دوشنبه ۸ دي ۱۳۸۲ - ۶ ذيقعده ۱۴۲۴
Mon, Dec 29, 2003
ويژه ۴
شماره ۲۶۸۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
گفت و گو
سلامتي
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
ضميمه ۱
آرشيو
بررسي علل فرار از خانه در ميزگرد گروه حوادث
فرار؛
پيوندبا تلخي ها
149343.jpg
فرار يكي از معضلات اجتماعي است كه اين روزها متأسفانه روند رو به رشدي داشته است. مرگ ها، شكنجه ها، فروش اعضاي بدن، دختران و پسران فرار، اعتياد، درگير شدن در باندهاي قاچاق ، علاوه بر اينكه اين دختران و پسران فرار را درگير مي كند، اكنون جامعه را نيز تحت فشار قرار داده است و آسيبي جدي به پيكره اجتماع وارد مي كند. در اين خصوص ميزگردي با حضور كارشناسان و متخصصان فرار برگزار كرده ايم كه بخش
نخست آن را در اين شماره مي خوانيد.
*مريم ساماني

\ در كودكان فرار، دختران فرار و بطور كلي فرار از خانه به لحاظ روانپزشكي با چه مشكلي روبرو هستيم؟
دكتر فربد فدايي ـ روانپزشك : افرادي كه اقدام به فرار مي كنند، مجموعه همگني را تشكيل نمي دهند. ولي فرار از خانه مخرج مشترك مسائل اين گره است. خيلي از اوقات در خصوص اين پديده صرفاً به مسائل اجتماعي و خانواده توجه مي شود، اما من معتقدهستم اگرچه معضلات اجتماعي و خانواده نقش مهمي در فرار از منزل دارد و لي چيزي كه مورد كم توجهي است نقش روانپزشكي و روانشناختي در اين پديده ناخوشايند است. هميشه اين ايراد گرفته مي شود كه روانشناسان مبتلايان به آسيب هاي اجتماعي را در يك طبقه بندي خاص قرار مي دهند، بايد بگويم اين ناشي از ضرورت بررسي پديده هاست، تا پديده ها طبقه بندي نشوند امكان درماني بوجود نمي آيد.
در خصوص فرار من روي مسائل روانپزشكي متمركز مي شوم. ما تشخيص هايي در روانپزشكي كودكان داريم كه با ناسازگاري هاي كودك در خانواده و مشكلاتي كه براي خانه و خانواده ايجاد مي كند ارتباط دارد و سرانجام به بزهكاري و فرار مي انجامد. اختلالاتي مثل بي اعتنايي و مقابله كه اكثراً در كودكان پيش از رفتن به مدرسه ظاهر مي شود يا كج خلقي و لجبازي و مقاومت در برابر آنچه كه برايش ضروري است يا قيافه عبوس گرفتن و مقررات خانوادگي را اجرا نكردن، البته اينها را نبايد با پرخاشگري اشتباه گرفت، ولي زماني كه اختلالات جدي براي فرد ايجاد كرد بايد به فكر تشخيص باشيم.
\ به چه علت فردي اقدام به فرار مي كند ، خانه را ترك مي كند و در جامعه رها مي شود؟
دكتر فرجاد ـ آسيب شناس ـ: وقتي پديده فرار را بطور اعم مورد بحث قرار مي دهيم در آسيب شناسي به دنبال عوامل وانگيزش هاي ايجاد اين پديده ضداجتماعي مي گرديم ومي بينيم فرار ناشي از شرايط نابسامان خصوصيات خلقي فرد ، جامعه وخانواده است. ببينيد هيچ رفتاري بدون دليل در هيچ جامعه اي وجودندارد پس اگر اين نابساماني ها كنترل شوندوكاهش يابند ، بطور گسترده از فرار جلوگيري مي كنيم. در تحقيقي كه در زمينه فرار روي كودكان در تهران داشتم اين مسأله نشان داده شد.
\ چه كساني درميان افرادي كه اقدام به فرار مي كنند ، بيشتر آسيب مي بينند؟
دكتر فرجاد : در بين كساني كه اقدام به فرار مي كنند كودكان بيشتر آسيب مي بينند واين به علت كم تجربگي آنان و فريب خوردن شان است . بچه ها علي رغم ميل شان درگيركارهايي مي شوند كه بعداً خود از انجام آن ناراحت مي شوند. در گروههاي سني زير ۱۴سال شناخت سطحي است حتي اگر آنان اختلال شخصيتي ـ رفتاري دارند. نسبت به اتفاقاتي كه مي افتد نظر خوبي ندارند كسي كه فرار مي كند در نهايت كار ولگرد مي شود. ولگردي دردنيا وجود دارد.
\ خانواده چه نقشي در فرار دارد؟
دكتر شيوا دولت آبادي ـ روانشناس : بايد تلاش كنيم تا براي هرپديده وآسيب توجيه علمي پيدا كنيم. به اميد بازگشت اين انسانها به زندگي فارغ از جرم . زيرا فرار برچسب مهمي را ايجاد مي كند.درخصوص سؤال بايد بگويم انسان بدون دلبستگي رشد نمي كند. انسان بدون داشتن مأمن نمي تواند رشد جهاني داشته باشد.انسانها با اتحاد وامنيت واتفاق در خانواده آشيانه اي را حس مي كنند. اگر زيربنايي تر نگاه كنيم مي بينيم كه واكنش روانشناسي هرفرد يا رويارويي هرفرد وهرنوزاد انسان اين را نشان مي دهد كه اومايل است پيوسته با ديگران مقداري خود را تعديل كند. در مواقع خطر اين مسأله جزو آموزش متعادل است ولي زماني كه انسان زير فشار قرار گرفت دراين صورت يا اقدام به ستيز مي كند ويا گريز مي نمايد. حمله مي كند به چيزي كه براو عرصه را تنگ كرده يا از آن مي گريزد. بايد اين دو را كنار هم ديد حوزه پرخاشگري در بچه هاي فرار وجود دارد. اين مسأله آميزه اي از ستيز وگريز است كه در زمان يكي برديگري غلبه كرده است.
احمدمظفري ـ قاضي دادگاه اطفال ـ : به نظر من بايد اول تعريفي از فرار ارائه داد. تعريفي ازاينكه كودك فراري كيست؟ به چه كسي فراري مي گويند؟ و آن وقت علل فرار ازخانه را بررسي كرد.
مسائل كودكان و نوجوانان بزهكار به ما مربوط است . بايد ببينيم نحوه برخورد قانوني چيست؟افرادي كه به لحاظ محدوديت اجتماعي و جبر مادي ومعنوي از سوي سرپرستان قانوني ، عرفي يا قهري بدون داشتن جايي براي سكني از خانه فرار كرده وبه جامعه پناه مي بردند، در تعريف فرار نمي گنجند.پرونده اي داشتيم كه دختري ۱۰ساله از خانه فرار كرده بود. زيرا مادرش با قاشق داغ او را آزار جسمي داده بود. فرار هميشه بد نيست زيرا اگر فرار نمي كرد منجر به قتل او يا جرايم ديگر مي شد.
\ فرار جرم هست يا خير؟
مظفري : از لحاظ قانوني فرار از منزل در چارچوب جرم قرار نگرفته است . در قانون مجازات اسلامي هرفعل وترك فعل كه تعريف شده باشد، جرم است و دراين مورد عنوان قضايي نداريم و ما اكثراً اتهام ولگردي را براي فرار مي زنيم. ولگردي تعريف خاص دارد ولي ماناچار هستيم اتهام ولگردي را بزنيم تا به جاي اينكه تحت پوشش حمايتي قرار گيرند ناچار به كانون اصلاح وتربيت فرستاده شوند. البته بعضي موارد درناهنجاري هاي اجتماعي براي فرار مجازات تعيين شده است . بايد با فرار برخورد كرد ومي طلبد تا درخصوص اين موضوع به عنوان تخلف فكر كرد تا برخوردها قانوني شود درحالي كه بعداز دستگيري حالا ماناچاريم تا فرد فراري را رها كنيم وهيچ راهكاري براي اين موضوع در نظر گرفته نشده است . هرقاضي با تعصب خاص خود تصميم مي گيرد. بارها شده موردي را به بهزيستي فرستاده ام ولي جواب وپاسخ مناسب نگرفته ام.
\ پليس دراين ميان وبراي مبارزه با اين پديده چه كرده و اصلاً چه وظيفه اي برعهده پليس است ؟
سرهنگ روزبهاني ـ معاونت اجتماعي ناجا ـ: نگاه پليس به پديده دختران فراري و كودكان خياباني از ابعاد مختلف است وشايد در بعضي جهات مشترك باشند ولي كلاً دونگاه مختلف وجود دارد نگاه به كودك خياباني زير ۱۳ سال ودختران فرار بعداز بلوغ تا سن ۲۱سالگي بيشترين نرخ سن را نشان مي دهد.فرار به تنهايي تازماني كه زمينه فعل مجرمانه اي نباشد، خود جرم نيست ولي معتقد هستيم هرفراري مي تواند زمينه بروز يك جرم وآسيب را داشته باشد.خانواده، جامعه ومدرسه نقش اساسي در بروز اين پديده ـ فرار ـ دارند، اين پديده به خانواده برمي گردد وپليس بانگاه به اين مسأله و تقسيم نگاههايي كه دراين مورد داريم، يك سري ويژگي ها را دريافته است كه خلأ جذب ، ساماندهي وحمايت بايد پيوستگي خاص داشته باشد. اگر تعاريف را در مورد ساماندهي آناليز كنيم پليس در مرحله جذب و جمع آوري وظيفه دارد وبقيه به محاكم قضايي، مراحل قانوني، مراكز نگهداري يا بازگشت به خانواده برمي گردد و آنها در اين زمينه نقش دارند.
\ چرا اين پديده تكرار مي شود؟
سرهنگ روزبهاني: تكرار اين پديده در كيسها در ارتباط با ناكارآمدي با اين فعاليتها است. آيا تحويل به خانواده آن نياز عاطفي را براي پيشگيري از فرار مجددايجاد مي كند؟ آيا شرايط مطلوب براي ماندگاري در منزل فراهم شده است يا شدت آسيب درحدي بود كه اين كيس توانمندي اش را درخانواده حس نمي كند و شرايط خانواده را مي پذيرد. ما از نگاه پليس بررسيهايي را كرده ايم تا به علت فرار و خياباني شدن پي ببريم.در ارتباط با كودك خياباني تعريف مشتركي بين مقامات قضايي و مراكز بهزيستي و سازمانهايي كه نگاههاي بين المللي به كودكان دارند مي گويند هر كودكي كه از خانه خارج مي شود تا براي تأمين معاش خود فعاليت داشته باشد و ساعات زيادي بدون حضور سرپرست باشد، كودك خياباني است.بايد گفت دختر فراري با انگيزه شخصي اش خانه راترك مي كند.
دكتر مريم يوسفي ـ جامعه شناس: آسيب اجتماعي از معضلات پيچيده اي است كه متخصصان امر را معطوف كرده است ولي كلاً آسيب و انحراف اجتماعي هميشه بوده است. بايد ديد چه شرايطي باعث شده تا آسيبها به وجودآيد؟ سن كودكي و نوجواني سن خطرناكي است. از۱۱تا ۱۹سالگي فرد از كودكي اش جدا مي شود ولي فاصله زيادي دارد تا خودرا جوان ببيند. به اين علت او دست به اعتراض مي زند. در خانواده هاي پرخاشگر و پرهنجار دختر يا پسري كه ناسازگاري دارندمتقابلاً باعث مي شوند تا خانواده با آن دختر يا پسر ناسازگاري كند وهمين جا است كه فكر فرار به وجود مي آيد و دختر يا پسر براي نجات از اين مخمصه اقدام به فرار مي كند.
\ سن فرار از چند سالگي است؟
دكتر يوسفي: سن فرار از ۱۲ تا ۱۸سالگي است. پسران در اين سن افسرده مي شوند. چون در خانواده بدسرپرست بزرگ مي شوند. گروهي از اين بچه ها هيچ وقت در برابر اين ناسازگاريها اعتراض نمي كنند، ولي با فرار اعتراض مي كنند.
طوراني ـ رئيس اطلاع رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ : ما به بحث پديده فرار از ديد معلول و آسيب نگاه مي كنيم بايد ابتدا دنبال علت يابي باشيم تا بتوانيم پيشگيري كنيم.پديده فرار الآن به صورت فرار دختران است. چه كسي اطمينان مي دهد كه در آينده اين پديده پيچيده تر نشود؟ما چون مديران متخصص نداشته ايم با اين مسأله تاكتيكي برخورد كرديم و متوليان جزيره اي عمل مي كنند. وجود نهادهاي موازي باعث شده علي رغم هزينه هاي زياد جواب مثبت نگيريم زيرا مديران امور فرهنگي ديد مناسبي ندارند.ما هيچ وقت احساس جوان را قرائت نكرده ايم. تفاوت نسلها در طول زمان بوده است. هر وقت اين تفاوت درك شده به شاخص حاصله رسيده ايم و هر وقت نشده دچار فرافكني شده ايم و از شكاف نسلها حرف زده ايم و انگشت اتهام به سوي مرزها بلندكرده ايم.
149313.jpg
\ مريم پرمحمدي ـ مددكار اجتماعي: علت فرار رامي توان به موضوعات مختلفي مرتبط دانست كه تاكنون بارها در مورد آن صحبت شده است. اختلاف طبقاتي، نگرشهاي فردي، ديدگاههاي مختلف فرهنگي، طلاق، والدين بزهكار، تمايل شخصي به رفتارهاي بزهكارانه، تنش در خانواده، دعواهاي مكرر پدر و مادر، كمبودهاي مالي دختر، شكنجه هاي بدني والدين، نبودن تفريح در زندگي، ازدواجهاي اجباري، اختلالات رواني، نبودن نگاه مثبت جنسيتي زن ـ مادر ـ در خانواده و انتقال آن به فرزند دختر.
شخص به خودمي گويد: مادر تجسمي از آينده من است و اين آينده دلپذير نيست، بايد يكي مثل مادرم باشم و اين ارضاكننده نيست. دختر به دنبال جلوه هاي ويژه زن بودن است براي ايجاد تغيير به دنبال الگوهاي ديگر است و چون ناتوان از الگوپذيري مناسب است در مقابل وعده هاي ديگران براي آينده بهتر سر تعظيم فرودمي آوردو اينجاست كه فرار اتفاق مي افتد. سواد ناكافي والدين، نداشتن پايگاه اجتماعي مناسب والدين به علت مشغله زياد از ايفاي نقش پدر و مادري بازمي مانند توازني بين دخل و خرج خانواده برقرار نمي شود. بچه ها به حال خودشان رها مي شوند، حداقل نظارت اعمال نمي شود و نظارت بيشتر به شيوه تنبيه بدني، سرزنش و فحاشي و... است. احساس زيادي بودن، اصلاً نبودن منجر به فرار مي شود. شايد بيرون بهتر از اين جهنم كه نامش خانه است، باشد.
\ با چه نشانه هايي مي توان يك شخصيت ضداجتماعي را شناخت؟
دكتر فدايي: اختلال سلوك در كودكاني كه برحسب سرشت، ژنتيك و عوامل محيطي رفتارهاي خلاف قواعد اجتماعي انجام مي دهند، ديده مي شود. شبي را بيرون از خانه مي گذرانند، دروغ مي گويند، رفتارهاي زودهنگام جنسي، به دنبال سيگار، الكل، فرار از مدرسه هستند، نسبت به كودكان و بزرگسالان پرخاشگري بيشتر دارند و نسبت به جانوران بيرحمي نشان مي دهند و اين رويه مسلط رفتاري آنهاست. اين كودكان اگر تشخيص داده نشوند در ۴۰درصد موارد به شخصيت ضد اجتماعي تبديل مي شوند. اكثريت بزهكاران را مبتلايان به شخصيت ضد اجتماعي تشكيل مي دهند ژنتيك، سرشت، بيماري مزمن جسمي، شرايط دشوار خانواده، معضلات اجتماعي و مسائل كيفري بايد مد نظر قرار گيرد.
گاهي يك بيماري جسمي مزمن يا معوليت كودك حالت طغيانگري و خشم را با فرار از خانه دارد. در يك خانواده ممكن است شرايط دشوار براي همه باشد. ولي همه فرار نمي كنند ياتمام زنان در شرايط دشوار دست به فرار نمي زنند.
من روي ويژگي هاي شخصيتي و اختلالات تأكيد دارم. صرفاً تمركز را نبايد روي معضلات اقتصادي و اجتماعي گذاشت. فرار در همه اعصار و جوامع بوده است وخيلي هم نسبت آن فرق نمي كند.شخصيت هاي فرار نياز به بررسي روانپزشكي، درمان و توانبخشي روانپزشكي دارند.
دكتر فرجاد: متأسفانه در كشورهاي آسيايي، آفريقايي درصد فرار بالاتر از كشورهاي ديگر است در بعضي كشورها رفاه اجتماعي هم هست، ولي فرار هم هست.
\ چرا؟
دكتر فرجاد: اين يكي از يافته هاي انقلاب صنعتي است. مهاجرت، شهرنشيني و حاشيه نشيني از عوامل عمده فرار كودكان و نوجوانان است.
\ بر اثر فرار چه آسيب هايي به شخص وارد مي شود؟
پر محمدي: پس از فرار است كه شخص عواقب تلخ آن را مي فهمد و متوجه مي شود كه فقر مالي، سرزنش و احساس زيادي بودن بهتر از فرار است.
دكتر فرجاد: متأسفانه بدون استثنا همه كساني كه فرار كرده اند دچار آسيب هاي شديد رواني و اجتماعي شده اند. جنگ جهاني دوم كمك كرد تا پديده فرار گسترده تر شود.
در دنيا صد ميليون كودك خياباني شناسايي شده است و اين مسأله بيشتر در كشورهاي در حال توسعه يا عقب نگه داشته شده است.
هميشه از افراد فراري سوءاستفاده شده است. گدايي، دستفروشي، توزيع موادمخدر، جرائم جنسي، كار اجباري براي باندهاي بزهكاري و. .. است.
متأسفانه وقتي اين بچه ها وارد باند مي شوند، ديگر اختياري از خود ندارند. وضعيت رواني ـ اجتماعي فرد فراري گرفتار اين باندها خيلي اسفناك است. اين فرد از نظر عاطفي در خانواده ساپورت نشده بعد هم گرفتار اين افراد خشن مي شود.
\ فرار از چه زماني در جامعه ما رونق گرفته است؟
دكتر فرجاد:از دوران قاجار تا كنون فرار كودك خياباني پسر و دختر در جامعه ما بوده است و تحقيقي هم در اين مورد شده و حتي تاريخ نويسان هم در اين مورد اشاره داشته اند.
\ چه مسأله اي موجب مي شود تا نوجوان يا جوان از محيط خانه بگريزد و دست به فرار بزند و به تنهايي به دامن جامعه پناه ببرد؟
دكتر يوسفي: عدم اطلاعات و آگاهي خانواده و غني بودن آگاهي نوجوان، عدم تربيت ساختار داخلي خانواده، پرجميعت بودن خانواده، جدايي والدين، ارتباط با دوستان ناباب و مشاهده اعمال جنايتكارانه در فيلم ها و تلويزيون، خانواده بدسرپرست و بي سرپرست، از بين رفتن اقتدار نوجوان و جوان در تصميم گيري ها، تبعيض ميان دختر و پسر، عدم آشنايي با دين اسلام و احكام ديني.
دكتر دولت آبادي: اصل مشاركت، فكر، مسؤوليت پذيري و واكسينه شدن در برابر مشكلات كوچك و بزرگ خانواده زمينه هايي هستند كه به صورتي ملايم و غيرآشكار به بچه ها حفاظت از خود را مي آموزد. تا واكنش متناسب در برابر مشكلات نشان دهند. اگر خانواده به دليل فقر و بدسرپرستي فرصت يادگيري مقابله با مشكلات را نداشته باشد،در خانواده ها هر وقت مشكلي است با تنبيه رفع رجوع مي شود يا واكنش سطحي و الگوي رفتاري نامناسب مشاهده مي شود.
يك بحث كلي تر كه درون كودكان فراري است و بايد به آن بپردازيم، طيف مشكلاتي است كه اين يكي از آن است. وقتي كودك خياباني داريم در مرز كودك فراري است.بايدببينيم اين بچه ها چقدر با خانواده پيوند دارند يا خانواده چقدر به آنان وابسته است . قطع رابطه با آشيانه با مفاهيم دلبستگي، عاطفي بودن و پيوندهايي كه به مرور شكل داده ايم براي ادامه حيات ما ضروري است، وابسته است.از حدود ۴۵۰ كودك خياباني كه من در مركزي با آنان مرتبط شده بودم مرتباً بعضي به مرز فرار مي رسيدند و مددكاران داوطلب سعي در پيوند اين بچه ها با خانواده هايشان داشته و دارند.مسأله فرار قله آسيب اجتماعي ماست. اين موضوع همه جاي دنيا هست ولي ما بايد به اين آسيب در كشور خودمان توجه كنيم زيرا دائم زياد شدن اش را شاهد هستيم.
\ به نظر شما علل فرار كدام مسأله است؟
مظفري: بعضي فرارها بايد انجام شود. در پرونده اي دختري را شاهد بودم كه پدرش او را وادار به ازدواج با مردي ۸۰ ساله كرده بود. قانون مدني اين اختيار را به پدر داده است حالا اگر اين دختر ۱۵ ساله فرارنكند و تن به اين اجبار بدهد، مطمئناً ما شاهد خيانت و مسائل ضد ارزشي ديگر از سوي او هستيم.
كلاً علل فرار خشونت، پرخاشگري، فقر، اعتياد، طلاق و جذابيت كلان شهرها است كه نبايد دست كم گرفته شود. ما در تلويزيونمان تبليغ مي كنيم ولي آن وقت از دختر روستايي مي خواهيم در روستا بماند ولي دختر روستايي فكر مي كند كه در جامعه بزرگتر به حق خود مي رسد. ترس از ازدواج تحميلي، رابطه نامشروع از علل فرار است. در يك پرونده شاهد بودم دختر و پسري كه تنها با هم تماس تلفني داشتند، بعد از اينكه پدرش شنود مي گذارد و متوجه اين ارتباط تلفني مي شود، با كابل او را آنقدر زده بودكه دختر در وضعيت خيلي بدي قرار داشت. خب حالا اگر اين دختر شرايط را تحمل كند در خطر بيشتري قرار دارد.
در بين جوانان شايعاتي است كه مي گويند اگر دختر و پسري رابطه نامشروع داشته باشند، ناچار به ازدواج با هم مي شوند براي مثال در پرونده اي دختري ۱۵ساله و پسري ۱۷ساله ادعا كردند رابطه دارند بررسي كرديم متوجه شديم كه ادعاي نامربوطي مي كنند و متوجه اين مسأله و شايعه شديم در حالي كه دادگاه جاي خواندن عقد ازدواج نيست.
آزار جنسي از سوي ناپدري و... باعث تشديد فرار مي شود براساس پرونده هايي كه داريم تعصبات بي جاي سنتي خانواده ها باعث فرار مي شود. دختري را كه پليس دستگير كرده و نگه داشته است، هر چه خواسته ايم به خانواده بقبولانيم كه اين دختر اشتباهاً دستگير شده پدر با سنگ دخترش را زده بود، همين تعصبات خشك باعث فرار شده است.
خانه ريحانه و تشويقهايي كه براي آن مي شود خود باعث تشديد فرار بود. يادم هست كه آقاي زم گفته بودند خانه ريحانه و خانه هايي اين چنيني باعث تشويق فرار مي شود يا در مورد قربانيان خانه سبز، اين بچه ها تربيت نمي شدند. ما براي تربيت آنان رفتيم ولي مسؤولان اين مكانها اصلاً نمي خواستند اين بچه ها تربيت شوند.
هيچ كس معترض نشده كه اين خانه ها تحت چه شرايطي اداره مي شود. دختري فراري را تحويل داديم، نپذيرفتند. كسي اينها را بازخواست نمي كند كه با اين پول و بودجه چه مي كنيد. دختراني به علت تبعيض ميان دختر و پسر در خانواده فرار كرده بودند. با دخترها اكثراً برخورد مناسب نيست. خب همه هم به يك اندازه تحمل ندارند، بنابراين بايد به آنان حق بدهيم و به دنبال راهكار مناسب تري باشيم. نمونه اي داشتيم كه من او را محكوم به ديدن دوره آموزش تربيتي كردم مورد ديگر ترس از تنبيه خانواده است به علت نداشتن موفقيت در تحصيل، يا پدر و مادر اجازه درس خواندن به دختر نداده اند. يكبار در پرونده اي مديري را احضاركردم كه افتخارش اين بودكه نگذاشته بود دخترش به علت محيط بد مدرسه تحصيل كند.
149328.jpg
دكتر فرجاد: همين جا براساس صحبتهاي آقاي مظفري بايد به نكته اي اشاره كنم و آن اين است كه ترس از تنبيه ازخود تنبيه سازگارتر است. اگر بچه ها بدانند مقرراتي هست، آن وقت بيشتر متوجه خود و كارهايشان خواهند بود.
مظفري: مشكل مهم اين است كه انعكاس برنامه تلويزيون در شهر و روستا يكي است و ما متأسفانه در تلويزيون چارچوب عالي زندگي را نشان مي دهيم.
دكتر دولت آبادي: به يك نتيجه مهم بايد اشاره كنم و آن اين است كه در بعضي از موارد ما شخص را فراري مي دهيم و او فرار نمي كند. خانواده آنقدر رفتارش نامناسب است كه فرزندش را فراري مي دهد.
دكتر فدايي: به نظر من بايد بين فرار و كودك خياباني تمايز گذاشت. تعريفي براي فرار از خانه وجود دارد و آن زماني است كه كودك براي شبهاي متوالي اغلب از خانه بيرون بماند با وجود داشتن والدين و ممنوعيت آنها در سن قبل از ۱۳سالگي يا فرد مدت طولاني از خانه فرار كرده باشد يا دوبار در مدت كم و يا يكبار در مدت طولاني فرار كرده باشد. هميشه خانواده بايد وجود داشته باشد و فرار از خانه را ممنوع كرده باشد. نه اينكه خانواده خود مشوق فرار باشد.
*آمار فرار داريم؟
سرهنگ روزبهاني: آمار نمي شود داد. چون تعاريف ما واحد نيست. فقداني ها در بعضي آمار با دختران فرار در يك قالب در نظر گرفته مي شوند. در حالي كه فقداني ها در مدت كوتاهي برمي گردند ولي در آمار مي مانند.ما در آمارمان نوسان داريم كه نتيجه مباحث را تحت الشعاع قرار مي دهد.دوران بلوغ دوران حساسي است كه زمينه فرار را فراهم مي كند. ماجراجويي، بي توجهي، به بن بست رسيدن به دليل شرايطي كه پيش آمده و درمقوله قرباني شدن و پشيماني به پديده دختران فرار معطوف است.
*ادامه ميزگرد را هفته آينده بخوانيد

|   صفحه اول   |   سياسي   |   اخبار ايران   |   اجتماعي   |   گزارش روز   |   گفت و گو   |   سلامتي   | 
|   فرهنگ و انديشه   |   چشم انداز   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه   |   ويژه ۲   |   ويژه ۳   |   ويژه ۴   | 
|   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   اقتصادي   |   قيمت سكه و طلا   |   حوادث   | 
|   ورزشي   |   صفحه آخر   |   افق   |   اوقات شرعي   |   ضميمه ۱   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |