يكشنبه ۱۴ دي ۱۳۸۲ - ۱۲ ذيقعده ۱۴۲۴
Sun, Jan 4, 2004
حوادث
شماره ۲۶۸۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
اينترنت
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
جوان
چشم انداز
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
• چگونه يك جواهر فروش
با دستان خود طلاها را به سارقان تقديم كرد؟!
براي اخذ رضايت ازخانواده مقتول
هشدار به طلا فروشان
• چگونه يك جواهر فروش
با دستان خود طلاها را به سارقان تقديم كرد؟!
گروه حوادث : قزوين، خبرنگار «ايران»: چهار مرد مسلح به كلت و دستبند به عنوان پليس وارد مغازه طلا فروشي در شهرستان قزوين شدند و صاحب مغازه را به همراه پنج كيلوگرم طلا با خود بردند. اين حادثه ساعت ۹‎/۴۵ دقيقه روز پنجشنبه چهارم دي ماه به وقوع پيوست. صاحب طلا فروشي پس از آزادي از دست دزدان در باره جزئيات حادثه به پليس گفت: صبح روز سه شنبه دوم دي ماه يك مرد و زن بامراجعه به مغازه ام خواستار قيمت گذاري يك قطعه طلا شدند و بعد از آگاهي از قيمت آن، طلا را به من فروختند و بعد از گرفتن پول، رفتند.
دو روز بعد حوالي ساعت ۹‎/۴۵ يك دستگاه پژو مشكي رنگ جلو مغازه ايستاد و چهار مرد از آن پياده شدند و به همراه خودمردي را كه دو روز پيش به من طلا فروخته بود با دستبند به داخل مغازه ام آوردند. آنها خود را مأموران آگاهي معرفي كردند و طلاي خريداري شده را مسروقه اعلام كردند و علت خريد طلاي سرقتي را جويا شدند. چون جواب كافي نداشتم مأموران قلابي به بهانه اينكه مجموعه طلاهاي مغازه مشكوك به سرقتي بوده است كليه طلاهاي موجود در ويترين و گاو صندوق را جمع كردند و با زدن دستبند به دستانم مرا به همراه طلا فروش سرقتي در برابر ديدگان بهت زده همسايگان و عابران سوار كردند و به سرعت از محل دور شدند. مرد طلا فروش در ادامه گفت: نيم ساعت بعد دزدان كه سلاح كمري نيز داشتند مرادر حوالي يكي از روستاهاي اطراف شهر پياده كرده و به همراه پنج كيلو طلا متواري شدند.
با اطلاعات به دست آمده از طلا فروش، پليس با تشكيل گروهي درحال تحقيقات و شناسايي پليس هاي تقلبي است.
* اخاذي مأموران قلابي
همچنين مأموران قلابي در آبيك قزوين، از يك مغازه دار پنج ميليون تومان اخاذي كردند. در اين حادثه كه در خيابان امام آبيك بوقوع پيوست، سه مرد با مراجعه به صاحب مغازه اي خود را مأموران آگاهي معرفي كردند و به بهانه تجسس در مورد مواد مخدر در بازرسي بدني از وي پنج ميليون تومان چكهاي مسافرتي وي را بسرقت بردند و پا به فرار گذاشتند.
با شكايت صاحب مغازه به پليس، مأموران تحقيقات خود را براي شناسايي مأموران قلابي آغاز كردند.
اعتراف تكان دهنده نوه قاتل
150147.jpg
گروه حوادث ـ كرج، خبرنگار «ايران»: پليس در تجسس هاي گسترده اي توانست راز قتل پيرزني دركرج را از اعترافات تكاندهنده نوه جوان وي فاش كند.
اين جنايت ، ساعت ۱۷ و۴۰دقيقه دوشنبه ۱۷ آذرماه سال جاري وقتي همسايگان پيرزن تنهايي در مهرشهر كرج با پليس تماس گرفتند، تحت بررسي هاي پليسي قرار گرفت.
بنابه اين گزارش؛ وقتي زنان ومرداني كه براي خريدن نان خانگي به درخانه زني معروف به «شاطرمريم» مراجعه كردند وبا بوي مشمئزكننده تعفن كه از خانه وي انتشار مي يافت مواجه شدند براي پي بردن به سرنوشت اين زن با كلانتري ۲۵ تماس گرفتند.
وقتي اكيپي از تجسس كلانتري ۲۵ مهرشهر در برابر خانه پيرزن حضور يافت در تحقيقات پليسي مشخص شد كه زني به نام «مريم رمضاني » از مدتها پيش به طرز مرموزي ناپديد شده است.
با مرموزبودن ناپديدشدن پيرزن كه درخانه اش نان مي پخت وبه همسايه ها مي فروخت اكيپي از مأموران دايره ويژه قتل اداره آگاهي كرج وارد عمل شد وبا واردشدن به محوطه داخلي خانه پيرزن، پيكر بي جان وي را در حالي كه دستان، پاها و دهان وي بسته شده بود ، زيركرسي برقي كشف كردند.
* شناسايي قاتل آشنا
كارآگاهان كه با يك جنايت فاميلي مواجه شده بودند از آنجا كه وسيله پذيرايي چاي در قتلگاه پيرزن ديده مي شد و قفل هاي درخانه پيرزن سالم بودند پي بردند ميهمان آشناي «شاطرمريم» به خاطر سرقت جواهرات وپول هاي قرباني اش او را به قتل رسانده است.
بدين ترتيب، قاتل آشنا تحت تعقيب قرار گرفت وكارآگاهان بادريافت گزارشاتي از ادعاهاي نوه ۲۸ساله قرباني نزد دوستان معتادش مبني براينكه مي خواهد مادربزرگش را به قتل برساند و جواهراتش را به سرقت ببرد اين نوه ناخلف را تحت شناسايي قرار دادند.
«محمد » روز سوم ديماه سال جاري وقتي در خانه اش واقع در محمدشهر بود از سوي پليس دستگير شد و با وجود اينكه هرگونه دخالت در قتل مادربزرگش را منكر مي شد چندين بار تحت بازجويي جنايي قرار گرفت وجنايت را به گردن گرفت.
* اعترافات هولناك
اين نوه ناخلف در تحقيقات به كارآگاهان گفت : «مدت يك ماهي مي شد كه بيكار بودم وبخاطر داشتن بچه مدرسه اي ومشكلات مالي از همسر و بچه ام خجالت مي كشيدم.
وقتي در خانه مادرم با مادربزرگم مواجه شدم و النگوهاي او را ديدم نقشه قتل مادربزرگم را كشيدم تا اينكه روز جنايت به سراغش رفتم ، در باز بود وقتي داخل شدم او زير كرسي خوابيده بود ، چنددقيقه اي روبروي ننه مريم نشستم وپس از خوردن چايي به او حمله كردم ، نمي خواستم مادربزرگم را به قتل برسانم ، دست وپاهايش را بستم سيم سفيدي همراه داشتم وقتي او را محكم بستم هفت النگوي طلا از دست چپش بيرون كشيدم سپس چون من را مي شناخت او را خفه كردم و زير كرسي خانه اش پنهان كردم».
وي افزود: «النگوها را در طلافروشي به مبلغ ۲۰۰هزارتومان فروختم وقتي همسرم پرسيد اين پولها را از كجا آورده اي به دروغ گفتم طلب هايم را گرفته ام».
بنابرگزارش خبرنگار ما ؛ علي بصيرنيا بازپرس شعبه ۹ دادسراي كرج اين نوه ناخلف را به خاطر ارتكاب قتدعمد، سرقت واعتياد و براي تكميل تحقيقات پليسي در اختيار اداره آگاهي كرج قرار داد.
براي اخذ رضايت ازخانواده مقتول
رئيس قوه قضاييه دستور توقف موقت حكم اعدام
عروس ۲۰ساله را صادركرد
گروه حوادث: آيت الله شاهرودي پس از انعكاس اميد به بخشش عروس ۲۰ساله ازسوي خانواده شوهرش، دستور توقف اجراي حكم اعدام وي را صادركرد.
آيت الله شاهرودي ـ رئيس قوه قضاييه ـ با ابراز اميدواري به بخشش اين عروس جوان توسط اولياي دم پس از صدور اين دستور به خبرنگار ما گفت: دستگاه قضايي از اينكه يك نفر اعدام نشود و بتواند رضايت بگيرد، خوشحال مي شود.
گزارش خبرنگار ما حاكي است، درپي دستور رئيس قوه قضاييه به حجت الاسلام والمسلمين عباسعلي عليزاده ـ رئيس كل دادگستري استان تهران ـ مبني بر توقف موقت حكم اعدام و بررسي پرونده، رئيس كل دادگستري استان تهران ديروز دستورات لازم را صادركرد.
بازتاب مردمي
يك جانباز درتماس با گروه حوادث گفت: پيام مرا به خانواده شوهر كبري بدهيد كه خداوند هم بخشش را بالاتر از قصاص مي داند. بنابراين عفو و گذشت بالاتر از قصاص است.
يك مرد از اراك تماس گرفت و گفت: من از روزنامه ايران تشكرمي كنم كه از ابتدا جريان قتل مادرشوهر كبري را به چاپ رساندند و با يك اطلاع رساني دقيق اين مسأله را پيگيري كردند.
150123.jpg
خيلي از دختران جوان و زنان عبرت گرفتند كه تحت تأثير احساس و عواطف اقدام عجولانه نكنند. اين بزرگترين خدمتي بوده كه خانواده شوهركبري به جامعه كرده است، حالا هم اي كاش اولياي دم مقتول مي دانستند با گذشت وبخشش به عواطف عمومي نيز خدمت مي كنند.
يك زن جوان گفت: من شش ماه پيش در زندان اوين به عنوان متهم بودم. آنجا بود كه براي اولين بار در زندان كبري را ديدم. كبري دختري بود كه درخودش بود و با كسي حرف نمي زد. سه ماه گذشت و دراين زمان بود كه من توانستم با كبري ارتباط برقراركنم و با هم دوست شديم. تخت من و او دركنار هم بود و ساعات زيادي را از وقتمان در زندان با هم حرف مي زديم. كبري با من درددل مي كرد و من تنها به خاطر آنچه از او شنيده ام و آنچه با چشم هاي خودم ديده ام با شما تماس گرفته ام. دلم مي خواهد بنويسيد تا ديگران هم مثل من بدانند و باوركنند كه كبري هرشب جمعه در زندان براي مادرشوهرش خرما و حلوا خيرات مي كرد. او با اينكه خانواده اش وضع مالي خوبي ندارند و در ملاقات با او در زندان نمي توانند پول زيادي براي او بياورند، اما كبري تمام پس اندازش را براي خيرات آخرهفته مادرشوهرش خرج مي كند.
يك بار شب جمعه بود. شما نمي دانيد شب هاي زندان چه حال و هواي غريبي دارد.
كبري به من گفت: توفكرمي كني خدا مرا مي بخشد كه مادرشوهرم را كشتم؟
وي درحالي كه اشك مي ريزد، مي گويد: وقتي شنيدم كبري اعدام مي شود تا زندان اوين رفتم. درتمام طول راه گريه مي كردم.
من كبري را در زندان ديده بودم و سه ماه از سخت ترين روزهاي زندگي ام را دركنارش گذرانده بودم، كبري لايق و سزاوار بخشش است. فكرمي كنم خدا او را بخشيده است، چه خوب است كه بنده خدا هم ببخشد.
وي گفت: سلام مرا به كبري برسانيد وبگوييد سحر، مادرمهدي نگران حال تو است و براي تو هرروز دعامي كند. به لطف خدا اميدوارباش، روحيه ات را ازدست نده و بدان كه دعاهاي مادرشوهرت نيز به دنبال تو است.
يك مرد كه از اروميه تماس گرفت، گفت: من ازسوي جمع زيادي از ارامنه اروميه تماس مي گيرم و ازخانواده شوهركبري مي خواهم كه بخاطر ميلادحضرت مسيح، خطاي عروس شان را ببخشند.
يك زن ارمني ديگر گفت: ساعت دوو نيم بعد از نيمه شب بود كه روزنامه را خواندم و ديدم نوشته ايد كه فردا كبري اعدام مي شود. گريه كردم و خدا را به مسيحش قسم دادم. روز بعد وقتي خواندم كه كبري اعدام نشده است، از خوشحالي گريستم. حالا ازخانواده شوهركبري مي خواهم كبري را به ما مسيحيان، به ما ارمني ها ببخشند.
\ تماس وكيل كبري
عبدالصمد خرمشاهي ـ وكيل كبري درتماس با گروه حوادث «ايران» از برخي مطبوعات به علت انعكاس خبرهاي نادرست به نقل از خانواده كبري گله كرد و گفت: چاپ و انعكاس اين اخبار نه تنها كمكي به حل اين اختلاف نمي كند بلكه باعث مي شود آبروي خانواده اي بي جهت برده شودو دامنه اين اختلاف وسيع تر شده و كبري دراين ميان قرباني شود.
وي گفت: من به عنوان وكيل كبري و كسي كه با خانواده او درتماس است همواره توصيه كرده ام كه حرمت خانواده مقتول حفظ شود و آنان از سر رضاي دل به عروس خطاكارشان رضايت دهند. زيرا قصاص حق شرعي و قانوني آنها است.
خرمشاهي اضافه كرد: از مطبوعات و رسانه ها مي خواهم دراين جريان رعايت انصاف را بكنند و بي جهت و به نقل از خانواده كبري مطلبي را منتشرنكنند.
حادثه ها
* دستگيري عامل جنايت ديزي سرا ـ گروه حوادث: پسرجواني كه با به قتل رساندن مردي در يك ديزي سرا پا به فرار گذاشته بود ازسوي پليس جنايي تهران رديابي و دستگير شد.
اين پسر ۲۱ساله از ساعت ۶ صبح روز ۱۲آذرماه سال جاري بخاطر قتل صاحب كارش در يك ديزي سرا واقع در حوالي ظهيرالدوله تحت تعقيب قرارگرفته بود.
بنا به اين گزارش، قرباني كه مرد ۳۱ساله اي به نام رضا است وقتي در خواب بود با اصابت چاقويي به قلب به قتل رسيد و با وارد عمل شدن مأموران اداره ۱۰ پليس آگاهي تهران مشخص شد قاتل كارگر جواني است كه با سرقت ۱۷۵ هزار تومان پول از گاوصندوق ديزي سرا فراركرده است.
بدين ترتيب، تيم جنايي پليس به تجسس اطلاعاتي پرداخت و پي برد قاتل ديزي سرا در خانه اي واقع در بروجرد پنهان شده است و توانست او را در مخفيگاهش به دام اندازد.
اين پسر جوان با به گردن گرفتن قتل در ديزي سرا انگيزه اش را اختلافات قبلي دانست.
* كشف جسد دو مرد در رودخانه هاي تهران ـ كشف جسد دو مرد در رودخانه هاي تهران پليس را برآن داشت تا با مشخص شدن علت مرگ پرده از سرنوشت آنان بردارد.
يكي از اين جسدها كه متعلق به مرد ۴۰ساله اي است صبح ديروز در رودخانه اي در پشت پارك ساحلي حوالي جاده دماوند در حاليكه آثار زخم روي پيشاني آن بود از آب بيرون كشيده شد و ديگري نيز در مسيل شرق تهران حوالي نارمك كشف شد.
بازپرس ويژه قتل دستور داده است تا متخصصان پزشكي قانوني با كاوش هاي علمي علت مرگ را روشن سازند و پليس نيز در تحقيق براي شناسايي هويت اين دو قرباني است.
* كيف قاپي از يك زن در ترمينال ـ گروه حوادث: يك كيف قاپ جوان كه به كمين زن مسافري در ترمينال جنوب نشسته بود با قاپيدن كيف اين زن خود را در حلقه محاصره مردم ديد.
ساعت ۱۳ و ۳۰دقيقه ظهر روز ۱۲ديماه سال جاري، پسر ۲۷ساله اي كيف زن مسافري را قاپيد و قبل از اينكه بتواند فرار كند ازسوي مردم دستگير و تحويل پليس شد.
* دستگيري كيف قاپ در بانك ـ گروه حوادث: يك جوان كيف قاپ وقتي مي خواست پول هاي مردي را در داخل بانك به سرقت ببرد ازسوي مردم دستگير شد.
اين جوان كه يك كيف قاپ حرفه اي است ساعت ۱۱ و ۵۷دقيقه روز ۲۴آذرماه سال جاري در بانك ملي شعبه شيخ هادي دستگير شد و تاكنون ۲۵فقره كيف قاپي را به گردن گرفته است.
* زن ۸۵ ساله خوراك سگهاي گرسنه اش شد ـ گروه بين الملل: يك زن ۸۵ ساله هندي كه به تنهايي زندگي مي كرد پس از مرگ خوراك سگهاي گرسنه اش شد. به گزارش خبرگزاري فرانسه، پليس جسد وي را در يك كلبه چوبي دورافتاده در حاليكه نيمي از بدنش توسط سگهاي گرسنه اش خورده شده بود پيدا كرد. يكي از همسايه ها كه موضوع را به پليس اطلاع داده بود گفت: ما چند روز كه بطور مرتب صداي پارس سگها را مي شنيديم، كنجكاو شديم و به خانه او رفتيم. اما هر چه در زديم، نه صداي انساني به گوش رسيد نه كسي در را باز كرد به همين خاطر در را شكستيم و وارد شديم.
در همين لحظه بود كه جسد «شاروا دويس» را در حاليكه سگهايش دورش حلقه زده بودند پيدا كرديم. كارشناسان اظهار داشتند اين زن، چند روز قبل از پيدا شدن جسدش بر اثر حمله ۳ سگش جان خود را از دست داده بود.
* هشدار پليس به شهروندان در هنگام تعويض كوپن ـ گروه حوادث: نيروي انتظامي استان تهران نسبت به وجود جيب برها در صفهاي طويل تعويض كوپنهاي مرحله دوازدهم هشدار داد.
نيروي انتظامي بااشاره به دستگيري جوان ۲۸ ساله اي در شهرستان شهريار كه با استفاده از شلوغي و ازدحام جمعيت در اداره پست اين شهرستان قصد سرقت اموال چند زن را داشت، به شهروندان هشدار داد كه مراقب وسايل شخصي خود بوده و موارد مشكوك را به پليس گزارش كنند.
نيروي انتظامي همچنين به شهروندان توصيه كرد از ازدحام بيش از حد در مقابل اماكن پستي كه مكان مناسبي براي سرقت است خودداري كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |