يكشنبه ۷ دي ۱۳۸۲ - ۵ ذيقعده ۱۴۲۴
Sun, Dec 28, 2003
فرهنگ و پايداري
شماره ۲۶۸۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
تصوير
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
اينترنت
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و پايداري
چشم انداز
اقتصادي
حوادث
صفحه آخر
اوقات شرعي
ضميمه ۱
آرشيو
مروري بر جنايات صدام در استفاده از تسليحات شيميايي در جنك عليه ايران
طاعون صدام
149214.jpg
آرش اكبري نوشاد
هنوز هم پس از گذشت ۱۵سال از پايان جنگ تحميلي، دلاور مردان بسياري در نتيجه تماس با گازهاي شيميايي به كار رفته به وسيله ارتش عراق در دوران جنگ، با درد و رنج جانكاه از ميان ما مي روند كه نمي توان مرگ اين عزيزان را به ديده اغماض نگريست. بويژه اينكه هر از گاهي اخبار ناگوار و تلخ درگذشت مصدومان شيميايي دوران جنگ در شهرهاي مختلف كشور و تشييع پيكرهاي رنجور و دردكشيده آنان از صدا و سيما منعكس شده و بر دوشمان سنگيني مي كند. نمونه اي از اين تلفات، خبر فوت سه جانباز شيميايي استان خراسان در اخبار سراسري ساعت ۲۲:۳۰ شبكه،۲ چهارشنبه مورخ۸۲‎/۸‎/۶ بود. رفتگاني كه به هر دليل عزيزترين سرمايه زندگي، يعني جان خويش را طي سالهاي دفاع در برابر تجاوز بيگانه در دشتهاي سوزان خوزستان و ارتفاعات سردسير غرب كشور با شرايط دشوار زندگي و در نبردي نابرابر در مقابل تمام ناجوانمرديهاي ارتش عراق بويژه به كارگيري غيرقانوني سلاحهاي شيميايي، فدا نمودند و در اثر استنشاق و يا تماس با عوامل شيميايي سمي، يا در دم جان باختند و يا پس از گذشت بيش از يك دهه، ذره ذره وجودشان در برابر ديدگان خانواده و عزيزانشان پرپر شده و امروز بر دوش جمع اندكي از دردمندان و داغ ديدگان به خاك پاك ميهن سپرده مي شود. در واقع مرگ خاموش اصطلاحي است كه در مورد مرگ مصدومان شيميايي به كار مي رود. امروزه جنگ افزارهاي شيميايي (Chemical Warfare) به سلاحهايي گفته مي شودكه حاوي مواد شيمايي خطرناك بوده و باعث كشتار دسته جمعي و نيز مصدوم شدن تعداد زيادي از افرادنظامي و غيرنظامي گردد. اين جنگ افزارها از لحاظ نظامي داراي اهميت ويژه اي هستند؛ زيرا ضمن برخورداري از اهميت استراتژي (راهبردي درازمدت)، به علت داشتن توان انهدام جمعي، از لحاظ كاربرد تاكتيكي نيز در برخوردهاي منطقه اي و محلي كارساز مي باشد. علاوه بر ويژگي هاي مذكور، رعب و وحشت ناشي از كاربرد اين جنگ افزارها نيز مي تواند از لحاظ رواني در بين مردم عادي و نيز كاهش توان رزمي نيروهاي نظامي بسيار مؤثر باشد؛ به طوري كه اگر عليه انسانهاي بي حفاظ و فاقد اطلاع به كار رود، فاجعه اي بس دردناك و مصيبت بار مي آفريند. درحال حاضر تسليحات كشتار جمعي شامل سه بخش شيميايي، ميكروبي و هسته اي كه كنترل توليد وعدم كاربرد آنها به سبب ويژگي هاي خاص به عنوان يكي از معضلات جهان امروز مطرح مي باشد. طي سندي كه توسط ايران به كنفرانس خلع سلاح سازمان ملل متحد ارائه شد تعداد تك هاي شيميايي عراق از ژانويه۱۹۸۱ تا مارس۱۹۸۸ ، ۲۴۲ مورد تك با حدود ۴۴۰۰۰قرباني ذكر شده كه هنوز هم با گذشت بيش از ۱۵سال از پايان جنگ، شاهد شهادت دردناك جانبازان شيميايي سالهاي جنگ هستيم. همچنين به گزارش كريستين ساينس مانيتور مقامات ايراني برآورد كرده اند كه در جريان جنگ ۸ساله، حدود ۱۰۰هزار نفر در معرض انواع گازهاي شيميايي قرار گرفته و يا بر اثر تماس با خردل دچار تاول زدگي شده اند. ۳۱شهريور ۱۳۵۹ برابر با ۲۲سپتامبر۱۹۸۰ عراق جنگ تحميلي را عليه ايران آغاز نمود. يكي از عوامل مهمي كه در تدارك حمله به ايران بويژه پس از وقوع انقلاب اسلامي نقش اساسي داشت، پيش بيني هاي رژيم عراق درباره سست شدن ارتش ايران بود. با اين حال عزم ملت و نيروهاي مسلح ايران در دفاع از كشور محاسبات خوشبينانه دشمن رانقش بر آب كرد و طي سال هاي مياني جنگ نه تنها نتوانست به اهداف مورد نظر خود از جنبه نظامي و سياسي دست يابد بلكه دچار شكست هايي نيز شد.
دولت عراق در پي شكست هايي كه در خوزستان و مناطق مرزي سرپل ذهاب و قصر شيرين و كردستان متحمل شد؛ بارها عوامل شيميايي راعليه سربازان ايراني و همچنين مردم غيرنظامي به كار برد و از همه دهشت بارتر فاجعه بمباران شيميايي شهر حلبچه در اول مارس ۱۹۸۸ (۱۳۶۶‎/۱۲‎/۲۵) بود. اين وخيم ترين مورد به كارگيري سلاح شيميايي از زمان جنگ جهاني اول تا كنون بود كه طي آن ۵۰۰۰ نفر از اهالي حلبچه در اثر عوامل شيميايي جان باخته و ۷۰۰۰ نفر هم مادام العمر معيوب و فلج شدند و روح بشريت جريحه دار شد.
روشن است جامعه امروز با وجود انبوه مشكلات فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و نيز مسخ شدگي ها و خودباختگي ها، غرق شدن در مكتب دلال بازي و رياكاري فرصت انديشيدن را از افكار عمومي كم حافظه گرفته و اگر امثال حاتمي كياها نبودند كه در در آثار هنري چون «از كرخه تا راين» جامعه را به ياد درد و رنج اين عزيزان بيندازند، حتي به كارگيري ناجوانمردانه اين سلاح ها از جانب صدام حسين فراموش مي شد. ناگفته نماند كه دستيابي عراقي ها به سلاح هاي شيميايي (و تسليحات ميكروبي) به جز در سايه حمايت هاي علمي، فني و تجاري شركت هاي شيميايي كشورهاي غربي دوستدار و مدعي حقوق بشر و كرامت انساني نظير آلمان، هلند، انگليس، آمريكا و سايرين ممكن نبود . چرا كه دانشمندان به خدمت گرفته شده ارگان هاي نظامي آن ممالك به منظور تكميل مطالعات و دستيابي به نتايج آثار سلاح هاي ياد شده بر روي نمونه هاي انساني، نيازمند چنين آزمايش گسترده اي بودند. از طرف ديگر كارشناسان نظامي چگونگي برهم زده شدن توازن نيروها در صحنه نبرد به هنگام كاربرد اينگونه تسليحات را مورد مطالعه خود قرار داده و دروس نظامي خود را تكميل تر نمودند. افزون بر اين ها بازرگانان و شركت هاي طرف قرارداد فروش مواد و تجهيزات به عراق در پي كسب بهره اقتصادي، شرافت انساني را زير پا نهادند.
با اين حال در داخل كشور مانند بسياري از موارد ديگر، تب تند بحث، پژوهش و مطالعه در اين زمينه به انتشار چند كتاب از سوي مراكز علمي ـ دانشگاهي و وزارت امور خارجه و نيز اختصاص يافتن برخي از پايان نامه هاي تحصيلات تكميلي رشته هاي مرتبط با اين مسأله، از جمله داروسازي و شيمي خلاصه شد و به سرعت به سردي گراييد؛ به طوري كه آن چند كتاب انگشت شمار در اين زمينه كه در سال هاي پاياني دهه ۱۳۶۰ و آغاز دهه ۱۳۷۰ چاپ شده بود حتي تجديد چاپ هم نگرديد تا چه بماند به تجديد نظر و ارتقاي كيفيت آنها ...! حتي تصميمات مفيد و راهبردي به ويژه در وزارت فرهنگ و آموزش عالي (سابق) آموزش و پرورش و بهداشت و درمان اتخاد نگرديد تا دروس مرتبط در زمينه سلاح هاي شيميايي و (ميكروبي) را با سرفصل هاي مناسب براي دانش آموزان و نيز دانشجويان رشته هايي چون شيمي، فيزيك، زيست شناسي، پزشكي، داروسازي و ... تدارك ببيند كه حداقل كشورمان به عنوان يكي از بزرگترين قربانيان سلاح هاي شيميايي توان ارائه علمي و راهبردي شيوه هاي پدافندي، حفاظتي و درماني را در برخورد با اين جنگ افزارها داشته باشد. به عنوان نمونه دانش آموختگان رشته ها يي چون شيمي اغلب با بحث جنگ افزارهاي شيميايي بيگانه بوده و به عوض آنكه نيروي دانش آموخته ذكور ما بتواند طي دوران خدمت سربازي دست در دست نفرات نظامي دست كم به آموزش بهتر و حتي پژوهش در اين زمينه ها بپردازد خود مي بايد با صرف كلي وقت و هزينه با بي ميلي و از روي اجبار و نيز عدم تعهد به وظيفه تعريف شده در قانون اساسي مبني بر التزام خدمت سربازي و نه رفع تكليف سربازي به يادگيري جنبه هاي گوناگون اين موارد بپردازد.
تمام موارد ذكر شده از يك سو و وضعيت جانبازان شيميايي و خانوداده هايشان با كليه مشكلات جسمي و روحي از سوي ديگر موضوع را بحراني تر مي نمايد كه اميدواريم توجه ارگان ها ومسؤولان ذي ربط به ايشان بر وفق مراد باشد گرچه در اين مورد حرف و حديث فراوان است به طوري كه مسؤولان از يك طرف در دفاع از كاركرد خويش و توجيه مسائل به ارائه آمار و اطلاعات مي پردازند و از طرف ديگر برخي از جانباران با نگارش مشكلات خويش بي توجهي مسؤولان را به چالش مي كشند كه قضاوت در اين باره خارج از صلاحيت اينجانب است و تنها به اين نكته اعتقاد داريم كه خداوند توانا آگاهترين است! به هر شكل خواسته ياناخواسته جمعي از عزيزان هموطن طي سال هاي جنگ باعوامل شيميايي درگير شده اند و بنابراين عقل حكم مي كند كه با بهره گيري از نتايج تلخ مصدوميت ايشان با افزايش توان لازم و ايجاد راهكارهاي مناسب، ميزان مصدوميت افراد نظامي و غيرنظامي در صورت تجاوز احتمالي دشمن يا حملات احتمالي گروه هاي تروريستي به مقدار زيادري كاهش يابد.
البته ناگفته نماند كه حركت هاي مناسبي در نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي در زمينه افزايش دانش و سطح آگاهي در زمينه تسليحات كشتار جمعيتي (Weapons of Mass Destruction) صورت گرفته كه به عنوان نمونه مي توان به سازماندهي و تقويت رسته نوين پدافند شيميايي، ميكروبي و هسته اي (ش.م. هـ) در ارتش و سپاه و نيز ترجمه، گردآوري و چاپ كتب مختلف در زمينه تسليحات شيميايي و ميكروبي در هر دو ارگان به ويژه از طرف دانشگاه امام حسين و دانشگاه علوم پزشكي بقية الله سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اشاره نمود. به ويژه جا دارد از زحمات جناب دكتر سيد منصور خاتمي (جراح پوست، مسؤول بهداري هاي سپاه پاسداران طي هشت سال دفاع مقدس) جناب دكتر سيد عباس فروتن (متخصص فيزويولوژي و مسؤول مجروحان شيميايي در هشت سال دفاع مقدس)، جناب دكتر سعيد كشاورز متخصص پوست (مسؤول مركز درماني جانبازان شيميايي بنياد جانباران تا پيش از طرح جديد بيمه درماني وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي)، كليه كاركنان بيمارستان هاي نظامي ارتش و سپاه طي دوران دفاع مقدس و پس از آن، پزشكان، پرستاران و كاركنان بيمارستان ساسان و ساير بيمارستانهايي كه درمان مصدومان شيميايي را برعهده داشتند سپاسگزاري شود.
به هر حال آگاهي در زمينه هر موضوعي، توانايي برخورد منطقي با آن را فراهم مي سازد. همچنانكه د رمديريت كلان شهري برنامه ريزي هايي در زمينه آموزش مقابله و آمادگي در برابر حوادث طبيعي مانند زلزله، سيل و ... اتخاذ شده، در ديدگاه كلان امنيت ملي نيز دست كم مي بايدآگاهي هاي لازم در زمينه مقابله باتسليحات كشتار جمعي كه امروزه نه تنها امكان كاربرد آن در جنگ ها وجود دارد بلكه به كارگيري آنها در حملات تروريستي هم متصور مي باشد به اقشار گوناگون جامعه به ويژه نسل جوان كشور آموزش داده شود. در اين راستا لازم است مقامات كشوري و لشگري به و يژه ارگان هاي آموزشي كشور، پس از گذشت بيش از يك دهه از دوران دفاع در برابر تجاوز با برنامه ريزي مناسب و گردآوري سرفصل هاي مرتبط، امكان ارائه مطالب لازم در زمينه هاي گوناگون سلاح هاي كشتار جمعي (از جمله تسليحات شيميايي) و شيوه هاي مقابله و دفاع در برابر آنها براي اقشار گوناگون جامعه و به ويژه نسل جوان فراهم نمايند تا بلكه با دورانديشي بتوان در درازمدت با افزايش قابليت دفاعي نيروهاي مسلح ضريب اطمينان امنيت ملي را بالا برده و همچنين آمادگي لازم را براي عموم مردم در صورت كاربرد احتمالي نابخردان تجاوزگر ايجاد نمود.
گرچه متأسفانه در كشور ما، كيفيت آموزش در بيشتر مراكز آموزشي و نيز ارگان ها پايين بوده و از لحاظ فرهنگي و اجتماعي نيز چندان بهايي به اين امر داده نمي شود و برگزاري كلاس ها و دوره هاي آموزشي بيشتر جنبه رفع تكليف دارد و مديران و مسؤولان معمولاً چندان اشتياقي به صرف هزينه جهت بالا بردن سطح آموزش كاركنان خود نشان نمي دهند. با اين حال در مديريت نوين امروزي، كليه مجموعه ها و سازمان ها و جهي را كه صرف آموزش مي شود، در حساب سرمايه منظور مي نمايند زيرا وجهي كه صرف آموزش مي شود، هزينه نيست، بلكه سرمايه گذاري است. چرا كه آموزش بهتر در هر زمينه اي، بهره وري بيشتر را در پي خواهد داشت. البته همان طوري كه اشاره شد حركت هاي مناسبي در نيروهاي مسلح كشور در جهت آموزش بيشتر و بهتر و نيز بالا بردن سطح آگاهي هاي كاركنان نظامي در زمينه هاي گوناگون جنگ افزارهاي نوين از جمله سلاح هاي شيميايي صورت گرفته؛ همچنين وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح نيز با بسيج امكانات و متخصصان در جهت ساخت و تجهيزات اقلام گوناگون حفاظت و رفع آلودگي انفرادي و يكاني گامهاي مفيدي برداشته كه قابل تقدير است، با اين حال به منظور زيرساختهاي لازم در اين زمينه و نيز افزايش هرچه بيشتر توان علمي، كاربردي و دفاعي در سطح ملي و نيز امكان حضور در عرصه جهاني و ارائه توانمنديهاي پدافندي در كليه ابعاد پيشنهاداتي در زمينه آموزش و پژوهش هرچه بهتر درباره سلاحهاي كشتارجمعي از جمله تسليحات شيميايي ارائه مي گردد. باشد كه روزي با گنجاندن برنامه هاي مناسب آموزشي به ويژه در مراكز آموزشي و پژوهشي كشور، بتوانيم به عنوان يكي از بزرگترين قربانيان سلاحهاي شيميايي و نيز يكي از اعضاي كنوانسيون خلع سلاح شيميايي حرفي براي گفتن داشته باشيم. در پايان لازم است نكاتي درباره تواناييها و اقدامات رژيم سابق عراق در زمينه تدارك سلاحهاي شيميايي بيان شودتا هم ميهنان گرامي بيشتر با ماهيت رژيم سابق بعثي حاكم بر عراق در به كارگيري سلاحهاي شيميايي آشنا شوند:
گرچه عراق در سال۱۹۳۱ به عضويت كنوانسيون منع كاربرد سلاحهاي شيميايي درآمده بود ولي بارها در جنگ خود عليه ايران از اين سلاحها استفاده كرد.
توانايي عراقيها براي ساخت جنگ افزارهاي شيميايي به دهه ۱۹۷۰ برمي گردد. در واقع با استقرار رژيم بعثي كودتا د رعراق به رهبري حسن البكر و نظريه پردازي ميشل عفلق در سال ،۱۹۶۸ همچنين الگو قرار دادن سازمان ارتشهاي بلوك شرق در سازمان ارتش عراق، پيروي از الزامات نظام بلوك شرق در دستيابي به جنگ افزارهاي شيميايي در دستور كار ارتش عراق قرار گرفت و تلاشهاي بي وقفه اي در نيل به اين مهم صورت گرفت. منابع اطلاعاتي غيررسمي ايالت متحده مدعي بودند كه عراق ساخت موستارد را در اوايل دهه ۱۹۷۰ آغاز كرده است. همچنين گزارشات رسمي مقامات ايراني حاكي از اين بود كه تلاش عراق براي دستيابي به سلاحهاي شيميايي به پيش از سال۱۹۷۶ برمي گردد. علاوه بر اين دولت آمريكا اذعان داشت كه عراق توانايي تهيه عامل عصبي سارين را داراست و از اين گاز در جنگ نيز استفاده كرده است.
نخستين خبر مبني بر توانايي عراقي ها در كاربردتسليحات شيميايي مربوط به خبر رسمي مورخ ۲۸آوريل ۱۹۷۴ (۱۳۵۳‎/۲‎/۸) روزنامه ساندي تايمز انگلستان درباره نگراني كردهاي شمال عراق از قصد نظاميان آن كشور به كاربرد سلاحهاي شيميايي مربوط مي شود كه به نقل از منابع اطلاعاتي و نظاميان كرد ارتش عراق منتشر گرديد. در اين خبر تصريح شده بود كه عراق به دو عامل خطرناك شيميايي خردل و ميكروبي طاعون مسلح مي باشد و عوامل شيميايي مذكور در پادگانهاي «التاجي » در غرب بغداد و نيز پادگانهاي كركوك و موصل ذخيره شده و آموزشهاي لازم به نظاميان آموخته شده است. مردم كردستان نيز مشغول فراگيري آموزشهاي دفاعي و تهيه ماسكهاي ضدگاز بوده اند.
عراقي ها در پناه عناوين پوششي فريبنده و با ادعاي ساخت حشره كشهاي اورگانو فسفر (تركيبات آلي كه در ساختمان آنها عنصر فسفر وجوددارد) از سال۱۹۷۵ در پي كسب و به دست آوردن نيروهاي انساني متخصص، مواد، تجهيزات و فن آوري لازم از كشورهاي آمريكا، انگلستان، آلمان (غربي)، ايتاليا، اتحاد شوروي سابق، آرژانتين، برزيل، اسپانيا، هلند، مصر، فرانسه و يوگسلاوي برآمدند و به تدريج كارخانه هاي توليد موادشيميايي را عكاشه (Akashat)، القائم، سلمان پاك، التاجي و الفلوجه بنانهادند. همچنين گزارشات آمريكايي ها حاكي است كه سه يا پنج منطقه در خاك عراق براي ساخت عوامل شيميايي وجود دارد كه عبارتند از : سماوا(samawa) ، رمادي (Ramadi)، سامراء (samarra) و عكاشه (Akashat) . لازم به ذكر است كه محل آخر به وسيله خبرنگاران خارجي (شامل يك گروه خبرنگار انگليسي ) بازديد شده و وجود يك واحد گاز عصبي ، برخلاف آنچه كه عراقي ها مي خواستند وانمودكنند ، تأييد گرديده بود. در كل عراقي ها براي دستيابي به توان شيميايي اقدامات زير را به انجام رسانده بودند:
۱) برقراري مناسبات تجاري با كشورهاي غربي به منظور خريد فن آوري، مواد وتجهيزات مربوط به جنگ افزارهاي شيميايي (از هردوجنبه آفندي و پدافندي)
۲ ) عقد قرارداد خريد تجهيزات فني گوناگون از شركتهاي توليدكننده وسايل شيميايي در آلمان غربي.
۳) خريد تركيبات شيميايي مربوط به توليد عوامل اعصاب ازكشورهاي غربي بويژه آلمان وهلند.
۴) تأسيس كارخانه هاي ساخت و توليد جنگ افزارهاي شيميايي (بويژه تأسيسات سامره)
بعدها طي دوران جنگ عراق با ايران، ماهواره هاي فرانسوي منطقه ممنوعه اي به وسعت تقريبي Km2160 در حوالي سامرا را كشف كردند كه براي توليد گازهاي شيميايي جنگي به وسيله رژيم عراق در نظر گرفته شده بود. مساحت محوطه اصلي ساخت حدود km225 گزارش شده بود . همچنين مشخص گرديد كه عراقي ها براي حفاظت هوايي منطقه از موشك هاي ضدهوايي SA2 استتار شده استفاده كردند. درازاي انبارهاي مشاهده شده حدود۳۰متر تخمين زده شده است. بدين ترتيب برآورد شد عراقي ها مي توانند طي يك سال، ۱۰۰۰تن ماده شيميايي سمي را دراين كارخانه ها توليد كنند.
دراين قسمت لازم است مهمترين مقامات عراقي ونيز مشهورترين دلالان وكارشناسان عراقي وغربي كه در زمينه برنامه هاي تجهيز عراق به جنگ افزارهاي مدرن و تسليحات شيميايي نقش بيشتري داشتند معرفي گردند، لازم به ذكر است كه به دلايلي همچون ضعف ساختاري ديپلماسي خارجي ايران، وجود تحريم هاي سياسي واقتصادي عليه ايران (ناشي از سياست ها وشعارهاي شتابزده طي سالهاي نخست انقلاب نظير افراط گري هايي در زمينه عدم پذيرش سازمان ملل، قوانين حقوق بشر و بسياري از قوانين و حقوق پذيرفته شده جهاني و به چالش كشيدن آنها واقدام به اشغال سفارت آمريكا برخلاف مقررات جهاني مبني بر تعرض بردفتر نمايندگي هاي سياسي ودهها مورد ديگر ) ، وجود تصميم گيران وتصميم سازان در ساختار قدرت كشور با قدرتي فراقانوني (گرچه دخالت ايشان بيشتر در حوزه مسائل داخلي است با اين حال آثار آن به انحاي مختلف در سياست خارجي نمايان مي شود)، وجود ضعف هاي كارشناسي وبي كفايتي وبسياري ديگر از ساير عوامل دست به دست هم داده وموجب شد كه ايران نه تنها نتوانست از متجاوزان عراقي خسارت جنگي دريافت كند حتي قادر نشد مقامات عراق را مجاب به عذرخواهي رسمي از ملت ايران بنمايد؛ تمام اينها به يك طرف و عدم دريافت غرامت براي جانبازان شيميايي كه به ناحق و برخلاف قوانين جنگي با عوامل شيميايي دچار مصدوميت شده اند آزاردهنده تر است. به هرحال در ادامه فهرست برخي مقامات، اشخاص وشركت هايي كه در جنايات شيميايي رژيم صدام مشاركت داشته اند آورده شده است ، شايد روزي بتوان از لحاظ حقوق جهاني، اقامه دعوي كرد.
۱ ـ شخص «صدام حسين »، رئيس جمهور عراق كه تمام دستورات در زمينه تجهيز ارتش عراق به تسليحات شيميايي از طرف او صادر مي شد.
۲ ـ «عزت الدوري » ، وزير كشاورزي وعضو شوراي فرماندهي عراق كه قرارداد احداث نخستين آزمايشگاه باكتري شناسي در عراق را با مؤسسه «مريو» در پاريس امضا كرد.
۳ ـ «عدنان خيرالله»، وزير دفاع عراق كه عقيده داشت «سلاح شيميايي قدرت نيروهاي نظامي را چندبرابر مي كند، وبدين ترتيب دستور خريد وتوليد عوامل خردل، تابون وسارين را صادر كرد.
۴ ـ «صحيف الحداد» ـ عراقي مقيم آمريكا ـ كه امور مربوط به قراردادهاي خريد مواد شيميايي را براي رژيم عراق انجام مي داده است.
۵ ـ «رفري دلول»، فلسطيني تبار آواره مقيم لندن مشاور و دلال رژيم صدام در تجهيز اين رژيم به عوامل شيميايي .
۶ ـ «مارسل داسو»، مشاور نظامي ، صاحب منصب نيروي هوايي فرانسه و يكي از مهره هاي بانفوذ فروش تسليحات به عراق.
۷ ـ «ژاك شيراك » ، نخست وزير ـ صلح طلب!!ـ فرانسه ، به ويژه آنكه ايشان هنگام عزيمت به بغداد براي يك ديدار سه روزه به تاريخ ۲۷ ژانويه ۱۹۷۶ پس از ديدار با صدام حسين وآگاهي از نيازهاي تسليحاتي عراق به «امون بار» وزير تجارت خارجي كه نقش كليدي در تجارت تسليحاتي وشيميايي با عراق ايفا نمود، دستور همه نوع همكاري را صادر نمود. خبرنگار «لوموند» كه همراه شيراك بود ارزش قراردادهاي تسليحاتي را ميلياردهادلار اعلام نمود واز همين نقطه وامضاي اين قرارداد بود كه پاي كشور صلح طلب ومهد علوم انساني ، به مشاركت در جنايات بي شمار عراق در طول هشت سال جنگ گشوده شد وپاريس به عنوان يكي از هم پيمانان مهم تأمين كننده تسليحات عراق درآمد.
۸ ـ «فرانسوا ميتران » نخست وزير فرانسه.
۹ـ «الكساندر مارشت»، رئيس سازمان جاسوسي فرانسه
۱۰ـ «كارلوس آركادوين» شيليايي تبار، دلال بنام جهاني كه در جريان سوداگري مرگ با عراق همكاري نزديكي داشته است.
افزون برافراد ذكرشده شركتهاي شيميايي زيادي ازكشورهاي غربي در زمينه فروش مواد لازم براي توليد جنگ افزارهاي شيميايي توسط عراقي ها، نقش داشتند ومواد ، نيروي متخصص و تجهيزات لازم را براي دولت عراق (در واقع به اداره حشره كش سازي عراق وابسته به وزارت صنايع عراق يا State Establishment pesticide production باعلامت اختصاري SEPP) تأمين مي كردند كه در ادامه فهرستي از مهمترين آنها همراه با فعاليتشان آورده شده است:
۱ ـ شركت شيميايي Nace فرانسوي كه در آمريكانمايندگي داشت وبا مراجعه به شركت Fadler در نيويورك ، زمينه لازم براي اعزام دو مهندس شيمي به نام هاي «جوزف . ام. كالوتا» و «موريس گروور» جهت مشاوره به تأسيسات سامره را فراهم ساخت.
۲ ـ شركت بزرگ «پتروبراس» به مديريت فروش جهاني «كارلوس سانتانا» ، كه از بزرگترين صادركنندگان تسليحات شيميايي به عراق بود.
۳ ـ شركتهاي فرانسوي «تامسون C.S.F» ، «آلكاتل»، «ماترا».
۴ ـ شركت «K.B.S» هلند كه با دلالي «دكتر العاني »، پانصدتن تيودي گليكول (ماده اوليه تهيه عامل تاولزاي خردل گوگردي) را به دولت عراق ( درواقع به اداره حشره كش سازي عراق وابسته به وزارت صنايع عراق يا State Establishment pesticide production با علامت اختصاري SEPP) فروخت كه اين مواد در ژوئيه ۱۹۸۳ به عراق برده شد.
۵ ـ لازم به ذكر است كه كمك فني براي راه اندازي تأسيسات از جانب آلمان فدرال صورت گرفته بود . (شركت آلماني KARL KOLBE تجهيزات و نحوه ساخت را در اختيار عراقي ها قرار داده بود.)
۶ ـ شركتهاي انگليسي «بابكاك» و «ويلكاكس» كه درخواست دايرنمودن كارخانه هاي توليد عوامل شيميايي با ماهيت حشره كشي نظير آميتون، دمنون، پارااكسان و پارايتون از طرف عراقي ها با آنها بسته شد ولي اطلاعات چگونگي توافقات وانجام تعهدات به دليل محرمانه بودن پرونده بايگاني شده است.
۷ ـ شركتهاي بزرگ شيميايي «مونته ديسون» و «تكني پترول » (TP&MD ) كه عراقي ها جهت تهيه عوامل فلج كننده اعصاب به آنهامراجعه كردند و نام اين شركتها ورد زبان روزنامه نگاران شد. همچنين كميته روابط سياست خارجي آمريكا در زمره فروشندگان سلاح هاي شيميايي به عراق به ثبت رسيده است.
۸ ـ شركت هاي آلماني «هي برگ» ، «كارل كولب» ، «پروساگ» و ... عمده ترين قسمت هاي فني و تجهيزاتي تأسيسات سامره را ساخته وكارخانه با نظارت مهندسان و كارشناسان خبره آنان راه اندازي گرديد. لازم به ذكر است كه ۲۲ نفر از مهندسان شوروي و تعدادي از متخصصان فرانسوي نيز در اين زمينه همكاري داشتند تا اينكه خردل ساخته شده در اين تأسيسات در سال ۱۹۸۳ و در عمليات خيبر در حالي كه وزير امور خارجه آمريكا در بغداد بود عليه رزمندگان ايراني به كار رفت. جالب اينجاست كه در سال ۱۹۸۵ بيش از ۱۵۰ شركت آلماني در بغداد در اين سوداگري دفاتر بازرگاني داشتند. بدينسان مدعيان حقوق بشر و احترام به مباني انساني، امكانات ساخت و به كارگيري انواع عوامل سمي را در اختيار ارتش عراق قرار دادند به ويژه اينكه آلماني ها با توجه به عدم توانايي به كارگيري عوامل شيميايي جنگي طي جنگ جهاني دوم كه آن هم نه به سبب رعايت قوانين و كنوانسيون هاي جهاني بلكه به دليل وحشت از مقابله به مثل نيروهاي متفقين عليه خود بودند، توانستند قدرت شيميايي خود را در آزمايشگاه انساني به آزمون گذاشته و با مطالعات و درمان هايي كه بر روي مجروحان جنگ شيميايي به ويژه مجروحان شيميايي ايراني به انجام رساندند، پرونده هاي مطالعاتي خود و نيز راهكارهاي نظامي كاربرد اينگونه تسليحات را براي قدرت هاي نظامي تكميل تر نمايند. همچنين شركت هايي نظير Melchemie Holland هلند در تأمين تركيبات فسفر دار ياري رسان عراقي ها بودند. علاوه بر اين ها مشخص گرديد كه ساخت واحدها و تأسيسات آب رساني از جانب شركتهاي آلماني، ايمني واحدها از طرف استراليايي ها وبرخي ديگر از ساير موارد به وسيله انگليسي ها انجام شده است. (همچنان كه به گفته مقامات انگليسي محيط كشت ميكروب سياه زخم از جانب اين كشور در اختيار عراقي ها قرار داده شده است). جالب توجه اين كه مصدومان شيميايي ايراني به ويژه مصدومان با عامل خردل براي درمان به بيمارستان هاي كشورهاي استراليا، بلژيك ، انگلستان ، فرانسه ، آلمان غربي ، ژاپن ، هلند ، سوئد و سوئيس اعزام مي شدند. لازم به ذكر است كه عراقي ها در زمينه آفندي داراي يك گروهان شيميايي در سازمان هر يك از لشكرهاي رزمي خود بوده و نيز در واحدهاي رزمي خود به انواع سيستم هاي پرتاب مهمات شيميايي از جمله هواپيما، توپخانه و موشك انداز مجهز بودند. علاوه بر اين از جنبه پدافندي توانايي حفاظت ورفع آلودگي را داشته و به وسايل و ادوات حفاظت و رفع آلودگي انفرادي و يگاني براي كاركنان نظامي خود مجهز بودند.
البته خوانندگان محترم مستحضرند كه يكي از دلايل اصلي جنگ دوم آمريكا عليه عراق، بهانه وجود تسليحات كشتار جمعي و تلاش رژيم عراق در زمينه دستيابي بيشتر به اين تسليحات بود؛ با اين وجود پس از فتح عراق بيشتر ادعاها در زمينه اين تسليحات اثبات نشد و آمريكايي ها وانگليسي ها آنچنان كه مي بايد نتوانستند اماكن ساخت و انباشت اين جنگ افزارها را به افكار عمومي جهان معرفي نمايند. با اين حال آنچه مسلم و قطعي است سند زنده به كارگيري تسليحات شيميايي در ابعاد گسترده طي هشت سال جنگ عراق عليه ايران است و حال اينكه در حال حاضر چه سياست هاي پشت پرده اي در زمينه عدم كشف توانايي هاي رژيم سابق عراق در زمينه تسليحات كشتار جمعي وجود دارد، نامشخص است و گذشت زمان پرده از اسرار برخواهد داشت. البته سرپرست بازرسان تسليحاتي سازمان ملل متحد هانس بليكس معتقد بود كه پس از جنگ نخست خليج فارس و در نتيجه تحريم هاي عراق و نظارت بازرسان تسليحاتي سازمان ملل (آنسكام) عراقي ها بيشتر موارد مربوط به تسليحات كشتار جمعي (به ويژه ) شيميايي خود را برچيده بودند و تصميم جورج بوش براي حمله به عراق به سبب وجود تسليحات كشتار جمعي صحيح نبوده است. به هر حال سند زنده كاربرد تسليحات شيميايي آمار جانبازان و جانباختگان نظامي و غيرنظامي ايران و مردم كردستان عراق هستند كه بارها مورد تهاجم شيميايي رژيم صدام قرار گرفتند و اين سند هرگز فراموش نخواهد شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |