پنجشنبه ۱۱ دي ۱۳۸۲ - ۹ ذيقعده ۱۴۲۴
Thu, Jan 1, 2004
جوان
شماره ۲۶۸۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
جوان
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
ده
دوران جواني «ونسان ون گوگ» چگونه گذشت؟
حرف دل
حرف دل عنوان ستوني است از نوشته هاي شما. برايمان بفرستيد از آنچه در دلتان مي گذرد . نشاني پستي و الكترونيكي ما را هم كه حتماً مي دانيد:
تهران ـ خ خرمشهر ـ شماره ۲۱۲ ـ صفحه جوان
iraninstitute. org
آلبوم زندگي

تو
روشني
آب
وقتي به خانه ما
مي آيي
تمام قفل هاي بسته
بازمي شود
و گلبرگ ها
عطر و شكوفه مي دهند
نسيم
از نردبان نور
به آسمان
مي رود
و ياس ها
گل مي دهند
ميان شط عشق
و ما
باز هم
با دستهاي كوچك مان
درهاي بزرگ را
باز مي كنيم
چه آلبوم زيبايي دارد زندگي
بيا دوباره
عكسهاي گذشته مان را
با هم
زيبا مرور كنيم!
اصفهان ـ عطايي
ده
ده زلزله مهم تاريخ
در كنار جنگها و مسائلي كه بشر مسبب ايجاد آنهاست، بلاياي طبيعي هميشه جزو وقايعي هستند كه بيشترين تعداد قربانيان و بالاترين ميزان خسارات مالي و رواني را به وجود مي آورند. آنچه هفته پيش در بم اتفاق افتاد، زلزله اي با بزرگي حدود ۶‎/۵ ريشتر بود كه كل شهر را با خاك يكسان كرد. آنچه در ميزان خسارات يك زلزله مهم است، به جزبزرگي آن، نوع معماري و ساخت بناها و نيز زمان وقوع زمين لرزه است. امروز تصميم گرفتيم براي شما ده زمين لرزه مرگبار ايران را كه در ۱۰۰ سال گذشته اتفاق افتاده اند، فهرست كنيم (مسلماً پس از مشخص شدن وضعيت زلزله بم، اين زمين لرزه در جايگاه اول يا دوم قرار خواهد گرفت). عجيب است كه با اين همه زلزله و مرگ و مير هنوز كشور ما اقدامات اساسي براي ايمن سازي ساختمانها را به صورت جدي مورد توجه قرار نداده است!
۱۰) زلزله ارديبهشت ماه ۱۳۰۹ در سلماس با بزرگي ۷‎/۲ ريشتر كه در رده ده زمين لرزه مرگبار ايران قرار دارد، جان ۲۵۰۰ نفر را گرفت.
۹) شهر گلباف در خرداد سال ۱۳۶۰ توسط زمين لرزه اي به بزرگي ۶‎/۹ ريشتر به لرزه درآمد و بر اثر آن حدود ۳۰۰۰ نفر جان خود را از دست دادند.
۸) تقريباً ۳۳۰۰ نفر از ساكنان شهر درگز در شمال خراسان و روستاهاي اطراف آن بر اثر زلزله ۷‎/۴ ريشتري در ارديبهشت ۱۳۰۸ جان باختند.
۷) زلزله ۸‎/۲ ريشتري مكران در آذر سال ۱۳۲۴ باعث جان باختن حدود ۴۰۰۰ نفر از ساكنان آن مناطق در بلوچستان شد. اگرچه اين زلزله به لحاظ بزرگي، در ايران بي سابقه بوده است، اما به دليل كم تراكم بودن منطقه خسارات جاني گسترده در پي نداشته است.
۶) در شمال غرب ايران، شهرهاي مرزي با روسيه ۵۰۰۰ نفر از ساكنان خود را در آذر ۱۳۵۵ بر اثر يك زلزله ۷‎/۳ ريشتري از دست دادند.
۵) يك زلزله ۷‎/۱ ريشتري تعطيلات نوروزي مردم قير كرزين را در فروردين ۱۳۵۱ به عزا تبديل كرد و آنها را در سوگ ۵۱۰۰ نفر از همشهريانشان نشاند.
۴) در مقام چهارم زمين لرزه بوئين زهرا قرار دارد كه به لحاظ ميزان خسارات مالي در مقياسي بسيار وسيع از موارد قبل به وقوع پيوسته است. در شهريور ،۱۳۴۱ يك زلزله ۷‎/۳ ريشتري اين منطقه را تقريباً با خاك يكسان كرد و جان ۱۲۲۳۰ نفر را گرفت.
۳) زلزله ۷‎/۳ ريشتري دشت بياض در شهريورماه ۱۳۴۷ به قدري گسترده بود كه برآورد تلفات ناشي از آن مقداري تقريبي در حدود ۱۲۰۰۰ تا ۲۰۰۰۰ بوده است و مقدار دقيقي براي آن ارائه نشده است.
۲) زلزله طبس در شهريورماه ۱۳۵۷ خسارات مالي و جاني فراواني بر جاي گذاشت. در اين زلزله حدود ۲۵۰۰۰ نفر جان باختند و حدود همين تعداد زخمي و بي خانمان شدند.
۱) تا پيش از زلزله بم كه هنوز نمي توان درباره آن اظهار نظر كرد، مرگبارترين زمين لرزه اي كه در كشور ما به وقوع پيوسته، مربوط است به خردادماه ۱۳۶۹ در زنجان و گيلان. براي بسياري هنوز خاطره تلخ درگذشت ۴۰۰۰۰ تا ۵۰۰۰۰ نفر از ساكنان مناطق شمال و شمال غرب كشور تازه است. علاوه بر آن، تعداد بيشمار ديگري نيز زخمي و بي خانمان شدند و شمار زيادي از چهارپايان اهلي روستاييان اين منطقه نيز از بين رفتند. اين آمار در جايگاه خود تأسف بار و ناراحت كننده هستند، اما نگاهي به آنها، وحشت آنچه در آينده ممكن است پيش بيايد را دوچندان مي كند. حتي تصور چنين زمين لرزه هايي در شهرهاي بزرگ ايران، بخصوص تهران و ديگر مراكز بزرگ استانها بيش از اندازه وحشتناك است...!
دوران جواني «ونسان ون گوگ» چگونه گذشت؟
گوش بريده نقاش
149694.jpg
مينو ضابطيان
تحصيلات منسجم و كاملي نداشت و سرانجام در پانزده سالگي تصميم گرفت با درس و مدرسه خداحافظي و مسيري ديگر را انتخاب كند. يكسال بعد بي خبر از ذوق و استعداد دورني اش در يك گالري هنري شروع به فروش آثار نقاشي ساير هنرمندان كرد و با توجه به اينكه عموهاي او از شركاي يك گالري نقاشي بودند از پاريس سردرآورد و خيلي زود با آثار نقاشان و سبك هاي مختلف آن آشنايي پيدا كرد تا حدي كه مي توانست به راحتي يك اثر كم ارزش را از شاهكارهاي هنري تشخيص دهد. اما در كنار كسب اين توانايي همچنان در روابط اجتماعي و نحوه برخورد با سايرين ناوارد و خارج از عرف معقول تجارت! عمل مي كرد و هرگاه يك مشتري شيفته اثري پيش پا افتاده و بي ارزش مي شد سعي مي كرد با دلايل مختلف به او ثابت كند كه آن تابلو و اثر ارزش خريدن ندارد و همين رفتار عامل نارضايتي كارفرمايان او مي شد.
«ونسان» جوان در همين روزها براي نخستين بار در دام عشق افتاد و علاقه مند به ازدواج با خانمي متمول از طبقه اشرافي شد اما شخص مذكور پيشنهاد او را توهين آميز به حساب آورد و درخواست وي را رد كرد. تلخي اين شكست عشقي نيز بر تمام مشكلات شخصيتي او اضافه و باعث شد در محيط كار از نظر روابط و نحوه برخورد بسيار ضعيف تر از قبل عمل كند و سرانجام از كار بركنار شد. او از كودكي بسيار كم حرف و جدي بود و نه تنها با هفت خواهر و برادرش بلكه با خود نيز غريبه بود و بيشتر مواقع ترجيح مي داد در خلوت بسر برد. رفتارهاي عجيب و غريب او در كنار انزواطلبي شديد در دوران كودكي از او يك پير مرد ساخته بود تا پسر بچه اي پرهيجان و ناآرام و به همين علت از زمان كودكي خود به عنوان دوراني تاريك، سرد و بي حاصل نام مي برد. پس از دست كشيدن از فروش آثار هنري با وساطت يكي از بستگان بطور موقت به عنوان كمك معلم مسؤوليت آموزش ۲۴ پسر بچه ۱۴ ـ ۱۰ ساله را برعهده گرفت و از اين كار لذت زيادي مي برد. اما از جاييكه اين كار موقتي بود پس از اتمام آن به هلند و نزد خانواده بازگشت و در يك كتابفروشي به عنوان فروشنده شروع به كار كرد و در حالي كه در ميان افراد خانواده جايگاه خاصي نداشت و همه او را موجودي شكست خورده و ناموفق مي دانستند در ۲۴ سالگي تصميم گرفت با تعقيب حرفه پدر و مطالعه دروس مذهبي در جايگاه يك كشيش (حداقل) مايه خرسندي پدر باشد. بنابراين با تأمين مخارج تحصيلي توسط پدر، راهي آمستردام شد و خود را براي امتحان ورودي رشته الهيات آماده كرد. وي به رياضيات و زبان هاي خارجه (از دروس پيش نياز ورود به اين رشته) اصلاً علاقه اي نداشت و نتوانست آن راادامه دهد و چندي بعد با كمك يكي از بستگان وارد مدرسه اي مذهبي و به دنبال آن همراه هيأتي تبليغاتي ـ مذهبي راهي معادن دورافتاده شد. از ۲۷ ـ ۲۵ سالگي در معدن و جمع معدن چيان و خانواده هاي آن ها ماند و وضعيت نابسامان و فشارهاي وارد بر اين جماعت او را بسيار مي آزرد و تمام البسه و پول خود را به آن ها مي بخشيد اما در كنار اين رفتارهاي نوع دوستانه همچنان از نظر ايجاد رابطه و انتقال تعليمات مذهبي با مشكل مواجه بود. پس در آن جا هم دوام نياورد و يك بار ديگر به خانه برگشت.
بيست و هفت ساله بودكه با پيشنهاد و حمايت مالي برادرش كار نقاشي را شروع كرد و در تمام نقاشي هاي اوليه اش احساس همدردي با روستاييان و معدنچيان مشهور و از طرفي رنگهاي گرفته و تيره و تار اين نقاشيها به خوبي بيان كننده احساسات او بود. در كنار تمام اين تيرگيها آنچه همچنان به عنوان يك نقطه اميد در زندگي او به چشم مي خورد علاقه اش به نقاشي بود كه نهايتاً يك بار ديگر او را به پاريس كشاند و توانست با جمعي از هنرمندان و نقاشان آنجا ارتباط و تبادل نظر داشته باشد و با يكي از آنان هم خانه شد اما پس از مدتي، با او نيز اختلاف نظر پيدا كرد و در يك درگيري شديد، تعادل روحي خود را از دست داد و قسمت بزرگي از گوش خود را بريد! و در تكه اي كاغذ پيچيد! و به يك دوست داد! و پس از آن با حوصله و علاقه تمام شروع به كشيدن تصوير خود با گوشي مجروح و پانسمان شده كرد. اما نقاش جوان يك بار ديگر نيز به دختر عمويش دل بست و پيشنهاد ازدواج را با او هم مطرح كرد ولي هر بار كه براي شنيدن پاسخ او به منزل عمويش مي رفت به او مي گفتند كه در خانه نيست و «ونسان» بي تجربه غافل از آنكه دختر عمو كوچكترين علاقه اي به او ندارد تمام تقصيرها را متوجه عمو و خانواده اش مي دانست و در برخوردي كه با عمويش داشت با نگهداشتن دست خود بر روي شعله چراغ لامپا او را تهديد كرد تا نديدن دخترش به اين كار ادامه خواهد داد. آنچه حاصل اين برخورد بود چيزي نبود جز دستي سوخته و قلبي شكسته. از طرف ديگر اصرار او به اين ازدواج باعث شد رابطه او و پدرش هم براي هميشه قطع شود.
پس از تمام اين شكستها و ضربه هاي روحي ـ رواني تنها چيزي كه براي او باقي مانده بود نقاشيها و دلبستگي اش به اين هنر بود و در دو سال كار هنريش در ۲نمايشگاه بزرگ شركت كرد اما از ميان تمام آثار نقاشي اش تنها يكي از آنها، آن هم به مبلغ ۴۰۰۰فرانك در دوران زندگي او به فروش رسيدو به همين خاطر همواره با مشكلات مادي مواجه بود.
و مجموعه مشكلات مادي و روحي و تنهايي او را روانه بيمارستان ـ آسايشگاه رواني و سرانجام خودكشي كرد! و در ۳۷سالگي دفتر زندگي او بسته شد اما آثارش براي هميشه به يادگار ماند!
اسم تو هر اسمي كه هست
سينا Sina
* سينا به معني سنگريزه است.
بارزترين صفت مشخصه سينا درونگرا و كم حرف بودن اوست. ديگران به ندرت مي توانند از تفكرات و احساسات او باخبر شوند. تعجبي ندارد كه با اين ويژگيها، سينا به هيچ وجه اهل معاشرت و رفت و آمد نيست. او ترجيح مي دهد به جاي حضور در جمع و بودن با ديگران در خلوت خودش تنها باشد و به تفكر بپردازد. براي سينا تنها بودن و تفكر كردن به اندازه بودن در ميان جمع و شلوغي برايش لذت بخش است.
همانطور كه گفتيم سينا اصولاً اهل تفكر و تدبر است و به همين دليل مسائل بغرنج فلسفي به شدت او را جلب مي كنند و درك چارچوب ذهني او براي اطرافيانش اصلاً كار آساني نيست. به همين دليل دوستان او را كساني تشكيل مي دهند كه يا مانند او فكر مي كنند و يا قدرت تحمل فوق العاده اي دارند و مي توانند چنين فرد گوشه گير و ساكتي را به عنوان دوست بپذيرند. البته اميدوار نباشيد تعداد زيادي از اين افراد پيدا كنيد. براي تأييد اين نظر كافي است نگاهي به تعداد دوستان سينا بيندازيد!
به علاوه سينا در روابطش نمي تواند سريع تصميم گيري كند و در مقابل گفته هاي ديگران واكنش مناسب نشان بدهد. سينا در شرايطي كه مجبور باشد احساساتش را بيان كند، دستپاچه مي شود و جوابش را چنان ناشيانه بيان مي كند كه معمولاً هيچ ظرافت و سياست خاصي در آنها يافت نمي شود. او نمي تواند لغات درست را براي بيان منظورش پيدا كند. به همين دليل حرفهايش علي رغم منصفانه و ساده بودن، نامناسب و بي مورد جلوه مي كنند.
از آنجا كه سينا هميشه در حال فكر كردن است، گاهي اوقات كه سر از خلوتش بيرون بياورد، مي تواند نظرات نو و عميقي ارائه دهد كه همه را شگفت زده خواهد كرد. اين نظرات بخصوص در زمينه رياضي و علوم تجربي مي توانند بسيار ارزشمند باشند.
و اما نكته آخر: سينا بسيار جدي و متكي به نفس است و با سرسختي تمام به نظريات و تصميماتش پايبند است. او به حرف هيچ كس گوش نخواهد كرد. بنابراين چنين تصوري كه ممكن است بتوانيد با او به توافق برسيد، كاملاً نادرست است، مگر اينكه شما قصد داشته باشيد كاملاً از مواضع خودتان صرفنظر كنيد و نظريات سينا را دربست قبول كنيد...!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |