پنجشنبه ۴ دي ۱۳۸۲ - ۲ ذيقعده ۱۴۲۴
Thu, Dec 25, 2003
گزارش روز
شماره ۲۶۷۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
جوان
چشم انداز
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
به بهانه اعمال جرايم جديد رانندگي
يك صبح پاييزي در خيابانهاي تهران
148947.jpg
فاطمه اميري

صبح روز شنبه ۱۵ آذرماه بود. سر چهارراه، سرهنگي با لباس قبه دارش آرام چشم مي گرداند. اتومبيلها هم آرام از مقابل چشم او و دهها مأمور پليسي كه همه جا را زير نظر داشتند، عبور مي كردند. همه چيز آرام بود. خيلي از راننده ها آن روز موقع خروج از خانه با خود فكر كرده بودند امروز بايد با احتياط تر رانندگي كنند، آخر تاريخ مصرف جريمه هاي قبلي سر آمده بود.
ظهر روز شنبه ۱۵ آذر بود. سر چهارراه راه بندان شده بود. اتومبيلها بوق مي زدند. رانندگان همديگر را به تخلف متهم مي كردند. آخر امروز قرار بود، جور ديگري رانندگي كنند.
شب شنبه ۱۵ آذر بود. همه اتومبيلها پشت چراغ قرمز ايستاده بودند. راننده اي بدون توجه به چراغها از چهارراه عبور كرد. بقيه آرزو كردند كاش مأمور پليس او را ببيند. اما راننده خاطي گاز داده و رفته بود. برايش هم فرقي نمي كرد كه جريمه عبور از چراغ قرمز از ۵۰۰۰ تومان به ۱۵۰۰۰ تومان افزايش پيدا كرده باشد.
چند روز بعد از اجراي طرح، مكالمه بين دو راننده: «خواهش مي كنم، اينجا پارك نكن/. آخر براي چه؟! / چون شما سپند داريد؛ من پيكان ،۴۹ شما مي توانيد ۵۰۰۰ تومان جريمه بدهيد، اما من نه!/ نه به خدا، من هم كارمندم، اين هم ماشين اداره است.»
| | |
البته با افزايش جريمه ها همه انتظار بهتر شدن وضع ترافيك شهر را دارند، اما واقعاً بايد ديد كه اين روش مي تواند كمكي به حل مشكلي باشد كه ديگر حل نشدني به نظر مي رسيد.
| | |
سر چهار راه ايستاده ام. مسيرم را به راننده تاكسي نارنجي مي گويم. چند متر آن طرف تر كنار خيابان نگه مي دارد. به نظرم مي آيد قصد سوار كردن مسافر را ندارد و مي خواهد پارك كند. از صرافت سوار شدن مي افتم، اما يكي ـ دو بوق كوتاه مي زند. دستش را هم بيرون مي آورد و اشاره مي كند كه سوار شوم. صندلي عقب پر است. صندلي جلو مي نشينم. تا آخر مسير هم از سوار كردن مسافر ديگري روي صندلي جلو خبري نيست. روي صندلي جلو با بخاري گرم ماشين، تهيه گزارش در يك روز دلگير پاييزي برايم موهبتي مي شود. راديو پيام ترانه اي پخش مي كند. چند ضربآهنگ و بعد صداي گوينده بخش خبر. دست راننده به طرف پيچ راديو مي رود. صداي آن بلندتر مي شود: «بر اساس جداول جديد، ميزان جريمه نسبت به گذشته ۳ تا ۱۰ برابر زياد شده و از هزار تا ۲۵ هزار تومان است. همچنين شصت و سه مورد تخلفات جديد در اين جداول پيش بيني شده است. در قانون جديد اخذ جريمه كه به تصويب رسيده و به مجلس ارسال شده، براي رانندگان امتياز منفي در نظر گرفته مي شود و بعد از آن كه به حد خاصي رسيد، راننده خاطي از حقوق اجتماعي مثل رانندگي كردن محروم مي شود.» حالا من به يمن جريمه هاي جديد شاهد يك رفتار متمدنانه ام. راديو پيام ادامه ترانه را پخش مي كند. اين بار صدا وضوح بيشتري دارد.
| | |
هر تصادف نشانه آشكاري از بروز چند تخلف در حين رانندگي است. با افزايش جريمه هاي رانندگي، تخلفات رانندگي كمتر شده و به دنبال آن، از ميزان تصادفات كاسته مي شود. سال ۸۱ ، ۴۴۸ هزار و ۱۱۲ فقره تصادف در سطح كشور در شهرها و جاده هاي بيرون شهرها رخ داده، در اين تصادفات بيشتر از ۲۱ هزار نفر جان خود را از دست داده و حدود ۱۱۴ هزار نفر مجروح شدند.
| | |
از چند روز قبل خبر اجراي طرح افزايش جريمه موضوع گفت و گوهاي ميان مردم شده بود. هر كسي برداشتي از آن داشت و نظري در اين باره مي داد. بعضي يكسره آن را منفي و بعضي هم مثبت مي دانستند. عده اي هم هر اظهارنظر و نتيجه گيري را به روزهاي بعد و آينده حواله مي دادند. هرجا حرفي در اين باره به ميان مي آمد، گوشهايم را تيز مي كردم. يك روز هم موقع مرور عنوان كتابهاي قديمي يك بساطي در خيابان شريعتي، اين توفيق نصيبم شد كه به حرفهاي پيرمردي كه او هم جلوي بساطي ايستاده بود و كتابي را ورق مي زد و با فروشنده اختلاط مي كرد، گوش كنم كه انصافاً هم خوب حرف مي زد. نمي دانم بحثشان از كجا شروع شده بود، اما من از اينجا شنيدم كه: «آقا، اين طوري بهتر است. هيچ كجاي دنيا مثل ما نيستند. اتوبان داريم. خيابان داريم. خط كشي و پل عابر پياده داريم. ماشين هم كه كم نداريم؛ اما فرهنگ رانندگي نداريم. چه پياده باشيم، چه سواره فرقي هم نمي كند. حالا وقتي به اجبار جلوي تخلفات را بگيرند و مجبور شويم كه درست و صحيح رانندگي كنيم، چه اشكالي دارد. كم كم دروني مي شود. وقتي هم دروني شد و عادت كرديم ديگر مقررات را فقط به خاطر ترس از جريمه شدن انجام نمي دهيم.» حرفش كه به اينجا مي رسد، پول كتابي را كه ورق مي زد، به فروشنده مي دهد. از ظاهرش پيداست كه بازنشسته است. شايد يك بازنشسته فرهنگي كه روزگاري معلم يا استاد دانشگاهي بوده، با فروشنده دست مي دهد و مي رود. من اين پا و آن پا مي كنم. قيمت كتاب را مي پرسم. حساب و كتاب ته كيفم را مي كنم و بعد كتاب را سر جايش مي گذارم. كمي جلوتر پيرمرد توي صف نانوايي ايستاده و صفحه اول كتابي را كه خريده مي خواند.
| | |
ميدان ارگ، به سمت بازار كارواني از موتوسيكلتها تا نيمه هاي خيابان هم آمده اند. پسر جوان موتورسوار، گوشه اي ايستاده و دو تا كلاه ايمني هم دستش گرفته. براي خودش و مسافري كه سوار خواهد كرد. ممكن است به خاطر ويراژ دادن، از لاي اتومبيلها راه باز كردن يا يك كوچه ورود ممنوع را رفتن جريمه شود، اينها براي اين است كه سريع تر به مقصد مسافرش برسد، اما نمي خواهد اين جريمه شدن به خاطر نداشتن كلاه ايمني باشد. ضمن آن كه در بيشتر موارد راهش را ياد گرفته كه چطور به دليل آن تخلفات دور از چشم مأمور پليس باشد:«اما اينجا كه ايستاده ام، بهتر است بهانه به دست كسي ندهم.»
| | |
اگرچه افزايش جريمه هاي رانندگي با هدف بازدارندگي مثبت صورت گرفته است، اما نمي توان از آن انتظار تأثيري سريع و آني داشت. «در كشور ما به علت ميزان بالاي تخلفات، كشته هاي زياد و خسارات هنگفتي كه داريم، آمار رو به افزايش است. بنابراين بايد به جايي برسيم كه ميزان جريمه بازدارنده باشد. در هفت ماه اول سال جاري رشد تصادفات درون شهري ۳۲ درصد و رشد تصادفات جاده اي ۷ درصد بوده است. اگر ما براي هر تخلفي يك نفع و ضرري قائل شويم و ميزان ضرر انجام تخلف براي شخص متخلف بيشتر از نفعش باشد، به هرحال او حتي به اجبار هم كه شده، مقررات را رعايت مي كند.»
| | |
هنوز به دنده سه نرفته، دوباره سرعتش را كم مي كند، «دنده ۲» و بعد از مدتي هم توقف. خيابان شلوغ است. ورودي ميدان هفت تير و راننده تاكسي سيد خندان ـ هفت تير عصباني است. توي ماشين بلند حرف مي زند. از مسافران واكنش نمي بيند. نه تكذيب، نه تأييد. اصلاً برايش فرقي نمي كند كه كسي به حرفهايش گوش مي كند يا نه: «اينجا، مگر طرح نيست. اين همه ماشين چه كار مي كند؟» و بعد يك به يك نام اتومبيلها را مي برد «اين پرايد سفيد، آن پيكان، آن يكي پژو، همه اينها شخصي است، توي طرح چه كار مي كنند؟! حالا جريمه زياد كنند. تو جيب كي مي رود؟!»
| | |
سردار انصاري در سوم آذرماه، در يك نشست خبري اعلام كرد: «هدف از افزايش جداول و ميزان جريمه ها، افزايش درآمد نيست، بلكه كاهش تخلفات، تصادفات و خسارات است. ما اميدواريم كه رانندگان با اين جداول منطقي برخورد كنند، زيرا با اعمال جريمه ها بخشي از مشكلات ترافيك حل مي شود. همه دنيا با مشكل ترافيك روبرو هستند و با عملي كردن اين مسأله، جريمه، احداث راه، جوان كردن پايانه ها و كار فرهنگي اين مشكلات را به حداقل مي رسانند. ما معتقد هستيم خودرو و راه هر دو بايد ايمن شود. ما بايد هم جاده ها را توسعه دهيم و هم آن را ايمن كنيم و خودروهاي فرسوده را كه به تعداد يك ميليون و ۸۰۰ هزار خودرو است، كمتر كنيم.»
| | |
اين بار پاي همه به ميان آمده است. از راننده گرفته تا عابر پياده. در آيين نامه راهنمايي ـ رانندگي كه در سال ۱۳۴۷ وضع شد، جريمه تخلف عابر پياده و عبور او از مكانهاي غير مجاز ۲۰۰ تومان بود، در آيين نامه جديد اين رقم به ۱۰۰۰ تومان رسيده است. با دريافت كد ملي توسط همه مردم، اجراي اين قانون هم شكل رسمي پيدا مي كند:«راهكارهاي متفاوتي براي اجراي آن مي توان پيش بيني كرد، اما مسأله اين نيست كه اين قانون را چطور مي خواهيم اجرا كنيم. مي خواهيم بگوييم كه تخلف از جانب هر كسي چه از طرف راننده و چه عابر پياده زشت و خلاف رفتارهاي اجتماعي است و تجاوز به حقوق ديگران به شمار مي رود. بايد همه ياد بگيريم كه پليس خود باشيم.
عبور از پل فيروزه
موزائيك تمدني
اقليم ايران، يعني چگونگي آب و هوا، آفتاب و خشكي، در طبيعت ايراني خيلي اثرگذار بوده است. البته سرزمين ايران آب و هواي متفاوت و متنوعي را شامل مي گردد، ولي يك نوع روال كلي، بخصوص بر مناطقي كه بيشتر تمدن زا بوده اند، حاكم است. به طور كلي اقليم ايران دم به خشكي مي زند، فصول منظم دارد و بارش نامنظم.
آفتاب فراوان، آسمان روشن و خيال انگيز. در آن عناصر مساعد و مخالف به هم درآميخته شده اند. اين آميختگي موجب گشته است كه تمدن خاصي در اين سرزمين پديد آيد و اين تمدن به علت وضع خاص جغرافيايي جنبه تلفيقي به خود بگيرد و به علت عدم حفاظ و امنيت، جنبه دفاعي. وسعت خاك، وجود عناصر فشار، تركيبي از پراكندگي و پيوستگي، كه خاص آباديهاي دره اي و دامنه اي است، جوي و قنات، موزائيك خاصي از تمدن در او ايجاد كرده اند.
اين دوخصوصيت، يعني اقليم و جغرافيا، عامل مؤثر سومي را ماهيت مي بخشند و آن تاريخ است، تاريخ ايران از اين دو عامل، تأثيرگرفته است.
ايران از همان آغاز، گويي نوعي مأموريت تاريخي برعهده اش گذارده مي شود. يكي آنكه چون بر سر راه است، بايد از ديگران بگيرد و به ديگران بدهد. دوم آنكه حايل ميان شرق و غرب باشد و در اين مأموريت بيشترين نقش را ايفا مي كند كه شرق، شرق بماند و غرب، غرب. تا زماني كه سد نشكسته است، از هجوم اقوام بيابانگرد شرق به غرب جلو مي گيرد و بدين گونه غرب تا حدي دست نخورده مي ماند. درمقابل، هجوم غرب به شرق را نيز ـ كه تشنه گنجهاي شرق بودند ـ مانع مي شود.
دكتر محمدعلي اسلامي ندوشن، اديب ـ ۱۳۷۴


|   شناسنامه   |   آرشيو   |