شنبه ۱۳ دي ۱۳۸۲ - ۱۱ ذيقعده ۱۴۲۴
Sat, Jan 3, 2004
افق
شماره ۲۶۸۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
موسيقي
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
در باره ممنوعيت حجاب در فرانسه
آرمان شهروندي نيازمند بازنگري است
150003.jpg
اين روزها در فرانسه بحث حجاب دختران مسلمان بالا گرفته است. مقاله اي كه در زير مي خوانيد در روزنامه لوموند ۱۹ نوامبر چاپ شده و بازگوينده نگرش انديشمند ايراني فرهاد خسرو خاور در اين زمينه است. محسن متقي

لائيسيته لرزان
احتمالاً در ماه هاي آينده لايحه قانوني تازه اي در ارتباط با نشانه هاي آشكار تعلق ديني در مدارس و به طور عام در نهادهاي مختلف دولتي به مجلس خواهد رفت.
چنين قانوني كه اكثريت جامعه فرانسه با علاقه در انتظار آن هستند به دلايل چندي مشكلات تازه اي را خواهد آفريد. نخست اينكه هدف از ارائه چنين قانوني برخورد با اسلام و مخصوصاً حجاب اسلامي است. دوم اينكه اين قانون نه تنها باعث كنار گذاشتن بخشي از جماعت مسلمانان خواهد شد بلكه عكس العمل و حتي راديكاليزه شدن مسلماناني را در پي خواهد داشت كه تاكنون راه و روش اعتدال گرايانه اي برگزيده اند. چنين قانوني با محروم كردن دختران محجبه از نظام آموزشي، روسري و حجاب را نشانه آشكار مخالفت با نظام جمهوري قلمداد خواهد كرد. يكي پنداشتن اين دو نتايج اسفباري به دنبال خواهد داشت. در زمانه اي كه جريانهاي اسلامگراي بنيادگرا مي كوشند تا از ميان مسلمانان افراد مورد نظر خود را دستچين و بسيج كنند چنين قانوني براي آنان حكم ارمغاني آسماني داشته و آن را نشانه اي آشكار از مخالفت ذاتي فرانسويان بر عليه اسلام معرفي خواهند كرد.
عكس العمل افراطي عليه روسري و حجاب ، خود حجاب و پوشش بر معضل عميقي است كه جامعه فرانسه با آن روبرو است. در مقابل چندين نمونه مناقشه برانگيز و در نهايت امر صدها دختر محجبه در مدارس عمومي دولتمردان بر آنند تا قانوني را از مجلس بگذرانند كه نتايجش در صورت پذيرش مجلس به وخيم شدن وضعيت دختران محجبه خواهد انجاميد. فراموش نكنيم كه اكثريت اين دختران حجاب را بر اساس تصميم شخصي انتخاب كرده اند. مسأله بر سر انفعال پذيري، مخالفت با فمينيسم، در افتادن با امكان كار زنان، دفاع از پدرسالاري و حتي چند همسري و ديگر مصايبي نيست كه بازدارنده حيات زنان در بسياري از كشورهاي اسلامي است. بايد گفت كه پيشنهاد و طرح اين قانون با هدف دفاع از دستاوردهاي فمينيسم انجام نگرفته بلكه سرپوش بر بحران عميقي است كه جامعه فرانسه با آن روبروست. سؤال اين است كه چگونه مي توان روابط اجتماعي ميان گروه هاي مختلف را پديد آورد كه در عين رهايي از قيمومت دولت، مدعي داشتن هويت فرانسوي هستند؟ اين پرسش هم ناظر بر اهالي منطقه بروتاين در شمال فرانسه است كه خواستار خودمختاري مي باشند و هم در مورد ساكنان جزيره كرس صادق است كه خواستار به رسميت شناختن ويژگي هاي خاص خود هستند و هم مشمول يهودياني است كه از جامعه فرانسه انتظار قبول هويت خاص خود را دارند.
اما تا آنجا كه به نظام آموزشي مربوط مي شود مسأله اساسي سرپوش نهادن بر بحران آن و مجموعه كارمندان آن نهاد است. به جاي كوشش جهت پديد آوردن شهروند زن كه قادر به مبارزه بر عليه نابرابريها باشند هدف خود را حذف هر چيزي قرار داده ايم كه باعث كشمكش در مدرسه شود. فراموش نكنيم كه مدرسه ديگر براي اقشار فقير حكم سكوي موفقيت نبوده و نابرابري و جداگري در حومه شهرهاي بزرگ بيداد مي كند. شكاف و فاصله ميان فقرا و اغنيا بيشتر و برادري جمهوري خواهانه جاي خود را به بي اعتنايي فردگرايانه براي كساني داده است كه در عين رويگرداني از اصلاحات جدي مي خواهند وجدان راحتي نيز داشته باشند.
منقدان سرسخت روسري را نخست بايد در ميان زناني جست وجو كرد كه از كشورهاي مسلمان آمده و در فرانسه زندگي مي كنند. آنان كه در كشورهاي خود فشار و رنج سنگيني را متحمل شده اند تجربه خود را به جامعه فرانسه منتقل كرده اند. آري با صداي بلند بايد گفت كه فرانسه، اين كشور دموكراتيك، الجزاير و عربستان سعودي و افغانستان نيست. حجاب در نزد دختران بالاي پانزده ساله در اين كشور نه تحميلي بلكه اختياري است و هرگاه در نيكي هاي منع حجاب سخن به ميان مي آيد دو كشور مسلمان تركيه و تونس را شاهد مي آورند كه منع حجاب در نهادهاي آموزشي آن دو كشور صورت قانوني به خود گرفته است. تونس اگر چه نظام سياسي لائيك دارد اما اين كشور به دموكراسي پايبند نيست و يكي از نظامهاي خودكامه و يكه سالار آفريقاي شمالي است كه نمي تواند الگويي براي ديگران باشد.
كشور تركيه نيز اگر چه نظام سياسي بازتري دارد ولي آشكارا ديده مي شود كه بخشهايي از جامعه با لائيسيته اي كه از بالا و از سوي طبقه حاكم اعمال مي شود مخالفت مي كنند.
فرانسه كه مدعي دموكراسي و كثرت گرايي است نبايد خود را همطراز كشورهايي قرار دهد كه منع حجاب نه بيان خواست جامعه بلكه نتيجه سركوب دولت است.
نوع ديگر مخالفت با حجاب را مي توان در ميان روشنفكراني يافت كه به نام اصول جهانشمول به مبارزه بر عليه خاص گرايي مشغولند. اين روشنفكران با بزرگ كردن بيش از حد اين قضيه نشان مي دهند كه چگونه به نام روشني و شفافيت آرمان هاي بشري به نفي پيچيدگي هاي امور واقع نشسته اند.
جامعه فرانسه در وضعيت آغاز قرن بيست قرار نداشته چرا كه امروز پذيراي اجبارهاي جمعي نيست. آرمان شهروندي عصر روشنگري نيازمند بازانديشي است تا بتواند چندگونگي و كثرتها را در نظر آورد و نمي توان به نام آرمان مقدس جمهوري به نفع آزادي و خواست هاي افراد رسيد. مخالفت آشكار و غير منطقي با روسري نه بر مبناي عشق به اصول جهانشمول بلكه مبتني بر نوعي همستان گرايي قراردارد. نتيجه چنين اوضاعي وخيم شدن وضعيت دختران است و مخالفت با بي طرفي دولت در برابر كثرت ايمان هاي ديني است. امروز به جاي مبارزه با فقر، محروميت، نابرابري واقعي در آموزش و درمان، پرچم تهديد امت گرايي اسلامي را برافراشته ايم. فراموش مي كنيم كه اگر اختلاط و امتزاج ميان مسلمانان حاشيه نشين و طبقه متوسط وجود داشت حجاب به سر كردن عده اي دختر نمي توانست هويت جمهوري خواهانه ما را به لرزش اندازد. در چنين مبارزه نمادين بر عليه حجاب گرايش هاي چپ و راست، فارغ از اختلافات و ملاحظات سياسي اشان، فرصت يافته اند با يكديگر متحد شوند و در وحدتي كه نشانه هايي از عوامگرايي را با خود داشته از اصلاحات واقعي صرف نظر كنند. در مقابل معضلات و مشكلات اجتماعي كه با آن مواجه هستيم و در غياب اصلاحات واقعي كه مي توانست انرژي افراد را به سوي برنامه هاي سازنده جهت دهد جامعه امروز تنها نظاره گر خوشحال اين قضيه است.
كميسيون بررسي مسأله حجاب كه زير نظر آقاي استازي به كار مشغول است شايد برخلاف نيت اوليه اش دختران محجبه را به مجرماني مبدل كرد كه حتي زحمت شنيدن سخنانشان را به خود نداده و براساس رأي دادگاه غيابي به محكوم كردن آنان مشغول است. تا آنجا كه من به خاطر مي آورم اين كميسيون تنها به طور جدي به پاي صحبت يك دختر نشست و اين در حالي است كه اكثريت مطلق افراد حاضر در كميسيون در ارتباط با مدرسه قرار داشته و يا افرادي هستند كه مخالف حجاب و روسري مي باشند. امروز كوشش مي شود تا بر مبناي روايت ترسان و لرزاني از لائيسيته به منع حجاب رسيده و هر نوع گرايش به حجاب را نوعي ضديت با فرانسه قلمداد كنند. برداشت تهاجمي و پويا از لائيسيته باعث مي شود تا روي آوردن به حجاب و وجود دختران محجبه را سد كننده مبارزه بر عليه نابرابري زن و مرد، مرد سالاري، افراط گرايي و تمام خواهي ندانيم و بدون در نظر گرفتن آنچه به سر دارند كوشش كنيم تا با بسيجشان آنان نيز به شهرونداني واقعي تبديل شوند. لائيسيته اي كه موضع يكسره دفاعي دارد راه و چاره اي جز محروم كردن دختران محجبه ندارد. آن گاه كه اين دختران از مدرسه اخراج شوند به خيل انبوه دختران و زنان با همستان هاي بسته خود خواهند پيوست كه از پذيرش آنان خوشوقت خواهند شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |