چهارشنبه ۱۰ دي ۱۳۸۲ - ۸ ذيقعده ۱۴۲۴
Wed, Dec 31, 2003
ويژه ۳
شماره ۲۶۸۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
گزارش ويژه
نو بانگ
آرشيو
اقتصاد جهان در سال ۲۰۰۳در گفت و گو با مدير كل اقتصادي بانك مركزي
ركودهمچنان ادامه دارد
149613.jpg
دكتر هادي مهدويان، مدير كل دفتر اقتصادي بانك مركزي ازمعدودصاحب نظران اقتصادي است كه در كشور وجود دارند. او علي رغم مشغله هاي فراواني كه داشتحاضر به گفت وگو با ما شد. با او درباره اقتصاد جهان در سال ۲۰۰۳ گفت وگو كرده ايم.
•••
\ ارزيابي شما از اقتصاد جهان در سال۲۰۰۳ چيست؟
* اقتصاد جهان درسال ۲۰۰۳ ادامه ركودي كه از سال۲۰۰۱ شروع شد، بود. ركوردي كه در سطح جهان با انتخابات آمريكا تقريباً توسط بسياري از تحليلگران مطرح مي شد و اين مسأله از اوايل سال۲۰۰۱ شروع شده بود و با قضاياي سپتامبر۲۰۰۱ سرعت بيشتري گرفت. اقتصاد ژاپن كه شايد بيش از هشت سال بود در ركود به سر مي برد، هم تقريباً از سال۱۹۹۲ در ركود بوده و همواره با بحران مالي و بانكي دست و پنجه نرم مي كرد و كماكان هم از اين بحران و گرفتاري رهايي پيدا نكرده است در مقطع سال۲۰۰۱ روند بهبود از اقتصاد اروپا و آمريكاي شمالي شروع شده بود منتهي با واقعه سپتامبر اين روند مجدداً معكوس شد و با ادامه تحولاتي كه بعد از سپتامبر۲۰۰۱ در صحنه سياست جهان و بخصوص منطقه خاورميانه و سياستهاي آمريكا شدت يافت بويژه بعد از اينكه سياستهاي اقتصادي دولت بوش هم كه روشن شود اين سياستها آن مجموعه به اصطلاح اقتصادي و كاهش مالياتها كه دولت بوش مطرح كرد و اين كاهش مالياتها اگرچه بخش كوچكي از آن با كاهش هزينه هاي بهداشتي و درماني در آمريكا جبران مي شد اما مشخص بود اين يك بار بزرگ بودجه و كسر بودجه بزرگي را به همراه مي آورد. بودجه آمريكا شايد در فاصله دودوره كلينتون از سال۹۲ تا ۲۰۰۰ حدوداً اواخر دوره دوم كلينتون در سال۹۹ـ۲۰۰۰ به مازاد رسيده بود و تجارت خارجي آمريكا بتدريج سر و سامان يافته و حساب جاري و تراز پرداخت هاي خارجي آن مثبت شده بود. اما با شروع اين تحولات يكباره اين روندهاي مثبت در اقتصاد آمريكا محسوس شد يعني بتدريج با كاهش مالياتها و افزايش هزينه هاي نظامي آمريكا بروز كسري در بودجه آمريكا و متعاقب آن هم كسري حساب جاري تراز پرداختهاي آن شروع شد، الآن شايد كسري بودجه دولت آمريكا به بيش از ۴۵۰ميليارددلار در سال رسيده و كسري حساب جاري تراز پرداختيها نيز به بيش از اين رقم مي رسد. يعني ماهيانه چيزي بين ۴۵ تا ۵۰ميليارددلار حساب جاري تراز پرداختهاي آمريكا دچار كسري است و اين مسأله در اين اواخر بتدريج با مسأله عراق ومنطقه خاروميانه و افزايش هزينه هاي نظامي آمريكا روشن شد كه جريان صدور ركود از آمريكا به اروپا و كاهش ارزش برابري دلار در برابر ارزهاي عمده تا حدودي اجتناب ناپذير بود.
\ يعني كاهش ارزش پولي آمريكا به صورت آگاهانه رخ نداده است؟
* نمي شود گفت آگاهانه ولي اين يك پيامد اقتصاد مالي بين المللي به دنبال سياستهاي اقتصادي و غيراقتصادي است.
\ اما آمريكا از اين كاهش ارز دلار سود نمي برد؟
* حتماً مي برد. كسري حساب جاري تراز پرداختهايش تا حدود زيادي رفع و تأمين مي شود و ركودي را كه در اقتصاد آمريكا شروع شده بود با دامنه وسيعي به صورت موج به اقتصاد اروپا وارد مي كند.
\ و به تبع آن به اقتصادجهان.
* و اقتصاد جهان، همين طور است. البته اقتصاد جهان، به سياستهايي كه ديگران اتخاذ مي كنند بستگي دارد ولي با توجه به اينكه سه قطب بزرگ اقتصادي دنيا در معرض ركود هستند، بنابراين تقاضا در اقتصاد دنيا در معرض ركود قرار مي گيرد بنابراين اينكه مي گوييد آثار منفي و كاهنده خود را در رشد توليد و تجارت در اقتصاد جهان برجاي مي گذارد.
\ اما در عين حال آمريكا در سه ماهه سوم سال ميلادي ۲۰۰۳ رشد اقتصادي خوبي داشت.
* ولي نمي توان به اين مسأله اتكا كرد چرا كه بايد روندهاي فصلي را هم در نظر گرفت. ضمن آنكه حتماً توجه كرديد در چند سال اخير ارقام رشد آمريكا به كرات و در مقاطع مختلف دچار تجديد نظر شد.
\ و تصحيح مي شود.
* بله. بنابراين، اين آخرين رقمي است كه مي فرماييد چيزي بالاي ۸‎/۲ در سه ماهه عنوان شده است. اما بايد ديد كه آيا اين رشد رشدي پايدار و بادوام است و بنابراين تداوم پيدا مي كند يا خير. آنچه ظواهر امر نشان مي دهد، هم بابت كاركرد تراز پرداختها، عملكرد تراز پرداختهاي آمريكا،بودجه و روند تحولات بازار ارز كه نشان دهنده اين است كه سرمايه گذاران عمده ـ حال چه حقيقي و چه حقوقي چه نهادي ـ بي اعتمادي شديدي به سياستهاي اقتصادي آمريكا دارند. اين خروج سرمايه ها از حوزه دلار نشان دهنده اين قضيه است. بنابراين نمي توان به آن اعتماد كرد كه آيا روند با ثبات و بادوامي است يا نه!
\ آقاي دكتر حالا فكر مي كنيد با توجه به پيامدهايي كه در اقتصاد آمريكا مثل تثبيت نرخ بهره روي يك درصد و سياستهاي اصلاحي كه در زمينه اقتصادي دارد، پيش مي گيرد آيا اين ركود در سال ۲۰۰۴ هم ادامه پيدا مي كند؟
* پيش بيني قطعي اين مسأله بسيار دشوار است چرا كه همين الآن نيز اين ركود وارد بازار اروپا شده است.
\ بازار اروپا را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
* بازار اروپا به شدت تحت فشار است. حتماً متوجه شديد شايد هم بانك مركزي اروپا بود و هم رئيس دوره اي اتحاديه اروپا و آقاي پرودي يكي از مقامات ارشد آنها كه همين دو هفته پيش به آمريكا و كشورهاي اروپايي عضو اتحاديه اروپا هشدار دادند كه وضعيت ركودي در اروپا با روندي كه بين دلار و يورو وجود دارد ، جدي است و بنابراين بايد فكري اساسي كرد و اينكه اين روند افزايش ارزش دلار روند بادوامي نيست و نمي تواند دوام داشته باشد. بويژه اين ركود طي شش يا نه ماهه آخر سال جاري مسيحي وارد اروپا شده است والان نرخ بيكاري در كشورهاي اروپايي از ۸ درصد تا ۱۲ درصد افزايش يافته و در بعضي حلقه هاي ضعيف اقتصاد اروپا مثل ايتاليا، اسپانيا، پرتغال و يونان هم به بالاي ۱۲ ـ ۱۳ درصد رسيده است در قوي ترين حلقه ها مثل آلمان و بلژيك و هلند و امثالهم چيزي حدود ۹ـ۸ درصد است در حالي كه قبلا ًاين نرخها خيلي پايين تر از اينها بود. لذا اين مسأله تازه در اروپا شروع شده و آن اينكه اقتصاد آمريكا به دنبال آن اروپا و بقيه دنيا از اين ركود بيرون مي آيند يا خير در درون اين هم فاكتورهاي اقتصادي است و هم غيراقتصادي و هم فاكتورهاي انتظاري. همه اينها مؤثر و اثرگذار است. اعتمادي كه الآن از بابت سرمايه گذاران و مصرف كنندگان مشهود است، اكنون وجود ندارد كه اين روند و اين پيش بيني با قطعيت اتفاق مي افتد. دلايلش در اروپا هم مشهود است. يعني شدت ركودي كه الآن گريبانگير اروپا شده نشاندهنده آن است كه شايداين، نقطه آغاز ركود اروپا باشد و ممكن است دو تا سه سال طول بكشد ولي به هر حال مسائل ديگري هم غير از اقتصاد وجود دارد. مسائلي چون اختلاف نظرهايي كه آمريكا با اروپا دارد، بحث بر سر مسأله خاورميانه و عراق و... كه اينها هم مزيد بر علت هستند.
\ اينها در تصميم گيريهاي اقتصادي مؤثر است؟
* حتماً! براي اينكه تا زماني كه در اين زمينه ها به تفاهم نرسند، ممكن است در زمينه هاي ريزتر و پايين تر به تفاهم روشني نرسند. فقط زماني كه در اين زمينه ها به جمع بندي روشني برسند و موفق شوند اين مسائل كلان را به نحو مطلوبي حل كنند، آن وقت مباحث بعدي به دنبال اين شروع مي شود. براي نمونه و در تأييد اين مسأله اگر اجلاس مادريد را به خاطر آوريد، مي دانيد كه در اجلاس مادريد تقريباً اروپايي ها آن را به جدنگرفتند كه اين با عددي كه تعهد كرده بودند، كاملاً مشخص بود زيرا كل رقمي كه همه كشورهاي اروپايي با همديگر تصويب كردند ۵۰۰ميليون دلار بود در حالي كه آمريكا با يك تعهد ۳۰ميليارد دلاري جلوآمده بود. وقتي كه اروپا نيايد به طور طبيعي ديگر هيچكس نمي آيد براي اينكه حل مسائل آنجا در گرو يك تفاهم بين المللي در قالب U.N، تفاهم قطبهاي بزرگ قدرت است. بنابراين اين از بالا حركت مي كند. يعني اين تفاهمات يك سلسله مراتبي دارد و تا زماني كه در اين زمينه ها به تفاهمي برسند، مي توان گفت اقتصاد دنيا و يا آمريكاو اروپا از اين وضعيت نجات پيدامي كند. ضمن اينكه خروج از اين بحرانها مستلزم سياستهاي همگرايي بسيار قوي است كه الآن وجود ندارد. حتماً مي دانيد كه ثبات بازار مالي در گرو همكاري اينهاست. حالا بخشي از اين نوسانات شديد پردامنه برابريهاي ارز ظرف يك سال اخير ناشي از اين است كه سياست همگرايي روشني را دنبال نمي كند وگرنه حتي اگر قرار باشد اين برابري را هم به نقطه هدف روشني برسانند، در قالب سياستهاي همگرايي با همديگر هماهنگ مي كنند. يعني اگر قرار است مثلاً برابري يورو به دلار ۱‎/۰۵ درصد، ۱‎/۰۷درصد بشود خب اين را بتدريج هدفگذاري مي كنند و با تفاهم به اين حدمي رسند. آنچه در ظرف يك سال اخير اتفاق افتاده است، نشان از عناصر واگرايي دارد. يعني اين هماهنگي وجودندارد و چون اين هماهنگي در سياستگذاري وجودندارد به نظر نمي رسد به سهولت از اين وضعيت رها شوند. بنابراين به تصور من اين روندادامه دارد و بسياري از فاكتورهاي اقتصادي و غيراقتصادي در آن به چشم مي خورد.
\ آقاي دكتر در صحبت تان به اين نكته اشاره كرديد كه ركود اقتصادي آمريكا به اروپا هم سرايت كرده . همين طور به اقتصاد ژاپن وكلاً شرق آسيا وخاورميانه اگر بخواهيم اينها را بيشتر مدنظر قرار بدهيم بقيه نقاط جهان تاچه حد از ركود اقتصادي آمريكا وتبعات بعداز يازده سپتامبر متأثر بوده اند؟
* وقايع ۲۰۰۱ وبعداز سپتامبر ۲۰۰۱ زماني اتفاق افتاد كه آسياي جنوب شرقي عمدتاً در حال خروج از بحران ۹۸ـ۹۷ بودند و يا تقريباً از آن خارج شده بودند و رشد بعضي ازاين كشورهاي بحران زده در سالهاي ۹۸ ـ ۹۷ مثل كره، تايلند، مالزي ، سنگاپور و اندونزي بعداز آن با رشد اقتصادي خوب شروع شده بود، بنابراين با تعديلي سريع ومناسب به مسير رشد بادوام رسيده بودند. به نظر مي رسد وقايع ۲۰۰۱ وبعداز آن اگرچه شوكي براين اقتصادها وارد كرد اما به لحاظ اينكه تقريباً يكي از بازارهاي عمده صادراتي تمام اينها آمريكاست وشوكي به اينها وارد شد اما اين شوك هنوز آثار كامل خودش را تخليه نكرده است . همان طور كه به ياد داريد، يك تا دو ماه پيش بود كه وزير خزانه داري آمريكا به چين سفر كرد واز چين وكشورهاي آن حوزه خواست درمورد نرخ برابري پولشان كمتر در بازار دخالت بكنند واجازه بدهند پول هايشان در مقابل دلار تحت عوامل بازار حركت بكند وبيشتر هم چنين مدنظر داشت كه دلار تضعيف شود وآن پولها تقويت شوند وچون هم چين وهم تك تك آن كشورها حجم قابل توجهي به بازار آمريكا صادرمي كنند تا الآن اين به صورت تعيين كننده آثار ركودي وتخريبي خودش را در اقتصاد كشورهاي آن منطقه وارد نكرده اما با بروز اين كسري قابل توجه ، باروند فزاينده كسري قابل توجه درحساب جاري تزار پرداخت هاي آمريكا بتدريج اين با ابعاد بزرگتري درآن نقطه دنيا هم احساس خواهد شد.
\ در مورد ژاپن هم آن روندركودي ادامه پيدا مي كند؟
* ژاپن هنوز مسأله دارد و از آن اغماي بعداز ۱۹۹۲ خارج نشده و بويژه در بخش بانكي خود با مسائل پيچيده اي روبرو است . ارقامي كه در مورد بحران بانكي ژاپن گفته مي شود، ارقامي بسيار سنگين و درشت هستند . دولت ژاپن هرازگاه، هرشش ماه ويك سال يك بار وارد مي شود وبا يك مجموعه اقتصادي ۶۰ـ۵۰ ميليارد دلار به اين بانكها تزريق مي كند تا در ساختار بانكي خود تجديدنظر كند اما به نظر مي آيد ابعاد مسأله بيش ازاين باشد، حتماً اطلاع داريد رقم بدهي دولت ژاپن بطور كلي بطور اخص و به بانكها خيلي بالا است وخارج از عرف و نرم است و وضعيت بانكهاي ژاپني بخصوص بخشي از استقراضي كه در خارج ازكشور داشتند ودر داخل هم همين طور، وضعيت بحراني شديدي براي بانكهاي ژاپني ايجاد كرده است حتي صحبت از ۷۰۰ـ۶۰۰ ميليارد دلار است .
\ آقاي دكتر حالا مي رسيم به خاورميانه كه جداي تمام بحثهاي اقتصادي موجود، به نوعي جولانگاه تحولات سياسي دوسه سال اخير بوده يعني اگر بخواهيم بررسي بكنيم شايد بيشتر ازهمه بايدبه اين قسمت توجه بكنيم. تأثيرپذيري خاورميانه ازاين روندها چقدر است؟
* به نظر مي رسد دستاوردهاي اقتصادي خاورميانه در دو سه سال اخير خوب بوده ؟
\ يعني تحت تأثير ركود اقتصادي جهاني قرار نگرفتند؟
* كمتر گرفته و در آن ابعاد نبوده اند.
\ بخاطر اقتصاد نفتي اش؟
* بله بخاطر اقتصاد نفت. البته بجز عراق و افغانستان كه مسائل نظامي وسياسي خاص خود را دارند، بقيه كشورهاي منطقه زياد تحت تأثير اين روند قرار نگرفتند به دو سه دليل : يكي اينكه حجم قابل توجهي از درآمدهاي آنان نفتي است و نفت كماكان قوت و بازارش علي رغم نوسانات كوتاه مدتي كه داشته بازار خوبي بوده است و با وجود تلاشهاي كشورهاي غربي در زمينه سرمايه گذاري روي اكتشاف و استخراج، اكتشاف و استخراج آن گونه كه تصور مي شد، جواب نداده و حداقل در بعضي از مناطق جواب نداد. مثلاً در چين آنچنان نبوده يا مثلاً حوزه درياي خزر. حالا بخشي به دلايل سياسي و ناهماهنگي و عدم همكاري وبخش ديگر به دليل اينكه پيش بيني هايي كه در مورد ذخاير و موجودي ها كردند و مي كنند آنچنان نيست. يعني در حد ذخاير كشورهاي اپك و كشورهاي خاورميانه نيست بنابراين وضع نفت در اقتصاد جهان ظرف دو سه سال اخير خيلي خوب بوده است و آن افتي هم كه تصور مي شد در قيمت نفت محقق شود، نشد كه بخشي از دليل آن، بخاطر روند كاهنده ارزش دلار بوده است چون قيمت گذاري نفت براساس دلار است وبنابراين تصور اينكه مثلاً ممكن است بازار نفت دردنيا دچار تضعيف و ضعف شود و قيمت دلار بيفتد، اين قيمت دلاري عملاً با كاهش ارزش دلار كم و بيش، بخش قابل توجهي از آن محقق شده و اتفاق افتاده است بنابراين تا الآن وضعيت در خاورميانه خوب بوده و در خاورميانه هم شاخص كشور ما بوده است كه با وجود مشكلات و شوك هاي داخلي و بيروني خوب توانسته از دل اين شرايط سنگين اقتصادي در دنيا سياستها را به مرحله اجرا بگذارد واين سياستها و بخشي از اين موفقيت در گرو مجموعه برنامه سوم بوده است.
مجموعه برنامه سوم در دو سه زمينه خيلي خوب بوده. يكي آن صندوقي كه دولت براي مازاد درآمد ارزي ايجاد كرد وبالاخره هم اتفاق افتاد كه هم زمان با تشكيل اين صندوق قيمت نفت اوج گرفت واين قيمت نفت در بودجه دولت نبود. اين اتفاق بود حداقل براي سال اول آن كه سال ۷۸ ـ ۷۹ اينگونه بود و برآيند يك يا دو اتفاق ساده بود كه دولت بودجه اش را روي قيمت نفت ۱۲ ـ ۱۳ دلار تصويب كرد اما بلافاصله بعد از تصويب قانون قيمت تا بالاي بيست دلار رسيد و در سال ۷۸ يكباره چيزي حدود بيش از ده ميليارد دلار در صندوق ذخيره كرديم و در سال ۷۹ يك مقدار بالاتر برديم كه باز بازار تقويت و ۵ ـ۶ ميليارد دلار در سال دوم به صندوق ريخته شد. اصل قضيه اين بود كه دولت واقعاً در ايجاد اين صندوق كه تا حد زيادي جلوي آسيب پذيري ما را در مقابل شوك هاي خارجي گرفت ، همت به خرج داد.
149610.jpg
\ البته صحبت شما تا زماني قابل اجرا است كه عراق نتواند واردعرصه توليد بشود و به شكل جدي حضور داشته باشد. يعني اگر عراق در بازار نفت حضور داشت، بسياري از معادلات قيمت نفت به هم مي خورد.
* همينطور است. الآن پيش بيني ها اين است كه مسأله عراق حل و فصل شود و مسائل سياسي آن به تدريج رو به سامان برود و سرمايه گذاري هاي نفتي اش ثمر بدهد واين محصول با چيزي حول و حوش ۳ تا ۴ ميليون بشكه در روز وارد بازار شود آنوقت اثر مي گذارد. مثلاً از سال ۲۰۰۴ و حداكثر ۲۰۰۵ به بعد حتماً روي بازار نفت اثر مي گذارد و بنابراين پيش بيني مي شود بازار نفت در فاصله سال ۲۰۰۴ يا ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ ضعيف شود.
\ شايد بهتر باشد از يك زاويه ديگر به ايران نگاه كنيم و ارتباط اش را با اقتصاد جهاني و ركودي كه در اقتصاد جهاني وجود دارد بررسي كنيم.
به نظر شما ايران با روندي كه در اقتصاد جهاني طي مي شود، از كاهش ارزش دلار و افزايش ارزش يورو در برابر دلار چه استفاده هايي مي تواند بكند و آيا اصلاً مي تواند از اين وضعيت پيش آمده بهره اي به سود خود ببرد؟
* به نظر من استفاده زيادي بر اين روند مترتب نيست. درآمد نفتي ما بر مبناي دلار است. البته نه فقط براي ايران كه براي كل دنيا. دنيا به دلار مرتبط است و اصلاً قيمت گذاري در دنيا عمدتاً به دلار است. بنابراين تمام كشورهايي كه از دلار كسب درآمد كرده و غير دلار هزينه مي كنند، متضرر مي شوند. اين يك اصل كلي است .
\ ما جزو اينها هستيم؟
* تا حدودي بله! بنابراين اگر فرض كنيد همه درآمد ما دلار است ، كه بخش غيرنفتي اش اين طور نيست اگر هم درآمد ما دلار باشد و ۵۰ درصد واردات ما غير دلار يا يورو باشد، آن وقت با توجه به حجم واردات كه سال گذشته، ۲۵ـ۲۴ ميليارد دلار بوده، امسال بايد با يك دلار كاهش ارزش يافته در حد ۲۰ تا ۲۵ درصد به جاي ۲۵ ميليارد دلار ۳۰ ميليارد دلار وارد بكنيم تا همان ارزش را داشته باشد چون ارزش دلار افت كرده و ممكن است مقداري از اين ارزش دلار با تقويت ارزش يورو و مقداري ديگر از آن با رقابت سنگيني كه در سطح جهان بين اين قطب هاي قدرت وجود دارد، جبران شود. يعني قابل تصور نيست كه از ابتداي سال جاري مسيحي تا الآن كه يورو چيزي حدود بيش از ۳۰درصد تقويت شده، توليدكننده اروپايي و يورويي قيمت محصول صادراتي اش را به ايران كاهش ندهد و بفروشد يعني حتماً بايد قيمت را پايين بياورد مگر اينكه محصول آن يك تكنولوژي باشد و دلايل خاصي وجود داشته باشد كه اجباراً و به دلايل خاصي كه مثلاً قرارداد داريد ويا به دلايل تكنولوژي بايد از توليدكننده اروپايي يا آلماني محصول موردنظر را بخريد و آنهاهم مي دانند شماناچار هستيد و بنابراين كاهش قيمتي براي شما قائل نمي شوند. بنابراين مجبوريد با يورو و با قيمت فيكس شده محصول را ۳۰درصد گران تر بخريد. اما در اغلب موارد اينگونه نيست وشما در مقابل توليد كننده وصادركننده اروپايي توليد كننده وصادركننده آسياي جنوب شرقي را هم داريد كه به دلار مي فروشد وچون به دلار مي فروشد، مثلاً ممكن است قيمت دلاري صادراتش به ايران زياد بالا نرفته باشد اينجا صادركننده اروپايي براي اينكه بتواند با او رقابت بكند، بايد يورو را پايين بياورد واين اتفاق افتاده است يعني ظرف ۷ تا ده ماه اخير كه يورو حدود ۳۰ درصد نسبت به دلار تقويت شده ، صادركنندگان اروپايي مجبور شدند ۴۰تا ۵۰ درصد كاهش قيمت بدهند تا بازارشان درايران حفظ شود . بنابراين مقداري از زياني كه بابت صادرات وابسته به دلار، متوجه ما است ، با درصد بالايي از واردات كه بسته به يورو است اينگونه جبران مي شود . گمان نمي كنم كشورهاي نفت خيزبابت اين قضيه منافعي داشته باشند. البته بحث اينكه حالا مثلاً ذخاير ارزي اينها چگونه نگهداري مي شود واين ذخاير را چگونه حفظ مي كنند، مطلب مهمي است . خوشبختانه ما از مقاطع بعداز سپتامبر ۲۰۰۱ بناچار باتوجه به تعديلاتي كه متوجه ما بود تاحدي درمورد ذخاير تجديدنظر كرديم.
\ خسارت ارزي ما با يك درصد مشخصي بايد محاسبه شده باشد.
* مبناهايش عوض شد . يعني آنچه را كه مثلاً حجم قابل توجهي از آن دلار و سپرده هاي دلاري بود، بتدريج به حجم قابل توجهي از طلا تبديل شد و مقداري از آن هم به يورو شد.
\ در سال ۲۰۰۳ چه فرصتهاي براي ايران پيش آمد. ارزيابي شما از اين فرصتها چيست و چه تهديدهايي براي ايران پيش آمد؟
* سال۲۰۰۳ در عرصه اقتصاد در مجموع سال خوبي براي ايران بود زيرا بازار نفت بازار قوي بود و قوت و قدرت خودش را هم به لحاظ قيمت و هم به لحاظ تعادل حفظ كرد از آن برتر، در اين سال سياستهايي را به مرحله اجراگذاشتيم كه در مجموع، معقول بودند و به سمت و سوي بهره برداري بهينه از وضعيت اقتصاد جهاني حركت مي كردند. يعني ظرف دو سه سال اخير هم ذخاير خوبي در اقتصاد ما تجميع شده بود و هم وجودحساب صندوق ارزي، وضعيت بودجه محافظه كارانه دولت و انضباط مالي اي كه دولت كم و بيش در سه چهار سال گذشته در برنامه اول عمل كرد مثبت و قابل توجه بود و پس انداز دولت رضايت بخش بود چرا كه علي رغم اينكه تمسك به منابع حساب هم كرد و از حساب برداشت كرد ولي در مجموع كاركرد مثبتي داشت و اثر مثبت روي صندوق گذاشت و بازار جهاني هم آنگونه بود كه شرايط را براي ما مساعد مي كرد يعني با توجه به اينكه بازار جهان در حال ركود بود و شك و شبهه و نااطميناني بسيار بالايي براي سرمايه ها در اقتصاد آمريكا وجود داشت بنابراين مقدار زيادي از سرمايه ها راه به سوي كشورهاي در حال توسعه برد. كشور ما كه مثلاً سالهاي سال از تأمين مالي خارجي محروم بود و منابع به سختي و دشواري در اختيارش قرار مي گرفت، ظرف دو سه سال اخير و بخصوص دو سال اخير امكان بهره برداري از بازارهاي مالي دنيا را به نحو مطلوب و فراوان به دست آورد و در سال گذشته چيزي حدود بيش از يك ميليارد دلار يا يك ميليارد يورو را از بازارهاي بين المللي و بازار اروپا به نحو نسبتاً مطلوبي تأمين مالي كرديم يعني ارزيابي ها كمتر در اين جهت بود كه از اوراقي كه در بازارهاي اروپايي به فروش مي رسد، تا اين حد استقبال شود. منتهي ما بابت ورود به عرصه اقتصاد جهاني هم در بعد مالي هم در بعد غيرمالي محدوديت داريم. بعد غيرمالي منظورم دسترسي به بازارهاي صادراتي دنياست و در بعد مالي استفاده بهينه از منابع مالي موجود در دنيا. در بعد صادرات دسترسي به بازار بحث WTO بحث بسيار جدي ماست. تا زماني كه عضويت WTO را نداشته باشيم نمي توانيم به نحو مناسب و مطلوبي بازيگر خوبي در جهان باشيم و مطمئن باشيم قواعد تجارت جهاني بر ما به صورت عادلانه عمل بكند
\ آقاي دكتر شما در صحبت هايتان تصويري از اقتصاد جهاني ارائه داديد و به نظر مي رسد ايران هم در يك مقطع حساس و تاريخي قرار گرفته باشد كه از قضا با زمان تدوين برنامه چهارم هم مقارن شده. در برنامه چهارم بحث مورد نظر شما هم پيوندي خيلي تأكيد شده به نوعي مي شود گفت اصلاً اصل اقتصاد چهارم توسعه هم پيوندي با اقتصاد جهاني است و به تبع آن الزاماتي هم داردسؤال دو قسمت است يكي اينكه آيا اصلاً با آن الزامات آمادگي پيوستن را داريم و تا چه حد مي توانيم آن الزامات را رعايت كنيم ودر صورتي كه رعايت نكنيم، چه تأثيري بر اقتصاد ما متصور است؟
* همانطور است كه فرموديد. يعني يكي از محورهاي اصلي برنامه چهارم هم پيوندي با اقتصاد جهان و هم پيوندي سريع اطلاق شده است. يعني هدف اين است كه اين هم پيوندي با سرعت بالايي محقق شود.
واقعيت قضيه اين است كه شايد ما در يك مقطع ديگري هم اين را تست كرديم. شايد اوايل برنامه اول بوده است. درست زماني كه نوسازي را شروع كرديم و زماني كه جامعه جهاني با آغوش بسيار باز و خوشبينانه به روي ما باز شد. خاطرتان باشد در آن مقطع حتي هيأت هايي از بانك جهاني و سازمان ملل متحد به اينجا مي آمدند و راجع به جبران خسارتهاي جنگ با عراق از رقم هاي نجومي صحبت مي كردند كه عملاً اين محقق نشد و هيچ اتفاقي نيفتاد و هيچ پولي هم به ما ندادند. نه فقط آن بلكه ما يك تعدادي با توجه به بخش قابل توجهي از بازسازيهايي كه موردنياز بود و بخش زيادي هم به لحاظ برنامه اول كه خب بشدت هم جاه طلبانه بود، وارد عرصه اي و مقطعي بحراني شديم كه از نظر تاريخي و اقتصادي ۵ـ۱۰سال ما را عقب انداخت. يعني آنچه را كه ما از آغاز برنامه سوم شروع كرديم بايد در اواخر برنامه اول و اوايل برنامه دوم عمل مي كرديم ولي ما ۵سال برنامه دوم به اضافه يكسال تنفس بين برنامه اول و دوم شش سال ما صرف بازپرداخت ديوني شد كه به نحو نامطلوبي در يك فاصله كوتاه زماني به صورت واردات كالا و خدمات و .. و به صورت شتابان وارد كشور شد و ما نمي دانستيم اينها را چگونه مصرف كنيم و آنها را با يك قيمتهاي نرخهاي ارز بسيار پايين و با قيمتهاي بسيار پايين و به صورت رانتي حالا يك مقدار آن هم صرف سرمايه گذاري شد. اما بخش قابل توجهي از آن حيف و ميل شد و ما وارد دوران شش ساله مديريت بحران شديم يعني در آن شش سال برنامه دوم و آن يكسال تنفس فقط بازپرداخت ديون كرديم و فقط مديريت بخش خارجي اقتصاد كرديم خب اين زيانبخش است از اين بابت كه يك برنامه را ۷ـ۸سال به عقب انداخت. براي اينكه از اين احتراز كنيم. خب بايد با احتياط حركت كنيم. بنابراين ضمن تأييد مطلبي كه مي فرماييد، هم پيوندي سريع درعرصه اقتصاد واقعيت قضيه اين است كه ببينيم در زمينه هاي غيراقتصاد و در زمينه هاي كيفي تا چه حد براي آن هم پيوندي سريع آمادگي داريم و اين يك مطلب اساسي است كه دست كم گرفته و به غفلت از آن عبور مي شود. بايد روي اين مسأله فكر كرد. بحثهاي ساختاري هم در آنجا مطرح است، بحثهاي نهادسازي هم در آنجا مطرح است، بحثهاي ديالوگ مثبت با دنيا هم مطرح است و مسائل ديگر.
\ و اگر محقق نشود؟
* اگر نشود بايد با احتياط عمل كنيم كه هزينه اي سنگين بر كشور وارد نشود تا مجدداً خداي نكرده ـ يك ۵ ـ ۶سال ديگري وارد كما نشويم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |