|
|
|
گروه سياسي: اين واقعيت، شبهه برنمي دارد كه ايجاد و استقرار يك «پارلمان مؤثر»، رغبت و اشتياق شهروندان يك نظام سياسي را براي تن دادن به مشاركت گسترده انتخاباتي، شعله ور مي كند. معناي «پارلمان مؤثر»، هرچه باشد فارغ از اين نكته نخواهد بود كه افزون بر استيفاي شأن قانونگذاري، «شأن حاكميتي» نيز داشته باشد. به عبارت ديگر، مجلسي به وصف «مؤثر» متصف مي شود كه براي خود، مقدم بر شأن يك قانونگذار، شأن يك ركن سياسي ارشد را قائل باشد. به اين اعتبار است كه وجهه يك «قانونگذار خاموش» تصوير وافي و وفاداري براي نهاد پارلمان نخواهد بود. مؤثر بودن يك مجلس، افزون بر پايبندي به شأن قانونگذاري، مستلزم دوري گزيني از وصف يك «قانونگذار خاموش» است. ميزگرد انتخاباتي «ايران» مي كوشد مؤلفه هاي يك مجلس مؤثر را با عنايت به تجربه مجلس ششم مورد بررسي قرار دهد. دكتر غلامعلي حداد عادل (رئيس فراكسيون اقليت مجلس ششم)، حجت الاسلام مجيد انصاري (رئيس فراكسيون مجمع روحانيون مبارز در مجلس) و دكتر محمدباقر نوبخت (دبيركل حزب اعتدال و توسعه) ميهمانان اين ميزگرد هستند كه هر يك از منظر و زاويه اي مجزا به ارزيابي عملكرد مجلس ششم از حيث اشتياقي كه در مردم براي حضور در انتخابات آتي، ممكن است بيافريند، خواهند پرداخت.
| پرسش اول ما اين است كه مناسب ترين شيوه براي تشويق مردم به حضور گسترده در انتخابات چيست؟ آيا بايد همچنان به شيوه هايي كه مي كوشند كار كرد اصلي انتخابات را رفع بحرانهاي جهاني عليه كشور بدانند ملتزم باشيم يا شيوه هاي جديدمورد نياز است؟
حدادعادل: به نظر من، اموري از قبيل عبور از بحران يا خطر، نبايد مبناي دعوت از مردم براي حضور در انتخابات باشد خصوصاً اينكه در حال حاضر، بحران و خطر خيلي جدي، در چشم انداز آينده كشور ما احساس نمي شود. مضافاً اينكه موضوع انتخابات، فراتر از بحث بحرانها و خطرهاست. حتي اگر با خطرات داخلي و خارجي هم مواجه نبوديم، حركت در مسير آرمانهاي ملي ايجاب مي كرد كه مردم در انتخابات شركت كنند. به عبارت ديگر، تعيين سرنوشت مردم توسط خودشان مستلزم استفاده از اصل ديني و عقلي «شورا»، به عنوان مناسب ترين راه است. بنابراين دعوت به حضور مردم در انتخابات بايد بر مبناي اصل حاكميت ملي و دلبستگي به تعيين سرنوشت صورت گيرد. انقلاب اسلامي في نفسه مظهر اراده ملي بود. روح انقلاب همچنان حضور زنده دارد. انقلاب، هنجار نظام پيشين را شكست و هنجار جديدي آفريد. انتخابات، بارزترين و بهترين فرصت براي ادامه احساس مسؤوليت مردم است كه در فرآيند انقلاب ظاهر شد و همچنان ادامه دارد.
انصاري: در مقام تبليغ اهميت انتخابات، بايد مجلس را به وصف كاركردهاي مهمي كه در ساختار سياسي نظام ما دارد تعريف كرد. در مهندسي نظام سياسي ايران، مجلس في الواقع خانه اصلي مردم و محل تأمين منافع ملي است. لذا اصلي ترين كاركرد انتخابات، عبور از بحران نيست بلكه مشاركت در تعيين سرنوشت و تأمين منافع ملي است. تصميمات مجلس، خط مشي نظام راتعيين مي كند و به اين اعتبار، اهميت بنيادين دارد. طبيعي است كه اين مقوله اساسي، فقط شأن بحران ستيزي ندارد. اگر مجلس تا اين اندازه مهم است ، انتخابات هم كه عامل استحكام اين بناست، اهميت فوق العاده خواهد داشت. البته مجلس و انتخابات، دفع خطر هم مي كند اما مهمترين شأن و وجهه آن، تبلور اراده ملي در تعيين سرنوشت است. انتخابات، البته تأثيرات جانبي هم دارد كه يكي از آنها دفع بحرانهاي بين المللي عليه يك كشور است اما تأثير و اهميت اول انتخابات، استحكام پايگاه مردمي نظام است. جامعه به هم پيوسته جهاني و حوادث متقابل بين المللي ما را به اهميت انتخابات پرشور، متوجه مي كند ولي همان طور كه گفتم اساس تشويق مردم به مشاركت گسترده در انتخابات، دخالت در تعيين سرنوشت است. بنابراين ضمن اينكه نبايد از ابعاد جهاني انتخابات چشم پوشي كنيم اما بايدتأكيد اصلي را بر اين واقعيت قرار دهيم كه انتخابات، بناي خانه واقعي ملت را مي سازد و به اين خاطر اهميت دارد.
نوبخت: استفاده از تئوري «دشمن فرضي » يكي از راههاي معمول در تحريك احساسات ملي و انسجام مردمي در بسياري از كشورهاست. حتي كشورهاي مقتدري مثل آمريكا هم خود را بي نياز از خلق اين دشمن فرضي نمي بيند و لذا با طراحي مفهوم مجعولي مثل «تروريسم» مي كوشد استراتژي «شليك دموكراسي » را در خاورميانه پيش ببرد. اما در كشور ما براي بحث مهم انتخابات، هيچ نيازي به ايجاد اين حس مصنوعي نيست. به نظر من، استراتژي شليك دموكراسي كه از سوي نومحافظه كاران آمريكا تعقيب مي شود، براي كشور ما امر موهوم و خيالي نيست. برگزاري انتخابات قطعاً مي تواند اين استراتژي راخنثي كند اما نكته مهم آن است كه اين امر ، يگانه كاركرد برگزاري انتخابات در ايران نيست. كميت و كيفيت انتخابات،بيش از هر چيز، مشروعيت مردمي و وجه جمهوريت را تقويت مي كند. بر همه اجزاي حاكميت لازم است كه در مقام رفتارهاي سياسي به گونه اي عمل كنند كه نه كميت انتخابات كاهش پيدا كند ونه كيفيت انتخابات مخدوش شود. صيانت از انقلاب ونظام در گرو حفظ كميت وكيفيت مطلوب انتخابات است.
| برخي در مقام علت يابي اين امر كه چرادر تشويق مردم به حضور در انتخابات، بيشتر بر وجه بحران ستيزي آن تأكيدمي شود، مي گويند چون در نظام ما، هنوز يك اجماع نظري درباره جايگاه خطير مجلس وجود ندارد، اهميت مجلس به وجوه خارجي آن منتسب مي شود. شايداين افراد، ميان مجلس به عنوان نهاد فصل الخطاب با ساير نهادهاي نظام نوعي ناسازگاري حس مي كنند. آيا اين ناسازگاري، اساسا ً يك احساس موهوم و بي مبناست؟
انصاري: اين مسأله از دو زاويه قابل بررسي است: يكي ازناحيه نظري و تئوري قدرت در جمهوري اسلامي و دوم از جهت عمل و در مقام واقع. از جهت نظري، هيچ تناقضي ميان مجلس به عنوان مظهر اعمال اراده ملي با ديگر مراكز قدرت وجود ندارد. مباني ساختار حاكميت در قانون اساسي به گونه اي است كه كانونهاي قدرت، مكمل و در طول يكديگر است. در مواردي هم قدرتها درعرض يكديگرند، بامكانيزمهايي، جايگاه مجلس محفوظ داشته شده است.
| يعني فيصله بخش بودن و فصل الخطاب بودن رأي مردم در قانون اساسي، به طور مطلق قيدشده است؟
انصاري: قانون اساسي بر دو اصل محوري جمهوريت و اسلاميت مبتني است. البته اين ثنويت، به نظر من نوعي تهافت در تعبير است. جمهوريت و رأي مردم در ماهيت اسلاميت نهفته است. به تعبير ديگر اگر رأي و اراده مردم در استقرار يك حكومت ـ ولو اسلامي ـ وجود نداشته باشد. علاوه بر مقبوليت، مشروعيت آن نظام هم زير سؤال است. اساساً در بينش ديني و اسلامي، حكومت بر مردم، زماني مشروعيت دارد كه خودمردم، داوطلبانه حكومت ـ حتي حكومت اسلامي ـ را بپذيرند...
| مراد شما از مشروعيت، مشروعيت ديني است؟
انصاري: هم مشروعيت ديني و هم مشروعيت حقوقي. در كانون اساسي ما، اين نكات دقيقاً قيد شده است. شاهدآنكه همه قانونهاي قدرت در قانون اساسي ، مستقيم يا غيرمستقيم منبعث از اراده و رأي مردم است. ممكن است در مقام عمل، تعارضاتي در اين زمينه به چشم بخورد اما در مقام نظر، هيچ ترديدي نيست كه رأي مردم، فصل الخطاب و سخن آخر است. سيره حضرت امام(ره) هم مؤيد همين است. سخن امام كه ميزان را رأي مردم مي دانستند دقيقاً برخاسته از همين نگرش بنيادين ديني است و نمي توان آن را صرفاً يك نظريه سياسي و حكومتي به حساب آورد.
| آقاي دكتر حداد، شما فكر مي كنيد مي توان رأي و نظر مردم را مبناي مشروعيت ديني نظام تلقي كرد؟
حدادعادل: به نظر من بحث مشروعيت و مقبوليت كه آقاي انصاري مطرح كردند، بحث مستقل و مفصلي است. البته من متوجه هستم كه سخن آقاي انصاري، دفع اين شبهه است كه برخي جمهوريت و اسلاميت را مغاير مي دانند. اتفاقاً من هم مثل آقاي انصاري، بين جمهوريت و اسلاميت، منافات و مغايرت نمي بينم. منتها فكر مي كنم اين بحث را جاي ديگري بايد مطرح كرد تا دقيق تر به آن پرداخته شود. شايدمفردات و اصطلاحاتي كه من و آقاي انصاري به كار مي بريم با هم يكي نباشد. به اين دليل فكر مي كنم اين بحث را بايد به وقت ديگري موكول كرد.
| خب لااقل در مورد شأن و جايگاه مجلس و انتخابات مجلس توضيح دهيد.
حدادعادل: من معتقدم جايگاه مجلس در اداره كشور و نظام سياسي ماهنوز نزد عموم مردم شناخته نشده است. گو اينكه ما در آستانه صدسالگي نهادمجلس در كشور هستيم امااز همان آغاز، تلقي مردم از مجلس، تلقي خاصي بوده است. مردم در آغاز، مجلس را به عنوان عدالتخانه مي شناختند و از آن توقع عدالت داشتند. مي خواستند از طريق مجلس در مقابل اين ظلم تاريخي، ايستادگي كنند. وقتي هم كه در دوره پهلوي، استبداد حاكم شد مجلس عملاً از بين رفت و از مجلس جز در يكي دو دوره، نام و پوسته اي بيشتر باقي نماند. بنابراين مجلس نتوانست موقعيت خود را احراز كند. امروز هم احساس مي شود كه شأن اصلي مجلس كه قانونگذاري است در رقابتهاي انتخاباتي، محور نيست و مردم نماينده را براي قانونگذاري صحيح نمي خواهند. اگر از بسياري از مردم بپرسيد كه از نماينده مجلس چه انتظاري داريد، مشكلات اجرايي را پيش مي كشند وخواسته هايي مثل احداث مدرسه، كتابخانه، راه و جاده و .... دارند. اين موارد در درجه اول وظيفه قوه مجريه است و تأثير مجلس در اين امور، تأثير بي واسطه نيست. در حاليكه آنچه وظيفه اصلي نمايندگان است تصويب قوانين عالمانه، كارشناسانه و سودمند براي اداره كشور است. ما بايد در فرآيند رقابت هاي انتخاباتي اين مسأله را در نظر بگيريم. اگر اين كار را انجام دهيم مجلس، آرام آرام به سمت جايگاه اصلي خود هدايت مي شود. چنانچه اين كار انجام شود ديگر نياز نخواهد بود كه براي تشويق مردم به مشاركت در فرآيند انتخابات، دائماً به مسائل عاطفي متوسل شويم.
| هر سه ميهمان اين ميزگرد، شأن و اعتبار نهاد مجلس را تصديق مي كنند و اگرچه هر يك از زاويه نگرش خاصي به جايگاه مجلس نظر دارند اما اجمالاً در اهميت آن ترديد روا نمي دارند. پرسشي كه در اين مرحله به نظر مي آيد اين است كه چه موانعي ممكن است مسير مشاركت هاي گسترده مردمي را مسدود كند؟
نوبخت: به نظر من دو موضوع، ممكن است انگيزه مردمي براي حضور در انتخابات را محدود كند. اول اينكه اين تلقي از جايگاه قوه مقننه ايجاد شود كه موضع و موقعيتي ضعيف دارد و مردم تصور كنند از اين مسير، نخواهند توانست به آرمان ها و خواسته هاي منطقي و مشروع خود دست يابند. دوم اينكه مردم احساس كنند يا به اين نتيجه برسند كه نمايندگاني كه وارد اين جايگاه رفيع شده اند، قدرت و توان اجراي آن خواسته ها را ندارند. بنابراين، موتور حركت مردم به سمت انتخابات اين است كه به مردم تفهيم شود كه هر رأي چقدر مي تواند در بهبود زندگي آنها مؤثر واقع شود.
| در واقع شما در مقام آسيب شناسي مشاركت مردمي به دو نكته اشاره مي كنيد: تضعيف نهاد حقوقي مجلس، و ناتواني نمايندگاني كه وارد يك مجلس مي شوند. جناب آقاي نوبخت، از اين دو آسيب در حال حاضر، كدام جدي تر و عيني تر است؟
نوبخت: من هر دو آسيب را جدي و واقعي مي دانم. بعضاً شاهد تحليل هايي هستيم كه ناظر بر تضعيف جايگاه مجلس است. كساني هستند كه آگاهانه يا ناآگاهانه، نهاد مجلس را مسلوب الاختيار، منفعل ، مرعوب و ناتوان معرفي مي كنند. اين تحليل ها به آنجا راه مي برد كه مردم اساساً به نهاد تقنين، سوءظن پيدا كنند و شأن آن را در ساختار سياسي نظام، شأن مناسبي ندانند...
| در تحليل هيچ كدام از چهره هاي شاخص سياسي كشور، گفته نشده و نمي شود كه درنظام ما مجلس هيچ كاره است.
نوبخت: دقيقاً همين طور است...
| خب براساس چه رفتار و رويه اي اين ذهنيت در شما و مردم ايجاد مي شود كه گويي مجلس، كاره اي نيست.
نوبخت: همان طور كه شما هم گفتيد هيچ كس را نمي توان پيدا كرد كه صراحتاً بگويد در نظام ما مجلس، هيچ كاره است. اما عملكردها وشيوه هاي برخورد، ثابت مي كند كه برخي اين ذهنيت را دارند.
| كدام شيوه هاي برخورد و كدام عملكرد ها؟ در واقع مصداق اين آسيب را بطور مشخص ، چه كساني يا چه افكاري مي دانيد؟
نوبخت: به نظر من، دو تحليل در پشت خطوط سياسي دوگانه كشور وجود دارد كه اين ذهنيت راتقويت مي كند. عده اي مي كوشند اثبات كنند كه در نظام جمهوري اسلامي ايران، به دليل اولويت اسلاميت بر جمهوريت، بايد تصميم اصلي و آخر را كسي و جايي غير از مجلس اتخاد كند. از سوي ديگر، عده اي هم تلاش مي كنند كارآمدي و كارآيي را اختصاصاً متعلق به مجلس بدانند و عدم توفيق مجلس در پاره اي از مسائل را وجود سدهاي قانوني (از جمله شوراي محترم نگهبان) مي انگارند. اين دو نگاه كه البته هر دو از سر دلسوزي نسبت به نظام است در نهايت به جايگاه واقعي و حقيقي لطمه مي زند ....
| جناب آقاي نوبخت، سؤال اول من اين بود كه از اين دو جريان كدام يك، لطمه جدي تري به نهاد مجلس وارد مي كند؟
نوبخت: من صادقانه گفتم الآن هم تكرار مي كنم كه اين دو آسيب، هر دوبه جايگاه مجلس لطمه مي زند و نمي توان اولويت تعيين كرد.
| يعني گلايه هايي را كه در حال حاضر، بسياري از نمايندگان مجلس نسبت به عملكرد نهادهايي مثل شوراي نگهبان دارند، موهوم و غيرواقعي مي دانيد؟
نوبخت: من منكر مقاومت هاي شوراي نگهبان نيستم اما مي گويم گاهي اوقات به شكل اغراق آميز از نقش شوراي نگهبان سخن گفته مي شود. درست است كه برخي از مصوبات مجلس نمي تواند از تأييد شوراي نگهبان عبور كند و اين امر، مجلس را ممكن است دچار مشكلاتي كند اما همه حرف من اين است كه نبايد نقش شوراي محترم نگهبان را به صورت اغراق آميز پررنگ كرد و مثلاً گفت هر مصوبه اي كه در جهت تأمين خواست هاي مردم است از طرف شوراي نگهبان رد مي شود. اين، ذهنيت، يك زياده گويي مبالغه آميز و اغراق آلود است.
| يعني به هيچ موردي نمي توانيداشاره كنيد كه مقاومت هاي شوراي نگهبان، احتمالاً رنگ و بوي سرسختي و آشتي ناپذيري پيدا كرده باشد؟
نوبخت: بله در يك مورد به خاطرم مي آيد كه وقتي يكي از مصوبات مجلس به مشكل برخورد پيدا كرد. بنده به همراه دكتر حداد عادل وجناب آقاي انصاري خدمت شوراي نگهبان رسيديم. بحث ما همين مسأله رد صلاحيت هاي نامزدها بود. موضوع بحث اين بود كه كساني كه رد صلاحيت مي شوند، مرجع ديگري طراحي شود تا معترضين، ملجأيي داشته باشند تا اعتراضات خودرا به آنجا احاله دهند. آن طرح، براي نخستين بار به صورت سه فوريتي ارائه شد. همين تركيبي كه الآن در اين ميزگرد حاضرند (نوبخت، حداد عادل، انصاري) به شوراي نگهبان رفتيم و بااين استدلال كه طرح مزبور، مورد وفاق همه گروه هاي مجلس است سعي كرديم شورا را متقاعد به تأييد اين طرح كنيم. اما شوراي محترم نگهبان، ادله واستدلالات ما را نپذيرفت. طبيعي است كه اگر چنان طرحي تأييد و اجرا مي شد مشكلات و اختلافات كاهش قابل ملاحظه اي پيدا مي كرد. نمي خواهم بگويم اين رفتار شوراي نگهباني، مصداق سرسختي و آشتي ناپذيري است اما به هر حال كشاكش هايي هم ميان مجلس و شوراي نگهبان وجود داردكه ممكن است ذهنيت مردم رانسبت به اصل جايگاه مجلس دچار ترديدهايي كند.
| پرسش ديگري كه مطرح است اين است كه همه اركان نظام، مي پذيرند كه مجلس در رأس امور است. سؤال اينجاست كه معناي «رأس بودن» دقيقاً چيست؟ اعتبار مجلس آيا فقط به خاطر شأن قانونگذاري آن است يا چيز بيشتر از آن؟
انصاري: برحسب قانون اساسي، شأن مجلس فقط قانونگذاري نيست اگرچه قانونگذاري جوهره كار مجلس است. مي توان گفت كه نقش اصلي مجلس، نقش مدعي العموم در امور غيرقضايي است. وكلاي مردم در خانه ملت، با استفاده از تريبون باز و بي سانسور مجلس، با شجاعت و درايت كافي از حقوق مردم دفاع كنند و هيچ ملاحظه اي را جز منافع ملي وحقوق ملت درنظر نگيرند. حق تحقيق و تفحص درتمام امور كشور بدون هيچ استثنايي، حقي است كه قانون اساسي در اختيار مجلس قرار داده است گو اينكه در برخي تفاسير محدود كننده و تنگ نظرانه سعي مي شود اين حق را فقط ناظر بر قوه مجريه بدانند. حق عام و مطلق مجلس فقط در حوزه تحقيق و تفحص نيست.
در بحث قانونگذاري هم قانون، مطلقاً حق قانونگذاري را از آن مجلس مي داند به جز موارد بسيار معدودي كه خود قانون اساسي استثنا كرده است.
| مي خواهيد بگوييد اين شؤون مجلس، احياناً مخدوش يا مغفول واقع شده است؟
انصاري: آن چيزي كه قانون براي مجلس خواسته است بسيار فراتر از چيزهايي است كه الآن گفته مي شود. اگر مجلس را براساس آنچه قانون توصيف كرده و حضرت امام (ره) در سيره خود به آن ملتزم بودند، در نظر بگيريم، معناي واقعي اين عبارت كه «مجلس در رأس امور است» مشخص مي شود. مجلس اختياردار مطلق است. وقتي نظام ما مي تواند مردم را به حضور گسترده در انتخابات تشويق كند كه به اين شأن والاي مجلس، عملاً گردن بگذارد.
| من هنوز معناي اين واژه «عملاً» را نفهميده ام. چه كار بايد انجام شود يا چه وضعي بايد پيش بيايد تا شما مطمئن شويد نظام ما مجلس را در رأس امور مي داند؟
انصاري: من البته نمي خواهم به هيچ فرد يا نهادي تعرض كنم. همين طور نمي خواهم وارد منازعات مجلس با شوراي نگهبان بشوم چرا كه در حوصله بحث ما نمي گنجد. اما با كمال تأسف بايد بگويم برخي از نهادها تلخي هاي كار مجلس را كه طبيعت يك كار جمعي است اساساً برنمي تابند و به جاي حل قضيه وتعامل درست با مجلس، صورت مسأله را پاك مي كنند. نتيجه آن مي شود كه انسدادهايي براي مقبوليت و مشروعيت نظام حاصل مي شود. اين مايه افسوس و تأسف است كه مشكلاتي كه مي شود راحت تر حل كرد به خاطر دلبستگي به برخي تفاسير تنگ نظرانه، به يك بحران تبديل مي شود.
اگر بخواهم مشخص تر صحبت كنم بايد بگويم من هم به برخي از تفاسيري كه شوراي نگهبان از مواد قانون دارد اعتراض علمي دارم و هم به فرايند تطبيق مصوبات مجلس با موازين شرع و قانون اساسي؛ و حاضرم در اين موارد با اعضاي محترم شورا، وارد يك بحث علمي بشوم. شيوه كار شورا به نظر من قطعاً با نگرش وسيع و باز حضرت امام مغايرت دارد.
| در واقع شما مي خواهيد بگوييد دعواهاي مجلس با شوراي نگهبان ممكن است در ميزان مشاركت مردم در انتخابات مجلس، تأثير منفي بگذارد.
انصاري: ببينيد، من معتقدم هم برخي برداشتهاي شوراي محترم نگهبان از قانون اساسي و هم برخي برداشت ها از موازين شرع، نهايتاً به محدود شدن حوزه عملكرد مجلس منتهي شده است و اين آفت، بتدريج هم مي تواند افراد متشخص و با صلاحيت را از مجلس فراري دهد چرا كه حضور خود را شايد قرين توفيق ندانند؛ و هم اينكه مردم را از اطراف «صندوقهاي دموكراسي» مي پراكند چرا كه مردم نسبت به جايگاه نهادي كه خانه خود مي پندارند دچار ترديد و سرگرداني خواهند شد.
| آقاي دكتر حداد، شما چه عواملي را در دلزدگي مردم براي شركت در انتخابات مؤثر مي دانيد؟
حداد عادل: من اين عوامل را در دودسته مي گنجانم. به گمان من مهمترين عامل براي جذب مردم به انتخابات مجلس يا دفع ايشان از انتخابات، عملكرد خود مجلس است. اگر احساس مردم از مجلس اين باشد كه تصميم گيريها در مجلس به صورت جدي و منطقي انجام نمي شود و مجلس، صحنه هرج و مرج و داد و ستدهاي كاسبكارانه است و عده اي در مجلس گرد آمده اند تا براي موقعيت هاي فردي و گروهي خود، استفاده هاي عجولانه بكنند طبيعتاً اقبال و اشتياقي براي شركت در انتخابات نخواهند داشت. همه كساني كه مايلند مردم در انتخابات، شركت گسترده داشته باشند بايد شأن مجلس را حفظ كنند.
| چطور؟ چگونه بايد شأن مجلس را حفظ كنند.
حداد عادل: انتخابات شوراها را ببينيد. در آن انتخابات هيچ نگراني از ناحيه شوراي نگهبان و قوه قضاييه وجودنداشت. شوراي نگهبان دخالتي در تعيين صلاحيت هاي داوطلبان نداشت و همه گروهها و احزاب شركت داشتند. قوه قضاييه هم هيچ سراغ اعضاي شوراي شهر اول نرفته بود تا احياناً محاكمه شوند. مصوبات شوراي شهر به شوراي نگهبان هم نرفته بود تا در آنجا متوقف شود. اما با اين اوصاف، مردم در انتخابات شوراها، نصف دوره اول شركت كردند. آيا اين كاهش مشاركت، دليلي غير از اين داشت كه سطح كشمكش به اندازه اي بالا گرفته بود كه مردم در اهميت اين نهاد و كارآمدي آن، به ترديد افتادند و اصلاً شركت نكردند. شبيه همين واقعيت درباره مجلس هم وجود دارد...
| آقاي دكتر، موانع بيروني مجلس را بالمره نفي مي كنيد؟
حداد عادل: به هيچ وجه. اما در درجه اول، اين واقعيت وجود دارد كه اگر مردم احساس كنند مجلس به مرتبه نازلي مبدل شده و وزن و وقار و انضباط لازم را ندارد ضرورت براي شركت در انتخابات نمي بينند. اگر مردم حس كنند مجلس جاي تدبير وانضباط است طبيعتاً تشويق به مشاركت انتخاباتي مي شوند.
• بقيه مطالب را در صفحه ضميمه۱ بخوانيد.