|
معرفي نشريه
|
|
|
|
بازتاب
|
|
|
|
• گفت وگو با سيما فردوسي پور روانشناس
|
|
|
|
گفت وگو با قاسم تقي زاده خامسي درباره طرح «جايكا»
|
|
|
|
|
معرفي نشريه
نيكي
شماره بيست و پنجم نيكي، ماهنامه اجتماعي ، فرهنگي و هنري به مدير مسؤولي منوچهر توكل سانيج منتشر شد. در اين شماره مي خوانيد از لبخند تلويزيوني تا آغوش مادرانه (مصاحبه با الهه رضايي) ، وقتي حافظه مان ما را گول مي زند، هپاتيتC، تازه هاي درمان سرطان پستان، داروهاي گياهي خوب يا بد؟، مروي بر آثار سيمين بهبهاني، آنچه باعث دوام ازدواج مي شود، كودكان كار كودكان نان آور و گفت وگو با فرشاد پيوس آقاي گل ايران. روزنامه ايران سومين سالگرد انتشار نيكي را به دست اندركاران اين نشريه تبريك مي گويد.
|
|
|
|
|
بازتاب
ستاد حوادث غيرمترقبه تعهدي براي نوسازي مدارس در حال تخريب ندارد
ستاد حوادث و سوانح غيرمترقبه استان مازندران پس از درج خبر «ساختمان ۳۳ مدرسه در رامسر در آستانه تخريب است» كه در تاريخ ۱۱ آذر ماه در روزنامه ايران چاپ شد، توضيحات زير را براي روزنامه ارسال كرد كه مي خوانيد: «۱ ـ نوسازي واحدهاي آموزشي در حال تخريب كه عمر مفيد آنها به پايان رسيده و تأمين منابع مالي آن جزو وظايف اداره كل نوسازي مدارس و سازمان آموزش و پرورش استان است، تعهدي براي اين ستاد ايجاد نمي كنند. ستاد حوادث و سوانح غيرمترقبه استان همچون گذشته در حد منابع مالي در اختيار از هيچگونه مساعدتي دريغ ننموده است به گونه اي كه در ۶ ماهه دوم سال ۸۱ مبلغ ۱۰۰ ميليون ريال و در مهر ماه سال ۸۲ مبلغ ۴۰ ميليون ريال جهت بازسازي مدارس خسارت ديده شهرستان رامسر از سوي اين ستاد اختصاص يافته است. ۲ ـ در اثر سيل آبان ماه سالجاري در غرب استان مازندران همچون ساير مناطق در شهرستان رامسر آبگرفتگي عمومي محوطه چند فضاي آموزشي را داشته و براساس بازديد كارشناسان فني اين ستاد هيچگونه خسارتي به فضاي آموزشي تأييد نشده تا اقدام لازم در اين خصوص صورت گيرد. ۳ ـ اين ستاد براساس منابع مالي در اختيار بازسازي فضاهاي آموزشي خساردت ديده ناشي از حوادث غيرمترقبه در سطح استان را همواره در اولويت كارهاي خود قرار داده و اهتمام خاصي به آنها داشته و دارد.»
|
|
|
|
|
زمينه ها و علائم افسردگي
• گفت وگو با سيما فردوسي پور روانشناس
|
|
|
يكي از شايع ترين بيماري ها در جوامع امروز بشري، گسترش بيماري هاي رواني است. صنعتي شدن جوامع و تغيير و تحولات ناشي از آن در دهه هاي اخير و تأثيري كه بر شيوه هاي زندگي گذاشته است باعث افزايش پيامدهايي همچون گراني، ترافيك، آلودگي هوا، سروصدا، بيكاري، تخريب محيط زيست و... شده و درنتيجه اينگونه بيماري ها را با روند روبه رشدي مواجه كرده است. ازسوي ديگر پيشرفت هاي علمي، زمينه هاي توجه و شناخت هرچه بيشتر اين بيماري ها را فراهم آورده است.اينكه بيماري رواني چيست؟ چه علائمي دارد و راههاي شناخت و درمان آن چيست؟ ازجمله سؤال هايي است كه با دكتر سيمافردوسي استادروانشناسي دانشگاه شهيدبهشتي به بحث گذاشتيم. گفت وگو با او را بخوانيد: \ در ابتدا تعريفي از بيماري رواني ارائه بدهيد، چه ويژگي ها و علائمي دارد؟ اصولاً بيماررواني به چه كسي اطلاق مي شود؟ * وقتي تعادل رواني يك فرد به هم مي خورد انسجام و پيوستگي بين حالات و شخصيت او مختل مي شود و قادرنيست بين عوامل و اجزاي مختلف شخصيت خودش يك رابطه منطقي برقراركند. اين فرد از نظر روان دچار آزردگي مي شود. بيماري هاي رواني مثل بيماريهاي جسماني انواع مختلف دارد و بعضي از بيماري هاي رواني خفيف تر هستند. يعني اين كه بخشي از شخصيت آسيب مي بيند نه تمام اجزاي شخصيت. به عنوان مثال كسي كه افسرده مي شود تمام اجزاي شخصيت اش ازهم پاشيده نمي شود بلكه فقط در بخش عواطف مشكل پيدامي كند يا ممكن است فرد در بخش احساس و انگيزه ها آسيب ببيند و مشكل پيداكند يا ممكن است در بخش تفكراتش مشكل پيداكند. بيماري هاي رواني را مي توانيم به ۲دسته تقسيم كنيم. يك دسته بيماري هاي خفيف رواني كه به آن بيماري هاي روان نژند مي گويند. دسته ديگر بيماري هاي شديد رواني كه به آن روان پريشي گفته مي شود. منظور از بيماري هاي روان پريشي اين است كه اجزاي شخصيت به كلي ازهم پاشيده شده و فرد از واقعيت هاي زندگي دورشده است. اختلال در تفكر، كلام، ادراك و ارتباط با ديگران دراو به وجودمي آيد. يعني در تمام مسائلي كه شما فكركنيد يك آدم نرمال بايد به صورت متعادل عمل كند اين فرد نمي تواند آن تعادل را داشته باشد كه به آن بيماري روان پريشي مي گويند. هركدام از اين ۲گروه «روان نژند» و «روان پريش» زيرمجموعه دارند. بيماريهاي وسواس، ترس، اضطراب، افسردگي، جزو بيماري هاي روان نژند هستند. ولي بيماري هايي مثل اختلالات دوقطبي و انواعش مربوط به بيماري هاي روان پريشي مي شوند. بيمار شديد رواني هذيان مي گويد، توهم دارد. درتفكر و محتواي تفكر اختلال دارد. بسيارگوشه گير مي شود. روابط اجتماعي اش مختل مي شود ولي كساني كه بيماري هاي خفيف دارند خودشان آگاهي و بصيرت دارند. فقط در يك زمينه مشكل دارند كه آن هم قابل درمان است. البته اگر زوداقدام كنند و اجازه گسترش بيماري هرچند خفيف خود را ندهند. \ درواقع شما به انواع بيماري رواني هم اشاره كرديد. گرچه تعريف مشخصي از بيمار رواني ارائه نداديد آيا آماري از تعداد بيماران رواني در كشورمان داريد؟ * ببينيد! آمار بيماري رواني هيچوقت به صورت دقيق به دست نمي آيد بلكه آمار فقط شامل بيماراني مي شود كه به بيمارستان ها و مراكزي كه خاص اين بيماران است مراجعه كرده اند.خيلي از بيماران هستند كه مراجعه آنچناني ندارند و در بيمارستان ها بستري نيستند و يا اينكه به درمان نپرداخته اند و بنابراين آمار نمي تواند گوياي واقعيت باشد.آماري هم كه تاكنون ارائه شده است بيشتر متكي بر تخمين است. آنچه مسلم است يكي از شايع ترين بيماري ها درجامعه ما است. \ اغلب مردم هنوز نسبت به بيماررواني برخورد تمسخرآلود و تحقيرآميزي دارند چقدر دراين زمينه آموزش و اطلاع رساني صورت گرفته تا نگرش مردم ما عوض شود؟ * وقتي صحبت از آموزش مي شود سطح سواد افراد بايد درنظر گرفته شود تا زماني كه ما بي سواد يا كم سوادي داشته باشيم توضيح و تفهيم اين مطالب به آن افراد خيلي سخت است. خيلي ها بيماري شان را باورندارند. شايد تصور ديگري دارند يعني فكرمي كنند بيماررواني ديوانه بايد باشدو آن را خيلي بدمي دانند يا قبول نمي كنند كه روان هم مثل جسم آزرده شود و روان هم مثل جسم درحد خفيف متوسط يا شديد اختلال پيدامي كند. بايد به مردم آموزش داد: اينكه اگر يك فرد حالت غيرعادي از خودش نشان مي داد ازكجا نشأت مي گيرد، با چنين بيماراني چه جوري بايد برخورد كرد و نحوه برخورد چگونه باشد؟ مردم بايد يادبگيرند چنين بيماراني را تحقير و تمسخر نكنند. \ آيا امتناع بيماران رواني از مراجعه به روانپزشك، آثار مخرب جسمي دارد؟ * خيلي زياد. اختلالات روحي و رواني مي تواند در جسم تأثير بگذارد و ظريف ترين و حساس ترين عضو را درگير كند. هركسي ممكن است يك عضوش نسبت به اعضاي ديگر حساس و ضعيف تر باشد. مثلاً ممكن است معده اش نسبت به اعضاي ديگرش حساس تر باشد.هيجانها و مشكلات روحي اگر از بعدرواني بررسي نشود تأثيرمنفي برجسم مي گذارد. \ بنابراين بيماري رواني و جسمي تأثير متقابلي برهمديگر دارند؟ * بله. بيماري هاي جسمي و رواني با هم درارتباط هستند. هم جسم برروان و هم روان بر جسم مي تواند تأثيربگذارد. مشكلات جسمي مي تواند در درازمدت روي شخصيت و يا حتي روي تفكر فرد تأثير بگذارد. كسي كه از دردهاي جسمي رنج مي برد ممكن است به تدريج خوش خلقي و شادابي خودش را ازدست بدهد يا بعضي از بيماري هايي مثل ديابت و قندخون موجب خشونت و افسردگي در انسان مي شود. \ گفتيد كه از تعدادبيماران رواني نمي توان آماردقيقي ارائه داد. اما اگر درمقام مقايسه برآييم نسبت به ۳۰سال پيش آيا بيماري رواني درجامعه بيشترشده است يا كمتر؟ * درگذشته فردعلائمي از مشكلات روحي را درخودش مي ديده ولي احساس مي كرد اين بخشي از حالات طبيعي انسان است. اما امروزه مي داند و مي فهمد و شناخت پيداكرده و همين شناخت باعث مي شود مشكل خود را بيشتر مطرح كنند. زندگي ماشيني امروزه تكنولوژي و فن آوري جديد باعث مي شود استرسهاي بيشتري به آدم دست دهد. وجود شهرهاي پرجمعيت و دوري از نيازهاي اوليه انسان موجب پديدآمدن استرسهاي بيشترمي شود و تنش هاي بيشتري ايجادمي كند درنتيجه روي روان انسانها تأثيرمي گذارد. مردم امروزه يادگرفته اند بيشتر درمورد مسائلشان فكركنند. درگذشته شايد مردم قدرت تفكر اين چنيني نسبت به مسائلشان نداشتند. به همين دليل علامت هاي بيماري هاي رواني بيشتر به شكل جسماني بروز مي يافت و اگر ناراحت مي شدند و سرگيجه پيدا مي كردند فكر مي كردند ناشي از فلان درد جسمي است ولي الآن ناراحتي ها توليد افسردگي مي كند. فرد به اين مسأله فكر مي كند ذهنش درگير مي شود و يا وسواس پيدا مي كند. پس از اينكه بيمار رواني بيشتر شده به دو دليل است اول آنكه فرد متوجه حالات رواني خودش مي شود و ديگر آنكه فشارهاي ناشي از وضعيت دوران جديد بيماريهاي رواني را بيشتر كرده است، مثل استرس و افسردگي . | در سالهاي اخير در سطح جامعه مطالعات و بحثهاي زيادي در خصوص بيماري افسردگي مطرح شده است بهتر است به اين نوع بيماري بيشتر بپردازيم. چه عواملي باعث بروز افسردگي در جامعه مي شود و دوم آنكه چه تعداد از بيماران رواني را شامل مي شود؟ * بله. الآن بالاترين درصد از بين ناراحتي هاي روحي، رواني نه تنها در جامعه ما بلكه در تمام جوامع افسردگي است. حالا ممكن است در جامعه اي بيشتر باشد و در جامعه ديگر كمتر. ولي در هر حال در بالاترين سطح قراردارد. علت هايش هم مي تواند محيطي بيروني و يا دروني باشد. علت هاي دروني اين مسأله برمي گردد به عوامل توارثي و ژني، عوامل بيروني مثل از دست دادن اميد به زندگي و اينكه اگر اميدمان را از دست دهيم و اگر بدانيم به اهدافمان نمي رسيم و آنها را دست نيافتني تلقي كنيم يا طعم موفقيت را در زندگيمان نچشيم و تكرار شكست ها را داشته باشيم افسرده مي شويم يعني چيزهايي كه دوست داريم، به دست نياوريم. افسردگي به فقدان ارتباط هم ربط دارد. فقداني كه در اثر از دست دادن يا به دست نياوردن خواسته ها به وجود مي آيد. حتي يك بچه اي كه مادر دارد ولي مادر خوبي ندارد اين نوعي فقدان است. | با شرايطي كه در اطراف ما وجود دارد مثل آلودگي هوا، ترافيك، سروصدا و ... آيا اينها خود موجب بروز يا افزايش بيماري افسردگي نمي شوند؟ * بله. حالتهاي شديد افسردگي ايجاد مي كند. غمگيني و دلتنگي ترافيك، آلودگي محيط عدم وجود مراكز تفريحي وامثالهم در بروز افسردگي نقش دارد و حتي باعث تشديد افسردگي در شخص بيمار مي شوند. | اززبان يكي از مسؤولان وزارت بهداشت نقل شده ۱۵ درصد از بيماران رواني دچار بيماري افسردگي هستند. آيا اين آمار صحت دارد؟ اصولاً افسردگي در چه مقطع سني بيشتر رخ مي دهد؟ * ممكن است بيشتر از اين هم باشد. افسردگي نوعي بيماري است كه در هر سني ممكن است رخ دهد. در كودكان و نوجوانان، ميان سالان و سالخوردگان وجود دارد و علت هايش فرق مي كند. مثلاً در دوران كهنسالي خود همين كهولت ايجاد افسردگي مي كند. در دوران كودكي بيشتر عوامل محيطي و خانوادگي ايجاد افسردگي مي كند. |افسردگي چه علائمي دارد؟ * فرد افسرده از هيچ چيزي لذت نمي برد اصلاً شاد نمي شود خلق اش تنگ مي شود و زود از كوره درمي رود، خواب، خوراك و اشتهايش دچار مشكل مي شود. انگيزه هايش را براي كاركردن و فعاليت كردن از دست مي دهد تنبل مي شود، در عمل كند مي شود. مشغوليات ذهني نسبت به مرگ پيدا مي كند. اينها غمگيني معمولي نيست. براي تشخيص آن بايد يك يا دو سال بگذرد و نمي توان كسي را كه غمگين است گفت حتماً افسردگي دارد. | آيا امكان خودكشي هم در بيمار افسرده وجود دارد؟ * يك درصد آنها ممكن است اقدام به خودكشي كنند. | افسردگي در مردها بيشتر است يا در ميان زنها؟ * افسردگي در ميان زن و مرد آمارهاي متفاوتي نشان مي دهد ولي اخيراً ديده مي شود خانم ها بيشتر دچار افسردگي مي شوند علي الخصوص آنها كه در طول زندگي شان در معرض تغييرات هورموني هستند. برخي از خانم ها تحت فشار و استرسهاي زياد قرارمي گيرند. محروميت و محدوديت ها در زندگي خانوادگي هم تأثير مي گذارد. مثلاً چنانچه در زندگي زناشويي شان نارضايتي هايي داشته باشند در آن صورت نياز به عواطف و محبت دارند. خانم ها عادت كرده اند وابسته به ديگران باشند. فردي كه وابسته است انتظار دارد طرف مقابل اين نياز را برآورده كند. عوامل محيطي هم خانم ها را افسرده مي كند. | افسردگي بر زندگي فردي و اجتماعي افراد چقدر تأثير مي گذارد؟ * خيلي زياد. فردي كه افسرده است، قواي شناختي اش يك مقدار تحليل مي رود مثل حافظه، دقت فهم مطالب، خيلي از آدم هاي افسرده اولين شكايتي كه دارند اين است كه فراموشكار شده اند، از اين بابت خيلي اذيت مي شوند و اينكه مطالعه نمي توانند بكنند، تمركز ندارند و زود خسته مي شوند. | براي درمان اين بيماري چه بايد كرد؟ * براي درمان برخي از افسردگي هاي شديد بايد حتماً دارو درماني به اضافه وزن درماني شود. براي افسردگي هايي كه خفيف ترند شناخت درماني به اضافه رفتار درماني انجام مي شود درواقع آنها بايد به روانپزشك مراجعه كنند تا تحت درمان قراربگيرند. | باتوجه به افزايش اينگونه بيماريها در جامعه آيا تأثير نامطلوبي بر امنيت جامعه نمي گذارد؟ * بيمار افسرده ممكن است برمسند كاري باشد علي الخصوص در مشاغل حساس از لحاظ روحي و رواني فرد بايد متعادل باشد در غير اين صورت امنيت جامعه به خطر مي افتد. فردي كه احساس ترس، نا اميدي و دلهره دارد مسلماً احساس نا امني بيشتري هم مي كنند. | در كشورمان چقدر امكانات براي پيشگيري و درمان بيماريهاي رواني وجود دارد؟ * امكانات درماني بيماران رواني توسط يك تيم بايد انجام شود. براي درمان دارو داده مي شود. روانشناسي و روان درماني انجام مي گيرد و خانواده ها بايد آموزش ببينند كه چگونه با بيمار برخورد كنند. كارهايي راجع به مددكاري انجام دهد اگر احتياج به توانبخشي رواني دارد يعني بيمار رواني در ابعاد مختلف مشكل پيدا كرده است بايد كمكش كرد ولي در مورد افرادي كه از نظر تحصيلات و هوش در رده پايين هستند كمتر مي توان از اين راهكارها استفاده كرد. فردي كه تحت روان درماني قراربگيرد بايد فردي باشد كه بفهمد چه كار بايد كند وبه راهكار جديد و آموزش جديد عمل كند بايد سبك زندگي اش را عوض كند تفكرش را عوض كند.
|
|
|
|
|
گفت وگو با قاسم تقي زاده خامسي درباره طرح «جايكا»
اگر نجنبيم زير آوار خواهيم ماند
|
|
|
قاسم تقي زاده خامسي فوق ليسانس مهندسي ژئوتكنيك از دانشگاه ايالتي نيويورك، پس از يك دهه معاونت شهرداري تهران اكنون مدير عامل آب منطقه اي تهران است. روز بعد از حادثه بم در يادداشتي از مطالعات گروه كارشناسان ژاپني (جايكا) خبر داد كه در مورد تهران انجام شده است، اكنون كه زلزله بم توجه جهان را به اين مقوله مهم جلب نموده است، بررسي و تحليل اين مطالعات مي تواند راهگشا باشد، با وي به گفت وگو نشسته ايم. \ جايكا چيست؟ * جايكا (JICA) خلاصه Japan international cooperation Agency يعني آژانس همكاريهاي بين المللي ژاپن مي باشد، اين مؤسسه در كشورهاي در حال توسعه به صورت رايگان و يا وامهاي درازمدت كارهاي مطالعاتي انجام مي دهد و نتايج آن را براي بهره برداري به آن كشورها ارائه مي كند. \ مطالعات زلزله تهران هم به شهرداري تهران ارائه شده است؟ * بله، پس از مذاكرات و رفت و آمدهاي مفصلي كه بين كارشناسان شهرداري تهران و جايكا صورت گرفت، بالاخره طي توافقنامه فيمابين اين دوارگان در مارس۱۹۹۹ اين مطالعات را شروع و در سپتامبر۲۰۰۰ نتيجه آن در دوجلد به عنوان گزارش اصلي و ديگري نقشه هاي ريز پهنه بندي لرزه اي است كه به شهرداري ارائه شده، در اين گزارش وضعيت فيزيكي، اجتماعي و خسارتهاي وارده در تهران در اثر يك زلزله بزرگ تحليل و نتيجه گيري شده است. \ آيا امكان دارد در چند جمله بفرماييد كه خلاصه اين مطالعه چه بوده است؟ * البته خلاصه كردن كارهاي مطالعاتي و كارشناسي در چند جمله كار سختي است، اما در نهايت كارشناسان ژاپني پس از بررسي سناريوها و مدلهاي مختلف به اين جمع بندي رسيدند كه در يك زلزله بزرگ در تهران ۵۵درصد ساختمانها ريخته خواهد شد و در اولين ريزش، تهران حدود ۴۰۰هزارتلفات دارد، كه البته اين آمارها در يك فاز ديگر مطالعه شده و نتايج جزيي تري نيز دارد. \ مگر اين مطالعات مجدداً بازنگري شد؟ * بازنگري نه، بلكه مطالعه تفضيلي بر روي داده هاي اوليه در حال انجام است، شهرداري تهران با همكاري وزارت خارجه توانست موافقت دولت ژاپن را براي ادامه اين مطالعات اخذ نمايد، لذا مطالعات تفضيلي از سال۸۱ شروع و تا شهريور ۸۳ نتايج آن جمع بندي و ارائه خواهد شد و قرار بود كه از ژانويه سال۲۰۰۵ پروژه هاي پيشگيري و ساماندهي مديريت بحران نيز آغاز شود كه البته اين بخش را حتما ً مديريت جديد شهرداري دنبال كرده و اميدوارم كه از همين روزها كار آغاز شود. \ شما اعتقاد داريد اگر اين مطالعات تمام شود، راهكاري براي شهر تهران خواهد بود؟ * بله، حتما اينطور است. تا همين الآن هم مطالعاتي كه انجام شده است مي تواند بخشي از آن اجرايي شود. \ چطور؟ * در جمع بندي مطالعات اوليه جايكا توصيه هايي شده است كه مسؤولين بايد خودشان را براي انجام اين راهكارها آماده كنند. در اين مطالعات نقشه هاي ريز پهنه بندي لرزه اي در گستره تهران بزرگ به عنوان اطلاعات پايه براي تهيه طرح پيشگيري از فاجعه در جهت كاهش آسيبهاي جاني و مالي به كار گرفته شده، همچنين پيشنهادهايي در راستاي پيشگيري و انتقال فن آوري به كارشناسان شهرداري تهران انجام گرديده است. \ گستره مطالعات در چه حدي بوده است؟ * در سه سطح، اول مناطق ۲۲گانه و حريم هر منطقه، دوم محدوده شهري مناطق ۲۲گانه و در سطح سوم مطالعات بيشتر بر روي مناطقي كه بر اثر زلزله خسارت بيشتري مي بينند. در اين مطالعات آسيبهاي وارده به ساختمانها تلفات انساني در سه مدل گسل ري، گسل شمال تهران و گسل مشا تعيين شده است. اگر گسل ري فعال شود شدت زلزله در بخشهاي جنوبي شهر و بيشترين خسارت متوجه ساختمانهاي منطقه ۱۵خواهد بود، چنانچه گسل شمال تهران فعال گردد مناطق ۱ تا ۵ بيشتر متوجه خسارت خواهند شد اما تأثير مدل گسل مشا به دليل فاصله بيشتر از تهران در مقايسه به دو گسل ديگر كمتر است. \ آيا آمار دقيق تري از خسارات وجود دارد؟ * وجود دارد اما نمي خواهم وارد جزييات شوم، چون بنا ندارم با ذكر اين آمارها ايجاد هيجان شود، چون اين حرفها زياد زده شده است، بايد راه حل نشان داد. همت مردم عالي است فقط ساماندهي و راهكار لازم است. به هر حال ذكر آمار و ارقام درست مي تواند جدي بودن موضوع را نشان دهد؟ چه كسي است كه نداند زلزله تهران جدي است جدي تر از ۴۰هزار كشته در رودبار و منجيل و بيش از ۳۰هزار نفر در بم و قبل از آن طبس و قزوين و... دهها سال است كه به مردم مي گوييم مي خواهيم طرح جامع پيشگيري و مديريت بحران ارائه كنيم، اما هر ده سال تكرار يك تراژدي ديگر و همان حرفها و نقلها، بعد هم با يك حادثه ديگر اعم از سياسي، اجتماعي و يا اقتصادي و غيره همه چيز فراموش مي شود. شما به رسانه ها در دوران زلزله رودبار دقت كنيد، همه اين حرفها، همه اين قصورها، همه اين كمبودها با ضريب بيشتر و يا در بخشهايي كمتر وجودداشته است، اما آيا ضعف و قوتهاي آن جمع بندي شد كه امروز تكرار نشود، يا تقويت گردد؟ به همين دليل است كه مي گويم ذكر آمار به سرعت تصميم گيريها كمك مي كند. در مدل گسل ري پيش بيني شده است در يك زلزله نسبتاً بزرگ ۵۵درصد ساختمانها تخريب و ۳۸۰هزار نفر كشته مي شوند البته براساس جمعيت حدود ۳/۶ ميليون نفر سال ۷۵ و خسارت وارده فقط به اماكن آموزشي حدود ۳هزار ميليارد ريال خواهد بود. اگر گسل شمال تهران فعال گردد ۳۶ درصد ساختمانها تخريب و ۱۲۶هزار نفر كشته خواهند شد. اين آمار تلفات آن دسته افرادي است كه فقط در اثر ريزش ساختمانها كشته مي شوند. در صورتي كه آتش سوزي، ريزش پلها و عوامل ديگري هم وجود دارد كه قطعا ً اين آمار را بالاتر مي برد. \ مطالعات جايكا بر مبناي چه فرضياتي و چگونه صورت گرفته است؟ * كارشناسان ژاپني به اتفاق كارشناسان ايراني كه در روند مطالعات در كنار آنان كار كردند و درواقع در جريان انتقال تكنولوژي و روش مطالعات بوده اند، براساس تجربياتي كه در كشور خودشان داشتند و دانشي كه در كشور ما وجود داشت اين مطالعات را جمع بندي كرده اند. آنها ابتدا از داده ها شروع كردند، چهار گروه تقسيم شدند وكليه اطلاعات و آمار را در سطح GIS براساس شرايط طبيعي، اجتماعي، ويژگي هاي زمين لرزه و ساختار شريان هاي حياتي از دستگاههاي مختلف گرفته و نقشه هاي مربوطه را تهيه كردند، مثلاً در ساختار شريان هاي حياتي كليه شبكه هاي خطوط، آب، گاز، برق، فاضلاب، راه، راه آهن، پل و مخابرات را وارد سيستم كرده اند. هرچند هماهنگي با دستگاهها بسيار سخت صورت گرفته زيرا كه خود دستگاههاي مسؤول اين بخشها بعضي از نقشه ها را نداشتند و يا در دسترس نبود ولي خوشبختانه اكثر آنها تهيه شد و در اختيار اين گروه قرارگرفت، پس از جمع آوري داده هاي موجود، آنها تجزيه و تحليل و ارزيابي شدند و در بعضي جاها تا عمق ۲۶۵۰متر حفاري صورت گرفت تا خصوصيات فيزيكي و مقاومت خاك روشن گردد. از طريق مطالعات ميداني در منطقه هاي تهران نوع سازه، مصالح و سن ساختمانها بررسي شد و اطلاعات به صورت رقومي (ديجيتالي) درآمد تا يك پايگاه اطلاعات زمين شناسي براي تهران به وجود آيد. در قسمتي ديگر ز لزله هاي محتمل متعددي براي تجزيه و تحليل تفصيلي انتخاب شد. در مجموع حدود ۸۹۵ هزار ساختمان شناسايي شده است كه حدود ۴۰ درصد اسكلت فلزي ۴۲ درصد تركيبي از فلز و آجر، ۵ درصد بتني و بقيه از آجر و چوب اند. براساس شبيه سازي و مدلهايي كه ساخته شد مشخص گرديد كه اگر در روز زلزله اتفاق بيفتد و يا شب چه درصدي از جمعيت مناطق ۲۲ گانه كشته خواهند شد تعدادي از پل هاي تهران نيز مطالعه شد و آنها معتقدند اكثر پلهاي فلزي موقتي كه در تهران ساخته شده مقاومتي در مقابل زلزله ندارند، خصوصاً زماني كه گسل ري فعال شود. \ آيا در حال حاضر شبكه تونل ها و خطوط آبرساني كشور در مقابل زلزله مقاوم هستند؟ * در مورد كشور بنده اطلاعي ندارم ولي در همين شش استاني كه در حوزه فعاليت آب منطقه اي تهران قرار دارد نمي توان به صراحت پاسخ مثبت داد. مثلاً ۷۰ درصد آب شرب تهران از طريق چند تونل تأمين مي شوند كه بيش از ده سال است كسي از آنها بازديد نكرده است اگر حادثه اي براي آنها رخ دهد كه دور از انتظار هم نيست، تهران بي آب خواهد ماند، كارهاي عمراني نگهداري مي خواهد، وقتي درخواست اعتبار هم براي نگهداري مي شود، مي گويند شركتها بايد خودكفا باشند، وقتي براي خودكفايي بودجه بسته مي شود، مي گويند قيمت آب نبايد افزايش يابد. به هر حال اينها مشكلاتي است كه اغلب دستگاهها دارند، خطوط آبرساني تهران فرسوده است، شركت آب و فاضلاب با اين درآمد توانايي بازسازي آن را ندارد، طبيعي است با يك زلزله آنها هم فلج خواهد شد. \ آيا اين امكان وجود دارد كه خلاصه اي از توصيه هاي نهايي اين مطالعات را بگوييد؟ * توصيه ها در بخش اول مطالعات به صورت كلي ارائه شده است و قرار است در اين فاز دوم كه در حال مطالعه است و در شهريور ۸۳ نتيجه آن ارائه خواهد شد آنها را اجرايي كنند البته اولويت بندي كه ذيلاً عرض مي كنم مي تواند همزمان هم صورت گيرد و دليلي بر اتمام يكي و شروع ديگري نيست، در بخش پيشگيري توصيه كرده اند: اول، سازماندهي تشكيلات هاي موجود است كه در مورد پيشگيري ، امداد و نجات در كشور فعال هستند، روش سازماندهي براساس وضع موجود و توانايي هاي كشور ما تنظيم خواهد شد نه وضع موجود مثلاً ژاپن. چون فاصله ما فعلاً بسيار زياد است و بايد پله اي عمل كنيم. دوم، معاينه ساختمانهاي عمومي شهر است، بايد معين شود اين ساختمانها در مقابل زلزله داراي مقاومت كافي هستند يا خير؟ اگر نيستند قابل مقاوم سازي هستند؟ آيا با تغيير كاربري مي توان از اين ساختمانها بهره برداري كرد، سپس براي آنها اعتبار كافي پيش بيني نمود. سوم، بررسي دقيق ساختمانهاي مسكوني موجود و تهيه فايل براي آنها. مثلاً در نگاه اول اعتقاد دارند كه بافت قديمي شهر كه اكثراً در مركز و جنوب قرار دارد، از نظر اقتصادي مقاوم سازي آن مقرون به صرفه نيست لذا بايستي تخريب شود، براي اين كار منطقه ۱۷ تهران را به عنوان پايلوت پيشنهاد كرده اند كه بتدريج كل آن تخريب و بازسازي گردد. در بخش امداد و نجات هم توصيه هايي دارند كه در فاز دوم شيوه اجرايي آن را نيز پيشنهاد مي دهند اما در اينكه ما قسمت پيشگيري و امداد و نجات را در دو تشكيلات جداگانه سازماندهي كنيم تأكيد شده است. براي زمان بحران، مديريت عالي و مديريت منطقه اي پيش بيني شده و در هر منطقه محل استقرار، جاهاي دسترسي ـ اسكان ـ بيمارستان ـ آتش نشاني و... تعيين خواهد شد و يك جاده اضطراري براي كل تهران كه در زمان بحران اين جاده فقط براي امداد و نجات بايد باز باشد. به هر حال اين طرح جزئيات زيادي دارد كه در قالب اين مصاحبه نمي گنجد. \ در پايان ضمن تشكر، با توجه به اينكه شروع اين طرح در زمان مسؤوليت شما در شهرداري تهران صورت گرفته است اگر توصيه ديگري داريد بفرماييد؟ * به نظر مي رسد و ضعيت ساماندهي كنوني در كشور چه در امور پيشگيري و چه امداد و نجات پاسخگو نيست و يا حداقل كافي نيست و بايد فكر ديگري كرد الگوهاي زيادي هم وجود دارد كه مي شود از آنها به عنوان تجربه استفاده كرد و بهترين آن همين مطالعه جايكا است، اين مطالعات تا شهريور ۸۳ پايان مي يابد و همزمان قرار است برآوردهاي ريالي و پروژه هاي لازم را نيز تعريف كنند، اين دستمايه اي است براي شروع در تهران ، يقين دارم شهرهاي ديگر خود به خود اينكار را الگو قرار مي دهند و خودشان شروع مي كنند، شهرداري تهران هم اين توانايي را دارد كه اين مطالعه را اجرايي كند و حداقل هر ۶ ماه يكبار به شهروندان گزارش دهد كه چه كرده است، اگر به هر شهروند گفته مي شود كه چگونه مي تواند واحد مسكوني خود را مقاوم سازي كند و به جاي اينكه پس از حادثه وام ساخت بدهند الآن وام مقاوم سازي با بهره كم در اختيار بگذارند، قطعاً استقبال خواهد شد، NGO هاي مهندسي هم بايد فعال شوند و در اين راه به شهرداري و دولت كمك نمايند به هرحال مهندسان در اين مورد وظايفي دارند كارهايي كه با نظارت مهندسين ساخته مي شود، اكثراً در مقابل زلزله مقاومند و يا حداقل خسارت را مي بينند، بررسي «جايكا» هم اين را نشان مي دهد. دولت هم به تنهايي نمي تواند اين كار را به سامان برساند، تجربه نشان داده است كه حتي مسكن و شهرسازي كه در اين راه وظيفه مند است، ساختار آن را ندارد. سازمان هاي نظام مهندسي هم هنوز درگير مسائل داخلي خودشان هستند وگرنه توانايي نسبي براي هدايت لااقل وضع موجود را دارند و مي توانند از افزايش مشكلات با كنترل ساخت و ساز دقيق تر جلوگيري كنند. تجربه نشان داده است كه كارهاي شهرداري تهران براي شهرهاي كشور الگو مي شود، شهرداري تهران مي تواند نسبت به مقاوم سازي پل ها رأسا و واحدهاي مسكوني را با همكاري مردم آغاز كند و مديريت امداد نجات را نيز حداقل در سطح آمادگي مثلاً احداث ساختمانهاي محل استقرار ستادها، جاده هاي دسترسي محل هاي اسكان و آگاهيهاي عمومي شروع نمايد. دولت هم اگر در بودجه، اعتبار مقاوم سازي ساختمانهاي عمومي را پيش بيني كند هر دستگاهي به اندازه كافي توانايي مقاوم سازي ساختمانهاي خود را دارد، اينكه وزارت كشور يا مسكن و شهرسازي همه كارها را عهده دار شوند كار درستي نيست اين كار عزم ملي مي خواهد، همه بايد مثل امداد و نجات بم اين احساس را داشته باشيم زيرا اگر نجنبيم زيرآوار سقف خواهيم مرد.
|
|
|
|