دوشنبه ۱۵ دي ۱۳۸۲ - ۱۳ ذيقعده ۱۴۲۴
Mon, Jan 5, 2004
افق
شماره ۲۶۸۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
سيري در احوال سيدجمال الدين ترابي طباطبايي
نزديك به يك سال از طرح جمع آوري كودكان خيابان سپري شد
ويرانه هاي ارگ بم
150213.jpg
عكس ها از فرهاد رنجبران
سيري در احوال سيدجمال الدين ترابي طباطبايي
سكه شناس معاصر
ماندگار از ياد رفته
150216.jpg
غلامرضا دركتانيان
آذربايجان سرزمين بلاخيز و بلاگرداني است كه در طول تاريخ به دليل موقعيت خاص جغرافيايي يكي از پررفت و آمدترين و حادثه بار ترين گذرگاه هاي اقوام، بازرگانان و حاملان فرهنگ ها و تمدن هاي گوناگون بوده و توجه بسياري از اشغالگران و جهان خواران بيگانه و غارتگران داخلي را به خود جلب كرده است. بارها شهرها و روستاهاي آن به كلي ويران شده و هزاران نفر از بين رفته اند ولي قهرمانان، دلاورمردان، مردم سلحشور و مبارزان هيچ وقت ميدان نبرد را به دشمن واگذار نكرده و براي آنها خالي نگذاشته اند و در روند تكامل اجتماعي خود به حيات پرافتخارشان ادامه داده، اين سرزمين را به محل پرورش و تربيت هنرمندان آزاده و مردان علم و عمل تاريخ ايران تبديل كرده اند.
اين سرزمين كهنسال سرافراز و آكنده از مواريث فرهنگي در همان تاريخ ديرپاي خود دوستداراني داشته و دارد كه عشقي دلدوز و دلسوز آنان را به اين آب و خاك پيوند داده است. استاد سيدجمال ترابي طباطبايي بزرگمردي است كه نام وي در زمره سلسله جنبان هاي دفاع از ميراث فرهنگي كشور و آذربايجان در سال هاي اخيرش است. حضور اثرگذار و جدي او در پديد آوردن بيش از ده عنوان كتاب و رساله جامع و تحقيقي شخصيت وي را به قدري ممتاز مي نماياند كه سخن گفتن از اين انسان والامقام را دشوار مي كند زيرا استاد ترابي طباطبايي در زمره معدودكساني است كه عمر بابركت خود را با درايت، سختكوشي وصبوري براي پژوهشي جامع و پردامنه صرف كرده است كه هر كدام از آن به عنوان مرجعي مورد اعتماد در حوزه خود به شمار مي رود.
عده اي ما را زنده كش مرده پرست مي نامند شايد اين به گزاف باشد ولي به دروغ نيست، ما سراغ بزرگان، دانشمندان و علما را وقتي مي گيريم كه آنها خود به زمان پيوسته اند. وقتي مي خواهيم آنها را بشناسيم كه نيستند؛ بلكه خود تاريخي در ميان تاريخ ملت خويش شده اند، در يك دگرانديشي و خويشتن شناسي به معرفي آثار و شرح حال هنرمندي مي پردازيم كه خود تاريخ گويايي از حقيقت تاريخ ما هستند. سيدجمال الدين ترابي طباطبايي ـ سكه شناس برجسته معاصر ـ اولاد ميرزا محمدرضي الحسني الحسيني است كه در ششم جمادي الاول ۱۳۴۴ هجري قمري مطابق با پنجم ارديبهشت ۱۳۰۴ خورشيدي در محله مهاد مهين تبريز متولد شد، ريشه و اصل كمالات استاد، برگرفته از خاندان پاك نبوي است كه نسبت طاهرشان با سي و سه پشت به كريم اهل بيت ـ حضرت امام حسن مجتبي (ع) ـ مي رسد و بديهي است كه نشوونما در محيطي پاك و در دامان سلاله پيامبر، دوران كودكي و نوجواني و جواني ايشان را مشحون از سيادت و متانت و معنويت ساخته است و با همين پرورش مفيد و روحيه اي شاداب بود كه در شوق تحصيل و تدريس، روي به مدرسه و دانشگاه نهاد تا هرچه بيشتر بر اطلاعات خود بيفزايد و خود را براي فعاليت هاي سترگ در جهت خدمت به ايران و جهان آماده نمايد.
تحصيلات ابتدايي را در دبستان تمدن و متوسطه را در دبيرستان هاي رشديه و فردوس تبريز به پايان برد و سپس در رشته تاريخ و جغرافيا و علوم تربيتي در دانشسراي عالي تهران مشغول به تحصيل شد و همزمان با رتبه يك دبيري به استخدام وزارت فرهنگ (وزارت آموزش و پرورش) درآمد. بعد از اتمام تحصيل در ساوه و دامغان مشغول تدريس گرديد. سپس به تبريز منتقل و به تدريس علوم اجتماعي و تعليم رسم فني، زبان فرانسه و كارهاي دستي پرداخت. در سال ۱۳۳۷ مأمور تشكيل و تدوين موزه آذربايجان شد و تا سال ۱۳۴۰ به عنوان رئيس موزه مشغول به خدمت بود. از آن سال در دانشسراي مقدماتي پسران و دختران و دبيرستان دهخدا و ايراندخت تبريز به تدريس پرداخت. در سال ۱۳۴۶ به وزارت فرهنگ و هنر منتقل و تصدي موزه آذربايجان را به عهده گرفت.
تا سال ۱۳۵۲ رئيس موزه بود و از آن سال تا ۱۳۵۷ رياست اداره باستان شناسي و فرهنگ عامه آذربايجان شرقي را بر عهده داشت و در اين سال با شغل سازماني كارشناس آثار باستاني و فرهنگ عامه بازنشسته شد.
وي در شاخه هاي مختلف درخت پربار علم از محضر اساتيدي خوشه چيني كرده كه هر كدام مانند ستاره درخشاني در آسمان علم و فرهنگ مي درخشند كه از جمله اين اساتيد عباس اقبال آشتياني، نصرالله فلسفي، علي اكبر بينا، وحيدالملك شيباني، مجير شيباني، احمد مستوفي، محمد معين، پرويز ناتل خانلري، مسعود خان كيهان و محمدباقر هوشيار را مي توان نام برد.
دوره بازنشستگي استاد به منزله شروع كار بيشتر براي وي تلقي شده و بعد از بازنشستگي اقدام به جمع آوري و تدوين آثار علمي و تحقيقاتي خود و چاپ آنها به صورت كتب و مقالات متعدد نموده است.
استاد ترابي كه در گروه تاريخ دانشگاه تبريز چند سالي سكه شناسي تدريس كرده، در مورد انتقال تجربه هاي ارزشمند خود در باب سكه شناسي، خط شناسي و كتيبه خواني مي گويد: «عقيده بر اين دارم كه اندوخته علمي و معنوي را نبايستي به گور برد.» وي همواره مي نويسد و هميشه به دنبال مطلب و مأخذ و هدفي است و تا به نتيجه نرسيده، دست از تحقيق و پژوهش بر نمي دارد.
آثار و تأليفات چاپ شده استاد ترابي عبارتند از:
الف ـ كتب:
۱ـ سكه هاي اسلامي دوره ايلخاني و گوركاني چاپ ۱۳۴۷
۲ـ نقشها و نگاشته هاي مسجد كبود تبريز چاپ ۱۳۴۹
۳ـ سكه هاي شاهان اسلامي ايران چاپ ۱۳۵۰
۴ـ رسم الخط ايغوري و سيري در سكه شناسي چاپ ۱۳۵۱
۵ـ سكه هاي آق قويونلو و مبناي وحدت حكومت صفويه در ايران چاپ ۱۳۵۵
اين كتاب به عنوان كتاب سال معرفي شده و جايزه بهترين كتاب سال را به خود اختصاص داده است.
۶ـ آثار باستاني آذربايجان چاپ ۱۳۵۵
۷ـ سكه هاي ماشيني ايران و مقدمه اي بر سكه شناسي چاپ ۱۳۷۱
۸ـ نسب نامه شاخه اي از طباطبايي هاي تبريز چاپ ۱۳۷۶
۹ـ مسجد كبود تبريز چاپ دوم با تكمله ۱۳۷۶
۱۰ـ سكه هاي ماشيني و سيري بر سكه شناسي چاپ دوم با تكمله ۱۳۸۱
۱۱ـ كليبر (سرزمين دژهاي تسخيرناپذير) چاپ ۱۳۸۱
۱۲ـ مسجد صفوي خسروشهر چاپ ۱۳۸۲
ب ـ مقالات:
۱ـ چند سند تاريخي از صفويه تا قاجاريه
۲ـ بوشهر به روايت تاريخ، سكه، تمبر
۳ـ وقف نامه طالبيه تبريز
۴ـ فرامين بقعه شيخ صفي
۵ـ مغازه هاي مجيدالدوله يا مجيديه
۶ـ تاريخ سردرود به هزار سال قبل از ميلاد مي رسد
۷ـ اولين سكه ها
۸ـ سكه هاي تاماراي گرجي
۹ـ سكه هايي متنوع از اباقا آن
۱۰ـ خوانندگان و ما
۱۱ـ چند سكه معرفي نشده
۱۲ـ از زواياي تاريخ
۱۳ـ تاج و تاجداري
۱۴ـ سكه هاي قره قويونلو و آل جلاير
۱۵ـ حيدربابا از نظرگاهي ديگر
۱۶ـ سيري در عكاسي تبريز
۱۷ـ سياه قلم كاري گمنام از خمسه نظامي
۱۸ـ سياه قلم كاران شاهنامه اميربهادري
۱۹ـ سكه هاي ضرب تبريز (شهرستان رشيدي، بوسعيد، قيصريه، تبريز)
۲۰ـ وقف نامه سيدمحمد كچه
شهرت جهاني استاد ترابي در مورد علم سكه شناسي را نامه هايي كه از دانشمندان و موزه هاي معتبر جهان نظير دكتر جرج مايلز رياست موزه نيويورك، والتر هينتس، برت فراگنر، اينگركرير، هاري فلدمن و گوتفريد هرمان از سكه شناسان معروف جهان به وي نوشته و درخواست كمك براي خواندن و مشخص نمودن زمان برخي سكه هاي ايراني و اسلامي را نموده و يا از وي كتاب و تحقيقاتش را خواسته اند، تأييد مي كند.
نزديك به يك سال از طرح جمع آوري كودكان خيابان سپري شد
كودكان كار در محيط هاي
بي بهره از آموزش
150231.jpg
گلناز اطهاري
نامش خدا داد است. دو ماه بعد از چشم گشودن به دنيا، بچه طلاق نام مي گيرد. در خانه پدر بزرگ زندگي كرده تا با مرگ وي در ۶ سالگي، فرزند خيابان گردد.
از نزديك كه به چشمانش نگاه كني، مي فهمي مدتهاست، اشك درچشمانش خانه كرده. هنگامي كه به آرامش او پي مي بري، براي لحظه اي از درون شاد مي شوي، اما چشم كه بر هم مي گذاري، از اعتيادش سخن مي گويد... او ۱۳ سال دارد.
سعيد، كاظم، ميلاد و علي نيز، كودكان فقر و اعتياد و از دوستان ( يا به قولي، برادران)، خداداد هستند. بين ۶ تا ۱۸ سال سن دارند.
اين كودكان، دسته جمعي، كودكان خيابان نام گرفته اند.
هرچه دوست داري صدايشان كن. آنها اسمهايي متعدد دارند.
| طرح جمع آوري كودكان خيابان
در اواخر سال ،۸۱ به دنبال طرح «جمع آوري كودكان خيابان»، ستادي مستقل به نام «ساماندهي كودكان خيابان»، در «مركز ياسر»، تشكيل مي شود. «كودكان خيابان»، از طريق پايانه هاي جمع آوري و كادر نيروي انتظامي همراه با گروه مددكاران سازمان بهزيستي، از سطح شهر تهران به اين مركز فرستاده مي شوند. بررسي وضعيتشان از طريق كادر روان پزشك، مددكار و كارشناس آسيب ها، صورت مي پذيرد.
«كودكان خيابان» از منظر خانوادگي به دوگروه طبقه بندي مي شوند؛ دسته اول كودكاني هستند كه با رضايت خود و خانواده، براي تأمين نيازهاي خانواده به كارهايي نظير آنچه هر روز مي بينيم روي آورده اند و دسته دوم، كودكاني هستند كه به هر دليل از خانه فرار كرده اند و يا پدر و مادر و اصولاً سرپناهي ندارند و خانواده هايشان پذيرايشان نيستند. اينان، گروهي هستند كه خيابان را به عنوان خانه خود تلقي مي كنند.
«قاسم»، ۱۴ سال دارد. مادرش را سال پيش از دست داده و پدر معتادش از خانه بيرونش كرده است. مادربزرگش، سرپرستي اش را به شرط ترك تحصيل و كار به ازاي هفته اي ۵ هزار تومان، قبول كرده است. پس از سه ماه كار، پول را از مادر بزرگ طلب مي كند، مادر بزرگ با قاشق داغ دستش را مي سوزاند... او از خانه مادر بزرگ فرار مي كند. در سطح شهر پرسه مي زند تا نيروي انتظامي او را به «مركز ياسر»، منتقل مي كند.
كيهان ضيايي مهر، كارشناس آسيب هاي سازمان بهزيستي در خصوص عاقبت قاسم ها و برادرانشان مي گويد؛ كودكان پس از انتقال به «مركز ياسر»، حداقل تا ۲۱ روز، تحت قرنطينه قرار مي گيرند. در اين مدت گروه تخصصي مددكاران و روانپزشكان، وضعيت خانوادگي آنها را بررسي مي كنند؛ گروهي را كه خانواده دار بوده و خانواده هايشان پذيرايشان هستند، به محل زندگيشان پس مي فرستند، گروهي كه به بزهكاري مشكوك بوده به كانون اصلاح و تربيت، گروهي كه سن قانوني كار را گذرانده و خانواده اي پذيرايشان نيست و يا سرپرستي ندارند به مهمانسراهاي كودك به فراواني دو مركز در سطح تهران و گروهي را نيز، كه سن قانوني كار ( ۱۵ سال در ايران)، ندارند و خانواده هايشان به دليل فقر و معضلات اقتصادي پذيرايشان نيستند، به خانه هاي نگهداري از كودكان خيابان به فراواني ۲ مركز در سطح تهران، منتقل مي كنند.
مير محمدي مدد كار بهزيستي در خانه نگهداري از كودكان خيابان مي گويد؛ پسران برحسب قرارگيري در دو گروه سني ( ۶ تا ۱۳ سال) و (۱۳ تا ۱۸ سال)، به خانه هاي نگهداري آورده مي شوند. وي معتقد است اكثر كودكاني كه از سطح شهر جمع آوري مي شوند، به بزهكاري و اعتياد سوق پيدا كرده اند بندرت خانواده هايشان مسؤوليت نگهداريشان را مي پذيرند. وي درصد ضريب هوشي و يادگيري آنها را محدود مي داند و اكثريتشان را بي سواد و كم سواد مي خواند.
مير محمدي، ظرفيت نگهداري كودكان در اين مراكز را «۳۰» نفر اعلام كرده و مي گويد: تعداد كودكان نبايد بيش از اين باشد تا بتوان به طور موردي به وضعيت آنها رسيدگي كرد.
وي ارتباط با خانواده هاي كودكان، كمكهاي مالي مستمر و غيرمستمر، حرفه آموزي و اشتغال و امكان به تحصيل را از فعاليتهاي اين مركز براي كودكان، نام برد.
وي درخصوص راهكارهاي نگهداري از كودكان و ممانعت از فرار آنها مي گويد؛ درهاي مركز هميشه گشوده است و ديوارهاي مركز به اندازه اي كوتاه است كه براحتي مي توان ازآنها گذشت و به خيابان پاگذاشت. اين مددكار اعتقاد دارد كه مسؤوليت نگهداري از كودكان و ممانعت از فرار آنها، با زور ميسر نمي شود و اين از وظايف كادر تخصصي مراكز است كه كودكان را براي گذراندن اوقات در پايگاهها جذب كنند.
| اينجا از آموزش خبري نيست
در مركز نگهداري اسماعيل محمدي، صداي پسرها را از انتهاي محوطه اي كه سه ساختمان در آن واقع شده اند، مي شنوي. امكانات سرگرمي در اين مركز منحصر به يك ميزپينگ پنگ و دو فوتبال دستي در ساختمان بازي كودكان، با دو اتاق ۱۲متري است.
از علي مي پرسيم: در اينجا به تو چه آموزش هايي داده اند و تو به ديگران چه آموخته اي؟ مي گويد نه آموزش گرفته ام و نه ياد داده ام.
مي پرسيم، چه مدت اينجا بوده اي؟ مي گويد: «دو ماهي مي شود. دوست داري از اينجا خارج شوي؟ صدايش را آرام مي كند و مي گويد؛ خاله ام، منتظر فرصتي است كه من از اينجا فرار كنم و به دنبال من در خيابانها بيايد او مرا خيلي دوست دارد.
از جاي خوابش هنگام شب مي پرسيم، مي گويد ۲۵ نفر در يك اتاق با تختهاي دونفره شب را مي گذرانند. مي گويد عصرها به مدرسه مي رود و صبحها در مركز سرگرمي خاصي ندارد.
انجمن غيردولتي حمايت از حقوق كودك نيز، عهده دار آموزشهاي داوطلبانه تحصيلي، حرفه اي و شغلي از طريق مددكاران و كادرتخصصي، به كودكان است.
انجمن حمايت از حقوق كودك در آغاز «طرح جمع آوري» با انتشار بيانيه اي، ناخشنودي خود را نسبت به نحوه اجراي اين طرح ابراز داشته بود. اين انجمن اعلام كرده بود؛ «طرح جمع آوري كودكان خيابان»، بدون كارشناسي و تحقيق به مرحله اجرا درآمده است و اكثر كودكاني كه از خيابانها جمع آوري مي شوند ولگرد و متكدي نيستند.
| آمار كودكان جمع آوري شده
اين درحالي است كه طي ۹ ماهه اخير سال جاري، به گفته ضيايي مهر، كارشناس سازمان بهزيستي، ۱۷۲۸۲ نفر از كودكان جمع آوري شده از سطح شهر، در مراكز مربوطه، پذيرش شده اند كه از اين تعداد، ۱۶۷۱۷ نفر پسر و۵۶۵ نفر دختر بوده اند.
«ضيايي مهر» درخصوص پسراني كه از طريق انجام كار، ارتزاق مي كنند، مي گويد: گروهي از كودكان كه با رضايت خانواده براي انجام كار يا از شهرستان به تهران آمده اند و يا به دليل ضعف خانواده ها در سطح شهر جوياي كار هستند، پس از گذراندن دوره قرنطينه در «مركز ياسر»، با تصميم گيري تيم تخصصي معاونت اجتماعي بهزيستي، مددكاران و روانشناسان، روزانه به كار مشغول مي شوند و شبها را در دو مركز با نام «مهمانسراي سلامت»، سپري مي كنند.
وي معتقد است اكثر اين كودكان، مراحل روانشناسي رشد خود را درست طي نكرده اند. اين كارشناس آسيب هاي اجتماعي، عمده فعاليت متخصصان در اين مركز را، آموزش مهارتهاي زندگي به كودكان مي داند و درخصوص امكان ترخيص آنها مي گويد؛ كودكان پس از حرفه آموزي با پشتيباني مالي اين مركز، امكان استقلال را پيدا كرده و به جامعه پس فرستاده مي شوند.
وي مي گويد: دختران نيز، پس از انتقال به «مركز ياسر»، بلافاصله به محل مخصوص نگهداري و قرنطينه دختران به نام «مركز دولت آباد»، فرستاده مي شوند. دراين پايگاه نيز از طريق اعمال نظر تيم تخصصي، تقسيم بندي مي شوند، گروهي كه آسيب ديده هستند، به «مراكز مداخله» به فراواني سه مركز در شهرستان فرستاده شده و در مراكز ذكر شده، پس از گذراندن دوره هاي لازم، به جامعه برگردانده مي شوند.
دختراني نيز كه كم آسيب باشند و يا در تقسيم بندي آسيب ديدگان قرارنگيرند، به «خانه هاي سلامت» ، به فراواني ۲ مركز در سطح تهران منتقل مي شوند.
وي در ادامه درخصوص دختراني كه به «خانه هاي سلامت» فرستاده مي شوند، مي گويد: اين گروه را اصولاً دختران فراري تشكيل مي دهند كه در مراكز نامبرده به آنها، آموزشهاي مذهبي، حرفه اي و تحصيلي تعلق مي گيرد. همچنين براي توانمندسازي و استقلال هرچه زودتر اين دختران، حمايتهاي مالي و مددكاري نيز در طولاني مدت شامل حالشان مي گردد.
داستان سرگرداني هاي اين كودكان، آزمون و خطاهايشان و دردهايشان، در هيچ كلاس درسي خوانده نمي شود. صدايشان، صداي انساني است و دردهايشان، ناله هايي حقيقي است. از بطن نا امني مي آيند از دروني ترين لايه هاي فقر و اعتياد و فحشا زاده مي شوند.
شايد، سالها زمان بخواهد تا بتوانند دقيقه اي از وحشتشان را فراموش كنند ... چشمهاي خيس و قلبهاي بي گناهشان، همچنان به راههاي خاكي اميد بسته اند.

|   صفحه اول   |   سياسي   |   اخبار ايران   |   اجتماعي   |   گزارش روز   |   بين الملل   |   گفت و گو   | 
|   سلامتي   |   سرزمين مادري   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه   |   ويژه ۲   |   ويژه ۳   | 
|   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   اقتصادي   |   قيمت سكه و طلا   | 
|   حوادث   |   ورزشي   |   صفحه آخر   |   افق   |   اوقات شرعي   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |