نويسنده اي براي تكميل داستان و به دست آوردن فرصتي براي پيدا كردن خود به خانه پدري اش مي رود اما آن خانه از مدتها قبل يكي از پاتوقهاي بچه هاي خياباني شده است. در نتيجه حوادثي به وجودمي آيد كه باقي قسمتهاي سريال جذاب و ديدني «بچه هاي خيابان »را مي سازد.
همايون اسعديان كارگرداني است كه با بهره گرفتن از مسائل اجتماعي پيرامون خود موتور دراماتيك داستانهايش را تشكيل مي دهد و با استفاده از اين موقعيتهاي اجتماعي مخاطب را از پيچ و خمهاي درام و تراژدي داستانها و سريالهايش عبور مي دهد. اين ذهنيتي است كه در زمان عبور از خط زردرنگ كانون اصلاح و تربيت در آن خيابانهاي سرد و خلوت و مرده غرب تهران چندين بار در ذهنم مرور مي كنم. خط سفيدرنگي كه در كنار خط زرد وسط پله ها قرار دارد، براي رسيدن به سوله يا همان كارگاه كانون است. اما خط زردرنگ، خطي است كه هر فردي را به راحتي به دفتر مديريت كانون مي رساند. محلي كه الآن خيلي از بچه هاي كانون آن دو دارند به داخل آن بروند يا حداقل از پشت پنجره آنجا را تماشا كنند . آدم در چند سرباز ايستاده اند و پروژكتور بزرگي كه در پشت در ورودي قرار دارد مشخص مي كند كه گروه فيلمبرداري در آن مكان قرار دارند. گروه مشغول فيلمبرداري سكانس سوم از قسمت بيست و چندم مجموعه هستند.
روز ـ داخلي ـ اتاق كبيري
سرابي پشت ميز تكبيري نشسته است. تكبيري به چارچوب در تكيه داده و اكبر روي صندلي روبروي تكبيري نشسته است.
سرابي: ...مي گن اگه يه آدم راستگو اين دوروبرا پيدا بشه شمايي اكبر آقا.
اكبر: شنيدن كي بود مانند ديدن.
سرابي: (لبخند مي زند) بارك الله حرفهاي گنده گنده...
اكبر: چاكرتيم.
سرابي: اكبر! شنيدم اون شبي كه دايي صفرت و نادين رفتن دزدي، پولارو تو برداشتي؟
اكبر: من نمي دونستم اون بسته اي كه تو سطل آشغالاست پوله...
سرابي: تو سطل آشغال؟
كارگردان: كات... خوب بود... مرسي...
با فرمان كات كارگردان از هر گوشه وكناري عوامل شروع به حركت مي كنند تا سكانس بعدي فيلمبرداري شود. احمدرضا پناهي مدير فيلمبرداري به همراه دستيارانش هادي شلالوند، محمود كاملي، فرزاد بابايي، حميد كاملي و شاهين سليمي تراولينگها را روي زمين مي گذارند تا دوربين براي صحنه بعدي آماه شود. در اين سكانس سعيد پورصميمي، بازيگر تئاتر و سينما و تلويزيون نقش سرابي را بازي مي كند. قاسم زارع نيز نقش تكبيري را دارد. اكبر ماهيان پسر موفرفري كسي نيست جز عليرضا جعفري و نقش نادين عصباني را هم علي رشوند هرانكي بازي مي كند. سعيد پورصميمي اصلاً اهل مصاحبه نيست و در جواب اصرار ما فقط مي گويد: تا به حال ديده ايد مصاحبه اي از من چاپ شود؟ احمدرضا پناهي نيز بيشتر تمايل دارد از پشت لنز دوربين خود صحنه را نگاه كند تا اينكه توسط خبرنگاري كه به قول خودش حرفهايش را تغيير مي دهد، مصاحبه كند.
علي رشوند هرانكي ياهمان «نادين» با آن نگاههاي سرد و چهره بي تفاوت اما درونگرا و لبريز از خشم انتخاب خوبي است كه همايون اسعديان داشته است. رشوند كه مشغول تحصيل در مقطع پيش دانشگاهي هنرستان صدا و سيماست خيلي اتفاقي براي انجام كاري با همايون اسعديان آشنا مي شود و اين آشنايي چند ماه بعد باعث مي شود در يكي از نقشهاي كليدي و حساس سريال بچه هاي خيابان بازي كند.
\ چقدر با نقش «نادين» آشنا بودي؟
* با چند تا از بچه هاي گل فروش صحبت كردم و درباره اين نقش فكر كردم تا توانستم به «نادين» نزديك شوم.
\ قبلاً براي تحقيق به كانون اصلاح وتربيت نيامده بودي؟
* خير براي اولين بار است كه به اينجا مي آيم.
\ نادين به چه معناست؟
* يعني نامرد، ناحسابي
\ چرا نادين اين قدر عصباني وخشن است؟
* خشونت «نادين» ريشه در نفرتي دارد كه سالها آن را با خود داشته و دركش كرده است .
\ فكر مي كردي روزي به عنوان اولين كار تلويزيوني چنين نقشي را بازي كني؟
* اصلاً ولي دوست داشتم كه چنين نقشي را بازي كنم. خيلي دوست دارم درباره اختلاف طبقاتي جامعه متني را بنويسم يا بازي كنم.
\ بيشتر دوست داري درباره مسائل اجتماعي بنويسي؟
* بله اولين كاري هم كه در دبيرستان كار كردم «پيوند خوني » فوگارد داستان دو سياهپوست بدبخت بود.
عليرضا جعفري شباهت زيادي به عموي خود امير جعفري دارد. پرجنب وجوش كه ۱۰سال بيشتر ندارد.
خانم ببخشيد داريد ضبط مي كنيد؟
\ بله
* من ۱۰سال بيشتر سن ندارم واز ۸سالگي اولين كارم را با آقاي صمصامي بازي كردم. در جزيره جادو ، قصه هاي آشنا، بازگشت به گذشته، بچه هاي خيابان ومهمان مامان هم بازي كرده ام .
\ خيلي سرت شلوغه؟
* وقت ندارم كه فقط نيم ساعت مي خوابم. تا ساعت ۴ سر اين كار هستم. بعد ۴ تا ۶ معلم خصوصي دارم وساعت ۸ تا صبح هم سركار داريوش مهرجويي هستم. به اين رشته هم علاقه دارم و دوست دارم درآينده كارگردان شوم. حالا بپرسيد چه بازيگراني را بيشتر دوست داري؟
\ خب، چه بازيگراني را دوست داري؟
* من پنج نفر را دوست دارم رضاكيانيان، پرويز پرستويي ، عزت الله انتظامي ، ثريا قاسمي ، گلاب آدينه.
\ چرا اين بازيگران را دوست داري؟
* چون واقعاً بازيگران خوبي هستند ودر واقع هزار چهره اند. يك نصيحت هم به پدرومادرها مي كنم كه اگر بچه هاشون به كاري علاقه دارند نگويند اين رشته را بخوان ويا اين كار را بكن.
\ پدر ومادرت اجازه مي دهندكه تو دراين رشته ادامه تحصيل بدهي؟
* پدر ومادرم همانطور كه از اسمشان پيداست پدر ومادر هستند اما من به هررشته اي كه علاقه داشته باشم همان را مي خوانم.
كار قبلي همايون اسعديان «چراغ جادو» بود. سريالي كه با استفاده از افسانه چراغ جادو به زيبايي توانست معضلات اجتماعي را به تصوير بكشد آن هم در مرز ميان فانتزي و واقعي. از زمان فيلمبرداري «بچه هاي خيابان» بيشتر از ۱۵ روز باقي نمانده است وتمام گروه سعي مي كنند تا قسمت هاي انتهايي كار بدون كم وكاستي فيلمبرداري شود.
\ آقاي اسعديان باتوجه به اينكه سريال دوران سركشي نيز درباره دختران فراري ساخته شده چقدر سعي كرديد به آن كار نزديك نشويد؟
* قصه متفاوت است . كمال تبريزي تجربه خوبي دراين زمينه داشت محور دوران سركشي بيشتر برروي مسائل رواني و پيچيدگيهاي رواني بود اما بچه هاي خيابان بيشتر به معضلات اجتماعي مي پردازد.
\ تحقيقاتي كه دراين زمينه انجام داديد برچه اساسي بود؟
* آقاي فرهاد توحيدي رفت وآمدهايي با كانون داشتند. البته زياد سعي نكرديم متكي به تحقيق هايي دراين زمينه باشيم . «بچه هاي خيابان » يك داستان دراماتيك است كه سعي كرديم قابليت هاي داستاني خود را از دست ندهد. اين در مرز بين تماشاچي خاص و عام حركت مي كند.
\ چقدر فكر مي كنيد اين سريال تا انتها جذابيت لازم را براي جذب مخاطب داشته باشد؟
* در ابتدا كه اين سريال را مي ساختيم هدفمان اين بود كه سريال جذابي باشد. نمي دانم با وجود پخش ۳ قسمت از اين سريال چه بازخوردهايي در مردم داشته است. اميدوارم كه روز به روز مخاطب بيشتري داشته باشد.
\ در قسمت هاي اوليه سريال به نظر مي رسيد تدوين كار ريتم تندي دارد. آيا در تمام قسمت شاهد اين نوع تدوين هستيم؟
* بيشتر سعي كرديم كل كار تدوين نرم و آهسته باشد. در قسمت هاي پخش شده هم تنها سكانس مهماني پرش هاي سريعي داشت. در آن صحنه ها كه فقط اطلاعاتي را در باره گذشته به مخاطب مي داد از اين نوع تدوين استفاده كرديم.
\ به نظر مي رسد كه اين كار نيز مشمول مميزي هايي از طرف پخش شده است؟
* بله. با توجه به اينكه هر كدام از قسمت ها قبل از پخش به تأييد مدير گروه و مدير شبكه مي رسد و ناظر كيفي بر كل كار نظارت دارد اما قسمت پخش براساس معيارهاي خاص خودش تشخيص مي دهد كه پخش برخي از صحنه ها ايراد دارد كه به كل داستان لطمه مي زند.
حساسيت هايي كه پخش اكثر شبكه ها درباره سريال هاي اجتماعي دارند هميشه باعث مي شود شكاف هايي بين قسمت هاي مختلف داستان بوجود آيد كه يك نقطه ضعف براي كل كار مي شود. اما اين شگردي است كه مديران پخش هيچ گاه تصميم ندارند دست از آن بردارند.
بگذريم حضور بازيگران نوجوان در كانون اصلاح و تربيت كه شايد هم سن و سال هاي خيلي از بچه هاي كانون باشد و هزاران چشمان كنجكاو كه مي خواهند از نزديك كار فيلمبرداري را ببيند، سرماي زمستان و صورت هايي كه به شيشه هاي در و پنجره هاي محل فيلمبرداري چسبيده و دل هايي كه هر يك آرزو دارند يك لحظه جاي بازيگران نوجوان سريال باشند صحنه هاي جالبي است كه مي تواند موضوع سريال هاي زيادي قرار گيرد. هر كدام از بچه هاي كانون اصلاح و تربيت آرزو دارند يك روز مشهور شوند. مخصوصاً آن پسر جواني كه طرفدار تيم پرسپوليس بود و با گفتن دو ديالوگ در يك پلان كوتاه فكر مي كرد يك سوپر استار شده است آقاي اسعديان گاهي به پشت صحنه هم نگاه كن ـ ديگر عوامل اين سريال عبارتند از فيلمنامه : فرهاد توحيدي براساس طرحي از مهدي طاهري، كارگردان و تهيه كننده: همايون اسعديان، مدير توليد: پيمان جعفري، برنامه ريزان و دستياران كارگردان : ژرژ هاشم زاده، مريم هژيروند، موسيقي: فرهاد اسعديان، تدوين: بابك رضاخاني، سيامك مهماندوست، طراح چهره پردازي: علي بهراميان، صحنه و لباس: جهانگير ميرزاجاني، صدا برداران: امير پرتوزاده ، امير رحماني، مدير تداركات: سهراب دادگستر، منشي صحنه : پريسا گرگين، دستيار دوم كارگردان: علي عطار، گروه كارگرداني: نويد توحيدي، لادن موسوي ، موسي لامعي، مجريان گريم: مهناز اسماعيلي، اميرعابدي طاري، گروه صحنه و لباس: اژدر انگشتري، محمدرضا مشاري ، زبيده پهلواني ، عكاس: حبيب مجيدي، مسعود اشتري، دستيار تداركات: عليرضا رفيعي بازيگران: سعيد پور صميمي ، كوروش تهامي، رضا بابك، علي رشوند هرانكي، مرضيه برومند، قاسم زارع، زهره حميدي، سپيده خداوردي، امير مهدي كيا، شهرام قائدي، جواديحيوي، عليرضا جعفري، يوسف خداپرست، بابك انصاري، ابراهيم آبادي، مريم بلالي مقدم، فربد شكرابي، ماندانا نيرومند، كاظم هژيرآزاد، جلال حرپور سراج، زويا امامي...و رضا كيانيان.