جمعه ۵ دي ۱۳۸۲ - ۳ ذيقعده ۱۴۲۴
Fri, Dec 26, 2003
گفت و گو
شماره ۲۶۷۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
تصوير
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
اينترنت
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
در خانه
سينما تئاتر
اوقات شرعي
آرشيو
سفر شعر
گفت وگو با محمداخوان (نوازنده دف و تنبك ودايره)
ويترين
ناشران و مؤلفاني كه مايلند كتابهايشان در اين ستون معرفي گردد، دو نسخه از كتاب هاي خود را به آدرس «ايران جمعه» ارسال كنند.
هري پاتروتالار اسرار
نويسنده: ج.ك.رولينگ
ترجمه: مرتضي مدني نژاد
ناشر: انتشارات هيرمند
چاپ اول: ۱۳۸۲ / قيمت: ۱۶۰۰تومان
هري پاتر فكر مي كند پسربچه اي معمولي است تا اينكه مي فهمد از قدرت جادويي و خارق العاده اي برخوردار است. او دومين سالي است كه در مدرسه جادوگري هاگوارتز تحصيل مي كند. غافل از اينكه امسال پرحادثه تر از سال گذشته خواهد بود. او با جني خانگي به نام دابي آشنا مي شود. سوار بر ماشين پرنده، ماجراهاي زيادي را پشت سر مي گذارد... و سرانجام راز تالار اسرار را فاش مي كند و داستاني مهيج و شگفت انگيز راخلق مي كند. كتاب در عين سادگي و داشتن زبان خاص كودكان و نوجوانان حس كنجكاوي بزرگترها را نيز برمي ا نگيزد. خانم رولينگ از بهترين نويسندگان كتاب كودك در انگلستان شناخته و هري پاتر و تالار اسرار او برنده جايزه اسمارتيز و جايزه بهترين كتاب سال كودكان اسكاتلند شده است.
بشقاب پرنده واقعي است!
گزارش به خاك ايران
ترجمه و تأليف: حميدرضا جودير
ناشر: انتشارات يادواره كتاب
چاپ اول: ۱۳۸۲ / قيمت: ۲۲۰۰تومان
در اين زمان كه عصر تسخير فضاست و آدمي پا به هزاره سوم گذاشته، پديده اي به نام بشقاب پرنده در مقابل ديدگان مبهوتش قامت برافراشته است. اينك مغزهاي بسياري در سراسر پهنه گيتي به اين پديده ناشناخته پرداخته سعي در بررسي اسرار آن دارند ولي تاكنون به جز دسته بندي علمي و كلاسه گزارشها كه ازگوشه و كنار دنيا مي رسد، نتوانسته اند فراتر روند.
اين كتاب كه مترجم و مؤلف آن محقق سازمان يوفو است حول محور بشقاب پرنده و موجودات فضايي مي گردد. بشقاب پرنده، شيء اي هوايي يا پديده بصري است كه براي مشاهده كننده غيرقابل فهم و تشريح است. بشقاب پرنده ها پس از پيشرفت علم هوانوردي و ستاره شناسي، اذهان را در پي جنگ جهاني دوم به خودجلب كردند.
افسانه سهند و سندباد
داريوش عابدي
ناشر: انتشارات سوره مهر
چاپ اول: ۱۳۸۱ / قيمت: ۱۰۰۰تومان
... صداي پيرمرد بلند شد: خودتان را مخفي كنيد. دوسوار به ما نزديك مي شوند. سهند نفس عميقي كشيد. هر دو خود را وسط بسته هاي كاه فرو كردند چند لحظه اي گذشت. صداي پاي دو اسب به گوشش خورد. قلبش به تندي مي زد. صداي پاي اسبها نزديكتر شد. سهند نفس خود را در سينه اش حسب كرد.
اين كتاب، داستاني نسبتاً بلند است كه اكثر پازلهاي آن غيرواقعي و تخيلي است. زبان داستان زباني سليس و روان است اين كتاب توسط انتشارات سوره مهر روانه كتابفروشي ها شده است.
خدا بود و ديگر هيچ نبود
نويسنده: دكتر مصطفي چمران
ناشر: سازمان چاپ و انتشارات
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
چاپ اول: ۱۳۸۰ / قيمت: ۱۱۵۰۰تومان
عشق هدف حيات و محرك زندگي من است و زيباتر از عشق چيزي نديده ام و بالاتر از عشق چيزي نخواسته ام.عشق است كه روح مرا به تموج وا دارد. قلب مرا به جوش مي آورد. استعدادهاي نهفته مرا خاطر مي كند. به خاطر عشق است كه فداكاري مي كنم. به خاطر عشق است كه به دنيا با بي اعتنايي مي نگرم و ابعاد ديگري را مي يابم. به خاطر عشق است كه دنيا را زيبا مي بينم و زيبايي را مي پرستم. به خاطر عشق است كه خدا را حس مي كنم و او را مي پرستم و حيات و هستي خود را تقديمش مي كنم...
اين كتاب، دست نگاشته هاي تاريخ دار دكتر چمران است كه طي سالها درباره مطالب مختلف و در نقاط گوناگون و كاملاً متفاوت نگاشته شده است.
سفر شعر
شعر معاصر عرب
149025.jpg
سعاد صباح شاعر كويتي از كتاب (زني بي كرانه)
ترجمه: وحيد اميري

در حاشيه:
دكتر سعاد صباح شاعر و ناقد كويتي در سال ۱۹۴۲ ميلادي به دنيا آمد. در سال ۱۹۷۳ ميلادي ليسانس اقتصاد از دانشگاه قاهره گرفت. فوق ليسانس و دكتراي خود را در رشته اقتصاد و علوم سياسي از دانشگاه ساري انگليس اخذ كرد. وي مقالات ادبي و سياسي و اقتصادي و شعرهاي بسياري در روزنامه ها و مجلات جهان عرب منتشر كرده است. چند مجموعه شعر منتشر كرده است كه از جمله كتاب شعر (آرزو) و (در آغاز زن بود) و (گفت و گوي گل و تفنگ) و (تلگرافهاي سريع به وطنم) و (زني بي كرانه).
نكته پاياني اينكه از همين شاعر كتاب شعر در آغاز زن بود، سالها پيش به همين قلم ترجمه و منتشر شده و كتاب زني بي كرانه در دست انتشار است.
اعترافات زن زمستاني
جنونم را پاياني نيست
عقلم را نيز!
حماقتهاي بسيارم را نهايتي نيست
اي مردي كه از بي پروايي گلها
خشمگين مي شوي
اين منم!
از روزي كه زاده شدم
زنانگي ام كوبنده و سوزنده است
تندرها
بر كرانه هايم فرود مي آيند
اين منم!
از روزي كه عاشق شدم
بادبانهايم رها
گيسوانم رها
رگهايم، باز باز
رودهايم تمام سدها را مي شكنند!
در برابر گردبادم
هراسان و متعجب نايست!
من زنم!
زني كه هيچ مرزي را بر نمي تابد!
۲
اين منم سرور من!
اين منم بي هيچ رنگ و لعابي
عشق من زمستاني است
حس نمي كنم كه زنم
اگر زمستان به پايان برسد
عشق من جنون است.
حس نمي كنم كه زنم
اگر پوسته اشيا را نشكافته باشم
عشق من انتحاري است.
اگر شبي به دريا پرتابم كني
مي بيني كه روي آب راه مي روم
عشق من كودكانه است
اگر يك بار مرا دربر بگيري
بين زمين و آسمان پرواز مي كنم
كودكي ام را سرزنش نكن
من بدون كودكي ام
پروانه اي چوبي
گلي، كاغذي
و تابلويي سپيد سپيد خواهم بود!
۳
اي نشسته همچون پادشاه
بر سر كاغذهاي خويش
اي پادشاه
بر النگوها و دستبندهايم بنويس!
بنويس بر دامنم
بر پلكها
بر بادها
بر موجها
بر بارانها
بر آبراهها!
آرزويم اين است
فتحه يا ضمه يا كسره
با گل كوچكي
در باغ تو باشم!
اگر امكان داشته باشد
دوست من
البته اگر امكان داشته باشد!
۴
اي مردي كه
از سلطه زمان و مكان رهايم ساختي
كاش مي دانستي چقدر خوشحالم
و چقدر خوشبختم
و چقدر احساس آرامش مي كنم!
هر چيزي در خانه صميمانه ات
مرا بر مي انگيزد
قالي هاي سرخ
گلها و تابلوها
و توتوني كه نمي خواهد از ديوارها عبور كند
مرا بر مي انگيزد
حتي صندليها نيز احساس آرامش مي كنند!
مثل ماهي هاي قشقايي
149016.jpg
نيم نگاهي به مجموعه شعر «و يك كه لاغر است»
از ياسر اكبري، داستان سرا، ۸۱
اكبر اكسير
| گچساران را پيش ترها با چاههاي نفت و پادگانش مي شناختيم بعد با شاعران تأثيرگذارش و بعدها با فقرش شناختيم. خوشحالم از خاك سوخته اش اين بار به جاي بشكه هاي فقر و چاههاي عميق شعرش شعله اي سركشيده كه مي تواند از اميدهاي شعر جنوب باشد. ياسر اكبري متولد ۱۳۶۰ اولين مجموعه شعرش را با نام «و يك كه لاغر است» در ۵۰ صفحه شامل ۲۷ قطعه شعر آزاد و غزل نو توسط انتشارات داستان سرا عرضه كرده است. در جاي جاي اين مجموعه خط فقر با زباني امروزين رخ مي نمايد. اكبري با توجه به جواني توانسته در شهرستاني دور و بي امكان، قدمهاي نخست را خوب بردارد. او شعر امروز را مي شناسد، به زبان امروز و درد مشتركش واقف است، در غزل نو همانقدر نوآوري دارد كه در شعر آزاد... او با استفاده بجا از فرهنگ عامه، موقعيتها و پديده هاي زادبومي، اصطلاحات معمول مردمي با زباني ساده و صميمي ظرفيتهاي پنهان زبان فارسي را به مخاطب مي نماياند.
| با هم ورق مي زنيم مجموعه شعر ياسر اكبري را تا نويدبخش شعر جوان گچساران باشيم.
يك تكه استخوان و دو تا سگ، غروب، ده بيرون قاب، مرد و زني تلخ، جن زده / يك گرگ توي سينه من گريه مي كند ـ يك گرگ تيرخورده معصوم، يك جسد / تو فعل حال ساده و من ماضي بعيد ـ اي كاش دست خسته من تا تو مي رسيد / اصلاً از اين به بعد عدد بي عدد خفه ـ گاوي كه توي مسأله ها مي چرد خفه...
| شعرهاي آزاد كتاب كه با شعر زيباي بي بي حكيمه شروع مي شود، آغازي رشك انگيز دارد در اين شعر فقر شريف در پيوندي با شگردهاي زباني رخ مي نماياند. شعر با اينكه با قافيه دروني پيش مي رود، اما پايان بندي كوبنده اي دارد كه مخاطب را متوجه گچساران مي كند: عرق هامان طعم گازوئيل و مادرم كه شرجي، نفسش را بلعيد / آقا اجازه! / پدرم دارد از فرط دود... / و ستاره هاي يرقان زده / «چهار راه ساعت» را گم كرده اند / هر وقت آمديم بگوييم چيزكي / يك * كشيده شده بر دهان مان / داريم توي دست زمان ذوب مي شويم / و شعله هاي «سه قلاتون» بلند مي خندد / بي بي حكيمه / كبوترهاي... را / شفا نمي دهد و دو گنبد سرگردان / خواب شمال مي بينند. ص .۱۱ اكبري شاعر تصويرهاي گيج است با كلماتي كه خواب دريچه را آشفته مي كنند: زن، قافيه من هم بشود نمي شود / باغي در رحم خودكارم مي تپد / دست نگهداريد / سزارين / ليموهاي معصوم را مي خشكاند ص ۱۵ ـ خدا پشت خوابهايت پرتقال مي فروخت ص ۱۷ / حواسم پرت شد / گرگها عاشق شدند ص ۲۷
| اگر شعر امروز مي خواهد از بحران مخاطب به سلامت عبور كند، بايد پيش از آنچه درگير بازيهاي زباني باشد، به واقعيت زبان و وظيفه آن بپردازد و آن به كارگيري لحن ساده مردم است و معصوميت از ياد رفته آن، اكبري در اين مورد موفق عمل كرده است: مادر كه بميرد / زنبورهاي عسل مي روند / بادها چپ مي شوند / باران شعرهايم را هاشور مي زند / و هر قدر دلم بخواهد سيگار مي كشم / باران كه بيايد مي ميرم / ص .۴۵
| در شعر امروز سادگي زبان با سرودن شعر آسان تفاوت دارد، اين سادگي اگر حاصل تجربه عميق و پشتوانه تاريخي باشد، مي تواند زبان را در خدمت اتفاقات نادر و غير مترقبه به كار گيرد و از يك ديالوگ ساده متني اسطوره اي بسازد، در غير اين صورت رديف كردن سطرهاي ساده محاوره دردي را دوا نخواهد كرد. اكبري خيلي راحت اما شاعرانه با مخاطب حرف مي زند و او را با خود به درون متن مي كشد و خواننده شعر را در آنچنان وضعيتي قرار مي دهد كه در سرودن شعر خود را شريك بداند: اشتباهي آمده ام / ديپلمم را گرفته بودم بروم خارج / داخل آدمها / آزاد آزاد/ مثل ماهي هاي قشقايي / اين طور نگاهم نكنيد / تقصير خودم نيست / من هم آريايي ام / فقط بيشتر به چنگيز شبيهم تا شيراز / لطفعلي خان ته چشم هايم خوابيده / آمده بودم براي ميگرن مادرم / كه اينطوري شد. ص ۴۶
| به هر صورت اكبري شعر امروز را مي شناسد و به آن مهر مي ورزد، آن هم با اعمال شاقه! اميدواريم ياسر از بين غزل پردازي و نوگرايي يكي را انتخاب كند و تمام انرژي خود را صرف آفرينش آن سازد تا اين قريحه و ذوق جوانسالي به هدر نرود، او در شعرهاي آزاد مي تواند بيش از غزل موفق باشد. غزل نو با تمام ظرفيت و قابليتهايش نمي تواند شعر معيار دهه هشتاد باشد، چون خود وابسته به وزن و قافيه است و هرگز آزادانديش نبوده و نخواهد بود! با تمام لاغري اين مجموعه شعر به انتظار روزهايي مي نشينيم كه اكبري در شعر امروز آنقدر چاق و بزرگ بشود كه از قول خود او بگوييم:
پاهايت را بردار، اهرام ثلاثه گم شده اند ص ۲۶
| | |
پاييز ۸۲ / آستارا
گفت وگو با محمداخوان (نوازنده دف و تنبك ودايره)
موسيقي فقط تكنيك نيست
149019.jpg
فرهاد رامش
محمداخوان از فعالان موسيقي است . ا و كنسرت هاي بسياري در داخل وخارج كشور اجرا كرده است، از جمله كارهاي وي مي توان به نوار كاست هاي «تندر» ، «مكتب تارتبريز» ، «شورآفرين» ، «ديدار نو» اشاره كرد. محمداخوان تأليفات چندي در زمينه تنبك نوازي به رشته تحرير درآورده است كه عبارتند از «دستور مقدماتي تنبك »، « تنبك نوازي نوين» ، «شيوه دف نوازي » و …
بااو گفت وگويي انجام داده ايم كه در پي مي آيد!
* محمداخوان را چقدر مي شناسيد؟
\ به نظرم فردي است كه از كودكي بدون هيچ استاد ومربي موسيقي روي پاي خود ايستاده و باجديت تمام توانسته با سختي ها وتنهايي ها مبارزه كرده وكاري به كار ديگران نداشته باشد وتنها دلخوشي اش نوشتن مطالبي براي دف و تنبك و دايره بوده كه از طريق كتابهاي نوشته شده راه را براي هنرجويان هموار كرده است (تا نيازي به مربي نداشته باشند)
* چه تعريفي از موسيقي داريد؟
\ بيش از همه لازم است بگويم كه به موسيقي نبايد همچون يك وسيله كسب لذت نگاه كنيم، بلكه موسيقي احساس دروني ويكي از شرايط حيات بشري است وموسيقي يكي از وسايل ارتباط ميان انسانهاست.
موسيقي و صدا هنگامي آغاز مي گردد كه انسان با قصد انتقال حسي كه درون خود آن را تجربه كرده است آن را در خويشتن برانگيزد وبه ياري علائم معروف و شناخته شده ظاهري بنوازد در موسيقي هدف اصلي تكنيك نيست. چون تكنيك بدون خلاقيت فقط يك مهارت است يا يك صنعت است . ولي وقتي اين تكنيك وسيله عمده رسيدن به اهداف باشد به خلاقيت خوبي نيز مي توان دست يافت.
* چرا موسيقي را انتخاب كرديد؟
\ تا جايي كه به ياد دارم از شش سالگي باكشيدن پوست روي گلدانها نواختن تنبك را آغاز كردم وبا آنها صداهاي مختلف را تجربه كردم.
درشانزده سالگي با اطلاعيه اي كه از طرف صداوسيماي تبريز در مورد نوازندگي تنبك پخش شده بود خود رامعرفي كردم واز بين چندين نفر از طريق استاد صفوت ومرحوم استاد محمود كريمي براي اركستر تبريز انتخاب شدم و دركنار مرحوم استاد بهجت واستاد بيگجه خاني شروع به فعاليت كردم.
* چرا بين اين همه ساز تنبك؟
\ به دليل اينكه در تمام مراحل زندگي مان ريتم همواره رعايت شده وبا انسان مأنوس است وجاذبه بيشتر نسبت به ملودي دارد. به همين دليل اول با تنبك نوازي شروع كرده وبعداز سالياني دف ودايره را به دست گرفتم. بعدها به فكر افتادم كه در مورد آنها كتاب بنويسم.
* چرا اين ساز ايراني از مرزها عبور نكرده است؟
ُ\ البته نمي توان گفت كه از مرزها عبور نكرده چرا كه دركشورهاي اروپايي وآمريكايي براي خود جايگاهي پيدا كرده است. اما نه به اندازه طبلاي هند.
* تنبك نوازي نوين كه اسم يكي از تأليفات شماست با تنبك نوازي قديم چه تفاوتي دارد؟
\ در زمينه آموزش تنبك كتابهاي زيادي تنظيم و چاپ شده است، بي آنكه بخواهم ارزش والاي آنها را منكر شوم متوجه شدم كه در عمل نياز هنرجويان را به طور همه جانبه برآورد نمي كند وهنرجويان به نوعي ناچارند اضافه ياحذف قطعاتي احياناً نابجا با تكينكهاي جديد درآثارشان تغييرات و اضافاتي را صورت دهند به اين دليل باتجربياتي كه در كتابهاي قبلي خود داشتم و با در نظر گرفتن سادگي علائم و علمي كردن آن و مطابقت با سازهاي كوبه اي خارجي برآن شدم كه كتابهايي را با عنوان تنبك نوازي نوين كه در چند جلد نوشته و تنظيم گرديده در دسترس علاقه مندان به اين ساز قرار دهم كه اين تمرينات به صورت اتود و قطعه نوازي نوشته و تنظيم شده است تا جايي كه مقدور بوده از جملات تكراري و خسته كننده پرهيز كردم و هدفم اين بود كه هنرجوي مبتدي بتواند قطعات مناسب سن و سال خود را اجرا كند. دراين كتاب علائم جديدتري به كار بردم كه در واقع از تلفيق تمرينات و تصاوير، كتابها صورت خودآموز به خود گرفته اند.
* درباره كتاب خودآموز تنبك صحبت كنيد.
\ از آنجا كه خود در شهرستان بدون داشتن استاد اين ساز را شروع كردم و سختيهاي زيادي براي يادگيري آن كشيدم هميشه بر آن بودم كه بتوانم براي علاقه مندان به اين ساز كه در شهرهاي دورافتاده و بدون دسترسي به آموزشگاههاي موسيقي زندگي مي كنند، كتابي بنويسم كه با اندك هزينه اي بتوانند با اين ساز آشنا شده و تا جايي كه در توان دارند توسط كتاب و نوار آموزش ببينند. البته نوار ويدئويي آن نيز آماده است كه در صورت لزوم آن را در اختيار هنردوستان قرار خواهم داد.
* كشورهاي ديگر چقدر با تنبك آشنا هستند؟
\ در كشور فرانسه قرار بود در راديو و تلويزيزيون پاريس تكنوازي كنم. افراد پشت اتاق فرمان ضبط بعد از تمام شدن برنامه با عجله به طرفم آمدند و دستهايم را گرفته و به آنها خيره شدند، فكر مي كردند كه چيزي در دست دارم كه باعث به وجود آمدن آن صداها مي شود، وقتي مطمئن شدند دستهايم خالي است به سراغ تنبك رفته و آن را زير و رو كردند ديدند آنجا نيز چيزي جز پوست و چوب نيست. خيلي متعجب شده بودند كه اين صداها چگونه به وجود آمده است.
* بين موسيقي سنتي و جوانان فاصله افتاده است علت آن چيست؟
\ با اين همه رسانه تبليغي همچون ماهواره و اينترنت و كامپيوتر و CDهاي خارجي جوانان به طرف موسيقي پاپ غرب كشيده مي شوند، به جاي تار و سه تار و سازهاي سنتي طرفدار سازهاي غربي مي شوند كه البته بعضي ها بيشتر به خاطر ژست است كه بيشتر سازها را به دوش مي گيرند و در خيابانها پرسه مي زنند.
بايد اقرار كرد كه ما تا حدودي مقصر هستيم چرا كه جوان امروزي پيش درآمد و چهار مضراب يك قرن پيش را نمي پسندد آهنگسازان ما مسؤوليت سنگيني بردوش دارند تا براي جلب جوانان به موسيقي سنتي نوآوري كنند
* چه توصيه اي به هنرجويان موسيقي داريد؟
\ به جوانان توصيه مي كنم سازي را انتخاب كنند كه با روحيه آنها سازگاري بيشتر دارد.
* به نظر شما موسيقي چه گره اي از گره هاي ما را باز مي كند؟
\ انسانهاهميشه به خاطر مشكلات اجتماعي و اقتصادي دنبال پناهگاهي هستند كه موسيقي نيز مي تواند يكي از اين پناهگاهها باشد. موسيقي اگر چه نمي تواند فشارهاي عصبي را به كل از بين ببرد اما لااقل از فشار آنهامي كاهد به نظر شما اين كاركرد يك كاركرد اساسي نيست؟
* اگر موسيقي نبود مثلاً چه اتقاق خاصي مي افتاد؟
\ اين سؤال عجيبي است. خيلي عجيب.
* چرا اين سؤال عجيبي است؟
\ آخر مگر مي شود كه موسيقي نباشد. در همه چيز ريتم و آهنگ وجود دارد در وزش باد، بارش باران، خنده، گريه و ... اصلاً موسيقي چيزي جدا از جهان و انسان نيست مي خواهم بگويم كه اگر موسيقي نبود حتماً يك جاي جهان مي لنگيد، ببينيد شما يك لحظه فكر كنيد كه سكوت دنيا را تسخير كرده آيا شما يك خلأ بزرگ را احساس نمي كنيد. من فكر مي كنم اگر دنيا را سكوت تسخير كند حتماً آدم ديوانه مي شود. شما فكر مي كنيد آدمهايي كه از تاريكي شب مي ترسند به خاطر چيست: آنها از سكوت و غيبت صدا و اصوات مي ترسند. صدا يك انرژي مثبت است كه آدم را در لحظات تنهايي و درماندگي ياري مي كند.
* موسيقي سنتي ما در جهان از چه جايگاهي برخوردار است؟
\ موسيقي سنتي ما را در دايره موسيقي شرق مي توان تعريف كرد و سمبل موسيقي شرق هم در دنيا موسيقي هند است چه از لحاظ ريتم چه از لحاظ ملودي. مي خواهم بگويم كه اين موسيقي پيشرفت چنداني نداشته، بهتر است بگويم كه يانوازندگان نتوانستند آنطور كه بايد و شايد اين موسيقي را به جهانيان بشناسانند و يا عدم امكان ارائه آن اين ايراد را دامن مي زند و آنهايي هم كه براي ارائه اين موسيقي كهن و پربار قدم برداشتند (با عرض پوزش از بزرگان) بيشتر به جنبه تجاري فكر كرده اند تا جنبه هنري آن.
* اين موسيقي نسبت به موسيقي پاپ چه برتريهايي دارد؟
\ سؤال سختي است دوست ندارم روياروي كسي قرار بگيرم. آدم وقتي در جايگاه قضاوت قرار مي گيرد بايد خيلي منصفانه و خيلي با ظرافت عمل كند، بگذاريد اين سؤال بدون جواب بماند (لااقل از جانب من) چه ايرادي دارد كه يك سؤال جوابي هم نداشته باشد.
* شما بيشتر قسمت خالي ليوان را مي بينيد يا قسمت پر آن را؟
\ بيشتر به آب مي انديشم تا ليوان. دوست ندارم مثل خيلي ها فقط ضعف ها را ببينم.
*كدام رنگها را بيشتر دوست داريد و چرا؟
\ سبز، چرا كه آرامش خاصي به آدم مي بخشد.
* فكر مي كنيد رنگ صداي تنبك چه رنگي است؟
\ صداي تنبك به رنگ سه رنگ اصلي (زرد، آبي، قرمز) است، يك جوري رنگارنگ است.
* با خوانندگان ايران جمعه خداحافظي كنيد!
\ ضمن تشكر از كاركنان ايران جمعه ـ كه با انتشار اين روزنامه كسالت روزهاي جمعه را از بين مي برند ـ از خوانندگان ايران جمعه خداحافظي مي كنم و آرزو دارم كه آهنگ زندگي شان شاد باشد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |