دوشنبه ۱۵ دي ۱۳۸۲ - ۱۳ ذيقعده ۱۴۲۴
Mon, Jan 5, 2004
ويژه ۴
شماره ۲۶۸۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
... يك روز بعد از فرار
هيچ راه بازگشتي نيست
150177.jpg
• بقيه از صفحه ويژه ۱

*طوراني: بايد جوانان را وارد چرخه مديريت كنيم خطاي آنان بهتر از آن است كه وارد آسيب اجتماعي شوند.
* دكتر فدايي: محقق نتيجه تحقيقاتش را به مراكز مشاوره مي فرستد پس از او نبايد بيش از اين توقع داشت بلكه آنان كه تصميم گيري مي كنند بايد نتيجه اين تحقيقات را مورد توجه قرار دهند.
* دكتر فرجاد: چرا باندهاي بزهكاري بهتر از خانه سبز عمل مي كنند كه بچه هاي فرار آن باندها را به خانه سبز ترجيح مي دهند؟
* مريم پرمحمدي: والدين بايد آموزش ببينند تدريس بهداشت روان در مهدكودك ها بايد انجام شود. زن و شوهر بايد بدانند چه ارتباطي بايد
با هم داشته باشند.
* دكتر دولت آبادي: بحران ارزش ها از عوامل اساسي برهم ريختگي سامان تربيتي خانواده و عدم يكپارچگي خانواده، مدرسه و جامعه است. بچه ها دچار سردرگمي در ارزش هاي اخلاقي شده اند و نمي دانند چه چيز درست يا نادرست است.
*دكتر يوسفي: در زنان فراري ازدواج اجباري مهمترين عامل فرار است. در خانواده وقتي اقتدار مرد پررنگ مي شود زن به فرار روي مي آورد.
*سرهنگ روزبهاني: معرفي فرهنگ مشاوره و فراهم كردن زمينه حضور دختران در مركز مشاوره مهم است.
* دكتر فرجاد ـ آسيب شناس : كودكان خياباني دو گروه هستند گروهي كه مرتكب بزه مي شوند و گروه ديگر كه بزه ديده مي شوند.
•••
در خانواده هاي بد سرپرست دختر و پسر جوان و نوجوان احساس مي كنند كه اقتدارشان از بين مي رود و احساس پوچگرايي مي كنند و از خود مي پرسند چرا وقتي من اقتدار ندارم، بايد درس بخوانم. پس فرار مي كنم و بعد از آن هرچه پيش آمد، اهميت ندارد.
مريم پرمحمدي ـ مددكار: در خانواده نابهنجار حداقل اصول اخلاقي رعايت نمي شود و دختر و پسر نوجوان در آستانه آسيبهايي از طرف خانواده قرار مي گيرد. در اينجا است كه خانواده ديگر پناهگاه نيست. او احساس مي كند بدتر از خانه وجود ندارد. كسي او را نمي فهمد، هر كسي ساز خود را مي زند و بايد از اين زندان رها شد و در اينجاست كه فرار اتفاق مي افتد.
شكل ديگر فرار به نظر من وقتي روي مي دهد كه نوجوان و جوان الگوهاي كليشه اي پدر و مادر را قبول ندارد. تفاوت نسل در اينجا به وضوح ديده مي شود. او خود را موجودي رها شده در اقيانوس بي كران هستي مي بيند. ساحل نجات كجاست؟ به چراهاي او كه پاسخ داده نمي شود، در يك برزخ روحي به سر مي برد. در كجاي اين هستي قرار دارد؟ او كيست؟ چرا ارزشهاي پدر و مادرم رنگ ندارد. آنها به چيزي كه مي گويند، باور ندارند و دچار دست و پا زدن در يك سرگشتگي بي مقصد هستند. پدرم مي گويد سالها پيش اشتباه كرده ام. پدر و مادرم در پاسخ به پرسشهاي خويش درمانده اند، بايد به دنبال چيز ديگري بود شايد بتوان يافت و اينجاست كه فرار اتفاق مي افتد. جوان شبيه به خودش را پيدا مي كند و حرفهايش را به او مي زند و نوجوان بي هدف به وعده هاي دروغين و سراب دلخوش مي كند و به جايي مي رود كه او را با همان شرايط مي پذيرند، ديگر از بكن و نكن هاي تكراري خبري نيست.
\ بحث فرار در كدام كشورها مطرح است؟
محمدرضا طوراني ـ مديركل امور اجتماعي مجمع متخصصين ايران: بحث فرار تنها مربوط به كشور ما نيست، يك بحث بين المللي است. در هزاره سوم ما بايد روي هر موضوعي با ديدي بين المللي نگاه كنيم، به روشهاي متفاوتي كه در خارج از كشور ما توجه شده، بايد نگاه كنيم، شايد هر راه حلي كه در خارج از كشور اجرا مي شود، متناسب با اعتقادات ما نباشد، ولي ما بايد به مسائل علمي آنها توجه كنيم.
\ به نظر شما مشكل ما در كجاست؟
طوراني: ما به روشها و نتايج خوبي نرسيده ايم. نقش هاي پرورشي در مدارس را كمرنگ كرده ايم و پرورش نقش مكمل دارد. با كمرنگ كردن اين نقش، فرزند را رها كرده ايم، چون آنقدر مشكلات اقتصادي وجود دارد كه والدين ديگر موفق به ديدن فرزندان خود نمي شوند يا سيستم آموزشي و ترمهاي تحصيلي از لحاظ مكاني باعث شده تا بچه حداقل را در مدرسه باشد و فرصت خارج از خانه بودن را ما با اين دو مسأله براي او مطرح كرده ايم، پس فرار پنهان داريم. دختر و پسري كه نظارت بر او نيست، در معرض آسيب است. به صورت زيرپوستي اين قضيه ـ فرار ـ در خانواده، جامعه و مدرسه وجود دارد، رسانه ها معكوس كار مي كنند. براي مثال در سريال خط قرمز، بچه هاي فراري شاخص شدند و همه مي خواستند مثل آنها باشند، ما چه كاري كرده ايم تا جوانان ما به اينجا نرسند.
ما تعريف متناسب در مورد تفريح نداريم. پسر و دختر نياز به تفريح دارند. جامعه توانمندي لازم را ندارد. خانواده هم توانمندي اقتصادي ندارد، پس اينجاست كه چون تفريح خود را در خيابان امتحان مي كند. متأسفانه در رابطه با اين معضل و آسيب پاسخ فرهنگي ارائه نداده ايم. من فرصت جواني را تهديد تلقي نمي كنم. فرصت جواني خطرناك است.
ما با خلأ قانوني مواجه هستيم و اين از معضلات پيچيده ما است.
\ يك فراري چه آسيبي به جامعه وارد مي كند؟
دكتر فرجادي: بچه هاي فراري دچار پرخاشگري، وسواس و شخصيت ضد اجتماعي
مي شوند و بعد از مدتي كه از آنان سوء استفاده شد، خودشان به بي بند و باري جنسي گرايش مي يابند.
متأسفانه مواردي را شاهد هستيم كه گاهي خويشاوندان نزديك بچه ها را مورد سوء استفاده قرار مي دهند.
\ اين بچه ها قتل هم مي كنند يا در قتل نيز دست دارند؟
دكتر فرجاد: در بررسي كه من كردم، ديدم پرخاشگري، قتل و رفتارهاي بزهكارانه در اين افراد ديده مي شود و ۱۱ درصد از افراد زير ۱۵ سال مرتكب قتل هم شده بودند. در بررسيهاي روانشناسي ـ اجتماعي كه شده، روشن شده اين قتلها بدون طرح و نقشه بوده است. البته خوشبختانه دستگاه قضايي ما حداكثر ارفاق را در مورد اين بچه ها مي كند.
\ مهمترين عامل به نظر شما در فرار چيست؟
دكتر فرجاد: من مهمترين نقش را به خانواده مي دهم. اگر خانواده جو خوب و عاطفي داشته باشد، ديگر كسي خانه را ترك نمي كند. ما كارد را به استخوان نوجوان يا جوانمان مي گذاريم كه فرار مي كند.
\ فرار دختران بيشتر است يا پسران؟
دكتر فرجاد: پسران بيشتر فرار مي كنند، ولي دختران آسيب بيشتري مي بينند.
دكتر دولت آبادي: به نظر من وقتي هيجان سرزير مي شود، حتماً مدت انباشته شدن طولاني است، بدون پيشينه از مشكل و تنش كسي سر به صحرا نمي زند.
آمادگي هايي كه بعضاً زيرساختهاي شخصيتي در كودكان است، در اين مسأله نقش دارد. كودكان بيش فعال به اهميت كودكان مقابله گر با اختلال سلوكي نيست. اين بچه ها به علت بيش فعالي و عدم موفقيت شان در مدرسه از مدرسه متنفر هستند و فرار رواني را از مدرسه آغاز مي كنند. اينها از سؤال اجتماع و خانواده فرار مي كنند و دست به گريز مي زنند. در سالهاي اخير چند تحقيق داريم كه نشان مي دهد از سه دختري كه ۲۴ ساعت بيرون خانه بوده اند، در ۲۴ ساعت اول يكي از آنان مورد سوء استفاده قرار گرفته است، آسيب اجتماعي خيلي زود آغاز مي شود. بايد به بچه ها در مدارس هشدار داد كه اگر همين سرپناه نامطلوب را ترك كنند، چه بر سرشان مي آيد.
\ براي بازپروري چه كرده ايم و چه كارهايي بايد مي كرديم كه نكرديم؟
دكتر دولت آبادي: بازپروري مسأله مهمي است. به نظر من بايد براي بازپس فرستادن بچه ها به خانه، حريم خانواده را توانمند كنيم و آن را بشناسيم و اين كار بهتر است تا اينكه بچه هاي فراري را به سازمان نگهداري بدهيم. ما در آسيبهاي اجتماعي نياز زيادي به مددكار متخصص و دلسوزداريم. خانه هاي سبز و ريحانه موفق نبودند. اگر خانواده بيش از حد آسيب ديده با نظارت مددكار بازپروري بهتري را مي شود در خانه داشت.
دكتر فرجاد: بازپروري خيلي مهم است، ولي چرا بهزيستي، شهرداري و ديگر مراجع ذي صلاح براي اين بچه ها به طور كاربردي و مداوم كاري اساسي نكرده اند؟ اميدوارم فكر نكنند ما دوست داريم ايراد بگيريم. اين ايراد گرفتن نيست، ولي اگر اينگونه پيش برويم، به جايي نمي رسيم، چون كار علمي نمي كنيم، اگر در سطح وسيعتري تحقيق كنيم، راه حل خودش ارائه مي شود. كشورهاي پيشرفته روي اين مسائل همين طور كار كرده اند و به نتيجه رسيده اند، متخصص را زيربنا قرار داده اند.
روز به روز فرار در اينجا بيشتر مي شود، چون ما به صورت موضعي و طرح مسأله در حال مانور هستيم. طرح مسأله مقدمه طرح مسأله است. وقتي در يك ميزگرد مسأله را مطرح مي كنيد، سازمان ذيربط بايد از گروه متخصص راه حل تئوري و عملي را كه مطرح كرده، استفاده كند، ولي هيچ وقت اين سازمانها با متخصصان تماس نمي گيرند و تنها مي گويند چرا ايراد مي گيريد، ولي اين ايراد نيست. ما نمي توانيم اين بچه ها را ناديده بگيريم. اين بچه ها وجود دارند. گفته شده در كل كشور ۳ هزار كودك فراري داريم. اين درست نيست.
خانواده دو گروه است، گروهي كه از لحاظ فرهنگ و اقتصاد فقير است و خودش معضلاتي دارد كه يا خود خانواده آن را به وجود آورده يا برايش به وجود آمده است. در خانواده مرفه هم بچه فراري هست، ولي خانواده وقتي بيدار مي شود كه ديگر دير شده است.
سرهنگ روزبهاني: كودك فراري و خياباني به علت فشار روحي ـ رواني و بدسرپرستي به وجود مي آيد و يا به علت عدم موفقيت يا شدت برخورد اوليه يا عدم موفقيت در مراحل درسي جرأت بازگشت به خانه را ندارد و به دنبال پل واسط است كه بايد در اين مورد اقدام كرد، من پيشنهاد مي كنم از خانواده هايي كه فرزندشان در چرخه كودكان فراري و خياباني است، حمايت مالي شود. در اينجا سيستم دولت بايد حمايتي ـ نظارتي شود. اگر سرپرست خانواده شرايط لازم را نداشت، نگاه به حقوق كودك جدي تر شود. در بحث مددكاري و مشاوره تعيين تكليف كودكان بدسرپرست و از بين رفتن اين مقوله در كلانشهرها پديده اي صد درصد نيست، ولي بايد مهار و كنترل و پيشگيري شود. پليس در ارتباط با بحث خانواده تأكيد دارد كه خانواده ـ مربي ـ رسانه طرحي پيوسته در جهت قبول و درك متقابل فرزند به اوليا و درك فرزند توسط خانواده ضروري است. دختران شرايط گرايش به زمينه هاي مختلف را دارند. وقتي دختر به بحران مي رسد كه شرايط درون خانواده به دليل عدم ارتباط صحيح زمينه فرار را ايجاد مي كند. او مدتي را قبل از فرار فكر مي كند. تعدادي از آنها با راهنمايي و تشويق شخص ثالث دست به فرار مي زنند آنها بي تجربه اند و در همان ۲۴ ساعت اول پشيمان مي شوند. اگر مدتي بيرون باشند و قدرت تصميم گيري نداشته باشند قرباني شده و آسيب مي بينند. معرفي فرهنگ مشاوره و فراهم كردن زمينه حضور دختران در مراكز مشاوره مهم است. مراكز مشاوره پليس در فرهنگسراها تعريف شده است. در تمام كلانتري ها در سطح تهران ما دفاتر مشاوره داريم و از سال گذشته تا پايان نيمه اول ۸۲ بيش از ۶۰ درصد از پرونده هاي قضايي مربوط به مشكلات خانواده و ارتباط فرزندان با خانواده بوده كه منجر به سازش شده است.
اميدواريم در توسعه اين نگاه و مهار پديده كودكان خيابان و فرار با ساماندهي ارتباط بين مفهومي كه حمايت، جذب، ساماندهي و ... را برعهده دارند صورت گيرد.
پرمحمدي: پيامدها و وعواقب بعد از فرار بدون هيچ ترديد منفي است ولي هميشه خروج از منزل به منزله فرار نيست بلكه خارج شدن از منزل فرار از يك زندگي نامناسب است. دختري يا پسري كه در آستانه آسيب است براي رسيدن به يك زندگي بهتر از منزل خارج مي شود و حتي سعي مي كند راه خروج مناسب را پيدا كند از ابزارهاي كمكي جامعه استمداد مي طلبد اما با يكسري ارشاد و نصايح روبرو مي شود كه او را ترغيب به ادامه زندگي قبل مي كند و درنهايت به مراكز نگهداري ارجاع مي شود كه مناسب با روحيات او نيست. و او دوباره به ناكجاآباد مي رسد و سازمانهاي متولي اين امر نمي توانند كمكهاي اساسي داشته باشند و در اينجا جامعه با مؤسسات كمكي ناكارآمد خود را نشان مي دهد و او كه با انگيزه بهتر شدن خارج شده يا دوباره به آن گورستان خانوادگي برمي گردد و يا در باندهاي فرار جاي مي گيرد كه در هر دو صورت آسيب مي بينند. بايد گفت كه نهاد خانواده هميشه نمي تواند مقدس باشد گاهي خانواده خود به جوان آسيب مي رساند و درخواستهاي نامعقول و غيراخلاقي والدين يا شوهر به علت كمبودهاي مالي و معنوي جوان را به سوي بزهكاري مي كشاند.
دكتر يوسفي: در زنان فراري كه درصد كمي از فرار را تشكيل مي دهند، ازدواج اجباري مهمترين عامل فرار است. دومين مسأله مسأله اقتصادي است. هر دختري كه ازدواج مي كند وارد قلعه اي مي شود ولي مي بيند هيچ تفاوتي با خانواده قبل ندارد فقط اقتدار مرد پررنگ شده و او مي بيند كه به كعبه آمالي كه قبل از ازدواج داشته نمي رسد و احساس فرار در او به وجود مي آيد. آموزش فرهنگ زناشويي بايد باشد. مسأله بعد چشم و هم چشمي است. دختر فكر مي كند با ازدواج همه چيز حل مي شود ولي متأسفانه اينطور نيست و باعث فرار مي شود.
دكتر فدايي: من در اينجا تأكيد مي كنم كه فرار از منزل مخرج مشترك نهايي براي تعدادي از اختلالات اجتماعي و رواني است. فرار توسط كودك و نوجواني است كه مشكل روانپزشكي يا عدم رشد عاطفي دارد در جامعه اي كه امكانات فرهنگي ـ مادي و حمايت اجتماعي اش كم است اين مسأله وجود دارد. پژوهشي را در يكي از مناطق حاشيه اطراف تهران كرديم كه نشان داد در بين بچه هاي دبيرستاني منطقه ۱۷ درصدي اختلال سلوك دارند. اين خيلي از آمار جهاني بالاتر است.
در اين مورد تمام متغيرها را نمي شود بررسي كرد ولي دو متغير با اين پديده ارتباط مستقيم دارد كودكان مبتلا دو وعده يا كمتر غذا مي خورند و احساس مي كردند پدر نظارتي بر رفتار آنان ندارد. كودكان، زنان و مردان اين روزها مشكلات رواني فراواني دارند. علاوه بر پديده فرار زنان كه به آن اشاره شد ما پديده فرار مردان هم داريم. اين مردان به علت بيماري رواني، مسائل اقتصادي يا مقابله با مشكلات فرار مي كنند.
ما يك گروه از فرار را هم داريم كه تحت عنوان اختلالات تجزيه اي، ناگهان فرد هويتش را از دست مي دهد و بعد از مدتي ناگهان به خود مي آيد و به زندگي قبل بازمي گردد.
دكتر دولت آبادي: اين مورد خيلي نادر است و توجيه كننده آماري به معناي فرار نيست. صرع گيجگاهي باعث اين فرار مي شود و اينها حاشيه هاي نادري هستند.
دكترفدايي:مدل ما بايد دربرگيرنده تمام موارد باشد بايد فرد، خانواده و اجتماع را بررسي كرد.
دكتر دولت آبادي: بحران ارزشها از عوامل اساسي برهم ريختگي سامان تربيتي خانواده و عدم يكپارچگي خانواده، مدرسه و جامعه است. بچه ها دچار سردرگمي در ارزشهاي اخلاقي هستند و نمي دانند چه چيز درست و چه چيز نادرست است.
دكترفرجاد: قضيه اصلي ما بحث فرار است كه به خياباني شدن و انحرافات اجتماعي ـ جنسي منجر مي شود عوامل رواني را تنها نبايد نگاه كرد. فرار ناشي از نابساماني هاي فرد در بحث روانشناسي و خانواده (نبودن تأمين اجتماعي) و انقلاب صنعتي كه خود باعث به وجود آمدن كودكان خياباني است.
دكتر دولت آبادي: پيشگيري اوليه، ثانويه وثالث خيلي مهم است.
دكترفرجاد: پيشگيري از كتك، عذاب و ... مهم است. در جامعه با شخص فراري كه غذا ندارد نمي توان از نياز پنجم او حرف زد.
ما بايد عامل و انگيزه ها را بشناسيم و براساس آن راه حل براي پيشگيري و كاهش ارائه دهيم. بايد اين پيشگيري ها در برنامه اجتماعي و اقتصادي اعمال شود. اگر پليس دستگير كند و به قوه قضاييه بدهد و آنها براساس سليقه برخورد كنند، ما يك دور تسلسل باطل را طي كرده ايم بايد تيمي تحقيق كنيم.
طوراني: واقعاً در برنامه چهارم توسعه چه ميزان دغدغه براي اين مسائل فرهنگي صرف شده است؟ بايد بيشترين دغدغه را در حضور كارشناسان داشته باشيم.
دكتر فرجاد: بايد سازمان بهزيستي به دست مددكار اجتماعي باشد ولي مددكار به بازي گرفته نمي شود. حتي ساده ترين كار را به مددكار نمي دهند. توسعه يك بحث فني است الآن با فرار مواجه هستيم. شرايط خانواده، اجتماع و ... را مي دانيم، آيا جز تحقيق و روش كاربردي ديگر مي تواند مؤثر باشد؟
پرمحمدي: والدين جوان بايد آموزش ببينند. تدريس بهداشت روان در خانواده در مهدكودك را خودم شروع كرده ام. زن و شوهر بايد بدانند چه ارتباطي باهم بايد داشته باشند.
مظفري: بهتر است تحقيق شود. اگر تعريفي از موضوع داشته باشيم، علل را بشناسيم دنبال نتيجه خواهيم بود و به آن مي رسيم. فرار كودك يك تعريف است. در جرم شناسي كودك در معرض خطر، معارض با قانون و مواردي كه پيش مي آيد كيس بندي مي شود. در فرار از منزل علل را بررسي كرديم نتيجه چه شد؟ جامعه حساس است حوادث زيادي به علت اين مسأله به وجود آمده است. ولي ما هنوز راهكار نداريم.
دكترفرجاد: چرا باندهاي بزهكاري بهتر از خانه سبز عمل مي كنند كه بچه ها آن باندها را به خانه سبز ترجيح مي دهند.
مظفري:فرار از منزل باعث شده سن فحشا پايين بيايد.
روزبهاني: در تمام مراكز پژوهشي علل تكرار بايد موردتوجه قرارگيرند. ما بايد سيستم بين بخشي و خلأهايمان را جبران كنيم. متولي بهزيستي و شهرداري است اما بايد بررسي كنيم كه علت ناكارآمدي سيستم آموزش خانواده، ساماندهي كودكان و اين دو مركز در چيست بايد روي اين مسأله كار شود كه آيا اقدامات قانوني كافي بوده است يا نه؟ ما حتي در حدي كه قانون داريم عمل نكرده ايم.
دكترفدايي: محقق نتيجه تحقيقات خود را به مراكز و سازمانهاي ذيربط مي فرستد پس از او نبايد بيش از اين توقع داشت. بلكه آنان كه تصميم گيري مي كنند بايد نتيجه اين تحقيقات را موردتوجه قراردهند.
طوراني: چرا خيابان محل امني براي فراريان مي شود؟ بايد آسيب شناسي كرد چرا جوان به خيابان پناه مي آورد؟ چقدر در خيابان آزادي است كه خانه آن را ندارد؟
آيا ما الگوي متناسب براي نسل جوان داده ايم تا متناسب با آن حركت كند. ما جوانان را رها كرده ايم هركس از ظن خود كاري مي كند. ما به جوانان هويت نداده ايم. امام خميني(ره) تمام مسؤوليت هاي كلان اجرايي را به جوانان داد. لانه جاسوسي را به جوانان داد. امام به جوانان بها مي داد ولي ما الآن به علت عدم چرخش متناسب مديريت در كشورمان حتي براي جوان بعد از تحصيل جايي قرارنداده ايم. چند شغله بودن فرصت را از ديگران گرفته است. مهاجرت و فرار مغزها هم يك نوع فرار است. براي ۹۰درصد از دانشجويان دانشگاههاي معتبر از كشورهاي خارج بورس مي آيد. ما بايد جوانان را وارد چرخه مديريت كنيم خطاي آنان در آنجا بهتر از اين است كه وارد آسيب اجتماعي شوند.
دكترفرجاد: فرار در ايران با كشورهاي ديگر فرق دارد. در آلمان از دوران جنيني بچه را ارزيابي مي كنند و مددكار اجتماعي شرايط را براي او كنترل مي كند.
ما بايد نگرش هايمان را عوض كنيم و بچه فرار را عضو جامعه بدانيم و با خشونت برخورد نكنيم. همه دلمان مي سوزد. هميشه هشدار مي دهيم كه مردم فكر نكنيد بچه هاي شما مصون هستند ولي واقعيت اين است كه براي رسيدن به نتيجه بايد به فكر تفكر كارگروهي برويم.

|   صفحه اول   |   سياسي   |   اخبار ايران   |   اجتماعي   |   گزارش روز   |   بين الملل   |   گفت و گو   | 
|   سلامتي   |   سرزمين مادري   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه   |   ويژه ۲   |   ويژه ۳   | 
|   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   اقتصادي   |   قيمت سكه و طلا   | 
|   حوادث   |   ورزشي   |   صفحه آخر   |   افق   |   اوقات شرعي   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |