چهارشنبه ۱۰ دي ۱۳۸۲ - ۸ ذيقعده ۱۴۲۴
Wed, Dec 31, 2003
ويژه
شماره ۲۶۸۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
گزارش ويژه
نو بانگ
آرشيو
يادداشت
گزارش «ايران»
• «ايران اقتصادي» را در صفحات ويژه بخوانيد.
يادداشت
سال ۲۰۰۳ ؛
تروريسم و اقتصاد
منصور بيطرف
سال شروع هزاره سوم را به حق بايد سال ۲۰۰۳ دانست. دراين سال بسياري از فرايندهاي اقتصادي جهان كه علي القاعده در سالهاي آتي نتيجه مي دهد پايه گذاري شد.حمله آمريكا به عراق، كاهش ارزش دلار آمريكا دربرابر ارزهاي عمده بويژه يورو، اجلاس كانكان سازمان جهاني تجارت، ورشكستگي دوشركت بزرگ اروپايي، عضويت ۱۰كشور ديگر در اتحاديه اروپا و... ازجمله مواردي بودند كه در سال ۲۰۰۳ روي داد.شايد از ديد بسياري حمله آمريكا به عراق و يا كاهش ارزش دلار آمريكا در برابر يورو مهمترين رويداد اقتصادي جهان در سال ۲۰۰۳ بود.بايد گفت اين دو رويداد جزو مهمترين رويدادهاي اقتصادي جهان در سال ۲۰۰۳ بود و نه مهمترين آنها. چرا كه بايد ازكنار دو رويداد ذكرشده و مهم بايد به شكست اجلاس كانكان سازمان جهاني تجارت و يا شروع ورشكستگي شركتهاي بزرگ اروپايي كه بخشي از آن ناشي از ركود اقتصادي در اروپا است و يا ورود هند به كشورهاي درحال ظهور كه شامل كشورهاي آسياي جنوب شرقي و چين هستند، اشاره كرد.رويدادهايي كه به نوبه خود اثرمستقيم و بسيارمؤثري را برروند اقتصاد جهاني درسالهاي بعد خواهندگذاشت. نشست و شكست سازمان جهاني تجارت دركانكان مكزيك كه حاصل و پيامد نشست دوحه بود ازمنظر بسياري از اقتصاددانان راست و چپ، تحول بزرگي در جهاني شدن و اقتصادجهاني بوده است.
شكل گيري و موضع گيري صريح كشورهاي توسعه نيافته در برابر آمريكا و كشورهاي توسعه يافته، كه تا سال ۲۰۰۳ به اين شدت و حدت نبود را مي توان سرآغاز روابط جديدي در اقتصادجهاني دانست كه اگر حل نشود بطورقطع در نشست هاي آتي نمود عيني تري به خود مي گيرد و مي تواند به عميق ترشدن شكاف كشورهاي غني و فقير بينجامد.پيامد اين شكاف و دود آن بيش از آنكه نصيب كشورهاي كمترتوسعه يافته و يا درحال توسعه شود، به چشم كشورهاي توسعه يافته و غني خواهدرفت. پيامدي كه شايد يازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ را بتوان نمونه اي از آن ذكركرد.به نظرمي آيد، كشورهاي توسعه يافته كه در رأس آن آمريكا قراردارد، براي حل مسأله تروريسم و امنيت جهاني و همچنين جلوگيري از حملاتي مانند يازدهم سپتامبر به رويكردي كه مي توان آن را «تزريق دموكراسي» ناميد، روي آورده اند.شايد دموكراسي بتواند مانع رشد تروريسم شود، اما آنچه را كه نبايد ناديده گرفت آن است كه بستر و خاستگاه تروريسم تنها ديكتاتوري و استبداد نيست، بلكه خاستگاه اصلي آن شكاف طبقاتي و درآمدي است كه اكنون مابين كشورهاي توسعه يافته و كمترتوسعه يافته به شدت درحال گسترش است.القاعده فقط به دليل تضاد اسلام و كفر شكل نگرفت. خاستگاه القاعده فقري است كه دركشورهاي اسلامي وجوددارد. فقري كه فقط به خاطر حكومت هايي نيست كه به دموكراسي اعتقادندارند، بلكه نتيجه سياست هايي است كه دسترنج آنها را پيش از اينها كشورهاي توسعه يافته برده اند.

«اكنون با توجه به گستردگي عمليات شركتهاي فرامليتي
ديگر نمي توان به اين شركتها مانند گذشته نگاه كرد.
عملكرد اين شركتها به گونه اي است كه ديگر كلمه مبدأ
براي آنها كاربرد ندارد
گزارش «ايران»
۲۰۰۳ نقطه عطف
• «ايران اقتصادي» را در صفحات ويژه بخوانيد.
149595.jpg
مسعود كرباسيان :
نگين نوشيرواني
سال ۲۰۰۳ را به جرأت مي توان نقطه عطفي در شروع هزاره سوم دانست. چرا كه هنوز دو ماه از شروع اين سال نگذشته بود كه نيروهاي ائتلاف به رهبري آمريكا به عراق حمله كردند. حمله به عراق كه برخلاف عرف بين المللي و مخالفت صريح سازمان ملل صورت گرفت عملاً نشان دادكه نگاه به جهان و رويه آن كاملا ً تغيير كرده است. رويه اي كه تا به آن موقع اگر مستلزم حضور بي محاباي جامعه جهاني بود، اكنون جاي خود را عوض كرده است و مي رود تا بناي آن برپايه ديدگاه جديد از «دهكده جهاني » ريخته شود.
حمله آمريكابه عراق تنها باعث تغيير در سياستگذاريهاي سياسي جهان نشد، بلكه مطمئنا ً در كنار خود تحولات اقتصادي را به وجودآورد كه ثمره آن را مي توان ۵سال ديگر مشاهده كرد.
منطقه ژئوپلتيكي كه آمريكا در آنجا مستقر شده است از دو جهت حايز اهميت است. اول آنكه در بر منطقه اي از حوزه نفتي است كه اگر به مركزيت رميله و شعاع۱۵۰ كيلومتري دايره اي زده شود نزديك به دو سوم ذخاير نفتي جهان را دربرمي گيرد و دوم حضور بي وقفه در منطقه اي كه زماني محور تمامي ناآرامي هاي منطقه و جهان بوده است.
با توجه به اهميت ژئوپلتيكي اين منطقه از خاورميانه، آمريكا توانست حضوري را تجربه كند كه مطمئناً در شروع هزاره سوم مي تواند پيامدهاي قابل توجه و مهمي را داشته باشد ، شايد اولين آن، تسليم بي چون و چراي معمرقذافي رهبر ليبي باشد.
اما، سال،۲۰۰۳ تنها اين پروسه سياسي را طي نكرد. در اين سال، فرآيندهاي اقتصادي قابل تأملي روي داد. فرآيندهايي كه ارتباط تنگاتنگي با سياست داشت و دارد.
|
به طور قطع مهمترين تحول و رويداد اقتصادي جهان در سال،۲۰۰۳ كاهش ارزش دلار آمريكا در برابر ارزهاي عمده جهان به ويژه يورو بوده است. اين واحد پول اروپايي كه از سال۱۹۹۹ به جريان افتاد در ابتداي امر ارزش آن در برابر دلار آمريكا ۱‎/۰۶ دلار بود. اما اين برابري در كمتر از يك سال به يك دلار و سپس به زير يك دلار رسيد. در طول سه سال گذشته ميانگين ارزش يورو در برابر دلار آمريكا ۸۵سنت بود. اما از ابتداي سال،۲۰۰۳ روند اين برابري به زيان دلار آمريكا معكوس شد، به طوري كه از ابتداي سال تاكنون حدود ۲۰درصد از ارزش دلار آمريكا كاسته شد. اكنون هر يورو معادل ۱‎/۲۲ دلار است و پيش بيني مي شود در سال آينده ميلادي يعني سال ۲۰۰۴ اين برابري به ۱‎/۲۴ دلار برسد. اينكه چرا چنين اتفاقي افتاد به دلايل گوناگوني برمي گردد (گفت وگوي امروز را بخوانيد) شايد بخشي از آن به ركود اقتصادي در آمريكا برگردد اما به طور قطع همه دلايل اين كاهش به ركود اقتصادي برنمي گردد، بلكه بخش عمده اي از آن ناشي از اتخاذ سياستهاي پولي و مالي است كه آمريكا از ابتداي سال۲۰۰۳ اتخاذ كرد، مثل كاهش نرخ بهره و تثبيت آن بر روي نرخ يك درصد! كه در ۴۵سال گذشته بي سابقه بوده است.
به طور يقين مهمترين دستاورد كاهش ارزش دلار در برابر يورو، كاهش كسري تراز بازرگاني و حساب جاري آمريكا است. آمريكا در سال۲۰۰۳ به بزرگترين كسري تراز بازرگاني در طول تاريخ خود دست يافت. كسري تراز بازرگاني ۵۰۰ميليارد دلاري آمريكا آنقدر حجيم بود كه انتقادبسياري از اقتصاددانان آمريكايي را برانگيخت. اولين و بزرگترين دستاورد كاهش ارزش دلار در برابر يورو، گران شدن صادرات به آمريكا و ارزان شدن صادرات از آمريكا است. آمارها و برآوردهايي كه در حال حاضر ارائه مي شود حاكي از كاهش ۵۰ درصدي كسري تراز بازرگاني آن كشور است.
اما، شايد دستاورد دوم ديگر كاهش ارزش دلار در برابر يورو، انتقال ركود از آمريكا به اروپا است. چه بخواهيم و چه نخواهيم در دنيايي كه ما زندگي مي كنيم بيش از ۸۵ درصد معاملات جهاني برحسب دلار انجام مي شود. نفت،طلا، قهوه سه محصولي هستند كه معاملات بزرگ بر روي آنها صورت مي گيرد و تماماً به دلار محاسبه مي شوند. بنابراين اروپا كه به دنبال معاملات كالا و صادرات كالاي خود به يورو است در ميانه بازار معاملات كه به افزايش ۸۰ درصدي ارزش يورو برخورد كرده با گران شدن محصول خودمواجه شده است، كه اين به تبع در كاهش فروش محصولات و سودآوري بسيار مؤثر خواهد بود.
به نظر مي آيد اروپا كه از حدودسه سال پيش با يك ركود نسبي مواجه شده بود با افزايش اررزش يورو در برابر دلار در ركود عميق تري فرو رود مگر آنكه در سياست هاي پولي خود و كاهش نرخ بهره تجديد نظر اساسي كند.
|
اما زنگهاي هشدار دهنده اي كه در سال ۲۰۰۳ در اروپا به صدا درآمد توانست بسياري از مسؤولان اروپايي را از رؤيا بيرون آورد تا به بازنگري هاي اساسي در سياست هاي خود بپردازند.
شايد مهمترين بازنگري اساسي در آلمان صورت گرفته باشد. گرهارد شرودر صدر اعظم آلمان در سال ۲۰۰۳ بزرگترين برنامه اصلاحي اقتصادي را ارائه و به تصويب رساند. در اين برنامه كه تا سال ۲۰۱۰ به طول مي انجامد آلمان به پايين ترين نرخ بيكاري و بالاترين نرخ رشد اقتصادي دست خواهديافت. هم اكنون آلمان كه بزرگترين اقتصاد ناحيه يورو را دارا است با بالاترين نرخ بيكاري درتاريخ خود روبرو شده است.
گزارشهاي ديگر حاكي از آن است كه كشورهاي فرانسه، ايتاليا و يونان درصدد تدوين برنامه هاي اصلاحي اقتصادي هستند.
اما به طور قطع ورشكستگي دو شركت «ويوندي» و «پارمالات» كر كننده ترين زنگ ركود اقتصادي را در اروپا به صدا درآوردند. شركت اولي كه در فرانسه و دومي در ايتاليا بود در نوع و خدمات بزرگترين شركتهاي اروپايي و حتي جهان بودند. «پارمالات» كه در توزيع شير و فرآورده هاي لبني سرآمد همه شركتهاي توزيع فرآورده هاي لبني در جهان بود با ورشكستگي ۱۰ ميليارد دلاري روبرو شد و بدين ترتيب اروپا وناحيه يورو را در يك مخمصه قرار داده و آنهارا مجبور كرده تا نسبت به اداره شركتهاي بزرگ خود بازنگري كنند.
|
آسياي جنوب شرقي همانند سالهاي گذشته نقش پيشتاز را در رشد اقتصاد جهاني برعهده داشته است و هرچند كه ژاپن مانند ۸ سال گذشته از نرخ پايين رشد اقتصادي تورم منفي برخوردار بود، اما كاستي هاي اين كشور را كشورهاي چين، مالزي، كره جنوبي و سنگاپور جبران كردند.
نقش پيشتازي آسياي جنوب شرقي در رشد اقتصادي در حالي صورت گرفت كه اين منطقه در سال ۲۰۰۳ با بيماري «سارس» مواجه شدو براي مدت بيش از ۲ ماه صنعت جهانگردي آن خوابيد و ديگر بخش هاي اقتصادي را كاملاً تحت تأثير قرار داد.
در اين منطقه كشور چين همچنان با نرخ رشد بالاي ۷ درصد همچنان درصدر كشورهاي جهان قرار دارد و به نوعي موتور محركه آسياي جنوب شرقي محسوب مي شود.
اقتصاد ژاپن كه به گونه اي قوي ترين ارز منطقه را دارد سال ۲۰۰۳ را مانند ۸ سال گذشته با ركود گذراند. تورم منفي ۳ دهم درصد و نرخ بيكاري بالاي ۵ درصد همچنان گريبان اقتصاد ژاپن را گرفته است و با آنكه نرخ بهره صفر درصدي در نظام بانكي خوداعمال كرده است، اما باز نتوانسته ركود را از اقتصاد كشور بيرون كند.
برآوردها و گمانه زني هاي نشان مي دهد كه در سال ،۲۰۰۴ اقتصاد آسياي جنوب شرقي اندازه اي بهبوديابد.
جدول زير وضعيت اقتصادي كشورهاي پيشرفته كه نزديك به ۷۰درصد اقتصاد جهاني را در اختيار دارند، در سالهاي۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ را نشان مي دهد. ارقام مربوط به سال،۲۰۰۳ برآورد و پيش بيني صندوق بين المللي پول است.
|
اما اقتصاد جهان در سال۲۰۰۳ را نمي توان فقط به وضعيت اقتصادي سه قطب آمريكا، اروپا و آسياي جنوب شرقي منحصر دانست. بلكه عوامل و پارامترهاي ديگري در شكل گيري اقتصاد جهان دخيل هستند كه مهمترين آن سازمان جهان تجارت و شركتهاي فرامليتي هستند.
مسعود كرباسيان رئيس كل گمرك ايران كه در عين حال در مباحث مربوط به «جهاني شدن» صاحب نظر است درباره نقش اين دونهاد مي گويد: «اكنون با توجه به گستردگي عمليات شركتهاي فرامليتي، ديگر نمي توان به اين شركتها مانند گذشته نگاه كرد. عملكرد اين شركتها به گونه اي است كه ديگر كلمه مبدأ براي آنها كاربرد ندارد. چرا كه قطعات يك محصول در يك كشوري ساخته مي شود در كشور ديگري مونتاژ مي شود و صادر مي شود و پول آن در يك كشور ديگر و به يك حساب ديگر ريخته مي شود.»
اگر به اين گفته كرباسيان توجه كنيم كه «گردش پولي برخي از اين شركتها از توليد ناخالص داخلي تعدادي از كشورها بيشتر است»، آن موقع مي توانيم به اهميت تأثيرگذاري آنها بر اقتصاد جهاني و يا حتي هدايت اقتصاد جهاني واقف شويم.
شايد سودآوري اين شركتها در سال ۲۰۰۳ ، آنطور كه مطلوب شان بود صورت نگرفت اگر به آمار سازمان جهاني تجارت توجه كنيم كه رشد تجارت جهاني در سال ۲۰۰۳ معادل ۲‎/۶ درصد خواهد بود. در آن صورت با در نظر گرفتن حجم ۱۵ هزار ميليارد دلاري تجارت جهاني در سال ۲۰۰۲ مي توانيم بگوييم ميزان تجارت جهاني در سال ۲۰۰۳ معادل ۱۵‎/۵ هزار ميليارد دلار خواهد شد كه با توجه به گستردگي عمليات اين شركتها به نظر رشد كمي را تجربه مي كنند، اما بايد گفت در عين حال مطمئناً تأثيرگذاري فكري آنها بر روي اقتصاد جهاني پايدارتر خواهد شد و تفكر «تجارت كاملاً آزاد» را تقويت خواهد كرد.
|
اما ايران در اين ميان چه نقشي داشت؟ ايران به عنوان، يكي از كشورهاي بزرگ توليد كننده نفت، تنها نقش مؤثري را كه در اقتصاد جهاني ايفا كرد و در صورت ادامه همين روند ايفا مي كند، تأمين انرژي خام مورد نياز جهان بوده است. اين تنها نقش مؤثر ايران در اقتصاد جهاني بوده و خواهد بود. مگر آنكه در سياست گذاريهاي اقتصاد خود تجديدنظر اساسي بكند.
سهم ايران از تجارت جهاني مي تواند نقش ايران را در اقتصاد جهان بسيار شفاف نشان دهد. حدود سي سال پيش ايران بيش از ۳ درصد تجارت جهاني را برعهده داشت، در حاليكه اين ميزان اكنون به ۲ دهم درصد رسيده است . اين در حالي است كه كشورهاي هم تراز ايران در سي سال پيش سهم خود را از حداكثر يك درصد به بيش از ۸ درصد رسانده اند. اينكه چه بايد بكنيم تا ايران بازيگر فعال تري در اقتصاد جهان شود نظرات گوناگوني ارائه شده است، ولي به نظر مي آيد حركت ايران به سمت منطقه گرايي و پيوستگي و تعامل واضح تر با جهان منطقي ترين راه حل باشد.
كرباسيان در اين باره مي گويد: «منطقه گرايي سهم عمده اي را در بازيگري اقتصاد جهاني ايفا مي كند. شايد در مورد ايران، «اكو» نتوانسته باشد آن سهم مناسب را دنبال كند. به نظر مي آيد ما در سال ۲۰۰۴ بايد بحث «منطقه گرايي» را به طور جد دنبال كنيم».
به گفته كرباسيان «طبق گزارش سازمان جهاني تجارت ۷۶ مورد همكاري منطقه اي شكل گرفته است . همچنين ۷۰ درصد تجارت در جهان شامل همكاريهاي منطقه اي است».
خاصيت منطقه گرايي اين است كه هزينه هاي توليد به خاطر صرفه جويي كه در تقسيم كار هم ايجاد مي شود، كاهش مي يابد.
به اعتقاد كرباسيان «ايران بايد در بحث جايگزين كردن منابع درآمدي ارزي غير از نفت تلاش زيادي كند. يعني بايد بتواند توليدات صنعتي را كه حداقل قابل رقابت در بازارهاي جهاني باشد شكل دهد. اين يك حرف كاملاً جدي است».
به هر حال نزديك به دو قرن است نقش بازيگري ايران در اقتصاد جهاني رو به كاهش است و سال به سال هم كاهش مي يابد. اين كاهش نه ناشي از كاهش رشد اقتصادي است، بلكه به خاطر سرعت زيادي است كه اقتصاد جهاني مي پيمايد و در اين ميان ما نتوانستيم گامهاي خودمان را متناسب با اين سرعت تنظيم كرده و به تدريج در حال عقب ماندن هستيم. سال ۲۰۰۳ ، به هر ترتيب كه بود گذشت. اميد است در سال ۲۰۰۴ كه از فردا آغاز مي شود گامهايمان را سريعتر و بلندتر برداريم تا شايد با اقتصاد جهاني كه دوره ركود نسبي را مي گذراند تا اندازه اي همگام شويم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |