقاومتي هم وجود دارد؟
* به تدريج اصلاح مي شود. اين جوري نيست كه كليد را از نگاه «بخشي» قطع كنيم و ببريم روي نگاه آمايشي. ما يك ساز و كار بخشي در كشور داريم. دستگاههاي بخشي اصلاً جايگاه خودشان را دارند، براساس قانون اساسي مسؤوليت دارند و بايد پاسخگو باشند. قطعاً وقتي قرار است اينها در چارچوب اين سند آمايش سرزمين هماهنگ شوند، مستلزم آمادگيها و رفت و برگشت هايي است. هم ما بايد خودمان را اصلاح و آماده بكنيم براي اينكه يك جمعي را دور ميز بنشانيم و موضوعات را با يكديگر هماهنگ كنيم و هم آنها بايد آمادگي و انعطاف اين را داشته باشند كه در چارچوب اين سند خودشان را هماهنگ كنند. بهترين و ايده آل ترين شرايط اين است كه ما ديدگاههاي بلند مدت توسعه بخشها را در چارچوب سندي بنام آمايش سرزمين با هم هماهنگ كنيم. بگوئيم آينده بخش آب در كشور ما با توجه به وضعيت صنعت، كشاورزي، نيازها و عرصه هاي مختلف سرزمين، «اين» مي شود. يعني آب براساس نياز مناطق مختلف كشور و نياز بخشهاي مختلف اقتصادي، آينده خودرا بر پهنه سرزمين مي بيند. در صورتي كه هر بخش چشم انداز درازمدت خودش را با ديد آمايش هماهنگ كند، اميدوار مي شويم كه حركتهاي آنها در طول زمان بر پهنه سرزمين هماهنگ پيش خواهد رفت.
\ فكر مي كنيد در مقطع فعلي بخشهاي مختلف آمادگي چنين هماهنگي را دارند؟
* هر چه ديرتر شروع كنيم، كار سخت تر مي شود. يعني ما نبايد منتظر يك تغيير شرايط جدي باشيم كه بعد وارد اين بحث شويم. بلكه بايد اين را بپذيريم و متناسب باضرورتهايش در طول زمان شرايط را فراهم بكنيم قطعاً اگر امروز بخواهيم آمايش سرزمين را مبنا قرار بدهيم، نه آمايش سرزمين آنقدر دست پري دارد كه بتواند پاسخگوي همه مسائل باشد و نه همه آمادگي پذيرش ديدگاههاي آمايش سرزمين را دارند. همگي بايد فرايند تكميلي و تكاملي را شروع كنيم. فكر مي كنم در برنامه چهارم گام هاي جدي در اين رابطه برداشته شده كه ما را براي برنامه پنجم بهتري آماده مي كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |