دوشنبه ۸ دي ۱۳۸۲ - ۶ ذيقعده ۱۴۲۴
Mon, Dec 29, 2003
ويژه ۶
شماره ۲۶۸۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
گفت و گو
سلامتي
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
ضميمه ۱
آرشيو
پاي صحبت «كارل فرانكلين» خالق بهترين فيلم پليسي فصل
به ياد يك فيلم پليسي ناب
در باره كارگردان و عوامل ساخت «پي. چك»
معرفي يك فيلم روز پليسي ـ جنايي
در دنياي سينماي حادثه
مأموران امنيتي بازداشت شدند
پليس مكزيك هنوز تكليف مرداني را كه به اتهام سرقت از محل فيلمبرداري يك كار جديد سينمايي براد پيت بازداشت شده اند، مشخص نكرده است.اين مردان ۶ مأمور امنيتي بودند كه براي مراقبت از اشيا و وسايل صحنه طي فيلم مورد بحث (به نام «تروا») استخدام شده بودند اما بعداً مشخص شد كه نه فقط چنين نكرده اند بلكه با سوءاستفاده از اعتماد كارگزاران فيلم به آنها مقداري از وسايل متعلق به فيلم و يا دارايي شخصي عوامل ساخت فيلم شامل يك موتوسيكلت مدرن را دزديده اند و با خود برده اند. تهيه كنندگان «تروا» براي اين كه فضاي روم باستان را كاملاً زنده و به فراخور قصه مهياي فيلمبرداري كنند، مدلي از آن شهر را در منطقه اي از مكزيك و مدلي ديگر را در ايالت كاليفرنيا پياده كردند و در آنجا به كار گرفتن صحنه هاي موردنظر پرداختند و دزدي مورد بحث در شهر ساخته شده در مكزيكو روي داده است۶. مأمور امنيتي كه بعداً مچ شان گرفته و بازداشت شدند، در روزهاي قبل از اين واقعه دائماً از اين كه چرا در پرداخت دستمزدشان وقفه افتاده است، گله مي كردند.
«هويت بورن» ادامه مي يابد
قرار است بزودي قسمت دوم فيلم «هويت بورن» (كه اخيراً از تلويزيون ايران هم پخش شد) نيز تهيه گردد كه نام آن را «بورن سوپرميسي» گذاشته اند.قرار است «جوان الن» هنرپيشه مطرح زن آمريكايي در اين فيلم درمقابل مت ديمون كه بازيگر نقش اصلي است، به نام هلن لندي خواهدبود كه جين بورن (ديمون) را تعقيب خواهدكرد.كارگرداني اين فيلم جنايي ـ پليسي ـ كارآگاهي را پل گرين گرس بريتانيايي به عهده خواهدداشت و سناريو را توني گيلروي براساس رمان رابرت لاد لام نگاشته است.كيلروي فيلمنامه قسمت اول («هويت بورن») را نيز نوشته بود، منتها درآن مرتبه كارگرداني با دوگ ليمن بود.«جوان الن»، عضو جديد خانواده «بورن»، سابقه ۳بار كانديداشدن براي جايزه اسكار طي سالهاي اخير را دارد.
قاتل جديد «شيگاگو» از راه رسيد
«شيكاگو» كه سال پيش جايزه اسكار بهترين فيلم را به دست آورد درباره دو هنرمند زن است كه دست به قتل مي زنند و به دام پليس و نيروي قضايي مي افتند و محاكمه مي شوند، سالها است كه با توفيقي كم نظير و ديرپا به صورت يك تئاتر و نمايشنامه در برادوي و لندن هم بر روي صحنه و در حال اجرا است.در اين مدت، به اجبار بارها هنرپيشه هاي اصلي اين نمايش عوض شده اند و چهره هاي تازه اي جاي قبلي ها را گرفته اند و هرچند كاترين زتاجونز كه سال پيش جايزه اسكار نقش دوم زن را برد و رنه زل ويگر كه براي اسكار نقش اول كانديدا شده بود، پس از غوغاي فيلم راب مارشال بيشتر در ذهن ها مانده اند. اما بايد پذيرفت كه خيلي ها در اين ارتباط و در اجراي تئاتري «شيكاگو» زحمات بيشتري را متحمل شده اند.در آخرين تغيير و تبديل مرتبط با اين نمايش، مقرر شده است كه گرچن مول هنرپيشه زن ۳۰ ساله نقش «راكسي هارت» يكي از دو قاتل معروف «شيكاگو» را در نمايش مربوطه در برادوي ايفا كند و مدتي نيز قرعه به نام او بخورد. او كه از ۱۵ دي ماه به جمع بازيگران اين نمايش (خلق شده توسط باب فاسي)مي پيوندد، سابقه بازي در فيلم هايي مثل «شكل چيزها»، «براي هميشه مال من» و «دني براسكو» را طي سالهاي اخير دارد. بايد ديد قاتل جديد «شيكاگو» چگونه عمل خواهدكرد.
مجسمه اي تازه از «استاد دلهره»
اخيراً از يك مجسمه بزرگ آلفرد هيچكاك در استوديوي بزرگ گينزبوروي لندن پرده برداري شده است تا از آن فيلمساز بزرگ بريتانيايي واستاد مسلم در ژانرهاي تريلر (دلهره آور)، پليسي و جنايي كه در سال ۱۹۸۰ درگذشت، تقديري تازه صورت گيرد.هيچكاك كه از اواخر دهه ۱۹۳۰ به هاليوود رفت و آنجا شاهكارهايي مثل «سرگيجه» و «سايكو » و فيلمهاي تحسين شده اي مانند «پنجره رو به حياط » و «شمال از شمال غربي » و آثار خبرسازي مثل «مارني » و «طلسم شده» را ساخت، كار فيلمسازي اش را سالها پيش در همين استوديو شروع كرد. جك كارديف استاد پير رشته فيلمبرداري كه در برخي فيلمهاي اوليه هيچكاك با او همكاري كرده بود، هفته پيش مي گفت: «هيچكاك در كارش بسيار جدي و دقيق بود و هرگز دست از فعاليت و كار نمي كشيد» و آنتوني دانلدسون كه مجسمه مزبور را ساخته است، اظهار داشت: «سعي كردم هيچكاك را در اين مجسمه چندان پير جلوه ندهم، اما چه كنم كه او چه در جواني و چه پيري چاق بود و لپهايش تمام صورتش را پر مي كرد!»و آن «مرد لپي»،در ايام حضورش در گينزبورو فيلمهايي كلاسيك مثل «بانو ناپديد مي شود» رانيز ساخت.
از صحنه جنايت تا...
گري دوردان، هنرپيشه اي كه در سريال تلويزيوني پرطرفدارا« تحقيقات صحنه جنايت» درخشيده، قرارداد بازي در فيلم تازه اي را بسته كه نام «اگوست سياه» را بر آن گذاشته اند.اين فيلم در باره زندگي حقيقي جورج جكسون است كه در راه احقاق حقوق سياهان فعاليت مي كرد و حزبي به نام پلنگ سياه را اداره مي كرد، اما زندگي و كارهاي او با جنجال هايي همراه شد.در اين فيلم زندگي و فعاليت هاي مختلف جكسون را نظاره مي كنيم. تا اين كه سرانجام پليس ها او را به دام مي اندازند و زنداني مي كنند و او به سال ۱۹۷۱ به دست گاردهاي زندان معروف سن كوئن تين كشته مي شود.
اتفاقات يك مزرعه مرموز
بزودي تهيه يك فيلم جديد پليسي ـ جنايي و مرموز در آمريكا شروع مي شود كه نام «بلي اينديانا» را روي آن گذاشته اند.اين فيلم ما را به ايالت ايندياناي آمريكا در اوايل قرن بيستم مي برد و آنجا با زني آشنا مي شويم كه همسرش ناگهان مي گذارد و مي رود و او را با يك مزرعه بزرگ كه اداره اش سخت است، تنها مي گذارد.اين زن كه «بلي» نام دارد، در اين راه يك مستخدم زن و ياور به نام جني نيز دارد، اما چون توان فيزيكي اداره مزرعه را ندارد، گروهي كارگر مرد را استخدام مي كند، اما ناگهان اين كارگران يكي يكي محو و ناپديد مي شوند و كار به دخالت پليس مي كشد و آنها در تحقيقات خود به نتايج عجيبي مي رسند كه كاملاً متفاوت با تصورات اوليه آنها است.سناريوي فيلم را استيون شاكتر نوشته است و خود نيز كارگرداني خواهد كرد و ايفاي نقش همسر اين زن نيز با ويليام اچ ميسي يكي از بهترين هنرپيشه هاي مرد نقش دوم دنيا طي سالهاي اخير خواهد بود، اما ساير ايفاگران نقشها هنوز انتخاب نشده اند.
پاي صحبت «كارل فرانكلين» خالق بهترين فيلم پليسي فصل
دور از افسانه هاي شيرين و الكي
149337.jpg
اشاره:
كارل فرانكلين كارگردان سياهپوست آمريكايي به عنوان سازنده «خارج از زمان» يكي از بهترين فيلم هاي پليسي ـ جنايي ۳ماه اخير دنيا حرف هاي زيادي براي گفتن دارد. اين فيلم همانطور كه پيشتر نيز براي شما نوشته ايم، درباره يك رئيس پليس در شهري كوچك در آمريكا (با بازي دنزل واشنگتن) است كه با همسرش متاركه كرده است و پولي را از يك نهاد دولتي بطور غيرقانوني وام مي گيرد تا با زن دلخواهش از شهر برود، اما به سرعت براو مشخص مي شود كه آن زن قصد سوءاستفاده از وي را داشته و واقعاً به او علاقمند نبوده است. او كه اعتبار و موقعيت كاري و به واقع همه چيزش را از دست داده است، وارد عمل مي شود و كوششي سخت را در پيش مي گيرد تا جبران مافات و به موقعيت گذشته اش رجعت كند و …فرانكلين كه ساخت فيلم هاي پليسي مطرح و خبرساز ديگري مانند «يك حركت غلط» و «شيطاني در لباس آبي» را در كارنامه اش دارد، درباره كار تازه اش مي گويد…
\ چه چيز «خارج از زمان» نظر شما را جلب كرد؟
* از اين كه مي ديدم همه كاراكترها و حتي پليس ماجرا لكه ها و آلودگي هايي را در خود دارند، خيلي خوشم آمد! يك ماجراي مرموز بود، مثل «فيلم نوآر»هاي قديمي هاليوود. هيچكس در اين قصه كامل و بي نقص و راست كردار نيست.سناريو، شتاب و تعليقي را دارد كه بيننده را تا پايان به دنبال خود مي كشد. فيلم جديد من قصه مردي است كه در «روشن ترين روشنايي» مي خواهد خودش را پنهان كند. اين فيلم با تمام كارهاي قبلي من فرق دارد.
\ ولي «يك حركت غلط» و چندكار قبلي تان نيز مثل اين يكي درباره مرداني است كه مي لغزندو اشتباه مي كنند.
* بله، من فكر مي كنم اگر از آن طرف قضيه هم زياده روي كنيم، بسيار مضر باشد. فيلم هايي را مي گويم كه آدم هايش بيش از حد بي نقص اند. اگر قرار باشد فيلمي رئاليستي و حقيقت گرا بسازيد، وظيفه تان است كه عيب ها را به تصوير بكشيد، آدم بي عيب، خيلي كم است. من طرفدار فيلم هاي دو دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۷۰ هستم زيرا آدم هايش حقيقي و غير قابل پيش بيني اند. و نه آن قدر خوب و خوش كردار كه اصلاً به باور نيايند.
\ مثل اين كه از شرايط فعلي فيلمسازي در هاليوود راضي نيستيد.
* خب، تقصير خودمان است. آن قدر در پي به تصوير كشيدن «پايان هاي خوش» در قصه هايمان و جمع و جور كردن مشكلات و سرودن افسانه هاي شيرين الكي بوده ايم كه از زندگي حقيقي مردم و آن چه واقعاً در جوامع وجود دارد، غافل مانده ايم و آن چه جريان دارد، كج رفتاري و بدكرداري تعدادي از مردمان است كه به هر دليلي خلاف مي كنند و زندگي شان نمي تواند خوش عاقبت باشد. وقتي به اين گونه فيلم ها مي رويد، خيلي راحت مي توانيد سر تا ته آن را حدس بزنيد. فيلمي جالب است كه شما را غافلگير كند و آدم هاي حقيقي روزگار را نشان بدهد و نه قصه هاي بيش از حد شيرين و دور از واقعيت را.
\ هاليوود چه بايد بكند؟
* بايد به فيلمسازان خلاقيت داد تا آن چه را كه واقعاً وجود دارد، بسازند و اين همه به دنبال رؤيا نباشند. اگر عده اي دائماً به شما بگويند كه كدام قصه را براي كودك تان تعريف كنيد، تمام جذابيت قضيه براي شما و بچه تان از دست مي رود. درست اين است كه شما داستان جذاب مورد نظرتان را براي بچه تعريف كنيد و او همپا با آن پيش آيد و خودش دنياي زندگي را كشف و لمس كند.
\ دنياي حقيقي چيست؟
* مثل دنياي پليس فيلم «خارج از زمان» راجع به آدم هايي مي گويم كه به فريبكاري روي مي آورند تا به خواست شان برسند ولي سرشان به سنگ مي خورد. اين حقيقت جاري در جامعه است كه بايد به فيلم برگردانده شود و نه داستان هاي شيريني كه مي بينيم هر هفته هاليوود مي سازد و مثل محصول كليشه اي بيرون مي دهد.
\ پس به اعتقاد شما پليس ها بايد خلاف كنند.
* نه، به اعتقاد من احتمال خلافكاري از سوي پليس ها نيز وجود دارد. من و دنزل واشينگتن در اين فيلم همين را به تصوير كشيده ايم. اين نكته را كه در نياي مدرن به هيچ چيز نمي توان اعتماد كرد.
به ياد يك فيلم پليسي ناب
اليوت نس
در برابر ال كاپون
149346.jpg
در سال ۱۹۸۷ بود كه برايان دي پالما فيلمساز معروف آمريكايي سريال پرطرفدار و قديمي «تسخيرناپذيران» را تبديل به يك فيلم بلند سينمايي كرد و همچون آن مجموعه كه در اواخر دهه ۱۹۵۰ و اوايل دهه ۱۹۶۰ ساخته مي شد، يكي از مشهورترين پليسهاي دهه ۱۹۳۰ دنيا را كه همانا اليوت نس باشد، به تصوير كشيد و از اين طريق و با اين بافت و زيربنا يكي از بهترين فيلمهاي پليسي ـ جنايي دو دهه اخير را عرضه كرد.
در سريال «تسخيرناپذيران» كه از تلويزيون ايران هم پخش مي شد، نقش نس را رابرت استك (كه چندي پيش درگذشت) ايفا مي كرد و موضوع اصلي و بنيادين قسمتهاي مختلف سريال، تقابل نس و گروه ويژه و مجرب وي با قاچاقچيان مشروبات الكلي و گنگسترهاي بزرگ شهر شيكاگو بود. دي پالما همان آدمها و فضا را در فيلم خود حفظ كرده است، با اين فرق كه چند كاراكتر را به جمع آنان اضافه كرده و ال كاپون مشهورترين گنگستر تاريخ را هم كه در سريال مورد بحث كمتر به طور مستقيم رو در روي نس ايستاده بود، در فيلم خود و در بخش كليدي آن در مقابل نس كاشته است.
يك شخصيت جالب
و در فيلم دي پالما، ايفاي نقش اليوت نس با كوين كاستنر است كه در آن زمان (۱۹۸۷) اصلاً به ستاره اي كه طي سالهاي بعدي شناختيم اش، بدل نشده بود و به واقع «تسخيرناپذيران» و توفيق چشمگير آن بود كه وي را به چنين درجه اي رساند. در ميان همكاران و دور و بري هاي نس نيز دي پالما يك شخصيت تازه و جالب و خاص را قرار داده بود كه به يك پليس بالنسبه پير ايرلندي مربوط مي شد. شون كانري اسكاتلندي مشهور چنان در ايفاي نقش اين پليس اضافي موفق بود كه جايزه اسكار نقش دوم آن سال را مال خود كرد و به يكي از مشخص ترين و متمايزترين نمادهاي فيلم تبديل شد.
«دونيرو» ۱۵ كيلو چاق تر شد، تا...
ديگر نماد بارز فيلم، رابرت دونيرو است كه نقش ال كاپون را ايفا كرده است. اين هنرپيشه كلاسيك براي اين كه كاملاً به نقش بخورد، ۱۵ كيلو به وزن بدنش اضافه كرد و طي گريمها، چهره اي از او ساخته شد كه در نگاه نخست به دشواري مي شد تشخيص داد و پذيرفت كه او واقعاً دونيرو است. گروه اليوت نس در نسخه سينمايي «تسخيرناپذيران» مانند سريال تلويزيوني مربوطه بيرحم و قاطع و جدي اند، اما اگر در آن سريال پرداخت و توجه زيادي به زندگي خصوصي آنان را شاهد نبوديم، در اين يكي دي پالما با ظرافت اين زندگي را فراروي ما گذاشته و اين كار باعث شده است مردم دلبستگي بيشتري به كاراكترها، چه مثبت و چه منفي بيابند.
پله هاي «اوده سا»
ديگر وجه بسيار جالب و ماندني و شاخص در فيلم دي پالما، سكانس موسوم به پله هاي اوده سا است كه برداشت مستقيم و درخشان وي از صحنه اي مشابه در «رزمناو پوتمكين» فيلم كلاسيك دهه ۱۹۲۰ سرگي ايزنشتاين روسي است، با اين فرق كه اين بار كاراكترهاي دي پالما (نس و يارانش) در يك ايستگاه مترو براي حفظ جان كودكي كه سوار بر يك گهواره و روي پله هاي ساختمان سرگردان است، جان خود را به خطر مي اندازد و دي پالما آنها را پله به پله به اوده ساي قديمي ايزنشتاين منتقل مي كند.
«تسخيرناپذيران» دي پالما، با ظرافتي تحسين برانگيز و با ترسيم يك پليس ايده آل (نس) و قرار دادن او در برابر كسي كه حد نهايت گنگستري به شمار مي آيد (كاپون) و تعدادي از «هم عصر»هاي او، هيجاني ناب را آفريده و معناي تازه اي از ژانر فيلمهاي پليسي ـ جنايي به دست داده است.






نگاه اجتماعي به فيلم «پي. چك»

خلافكاران عصر كامپيوتر





«پي. چك » كه جديدترين نمونه سري فيلم هاي مدرن پليسي ـ كامپيوتري ـ فيكشن است و داستانهاي كلاسيك جنايي را با جديدترين ادوات و افكار عصر فضا و قرن بيست ويكم آميخته است ، سؤال مهم سالهاي اخير را باز به ذهن بينندگانش مي آورد. اين سؤال را كه تا كجا وكي مي توان انسان وكامپيوتر را در راه حادثه سازيهاي سينمايي ، بايكديگر همراه ويا دشمن يكديگر ساخت وبه تصور وخيال دراين زمينه پرداخت واين پرسش را كه تاكجا مي توان انسان هزاره سوم را «وسيله اي ضعيف در دست ماشين ها» خواند.فيلم به ما مي گويد كه هنوز انسانها برماشين سوارند واگر جنايت وخلافي شكل مي گيرد، در درجه اول باز از سوي انسان هايي است كه از وسايل «مدرن وسالم» ، استفاده «كهنه وناسالم» مي كنند. با اين حال جامعه مدرن كه درسالهاي اخير به شدت وابسته به كامپيوتر و ساير ادوات تكنولوژيك شده ، از هرقصه اي دراين ارتباط استقبال مي كند ودر ظاهر آن را پس نمي زند. «جان وو» و دستيارانش با استفاده از همين قضيه پايه «پي چك » را گذاشته اند وداستان پليسي ـ جنايي خود را چنان با فيكشن قرن بيست ويكم آميخته اندكه از هم جدايي ناپذيرند.با اين حال يك حسن كوچك نيز در اين گونه داستانها وجود دارد وآن برداشتن خط كشي هاي عادي وكليشه اي بين نيروهاي خوب (مثلاً پليس) و نيروهاي شر(گنگسترهاي كامپيوتري !) است. «پي چك » براساس رمان كوچك اما فراموش نشدني فيليپ كي ديك به ما مي گويد كه هرچه بيشتر به سوي مدرن شدن و «فضايي زيستن » حركت مي كنيم، به همان شدت غيرقابل اعتمادتر نيز مي شويم. «مهندس و شركتهاي داده پرداز و پليس هاي «پي .چك » ، سندهاي روشن اين قضيه اند.
در باره كارگردان و عوامل ساخت «پي. چك»
يك جمع هماهنگ و پرشتاب
گارگرداني «پي.چك» با «جان وو» هنگ كنگي بوده كه چند سال است با هاليوود كار مي كند و ساخت فيلم هاي پرفروش و پر سرو صدايي مثل «فيس اف» ، «قاتل»، «مأموريت غير ممكن ۲» و «ويندتاكرز» را هم در كارنامه اش دارد و او همچون كارهاي فوق، قصه را با يك شتاب و ضرب نگران كننده همراه ساخته وهيجان و تعليق را بر همه چيز ارجح دانسته اما نقطه قوت كارش، غيرقابل پيش بيني رويدادهاي بعدي است.بد نيست بدانيد كه ابتدا برت راتنر و سپس كترين بيگه لو براي كارگرداني اين پروژه مورد نظر بودند اما اين دو به خاطر مشغوليت هاي ديگرشان كنار كشيدند و كار به «وو» واگذار شد. «وو» يي كه طرحش براي ساخت فيلمي جديد به نام «سرزمين سرنوشت» با بازي نيكولاس كيج و چويون فت در اواخر سال ۲۰۰۲ متوقف و منتفي شده بود و در نتيجه وقت آزاد داشت. او با سناريوي دين گئوگاريس كار كرد كه سابقه نوشتن فيلمنامه آثاري چون «لارا كرافت» و «تريستان و ايزولده» را داشته است.و البته لازم است بدانيد كه «پي. چك» اصولاً مبتني بر يك داستان كوتاه از فيليپ كي ديك نويسنده مشهور آثار فيكشن در سال ۱۹۵۳ است و گئوگاريس كارش را بر اساس آن داستان انجام داده است.
نقش آفرينان
و اما بازيگران: به جز افلك و تورمن كه در مطلب معرفي فيلم به حضورشان در «پي.چك» اشاره شده است،بايد به ارون اكهارت، كالم فئوره، پل كياماتي، مايكل سي هال، ايوانا ميلي سويچ، كترين موريس و جو مورتون هم اشاره كرد كه نقش هاي جنبي و مكمل را بازي مي كنند كه در ميان شان اكهارت و سي هال شاخص ترند. اولي نقش رئيس شركتي را بازي مي كند كه كاراكتر افلك (جنينگز) را استخدام مي كند و پس از رسيدن به مقصودش قصد جان وي را مي كند. سي هال نيز مسؤول گروهان اف. بي. اي است كه بدنبال او مي افتند تا به ظاهر نجاتش دهند اما در واقع زودتر سربه نيست اش كنند.در مجموع بايد پذيرفت با اداره و هدايت هنرمندانه پروژه توسط جان وو، اين افراد بسيار خوب به يكديگر پيوند خورده اند وشتاب چشمگير اتفاقات، بر جذابيت و تأثيرگذاري كارشان افزوده است و دريم ووركز و پارامونت، كمپاني هاي توزيع كننده فيلم از اين هماهنگي دلپذير به وجد آمده اند و فروش قابل توجه فيلم مي گويد كه مردم نيز چنين مي انديشند.
معرفي يك فيلم روز پليسي ـ جنايي
«نيكي» مثل «شر»!
149331.jpg
| وصال روحاني
«پي.چك» جديدترين فيلم پليسي ـ جنايي ـ فيكشن دنيا كه از ۵ديماه در آمريكا اكران شده است و از اوايل بهمن ماه در اروپا به نمايش درمي آيد، حقيقت و خيال و آخرين يافته هاي تكنولوژيك را به خوبي با يكديگر آميخته است تا تصويري ناب از فيلمهاي جذاب و مرموز روز را ارائه بدهد.
بن افلك يكي از مطرح ترين بازيگران كنوني هاليوود در اين فيلم نقش يك مهندس برجسته و طراح كامپيوترهاي پيشرفته به نام مايكل جنينگز را بازي مي كند كه شركتهاي بزرگ هرازگاهي وي را استخدام مي كنند و به مأموريت هاي «بسيار مخفي و سري» مي فرستند و هر بار كه كارش تمام مي شود و خواسته كارفرمايان خود را برآورده مي كند، آنها «حافظه كوتاه مدت» او را در يك عمل جراحي ليزري محو مي كنند تا وي نتواند اطلاعات خود را به دست ديگران برساند و چند و چون كار اين شركتها و فساد و كارهاي خلاف آنها را نيز به ياد نسپرد.
گمان غلط
وي در جديدترين مأموريت اش كه حدود ۳سال طول مي كشد، نيز به موفقيت مي رسد و گمان دارد كه براي اين كار بزرگ بيش از ۴ميليارددلار دستمزد خواهد گرفت و بارش را تا آخر عمرش خواهد بست. اما شركت استخدام كننده او به وي مي گويد كه خودش موافقت كرده است كه پولي بابت اين مأموريت نگيرد و چون مثل معمول حافظه او را در پايان مأموريت پاك كرده اند، او هيچ مدركي براي اثبات حرفش و نشان دادن سقم ادعاي آن شركت ندارد.
اما «شركت»، كيفي حاوي يك سري وسيله عجيب را به وي داده است كه وقتي جنينگز در آنها دقيق مي شود، درمي يابد كه حاوي تمام نوار و مجموعه اطلاعات و حافظه هاي پاك شده اوست و اگر آنها را «سرهم» كند و بتواند از آن درست سود جويد، تمام تكه هاي «پازل» را كنار هم قرار خواهد داد و سر از تمام مسائلي كه در سالهاي اخير از ياد برده است، در خواهد آورد و مي تواند همانها را وسيله اي براي مبارزه با «شركت» مورد بحث و سران آن قرار دهد. در اين راه زني به نام راشل (با بازي اوماتورمن) نيز ياور جنينگز مي شود و اين زني است كه در سه سال گذشته با وي كار مي كرده و به او علاقه نيز داشته اما به دليل مأموريت هاي خاص اش و پي آمدهاي آن نمي توانسته است جزئيات همكاري اش با راشل را به ياد بياورد.
پليس سالمي وجود ندارد
هر دو بايد بسيار به هوش باشند و سريعاً دست به كار شوند چون هم مأموران پليس عادي و هم اف.بي.آي به دنبالشان افتاده اند و به عنوان خرابكاران و جاسوسان، تحت تعقيب قرار دارند. جنينگز وارد جنگي بزرگ با آنها كه تعدادي شان نه پليس حقيقي بلكه مزدوران شركت مورد بحث اند، مي شود، تا خودش را نجات بدهد و به آرامي درمي يابد كه به واقع پليس سالمي در شهر وجود ندارد كه بتواند به آن اميد ببندد.جنگ و گريز آنها تا رسيدن به نتيجه نهايي و محتوم خود ادامه مي يابد. هر چند جنينگز مثل شركت فاسد استخدام كننده او و مأموران پليسي كه در پي عدالت نيستند، به سمت و سويي مي رود كه كمتر مي توان آن را يك پيروزي سنتي و كليشه اي و يا غلبه «نيكي» بر «شر» دانست و به واقع فرقي بين آنها وجود ندارد.

|   صفحه اول   |   سياسي   |   اخبار ايران   |   اجتماعي   |   گزارش روز   |   گفت و گو   |   سلامتي   | 
|   فرهنگ و انديشه   |   چشم انداز   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه   |   ويژه ۲   |   ويژه ۳   |   ويژه ۴   | 
|   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   اقتصادي   |   قيمت سكه و طلا   |   حوادث   | 
|   ورزشي   |   صفحه آخر   |   افق   |   اوقات شرعي   |   ضميمه ۱   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |