پنجشنبه ۴ دي ۱۳۸۲ - ۲ ذيقعده ۱۴۲۴
Thu, Dec 25, 2003
گفت و گو
شماره ۲۶۷۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
جوان
چشم انداز
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
گفت وگو با علي اكبر جلالي، استاد دانشگاه
اينترنت در روستاهاي ايران
148962.jpg
محمود فراهاني
آزاده محسني

سه سال پيش از اين، اولين روستاي اينترنتي ايران به نام «شاهكوه» كه يكي از روستاهاي استان گلستان است، وارد دنياي مجازي شد. اين اقدام كه حاصل پروژه اي دوساله بود تأثير عميقي بر زندگي روستاييان در حوزه هاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي داشت. كشاورزي رونق گرفت و حتي زمين از متري پنج هزار تومان به ۱۰هزارتومان افزايش يافت. مردم دريافتند كه مي توان بدون واسطه وارد بازار شد، منطق آن را تحليل كرد و هر آنچه كه مي خواهند خريداري كنند يا هر كالايي را در معرض فروش بگذارند. فرزندان روستا با راه اندازي شركتهاي رايانه اي، مشاغل جديدي ايجاد كردند و درصد قبول شدگان كنكور در روستا به نحو چشمگيري افزايش يافت.
اين تجربه، مجريان طرح شاهكوه را بر آن داشت انديشه سراسري كردن ICT(تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات) در روستاهاي كشور را دنبال كنند. اما از آنجا كه اجراي چنين طرح عظيمي، نياز به مطالعه، تحقيق، رايزني و برنامه ريزي متناسب با ظرفيت ها و نيازهاي جامعه روستايي دارد قرار است همايش «توسعه ICT روستايي» اسفندماه امسال برگزار شود تا جوانب موضوع مورد بررسي قرار گيرد. دكتر علي اكبر جلالي، استاد دانشگاه علم و صنعت كه دبير اين همايش هم هست، مي گويد: اگر پس از برگزاري همايش به اين نتيجه برسيم كه هنوز زمان توسعه ICT به روستاها نرسيده است قطعاً بر آن گردن مي نهيم، چرا كه قصد نداريم، اينترنت را به زور وارد روستاها كنيم. او تأكيد مي كندICT در جهان با سرعت سرسام آوري فراگير مي شود.در سال۲۰۰۲ ، ۶۵درصد از سرمايه گذاريها و در آينده ۸۶درصد از اقتصاد جهان مربوط به ICT خواهد بود. گفت و گو با جلالي را بخوانيد.

| چالشهايي كه در راه گسترش ICT در روستاها وجود دارد كدام است؟
* زماني كه بخواهيم يك جامعه كاملاً سنتي را دگرگون كنيم و آن را به سوي يك جامعه مدرن ببريم، به ابزاري نياز داريم كه استفاده از همان ابراز هم آموزش مي خواهد. در اينجا آموزش نقش جدي دارد؛ يعني اگر ما بخواهيم ICT را به روستا ببريم، اولين قدم اين است كه روستاييان را آموزش بدهيم. براي آنها بگوييم اين چه وسيله اي است، چه مزايايي دارد و چه معايبي دارد. كاري كه ما در روستاي شاهكوه انجام داديم نيز به همين صورت بود. در مسجد روستا طي چندين جلسه توضيح داديم كه اينترنت چيست و چه مزايايي براي شما دارد. وقتي كار تمام شد، ۹رايانه كه از يك مؤسسه خيريه گرفته برديم به آنجا بوديم و نحوه استفاده از كامپيوتر و اينترنت آموزش داده شد. سپس افراد از سوي سازمان فني و حرفه اي كشور مدرك دريافت كردند. آنها به اندازه اي آموزش ديده بودند كه توانستند به دقت بفهمند كه اين ابزار چه كمكهايي به آنها مي كند.
| يعني آموزش، يكي از مراحل طرح اينترنتي كردن روستاها است؟
* بله. قطعاً همينطور است. بخشي از طرح، آموزش ICT روستايي است، اگر بخواهيم طرح ICT روستايي را در نظر بگيريم يك قسمت آن همين است كه چگونه ICT را به فرد روستايي ياد دهيم، آموزشها متنوع است، زماني است كه مي خواهيم ICT را به يك دانشجو، استاد، كارمند، افراد باسواد و يا بي سواد ياد دهيم پس نوع آموزش به همه اين افراد يكسان نيست. بايد ببينيم چه نوع متوني براي آموزش روستاييان بايد به كار بريم. در حقيقت آموزش بايد اولين دغدغه اصلي در توسعه ICT روستايي باشد. بعد از آن بايد كاربرد ايجاد كرد، نبايد روستا را به حال خودش رها كنيم و بگوييم كه آنها آموزش ديده اند، خودشان بايد كاربرد ايجاد كنند. بايد كاربردهاي ويژه اي را كه در روستا مي شود مورد استفاده قرار داد، شناسايي كرد. بخشي از اين كاربردها مي تواند در كشاورزي، در دامداري و در صنعت باشد. چون بچه هاي روستا نمي توانند در شهر يا مكانهاي دور از روستا درس بخوانند، حداقل بايد بتوانند از منابع آموزشي كه از طريق اينترنت قابل دسترسي است، استفاده كنند. گام بعدي اين است كه كاربردهاي ويژه روستايي داشته باشيم؛ يعني مثلاً وقتي يك روستايي سيب زميني توليد كرد، كجا مي تواند آن را عرضه كند. به جاي اينكه در شهر عرضه كند در همان روستا هم مي تواند آن را بفروشد. حتي عكس سيب زميني ها و قيمت آن را در سايت به نمايش مي گذارد و كساني كه به آن سايت مراجعه كرده اند، مي توانند به آن روستا بيايند و خريداري كنند. يك مركز در روستا مي تواند اين كار را براي روستاييان انجام دهد. الزاماً نبايد هر خانه اي در روستا به اينترنت متصل باشند در همان روستاي شاهكوه. ما يك كامپيوتر در مخابرات روستا قرار داده ايم و افراد كارشان را از همان مركز انجام مي دهند. در هندوستان هم اينگونه بوده يك راديوي چند وات با يك عدد كامپيوتر در روستا وجود دارد با كامپيوتر اطلاعات را مي گيرند و از طريق راديو به همگان اعلام مي كنند؛ يعني لزوماً توسعه ICT در روستا همراه با هزينه زياد نخواهد بوده .
| اگر حرف شما را مصداق نيازسنجي بدانيم، آنگاه اين بحث مطرح مي شود كه به دليل ساختارهاي سنتي، اقتصادي و اجتماعي، اين نيازها در روستاها تعريف نشده است. در نتيجه چاره اي نيست كه در مرحله يا مراحل بعدي فرهنگ سازي و الگو سازي جهت ايجاد نياز در روستا پيش بيني شود. آيا در طرح توسعه ICT در روستاها اينگونه مراحل در نظر گرفته شده است؟
* هنوز ما به دنبال تهيه سند راهبردي توسعه ICT در روستا هستيم و هيچ اجرايي در سند راهبردي ديده نمي شود در سند راهبردي نقاط ضعف و قوت بررسي مي شود و يك چهارچوبي تعيين مي كنيم كه اگر ICT قرار شد به روستاها برود باري به هر جهت نباشد و با يك فرمول و حركت علمي وارد روستا شود. موفقيت اين شيوه بيشتر از آن است كه افراد و نهادهاي مختلف بخواهند با انگيزه اقتصادي و انگيزه هايي كه خودشان مدنظردارند، ICT را در روستا ايجاد كنند. ما همايش فن آوري اطلاعات در روستا را برگزار كرديم تا نظر كارشناسان را در اين زمينه بدانيم و كاربردهاي مناسب در روستا را شناسايي كنيم، هم كاربردهايي كه در دنيا اجرا مي شود و ما از آن بي اطلاعيم، هم اينكه در دوشاخه نظري و كاربردي در آن بحث كنيم مثلاً در شاخه نظري ببينيم كه تأثير اقتصادي آن ICT در روستا چيست. اين را متخصصان فن مي توانند، بررسي كنند يا اينكه تأثير فرهنگي ICT چيست. بايد بررسي كنيم كه به لحاظ نظري مبادا وقتي اينترنت وارد روستا شود بافت روستا بهم بخورد. اين مسائل بايد قبل از هر اقدامي بررسي شود. براي همين روش هايي را كه به لحاظ اقتصادي مي تواند براي روستا كاهش هزينه داشته باشد بايد بررسي كرد. نقش ICT در روستا را به لحاظ محيط زيست بررسي كنيم اينكه در ترويج كشاورزي چه نقشي دارد اگر به شكل علمي اينها را تحليل كنيم، نظريه هاي قوي از آنها استنباط خواهد شد و نظريه ها را كنار برنامه هاي كاربردي چون تجارت الكترونيك قرار مي دهيم. مثلاً آيا تجارت الكترونيك در روستا مي تواند اتفاق بيفتد؟
بايد به لحاظ نظري فكر كنيم و از لحاظ كاربردي هم بررسي كنيم كه يك كشاورز بيل، كلنگ، تراكتور و قطعات يدكي و ... نياز دارد كه براي تهيه يك چيز كوچك ناچار بايد به شهر برود اگر قطعه اي از تراكتورش نقصي پيدا كند بايد به كرات جست و جو كند تا قطعه مورد نظر را پيدا كند در حاليكه اگر در روستا فقط يك كامپيوتر باشد مي تواند قطعه مورد نظر را وا رد كامپيوتر كند و ببيند چه كسي اين قطعه را دارد.
ديگر اينكه وقتي مي خواهد كالايي را بفروشد،با استفاده از اينترنت مي تواند از قيمتها آگاهي پيدا كند. اما اينكه سيستم هايي كه لازم است روستايي آموزش ببيند و بفهمد كه اينترنت چيست و چه مزايايي برايش دارد و يا موارد مخرب اينترنت چيست بايد كاربردي شود.
كاربرد ديگر، كاربرد آموزشي اينترنت است مثلاً يك چغندركار در روستا به اطلاعاتي كه بداند چگونه يك چغندر كاشته مي شود.دسترسي ندارد، مي تواند وارد اينترنت شودو اطلاعات لازم را دريافت كند. پس اينترنت مي تواند يك ابزار آموزشي و اطلاع رساني باشد. در حال حاضر پروژه هاي ديگري كه مطرح است از طريق وزارت پست و تلگراف و تلفن به پژوهشكده الكترونيك دانشگاه علم و صنعت پيشنهاد شده كه روي اين موضوع در حال حاضر كار مي كنند كساني كه در حال حاضر روي اين پروژه كار مي كنند، كارشناسان پژوهشكده الكترونيك دانشگاه علم و صنعت و بعضي ازافرادي هستند كه جهت مشاوره با اين پژوهشكده ارتباط دارند، اما از طريق همايش كاربرد فن آوري اطلاعات در روستا و همين طور مقالاتي كه دريافت مي شود و جلساتي كه برگزار مي گردد، نظر مسؤولين مربوطه را مثل جهادكشاورزي كه با روستا ارتباط دارد، وزارت پست، شركت مخابرات، آموزش و پرورش، بهداشت و... دريافت كرده و از آنها مشاوره مي گيريم. علاقه داريم كه با آنها همكاري كنيم تا اين سند، يك سند واقعي باشد. همچنين تا به حال وضعيت چندين كشور جهان مطالعه شده است، تعداد بيشتري هم مطالعه خواهد شد تا ببينيم بقيه جهان در زمينه ICT روستايي چه پيشرفتهايي حاصل كرده اند كه مجموعه مطالعاتمان تحت عنوان كتاب در سند راهبردي روستايي، درمي آيد و در اختيار مسؤولان قرار مي دهيم تا همه با هم هماهنگ كار كنند و در يك جهت حركت شود تا چشم اندازمان يكي باشد. مأموريتهايمان در توسعه ICT روستايي معلوم باشد و همين طور استراتژيهاي مشخصي را در اين زمينه دنبال كنيم. طرحهايمان نيز كاربردي باشد تا براي روستاييان به لحاظ اقتصادي، فرهنگي و... تأثير مثبتي داشته باشد.
| نكته اي كه در طرحهاي دولتي لحاظ نمي شود استفاده از يك روانشناس اجتماعي است. آيا در طرح شما از يك روانشناس اجتماعي دعوت شده است؟
* بله. ما در خيلي از زمينه ها نياز داريم تا از منظر روانشناسي مسائل را تحليل كنيم. يكي از دلايلي كه اولين روستاي اينترنتي را راه انداختيم به اين خاطر بود كه به صورت عملي يك اتفاقي را كه مي خواهد بيفتد در يك جاي كوچكتري آزمايش كنيم تا ببينيم آيا به لحاظ عملي اين طرح امكانپذير است وبا چه روشي بهتر است انجام شود. در اين پروژه نيز اين سند راهبردي اگر تصويب شود، يكباره در تمام كشور اجرا نمي شود. قرار است ابتدا در استان گلستان سه روستا شناسايي شده، كاملاً تجهيز شود و نقاط ضعف و قوت آن شناسايي شود، سپس در كل استان گلستان اجرا شود. در آنجا تمام جوانب در نظر گرفته شود تا درنهايت در تمام كشور اجرا شود. در اين راستا قطعاً نياز به نظرات روانشناسان و جامعه شناسان هست. چندين مقاله را سفارش داديم كه جامعه شناسان و روانشناسان در اين زمينه كار كنندو همين طور ابعاد مختلف مسأله بايد بررسي شود.
| شما مي گوييد روستاهاي گلستان. در حالي كه ما در ايران تعدد مناطق آب و هوايي زيادي داريم. پتانسيلهاي اجتماعي و اقتصادي در گلستان خيلي بالاتر از مثلاً زاهدان و سيستان و بلوچستان و... است. آيا بهتر نبود چند روستا رادر چندمنطقه مختلف بررسي كنيد؟
* در مرحله دوم اينگونه اقدام مي كنيم. اينكه چرا استان گلستان انتخاب شد، به دليل آن است كه گلستان از پيشتازان فن آوري اطلاعات است و سابقه اولين روستاي اينترنتي در آنجاست. چون شاهكوه در آنجا واقع شده و حتي روستاييان گلستان با ICT آشنايي اوليه دارند. ما در مرحله اول بايد با سرعت بيشتري كار كنيم، به مجرد اينكه اين مرحله طي شود وارد مرحله دوم خواهيم شد. بايد شرايط قومي، آب و هوايي و نوع دسترسي ها در نظر گرفته شود. در اين رابطه سه روستا هم در استان گلستان انتخاب كرديم، يكي در زمينه كشاورزي، يكي در زمينه دامداري و ديگري در زمينه صنعت و معدن فعاليت دارند.
اگر ما بخواهيم نمونه واقعي بگيريم، شايد مجبور شويم، روي هزار روستا با تنوع هاي مختلف كار كنيم تا بتوانيم به صورت واقعي تري مسائل راتجزيه و تحليل كنيم. يعني هر روستا مي تواند ابعاد مختلفي به لحاظ فرهنگي و اقتصادي، داشته باشد كه ممكن است كاربري ICT در يكي خوب كار كند و در ديگري كارآيي چنداني نداشته باشد.
| اگر از نگاه ديگري به موضوع نگريسته شود، مثلاً مي بينيم كه كشاورزي آمريكا، مقام اول را در جهان دارد، در عين حال تنها ۲ تا۳ درصد مردم آنجا، كشاورز هستند زيرا كشاورز توانسته يك شركت بزرگ كشاورزي راه اندازي كند. در ايران نيز طي فرآيندتوسعه چنين سيري طي خواهد شد. يعني خرده كشاورزان به كشاورزهاي بزرگ تبديل مي شوند و از تعداد كشاورزان كاسته مي شود، آياشمابه اين موضوع هم فكر كرده ايد؟
* ما نظرمان اين است كه بيشتر به جنبه اقتصادي ICT روستايي توجه شود. معمولاً سودآوري بخش كشاورزي كم سود بخش صنعت زياد است. براي همين روستاييان به داخل شهرها مهاجرت كرده اند. حالا يك صنعت جديد به وجود آمده به نام صنعت فن آوري اطلاعات كه فكر مي كنيم اين صنعت ، الزاما ً نبايدتنها در شهرهاباشدو مي تواند در روستاها هم باشد و حالا مي خواهيم از اين فرصت استفاده كنيم كه روستاييان هم از فن آوري IT يا ICT در روستا استفاده كنند به عنوان مثال اگر شما بخواهيد كتابي را تايپ كنيد، چه در ده و چه در شهر تايپ كنيد، فرقي نمي كند؛ پس مي بينيد كه توليد اطلاعات مي تواند در روستاها به همان اندازه توسعه در شهرها رواج يابد منتها، صنايع قبلي نمي توانستند چون مثلاً يك كارخانه مجبور بود به لحاظ اقتصادي فيزيكي ، نيروهاي متخصص و… حتماً در شهر باشد، ما مي خواهيم فرصتي از طريق ICT ايجاد كنيم تا اين صنعت تنها در شهرها مركزيت پيدا نكند و در روستاها هم جريان يابد و درنهايت بايد بتوانيم مثل آلمان باشيم كه دانشمندان آلماني به دليل تجهيزات قوي روستاها، به روستاهاي خود برمي گردند، چون روستايي كه مجهز به اينترنت باشد، به راحتي مي توان در آن تحقيق كرد ، كتاب نوشت و …
ما هم بايد زمينه اي را فراهم كنيم تا درآينده ، با اين فن آوري جديد، نه تنها جلوي مهاجرت روستاييان به شهرها را بگيريم بلكه بتوانيم ، مهاجرت معكوس هم به وجود بياوريم.
| آثار منفي اين طرح در روستاها چه مي تواند باشد؟
* قطعاً حضور اينترنت و ICT در روستاها، بافت روستايي را تحت تأثير قرار مي دهد ؛ شكل بعضي از خانواده ها را ممكن است تحت تأثير قرار دهد. بنابراين، ما بايد مراقب باشيم ؛ ولي وقتي ما مجموعه مزايا و معايب آن را درنظر مي گيريم مي بينيم كه مزاياي آن دهها برابر معايبش است . ولي درعين حال معايبش را هم بايد درنظر گرفت . روستاييان از اينكه در ايامي از سال ، تقريباً كاري ندارند و وقت بيشتري دارند (بدين معني كه يك فصل كشاورزي اوج كار است و فصل ديگر كار كمتر است. به خصوص كشاورزاني كه ديم كار هستند). اگر اين امكان داخل روستا باشد ممكن است نوعي اعتيادهاي اينترنتي كه اكنون درشهرها هم زياد شده به وجود آيد. ممكن است به لحاظ مالي اگرهزينه برباشد، احساس كنند كه هزينه جديدي به آنها تحميل شده است ؛ درعين حال كه شايد فكر كنند برايشان استفاده چنداني نداشته است . به هرحال يك سري آسيب هايي دارد ، مثل موارد فساد كه در شهرها هست وممكن است تاحدودي در روستاها نيز ايجاد شود . چون قابليت پذيرش در روستاها كمتر است ، امكان دارد شرايط بحراني تري را ايجاد كند . به همين دليل ما به آموزش هاي فرهنگي وفرهنگ سازي در روستا اهميت مي دهيم. نقش مساجد را در ICT روستايي بررسي مي كنيم تا روشن شود چگونه آموزشهاي لازم را در روستاها ارائه دهيم كه فرهنگ و هويت روستايي حفظ شود. درهرصورت روستاييها اگر در فقر به سر مي برند، تنها به دليل نبود اطلاعات است. يعني ما يك دانشگاهي ويك فرد تحصيل كرده را با يك بي سواد درنظر بگيريم، تفاوتشان تنها در زمينه اطلاعات است. الآن هم وقتي اينترنت را در شهر وروستا درنظر مي گيريم مي بينيم كسي كه اينترنت دارد به نسبت ديگري، داراي اطلاعات بسيار زيادتري است پس ما مي توانيم با يك خط تلفن اطلاعات را به روستا ببريم اما چون آنها سواد كمي دارند ما بايد همزمان امكان آموزش هاي لازم را به وجود بياوريم تا بتوانند سواد استفاده از آن را فرا بگيرند.
| نكته ديگر اينكه ، پيش از اجراي اين طرح، مشكل برمي گردد به وضعيت روستايي كه هنوز ساختارش سنتي است يعني علاوه برنگاههاي سنتي، ساختارهاي اجتماعي ، اقتصادي آنها نيز سنتي است وقتي بخواهيم يك ابزار جديد را وارد روستا كنيم مقاومت هايي به وجود خواهد آمد؛ وقتي كه روستاها مدرن مي شوند واين ساختارها شكسته مي شوند هم خيلي از آنها ديگر كشاورز باقي نمي مانند.
* موضوع خوبي را مطرح كرديد. مثلاً كشاورزي كه يك هكتار زمين دارد . زماني كه اينترنت ندارد، فرضاً ۱۰تن از آن گندم برداشت مي كند، زماني كه با اينترنت ارتباط داشته باشد با كشاورزي پيشرفته ومكانيزه و دسترسي به اطلاعات وآموزشهاي جديد، درنهايت مي تواند آن را به ۱۵ تن برساند به همين دليل است كه روستايي مهاجرت مي كند چون در زمين كشاورزي اش خيلي هم كه تلاش كند ازاين بيشتر نمي شود. پس مجبوريم كه صنايع جديد را در روستا اضافه كنيم تا باعث ماندگاري روستايي وپويايي اقتصادي شود. درغيراين صورت ، عدالت وجود ندارد. يك عده اي را نگه داريم كه در روستا گندم بكارند تا شهري ها بخورند و شهر توسعه پيدا كند، ولي روستا عقب بماند. ازاين بعد مي بينيم كه چقدر ارزشمند است كه بگذاريم در روستا افراد دانشمند شوند واين هيچ اشكالي ندارد چون درحقيقت باعث ايجاد عدالت هم خواهد شد.
|روستاييان ما اطلاعات اندكي درباره زبان انگليسي دارند گرچه در شهرها هم همين طور است و اين يكي از مشكلات در پيشرفت اين طرح است. اگر اقدامي درسطح كلان اجتماعي كه همان فارسي شدن زبان اينترنت است، صورت گيرد كار پيشبرد ICT در روستاها خيلي راحت تر نمي شود؟
* يكي از بخشهاي ICT روستايي همين است كه بتوانيم ICT شهري را از ICT روستايي و ICT بين المللي را از روستايي تفكيك كنيم. اين مشكلي كه شما گفتيد واقعاً وجود دارد. زبان انگليسي ، معضلي است كه وجود دارد. از طرفي ، سازمان ملل تلاش مي كند زبان ۱۸۰كشور را به نوعي روي اينترنت به يكديگر تبديل كند كه اگر يك روستايي به اينترنت مراجعه كرد با زدن يك كليد، فارسي شود . روي اين پروژه كار شده و تا سال ۲۰۰۵ به بهره برداري مي رسد.
دوم اينكه بر روي پرو ژه اي تحت عنوان زبان تصوير كار مي كنيم . به اين ترتيب كه ما مي توانيم در روستا شرايط ويژه اي را فراهم كنيم كه مثلاً اگر در آن روستا فقط پنبه يا سيب زميني مي كارند ، فرد روستايي نياز ندارد كه به خيلي از اطلاعات ديگر كه به كارش نمي آيد دسترسي داشته باشد. حداقل اين دو نياز را به صورت تصويري مي بيند ومي تواند با فشاردادن يك دكمه به تصويرهاي كاشت ،داشت و برداشت پنبه دسترسي پيدا كند. زمينه ها كم كم خودش فراهم مي شود و زيانش را هم همراه خودش مي آورد. ديگر اينكه ، مابايد مثل چيني ها، فارسي سازي اينترنت را شروع كنيم؛ در دانشگاه MIT وقتي درسي را روي شبكه مي گذارند، فرداي آن روز، همان درس به زبان چيني ارائه مي شود. حتي به ۲۴ساعت نمي كشد. آنها يك كتاب ۸۰۰صفحه اي را به ۸۰۰نفر مي دهند تا ترجمه كنند. بدين ترتيب آن كتاب فرداي همان روز ترجمه شده است. پس مي بينيم كه متوني كه قابل ارزش است وبراي كشاورزي ايران مفيد واقع مي شود به راحتي مي توانيم توسط واحد يا سازماني ترجمه كنيم و وقتي روستايي وارد سايت مي شود به «گوگل» يا «ياهو» نمي رود بلكه اول وارد سايت روستايي مي شود كه بيشتر مطالب واطلاعات آن در مورد كشاورزي وبه زبان فارسي است . در هرحال زبان قابل استفاده براي روستايي كه دراين سيستم پيش بيني مي شود و در سند راهبردي هم به آن كاملاً اشاره شده ، براي روستاييان مهم است ومي تواند تاحدودي اين مشكلي كه شما به آن اشاره كرديد را حل كند . اگرچه مشكل به قوت خودش وجود دارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |