شنبه ۱۳ دي ۱۳۸۲ - ۱۱ ذيقعده ۱۴۲۴
Sat, Jan 3, 2004
حوادث
شماره ۲۶۸۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
موسيقي
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
در يك اقدام عملياتي اطلاعاتي و پس از ۶ روز آدم ربايي در كرج صورت گرفت
بازتاب تماسهاي مردم با گروه حوادث
رسيدگي به ۱۰۵ پرونده
در ششمين ديدار رئيس قوه قضاييه با مردم
150066.jpg
گروه حوادث: آيت الله شاهرودي رئيس قوه قضاييه در ششمين ديدار هفتگي با مردم دستور رسيدگي به ۱۰۵ پرونده قضايي را صادر كرد.
در اين ديدار كه صبح روز پنجشنبه ۱۱ دي ماه سال جاري در دفتر قوه قضاييه برگزار شد، آيت الله شاهرودي در قالب اختيارات نظارتي و اعمال ماده ۱۴ آيين نامه عفو و بخشودگي چند محكوم عليه را مورد عفو قرردادند.
به گزارش خبرنگار ما، در اين ديدار ۱۰۵ زن و مرد از شهرهاي مختلف به درد دل با رئيس قوه قضاييه پرداختند و خواستار رفع مشكلات قضايي خود شدند. حجت الاسلام والمسلمين علي قهرماني مديركل عفو و بخشودگي قوه قضاييه با ابراز خرسندي از برپايي اين ديدارها اعلام كرد. در عيد فطر امسال ۴۰۰ محكوم كه تقاضاي عفو آنها در كميسيون عفو وبخشودگي مورد رسيدگي قرارگرفته بود، بخشيده شدند.
وي در ادامه با اشاره به عملكرد كميسيون عفو و بخشودگي قوه قضاييه گفت: پرونده هاي متهماني كه اتهامي غيراز قاچاق اسلحه، آدم ربايي، حمل مسلحانه موادمخدر و تجاوز به عنف باشد به مناسبتهاي مختلف به رئيس قوه قضاييه اعلام وايشان نيز اين موارد را به مقام معظم رهبري اعلام و تقاضاي عفو آنها را مي نمايد.
حجت الاسلام علي قهرماني در ادامه با اشاره به شرايط متهمان براي عفو گفت: كميسيون عفو و بخشودگي پس از كار كارشناسي و بررسي وضعيت خانوادگي زنداني، سابقه متهم را از قاضي رسيدگي كننده به پرونده و رياست دادگستري استان مربوطه و همچنين زندان استعلام مي كند.
در يك اقدام عملياتي اطلاعاتي و پس از ۶ روز آدم ربايي در كرج صورت گرفت
رهايي پسر بچه از چنگال گروگانگيران
150072.jpg
گروه حوادث، كرج، خبرنگار «ايران»: ربايندگان يك دانش آموز خردسال پسر در كرج با اقدامات اطلاعاتي پليس و در كمتر از ۶ روز رديابي و دستگير شدند.
اين گروگانگيران با اسارت گرفتن پسربچه ۱۱ ساله در راه مدرسه براي رهايي وي ۱۰ ميليون تومان پول درخواست كرده بودند. بنابراين گزارش عصر پنجشنبه ۱۳ آذرماه سال جاري مردي به كلانتري ۲۱ فاز ۴ مهرشهر مراجعه كرد و با اعلام اينكه پسرش در راه مدرسه ناپديد شده است خواستار رديابي وي شد.
اين مرد به مأموران پليس گفت: ساعت ۱۷ و ۳۰ دقيقه پسرم كه «حميد» نام دارد از دبستان درآمده و تا نزديكي خانه مان با دوستانش بوده است. چون سابقه نداشت او از سر بازيگوشي به جاي ديگري برود تصورمان اين است كه براي او اتفاقي افتاده است. مأموران در نخستين اقدام به جست وجوي مسير مدرسه به خانه اين پسر دانش آموز پرداختند و در تجسس از فاز چهار مهرشهر تا پارك شاهد و بازرسي محل هاي متروكه هيچ ردپايي از «حميد» به دست نياوردند.
* تماس آدم ربايان
ساعت ۱۹ شامگاه روز گروگانگيري، مردي با تلفن همراه پدر «مجيد» تماس گرفت اما تنها شماره تلفن خانه وي را گرفت و مكالمه را قطع كرد. ساعت ۱۰ و ۳۰ دقيقه جمعه ـ يك روز بعد ـ مرد ناشناس براي دومين بار تماس گرفت و با گفتن اينكه« بچه نزد ما است نگران نباش! » گوشي را قطع كرد و در دو تماس پي در پي ديگر با تهديد گفت: «به فكر پول باش و اگر به پليس اطلاع دهي ديگر بچه ات را نمي بيني!»
پدر «حميد» كه دستپاچه و نگران بود حتي حاضر شد خودرو و تلفن همراهش را بفروشد و ۵ ميليون تومان به آدم ربايان بدهد اما وقتي آنان اين ماجرا را از زبان پدر گروگان شنيدند آن را نپذيرفتند: «بايد مرغداري ات را بفروشي و ۱۰ ميليون تومان به ما بدهي تا پسرت را آزاد كنيم».
آدم ربايان وقتي پدر حميد به آنان گفت : «من مرغداري ندارم و تنها واكسيناتور مرغداري هستم»، مكالمه را قطع كردند و در تماس هاي پراكنده خود روي خواسته شان اصرار كردند.
* اقدامات اطلاعاتي
وقتي ماجراي اين گروگانگيري به مرحله حساس و خطرناك رسيد به دستور علي بصيرنيا بازپرس شعبه نهم دادسراي كرج اكيپي از كارآگاهان كرج با هماهنگي مأموران اداره اطلاعات غرب استان تهران وارد عمل شدند و پس از آموزش هاي تخصصي به پدر«حميد» از او خواستند با آدم ربايان قرار بگذارد. روز ۱۹ آذر ـ ۶ روز بعدـ قرار شد ربايندگان «حميد» در ميدان دانشگاه حصارك كرج، ۱۰ ميليون پول از پدر گروگان بگيرند، محل قرار به محاصره چند اكيپ از تيم هاي عملياتي درآمد ووقتي خودروي آدم ربايان در محل قرار حضور يافت آنان تحت نظر پليس بودند.
ساعت ۲۴و۲۰ دقيقه بود كه خودروي آدم ربايان در اتوبان كرج ـ قزوين درحلقه محاصره خودروهاي پليس توقف كرد وكارآگاهان دوتن از گروگانگيران به نام هاي «علي » و «عباس» ـ ۲۵ساله ـ را به دام انداختند. وقتي اين دوجوان تحت تحقيق سريع قرار گرفتند با به گردن گرفتن طراحي واجراي نقشه ربودن «حميد» مخفيگاه وي را در اختيار پليس قرار دادند وكارآگاهان با طرح سازمان يافته اي اقدام به رهايي اين گروگان خردسال كردند و او را كه نزد دو نگهبان نگهداري مي شد، آزاد كردند وتحويل پدرش دادند.
* اعتراف سردسته باند
سردسته باند كه به همراه دوبرادر جوان ويكي از بستگان نقشه ربودن
دانش آموز پسر را طراحي و اجرا كرده بودند وقتي خودرا در دام پليس ديد چنين اعتراف كرد : از دوسال پيش به همراه دوبرادرم از «زنجان» به «كرج» آمدم وبه كار ساختماني مشغول شدم و توانستم يك دستگاه نيسان ويك تلفن همراه بخرم. حدود ۴ماه پيش وقتي يك فقره چك صاحبكارم به مبلغ يك ميليون و پنجاه هزار تومان را پس از وصول از بانك در خودرو گذاشتم وبراي علف چيني رفتم آن را به سرقت بردند براي تهيه پول نزد پسرعمه ام رفتم و براي ربودن يكي از اعضاي خانواده مرد پولداري قرارگذاشتيم.
وي ادامه داد: در جاهاي مرفه نشين زيادي پرسه زديم تا طعمه اي گير بياوريم، ساعت ۳ بعدازظهر بود كه در فاز چهار مهرشهر در اطراف مدرسه ابتدايي به كمين نشستيم. يكي از برادرانم كه در خانه بود اطلاعي از آدم ربايي نداشت و تصور مي كرد مي رويم تا از زباله ها ضايعات كارش را جمع كنيم، وقتي مدرسه تعطيل شد «حميد» را ديديم كه در كوچه به تنهايي قدم مي زند، هيچ شناختي از او نداشتيم نزديك اين پسربچه شديم تا آدرس بپرسيم به محض اينكه «حميد» ايستاد تا جواب دهد او را داخل خودرو كشيديم، روي پاهايمان خوابانديم و با انداختن كاپشن روي او از محل گريختيم.
«حميد » داد مي زد كه جلوي دهانش را گرفتيم و خواستيم ساكت باشد وبه سرعت سمت هشتگرد حركت كرديم، برادرم در خانه وقتي بچه را ديد خيلي ترسيد و ما با گفتن ماجراي آدم ربايي خواستيم دخالت نكند. سردسته باند آدم ربايان افزود: وقتي شماره تلفن پدر «حميد» را از او گرفتيم وشنيديم پدرش مرغداري دارد با پدر «حميد» تماس گرفتيم و خواستيم در ازاي آزادي پسرش ۱۰ميليون تومان بدهد.
براي اطمينان پيداكردن پدر «گروگان » صداي او را ضبط كرديم، «حميد» دراين نوار روز تولد خود و پدرش را گفته بود و پدرش مطمئن شد او نزد ما است وهنوز زنده است.
پس از ۵ روز كه پسربچه دراسارت ما بود در حصارك قرار گذاشتيم ، تأكيد كرده بودم پول را تنها بياورد وگفتم وقتي آمدي راهنما بزن تا تو را بشناسيم، در مدت گروگانگيري «حميد» را بخوبي نگه مي داشتيم ، هرچيزي مي خواست براي او مي خريديم واصلاً او را اذيت نكرديم».
اين مرد آدم ربا گفت: «وقتي من كيف پول را كه پدر «حميد» در محل قرار گذاشته بود برداشتم در خودرو آن را شمردم ومتوجه شدم دوميليون تومان است به پدر گروگان زنگ زديم واعتراض كرديم او با اطمينان گفت كل پول ۱۰ ميليون تومان است و شايداشتباه كرده ايد بازبه محل قرار برگشتم چيزي نبود وقتي به خودرو بازگشتم با گفتن اينكه حتماً ندارد از برادرم خواستم به نزد بچه برويم و او را رها كنيم.
هنوز در مسير بوديم كه متوجه خودروي پليس شديم. موفق به فرار نشده بوديم كه مأموران اداره اطلاعات ما را دستگير كردند». بنابه گزارش خبرنگار ما ؛ آدم ربايان با دستور بازپرس بصيرنيا باتوجه به تكميل تحقيقات به زندان رجايي شهر انتقال يافتند.
بازتاب تماسهاي مردم با گروه حوادث
عروس ۲۰ ساله در انتظار بخشش
150069.jpg
گروه حوادث: پس از اينكه عروس ۲۰ ساله به اميد بخشش از پاي چوبه دار به سلول خود در زندان بازگشت، عده زيادي از اقشار مختلف مردم با گروه حوادث روزنامه ايران تماس گرفتند.
زني در حال گريه گفت: قلب ايراني ها به لطافت گل است، به همين علت است كه گل هميشه با بلندنظري خاري را در كنار خود دارد. خانواده شوهر كبري رحمانپور نيز اگرچه از رفتار ناپخته عروس شان كه منجر به مرگ مادرشان شده است، زخم به دل دارند، ولي مي دانند كه خصلت گل گذشت است و به همين علت گل دوست داشتني است و همواره در ياد مي ماند.
مرد جواني در تماس با روزنامه ايران گفت: من مديرعامل يك شركت هستم. مي خواهم به خانواده شوهر كبري اعلام كنم در اين زمينه هر كمكي كه از دستم بر بيايد، براي آنان انجام مي دهم، ولي تقاضا دارم كه دختر جواني را كه از سر نا آگاهي و خشم زودگذر مرتكب قتل شده، ببخشند.
زني به نمايندگي از سوي عده اي گفت: اي كاش خانواده شوهر كبري جايي حاضر مي شدند تا مردم با آنان حرف بزنند. تا مردم آنان را ببينند و تسلايشان بدهند، آن وقت ديگر آنها احساس نمي كردند كه تنها هستند. مردم الآن همان اندازه كه براي اعدام نشدن كبري انتظار بخشش دارند، به خاطر غم از دست رفتن مادري براي فرزندانش نيز متأثر هستند.
دختري كه دانشجوي رشته روانشناسي بود، گفت: از طرف من به خانواده شوهر كبري بگوييد اگر اكنون غم رفتن مادر پس از سه سال از جانشان پاك نشده است و خاطرات گذشته مادرشان و فداكاري هاي او جلوي چشمشان است، بدانند كه اگر مادر بود، به خاطر اينكه قلب يك مادر بزرگ و مهربان است، از فرزندانش مي خواست كه گذشت كنند. من مي دانم كه اگر خانواده شوهر كبري گذشت كنند، نه تنها به لحاظ روحي و رواني آرامش خواهند يافت، بلكه خداوند درجات بالايي براي آنان و مادر مرحومشان در نظر خواهد گرفت.
مردي تلفني گفت: من خودم در حادثه اي خواهرم را از دست دادم. مادرم با اينكه دلش مي خواست مقصر اين حادثه مجازات شود، اما قلبش به علت اينكه مادر بود و مهر خدايي بر آن وجود داشت، در نهايت راضي نشد و عامل حادثه مرگ خواهرم را كه تنها دختر خانواده مان بود، بخشيد. من مي دانم اگر مادرشوهر كبري زنده بود، حتماً به فرزندانش سفارش مي كرد كه گذشت كنند.
يك زن ۷۵ ساله گفت: من خودم دو تا عروس و يك دختر دارم و به عروسهايم علاقه مند هستم. اگر بر اثر حادثه اي يا اتفاقي، مسأله ناگواري روي دهد، خب مطمئناً بعد از من دختر من است كه مي تواند برادرانش را راهنمايي كند. در اين مورد بخصوص هم مطمئناً دختر بزرگ خانواده ـ خواهر شوهر كبري ـ است كه مي تواند مهر و محبت و عشق و گذشت را به برادرانش يا خواهرانش بچشاند و يادآور شود كه آرامش ابدي مادرشان تنها با گذشت و بخشش به دست مي آيد.
چند دختر جوان طي تماس با ما گفتند: اگر براي مادربزرگ ما اين اتفاق روي داده بود، مطمئناً ما به پدر يا مادرمان مي گفتيم كه گذشت كنند، زيرا تنها با گذشت است كه انسان احساس آرامش مي كند.
يك پزشك گفت: كبري همين كه تا پاي چوبه دار رفت و مرگ را به چشم خود ديد، برايش كافي است و حتي اگر خانواده شوهرش بخواهند از او تقاص بگيرند، بهترين راه اين است كه به مرگ او رضايت ندهند، زيرا كبري تا زماني كه زنده است، روزي هزار بار مرگ را با خود تكرار خواهد كرد و از به ياد آوردن لحظات تلخ پيش از اعدام عذاب خواهد كشيد.
يك معلم گفت: ملت ما همواره به دنيا درس فداكاري و گذشت و مهرباني را داده است. همانطور كه در خبرها هست، امدادگران خارجي از اين صفات در زلزله زدگان و مصيبت ديدگان بم به نيكي ياد كرده و شگفت زده اند. من تنها يك سؤال از خانواده همسر كبري دارم و آن اين است كه مصيبت شما آيا تلخ تر از فاجعه بم بود؟ مطمئناً نه! بنابراين شما با گذشت و بخشش بار ديگر ثابت كنيد كه بخشش و قلب پرعطوفت ايراني هميشه همه را به تعجب وا مي دارد.
عبدالصمد خرمشاهي ـ وكيل كبري رحمانپور ـ به خبرنگار ما گفت: البته ما اعتراضات خود را نسبت به رأي در قالب راههاي پيش بيني شده در قانون انجام داده ايم و به هرحال رأي قطعي است و طبيعي است كه همواره احساس اولياي دم را درك كرده ايم. تقاضاي قصاص حق طبيعي و قانوني آنها است. ما چه در جلسات دادگاه و چه در خارج از جلسات دادگاه هيچگاه در برخورد با خانواده مقتول از موازين اخلاقي خارج نشده ايم و هيچ گاه نمي خواهيم تحت هر شرايطي با اكراه رضايت آنان را بگيريم. به هرحال جان انسانها عزيز است و از نظر قانوني مجازات قتل يك كودك يك ساله و انسان ۸۰ ساله يكي است، اما مطلبي كه نبايد فراموش كنيم، اين است كه كبري چه قبل از ارتكاب جرم و چه بعد از آن در زندان همواره داراي روحي بسيار لطيف و رفتاري بسيار انساني بوده است و در آن لحظه شايد به خاطر اينكه اراده اش را از دست داده بوده، مرتكب قتل مادرشوهرش شده است.
سه سال زندان بودن و مخصوصاً مراسم مقدمات اجراي حكم در چهارشنبه گذشته او را تحت تأثير بسيار قرار داده است و به راستي كه او متنبه شده است. افكار عمومي خواهان مجازات كبري نيست و اميدواريم كه خانواده محترم اولياي دم نيز اين احساس را پيدا كنند كه با از بين رفتن كبري ممكن است خانواده او هم متلاشي شود.
از آنها مي خواهيم كه با روشي احترام برانگيز و جوانمردانه نگذارند پرونده زندگي كبري مانند پرونده كيفري اش براي هميشه بسته شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |