|
پليس خانواده
|
|
|
|
حديث عشق
|
|
|
|
حقوق شهروندي
|
|
|
|
چراغ سبز
|
|
|
|
|
|
چگونه
|
|
|
|
|
|
سفر بخير
|
|
|
|
با نظر كارشناسان
|
|
|
|
|
پليس خانواده
ملاقات غيرمنتظره با عزرائيل
سرهنگ دانا ساعت نزديك ۱۰ شب بود و ازشلوغي ترافيك ميدان آزادي اندكي كاسته شده بود. نزديك ترمينال و ابتداي جاده كرج چند اتومبيل مسافركش به انتظار پرشدن اتومبيل متوقف و رانندگان آنها در كنار اتومبيل هاي خود ايستاده و هرچند گاهي با فريادها و اعلام مقصد سعي در مسافرگيري داشتند. راننده پيكان سفيدرنگي كه جلوتر از همه ايستاده بود باتوجه به اينكه دو مسافر نيز در صندلي جلوي اتومبيل و يك نفر هم در صندلي عقب نشانده بود تلاش بيشتري رابراي سوار كردن ۲ مسافر ديگر از خود نشان مي داد ـ او كه منزلش در كرج بود و هر روز مسافت تهران ـ كرج را چند بار مي پيمود و مسافر جابه جا مي كرد، قصد داشت اين بار كه مسافرانش را به مقصد رساند كار را تعطيل كند و به خانه اش برگردد. با اين نيت نگاهي به داخل اتومبيل انداخت و مشاهده كرد كه هنوز دونفر مسافر ديگر كم دارد ـ چرخي به دور اتومبيل زد و نگاهش را به عابرين كه با شتاب از پياده رو مي گذشتند انداخت. اما انگار مسافر موردنظرش از راه نمي رسيد. در اين هنگام يكي از مسافران كه در صندلي جلو همراه دوستش نشسته بود سرش را از پنجره بيرون آورد و گفت: آقاي راننده خيلي دير شده حالا نمي شود حركت كني و بين راه مسافر سوار كني؟ راننده با بي حوصلگي جواب داد: حالا اگر تا كرج مسافري سوار نشد جنابعالي حاضريد كرايه جاي خالي را بپردازيد، اگر حاضريد، حركت كنيم؟ مسافر باخنده گفت: اگر دربست مي خواستيم كه ديگر اين همه معطل نمي شديم ... ولي اگر اين آقا هم موافق باشد حاضريم اگر مسافري سوار نشد دانگي كرايه اش را بدهيم، ولي من مطمئنم كه مسافر سوار خواهدشد. راننده كه آرزوي شنيدن چنين پيشنهادي را داشت پشت فرمان نشست و در حال حركت گفت، مي ريم به اميد خدا، ان شاءالله كه مسافر باشد و شما پول اضافي ندهيد. اتومبيل هنوز كاملاً دور نگرفته بود كه مرد جوان در كنار شخصي ديگر كه كفش و شلوار سفيدي به تن داشت و پيراهن سفيدبلندش را روي شلوارش انداخته بود و با دست اشاره مي كرد توجه راننده را جلب كرد. مسافر جلويي به راننده گفت اين هم يك مسافر ديگر، ببين مسيرش كرج است؟ راننده اتومبيل را جلوي پاي مسافر جديد متوقف كرد و گفت كجا مي ري؟ ـ مرد جوان گفت: كرج: راننده با سر اشاره كرد كه سوار بشويد. مرد جوان در عقب را بازكرد ولي مرد همراهش كه سراپا سفيدپوش بود قبل از او سوار شد و بعد خود مرد داخل اتومبيل نشست. ـ اتومبيل حركت كرده و مسافر جلويي به راننده گفت: ديدي برادر، نگفتم مسافر در مسير پيدا مي شود. ... اين يكي... ان شاءالله يكي ديگر هم سوار خواهيم كرد. راننده در حالي كه دنده را عوض مي كرد از حرف مسافر تعجب كرده و نگاهي از داخل آيينه به عقب انداخت ـ ظرفيت كامل بود و ۳ مسافر در صندلي عقب نشسته بودند ـ فكر كرد مسافر جلويي اشتباه كرده و متوجه سوار شدن ۲ مسافر نشده ... چيزي نگفته و پا را روي پدال گاز بيشتر فشار داد. اتومبيل وارد اتوبان كرج شده و اندكي بعد از عوارضي نيز گذشت. راننده در فكر درآمد امروزش بود و به نظرش مي رسيد كه امروز بيشتر از روزهاي ديگر كاسبي كرده ـ بعد هم به فكر مخارج منزل و خريد لاستيك براي اتومبيل افتاد و همين جور در افكارش غرق و مشغول رانندگي بود ـ دو نفر مسافر جلو نيز كه با هم دوست بودند مدام مشغول صحبت با يكديگر بودند ولي مسافرين عقب ساكت نشسته و صحبتي نمي كردند. راننده چند بار از داخل آيينه نگاهي به مسافر سفيدپوش انداخت، طرز لباس پوشيدن و آرايش موهايش كه از عقب بسته شده بود جلب توجه مي كرد ـ اما هر بار كه راننده به صورت مسافر سفيد پوش نگاه مي كرد مي ديد كه او لبخندي به لب دارد و خيره خيره او را نگاه مي كند، ابتدا فكر كرد شايد تصادفي باشد ولي هر بار كه از آيينه عقب را نگاه كرد همين حالت را در مسافر سفيدپوش مشاهده كرد و چندان از نگاههاي خيره او خوشش نيامد خصوصاً لبخندي كه به لب داشت بيشتر او را آزار مي داد ـ سعي كرد كه از فكر اين مسافر بيرون بيايد ـ باز هم به مسائل زندگي و زن و بچه هايش فكر كرد و بزودي فراموش كرد كه مسافري هم خيره خيره او را نگاه مي كند ـ تقريباً نصف مسافت اتوبان به طرف كرج طي شده بود كه احساس كرد يكي از مسافران از پشت به آرامي روي شانه او مي زند ـ از داخل آيينه عقب را نگاه كرد، مسافر سفيد پوش بود كه حالا ديگر دستش را روي شانه او گذاشته بود. اوفكر كرد كه مسافر مي خواهد پياده شود، ولي كجا؟ اينجا كه بيابان است. به آرامي پرسيد: بفرماييد امري داشتيد؟ مرد سفيدپوش با صداي بخصوصي كه انگار از ته چاه بيرون مي آمد گفت: اي جوان مي داني من كي هستم؟ ـ راننده يكه خورد. منتظر شنيدن هر سؤالي بود به جز اينكه كسي بپرسد مي داني من كي هستم؟ ـ اول فكر كرد شايد آشنا است و او به جا نياورده، بيشتر به چهره او خيره شد ولي نتوانست چيزي به خاطر آورده و او را بشناسد بنا بر اين گفت: ببخشيد به جا نياوردم. جنابعالي؟ مرد سفيد پوش با همان صدا و لبخند روي لب گفت: من عزرائيل هستم! راننده فكر كرد مسافر دارد شوخي مي كند، ناراحت شد و نگاهي به ديگر مسافران انداخت تا ببيند عكس العمل آنها از اين شوخي بي مزه چه هست، اما مسافران ديگر انگار نه انگار صحبتي شنيده باشند. دو نفر مسافر جلو همچنان مشغول صحبت كردن با يكديگر بودند و دو نفر مسافر عقب نيز مستقيم جلو را نگاه مي كردند، تعجب كرد، بازهم از داخل آيينه به مرد سفيدپوش نگريست، مرد همچنان با لبخند به او خيره شده بود و مجدداً به راننده گفت: ناراحت نباش، هركسي بالاخره روزي با من روبرو خواهد شد و امروز نوبت توست! من مأمورم كه همين جا تورا قبض روح كنم ولي براي اينكه خطري براي بقيه مسافرين پيش نيايد، اتومبيل را كنار جاده ببر و توقف كن!... راننده كه اين بار ديگر كاملاً عصباني شده بود با صداي بلند گفت: مرد حسابي خجالت بكش، تو هم براي شوخي كردن وقت گير آوردي ـ ... دو نفر مسافر جلو صحبتهاي خود را قطع كرده و خيره به راننده نگاه كردند ـ يكي از آنها گفت: ببخشيد، منظور شما از اين صحبت چه كسي بود، ما دونفر كه با همديگر حرف مي زنيم و هيچ شوخي هم نكرديم؟ ـ راننده جواب داد: نه آقا ، منظورم شما نبوديد، به اين آقا مسافر عقبي گفتم كه شوخي كردنش گرفته و حرفهاي بي مربوط مي زند. دو نفر مسافر صندلي عقب كه در طرفين مرد سفيدپوش نشسته بودند نگاهي به همديگر انداخته و يكي از آنها گفت: ولي ما كه اصلاً صحبتي با شما نكرديم؟ چه كسي قصد شوخي كردن با شما را دارد؟ راننده گفت: بابا منظورم اين آقايي است كه بين شما دو نفر نشسته، مگر صحبتهاي او را نشنيديد كه خودش را عزرائيل معرفي مي كند و اين وقت شب حوصله شوخي كردن داره. باز هم مسافران با تعجب به همديگر نگاه كردند و يكي ديگر از مسافران صندلي عقب گفت: به جز ما دو نفر كه كسي روي صندلي عقب نيست، مثل اينكه شما خودت دوست داري شوخي كني؟ راننده با ناراحتي جواب داد: چطور كسي ديگر عقب نيست، پس اين حضرت آقا كه بين شما دو نفر نشسته، آدم نيست؟ ـ باز هم مسافران نگاه متعجبانه اي به همديگر انداخته و يكي از دو نفر مسافر جلو گفت: آقاي راننده راست مي گويند، به جز اين دو نفر، كس ديگري عقب ننشسته!؟ راننده با تعجب و ناباوري از داخل آيينه عقب را نگاه كرد ـ مسافر سفيدپوش داشت به آرامي مي خنديد ـ با خودش انديشيد، مگر مي شود اينها مسافر سفيدپوش را نبينند، نكند من اشتباه مي كنم، ولي حتماً دارند با من شوخي مي كنند و... ـ در همين افكار بود كه مسافر سفيدپوش مجدداً دستش را روي شانه او گذاشته و گفت: جوان تعجب نكن، فقط تو مي تواني مرا ببيني، ديگران تا زماني كه وقت مردنشان نرسد، قادر به ديدن من نيستند ـ حالا آرام اتومبيل را كنار جاده متوقف كن. وحشت سراپاي وجود راننده را در بر گرفت، باورش نمي شد اين موضوع حقيقت داشته باشد. همانطور كه مشغول رانندگي بود، رويش را به طرف مردي كه با مسافر سفيدپوش سوار شده بودند، كرده و گفت: داداش خواهش مي كنم به اين رفيقت بگو اينقدر سر به سر ما نگذارد و اجازه بدهد رانندگي ام را بكنم. مرد مسافر جواب داد: بابا مثل اينكه تو ما را گرفتي و دست بردار هم نيستي، من رفيقم كجا بود. وقتي من سوار شدم كه اين آقا قبل از من اينجا نشسته بود (و با دست به مسافر ديگري كه آن طرف مرد سفيدپوش نشسته بود اشاره كرد) ـ راننده گفت: منظورم اون آقا نيست، اين بابارو مي گم كه با شما سوار شد. مسافر جواب داد ـ قربونت برم، كسي با من سوار نشد و به جز ما دو نفر هم كسي ديگر عقب ننشسته است. تو هم مثل اينكه بدت نمي آيد ماها رو سر كار بگذاري؟ راننده با تعجب به دو نفر مسافر جلويي گفت: مگر اين آقا و اين دوستش با هم سوار نشدند؟ مسافر جلويي گفت: والله تا آنجايي كه ما عقلمان مي رسد و ديديم، اين آقا تنها سوار شد و كسي همراهش نبود، مگر نشنيدي وقتي ايشان سوار شد، من گفتم: ديدي يك مسافر سوار كرديم ان شاء الله در طول مسير يك مسافر ديگر هم سوار خواهد شد، خوب از ميدان آزادي تا اينجا هم كه ديگر مسافري سوار نشده، پس چرا شما اينقدر اصرار داري عقب سه نفر مسافر نشسته اند؟ راننده به ياد حرف مسافر جلويي وقت سوار كردن مسافر آخر و مرد سفيدپوش افتاد. پس آن وقت هم واقعاً يك نفر سوار شده بود و او فكر كرد مسافر جلويي اشتباه كرده؟ بي اختيار احساس كرد كه بدنش دارد يخ مي زند، نكند واقعاً زمان مرگش فرا رسيده و خودش باور ندارد... در اين افكار بود كه مرد سفيدپوش سرش را نزديك گوش راننده آورد و گفت: جوان، اولش هيچ كس باور نمي كند كه با من روبرو شده و فكر مي كند كه شوخي باشد. حالا ديگر كه تو باورت شد من عزرائيل هستم، پس به حرفم گوش كن و اتومبيل را آرام متوقف كن، و الا مجبور مي شوم در حال رانندگي تو را قبض روح كنم... راننده كه فوق العاده ترسيده بود، به آرامي اتومبيل را به كنار اتوبان كشيد، ولي ناگهان به فكرش رسيد كه پس از متوقف كردن اتومبيل از آن خارج شده و فرار كند، با اين خيال اتومبيل را متوقف كرد و ترمزدستي را كشيد، اما به طور ناگهاني دراتومبيل را باز كرد و خود را بيرون انداخت و به سرعت در سمت مخالف جاده شروع به دويدن كرد، با تمام سرعت مي دويد، سرعت فرار از مرگ و هرچه توان داشت، به كار مي برد كه از اتومبيل و عزرائيل دور شود. ناگهان احساس كرد كه اتومبيلش حركت كرد... همانطور كه مي دويد، برگشت و نگاهي به عقب انداخت، درست بود، اتومبيلش داشت از او دور مي شد و مسافر سفيدپوش هم از شيشه عقب براي او دست تكان مي داد.
|
|
|
|
|
حديث عشق
سه چيز كفاره گناهان است
حضرت رسول (ص) فرمودند: يا علي سه چيز كفاره گناهان است اول غذا دادن به مردم و شكم هاي گرسنگان را سير كردن. دوم سلام كردن و تكبر ننمودن در سلام. سوم نماز شب خواندن در وقتي كه تمام ديدگان خواب هستند. امام حسن (ع) مي فرمايند: اي جناده (جناده، از اصحاب حضرت) مهيا كن خودت را براي سفر آخرت و توشه خودت را فراهم كن پيش از اينكه عمرت به آخر برسد و ملك الموت بيايد. حضرت رضا (ع) مي فرمايد: جوانمردي واز خود گذشتگي در چهار چيز است تواضع درحال ثروتمندي، عفو در قدرت، نصيحت كردن در حال دشمني و بخشش بدون منت گذاشتن.
|
|
|
|
|
حقوق شهروندي
حقوق زندانيان
در سال۱۹۳۳ اصطلاح «حقوق زندانيان» در سومين كنگره بين المللي حقوق جزا و زندانها پذيرفته شد، در كنگره مذكور حقوق زندانيان را چنين تعريف نمودند: «مجموع قواعد و اصول قانوني كه رابطه بين دولت و محكوم را از زمان شروع اجراي مجازات و يا تاريخ بازداشت تعيين مي كند و طرز اجراي كيفر، روشهاي اصلاحي و تربيتي و يا درماني و تطبيق دادن آنها با شخصيت بزهكاران و همچنين تشكيلات زندانها و شرح وظايف مسؤولين، كار در زندانها، اصولي كه رعايت آنها مستلزم بهبود وضعيت زندانيان و آماده نمودن آنان براي بازگشت به زندگي اجتماعي است موضوع حقوق زندانيان است.»* حبس كردن مجرمين از ديرباز و از دوران ايران باستان تاكنون در كشور ما به عنوان يكي از مجازاتها تعيين و اجرا مي شده است... در گذشته هاي دور و تا همين دوران صفويه و قاجار حتي اوايل سلطنت پهلوي اول، زندانها در حقيقت سياه چالهاي مخوفي بودند كه زنداني شدن در آنها يعني فراموش كردن مطلق زنداني و مرگ تدريجي او... با گذشت زمان و تغيير و تحول كلي در اوضاع و احوال اجتماعي مملكت، زندانها نيز كماً و كيفاً رو به بهبود گذاشتند. نگاه ويژه قوه قضاييه به مسأله زندان و زندانيان مؤيداين حقيقت مسلم است كه زندانيان نيز داراي حقوقي هستند و في الواقع زندان بايستي مكاني باشد براي اصلاح مجرمين و آماده كردن آنها جهت انطباق دادن وضعيت خود با هنجارهاي جامعه نه اينكه خودمزيدي بر علت باشد... محيط زندان اگر محيطي مناسب نباشد تأثيرات منفي بسيار بر روحيه زنداني گذاشته و ميل ارتكاب به جرائم و روحيه جامعه ستيزي و قانون ستيزي را در وي تشديد مي كند. در آيين نامه قانوني و مقررات اجرايي سازمان زندانها مصوب سال۱۳۷۲ حقوقي براي زندانيان در نظر گرفته شده است، كه بد نيست نگاهي به اهم اين حقوق بيندازيم. ماده:۷۲ محكومان حداكثر دوماه در قسمت پذيرش و تشخيص تحت آزمايشهاي پزشكي، روانپزشكي، آزمونهاي روانشناسي و شناخت شخصيت واستعداد قرار گرفته و ميزان سلامت جسمي و رواني معلومات و اطلاعات مذهبي و علمي و فني آنان از جهت شناخت شخصيت بررسي و تعيين مي گردد. مددكاران اجتماعي طبق موازين اسلامي در خصوص سوابق زندگي {زندان} تحقيقات لازم به عمل آورده، گزارش كاملي از گذشته محكوم از دوران طفوليت تا زمان تنظيم گزارش در محيطهاي مختلف خانوادگي، تحصيلي، محلي، حرفه اي و غيره را با اظهارنظر خود قيد مي نمايد، در انقضاي مدت زنداني در قسمت پذيرش و تشخيص كليه گزارشهاي متخصصين در پرونده او متمركز مي شوند تا در شوراي طبقه بندي مطرح شود. ماده:۹۸ غذاي روزانه در سه وعده به ترتيب زير به زندانيان داده مي شود: صبحانه ـ ناهار ـ شام واغذيه لازم كه داراي كالري و ويتامين هاي كافي باشد، طبق برنامه هاي غذايي مصوب و متناسب با شرايط آب و هوا در هر محل با چاي و آب آشاميدني سالم در اختيار زندانيان گذارده مي شود. ماده:۱۰۷ بهداري زندان مكلف است حداقل ماهي يكبار نسبت به تست پزشكي كليه زندانيان اقدام نمايد. ماده:۱۰۵ وضع اماكن زندان عموماً و آسايشگاه زندانيان خصوصاً بايد منطبق با اصول بهداشتي باشد. به اميد روزي كه با اتخاذ تدابير اصولي از سوي مسؤولين مربوطه آمار زندانيان در جامعه سير نزولي داشته باشد. * ـ دكتر تاج زمان دانش ـ حقوق زندانيان و علم زندانها، انتشارات دانشگاه تهران * وكيل دادگستري
|
|
|
|
|
چراغ سبز
مهارت هاي رانندگي
باتوجه به اينكه مهارت در رانندگي ازجمله عوامل بسيارمهم درنحوه عملكرد صحيح در ترافيك است بايد گفت: عدم تبحر راننده دركنترل وسيله نقليه و عكس العمل هاي نامناسب هنگام برخورد با سوانح احتمالي منشأ بسياري از تصادفات رانندگي در معابر است. بطوري كه طبق آمارموجود حدود ۷۰درصد از تصادفات جاده اي در كشور را خطاي عامل انساني سبب شده است. لذا ضمن ذكر نكاتي محدود درخصوص كسب مهارت هاي لازم در امر رانندگي جهت روشن شدن جوانب عملي آن به مطالب زير توجه كنيد. آموزش و كسب مهارت در رانندگي بايد با كسب تجربيات لازم ابتدا از يادگيري مهارت هاي پايه اي شروع و بعد از كسب تبحر لازم درهرمرحله به مرحله بعدي واردشد. لازم است كسب مهارت را از اصول اوليه رانندگي يعني نحوه ورود به وسيله نقليه، استقرار درجايگاه راننده و روشن كردن آن و حركت در مسيرهاي كوتاه و خلوت آغاز و بعد به تمرين در راهها و مسيرهاي طولاني و پرازدحام پرداخت. درتمرين ها مواردزير بايد موردتوجه قرارگيرد: * شروع به حركت و متوقف نمودن وسيله نقليه. * نحوه عملكرد صحيح دستيابي به عكس العمل هاي مناسب و به موقع هنگام برخورد با سوانح احتمالي. * آموزش رانندگي همراه با كسب اعتمادبه نفس ضمن رعايت سرعت مجاز. * حركت با دنده عقب به داخل يا خارج مسير و انواع پارك وسيله نقليه. * استفاده از آيينه خودرو جهت كسب اطلاع از وضعيت وسايل نقليه پشت سر و چراغ راهنما و ساير لوازم اتومبيل براي آگاه سازي سايرين از مقاصد خود در جاده و خيابان در مواقع ضروري مثل توقف، گردش ها و يا مواجه شدن با خطرات احتمالي. * آموزش رانندگي تدافعي و گريز مناسب از تصادف. * نحوه رانندگي در شب، مواقع بارندگي و لغزندگي جاده و يا اتفاقات غيرمترقبه مانند نقص فني خودرو و برخورد با موانع و بعضاً ايرادات مهندسي راه. بايد درنظرداشت كه رانندگان باتجربه همواره با صبر، احتياط و گذشت رانندگي كرده و از دام خطرات مي گريزند.
|
|
|
|
|
سارق سابقه دار دستگير شد
گروه حوادث: سارق سابقه داري در حين سرقت لوازم خودرو به دام افتاد. مأموران گشت كلانتري ۱۳۰ نازي آباد در حين گشت دو جوان موتورسوار را در حال شكستن شيشه وانت پيكاني مشاهده كردند. سارقان با ديدن مأموران گشت پابه فرار گذاشتند كه در تعقيب و گريز پليسي يكي از آنان دستيگر شد. مأموران در بازجويي دريافتند كه متهم ۱۸ ساله سارق سابقه داري است كه سه ماه پيش نيز در اين كلانتري پرونده داشته است. متهم اعتراف كرد كه از سه ماه پيش تاكنون ۹۵ ضبط خودرو را در مناطق نازي آباد و پيروزي به سرقت برده است. در حال حاضر پرونده متهم براي تحقيقات بيشتر و دستگيري همدست وي به دادسراي ۱۶ بعثت منتقل شده است.
|
|
|
|
|
چگونه
عدم توجه به جلو
ساعت ۲ و نيم بامداد است يك دستگاه سواري پژو كه در محور نيشابور ـ سبزوار و در مسير غرب به شرق حركت مي كرد به علت عدم توجه به جلو با يك دستگاه وانت نيسان كه راننده آن فاقد گواهينامه بوده و در همان مسير در حال حركت بود برخورد مي كند. به دنبال اين تصادف تانكر محل سوخت كه در اتاق بار وانت نيسان قرار داشت از محل خود خارج و روي قسمت جلوي سواري پژو سقوط مي كند. هر دو وسيله نقليه به همراه تانكر سوخت از سمت راست مسير حركت خود از جاده خارج و پس از پيمودن ۶۰متر با بدنه پل جديدالاحداث برخورد و متوقف مي شوند. بر اثر وقوع اين تصادف راننده پژو به همراه سه سرنشين ديگر آن در دم فوت و سه نفر مجروح مي شوند كه توسط وسايل نقليه عبوري و امدادي به مركز اورژانس انتقال مي يابند. \ شرايط جوي و جاده اي: در لحظه تصادف هوا صاف و تاريك بوده است. جاده خشك و كم عرض و فاقد جداكننده رفت وبرگشت، داراي شانه خاكي و چراغ چشمك زن راهنمايي بوده و همچنين عرض جاده ۷متر و محل تصادف مستقيم بوده است. \ تجزيه و تحليل: با توجه به موارد اشاره شده بخصوص نقش عامل انساني در بروز حادثه كارشناسان پليس راه علت تامه تصادف را بي مبالاتي از طرف راننده سواري پژو به علت عدم توجه به جلو تشخيص داده اند. ضمن اينكه راننده وسيله نقليه وانت نيسان اقدام مؤثري براي كنترل و مهار محموله صورت نداده و سقوط تانكر در افزايش و شدت صدمات وخسارات وارده نقش داشته است.
|
|
|
|
|
كركس سياه محاكمه شد
|
|
|
نخستين جلسه دادگاه رسيدگي به اتهامات جواني كه عنوان «كركس سياه» به او داده شده است، عصر پنجشنبه در تالار دادگستري در مشهد برگزار شد. قاضي پرونده در اين جلسه اتهامات وي را كه ۲۶ سال سن دارد، ربودن شش دختر بچه شش تا ۱۱ ساله، تجاوز به عنف، سرقت طلاجات آنان و رانندگي بدون گواهينامه اعلام كرد. «مجتبي عليزاده» افزود: با توجه به تحقيقات انجام شده از متهم در دايره آگاهي، طول دادگاه و نيز در مواجهه متهم با كودكان مذكور و اظهارات صريح متهم، دادگاه ظرف يك هفته رأي خود را صادر و نسبت به ابلاغ آن در موعد مقرر اقدام خواهد كرد. در ادامه جلسه معاون قضايي دادگستري كل خراسان نيز گفت: با تشكيل اين گونه جلسات وظيفه دستگاه قضايي تمام نشده و امنيت به طور كامل در جامعه برقرار نمي شود. «محمد شمس گيلاني» از روانشناسان و روانكاوان خواست تا در طول زماني كه متهم در دستگاه قضايي است با مراجعه به دادگاه و گفت و گو با متهم دلايل ارتكاب اين جرايم را از سوي اين فرد مورد كالبد شكافي قرار دهند. نماينده مدعي العموم هم در اين جلسه گفت: وقوع چنين وقايعي مي تواند به منزله هشداري براي مسؤولان باشد تا با عمل به وظايف خود مانع از بروز اين قبيل جنايت ها شوند. قاسم نعمتي افزود: از آنجايي كه بزهكاري متهم، مسلم است لذا به استناد قانون مجازات اسلامي خواستار اشد مجازات براي متهم هستم. متهم نيز در اين جلسه با اعتراف به اتهامات خود از خانواده شاكيان خواست تا او را مورد عفو قرار دهند. وكيل تسخيري متهم هم گفت: بدون شك افكار عمومي خواستار اشد مجازات براي متهم هستند ولي در واقع برطرف كردن عوامل بروز اين قبيل جرم ها مهم است. وي افزود: در زمان انجام اين جرايم متهم در حالت روحي مناسب نبوده است. وي با اشاره به اينكه در معاينات انجام شده علايمي دال بر جنون متهم محرز نگرديد، خواستار ارجاع موضوع پرونده به هيات ديگري متشكل از متخصصان اعصاب و روان شد. ادامه جلسه دادگاه به هفته آينده موكول شد.
|
|
|
|
|
سفر بخير
علت سر خوردن خودرو
اگرچه وضعيت خودرو و جاده در لغزيدن آن سهيم است ولي بدون ترديد عامل اصلي آن راننده است. در رانندگي سه نوع سرخوردن وجود دارد كه به دلايل زير اتفاق مي افتد. \ شتاب زياد (گاز دادن بيش از حد) ترمز گرفتن و نيرويي كه در پيچ هاي جاده به لاستيك اعمال مي شود. \ تركيبي از دو حالت فوق. سرخوردن چرخ هاي عقب در اثر كاهش چسبندگي آنها اتفاق مي افتد. اين حالت معمولاً درنتيجه سرعت بيش از اندازه و نيروي سر پيچ ها اتفاق مي افتد. ممكن است شتاب خودرو و نيروي بيش از معمول ترمز نيز به اين حالت كمك كند. اين نوع لغزيدن به آساني تشخيص داده مي شود. با كمي بي دقتي ممكن است خودرو هنگام پيچيدن كاملاً دور خود بچرخد. براي از بين بردن عوامل لغزش خودرو بايد پارا از روي پدال گاز و ترمز برداريد و حركت خود را با فرمان هماهنگ كنيد. وقتي خودرو در جهت نادرست حركت مي كند عكس العمل طبيعي شما بايد اين باشد كه با استفاده از فرمان آن را به مسير صحيح برگردانيد. سرخوردن چرخ هاي جلو نيز وقتي اتفاق مي افتد كه چسبندگي آنها كم شده باشد. در اين حالت كنترل مستقيم خودرو از دست راننده خارج مي شود. توصيه مي شود زمان را در جهت حركت خودرو هدايت و سعي كنيد كه با تشخيص و يا از بين بردن علت به مرور چرخ هاي خودرو را به صورت مستقيم برگردانيد و يا فشار روي پدال گاز و ترمز را كاهش دهيد
|
|
|
|
|
با نظر كارشناسان
قاضي حكم به آموزش داد
|
|
|
راز هويت پنهان يك نوجوان كه خود را«ليلا» معرفي مي كرد گروه حوادث: هويت واقعي پسر نوجواني كه به نام ليلا براي بار سوم توسط پليس تهران دستگير شده بود، در كانون اصلاح و تربيت فاش شد. راز اين نوجوان كه هر سه بار به علت داشتن ظاهري دخترانه دستگير و تحويل كانون اصلاح و تربيت شده بود، آخرين بار پس از بازرسي بدني فاش شد و به كانون پسران منتقل شد. \ دستگيري سوم ساعت يك و نيم بامداد ۶مرداد سال جاري مأموران در حين گشت زني شبانه در خيابان شوش به دختري ۱۲ساله كه تنها بود، مشكوك شده و وي را به كلانتري منتقل كردند. اين دختر در كلانتري به مأموران گفت: اسم من ليلا بمپوريان است و از دوسال پيش از خانه مان در بندرعباس اقدام به فرار كرده ام. وي گفت: پدر و مادرم اهل بندرعباس وهر دومعتاد هستند و من تاكنون سه بار از خانه مان فرار كرده ام و دوبار به كانون اصلاح و تربيت رفته ام ـ روز بعد پرونده ـ به شعبه۱۱۸۴ سابق مجتمع قضايي اطفال ارجاع شد و قاضي احمد مظفري اين دختر را تحت بازجويي قرار داد. ليلا به قاضي مظفري گفت: من ۱۳سال دارم دوسال قبل بود كه براي اولين بار از خانه فرار كردم چون پدر و مادرم هر دومعتاد هستند و ما در بندرعباس زندگي مي كنيم. بار اول كه دستگير شدم به كانون اصلاح و تربيت منتقل شدم ولي وقتي مدتي را در آنجا ماندم مرا تحويل مأموران يگان ويژه دادند تا به خانواده ام سپرده شوم ولي من از غفلت آنان استفاده كردم و موفق به فرار شدم. وي ادامه داد: مدتي پيش بودكه براي دومين بار دستگير شدم ولي دوباره از دست مأموران يگان ويژه فرار كردم. \ سوابق ليلا به دستور قاضي مظفري و بنا به اظهارات متهم نوجوان سوابق وي تحت بررسي قرار گرفت و روشن شد وي يكبار به علت ولگردي و بار ديگر به علت رابطه نامشروع دستگير شده است و پس از اينكه مدتي را در كانون اصلاح و تربيت گذرانده به مأموران يگان ويژه تحويل داده شده است تا به نزدخانواده اش بازگردد. \ اظهارات جديد نوجوانان فراري ليلا وقتي براي بار ديگر در برابر قاضي قرار گرفت، گفت: من دوست دارم آزاد باشم و در خيابانها دزدي كنم. دوست دارم كه با پولي كه به دست مي آورم غذاهاي خوب بخورم تا بدنم قوي و سالم باشد. به دستور قاضي مظفري ليلا جهت تحقيقات از خانواده و مشخص شدن هويت كاملش با قرار كفالت روانه كانون اصلاح و تربيت تهران مي شود. \ نوجوان فراري در برابر روانشناسان ليلا كه به دستور قاضي مظفري جهت مشاهده در اختيار روان شناسان كانون قرار گرفته بود تحت معاينه قرار مي گيرد. يكي از روانشناسان اين كانون پس از صحبت و بررسي روحي ـ رواني ليلا، پي به حقيقتي مي برد كه راز اين نوجوان فراري را روشن مي كند. \ ليلا كيست؟ مدير كانون اصلاح و تربيت تهران در نامه اي كه ۸روز بعد از سومين دستگيري ليلا به نگارش درآمده است خطاب به دادگاه اعلام مي كند: نوجواني كه خود را به ما و شما به عنوان ليلا بمپوريان معرفي كرده است، دختر نيست و در بازرسي بدني از او كه در كانون صورت گرفته است، روشن شده است كه وي پسر است و اكنون نيز به كانون پسران منتقل شده است. \ بازجويي جديد ليلا درحالي كه لباس دخترانه اش را از تن او درآورده اند با لباسي پسرانه در برابر ميز قاضي مظفري مي ايستد. او در اين تحقيقات به رئيس شعبه۱۱۸۴ سابق دادگاه اطفال مي گويد: وقتي از خانه فرار كردم متوجه شدم كه كسي به يك پسر نوجوان توجهي ندارد و دلش براي او نمي سوزد وقتي از بندرعباس به تهران آمدم و ديدم من از گدايي پول زيادي به دست نمي آورم ولي دختراني كه گدايي مي كنند پول بيشتري به دست مي آورند و مردم بيشتر به آنان توجه دارند، تصميم گرفتم كه خودم را به شكل دختران دربياورم. وي ادامه داد: براي همين لباس دخترانه پوشيدم و وقتي كه اولين بار به علت ولگردي دستگير شدم خودم را دختر معرفي كردم. دومين بار هم خودم را به عنوان دختر معرفي كردم و تاكنون دوبار در واحد دختران كانون بوده ام. اين نوجوان فراري اضافه كرد: البته يكبار هم به عنوان پسر دستگير شده ام و در كانون پسران بوده ام. وي در دادگاه گفت: پدر و مادر من معتاد هستند. من جايي را براي زندگي كردن ندارم. قاضي مظفري پس از بررسي ها پي برد. ابراهيم به عنوان ليلا اولين بار در ۲۳ دي ماه سال ۸۰ در شعبه ۲۱۰۱ دادگاه اطفال به تحمل ۳۰ ضربه شلاق و جريمه نقدي محكوم شده و در آن زمان خود را ۱۵ ساله معرفي كرده است. \ انتقال به پزشكي قانوني قاضي احمد مظفري با توجه به اينكه ابراهيم سن خود را ۱۳ سال به او اعلام كرده بود. دستور داد تا وي به سازمان پزشكي قانوني انتقال يابد تا پس از بررسي سن واقعي او روشن شود كارشناسان پزشكي قانوني پس از بررسي و انجام آزمايشات و معاينات لازم از ابراهيم در تاريخ اول شهريور سالجاري اعلام كردند: با توجه به رويش دندان ها در ابراهيم سن وي ۱۲ سال تخمين زده مي شود. \ بررسي روان شناختي قاضي احمد مظفري پس از اين اعلام نظر از واحد روانشناسي كانون اصلاح و تربيت درخواست كرد تا ابراهيم تحت معاينات تخصصي روانشناسي قرار گيرد. واحد روانشناسي كانون اصلاح و تربيت پس از معاينه، مصاحبه و بررسي هاي روانشناختي از «ابراهيم» به دادگاه اعلام كرد: در اين مدت سعي كرده ايم تا بتوانيم علاوه بر بررسي هاي رواني روي ابراهيم خانواده او را نيز يافته و آنان را نيز تحت بررسي قرار دهيم ولي تاكنون موفق به يافتن اثري از اعضاي خانواده اش نشده ايم. اين كارشناسان در ادامه اعلام كردند: ابراهيم داراي خانواده اي آشفته و مختل است بنابه گفته هاي خودش كه به صورت مكرر اعلام شده پدرش اعتياد دارد و بارها در زندان بوده است و بقيه اعضاي خانواده شان نيز اقدام به تكدي گري مي كرده اند. ابراهيم گفته است: برادران و خواهران اش در بهزيستي نگهداري مي شوند و او حدود يكسالي است كه از محل سكونت خانواده اش در بندر عباس اقدام به فرار كرده و به تهران آمده است. او در تهران به نزد پيرزني آمده كه او هم گدايي مي كند و با او زندگي مي كرده است. روانشناسان كانون اعلام كردند: مددجو هيچ مشكلي به لحاظ هوشي ندارد و در حد ممتاز است ولي داراي اختلال رفتاري است و مورد تعدي پدر نيز قرارگرفته است و به اين علت حاضر به بازگشت به خانواده و محل سكونت اش نيست. پيشنهاد مي شود با همكاري مركز مراقبت بعد از خروج شرايط ادامه تحصيل به حرفه آموزي و آموزش مهارت هاي زندگي براي او فراهم شده و نظارت روي رفتار وي تا اصلاح و يادگيري سازگارانه باجامعه انجام گردد. \ رأي دادگاه قاضي مظفري پس از اين اظهار نظر روانشناسي ابراهيم را به دادگاه احضار كرد. ابراهيم در دادگاه گفت: پدر و مادرم خواهران و برادرانم را هم مثل من ناچار به گدايي مي كردند و بارها مورد آزار و اذيت پدرم كه فردي معتاد بود قرار مي گرفتم. مظفري با توجه به اظهارات ابراهيم در دادگاه طي حكمي اعلام كرد: با توجه به اظهارات صريح متهم در دادگاه و اقرار صريح و قبول اتهام موجود در پرونده مجرميت او از نظر دادگاه محرز است اما با توجه به اينكه اطفال مبرا از مسؤوليت كيفري هستند به استناد ماده ۴۹ قانون مجازات اسلامي و ماده ۱۷۹ قانون آيين دادرسي كيفري قرار موقوفي تعقيب از لحاظ جنبه كيفري جرم صادر مي شود و از لحاظ تأديب و تربيت به استناد ماده ۴۹ قانون مجازات اسلامي با توجه به نظريه واحد روانشناسي كانون اصلاح و تربيت نامبرده مدت ۶ ماه در كانون جهت ادامه تحصيل و حرفه آموزي و آموزش هاي مهارت هاي زندگي براي اصلاح و يادگيري زندگي سازگارانه با جامعه نگهداري و بعد از اين مدت تحويل مركز مراقبت بعد از خروج كانون مي گردد. در ضمن كانون موظف است از نحوه پيشرفت تحصيلي و مهارت هاي زندگي مددجو هر ماه گزارشي جامع جهت تصميم مقتضي به دادگاه ارسال كند.
|
|
|
|