|
ضرورت هاي تأسيس سازمان نظام روانشناسي
جامعه سالم مي خواهيم
در گفت وگو با فاطمه حقيقت جو، نماينده مجلس • حسن احمدي
|
|
|
آنگونه كه آمارها ومطالعات نشان مي دهد، بيش از يك سوم مردم ايران به دريافت خدمات مشاوره اي و در برخي موارد به درمان بيماريهاي رواني خود نياز دارند. اما برآوردها و واقعيت ها آشكار مي كند كه امكانات وتسهيلات لازم در اين زمينه بسيار كمتر ازنيازهاست. در نتيجه ميزان بهره وري افرادي كه مشتاق و يا مجبور به دريافت خدمات روانشناسي هستند بسيار كمتراز استانداردهاست؛ به اينها اضافه كنيد بخش عظيمي از مردم را كه اصولاً به دلايل خاصي حاضر به استفاده از خدمات درماني رواني نيستند. علاوه براين با وجود حساسيتي كه بيمار رواني و كلاً بعد رواني انسان دارد هنوز هيچ سازمان تخصصي و حرفه اي وجود ندارد كه برنحوه ارائه اينگونه خدمات نظارت كرده و بر سطح دانش فعالان اين عرصه بيفزايد. اينها دلايلي هستند كه فاطمه حقيقت جو نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي از آن به عنوان ضرورتهاي تأسيس سازمان نظام روانشناسي و مشاوره جمهوري اسلامي ايران نام مي برد. اين سازمان كه بزودي فعاليت خود را به عنوان يك نهاد غيردولتي شروع خواهد كرد موضوع گفت وگو با حقيقت جو به عنوان يكي از طرفداران آن است. از نظر وي اين سازمان مي تواند نقش مهمي در سازماندهي امور مربوط به بهداشت رواني جامعه ايفا كند.
* با وجود اهميت بحث بيماريهاي رواني به نظر مي رسد هنوز برآورد دقيقي از تعداد بيماران و نيازمندان به درمان و مشاوره در سطح جامعه وجود ندارد. نظر شما در اين باره چيست؟ آيا اطلاع دقيقي از آمارهاي مربوط به بيماران رواني و نيازهاي آنها داريد؟ | آمار دقيقي در اين رابطه در دست نيست. ولي به طور تقريبي و براساس مطالعات انجام شده تقريباً دو درصد افراد جامعه زمينه بستري دارند، ۱۶ درصد به مشاوره ودرمانهاي باليني جدي نيازمندند و به طور كلي ۳۴ درصد مردم نيز بايد از خدمات مشاوره بهره مند شوند. * يعني حدود ۲۰ميليون نفر! | بله ۲۰ميليون نفر بطورجدي در جامعه ما نياز به خدمات مشاوره دارند. اين به مفهوم بي نيازي بقيه افراد جامعه نيست بلكه همه به خدمات مشاوره نيازمندند ولي اين ۲۰ ميليون نفر به مشاوره جهت درمان نيازمند هستند. مثلاً در زمينه هاي مربوط به ازدواج، مسائل شخصي، تصميم گيري ها ، اشتغال و... افراد جامعه نياز به استفاده از خدمات مشاوره دارند. * ظاهراً شما به عنوان نماينده مردم در پي تأسيس سازمان نظام روانشناسي هستيد، انگيزه شما چيست ؟ اين سازمان با چه اهدافي تشكيل خواهد شد؟ | تأسيس سازمان نظام روانشناسي و مشاوره جمهوري اسلامي ايران در مجلس تصويب شد و در فروردين ماه سال جاري به دولت ابلاغ گرديد. هدف ما در واقع از طراحي اين سازمان اين بود كه بتوانيم به سازماندهي امور روانشناسي در كشور بپردازيم. امروزه در بيشتر نقاط دنيا علاوه بر اينكه ازسازمانهاي امنيتي و فوق سري تا سازمانهاي آموزشي و... از خدمات روانشناسي بهره مند هستند، نهادهايي هم براي نظام مند كردن ارائه اين خدمات وجود دارد. به همين ترتيب مثلاً جامعه صنعتي در كشورهاي پيشرفته از خدمات روانشناسي صنعتي برخوردار بوده ودر بعد بيمارستاني از خدمات روانشناسي باليني برخوردار هستند . بنابراين دراين كشورها مدارس، آموزشگاهها وحتي دستگاههاي اطلاعاتي امنيتي از خدمات روانشناسي ومشاوره براي پيشبرد اهداف سازماني وهمچنين براي تأمين بهداشت رواني كاركنان شان استفاده مي كنند. اما با وجود اينكه نزديك به ۷۰سال از شكل گيري روانشناسي در جامعه ايران مي گذرد وعلي رغم نياز شديد جامعه هنوز به درستي ازاين خدمات به دلايل خاصي استفاده نمي شود. اول اينكه سازمانها ازاين مسأله استقبال نكرده اند چون هنوز با آثار مثبت خدمات روانشناسي آشنا نيستند وفقط در دستگاههاي مهم امنيتي از اينگونه مشاوره ها در سطح بسيار محدودي استفاده مي شود و در مدارس وبيمارستانها اين خدمات تاحدودي شناخته شده هستندكه البته استاندارد ارائه خدمات در آموزش و پرورش در سطح نازلي است . از طرف ديگر در بعد ارائه خدمات بهداشت رواني به جامعه افراد زيادي وجود دارند كه از صلاحيت لازم دراين رشته برخوردار نيستند، اما خود را به عنوان مشاور يا روانشناس معرفي مي كنند و طبيعي است كه اين مسأله زمينه سوءاستفاده هاي زيادي را فراهم مي كند. اصولاً مواجهه با روان افراد وسلامت رواني آنها بسيار دشوار است. همانطور كه به هرحال خطا وعدم موفقيت در ارائه سرويسهاي پزشكي مربوط به سلامت جسمي افراد تاحدخاصي پذيرفته شده است . طبيعتاً اگر سازماني وجود نداشته باشد كه استانداردهاي بهداشت وسلامت رواني جامعه را تعيين كند ميزان اين خطا و عدم موفقيت در بعد سلامت رواني افزايش پيدا مي كند وآسيبي كه ازاين ناحيه به جامعه وارد مي شود بسيار بيشتر از آسيبي است كه به دليل عدم موفقيت در ارائه خدمات جسماني وارد مي شود. بنابراين ايجاد سازمان نظام روانشناسي ومشاوره با هدف سازماندهي اينگونه فعاليتها در مجلس شوراي اسلامي تصويب شد . دراين قانون سه هدف براي اين سازمان ذكر شده است نخست، حمايت ازحقوق مراجعين با تعيين استانداردها وتضمين رعايت آنها. دوم، حمايت از حقوق مشاوران و سوم، ارتقاي دانش روانشناسي ومشاوره دركشور. * در بحث ارائه خدمات چندمشكل اساسي وجود دارد. ازجمله عدم ارائه سرويس هاي مناسب به بيماراني كه نيازمند هستند به عبارتي يا اين سرويسها وجودندارد و يا اينكه به صورت مناسب ارائه نمي شود ومسأله ديگر وجود مؤسسات ونهادهاي مشاوره اي است كه دراين زمينه از تخصص لازم و واقعي برخوردار نيستند. اين سازمان با چه ساز وكارهايي مي خواهد اين مشكلات را سازمان دهي كند؟ | ببينيد ! اگرچه براساس قانون، سازمان يك نهاد غيردولتي تعريف شده است اما در جهت تحقق نكات ذكرشده اولاً حداقل هايي را به عنوان استاندارد ارائه خدمات رواني تعيين مي كند. دوم اينكه ملاكهاي تخصصي اشتغال در اين رشته و به طور خاص در هر يك از گرايشهاي روانشناسي و مشاوره را تعيين مي كند و ديگر اينكه اعضاي سازمان را موظف به رعايت اصول اخلاقي مي كند و كساني را كه از اين اصول اخلاقي تخلف كنند مورد پيگرد قانوني قرار مي دهد. به نظر ما اين موارد زمينه حفظ حداقل استانداردها را فراهم مي كند. موضوع ديگر اين است كه سازمان به عنوان يك نهاد بسيار مهم كه رئيس آن را، رئيس جمهور منصوب مي كند، مي تواند پيش نويس و لوايح لازم را در زمينه ارتقاي بهداشت رواني به هيأت دولت تقديم كند. يعني به عنوان يك نهاد تخصصي كه بر فضاي بهداشت رواني جامعه نظارت مي كند مي تواند كاستيها، نقصها و زمينه هاي بروز آنها را شناسايي كرده و خواستار رسيدگي به آنها در هيأت دولت شود و در مواردي اگر نياز به وضع قانون باشد آن را اعلام و از تصويب آن حمايت كند. علاوه بر اين يكي از مهمترين كارهايي كه سازمان بايد انجام دهد اين است كه زمينه استفاده از خدمات بيمه اي را براي برخورداري مردم از خدمات روانشناسي و مشاوره اين سازمان فراهم كند. * گفتيد كه سازمان غيردولتي است. خب اين سازمان چگونه مي خواهد تمام مؤسسات ، افراد و نهادهايي را كه در زمينه ارائه مشاوره و خدمات رواني فعاليت مي كنند تحت پوشش قرار دهد؟ آيا اين سازمان ساختاري شبيه سازمان نظام پزشكي خواهد داشت؟ | ببينيد! در يك بند قانون ذكر شده كه اگر كساني مي خواهند در رشته مربوط به روانشناسي و مشاوره به ارائه خدمت بپردازند حتماً بايدعضو اين سازمان شوند. البته الزامي ندارد تمام كساني كه در رشته روانشناسي يا مشاوره تحصيل كرده اند عضو اين سازمان شوند اما اگر كسي بخواهد گامي در اين جهت بردارد ملزم است كه به عضويت سازمان درآيد. بنابراين اگر كسي عضو نباشد نمي تواند خدماتي ارائه دهد. از طرف ديگر در سازمان پيش بيني شده كه هم حداقل ملاكهاي تخصصي اعضا را تعيين كند و هم در زمينه ارتقاي دانش آنها تلاش نمايد، اما در خصوص نهادهاي دولتي طبيعي است كه آنها ترجيح مي دهند از خدمات كساني استفاده كنند كه حداقلهاي تخصصي شان را يك نهاد علمي و مطمئن تأييدمي كند. * حتما ً مي دانيد كه نتايج بعضي از مطالعات و برآوردها نشان مي دهد خشونت كلامي و رفتاري در جامعه ايران رو به افزايش است. آيا اين وضعيت هم انگيزه اي بوده است كه بخواهيد چنين طرحي تدوين و ارائه كنيد؟ | به طور كلي مشكلات در جامعه ما مثل جوامع ديگر زياد است و طبيعي است كه همه ما بايد درصدد ارتقاي بهداشت رواني جامعه باشيم. چون بهداشت يك مقوله پيشگيرانه است. اگر دولت اهتمام جدي نشان بدهد مشكلات كمتر مي شود و نياز به درمان هم كاهش پيدامي كند. بنابراين از ديدگاه ما پيشگيري اولويت داردوسازمان مي تواند از طريق تعريف استانداردها در واقع گامهايي را هم در اين زمينه بردارد. * شما فكر مي كنيد افزايش بيماريهاي رواني در جامعه چه تبعات اجتماعي، فرهنگي و حتي سياسي را در پي خواهد داشت؟ | اگر ما نگاه سيستمي به مسائل جامعه داشته باشيم مي بينيم كه خرده سيستمها و عناصر سيستم در تعامل با هم هستند بنابراين اگر آمار بيماريهاي رواني در جامعه افزايش پيدا كند آسيب هاي اجتماعي و... افزايش مي يابد. به همين دليل ارتقاي سلامت و جسماني و رواني افراد جامعه به عنوان يكي از وظايف دولتها تعريف شده است. * آنچه كه به مشكل بيماريهاي رواني دامن زده، نگاهي است كه جامعه ما نسبت به اين بيماران دارد و اين باعث شده كه مردم كمتر رغبتي براي دريافت مشاوره و در سطح بالاتر براي درمان بيماري داشته باشند. آيا در اين سازمان راه حلي براي اين مشكل انديشيده شده است؟ | اين موضوع كاملاً درست است. متأسفانه نگرش واحدي نسبت به بيماريهاي جسماني و بيماريهاي رواني وجود ندارد. مثلاً اگر ما سرما بخوريم بلافاصله به پزشك مراجعه مي كنيم اما اگر كسي اندكي افسردگي يا اضطراب داشته باشد و بخواهد آن را بروز بدهد جامعه به عنوان يك ديوانه با او برخورد مي كند. ما بايد به تصحيح اين نگرش بپردازيم. در واقع بسياري از بيماريهاي رواني در كوتاه مدت و يا ميان مدت قابل درمان هستند و فقط تعداد كمي از اين بيماريها درمان طولاني مدت دارند. يعني اگر افراد در همان مراحل ابتدايي ابتلا به انواع بيماريهاي رواني به متخصصين امر رجوع كنند به سرعت درمان خواهند شد. در حالي كه اگر از اين خدمات استفاده نكنند بيماري كهنه شده و درمانش سخت تر و پيچيده تر مي شود. الآن با برنامه هايي كه در مورد مسائل روانشناسي و مشاوره از طريق رسانه ها ارائه مي شود اين نگرش به تدريج قوت مي گيرد كه بهره مندي از خدمات روانشناسي نه تنها بد نيست بلكه به نفع جامعه هم هست. * ما بيماريهاي رواني را معمولاً با اضطراب، استرس، افسردگي و پريشاني خاطر و... مي شناسيم و به نظر مي آيد اينها بايد بيشتر محصول جوامع شهري باشند. در حالي كه آمارها نشان مي دهد در ايران بيماران رواني در روستاها بيش از شهرها هستند. آيا اين به دليل عدم درمان و نگرشهاي خاص جامعه روستايي است؟ | من آماري در اين زمينه نديده ام اما با توجه به اينكه هسته اصلي بيماري رواني اضطراب و استرس است واينها محصول جامعه شهري است آماري كه به آن اشاره مي كنيد را فاقد مبناي علمي مي دانم ضمن اينكه افراد درجامعه شهري در معرض ديد نيستند حال آنكه در روستاها شناخته شده اند و همين سبب مي شود كه در روستاها مردم كمتر دست به بزهكاري بزنند. و ديگر اينكه چون اوقات فراغت به نسبت روستا در شهرها بيشتر است بنابراين بزهكاري در شهرها به صورت طبيعي بيشتر از روستاهاست همانگونه كه در ادبيات نيز داريم كه از بيكاري بلاخيزد. البته مراكز پيشگري و درمان در شهرها بيش از روستاهاست و حتي اگر مراكزي هم در روستاها باشد بسيار اندك است. به عبارت ديگر هر چه از مركز به حاشيه برويم خدمات بهداشت روان كمتر ارائه مي شود و همين موضوع سبب حاد شدن بيماريهاي رواني شده است. به هر حال فضاي روستا به علت سلامت بيشتر كمتر زمينه ابتلا به بيماري رواني را دارد.
|