|
|
|
|
|
|
|
|
كتاب انديشه
دوبال خرد (عرفان و فلسفه در رسالة الطير ابن سينا) * دكتر شكوفه تقي * نشر مركز مؤلف اين اثر دكتر شكوفه تقي، فارغ التحصيل رشته هاي حقوق قضايي، روانشناسي شناخت، مردم شناسي، شرق شناسي و داراي درجه فوق دكتري در مذهب شناسي است كه كتاب حاضر رساله دكتري او در شرق شناسي مي باشد. هدف اين اثر آن است كه نشان دهد از ديد ابن سينا به طور اعم و رسالة الطير او به طور اخص انسان قابليت آن را دارد كه با كمك دانش، تمرين، تجربه و مكاشفه به مرتبه اي برسد كه بي واسطه، دانش و خرد را از سرچشمه اصلي آن يعني عقل كل دريافت كند. ابن سينا در رسالة الطير خود مي گويد كه به وسيله اين چهار ابزار خود به چنان مرتبه اي رسيده و مقام پيامبري را كه در فلسفه ارسطويي تعريفي متناوب دارد درك كرده است. رسالة الطير يكي از رساله هاي معروف ابن سينا است كه اگرچه بيش از چند برگ نيست توجه بسيار جلب كرده و بر بسياري از متفكران و اديبان ايراني مسلمان تأثيرگذارده تا حدي كه كوشيده اند اثري شبيه آن بيافرينند. در كتاب حاضر پس از ارائه متن عربي و فارسي رساله، معرفي نسخه هاي خطي موجود و مورد استفاده و شرحي درباره زندگي و افكار و آثار ابن سينا، رسالةالطير او از جنبه هاي مختلف ادبي و عرفاني و فلسفي و تاريخي به تفصيل تفسير و بررسي مي شود و نشان داده مي شود او در اين رساله عرفاني پرواز معنوي ر وح را به گونه اي نمادين تصوير كرده است.
تفسير خواب * زيگموند فرويد * ترجمه شيوا رويگريان * نشر مركز يك قرن پيش فرويد با نوشتن كتاب «تفسير خواب» (The Interpretation of Dreams) ، براي تفسير رؤيا، كه پيش از آن موضوع حدس و گمان هاي عوامانه و سطحي بود، پايه و اسلوبي علمي و نظام مند فراهم كرد و گامي بزرگ در زمينه جست وجوي علمي در درون ذهن انساني و فهم پديده ها و مسائل ذهني بر داشت. او دراين كتاب نشان مي دهد كه روشي روانشناختي هست كه تفسير رؤياها را ممكن مي سازد و اگر اين شيوه به كارگرفته شود، هر رؤيايي خود را به مثابه ساختاري رواني آشكار مي كند كه معنايي دارد و نيز اين كه مي توان آن را در نقطه اي مشخص در فعاليت هاي ذهني عالم بيداري گنجاند. فرويد در آغاز كتاب پيش از ارائه نظريه خويش، يعني تلقي رؤيا به منزله تحقق آرزو، سابقه تحليل علمي رؤياها را نيز به تفصيل بررسي مي كند. فرويد رؤياها را «بزرگراهي به درون ناخودآگاه» مي دانست و دانشمندان پس از او نيز چون خود او از اين بزرگراه براي راه يافتن به جهان پيچيده ذهن انساني بهره هاي بسيار بردند. روانكاوي و روان درماني امروز بي ترديد به كار پيشاهنگ و پيشتاز دين بسيار دارد. كتاب در هفت فصل با اين عناوين تنظيم و تدوين شده است. آثار علمي درباب مسائل رؤياها/ شيوه تفسير رؤياها: تحليلي از رؤيايي نمونه/ رؤيا تحقق آرزو است/ تغيير شكل در رؤياها/ مواد و منابع رؤياها/ كاررؤيا/ روانشناسي رؤيا ـ فرآيندها.
|
|
|
|
|
هويت اسلامي
|
|
|
نيلوفر گوله* برگردان: علي محمدطباطبايي امروزه به هر طرف كه بنگريد مشاهده مي كنيد كه اسلام به عنوان يك قدرت بزرگ سياسي در حال استفاده و سوء استفاده شدن توسط ديگران است. بعضي از مسلمان ها اسلام را به عنوان فرياد يا فراخواني براي دعوت براي عمل به خدمت گرفته اند. بسياري در غرب (و در نقاط ديگر) آن را به عنوان نوعي «ديگر» از اشتياق براي محدوديت و محروميت تلقي مي كنند. من به عنوان يك ترك به طور بلاواسطه هر دو طرف اين مجادله را درك مي كنم. علت اين كه اسلام مانند ديني از نوع «ديگر» در چشمان غربي ها به نظر مي آيد اين است كه غرب يك نهادزدايي نظام مند دين راپشت سر گذاشته است. البته اين خود دين نبود كه از زندگي مدرن غربي ها ناپديد گشت بلكه مدعي بودن نقش نهادي ديني در رفتارهاي فردي بود. درجهان معاصر دين تجربه اي است شخصي و معنوي به نحوي كه در گذشته هرگز چنين نبوده است. با اين حال جرياني از نهادزدايي كردن تجربه ديني در جهان اسلام نيز در حال شكل گيري است. سياسي كردن اسلام اقتدار قشرهاي ديني مسلمان يعني علما را از مكان قبلي خود جابه جا كرده است. همچون در غرب، تجربه ديني در مسلمان ها اكنون بيشتر جنبه شخصي به خود مي گيرد. تفسير متون ديني توسط مسلمان هاي منفرد، به انضمام مبارزان سياسي، روشنفكران و بانوان يك نتيجه آن است و عامه پسند شدن علوم ديني از طرق سوء استفاده از آموزش هاي قرآني و از متن اصلي جداكردن عبارات آن براي حمايت كردن اهداف سياسي نتيجه ديگرش. چه كسي اكنون تصميم مي گيرد كه در اسلام چه چيزي مشروع و كدام چيز نامشروع است؟ چه كسي چنين مرجعيت يگانه اي براي تفسير متن هاي ديني دارد؟ چه كسي مي تواند «فتوا» صادر كند يا به طور رسمي حكم به «جهاد» دهد؟ امروزه عملگرايي و تروريسم منبع هاي جديدي از مشروعيت را فراهم مي آورند يا بلكه بگوييم تحميل مي كنند. بدين ترتيب عوام و افراد غيرمتخصص در علوم ديني تصميم مي گيرند كه معناي اسلام چه چيزي هست و كدام چيز نيست، بدون آن كه كمترين دوره اي مدارس ديني براي چنين تفسيرهايي ديده باشند. درواقع امروزه اسلام از طريق فعالان سياسي و نهضت هاي فرهنگي است كه تفسير مي شود و نه نهادهاي ديني. اين نهادزدايي كردن، اسلام را قادر ساخته است كه به جاي آن كه همچنان نوعي پيوند اجتماعي محلي و ملي باشد به ايجاد روابط فرضي بين مسلمانها بپردازد، يعني كساني كه احساس مظلوم واقع شدن يا اخراج گشتن از جايگاه اصلي خود مي كنند. بدين ترتيب اكنون اسلام گراها مي توانند طرفداران خود را كه پيش از اين به شدت پراكنده بودند متحد گردانند: صوفي هاي اهل معنويت با مسلمان هاي تابع شريعت، شيعيان با سني ها، مسلمان هاي محافظه كار عربستان سعودي با انقلابي هاي ايران. هم زمان اسلام در حال جابه جايي است، زيرا مؤمنين مناطق روستايي را به سوي شهرها ترك مي كنند، از جمله شهرهايي درغرب. بسياري اين جابه جايي را چيزي منفي ارزيابي مي كنند و براين واقعيت انگشت مي گذارند كه اين مردم از نظر اجتماعي با ريشه هاي خود قطع رابطه مي كنند و اين كه پيامدهاي آن بيگانگي است و بدبختانه براي بعضي حتي تروريسم. ليكن تحرك اجتماعي همچنين پيش شرطي است براي رسيدن به چشم اندازهاي جديد. يقيناً مسلمان ها از طريق مهاجرت مفهومي از جداشدن از منشأ و اصل اجتماعي خود و شايد حتي يك گسيختگي قطعي با آن را تجربه مي كنند. بدين ترتيب تجربه آنها ديگر از نوع جديدي است كه در آن نهادهاي ديني، اجتماعي و يا دولتي جايي ندارند. در عوض تجربه ديني آنها به شكلي از پندار اجتماعي تبديل مي شود كه در درون آنها احساس جديدي از تعلق به اسلام را در محيطهاي تازه و بيگانه بازسازي مي كنند. اين نه حفظ فاصله زياد با زندگي مدرن كه نزديكي با آن است كه باعث بازگشتن هويت ديني مي شود. در واقع بنيادگرايي، بيشتر در گروههايي ديده مي شود كه از طريق تجربه جابجايي و تحرك [مهاجرت]، با شيوه هاي انديشه سياسي و زندگي شهري غرب سكولار آشنا گشته اند و در حالي كه در محيطي بيگانه و ناآشنا به شدت دچار احساس عدم امنيت شده اند، اسلام تبديل به تنها تكيه گاه آنها مي گردد. اما براي آنكه چنين پشتيبان و تكيه گاهي بتواند به درستي كار كند، اسلام بايدخود را از موضع منفعل و به طور سنتي مطيع در برابر مدرنيته آزادگرداند. مسلمانها به توسط حفظ حجاب، گذاردن ريش، ادعاي مكان ويژه براي عبادت در مدرسه ومحل كار و تقاضاي غذاي بخصوص ، هويت خودرا به عنوان مسلمان تعيين مي كنند. بدين ترتيب آنها به هر كس در اطراف خود نشان مي دهند كه بسيار بيشتر از آن عده اي كه دين را صرفاً به زندگي شخصي خود محدود كرده اند در به جا آوردن مراسم ديني با غيرت و وسواسي هستند. براي مثال غيرمسلمانها معمولاً حجاب را به عنوان نشاني از تحقير و پايين تر بودن جايگاه زنان مسلمان تلقي مي كنند. اما براي خود آنها حجاب، نشانه اي از اعتقاد صريح به يك هويت اسلامي است. زنان جوان مسلمان در اروپا اين دگرگوني را به نحو احسن به نمايش مي گذارند. دختراني كه در مدرسه هاي فرانسوي و آلماني حجاب اسلامي را حفظ مي كنند، از بسياري جهات (يعني فرهنگ جوانان، خودآگاهي نسبت به مد و زبان) به همشاگرديهاي خود بسيار نزديكتر هستند تا به مادران فاقد تحصيلات و مقيد به سرزمين اصلي. با انتخاب حجاب در محيطهاي عمومي در اروپا اين دخترها ناخواسته نماد و نقش زنان مسلمان را تغيير داده اند. اين گرايشها اكنون از حد حجاب بسيار فراتر رفته است. تمامي مسلمانها در غرب داراي احساسي دوگانه هستند و سرمايه فرهنگي دوگانه. آنها هويت خود را از طريق تعلق ديني خودشان شناسايي مي كنند، اما با اين وجود دانش جهانشمول و سكولار غربي رانيز كسب كرده اند و ازآنجا كه داراي سرمايه فرهنگي دوگانه اي هستند، مي توانندنسبتاً به آزادي ميان فعاليتها و فضاها ـ خانه، مدرسه، انجمنهاي جوانان و فضاهاي عمومي و تفريحي شهري گردش كنند. مسلمان بودن و اسلام گرا بودن دو چيزمتفاوت هستند. آنچه ما امروز شاهدش هستيم يك جابجايي از هويت «مسلمان بودن» به هويت «اسلام گرا» بودن است. «خود» ديني براي افرادمسلمان از حوزه خصوصي به بخش عمومي جابجا شده است. پرسشي كه براي همه مطرح است اين كه آيا دامنه جست وجو و دسترسي به هويت مي تواند با حجاب بر سر داشتن و پذيرش گسترده تر اعمال ديني اسلامي ارضا گردد و يا اينكه (براي يك مسلمان) تأييد صريح اسلام معادل است با روگرداني بنيادين از مدرنيته. * نيلوفر گوله مدير Ecolee des Hautes en Sciences Sociales در پاريس است. اين مطلب توسط يك گروه تحقيق تهيه گرديده كه اعضاي آن را رئيس كميسيون اتحاديه اروپا رومانو پرودي تعيين كرده است. هدف اين گروه تحقيق، تعيين دورنماهاي طولاني مدت معنوي و فرهنگي در اروپاي در حال بزرگتر شدن است. ۱/ The Islamist Identity by Niluefar Goele Project Syndicate
|
|
|
|
|