پنجشنبه ۴ دي ۱۳۸۲ - ۲ ذيقعده ۱۴۲۴
Thu, Dec 25, 2003
بين الملل
شماره ۲۶۷۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
جوان
چشم انداز
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
برنامه بوش و بلر براي سفر به طرابلس
بررسي تسليحات و نيروهاي نظامي آلمان در جنگ جهاني دوم
(بخش دوم و پاياني)
تقويت نقش مجلس مشورتي عربستان
گروه بين الملل ـ عربستان سعودي كه براي اصلاح نظام سياسي اش تحت فشار قرار گرفته، يك وزارتخانه جديد ايجاد كرده است تا نقش مجلس مشورتي اين كشور تقويت شود. به گزارش خبرگزاري رويتر، «سعود الماثمي» وزير مشاور براي امور شورا اعلام كرد كه ايجاد اين پست، بخشي از يك روند «اصلاحات سازماني» در عربستان سعودي است. وي استاد فن آوري اطلاعات و عضور شوراست. يك عضو ديگر شورا گفت كه وزير جديد «چشم» پارلمان نوپاي عربستان در دولت خواهد بود. وي گفت: ترديدي نداريم كه در آينده، در تمامي سطوح از جمله شورا، انتخابات خواهيم داشت. ما مي خواهيم در هيأت دولت يك چشم داشته باشيم.
كرزاي: فقط نظام رياستي
148869.jpg
«حامد كرزاي» رئيس دولت انتقالي افغانستان اعلام كرد: «طرفدار نظام رياستي هستم و بر سر آن با كسي معامله نمي كنم».
به گزارش «ايرنا»، وي ديروز در يك كنفرانس خبري با خبرنگاران داخلي و خارجي در كاخ رياست جمهوري اين كشور كه هر هفته دوبار برگزار مي شود، گفت: در اين زمينه تغيير رأي نخواهم داد و مصالحه نخواهم كرد.
كرزاي قبل از تشكيل لويه جرگه قانون اساسي افغانستان نيز كه هم اكنون در حال برگزاري است، هشدار داده بود: در صورتي كه لويه جرگه نظام پارلماني را جايگزين نظام رياستي كند، نامزد انتخابات رياست جمهوري خرداد ماه سال آينده نخواهد شد.
بحث بر سر اين دو نظام هم اكنون به عمده ترين چالش ميان نمايندگان لويه جرگه تبديل شده و آنان را به دو گروه مخالف تبديل كرده است.
رئيس دولت انتقالي افغانستان در باره مذاكرات شب گذشته خود با «برهان الدين رباني» رئيس جمهوري سابق افغانستان كه طرفدار نظام پارلماني است، گفت: اين دعوت فقط يك نشست دوستانه بود و هدف از اين ديدار، مذاكره بر سر نظام تركيبي (رياستي ـ پارلماني) نبود.
رئيس دولت انتقالي افغانستان افزود: متأسفانه نظام مختلط، نتايج مصيبت باري را براي افغانستان داشته و من نمي خواهم دوباره اين تجربه تلخ تكرار شود.
كرزاي با ابراز رضايت از روند كار لويه جرگه گفت: كار لويه جرگه در حال پايان است و اميدوارم تا اول هفته آينده قانون اساسي جديد افغانستان تصويب شود.
رئيس دولت انتقالي افغانستان در باره مشكلات نماينده هاي زن در لويه جرگه قانون اساسي و اين ادعا كه آنان نمي توانند نظرات خود را آزادانه بيان كنند، گفت: من از مشكلات خاص زنان اطلاعي ندارم و آنان مي توانند آزادانه مشكلات و آراي خود را بيان كنند.
كرزاي افزود: من از واكنش نمايندگان در مقابل سخنان خانم «ملالي جويا» نماينده ولايت «فراه» متأسفم، زيرا همه بايد حق صحبت كردن داشته باشند و به آراي يكديگر احترام بگذارند.
«جويا» هفته گذشته طي سخناني در صحن لويه جرگه برخي از رهبران مجاهدين افغانستان را جنايتكاران جنگي و قابل پيگرد داخلي و بين المللي دانست كه با واكنش بسياري از نمايندگان وتهديد به اخراج از لويه جرگه مواجه شد.
برنامه بوش و بلر براي سفر به طرابلس
ليبي و آمريكا موافقتنامه همكاري امنيتي ـ نظامي امضامي كنند
گروه بين الملل ـ شركتهاي نفتي آمريكايي كه ۱۷ سال به واسطه تحريم دولت آمريكا، از ميادين نفتي ليبي دورمانده بودند، مشتاقند به اين كشور بازگردند و پيش بيني مي شود كه صادرات اين كشور رونق گيرد.
به گزارش آسوشيتدپرس، پس از توافق غافلگيركننده ليبي براي دست كشيدن از برنامه تسليحات كشتارجمعي اش، آمريكايي ها اكنون اميدوارند به صنعت نفت به ندرت اكتشاف شده ليبي بازگردند.
ليبي اكنون كمتر از نيمي از ظرفيت ۳‎/۳ميليون بشكه اي سال ۱۹۷۰ را توليدمي كند، ولي تحليلگران مي گويند كه با سرمايه گذاري تازه، مي تواند دوباره به يك توليدكننده بزرگ تبديل شود.
افزايش توليد نفت ليبي بر حجم توليدات جهاني خواهدافزود و درنهايت، قيمت محصولات پالايش شده نظير بنزين تعديل خواهدشد.
تصميم جمعه گذشته سرهنگ «محمدقذافي» مي تواند فتح بابي باشد كه طرفين به دنبالش بودند.
مقامات كاخ سفيد مي گويند اگر قذافي به وعده هايش عمل كند، تحريمهايي كه از ۱۹۸۶ عليه ليبي وضع شده است، ظرف چندماه آينده لغو خواهدشد.
سخنگوي شركت نفتي «اكسيدنتال پتروليوم» اعلام كرد: به طور قطع، اين تحول اخير اوضاع را مثبت تركرده و چشم انداز براي لغو سريعتر تحريمها اميدبخش تر شده است.
اين شركت واقع در «لس آنجلس» يكي از چهارشركت بزرگ آمريكايي است كه در ژوئن ۱۹۸۶ دوماه پس از بمباران كاخهاي قذافي توسط هواپيماهاي آمريكايي به تلافي مرگ دوسرباز آمريكايي در انفجاري در آلمان از ليبي خارج شدند.
اين شركت ذخاير ناشناخته پهناوري به اندازه تقريبي ۴ميليارددلار كشف كرد.
به رغم انزجار ليبي از تحريمهاي آمريكا، مقامات اين كشور آفريقايي هرگز اموال و تأسيسات به جامانده از شركت هاي آمريكايي را مصادره نكردند.
«منوچهر تكين» يك تحليلگر درمركز مطالعات انرژي جهان در لندن گفت: آنها هميشه گفته اند: برگرديد، ما مراقب دارايي هاي شما هستيم. آنها اين اموال را ملي نكردند.
در همين حال، به گزارش ايرنا،«سيف الاسلام قذافي» فرزند رهبر ليبي گفت كه بزودي ميان آمريكا و ليبي موافقتنامه همكاري هاي مشترك نظامي و امنيتي امضا خواهد شد.
وي در گفت وگوي تلفني با روزنامه «الشرق الاوسط» كه ديروز به چاپ رسيد، افزود: به زودي، يك هيأت نظامي آمريكايي از ليبي ديدار خواهد كرد تا به بررسي نياز طرابلس به يك سيستم دفاع نظامي بپردازد.
سيف الاسلام قذافي بدون اشاره به تاريخ دقيق ديدار اين هيأت خاطر نشان كرد: «جورج بوش» رئيس جمهوري آمريكا و« توني بلر» نخست وزير انگليس نيز ظرف سه ماه آينده از طرابلس ديدار خواهند كرد.
وي تأكيد كرد: ليبي از توليد سلاح كشتار جمعي شامل موشك هاي «بالستيك» با برد ۸۰۰ كيلومتر و برنامه توليد سلاح شيميايي، ميكروبي و هسته اي چشم پوشي كرد اما كارخانه توليد موشك هاي «اسكود بي» با برد ۳۰۰ كيلومتر را تعطيل نخواهد كرد.
بن لادن طرح حمله به آمريكا را تأييد كرد
148875.jpg
گروه بين الملل: همزمان با تشديد تدابير امنيتي در مبادي ورودي كشور آمريكا و نيز استقرار موشك هاي زمين به هوا در اطراف شهر واشنگتن جهت مقابله با حمله احتمالي تروريستها از راه هوا، اعلام شد كه «اسامه بن لادن» و معاون ارشد، وي طرح هاي حمله به اهدافي در آمريكا را تأييد كرده اند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه از واشنگتن، شبكه تلويزيوني «ان بي سي نيوز» به نقل از مقام هاي آمريكايي كه نامشان فاش نشده است، خبرداد: آژانس هاي اطلاعاتي گزارش هاي مفصلي را درمورد اين طرح جمع آوري كرده و اعلام داشته اند مأموران القاعده درصدد ربودن هواپيماهاي خطوط هوايي خارجي و هدايت آنها براي حمله به اهدافي در آمريكا هستند.
ان بي سي نيوز گزارش داد: به همين دليل، چند فرودگاه آمريكا به ويژه فرودگاه بين المللي «نيووارك » در «نيوجرسي» تحت تدابير شديد امنيتي قرار گرفته اند.
اين گزارش حاكي است: مقام هاي آمريكا و كارشناس تروريسم گفتند به نظر مي رسد القاعده علاقمند به شهر «تاپانوك» در ايالت «ويرجينيا» نيز باشد، كه يك شهر كوچك با جمعيتي بيش از ۲ هزار نفراست و هيچ پايگاه نظامي يا تشكيلات عمده اي ندارد.
اين شبكه خبري گزارش داد: علاوه برشهرهايي نظير نيويورك و لس آنجلس، سازمان القاعده شهر «لاس وگاس» را نيز درنظرگرفته است، چون اين شهر محل برگزاري گردهمايي ها و نمايشگاه هاي تجاري است و ازنظراقتصادي حايز اهميت است. طبق اين گزارش، نيروگاه هاي هسته اي، سدها و نيز مراكزنفتي در «والدس » آلاسكا از جمله ديگر مراكزي هستند كه در معرض خطر قرار دارند.
در همين ارتباط، دونالد رامسفلد وزير دفاع آمريكا روز سه شنبه در يك نشست مطبوعاتي در مقر «پنتاگون» در واشنگتن گفت: خطر حمله تروريستي كاملا جدي است و تدابير امنيتي لازم را بايد رعايت كرد.
وي گفت: افزايش وضعيت حمله تروريستي از زرد به نارنجي هزينه بسيار زيادي در سطوح فدرال، ايالتي و محلي در بر داشته است.
در همين حال، برخي گزارش ها حاكي از افزايش گشت هوايي بر فراز شهرهاي بزرگ آمريكا است.
وزارت دفاع آمريكا كه نگران تكرار حملات تروريستي ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ است براي ايام تعطيلات، تعداد گشت هاي هوايي را بر فراز برخي شهرها و تأسيسات حياتي اين كشور افزايش داده است.
مقام هاي آمريكايي معتقدند كه تروريست ها احتمالاً در نظر دارند تأسيساتي نظير نيروگاه هاي هسته اي و سدهاي آب را هدف قرار دهند.
در همين حال، مانورهاي متعددي درخارج از شهرهاي آمريكا براي مقابله با حملات تروريستي صورت گرفته است.
در همين حال، يك منبع رسمي مكزيك روز سه شنبه اعلام كرد: درپي اعلام هشدار آمريكا درمورد احتمال وقوع حملات تروريستي ازطريق ربودن هواپيماهاي متعلق به خطوط هوايي، مقام هاي مكزيك تدابيرامنيتي را در فرودگاه هاي عمده اين كشور تشديد كردند.
ازسويي، به مناسبت ميلاد حضرت عيسي مسيح (ع) و در آستانه سال نو ميلادي، تدابير امنيتي پيرامون سفارتخانه هاي خارجي در بيروت تشديد شد. مأموران امنيتي لبنان دو هفته پيش يك لبناني را كه قصد منفجر كردن سفارت آمريكا در شرق بيروت را داشت، بازداشت كردند.
ازسوي ديگر، به گزارش آسوشيتدپرس، سفارتخانه هاي آمريكا در «منامه» و «آنكارا» به اتباع اين كشور در بحرين و تركيه نسبت به احتمال حمله به جانشان هشدار دادند و از آنان خواستند تا از رفت و آمد در مناطق پرجمعيت خودداري كنند.
حلقه محاصره عزت ابراهيم تنگ تر شد
148866.jpg
منابع نظامي عراق گفتند: نظاميان آمريكايي روز سه شنبه رئيس يكي از عشيره هاي اين كشور را كه گفته مي شود از نزديكان «عزت ابراهيم » (فرد دوم رژيم سابق عراق) است، بازداشت كرده اند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه از بغداد، «توفيق حسن» از اعضاي نيروهاي دفاع غيرنظامي عراق تأكيد كرد كه نيروهاي آمريكايي «غازي حنش» رئيس عشيره «الطي » و سه پسرش را پس از يك درگيري دستگير كرده اند. اين منبع افزود: اين درگيري درمحل مسكوني غازي حنش در «موصل» روي داد و يكي از دختران وي نيز زخمي شد.
حسن افزود: دستگيري اين عشيره بخاطر روابط نزديكش با عزت ابراهيم صورت گرفته است . نزديكان حنش گفتند كه وي از دوستان دوران كودكي عزت ابراهيم بوده وپس از سقوط رژيم صدام نيز با وي رابطه داشته است. عزت ابراهيم پس از صدام مهمترين مقام رژيم سابق عراق بود وآمريكا براي سر وي ۱۰ميليون دلار جايزه تعيين كرده است.
۶۰۰وكيل اردني داوطلب دفاع از صدام شدند
بيش از ۶۰۰وكيل اردني داوطلب دفاع از صدام شده اند. به گزارش ايسنا به نقل از آسوشيتدپرس، «حسين مجالي» رئيس كانون وكلاي اردن اعلام كرد: اتحاديه وكلاي دفاع عرب، كه از وكلاي سراسرجهان عرب تشكيل شده، يك تيم بين الملل براي دفاع از صدام تشكيل داده است. مجالي گفت: من فكرمي كنم داوطلبان بيشتر و هزاران عرب و وكيل بين المللي، داوطلب مشاركت در تيم دفاعي صدام شوند.
ما همه حاضريم تا كمك كنيم هيچ تلاشي براي كمك به صدام هدرنرود. مجالي هفته گذشته گفته بود كه به اعتقاد او، صدام به طور غيرقانوني توسط نيروهاي ائتلاف خلع و به طور غيرقانوني توسط آنها دستگير شده است. وي همچنين صدام را رئيس جمهوري مشروع عراق ناميد. «صالح آرموتي» وكيل اردني نيز پيش از اين گفته بود كه وي و «امانوئل لادوت» وكيل فرانسوي درصدد كسب اجازه از آمريكايي ها براي ديدار با صدام و اجازه دفاع از وي هستند.
احتمال محاكمه پينوشه به اتهام جنايت عليه بشريت
گروه بين الملل ـ يكي از دادگاه هاي شيلي پذيرفت تلاش جديد مخالفان ژنرال «آگوستو پينوشه» را براي سلب مصونيت وي از دادرسي و محاكمه اش به اتهام جنايت عليه بشريت بررسي كند. به گزارش خبرگزاري رويتر، دادگاه استيناف «سانتياگو» پيشنهاد يكي از اعضايش قاضي «خوان گوزمان» را براي بررسي تقاضاي وكلاي مدافع خانواده هاي ۹ چپ گراي مفقود شده در زمان حكومت پينوشه پذيرفت. زمان دادرسي تعيين نشده است. اقدامات قبلي براي محاكمه پينوشه نافرجام مانده بود. وي متهم است در خلال حكومتش از ۱۹۷۳ تا ۱۹۹۰ بيش از سه هزار نفر را به قتل رسانده يا ناپديد كرده است.
بررسي تسليحات و نيروهاي نظامي آلمان در جنگ جهاني دوم
(بخش دوم و پاياني)
بزرگترين جنايت جنگ دوم جهاني
148944.jpg
اگر از هر ناظري سؤال كنيد، بزرگترين جنايت جنگ دوم چه بود ممكن است دهها نكته را براي شما بر شمارد. كشتن يهوديها، مرگ مردم در لنينگراد، كشتار هزاران نفر در رم، كشتارهاي دسته جمعي در پاريس و ... اما آيا او نام شهر درسدن آلمان را شنيده است؟
متفقين با كمك قدرت عظيم تبليغاتي خود موفق شدند تا بزرگترين جنايات خود را «اقدامي عادي » جلوه دهند.
۱۳ فوريه ۱۹۴۵ (۲ماه قبل از پايان جنگ) در حالي كه پيروزي متفقين قطعي مي نمود به فرمان چرچيل براي «پيشبرد سريع تر»، دستور محو اين شهرداده شد. ۲ هزار بمب افكن سهمگين متفقين طي ۴۸ ساعت شهر را به ويرانه تبديل كردند. شدت انفجار ها به حدي بود كه آسفالت خيابانها نيز ذوب شد. آتش نشاني براي كمك به مردم بيگناه نبود. ۲۵۰ هزار نفر اهالي شهر طي ۲ روز جان باختند. درسدن را بي گمان مي توان فرجامين فاجعه جنگ دوم جهاني در اروپا دانست. نظاميان انگليسي و آمريكايي در پاسخ به اين سؤال كه دليل چنين بمباران مدهشي چه بود تنها اظهار داشتند «بررسي توان هوايي» و حذف دشمن. اما اكنون پس از ۶۰ سال اين سؤال باقي است اگر ارتشهاي چند ميليون نفره متفقين اين شهر را دور مي زدند و به برلن بدون دفاع حمله مي كردند چه مي شد؟
بايد به اين نكته تلخ اعتراف كرد كه جنايتكاران جنگ دوم تنها آلمانها نبودند. بي ترديد خونسردترين جنايتكاران اين جنگ استالين، چرچيل و روزولت بودند. هيتلر با عصبانيت فرمان كشتن صدها هزار يهودي را داد اما اين ۳ تن با خونسردي اين كار را بارها و بارها در مورد ساير ملل انجام دادند. طي يك ۴۸ ساعت ۲۵۰ هزار نفر! حال آنكه هيتلر طي ۴ سال بقولي تنها ۸۰۰ هزار يهودي را كشت. از جنايت يكي داستانها ساخته شد و از جنايت ديگري كسي سخني به زبان نياورد.
تلفات آلمان در جنگ دوم در برخي منابع ۵ ميليون نفر اعلام شد كه ۳‎/۳ ميليون نفر آن سرباز و ۱‎/۷ ميليون آن (تخميني) مردم بيگناهي بودند كه در بمباران كشته شدند.
پس از پايان جنگ اعلام شد كه ۱‎/۳ ميليون تن بمب بر سر ۱۳۱ شهر آلمان فرو ريخته شده كه نتيجه آن بي خانماني ۸ ميليون آلماني بود.
شكستهايي كه در نتيجه اشتباه پيشوا رخ داد.
آلمانها از سپتامبر ۱۹۳۹ پس از حمله به لهستان طي ۲۰روز ورشو را فتح كردند و پس از آن با تصرف هلند و بلژيك طي حمله اي غافلگيرانه به تنهايي سپاههاي انگليسي و فرانسوي را در شمال غرب اروپا شكست دادند آنها طي يكسال ۱۲كشور را فتح كردند و اگر هيتلر اشتباه حمله همزمان به شوروي و آمريكا را مرتكب نمي شد برنده اين جنگ بود.
اما آنچه كه نويسندگان آلماني و برخي كارشناسان جنگ به آن عقيده دارند اين نكته است كه هيتلر ملت آلمان را از زمين بلندكرد اما بهتر بود در سال ۱۹۳۸ در بمب گذاري مونيخ از بين مي رفت. تنها فرمانهاي احمقانه اوبود كه سبب شكست آلمان در جنگ دوم جهاني شد. او ديكتاتوري بود كه در نهايت زيركي و هوش، احمقانه ترين تصميم ها را اتخاذ كرد!
بزرگترين اشتباهات هيتلر كه منجر به تغيير سرنوشت جنگ شد را در ادامه مي خوانيد:
عدم استفاده از تكنولوژي هاي پيشرفته
ارتش آلمان در اواخر دهه ۱۹۳۰ ميلادي به درجه اي از قدرت رزمي متعارف رسيده بود كه هيتلر با غرور كاذب مواجه شده و ترجيح مي داد به دنبال جنگ افزارهاي جديد و ابتكاري نرود. هواپيماهاي آلمان مدرنترين و سريعترين، تانكهاي آلمان محكم ترين و سلاحهاي انفرادي سرباز آلماني مجهزترين ميدانها بود. زيردريايي آلماني قدرت تخريب فوق العاده اي داشتند و اين براي پيشوا كفايت مي كرد.
هيتلر نسبت به اختراعات نظامي آنقدر بي اعتنا بودكه دستور داد تنها توليد انبوه جنگ افزارهاي متعارف در اولويت باشد، حال آنكه ملت آلمان با ثبت يك ميليون اختراع در تاريخ در نوآوري بي رقيب بودند.
بمب اتمي آلمان
آلمان اقدام براي دستيابي به بمب اتمي را در ۱۹۳۶ آغاز كرد اما مجازات و تبعيد يهوديان، اين طرح را ناكام گذاشت. دانشمندان آلماني بعدها در پروژه بمب اتم آمريكا موسوم به «مانهاتان» به كارگرفته شدند و كمتر از يك دهه بعد ۲بمب اتمي آمريكا ژاپن را وادار به تسليم كرد.
با ۸۰۰كيلومتر در ساعت سرعت
آلمانها در اواخر دهه ۳۰ بمب افكن هاي هاينكل را ساختند. اين بمب افكن داراي ۵۰۰كيلومتر در ساعت سرعت بود و بعدها مشخص شد اگر آلمانها پروژه جت هاي شكاري را دنبال مي كردند به چنان برتري قابل توجهي در هوا دست مي يافتند كه نه تنها مي توانستند در هر تهاجم هوايي موفق شوند بلكه مانع حملات مخوف هواپيماي سنگين متفقين به شهرها و صنايع آلمان مي شدند.
هنگامي كه در ۱۹۴۴ هيتلر دوباره مجدداً دستور ادامه پروژه را صادر كرد، «زمان» از دست رفته بود. متفقين جاي امن براي آلمان نگذاشتند. در ۱۹۴۵ پس از آنكه آمريكايي ها وارد خاك آلمان شدند گزارشهايي را از افسران جزء مبني بر وجود پايگاهي دريافت كردند كه در آن يك فروند هواپيماي بسيار عجيب يافت شده كه شباهت كمي به جنگنده هاي امروزي دارد. آلمانها به دنبال جنگنده اي با قدرت بسيار بالا بودند كه داراي ۸۰۰كيلومتر سرعت بود.
بمبهاي صوتي
دانشمندان آلماني در لابراتوارهاي خود موفق به اختراع بلندگوهاي غول پيكري شده بودند كه قادر بود با امواج مادون صوت به تخريب سازه هاي شهري بپردازد. اين سلاح در صورت تكميل قادر بود شهرهاي انگليس را منهدم كند و يا جلوي پيشروي ارتشهاي مهاجم را بگيرد.
موشكهاي پرنده
در ژوئن۱۹۴۴هنگامي كه مردم لندن با انفجارهايي از خواب پريدند گمان بردند كه نيروي هوايي آلمان مجدداً توان حمله را پيداكرده است حال آنكه اين انفجارها در اثر اصابت موشك «وي ـ ۱» آلمان بود.
افسوس براي آلمانهاو خوش شانسي انگليسي ها كه موشك وي ـ۱ از سواحل غرب فرانسه به انگليس پرتاب مي شد و با ورود متفقين در ۶ژوئن ۱۹۴۴ به نرماندي فرانسه هيتلر مجبور به انتقال پايگاههاي پرتاب وي ـ ۱ به بلژيك شد. ۴ماه بعد با تصرف كشورهاي ديگر غرب اروپا، هيتلر ناگهان موشك وي ـ۲ را آشكار كرد. وي ـ۲شاهكار صنايع نظامي آلمان بود موشكي با برد هزاركيلومتر و سرعت ۵ماخ (۶هزاركيلومتر). اثرات تخريبي اين بمب وحشتناك بود. انگليس و آمريكا مي توانستند تنها شاهد حركت اين موشك و اصابت آن باشند چرا كه براي بشر ۶۰سال قبل تصور چنين سرعتي توسط يك سازه بشري محال بود.
اما قبل از آنكه اين موشك به توليد انبوه برسد كارخانه سازنده، پايگاههاي پرتاب و دانشمندان سازنده اش توسط بمبارانهاي متفقين از بين رفتند. «ورنر فون براون» طراح موشكها نيز توسط آمريكايي ها به واشنگتن منتقل شد.
البته آنها فون براون را زنداني و اعدام نكردند بلكه او را به سرپرستي بزرگترين پروژه هاي موشكي آمريكا گماردند. فون براون بعدها به جز طراحي موشكهاي فاتح كره ماه در توسعه توان موشكي آمريكا نيز اقدامات زيادي انجام داد.
توقف ۴۸ساعته دونكرك
ارتش هيتلر با عبور از خاك بلژيك و هلند ناگهان از پشت خطوط ماژينو سردرآورد و عملاً ارتشهاي فرانسه و انگليس در شمال غرب فرانسه را غافلگير كرد. براي آنها ماندن و جنگيدن تنها يك مفهوم داشت. «مردن».
۴۰۰هزار سرباز انگليسي و فرانسوي از سپاههاي اصلي فرانسوي جداافتاده و درمحاصره كامل بودند.
ارتش آلمان با روحيه بسياربالا درحال درهم كوبيدن مواضع متفقين به سرعت درحال نزديك شدن به نيروهاي شكست خورده انگليس بود. اين نيروها براي فرار از مرگ به سوي دونكرك (جايي كه فاصله خاك اروپا و انگليس درحداقل ممكن بود) عقب نشيني كردند.
درحالي كه دو سوم ارتش انگليس در دونكرك درانتظار تخليه توسط كشتيها و قايقهاي محلي بود ارتش آلمان با فرمان حيرت انگيزي مواجه شد.
«توقف» اگرچه بسياري از تاريخ نويسان غربي ازكنار اين مسأله به سادگي مي گذرند اما نبايد از ياد برد اگر آلمان به اين نيرو كه سراسيمه درحال تخليه دونكرك بود حمله مي كرد براي اين «نيروي متوحش از ماشين جنگي آلمان» راهي جز تسليم نبود.
در ۴ژوئن ۱۹۴۱ هنگامي كه مردم سواحل شرقي انگليس باخبرشدند جوانانشان درغرب فرانسه گرفتار چنگال آهنين رايش شده اند با حداقل وسايل سوار قايقها (حتي قايقهاي ماهيگيري كوچك) و كشتيها شده و به بندر دونكرك نزديك شدند.
آنها كمك خوبي براي نيروي دريايي انگليس بودند. آلمانها در اين چندروز حملات هوايي اندكي داشتند. اما اين مردم بي دفاع رامي شد ساده تر از اين از كار بازداشت.
هيتلر از چنين فرجه بزرگي به انگليس چه هدفي داشت؟
هيتلر قصدداشت با اين اقدام به انگليس بفهماند كه هدفش نه انگليس بلكه يهوديها و شوروي است. اما او رذالت انگليسها را دست كم گرفته بود.
چرچيل در آن روزها، درخاطرات خود مي نويسدكه در سراسر انگليس تنها ۲۵۰هزار نيرو مانده بود كه بخش اعظم آن نيز نيروي پليس شهري و داوطلبان بودند.
اكنون فرصت به سرعت درحال گذر بود. آلمان فرصتي بي نظير براي تصرف انگليس داشت كشوري كه هزارسال پاي مهاجم را به خاك خود نديده بود.
هيتلر نه تنها از خير اين ۳۰۰هزارنيرو (كه حتي فرصت جمع كردن اسلحه هاي فردي خود را نداشتند) گذشت بلكه به انگليس اجازه داد با جمع و جوركردن نيروها براي هميشه خطر حمله به خاك خود را ازبين ببرد.
نيروهاي انگليسي كه در دونكرك ۲۵۰۰ دستگاه توپ و دهها هزار مسلسل سنگين، نفربر، تانك و خمپاره را به جا گذاشتند. با دانش و تجربه خود پايه ارتشي جديد را درانگليس گذاشتند كه اثر آن را هيتلر مغرور در نبردهاي شمال آفريقا و جنوب اروپا ديد.
ژنرال فون رون از اعضاي ستاد ارتش آلمان از اين واقعه چنين يادمي كند:
... شش روز پس از يورش سراسري آلمان به شمال فرانسه هنگامي كه نيروهاي ژنرال فون روندشتت به سوي دريا پيش مي راندند هيتلر با فرمان احمقانه اي دستور ۴۸ساعت توقف به آنها را داد... ژنرال گودريان ديگر سردار آلماني به دستور پيشوا عمل نكرد و تانكهاي خود را به سرعت به سمت غرب به حركت درآورد اما درست در ۹مايلي دونكرك با دستور مستقيم پيشوا مجبور به توقف ۷۲ساعته شد!
چرا؟ نظاميان حرفه اي آلمان اين اقدام را به دليل ضعف اطلاعات نظامي هيتلر قلمدادمي كنند.
فون رون مي افزايد:
تا به امروز هيچكس دليل اقدام هيتلر را نفهميده. ظرف همين ۳روز انگليسيها توانستند ارتشهاي خود را از دونكرك نجات دهند. آنچه كه بعدها به معجزه دونكرك معروف شد.
واقعيت اين است كه هيتلر نخواست انگلستان را كاملاً منهدم كند و اين امر سبب شد تا انگلوساكسونها آن را به حساب خود بگذارند و از او به عنوان پيروزي تاريخي نام ببرند.
توقف در يك معبر ۶۰كيلومتري و پيشروي ۴هزاركيلومتري
بزرگترين اشتباه هيتلر اين بود كه نبرد را درجبهه غرب به پايان نبرد و به جاي آن دست به نبرد با سرسخت ترين ملت جهان زد.
هيتلر به جاي آنكه از عرض ۶۰كيلومتري درياي مانش بگذرد و به انگلستان غير آماده حمله كند ترجيح داد تا دهها ميليون نفر را درجبهه شرق به كشتن دهد.
در هفته هاي اول ماه ژوئن ۱۹۴۰ نيروهاي آلماني با روحيه بسياربالاي خود به تنگه اي رسيدند كه انگليس را از خاك اروپا جدامي كرد در لحظات بسيارحساس آن زمان تنها يك تصميم مي توانست سبب سرازيرشدن ۲۰۰لشگر آلماني به داخل انگليس شود.
انگليسي كه به جز چند لشگر از هم پاشيده كلاً دفاع آن به پليس شهري، نوجوانان و افراد بدون آموزش سپرده شده بود.
ژنرالهاي آلماني از اين روزها به عنوان «فرصتي كه هرهزار سال يكبار دست مي دهد» يادمي كنند. آنها مي گويند مگر ارتش ۳۰۰هزارنفره انگليسي در ظرف ۳روز با كمك تخته پاره، قايق و كشتي تفريحي خود را منتقل به خاك بريتانيا نكرد پس چرا ما نتوانيم «دونكرك معكوس» را ايجادكنيم؟
ترس هيتلر از نيروي درياي انگليس بود اما اين نيرو بشدت پراكنده بود و برخي ناوگان انگليسي حداقل ۲ماه تا مانش فاصله داشتند.
مضافاً آنكه لوفت وافه (نيروي هوايي آلمان) مي توانست در آن معبر تنگ جهنمي از آتش را به سر كشتيهاي انگليسي بريزد. تازه اين در شرايطي بود كه توپخانه را فراموش كنيم وبراي زيردريايي هاي آلماني كه در سالهاي اول جنگ به مانند كوسه هاي درنده ناوگان متفقين را به قعر دريا مي برد جايي قائل نشويم.
فون رون مي گويد: هيتلر وقتي به ۶۰كيلومتر انگليس رسيد يادش آمد كه نقشه اي براي اين كار (تصرف انگليس) ندارد. مسخره است اما ژنرالهاي هيتلر كه نقشه حمله به يوگسلاوي را در ۸ساعت و نقشه تصرف اروپاي شمالي را در ۵روز كشيدند. چگونه نتوانستند در آن روزهاي حياتي دست به ابتكار بزنند.
فون رون مي گويد: هيتلر در اين لحظه اگر استعداد افرادي چون سزار، ناپلئون و الكساندر (اسكندر) را داشت با يك ابتكار ارتشهاي زرهي و موتوريزه آلمان را از دونكرك عبورمي داد.
عملياتي كه تنها درنتيجه يك حمله عصبي روي داد
نبرد عظيم مسكو كه نبرد سرنوشت ساز جنگ دوم جهاني بود به يك دليل مشخص سبب شكست نهايي ارتش آلمان شد.
سرما. بررسي گزارشهاي رسمي ژنرالها، دست نوشته افسران جزء و سربازان آلماني همگي يك چيز را نشان مي داد. اينبار اين طبيعت بود كه «ورماخت» (نيروي زميني آلمان) را اسير خود ساخته بود. سرماي ۴۰درجه زير صفر ماشين جنگي آلمان را در حساسترين روزهاي نبرد از كارانداخت.
اما دليل اصلي اين عدم محاسبه چه بود؟
داستان به ماهها قبل بازمي گردد. هنگامي كه آلمانها به اشتباه ۵هفته حياتي را در نبرد با متحد خود «يوگسلاوي» ازدست دادند. بعدها مشخص شد كه اين ۳۵روز مي توانست نقش بسيارمهمي را در نبردهاي استالينگراد و مسكو بازي كند. يوگسلاوي تا ۱۹۴۰ متحد آلمان محسوب مي شد و در صف كشورهاي بلغارستان، روماني و لهستان اشغال شده ياري كننده رايش بود اما اتفاقي كه در ماه مارس ۱۹۴۱ افتاد ناگهان ورق را برگرداند. جمعيت خشمگين يوگسلاو به ماشين سفير آلمان حمله كرده و روي او تف انداختند! اين اتفاق در بسياري از نقاط دنيا براي ديپلماتها رخ مي دهد اما براي هيتلر تحمل آن غيرممكن بود.
به گفته بسياري از تاريخ نويسان ازجمله ويليام شايرر، هيتلر تحت تأثير يك حمله عصبي (كريز) فرمان حمله به يوگسلاوي را صادركرد.
براي ارتش آلمان كه به سرعت درحال ساماندهي بزرگترين نبرد تاريخ بود جداشدن ۴۰لشگر براي نبرد با يوگسلاوي يك ضربه بود.
اول آوريل آن سال ناگهان يورش ارتش آلمان به يوگسلاوي آغازشد. ارتش آلمان با شيوه جنگ لهستان به سرعت به درهم كوبيدن خطوط ارتباطي و خطوط پشت جبهه يوگسلاوي اقدام كرد.
بلگراد هدف سنگين ترين بمباراني توسط هواپيماهاي آشتوكا قرارگرفت. هواپيماهاي آلماني بدون ترس از پدافند ضعيف يوگسلاوها در ارتفاع پايين به درهم كوبيدن شهرها اقدام مي كردند. ارتش يوگسلاوي طي ۱۱روز درمقابل تنها مرگ ۹۰۰آلماني تسليم شد. اما اين شكست سريع موردقبول افسران و بسياري از مردم متعصب يوگسلاو نبود.
سرهنگ ژوزف بروز تيتو به همراه بخشهايي از ارتش كه تسليم متجاوزان نشده بودند به كوهستانها پناه برده و بزرگترين و طولاني ترين عمليات پارتيزاني را عليه ارتش رايش آغازكردند.
تيتو و نيروهايش آنقدر به ارتش آلمان حمله كردند كه آلمانها آرزو كردند هرگز وارد خاك يوگسلاوي نمي شدند.
۴سال بعد با پيشروي مداوم ارتش شوروي در جبهه شرق، تيتو و رزمندگان يوگسلاو از كوهها پايين آمده و باقيمانده ارتش آلمان را خود از خاك كشور بيرون كردند.
يوگسلاوي هرگز جزو برنامه هيتلر نبود و حمله به آن كشور ضمن ازبين بردن زمان سبب زمينگيرشدن ۵۰۰هزار نظامي آلماني تا پايان جنگ شد.
ديدگاه
يك بحث داغ در فرانسه
ترجمه حسن هاشميان
هيچ موضوعي به اندازه پوشش اسلامي دختران مسلمان در مدارس عمومي فرانسه، اين چنين براي فرانسويها ومسلمانان اقصي نقاط جهان بحث انگيز نبوده است. بحث و جدل بر سر اين موضوع در هفته گذشته، زماني كه كميته «برنارد استازي» گزارش خود درباره ضرورت ممنوعيت ورود دختران محجبه به مدارس عمومي فرانسه را مطرح كرد، به اوج خود رسيد. اين كميته بنا به سفارش «ژاك شيراك » رئيس جمهوري فرانسه در ژوئن گذشته (خردادماه) تشكيل شده بود. همزماني ارائه اين گزارش باهجوم آتشين برخي از برنامه هاي تلويزيوني و اطلاع رساني عليه مسلمانان، مانند برنامه هايي كه به وسيله «كريستين اوكرينت » و «ارليت چاپو » اداره مي شود، قابل تأمل است. اين برنامه ها، مسلمانان را مردمي مرتجع و عقب مانده نشان مي دهد كه كاري جز تحت فشار قرار دادن زنان خود و ستم به آنان ندارند. همچنين برخي ديگر از نظريه پردازان فرانسه به شكلي ديگر، حمله خود را بر ضدمسلمانان آغاز كردند. اينان استدلال كردند كه پوشش اسلامي زنان مسلمان نه فقط ابري گذرا نيست كه با عبور آن همه چيز به صورت واقعي خود برمي گردد، بلكه در اساس، ارزشهاي جمهوري فرانسه راتهديد مي كند، ارزشهايي كه طبق نظر اين افرادحاصل تلاش انديشمندان فرانسوي از بدو تاريخ تا شكل گيري انقلاب و در نهايت وضع قوانين «لائيسيته »در سال۱۹۰۴ آن كشور است. از سوي ديگر، گزارش استازي دوگانگي نگريستن به موضوع حقوق افراد و چگونگي طي كردن فرايند يكپارچه كردن ملت فرانسه را بيش از گذشته عيان مي كند. مسلمانان معتقدند اين گزارش كه در هفته آينده به صورت يك قانون درخواهد آمد، ابتدايي ترين حقوق آنها را زير پا مي گذارد، اما طرفداران آن مي گويند چنين رويكردي به معناي قرار دادن همه آحادملت در يك شرايط برابر است.
به مناسبت طرح بحث موضوع حجاب اسلامي در فرانسه، روزنامه پرتيراژ «الاهرام» چاپ مصر گفت وگويي را با «پاسكال درواود» رئيس كميته روابط خارجي حزب «اتحاد براي جنبش ملي » (حزب حاكم) فرانسه ترتيب داده است كه از نظر خوانندگان محترم مي گذرد.
| برخي معتقدند گزارش كميته استازي، منع پوشش اسلامي در مدارس و اماكن عمومي را هدف خود قرار داده است. پاسخ شمابه اين برداشت چيست؟
* گزارش كميته استازي تفسير رايج در كشور درباره انديشه لائيسيته را نشان مي دهد، زيرا امروز، فرانسه با كشمكشهاي اجتماعي زيادي مواجه شده است كه اساس جمهوري فرانسه كه در آن همه شهروندان از نظر حقوق و وظايف با يكديگر برابر هستند را به مخاطره انداخته است. نظام فرانسه براساس همزيستي گروههاي قومي و ديني، همانطور كه در انگلستان وجود دارد، بنا نشده است، بلكه فرانسه يك جمهوري است كه در آن هر شهروند فرانسوي از حقوق و وظايف يكسان برخوردار است. در حال حاضر، ما متوجه شديم كه مسأله يكپارچگي ملت فرانسه با موانع اقليتهاي قومي و ديني برخوردكرده است و اين موضوع با منافع ملي فرانسه همخواني ندارد. كميته استازي از سوي رئيس جمهور تعيين شد تا درباره ماهيت مشكلات موجود تحقيق كند و از طريق اين بررسي، امكان چگونگي ايجاد وحدت براي همه فرانسويان با وجود افتراقات آنها را پيشنهاد كند. گزارش كميته در اين باره تهيه و در آن متذكر شد كه بايدتمام علايم ديني آشكار كه در جامعه فرانسه ، زمينه اختلاف ميان گروههاي مختلف را بروز مي دهند، ممنوع شود كه از جمله آنها، حجاب اسلامي ، صليب مسيحي و كلاه مخصوص يهوديان است .
| اما مجلس مسلمانان فرانسه به گزارش استازي اعتراض كرد، زيرا از نظر آنها، مفاد اين گزارش بخش عظيمي از مسلمانان اين كشور را از حق داشتن آزادي براي اعمال آداب ومناسك خود در زماني كه كاملاً به قوانين جامعه لائيسيته پايبند هستند، ناديده مي گيرد.
* گزارش موردنظر، دين خاص يا قوم خاصي را هدف خود قرار نداده است ، بلكه تلاش مي كند از مباني لائيسيته كه در آن آزادي، امنيت و وحدت جامعه از خطرات مختلف درامان باشد، دفاع كند. ضرورت دارد كه من دراينجا توضيح دهم گزارش استازي ابراز دشمني با مسلمانان فرانسه نيست، بلكه چالش اصلي براي مادراين مسأله چگونگي حفظ وحدت جامعه فرانسه است. بنابراين اگر بخواهيم تنوع ديني در جامعه فرانسه همچنان زنده بماند و بدون هيچگونه واهمه از كسي اعتقادات خود را داشته باشند، ضرورت دارد تضميني داده شود كه از طريق آن، حكومت فرانسه بتواند بطور برابر از حقوق مسلمانان ، مسيحيان ويهوديان پاسداري كند. اگر چنين تضميني به وجود نيايد، كشمكشهاي اجتماعي رواج خواهد يافت وممكن است به جنگ گروههاي مختلف اجتماعي منتهي شود. ژاك شيراك براساس توصيه هاي گزارش استازي تلاش كرده است قانوني راخلق كند كه اين قانون همانا تضمين كننده زندگي درسايه آزادي و تمسك به عقيده خود بدون اينكه از چيزي ترس داشته باشند.
| برخي افراد استدلال مي كنند قوانين لائيسيته كه در اوايل قرن گذشته تدوين شد با طبيعت فعلي جامعه فرانسه كه دچار تغييرات تركيبي جمعيت شده است ، تطابق ندارد. آيا فكر نمي كنيد زمان آن فرا رسيده است كه ضرورت تجديدنظر دراين قوانين مطرح شود و به جاي اينكه طبيعت جامعه در حال دگرگوني فرانسه را با اين قوانين كهنه همسو كنيم، خود اين قوانين را براساس تغييرات جديد تعديل كنيم؟
* براساس شرايط زماني ، مطمئناً وضعيت جامعه درهنگام وضع قوانين لائيسيته در سال ۱۹۰۴ كه در نهايت به جدايي دين از حكومت منجر شد ، با وضعيت امروز خودكاملاً تفاوت داشت، بطوري كه ما درآن سالها، اقليت مسلمان به شكلي كه اكنون وجود دارد ، در فرانسه نداشتيم. درنتيجه، ما كاملاً درك مي كنيم كه فرانسه در حال دگرگوني به سر مي برد وضرورت تجديدنظر در قوانين لائيسيته خود را مطرح كرده است . اما اين تجديدنظر به معناي لغو قوانين لائيسيته نيست ، بلكه درجهت تقويت آنها وايجاد زمينه تطبيق اين قوانين با تغييرات جمعيتي جديد است . اما اين تجديدنظرنبايد به قيمت از دست رفتن ارزشهاي جمهوري بنا شود ودراين ارتباط، معتقدم كه گزارش كميته استازي دراين جهت تهيه شده است . طبق پيش بيني من، ژاك شيراك باتبديل توصيه هاي گزارش كميته استازي به قانون موافقت خواهد كرد، زيرا به اين موضوع به عنوان وسيله اي براي نوسازي لائيسيته درفرانسه نگريسته مي شود. علاوه برآن، من معتقد هستم لائيسيته تنها وسيله تضمين آزاديهاي ديني وآزادي هرشهروندي است كه بخواهد شعائرديني خود را انجام دهد. همچنين لائيسيته، امكان زندگي مشترك ميان پيروان همه اديان را فراهم و درعين حال ، از ارزشهاي جمهوري فرانسه و وحدت جامعه حفاظت مي كند.
| برخي مقالات در روزنامه ها به اين موضوع اشاره كرده اند كه هدف سروصداي فعلي بر سر لباس دختران مسلمان در فرانسه، مسائل مهم پشت صحنه اي است كه در رأس آنها به انزوا كشاندن جامعه مسلمانان آن كشور قرار دارد و اين موضوع ادامه تعرضي است كه به اين اقليت مي شود؟
* اين يك ديدگاه اشتباه است. طبيعتاً مشكلاتي در كشور فرانسه همانند ساير مناطق ديگر جهان وجود دارد. ولي اين مشكلات تنها به مسلمانان فرانسه محدود نمي شود. بلكه چنين مسائلي نتيجه ضعف رشد اقتصادي است. اشتباه خواهد بود اگر اين اعتقاد را پيش ببريم كه اگر مسلمان در فرانسه امروز باشي، پس فقير، در حاشيه مانده و بيسواد و فاقد مهارت خواهي بود. اين درست نيست. اكنون در فرانسه هم مسيحيان فقير داريم و هم مسلمانان بسيار ثروتمند يا متعلق به طبقه متوسط وجود دارد.
| درباره طرح «جدايي مثبت» نيكولاس ساركوزي وزير كشور چه نظري داريد؟ طبق اين طرح، براي مسلمانان سهميه هاي شغلي در بخش خدمات عمومي در نظر گرفته شده كه خود دليلي بر اين مسأله است كه مسلمانان در فرانسه در يك وضعيت بهتر اجتماعي به سر نمي برند. شما اين طور فكر نمي كنيد؟
* ساركوزي اقدام به كارهاي بسيار خوبي كرده است. من معتقدم يكي از مسائل مورد مناقشه امروز در فرانسه همين مسأله است. در اين باره اين سؤال مطرح است كه فرانسه اي كه مايليم در آن زندگي كنيم، چگونه است؟ ولي بايد در نظر گرفت كه نظام اجتماعي فرانسه براساس اين افكار بنا نشده ، بلكه جامعه فرانسه براساس اعطاي حقوق برابر به همه شهروندان خود ساخته شده است. به اعتقاد من، پرسش اصلي در اينجا آن است كه آيا فرانسويها مايلند به سيستم لائيسيته پايان دهند وبه جاي آن، نظامي را استوار سازند كه براساس مباني سهميه بندي قومي و مذهبي بنا شده است؟ پاسخ منفي خواهد بود، زيرا بخش بزرگي از ملت فرانسه چنين چيزي را نمي خواهد.
| ولي معتقد نيستيد كه وضع چنين قانوني (توصيه هاي كميته استازي) سرانجام منجر به اين خواهد شد كه بسياري از خانواده ها، فرزندان خود را به مدارس ديني بفرستند و در نيتجه آن، عدم شكل گيري يكپارچگي ملت فرانسه بروز كند؟
* معتقدم مانعي در برابر پدران و مادراني كه مي خواهند چنين كاري را انجام دهند، وجود ندارد. اما اين مدارس جديد همانند مدارس عمومي فرانسه رايگان نخواهند بود، اما درباره موضوع «يكپارچگي» ملت بايد بگويم كه فرايند يكپارچه كردن ملت فرانسه ارتباطي با نوع مدرسه و آموزشي كه دانش آموزان در آن فرا مي گيرند، ندارد.
* لائيسيته معمولاً در دو مفهوم سياسي و آموزشي به كار مي رود. در مفهوم سياسي لائيسيته، مقصود، جدايي دين از حكومت و عدم دخالت روحانيون در امور سياسي است. اما در مفهوم آموزشي آن، لائيسيته به چيزي اطلاق مي شود كه هيچ ديني نمي تواند در مدارس عمومي، ابزارهايي را به كار گيرد كه خود را متمايزتر از بقيه اديان نشان دهد. به عبارت ديگر ، لائيسيته آموزشي، ايجاد شرايط برابر آموزشي براي همه را متعهد مي شود، بدون اينكه اجازه دهد يك عقيده يا يك دين، اين وضعيت برابر را به نفع خود تغيير دهد.
يادداشت بين الملل
ساخت ناكارآمد شوراي همكاري خليج فارس
جلال خوش چهره
اجلاس دو روزه سران كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس در كويت برخلاف انتظارها، تصويري از دستپاچگي سران در تعريف موقعيت تازه منطقه بدون هرگونه ابتكار و ادامه كلي گويي هاي معمول در چنين نشست هايي را به نمايش گذاشت. اجلاس كويت اين واقعيت را يادآور مي شود كه كرد و كار سران كشورهاي عرب حوزه خليج فارس و نظام هاي سياسي آنها همواره تابعي از متغيرهايي هستند كه از بيرون به آنها تحميل مي شوند. از اين رو، شدت و ضعف رفتارها در اين حوزه نيز بستگي به همان متغيرها دارد. بنابراين سقف و كف مطالبات اعلامي نيز از يك سو، مؤيد اتفاق هايي است كه رخ مي دهد و از سوي ديگر، به دنبال تعيين مكانيسمي است كه بتواند با موقعيت تازه تعامل (و نه چالش) كند.
سطح پوشش خبري رسانه هاي گروهي جهان نسبت به اجلاس كويت نشان مي دهد كه اصولاً كانون هاي خبري جهان تا چه ميزان براي نظرات سران كشورهايي كه در كليدي ترين نقطه استراتژيك منطقه واقع اند، مورد توجه قرار دارد. اين درحالي است كه اجلاس كويت مي توانست محور تحليلي مهمي جهت بازشناسي چشم انداز آتي منطقه پس از سقوط رژيم عراق و دستگيري اصلي ترين عامل ناامني منطقه يعني صدام حسين باشد. اما هيچ كس نه از ابتدا و نه حالا به نظرات سران كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس و يا اصولاً اتحاديه اي منطقه اي در قد و قواره اين شورا توجه نكرد. دليل اين امر، يكي مربوط به خاستگاه موضوعي تشكيل اين شورا و ديگري، تضادهاي ساختاري حاكم بر آن از حيث ناكارآمد شدن در لحظه هاي حساس، مثل تجربه هاي وقوع دو جنگ مهم خليج فارس است. براي مثال، كافي است به بحران شبه جزيره كره توجه كنيم و آنگاه نقش تأثيرگذار همسايگان كره شمالي را در مهندسي اداره بحران مرور نماييم و دريابيم كه چرا واشنگتن مجبور است با كارشكني ها و شرط بندي هاي «پيونگ يانگ» معامله كند و در اين حال، جهت هر اقدام، ملاحظات منطقه اي را مدنظر قرار دهد. به هرحال، اجلاس كويت در سه سطح قابل مطالعه است:
نخست، ظرفيت كارآمدي شوراي همكاري خليج فارس در شكل گيري نظم جديد منطقه اي.
دوم، تصور شورا به عنوان يك «اتحاديه» از وضعيت جديد با لحاظ همه جنبه هاي امنيتي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي و در اين نگاه به همين وضعيت از منظر متفاوت و بعضاً متعارض يكايك اعضاي آن.
سوم، دستاويزهاي كهنه و نخ نمايي كه هر از چندگاهي مثل دور باطل تكرار مي شود.
كارآمدي شورا در تأثيرگذاري بر اوضاع جديد منطقه به دليل تابعيتش از متغيرهاي بيروني تقريباً بايد به هيچ انگاشته شود. دلايل آن نيز به تجربه شورا از سال هاي نخست تشكيل تاكنون مربوط است. اما تصور شورا از چشم انداز آينده منطقه نيز با مجموعه اي از تضادها و تعارض هاي دروني اش مواجه است. غيبت سه نفر از سران كشورهاي عضو در اجلاس كويت، يعني عربستان سعودي، عمان و امارات و نيز پايداري رقابت هاي منطقه اي و مناقشه هاي مرزي ميان اعضاي شورا مثل عربستان سعودي و قطر و ... همچنين تغيير موقعيتي برخي اعضا در استراتژي منطقه اي ايالات متحده كه سبب بروز سلسله مراتب عمودي جديد شده است، نمي تواند ابزار لازم را براي شوراي همكاري خليج فارس جهت تعيين راهكارهاي معلوم و منسجم فراهم كند. به همين دليل، حتي طرح هاي اصلاحاتي اعلام شده در اجلاس كويت نيز در لايه اي غليظ از تعارفات رسمي پنهان شد.
آنچه مي ماند، دستاويزهاي نخ نمايي است كه اعضاي شوراي همكاري خليج فارس در جلسات خود به آن اشاره مي كنند. تكرار ادعاهاي شيوخ امارات درباره جزاير سه گانه ايراني و تأييد آن توسط ديگر اعضا، اينك به آهنگ تكراري و كسل كننده اي تبديل شده كه پيگيري چنين ادعاهايي نه تنها از توان مجموعه اي كوچك و ناكارآمد مثل شوراي همكاري خارج است، بلكه مدعيان اصلي آن نيز به خوبي براين امر واقفند كه طرف ايراني نه حاضر به كمترين معامله در اين باره است و نه اصولاً اجازه دست درازي به تماميت ارضي اش را به كسي مي دهد.
علاوه بر اين، شوراي همكاري خليج فارس كه به خوبي، تبعيت از متغيرهاي بيروني را آموخته است، بايد بداند كه نه دغدغه جامعه بين الملل اينك ادعاهاي فرصت طلبانه امارات درباره جزاير سه گانه ايراني است و نه حاضر است از اين بابت روابط خود را با تهران دستخوش تغييرات تازه كند. همسايگان ايران در حوزه خليج فارس نبايد به تلاش هايي كه هدفي جز اصرار بر استمرار بي ثباتي در منطقه ندارد، توجه كنند و مدعي چشم دوزي به تماميت ارضي ايران را در پيله توهماتش تنها بگذارند. ايران معماي قدرت در منطقه را نيك مي داند و به نظر ما اعضاي واقع گراي شورا همكاري خليج فارس نيز چنين هستند. بنابراين خوب است اين شورا كلام تازه اي را در نشست هاي معمولش جايگزين شعرهاي كهنه كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |